روستای ناشناخته جذامیهای ایران (+عکس)
شمالشرق، شمالغرب، غرب و جنوبغربی ایران هنوز هم تعدادی بیماران مبتلا به جذام دارند. گرچه دوره بیماری آنها به پایان رسیده است اما در کنار زخمهای خشکشده بیماری؛ طرد، تنهایی، تحقیر، انگ، زندگی فلاکتبار و عدم پذیرش اجتماعی زخم آنها را تازهتر میکند. در ایران در حاشیه شهر مشهد، در آسایشگاه «باباباغی» تبریز و در بخشهایی از شهر ایلام و در روستاهای اطراف شهر مهاباد و سردشت، میتوان سراغی از جذامیان گرفت.
آنها به واسطه عدم پذیرش در جامعه، طردشدن از سوی خانواده و بستگان، ترس غیرواقعی مردمان از سرایت این بیماری و فرار از تحقیر و انگهای اجتماعی به زندگی گروهی روی آوردهاند. برای درمان به آسایشگاه باباباغی تبریز میروند. زمانی که درمان شدند، ویروس بیماری قابل سرایت از بدنشان خارج شد و تنها اثر بیماری در بدنشان ماند، گزینهای جز زندگی گروهی با سایر جذامیان بهبودیافته ندارند. بین خودشان و با بیماران بهبودیافته ازدواج میکنند. زوجها عموما کسانی هستند که بهبودیافته هستند. فرزندان آنها به شکلی سالم و عادی به دنیا میآیند اما زمانی که وارد جامعه میشوند، با دوراهی دشواری مواجهند. یا باید به پدر و مادر، شهر و روستا و تعلقات خود پشت کنند و به جایی بروند که انگشتنمای شهر و روستا نباشند، یا با حجم بالایی از تحقیر و انگ اجتماعی مبارزه کنند و بمانند. وقتی میمانند، در شهر کاری برای آنها نیست، در مدرسه همه از آنها دوری میکنند، گمان میکنند آنها حامل ویروسی برای سرایت هستند.
در کوچه و خیابان کسی همبازی آنها نمیشود. وقت ازدواج در شهر و روستا کسی به آنها دختر نمیدهد. کسی نمیگذارد پسرش با فرزند یک بیمار بهبودیافته از جذام ازدواج کند؛ مثل«کاککریم»، پسر عثمان بیمار بهبودیافته جذامی که در روستای بصری از توابع مهاباد به همراه 19 بیمار بهبودیافته جذامی و 15 خانواده دیگر زندگی میکند. عثمان پدر کاکابراهیم در 18سالگی به دلیل عدم رعایت بهداشت به جذام مبتلا میشود. تا چهار سال برای درمان خود پیش دعانویس میرود. دعاها یکی پس از دیگری برای او نوشته میشود، چند نفر را مبتلا میکند، اما بازهم درمان نمیشود.
پس از آن به پیشنهاد دعانویس به عراق میرود. دعانویس به او میگوید در عراق آب مقدسی در یکی از روستاهای نزدیک کوفه وجود دارد که اگر عثمان در آنها غسل کند، بیماریاش درمان میشود. عثمان رنج سفر را به جان میخرد. سهروز بستنشین آب مقدس میشود. اما در پایان روز سوم یک دست و یک پایش را در آن آب مقدس جا میگذارد. پس از آن با مشقت به شهر خود بوکان میرسد. پدر و مادرش وقتی او را میبینند رهایش میکنند. معلق بین زمین و آسمان بوده که یک دکتر فرانسوی او را به آسایشگاه باباباغی تبریز میبرد و ششماه بعد درمان و ویروس جذام از بدنش خارج میشود و دیگر بیماری او مسری نیست.
از تبریز که به بوکان میآید، پدرش فوت و مادرش ازدواج مجدد کرده. زمینهایی که برای او به ارث مانده، از سوی برادرانش مصادره شده و پس از ششسال آوارگی خود را به روستای بصری میرساند. با مادر کاکابراهیم که او نیز از بیماران بهبودیافته بود ازدواج میکند و حاصل ازدواج آنها کاکابراهیم میشود و دو برادر دیگر. کاکابراهیم کنار پدر و مادرش میماند و برادران دیگر میگذارند و میروند. کاکابراهیم میگوید به جایی دور رفتهاند، نمیداند کجا. اما میگوید جایی که کسی نداند بصری کجاست، سرچنار کجاست، پدرشان کیست و مادرشان و حرفی از جذام هم در میان نباشد.
قرار ما با کاکابراهیم و آقای خالدی از مسوولان انجمن حمایت از جذامیان شهرستان مهاباد در میدان استاد حجار مهاباد بود. در روزی که مهاباد نیممتری سفیدپوش برف بود. این اما اولین قرار ما نبود. کاک ابراهیم در اول مسیر اطلاعاتی به ما میدهد، که مطمئن میشویم مسیر را درست آمدهایم. براساس اطلاعات انجمن حمایت از جذامیان مهاباد و منطقه، در روستای بصری مهاباد 18 بیمار جذامی، در روستای سرچنار 15 بیمار، شهر مهاباد 15 نفر، شهر بوکان 12، سردشت 15، پیرانشهر 30 و اشنویه 7 بیمار بهبود یافته جذامی و در مجموع در این منطقه 113 بیمار بهبود یافته جذامی هستند که با اعضای خانوادهشان در مجموع 269 نفر را تشکیل میدهند.
پیش از این در تهران سراغ پزشک متخصصی رفتیم. ما هم عضوی از جامعهای بودیم که گمان میکردیم رفتن به روستای جذامیها، نشستوبرخاست با آنها و همکلامشدن با آنها میتواند ما را هم به جذام مبتلا کند. فارغ از اینکه جذام تا حد زیادی ریشهکن شده و کسانی که زندگی گروهی با هم دارند، بیماری آنها به پایان رسیده، ویروس مسری از بدن آنها خارج شده است و حالا در اصطلاح پزشکی «جذامی خشک» هستند، «جذامی تر» نیستند چرا که جذامیهای تر یعنی جذامیهایی که حامل ویروس مسری این بیماری هستند تعداد انگشتشماری دارند و در آسایشگاه باباباغی تبریز درمان میشوند.
اما بیشتر از پزشک متخصص در تهران، کاکابراهیم باعث میشود ترس ما رنگ ببازد و بیاعتبار شود. کاکابراهیم با قد بلندش، چشمان آبیاش، تهریش مردانه و اورکت آمریکاییاش، کم از جوانانی ندارد که در مهاباد با ماشینهایگرانقیمت پلاک تهران و اربیل دور دور میکنند و شاید تعدادی از آنان دستی هم در قاچاق داشته باشند.
بصری، عریان در دامنه کوه
«خواستگاریکردن من سهسال طول کشید، پدر همسرم راضی بود، مادر و برادرها و کل اقوامش ناراضی. میگفتند: «اینها خطرناکند. معلوم نیست اگر ازدواج کنند و بچهدار شوند، فرزندشان چه جوری میشود، دختر ما چطور میخواهد به خانه آنها برود، جذامی میشود. حرف مردم را چهکار کنیم، این همه پسر در شهر هست آنوقت دخترمان را به پسر یک گول بدهیم.»
درددلهای کاکابراهیم را قطع میکنم تا حواسش به جاده باشد. برف جاده صعبالعبور بصری را سفیدپوش کرده. کاکابراهیم فقط با یک زنجیرچرخ جاده پرپیچوخم را بالا میرود. در هر پیچی که میپیچد یکمتری ماشین در برفهای یخزده لیز میخورد و یک متر مانده به پرتگاه جاده کوهستانی متوقف میشود. پیشنهاد پیادهرفتن را میدهیم و کاکابراهیم میگوید، «این خاکهای کف جاده را میبینید، خودم آنها را ریختم. هفته پیش برف زیاد میبارید، در این جاده گیر کردم و به هزار زور خودم را لب جاده رساندم، ترس نداره مهندس، الان که جاده خیلی خوبه»
پیشنهادمان رد میشود. «راستی کاکابراهیم، گول یعنی چی؟» «در کردی به کسانی که کور، ژولیده، ناتوان، بیکس و کثیف هستند، گول میگن، به جذامیها هم گول میگن» دنده را جا میزند و دوباره جاده کوهستانی را بالا میرود.
روستای بصری یکی از روستاهایی است که در دهه30 شمسی مسوولان بهداری در آن مقطع به کمک پزشکان آمریکایی آن را برای قرنطینه و مرکزی برای ریشهکنکردن بیماری مالاریا ساختند؛ روستایی در دل کوههای شرقی مهاباد که انگار دلیل انتخاب این منطقه هوای بسیار تمیز آن و دوری از شهر بوده. پس از ریشهکنشدن مالاریا در دهه50، با کمک دولتهای مرکزی، بیماران مبتلا به جذام از سطح شهر جمعآوری شدند و به این روستا آمدند.
پیرمردهای مهابادی دراینباره میگویند، قبل از سال 1342 آبادیها بهصورت ارباب- رعیتی اداره میشدند. در آبادیها اگر فردی مبتلا به جذام میشد، در بین مردم و خانوادهاش جایگاه و سرپناهی نداشت. اربابها آنها را از آبادی خود بیرون میکردند و کسی کاری به آنها نمیداد. همین میشد که جذامیها سر هر راهی کاسهای میگذاشتند تا مردم رهگذر صدقه و خیرات خود را در آن میریختند و عموما جذامیها در خانههای گلی و دخمهها زندگی میکردند. پس از آن، در سال 1355 تشکلی تحت عنوان«جمعیت حمایت از جذامیان» تشکیل شد. آنها اقدام به ساخت خانههایی در روستای«سیاهگل» از توابع شهرستان مهاباد کردند. در ادامه همه جذامیان این منطقه را در سه روستای سیاهگل، بصری و سرچنار سکنی دادند.
در دهه60 به دلیل مشکلات سیاسی که در منطقه مهاباد ایجاد شد، ساختار این جمعیت خیریه متلاشی شد. پس از آن در اواسط دهه60 «انجمن حمایت از جذامیان مهاباد و منطقه» تشکیل شد. این انجمن در ابتدا اهالی روستای سیاهگل را به دلیل مشکلات معیشتی و قدیمیشدن خانههای آن، به روستاهای بصری و سرچنار منتقل کردند تا زندگی گروهی جذامیان در این منطقه در روستاهای«سرچنار» و«بصری» صورت گیرد. یکی از اعضای این انجمن آقای خالدی است. در صندلی جلو ماشین پشتسر هم به کاکابراهیم به کردی تذکر میدهد «مواظب باش، مواظب باش» کاکابراهیم اما واقعا حرفهای است.

خبری از دام و گاو و گوسفند نیست. نیمکتهای آهنی با میلههای یکی در میان جلو هر خانه جا خوش کردهاند و برفها روی آنها. سقف خانهها در ظاهر ایزوگام است اما وارد خانههای مکعبیشکل که میشوی، سقفها به شدت نم کشیده است. روستای بصری علاوه بر 15خانواده جذامی سه خانواده دیگر هم دارد که در خانههایشان بیمار بهبودیافته جذام ندارند. در سقف خانههای این سهخانواده هم دیشهای ماهواره نصب شده است. خبری هم از ماشین و احشام برای رفتوآمد نیست. در روستا بیش از همه ساکنانش برفها را لگدکوب میکنیم. میزبان اول ما «عمر» بیمار بهبودیافته جذامی است که 60 سال با این بیماری زندگی کرده. جلو میآید. به او سلام میکنیم. به او دست میدهیم.
طعم نان داغی که از مادرم و زن مردم گرفتم
عمر سلام میکند و غیب میشود. چند دقیقهای بعد شلوار کردی قهوهایرنگی را پا میزند و عینک دودیای را به چشم. او به همراه دیگر بیماران بهبودیافته جذامی علاقهای به عکسگرفتن ندارد.
امیر ساز دوربینش را که کوک میکند، حرفهای عمر قطع میشود. زبانش از فارسی به کردی تبدیل میشود، تند و تند با کاکابراهیم حرف میزند. تا کاکابراهیم دوباره او را راضی میکند، 10دقیقهای طول میکشد. در خانهاش که باز میشود، بخار زیادی از خانه بیرون میزند. سهیلا خانم سومین زن اوست. زن اولش دو هفته میهمان خانه او بوده. وقتی از بیماری او باخبر میشود، میگذارد و میرود.
زن دومش بیمار بهبودیافتهای بوده که در باباباغی با هم آشنا شده بودند. در 40سالگی با او ازدواج میکند و میگوید علاقهای به بچهدارشدن نداشته. 20سال در بصری در یک خانه مکعبی با زن دومش زندگی میکند تا دو سال پیش که زن فوت میکند و سهیلا خانم از خانه چند متر آنورتر خود به خانه عمر میآید و دو سالی است که یکدیگر را از تنهایی درمیآورند.
سهیلا خانم میگوید یک سال فقط شب و روز داستانهای زندگی عمر را گوش میکردم. همیشه حرفهایی برای گفتن دارد. راست میگوید. عمر 40سال با آوارگی زندگی کرده است. در عنفوان نوجوانی زخمی روی دستش و عدم رعایت بهداشت او را مبتلا به جذام کرد. وقتی جذام گرفت، پدرش مرد. میگوید در مراسم تشییع جنازه پدرم هیچکس نزدیکم نشد. همه فرار میکردند. انگار آتش در دست داشتم و آتش را پیش مردم میبردم و همه از حرارت آتش از کنارم فرار میکردند. برادرانم میگفتند تو نحسی. وقتی به دنیا آمدی زمینهایمان از دست رفت. مادر یک چشمش را از دست داد و چند سال بعد پدر مرد.
میگوید برادرانش نگذاشتند نزدیک جنازه پدر شود و همان وقت شبانه از روستایشان فرار کرد و رفت. چند سالی را در اشنویه چوپانی میکرد. روزی در اشنویه پزشکی را از دل چاهی بیرون آورده بود. جان پزشک را نجات داد و پزشک وقتی متوجه بیماریاش شد، او را به باباباغی برد و سه سال را در آنجا گذراند و درمان شد. وقتی بازگشت، مادرش ازدواج کرده بود و عمر سراغ مادرش نرفت. برادرانش او را طرد کردند. شوهرخواهرش او را تهدید به مرگ کرده بود و باز به اشنویه برگشت و چوپانی خود.
اصرار دارد که سردش نیست. از خانه مکعبی و بخارگرفته خود بیرون آمده بود و کاکابراهیم دایما هشدار میداد که سرما میخوری. اما سفره دلش تازه باز شده بود. یک شب در اشنویه صاحب مال و گوسفندان با چاقو به او حملهور میشود.
10گوسفند سیاهزخم گرفته بودند و مرده بودند. صاحب مال به عمر گفته بود تو آنها را مریض کردی و عمر به ما گفت حشره آنها را مریض کرده بود. عمر از دست صاحب مال مجروح و دوباره آواره میشود. پنج سالی از این روستا به آن روستا در حال صدقه جمعکردن بوده. از خوشهچینها تهمانده گندم میگرفت و با فلاکت زندگی میکرد. لحن صدایش عوض میشود. تیکهای عصبی در صورتش دیده میشود. یکبار در یک روستایی شغلی برای خود دستوپا کرده بود. مقنی شده بود و مترها زیر زمین چاه میکند. میگوید مردمان که از بیماریام مطلع شدند، شکایت مرا به سپاهدانش بردند.

عمر یک تصویر از مادرش تنها در ذهن دارد. میگوید وقتی مادرش را پیدا کرده، پشت تنور در حال نانپختن بوده. «وارد که شدم با یک چشم سالمم به او زل زده بودم. مادرم مرا نشناخت. اشک ریختم. شاید فکر کرد که من نیازمندم. نان داغی را به من داد. نان داغ را تندتند خوردم. نان دیگری به من داد در سفرهام گذاشتم و سفره دلم را برایش باز کردم. دستش به تنور گرفت و پرید و سوخت. دست در دهان گرفت و دایما گریه میکرد. طعم نان مادرم خیلی خوشمزه بود. خیلی زیاد. به او گفتم آمدم به تو پناه بیارم. اما او گفت من امروز دیگر زن مردم هستم.»
سهیلا خانم میگوید، میبینید همیشه حرف برای زدن دارد، شعمدانیها پشت پنجره خانه عمر هنوز سبز است. امیر از او عکس میگیرد و عمر میگوید شعمدانیها را سهیلا به خانه آورده.
آفتابخانم لبخند بر لب دارد و سنگهایی در کلیه
عمر همچنان گرم حرفزدن است. آفتابخانم آفتابی میشود. صورتش گردگرد است. سلام گرمی با کاکابراهیم و آقای خالدی میکند. به کردی چند کلامی هم با عمر صحبت میکند. انگار به شوخی به او فحش میدهد. عمر حرفهایش قطع میشود و چیزی به آفتابخانم میگوید و با کاکابراهیم ریزریز میخندند. آفتابخانم متوجه میشود که اینجا چه کاری داریم. میگوید که سراغ کمالالدین برویم؛ همسایه دیواربهدیوار عمر.
میگوید، وضع او از همه خرابتر است. کمالالدین 30سال است که در خانه زمینگیر شده. پرستار کمالالدین پیرزنی از اهالی بصری است که در ازای مراقبت از او ماهی 30هزارتومان از انجمن دریافت میکند.
نمیگذارد کفشهایمان را دربیاوریم. دستکشهای ظرفشویی در دست دارد و خودش هم با دمپایی وارد خانه کمالالدین میشود. ماهی یکبار کمالالدین را به حمام میبرد. میگوید ماموستا به من اجازه داده او را به حمام ببرم. حالا که هوا سرد شده کمالالدین دوماهی است که حمام نکرده است. ساعت خانه کمالالدین بیحرکت است. 30سال است که در خانه زمینگیر شده. بخاری نفتی در نیممتری بستر اوست. با کمک پرستارش از جا بلند میشود. نای حرفزدن ندارد. فقط نگاه میکند و ما هم حرفی برای گفتن نداریم. پرستار دستهایش را به ما نشان میدهد.
کمالالدین از دار دنیا نه زنی دارد و نه بچهای. قوم و خویش دارد اما آنها را کاری با کمالالدین نیست. از دار دنیا فقطوفقط چند دست لباس دارد، خانهای مکعبیشکل در بصری، یک بخاری نفتی، ساعتی بر تخت دیوار که از حرکت باز مانده است و ماهی 30هزارتومان کمک انجمن خیریه و پرستاری که او را تروخشک میکند. کاکابراهیم میگوید اسم روزگار او «زندگی نیست». آفتابخانم جای کاکابراهیم را میگیرد و باقی جاهای روستا را به ما نشان میدهد.
در میانه راه حالا نوبت اوست که سفره دلش را باز کند: «دوسال است که سنگکلیه دارم. هرجا میروم میگویند باید عمل کنی و کل پولم همان 50هزارتومانی بود که برای عکس رنگی و آمپولزدن دادم. حالا هیچ پولی برای درمان ندارم و هیچکس هم سراغی از ما نمیگیرد.» آفتابخانم در کسری از ثانیه میخندد و در کسری از ثانیه چهرهاش لبریز غم و قصه میشود. او در 20سالگی مبتلا به جذام شد و تا به امروز که به 60سالگی رسیده است، همسر و فرزندی ندارد. در دنیای کوچک و دردناک خود روزگار میگذراند.
در مدرسه انگشتنمای خلقی بودیم
کاکابراهیم مارا به خانه سیدنجمالدین میبرد. میگوید هفته پیش زنش فوت کرده بود و در خانهشان فاتحهای میخوانیم. سیدنجمالدین و همسرش بهبودیافته جذام بودند و در «سیاهگل» با هم آشنا شده بودند و ازدواج کردند. خانه سیدنجمالدین پر است از قاب عکسهای کوچک که کجوکوله روی دیوار نصب شدهاند. در سروصورتش مویی نیست. با احترام از ما پذیرایی میکند. ساعت روی دیوار خانهاش دقیق کار میکند. کیسهای پر از بستههای سیگار در گوشهای از خانهاش است. مشغول چایخوردن هستیم که کاککریم وارد میشود. کاککریم رابط انجمن در روستای بصری است.
ماهی 30هزارتومان کمک انجمن را به خانوادههای جذامی میرساند و خود او نیز ساکن بصری است. میگوید برادران و خواهرانشان از بصری رفتهاند. خودش مانده است و مادرش. پدر و مادر او از جذامیهای ساکن بصری هستند و تا به امروز سختیهای زیادی کشیده است. میگوید در مدرسه همه از ما فراری بودند. «ابتدایی و راهنمایی را در یکی از روستاهای مرکزی منطقه گذراندم. معلمها کاری بهکارم نداشتند. تا میفهمیدند اهل بصری هستم مرا ته کلاس میبردند. مرا برای درس جوابدادن پای تخته نمیبردند. از روی کتاب برای بچهها نمیخواندم. معلم با من حرف نمیزد. دبیرستان را به مدرسهای شبانهروزی در بوکان رفتم. انگشتنمای خلق بودم. یادم هست روزی جوش کوچکی در صورت من درآمد. معلم سراسیمه شد. مدیر مدرسه مرا به مهاباد برد و کلی آزمایش از من گرفتند که نکند من هم جذام داشته باشم اما من سالم بودم. بعد از آن دیگر قید مدرسهرفتن را زدم و به سختی کار کردم و به سختی ازدواج کردم.»
کاککریم میگوید مردم از ما فراری هستند در صورتی که ما فرقی با بقیه نداریم. ما همه سالم هستیم و پدر و مادران ما هم زمانی بیمار بودند و حالا خوب شدهاند، مسری نیستند. اما همه از ما میترسند. هیچکس هم برای ما کاری نمیکند نه بهزیستی و نه نهادهای دیگر. «صداوسیمای مهاباد از همهچیز گزارش میگیرد. از همه مشکلات مردم اما یکبار هم نشده که بیاید و به مردم بگوید، از جذامیها فرار نکنید. فرزندان آنها را تحقیر نکنید. آنها واگیردار نیستند، با آنها مهربان باشید، به جوانان آنها کار دهید، به آنها کمک کنید.»

سرچنار تنهاست، جایی میان مهاباد و میاندوآب
از میان 33نفر از جذامیان روستای بصری و سرچنار تنها و تنها سیدنظام است که کار میکند. سیدنظام یکدست خود را از دست داده است و حالا در خانه خود در سرچنار نشسته است و دعانویسی میکند. کاکابراهیم میگوید در ایام قدیم مردم برای بیماریهایشان سراغ دعانویس را میگرفتند اما امروزه دیگر فقط برای زادوولد بیشتر دامها، رونق کشاورزی و بهطور کلی رزقوروزی و طول عمر سراغ دعانویس میروند. سیدنظام اجازه ورود به خانهاش را به ما نداد. با ما همکلام نشد و تنها گفت برای شما دعا میکنم.
حتی درخواست ما برای دریافت دعا به بهانه همکلامشدن را هم رد کرد. در سرچنار علاوه بر بصری هوا پس بود. سیدنظام که عذر ما را خواست، با مسعود مواجه شدیم. لولهای در دست داشت و میگفت اگر عکس بگیرید دوربینهایتان را میشکنم. اما قضیه از جای دیگری آب میخورد. مسعود میگوید سالها پیش یک مستندساز کُرد در شهر بوکان به سراغ جذامیها آمد. پولهایی به آنها داد و اعتماد آنها را برای ساخت فیلمی مستند جلب کرد. پس از آن فیلمی ساخت که در آن نشان میدهد بیماران جذامی بهبودیافته خطرناک هستند و بیماری آنها مسری است.
حتی در صحنهای از فیلم مستند خود دختربچه را به دروغ نشان داده بود که از بیماران بهبودیافته لیوان آبی میگیرد و مبتلا میشود. از قضا فیلم مستند او در یکی از شبکههای کُردزبان وابسته به گروهکهای سیاسی خارج از کشور پخش میشود و باعث میشود ذهنیت نادرست مردم در مهاباد و میاندوآب نسبت به جذامیان بهبودیافته بدتر شود. مسعود لحن رجزآمیزی به خود میگیرد. سهماه دنبال مستندساز بودم تا به یک تیر خلاصش کنم اما آب شد و زیر زمین رفت. حالا مسعود پشت دستش را داغ کرده و اجازه عکسبرداری از پدر و مادر و باقی جذامیان سرچنار را به هیچکسی نمیدهد و پای حرفش هم ایستاد. صدایش دایما میلرزد. میگوید مردمان ما هیچ فهمی از شرایط ما ندارند. همه از ما میترسند، در صورتی که ما آزاری برای کسی نداریم. پدر و مادر من هم نداشتند. بیماری آنها واگیردار نیست اصلا و هیچکس کاری نمیکند که این ذهنیت غلط مردم را درست کند.
ملا هم در خانه ما چایی نمیخورد
کاکابراهیم رفیق گرمابه و گلستان مسعود هم نمیتواند او را قانع کند. مسعود میگوید عکسگرفتن درد ما را دوا نمیکند. مردم ذهنیتشان را تغییر نمیدهند. مسعود خوشلباستر از کاکابراهیم است. میگوید قاچاقچی است و ظاهرا سود خوبی برای او دارد. میگوید وضع ما خوب است اما دیگر جذامیان روستا اوضاع بسیار بدی دارند. با ماهی 60هزارتومان یعنی 30هزارتومان انجمن و 30هزارتومان کمیته امداد زندگی میکنند. دل پری از مردم روستاهای اطراف سرچنار دارد. «ملا هم در خانه ما چایی نمیخورد.
مادر من هم مبتلا به جذام بوده و خوب شده. من فرزند پدر و مادر جذامی هستم که جفتشان خوب شدهاند. مادر ماهی یکبار جلسه قرآن میگذارد. ملا با اکراه به خانه ما میآید و وقتی هم میآید در خانه ما چایی نمیخورد و میترسد جذام بگیرد. کاری به ملا ندارم، اما مردم هم روی خوشی به ما نشان نمیدهند. یکسالونیم عاشق دختری بودم و او را به خاطر پدر و مادرم به من ندادند. حالا دیگر کاری به کسی ندارم. هیچکس هم کاری بهکار ما ندارد و با درد خود میسوزیم و میسازیم و میمیریم.»
انجمن خیریه وسع ناچیزی دارد
خانوادههای جذامی زندگی خود را با ماهی 60 هزارتومان میگذرانند. کاکابراهیم این رقم را با توجه به خرج امروزی زندگی چیزی شبیه به یک شوخی میداند. از طرف دیگر انجمن خیریهای که به این بیماران کمک میکند، وسع مالی ناچیزی دارد. اما با این حال توانستهاست با ساخت درمانگاهی در مهاباد، سود ناشی از خدمات درمانی را خرج این بیماران کند.
جمالخالدی از اعضای این انجمن خیریه در اینباره میگوید: تنها راه نجات این بیماران بهبودیافته تغییر ذهنیت جامعه نسبت به آنها و البته کمک هر چه بیشتر خیرین است، اگر خیرین وارد میدان شوند، کمکهای خود را به این بیماران برسانند، آنها میتوانند از ابتداییترین استانداردهای زندگی بهرهمند شوند، چراکه این بیماران اصلا زیادهخواه نیستند و متاسفانه از ابتداییترین شرایط برای زندگی محروم هستند.
منبع: روزنامه شرق
نتایج آزمون وکالت 92 اعلام شد
به گزارش ایسنا، داوطلبان میتوانند با مراجعه به سایت سازمان سنجش آموزش کشور به نشانی www.sanjesh.org از نتیجه آزمون وکالت اطلاع پیدا کنند.
آزمون وکالت سال 92 روز جمعه اول آذرماه با همکاری سازمان سنجش آموزش کشور در 23 کانون وکلای دادگستری به صورت همزمان برگزار شده بود.
قرار بود نتایج آزمون وکالت سال 92، 7 دی ماه اعلام شود که دو بار به تعویق افتاد ودر نهایت امروز(چهارشنبه) از سوی سازمان سنجش آموزش کشور اعلام شد.
ارتفاعزدگی یا بیماری ارتفاع
بیماری ارتفاع یا ارتفاعزدگی ناشی از کاهش میزان اکسیژن هوا در ارتفاعات بالا است. این عارضه اغلب افرادی را که در ارتفاعات پایین زندگی میکنند و به ارتفاعات ۲۵۰۰ متر و بالاتر سفر میکنند، گرفتار میکند.

کوهنوردی در برف
شایعترین علائم بیماری ارتفاع سرگیجه، سیاهی رفتن چشمها، سردرد، ضعف، بیخوابی و دلآشوبی است.
افرادی که دچار علائم شدید میشوند باید فورا به ارتفاع پایینتر بیایند.
برای پیشگیری از این عارضه باید در هنگام کوهنوردی به تدریج به ارتفاعات بالاتر صعود کرد و به بدن امکان داد تا در طول چند روز، با میزان کم اکسیژن تطبیق پیدا کند.
همچنین باید سعی کنید شبها در ارتفاعی پایین تر از ارتفاعی که روز در آن هستید، بخوابید.
علل بیماری ارتفاع
در سطح دریا غلظت اکسیژن حدود ۲۱ درصد است و فشار بارومتری بهطور میانگین ۷۶۰ میلیمتر جیوه است.
با زیاد شدن ارتفاع، غلظت اکسیژن در همان حد باقی میماند، ولی تعداد مولکول های اکسیژن در هر تنفس کاهش مییابد.
در ارتفاع ۳۵۰۰ متری فشار بارومتری تنها ۴۸۳ میلیمتر جیوه است، یعنی تقریباً ۴۰ درصد کاهش در مولکول های اکسیژن موجود در هر تنفس.
جهت اکسیژن رسانی مناسب به بدن سرعت تنفس شما (حتی در هنگام استراحت) باید افزایش یابد. این تهویه اضافی محتوای اکسیژن خون را بالا میبرد، ولی نه در حد غلظت اکسیژن در سطح دریا.
از آنجایی که مقدار اکسیژن مورد نیاز برای فعالیت تغییری نکرده است، بدن باید خود را با مقدار کمتر اکسیژن تطبیق دهد.
به علاوه به دلایلی که کاملاً مشخص نیست، ارتفاع زیاد و فشار کمتر هوا باعث نشت مایع از مویرگ ها میشود که همین عامل میتواند باعث افزایش مایعات در ریه و مغز شود.
ادامه مسیر به سمت ارتفاعات بالاتر بدون عادت کردن (همهوایی) و وفق یافتن با محیط میتواند به بیماریهای شدید و حتی مرگبار منجر شود.
اگر به ارتفاعات بیش از ۳۰۰۰ متری میروید، در هر روز تنها ۳۰۰ متر ارتفاع خود را افزایش دهید و در ازای هر ۱۰۰۰ متر بالا رفتن، یک روز استراحت کنید
وفق یافتن (همهوایی) چیست؟
دلیل اصلی بیماری ارتفاع، رفتن به بلندیها با سرعت زیاد است. با صرف وقت بیشتر، بدن شما میتواند خود را با کاهش تعداد مولکول های اکسیژن در یک ارتفاع مشخص سازگار کند.
این مراحل بهعنوان وفق دادن (همهوایی) یا عادت کردن شناخته میشود و عموماً ۱ تا ۳ روز برای هر ارتفاعی وقت میگیرد؛ برای مثال اگر شما تا ارتفاع ۳۰۰۰ متری بالا بروید و چندین روز را در آن ارتفاع بمانید، بدن شما به ارتفاع ۳۰۰۰ متری عادت میکند. اگر شما تا ارتفاع ۶۵۰۰ متری بالا بروید، بدن شما دوباره به آن ارتفاع عادت میکند.
تغییرات زیادی در بدن شما رخ میدهد تا بدن، اجازه عمل با اکسیژن کاهش یافته را پیدا کند. افزایش عمق هر تنفس و افزایش فشار سرخرگ های ریوی، خون را مجبور میکند تا در قسمت هایی از ریه که در حالت عادی، در ارتفاع دریا از آنها استفاده نمیشود، جریان پیدا کند.
بدن گلبول های قرمز بیشتری جهت حمل اکسیژن تولید میکند. بدن آنزیم خاصی را که اکسیژن رسانی را تسهیل میکند، بیشتر تولید میکند.
انواع بیماری ارتفاع
به طور کلی بیماری های ارتفاع به سه دسته تقسیم می شوند:
۱- سندرم ارتفاع زدگی حاد (Acute Mountain Sickness)
سردرد اولین علامت ناشی از AMS است. معمولا سردرد در AMS همراه با بقیه علائم رخ می دهد، از جمله بی خوابی، ضعف عضلانی، سرگیجه، بی اشتهایی و تهوع.
این سردرد معمولا در شب و با فعالیت زیاد بدتر می شود. بی خوابی بعد از سردرد، دومین علامت شایع است. اختلال در خواب معمولا به دنبال تنفس دوره ای، سردرد شدید، سرگیجه و نفس تنگی رخ می دهد.
بی اشتهایی و تهوع نیز از علائم شایع هستند. کاهش ادرار(حتی با وجود مصرف مایعات) نیز ممکن است رخ دهد.
۲- ادم مغزی در ارتفاعات (High Altitude Cerebral Edema)
در موارد شدید ارتفاع زدگی حاد فرد دچار عدم تعادل، گیجی و تغییر در سطح هوشیاری می شود که به این حالت، ادم مغزی ناشی از ارتفاع زدگی می گویند.
۳- ادم ریوی در ارتفاعات (High Altitude Pulmonary Edema)
ادم ریوی در ارتفاعات بالا معمولا در عرض ۲ تا ۵ روز بعد از رسیدن به ارتفاع بالا رخ می دهد.
ادم ریوی به ندرت در ارتفاعات زیر ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ متری رخ می دهد و همین طور به ندرت در افرادی که در ارتفاع خاص، حدود یک هفته هم هوایی داشته اند اتفاق می افتد.
اولین علائم ادم ریوی تنگی نفس فعالیتی، سرفه و کاهش ناگهانی عملکرد ورزشی است.
در پی ادم ریوی، تنگی نفس استراحتی و خس خس سینه شروع می شود. سرفه بدتر می شود و در نهایت خلط کف آلود صورتی رنگ که بیانگر ادم ریوی است، دیده می شود.
پیشگیری از بیماری ارتفاع
پیشگیری از بیماری ارتفاع به دو دسته تقسیم می شود: وفق دادن (همهوایی) مناسب و داروهای پیشگیری کننده.
در مورد داروهای پیشگیریکننده باید با پزشک مشورت کنید، ولی چند راهنمایی جهت وفق دادن (همهوایی) مناسب در ذیل آورده شده است.
اگر امکان آن هست، راهپیمایی را از ارتفاع کمتر از ۳۰۰۰ متری شروع کنید و بالا بروید.
در ۲۴ ساعت اول از تلاش بیش از حد یا حرکت به سمت ارتفاعات بیشتر خودداری کنید.
اگر به ارتفاعات بیش از ۳۰۰۰ متری میروید، در هر روز تنها ۳۰۰ متر ارتفاع خود را افزایش دهید و در ازای هر ۱۰۰۰ متر بالا رفتن، یک روز استراحت کنید.
به ارتفاع بالاتر بروید و در ارتفاع کمتر بخوابید. این روش بسیار زیاد توسط کوهنوردها استفاده میشود
شما میتوانید در یک روز بیش از ۳۰۰ متر بالا بروید و برای خواب به ارتفاعات پائینتر برگردید.
اگر علایم خفیف بیماری ارتفاع را دارید، بالاتر نروید تا زمانی که علایم کاهش یابد. اگر علایم افزایش یافت، پایین، پایین و پایینتر بروید.
به خاطر داشته باشید که افراد مختلف با سرعت های متفاوت به محیط عادت میکنند. قبل از اینکه به بالاتر صعود کنید، از اینکه همه افراد گروه به محیط عادت کردهاند اطمینان حاصل کنید.
آب کافی به بدن برسانید. عادت کردن به محیط (همهوایی با محیط) معمولاً با از دست دادن مایع همراه است. بنابراین شما باید مایع زیادی بنوشید تا آب کافی به بدن شما برسد (حداقل ۳ تا ۴ لیتر در روز). ادرار باید فراوان و شفاف باشد.
به خودتان سخت نگیرید. تلاش بیش از حد در بدو ورود به ارتفاعات نداشته باشید. فعالیت های سبک در طول روز از خوابیدن بهتر است، چرا که تنفس در طول خواب کاهش مییابد و علایم را وخیم تر میکند.
از دخانیات و الکل و دیگر داروهای آرامبخش شامل باربیتورات ها، مسکنها و قرص های خواب اجتناب کنید. این آرامبخشها تنفس را در طول خواب بیش از پیش کاهش میدهند و منجر به بدتر شدن علایم می شوند.
تا زمانی که در ارتفاعات هستید، رژیم با کربوهیدرات بالا (بیش از ۷۰ درصد از کالری رژیم از کربوهیدرات ها) داشته باشید.
روند وفق دادن (همهوایی) با آبرسانی ناکافی به بدن، تلاش بدنی بیش از حد و مصرف الکل و دیگر داروهای آرامبخش متوقف می شود.
منبع:تبیان
پبک نیک با پدر! (عکس متحرک)
پبک نیک با پدر! (عکس متحرک)
پرنده ها در زمستان گرسنه اند ، کمک شان کنیم (+عکس)
زمستان ، برای پرنده ها دانه بریزید: ته مانده برنج و خرد شده ی نان خشک و اضافات سبزی و ... را جلوی پنجره ، پشت بام ، گوشه ای در یک کوچه ، بیابان و ... بریزید. یادمان باشد که ما بیش از حق خودمان به حریم موجودات دیگر وارد شده ایم ؛ لااقل کمک شان کنیم.منبع: فیس بوک "عصرایران"
کوچک ترین تروریستهای دنیا (+عکس)
اسپوژمی وقتی در ایستگاه بازرسی پلیس دستگیر شد، تنها چند جمله گفت: «من از نامادری ام خسته شده بودم. برادرم گفت این جلیقه را بپوش و به ایستگاه پلیس برو. برادرم فرار کرد و پلیس من را گرفت.»
پلیس افغانستان می گوید به نظر می رسد «اسپوژمی» خواهر یکی از فرماندهان محلی طالبان باشد که از سوی برادرش ماموریت انجام این عملیات انتحاری بوده است اما فعلا «اسپوژمی» در لشگرگاه، مرکز استان هلمند است می ماند تا وضعیت او مشخص میشود.
با این حال این دختر اولین قربانی سیاست های تروریستی طالبان نیست. به جز کودکان 8 تا 10 ساله ای که در عملیات انتحاری کشته شده اند، 224 کودک افغان دیگر مشابه اسپوژمی در زندانهای هلمند و غزنین بازداشت هستند که به خاطر تلاش برای انجام حملات انتحاری دستگیر شده اند. در سال 90 هم 20 متهم به بمب گذاری انتحاری که کودکان زیر 16سال بودند، از سوی دولت افغانستان مورد عفو قرار گرفته بودند.
کلاشینکف محبوب عبداله
معروف ترین تروریست کوچک دنیا پیش از اسپوژمی، عبدالله 11ساله بود که اصلیتش به پیشاور پاکستان می رسید اما در عملیات تروریستی طالبان فعالیت می کرد. عبدالله با کلاشینکف محبوبش، در حالی که جلیقه گشادی به تن داشت در کوهستان قدم می زد و دنبال سوژه می گشت. بعدتر، او در حالی که جلیقه انفجاری به تن داشت دستگیر و به یکی از زندان های امنیتی افغانستان فرستاده شد. او به پیشنهاد پسر عمویش که هم مدرسه ای اش بود به دسته طالبان راه پیدا کرد و در نهایت، در سال 2009 دستگیر شد.
اسپوژمی را برگردانید
دو سال قبل دختر 8ساله دیگری توسط طالبان به کار گرفته شده بود تا با پوشیدن جلیقه انفجاری نزدیک یک موتور پلیس بایستد. شورشیان با کنترل از راه دور جلیقه این دختر را منفجر کردند تا او بدون آنکه بداند قربانی عملیات انتحاری شود. در همان زمان، 6مورد مشابه در کمتر از 2ماه اتفاق افتاد و با دستگیری یک نوجوان 16ساله که با کمربند انتحاری در یک مسجد دستگیر شده بود سازمان دیدهبان حقوق بشر از گروه طالبان خواست تا استفاده از کودکان در عمیات انتحاری را متوقف کند. اتفاقی که رخ نداد تا کودکان بیشتری در افعانستان کشته شوند.
امروز حامد کرزی در واکنش به استفاده از کودکان و مجبور کردن آنها به انجام حمله انتحاری، از وزیر کشور افغانستان خواسته تا اسپوژمی را به خانواده اش بازگرداند. او این اقدام طالبان را خلاف دین اسلام و فرهنگ و غیرت افغانی دانسته و از طالبان خواسته اگر معتقدند اسپوژمی عامل آنها نیست، در مقابل کشتار کودکان بی گناه اعتراض کنند.
هندوانه خورها!(عکس)
پخش برنامه تلويزيوني بوستان دانش از سيماي مركز مازندران با هدف ترويج فرهنگ
از فرمايشات حضرت علي ( ع ) (علم بهتر است یا ثروت
به هفت دليل، دانش برتر از ثروت است: اوّل: دانش ميراث پيامبران است و دارايى ميراث فرعونان. دوّم: دانش با انفاق كم نمى شود، اما دارايى با خرج كردن كم مى شود. سوّم: دارايى نيازمند نگهبان است، اما دانش دارنده خود را نگهبان است. چهارم: دانش در كفن هم با صاحب خود مى آيد، اما دارايى به جا مى ماند. پنجم: دارايى براى مؤمن و كافر فراهم مى آيد، اما دانش جز براى مؤمن حاصل نمى شود. ششم: همه مردم در كارهاى دينى خود به دانشمند نياز دارند، اما به شخص دارا نيازى ندارند. هفتم: دانش، آدمى را در گذر از صراط نيرو مى بخشد، اما دارايى مانع گذشتن او مى شود.
حدیث هفته چهارشنبه مورخ 18/10/ 1392
حدیث هفته
چهارشنبه مورخ 18/10/ 1392
امام علي سلام الله علیه
هر كس رابطهاش را با خدا اصلاح كند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود
هر چه را شنيدى براى مردم بازگو مكن، كه همين براى دروغگويى (تو) كافى است
امام صادق سلام الله علیه
چه بسيار حريص بر كارى كه وقتى بدان دست يافت با آن بدبخت شد و چه بسيار رها كننده كارى كه وقتى به آن رسيد، به وسيله آن خوشبخت شد
امام رضا سلام الله علیه
هركس به روزىِ كم راضى باشد، خداوند عمل كم را از او مىپذیرد
تهیه و تنظیم : روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر
دیدنی های امروز


مسابقات رالی داکار در آرژانتین

اسقف اعظم روسیه در حال انجام مراسم گرامی داشت زادورز مسیح در کلیسای جامع مسکو

حضور مرکل با عصا پس از آسیب دیدگی استخوان لگنش در اسکی در مراسمی در کاخ صدر اعظمی برلین


فعالیت کوه آتشفشانی در سوماترای اندونزی

برگزاری یک مراسم آیینی خیابانی در مانیل

مادر و فرزند بیمارش در بیمارستان سازمان ملل در شهر جوبا سودان جنوبی

بیرون بردن یک کودک از زیر آوارهای یک محل که در اثر حمله هوایی ویران شده است (دمشق)

سیل (انگلیس)

توزیع نان متبرک در زادروز مسیح در مقابل کلیسای جامع شهر بلگراد صربستان

حمل 4 گاو با یک خودرو در مالزی. این خودرو از سوی پلیس توقیف شد

پارک ببرهای سیبری در هاربین چین

بدون شرح!


جوان سنندجی بهدنبال ثبت جهانی "رکورد کاهش وزن" (+عکس)
جوان سنندجی که طی 265 روز 118 گرم از وزن خود را کم کرده بود ، موفق به ثبت رکورد خود در کشور شد.
مهرزاد فتحی در گفتوگو با ایسنا، در این باره گفت: پس از دوندگیهای فراوان سرانجام اوایل پاییز امسال موفق به ثبت رکورد کاهش وزن خود در کشور شدم و این حکم حدود یک ماه پیش به دستم رسید.
این جوان 24 ساله رکورددار کاهش وزن با بیان اینکه در حال حاضر به دنبال ثبت رکورد خود در کتاب رکوردهای جهانی گینس هستم، گفت: برای ثبت رکوردم نیازمند سفر به کشوری دیگر و حضور کارشناسان گینس هستم که برای این کار به دنبال یک اسپانسرم اما تاکنون فرد یا شرکتی را نیافتهام.
وی درباره هدفش از انجام این کار نیز گفت: دوست دارم رکوردم را در جهان هم ثبت کنم تا از این طریق هم بتوانم نام کشورم را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنم.
فتحی همچنین درباره وضعیتش اشتغالش نیز اظهارکرد: از سوی چند سازمان از جمله صداوسیمای مرکز سنندج قولهایی برای کار به من داده شد اما متاسفانه همچنان بیکارم.
این جوان رکوردار کاهش وزن در کشور همچنین با انتقاد از سوءاستفادههایی که پس از مطرح شدن نامش در رسانهها مطرح شد، گفت: متاسفانه برخی از افراد سودجو برای فروش بیشتر محصولات ورزشی خود و ... از اسم من سواستفاده کرده و مدعی شدند که با استفاده از محصولات و مشاوره آنها توانسته ام به این رکورد برسم و حتی تبلیغاتی با تصاویر من نیز در سطح شهر منتشر کردند که با آنان از مجاری قانونی برخورد کردم.
سبزترین هتل دنیا (عکس)
این سبزی با سکته مقابله می کند
این سبزی با سکته مقابله می کند
این سبزی خوشمزه خطر سکته مغزی را کاهش می دهد.
نتایج مطالعات محققان فنلاندی نشان داد که مصرف گوجه فرنگی خطر سکته مغزی را کاهش می دهد. یکی از آنتی اکسیدان های موجود در گوجه فرنگی به نام لیکوپن (رنگدانه قرمز) در بروز این اثر نقش دارد.
بسیاری از مطالعات در گذشته نشان داده بودند که گوجه فرنگی دارای فواید بسیار زیادی برای سلامتی بدن است. در سال ۲۰۱۱ مرکز ملی تکنولوژی و ایمنی غذای امریکا اظهار داشت که مصرف گوجه فرنگی موجب محافظت در برابر سرطان، پوکی استخوان و بیماری های قلبی- عروقی می شود.
در تحقیقات اخیر مشخص شد که غلظت بالای لیکوپن در خون موجب ۵۵ درصد کاهش خطر سکته مغزی می شود. برای انجام این تحقیق ۱۰۳۱ مرد فنلاندی بین سنین ۴۶ تا ۶۵ سال انتخاب شدند. غلظت لیکوپن خون آنها در ابتدای مطالعه و سپس به طور دوره ای در طی ۱۲ سال مورد بررسی قرار گرفت.
در طی این دوره ۱۲ ساله ۶۷ مورد سکته مغزی به ثبت رسید. در میان ۲۵۸ مرد با سطح لیکوپن پایین در خون، ۲۵ نفر به سکته دچار شدند در حالی که در بین ۲۵۹ مرد با غلظت بالای لیکوپن در خون، ۱۱ نفر مبتلا به سکته شدند.
همچنین مشخص شد در مردانی که بالاترین غلظت لیکوپن را داشتند، خطر سکته ۵۹ درصد کمتر از سایر افراد بود. این محققان معتقدند که رژیم غذایی سرشار از میوه ها و سبزیجات (بیش از ۵ واحد میوه و سبزی در روز) خطر سکته را کاهش می دهد.
لیکوپن چیست؟
لیکوپن یک رنگدانه کاروتنوئیدی قرمز است که به فراوانی در گوجه فرنگی یافت می شود. این رنگدانه در برخی میوه ها مانند هندوانه، گریپ فروت صورتی، پاپایا و زردآلو نیز وجود دارد.
لیکوپن یک آنتی اکسیدان است که در سلامت قلب و پیشگیری از سرطان موثر می باشد.
در سال ۲۰۱۱ محققان دانشگاه ایلی نویز در شیکاگو اظهار داشتند که لیکوپن در پیشگیری از سرطان پروستات نقش موثری ایفا می کند. همچنین محققان ژاپنی به این نتیجه رسیدند که گوجه فرنگی حاوی ماده ای است که از بروز بیماری های عروقی جلوگیری می کند.
منبع:سیمرغ
امام جمعه بهشهر و عضو مجلس خبرگان : بازگشایی عمارت صفی آباد بهشهر تسریع شود
نوشته شده توسط بهشهرنیوز در دوشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۶:۳۸ ب.ظ
17 دی ؛ سالروز درگذشت جهان پهلوان تختی (عکس)
منبع : عصر ایران
1392/10/16 دوشنبه با افتتاح يازدهمين ايستگاه مطالعه شهرستان ساري؛
|
|
1392/10/16 دوشنبه با افتتاح يازدهمين ايستگاه مطالعه شهرستان ساري؛ هفدهمين ايستگاه مطالعه مازندران در بيمارستان امام خميني(ره) ساري افتتاح شد هفدهمين ايستگاه مطالعه استان مازندران در كلينيك تخصصي و فوق تخصصي مرحوم مصطفويان بيمارستان امام خميني(ره) شهرستان ساري افتتاح شد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان مازندران، حسينعلي شريعت مسئول حراست اداره كل كتابخانه هاي عمومي مازندران در آئين افتتاحيه اين ايستگاه مطالعه، هدف از اجراي اين طرح را افزايش ميزان ارتباط مردم با كتاب در نقاط پر تردد و دسترسي آسان و سريع به كتاب عنوان كرد و افزود: ايده اصلي اين طرح از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد و نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور اين ايده را در قالب ايستگاه مطالعه در نقاط پرتردد عمومي در سراسر كشور به اجرا درآورده است. وي با بيان اينكه اين طرح از موفق ترين و مهم ترين طرح هاي نهاد كتابخانه هاي عمومي بوده، اظهار داشت: اين ايستگاه هفدهمين ايستگاه مطالعه در مازندران بوده و طي دو هفته آينده با راه اندازي 6 ايستگاه ديگر، تعداد اين ايستگاه ها به 23 مي رسد. همچنين دكتر كريمي نسب رئيس بيمارستان امام خميني(ره) در اين مراسم با استقبال از اجراي اين طرح در كلينيك تخصصي و فوق تخصصي اين بيمارستان، ابراز اميدواري كرد ايستگاه مطالعه بتواند تحول قابل ملاحظه اي در ميزان مطالعه مفيد در جامعه داشته باشد. وي با اشاره به مدت زمان طولاني كه مردم در صف هاي انتظار در بيمارستان ها به سر مي برند، از كتاب به عنوان بهترين گزينه جهت غني ساختن اوقات در انتظار مردم ياد كرد و گفت: بدون شك ايستگاه مطالعه مي تواند با عرضه كتاب تاثير عميقي در رشد فرهنگ عمومي در جامعه داشته باشد. |
غول پیکرترین شاسی بلند دنیا (+عکس
شورلت سابربان هماکنون بزرگترین و جادارترین شاسی بلندی است که در تیراژ انبوه در جهان تولید میشود.
این خودرو گنجایش 9 سرنشین را داشته و طول آن 222.4 اینچ و عرض آن 79.1 اینچ است.
حجم موتور این غول آمریکایی 5300 سیسی و هشت سیلندر است. گیربکس شورلت سابربان 6 دنده اتوماتیک و وزن آن 5820 پوند است.
این خودرو در مدل پایه آن به قیمت 46 هزار و 300 دلار (140 میلیون تومان) عرضه میشود.
تولد مارمولک 2 سر (+عکس)
«راتچاپول پانگسری» یکی از سه مردی که این مارمولک عجیبالخلقه را یافتهاند میگوید: وقتی برادرم این مارمولک را پیدا کرد و به ما نشان داد هنوز یکی از دو سرش داخل پوست تخم بود.
این مارمولک بسیار کوچک و ضعیف است و طول آن به اندازه انگشت یک بچه است اما پس از اینکه آن را با حشرات و مورچه تغذیه کردند به نظر میرسد سرحالتر شده است.
به گزارش شبکه تلویزیونی «گریندتی وی»، یک متخصص مارمولکهای گکو میگوید: این یک کشف عجیب است. مارمولکهای خانگی گکو معمولا یک سال عمر میکنند اما در این مورد به دلیل تغییر فرم خاص این مارمولک مشخص نیست این خزنده چقدر عمر کند.
19 سخن زیبا و تاثیر گذار
1- به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ و دستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3- این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای
4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
5- اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
6- به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.
7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.
8- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.
9- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.
10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.
12- زیرساخت زندگی شما، وجودجوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.
13- در مواقعی که با محبوب خویش مجادله میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.
14- دانش خود را با دیگران درمیان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.
15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.
16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.
17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شمابه هم سبقت گیرد.
18- وقتی میخواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
19- در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.
منبع: سیمرغ
لبخند جالب ماهی به یک زن در زیر آب! (+عکس)
همان طور که درتصاویر مشاهده میشود، محوطه اطراف این غواص را ماهیان رنگارنگ احاطه کردهاند که به طرز جالبی انگار در حال لبخند زدن به عکاس هستند.
نمایش این تصاویر در سایتها و شبکههای اجتماعی از جمله فیسبوک نظر علاقهمندان و دوستداران حیاتوحش را جلب کرده است.
شرایط استخدام بانک پاسارگاد
عصر ایران
به گزارش بانکی دات آی آر، شرکت های مطرح به خوبی می دانند که مهمترین سرمایه شرکت های بزرگ نیروی انسانی اش است از این رو سعی می کنند بهترین ها را انتخاب کنند. از این رو برای آگاهی شما کاربران عزیز می کوشیم در یک سلسله گزارش شرایط عمومی استخدام در شرکت ها و سازمان های مطرح ایران را لیست کنیم:
بانک پاسارگاد معمولا در طی سال و با توجه به نیاز شعب اقدام به استخدام نیرو از طریق مصاحبه و گزینش می کند به همین دلیل معمولا ار برگزاری آزمون خبری نیست
خانم ها متولد ۱۳۶۶ به بعد ، آقایان متولد ۱۳۶۴ به بعد (در خصوص متقاضیان دارای مدرک کارشناسی ارشد شرایط سنی با ۲ سال اختلاف از شرایط سنی قید شده نیز قابل پذیرش است)
آقایان دارای کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت دائم غیرپزشکی .
سلامت کامل جسم و روان بنا به تشخیص پزشکان معتمد بانک .
عدم سو پیشینه کیفری .
یادآوری:
کلیه متقاضیان واجد شرایط می توانند مشخصات خود و سایر اطلاعات لازم را در قسمت سیستم الکترونیکی دعوت به همکاری ثبت نمایند .
روش ثبت نام فقط از طریق سایت و به صورت اینترنتی است ، لذا از متقاضیان درخواست می شود به هیچ عنوان مدارکی به دفاتر و ادارات بانک ارسال ننمایند .
متقاضیان ، معدل رشته تحصیلی را با دقت و با صدم نمره اخذ شده ، طبق گواهینامه دریافتی از دانشگاه ثبت نمایند .
انجام مصاحبه با متقاضیان هیچ گونه تعهد استخدامی برای بانک ایجاد نخواهد کرد.
زمان مصاحبه بر اساس اولویت های مورد نیاز از طریق تلفن به اطلاع متقاضیان خواهد رسید ، نکته قابل ذکر اینکه متقاضیان فقط و صرفاً شماره تلفن همراه خودشان را ثبت نمایند.
ضرورتی به پیگیری حضوری و تلفنی با این امور نیست. شماره پرونده الکترونیکی را نزد خود نگهداری نمایید. امکان جستجوی آن از طریق این امور مقدور نخواهد بود.
در وارد نمودن نشانی پست الکترونیک (Email) خود دقت فرمایید؛ زیرا درصورت مفقود شدن شماره پرونده، امکان بازیابی آن از طریق پست الکترونیک شما مقدور خواهد بود.
این شرایط از آخرین آگهی استخدام مربوطه اخذ شده و تبعاً در طی زمان و باتوجه به شرایط و نیازها قابل تغییر میباشد
تدبیر درست!
در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد
شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است.
بلافاصله با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی ، و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید .
مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند:.... پایش ( مونیتورینگ ) خط بسته بندی با اشعه ایکس
بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ، دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهیز گردید.
سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.
نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد :
بیسکویت سوخته
در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد.
یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم،شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد.
و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم.
همان شب، کمی بعد که رفتم پدرم را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
او مرا در آغوش کشید وگفت: مادر تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند .
خود من در بعضی موارد بهترین نیستم، مثلاً مانند خیلی از مردم، روزهای تولد و سالگردها را فراموش میکنم.
اما در طول این سال ها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایداردرک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد.
این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع، تفاهم، اساس هر روابطی است، هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوستی!
کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید آن را پیش خودتان نگهدارید.
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آری، حتی از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود!!!
دیدنی های امروز
عصر ایران

لغو پروازهای فرودگاه شیکاگو به دلیل بدی آب و هوا


پرواز یک هواپیمای مسافربری بر فراز ابرها در تورنتو کانادا

درگیری ها بین حامیان محمد مرسی رییس جمهور مخلوع مصر با نیروهای امنیتی مصر در قاهره


توفان در ساحل ولز بریتانیا

یک جوان فلسطینی معترض در کرانه غربی در حال پرتاب گاز اشک آور نیروهای اسراییلی به سمت خودشان

مراسم تشییع پیکر نوجوان 16 ساله فلسطینی کشته شده در حمله نیروهای اسراییلی در کمپ آوارگان فلسطینی در جبالیا غزه

پلیس کامبوج به سمت کارگران معترض صنعت پوشاک در شهر پنوم پن (پایتخت) آتش گشود و 3 تن را کشته و جندین نفر دیگر را زخمی کرد


هنگ کنگ

تجمع اعتراضی به عدم تشدید مجازات متجاوزان به عنف در کلکته هند

کارخانه بازیافت شیشه در هلند

راهبان بودایی در حال گوش دادن به سخنرانی دالایی لاما رهبر در تبعید بوداییان تبت در بنگلور هند

جمع آوری هیزم در هرات افغانستان

بدون شرح


پل بادی (+عکس)
"لی یونگ هو" سرپرست یک گروه طراحی چینی است که به تازگی دستگاهی جالب را برای نجات انسان ها از وقایع طبیعی ابداع کرده اند. این سیستم قرار است جای نجات های طنابی را گرفته و از این رو به طناب بادی نجات معروف شده است.
در این دستگاه یک لایه پلاستیکی مقاوم با استفاده از یک دستگاه پمپ تنها در چند ثانیه باد شده و تونلی ایمن ایجاد می کند تا انسان ها از روی رودخانه های طغیان کرده یا از بالای ساختمان های در حال تخریب نجات پیدا کنند.
این تونل های نجات استفاده های دیگری نیز دارند که از جمله آن ها می توان به محلی برای ذخیره سازی مواد اولیه نیز اشاره کرد. زیرا دارای حالتی است که می تواند تبدیل به یک لوله ذخیره سازی شود. این طرح تا به حال جوایز مختلفی از جشنواره امداد برنده شده است.
آخرین کلمات امام رضا(ع) قبل از شهادت چه بود؟
موسوعه چهارده جلدی «اعلام الهدایة» ـ که با نام «پیشوایان هدایت» به فارسی و نیز به زبان های انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی، مالایو و ... ترجمه شده است ـ اثر ماندگار ادارهكل پژوهش مجمع جهانی اهل بیت(ع) به شمار می رود که زندگانی چهارده معصوم پاک را از منابع معتبر شیعه و سنی مورد بحثی مختصر و مفید قرار داده است.
جلد دهم این مجموعه، مربوط به سیره امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) است. آنچه در پی می آید بخش هایی از این کتاب ارزشمند است که مسایل مربوط به شهادت آن حضرت را روایت کرده است واینکدر شب شهادت ثامن الجج(ع) با ویرایش و تلخیصی اندک بهخوانندگان عزیز ابنا تقدیم می شود:
خبر دادن امام رضا(ع) به شهادت خود
در بین انسانهای پرهیزگار عادی نیز دیده شده است كه به وسیله رؤیا يا الهامی غير ملموس، از زمان سرآمدن زندگی خود آگاه شده، سال، ماه و روز مرگ خود را به طور دقيق معين كردهاند. حال اگر مردم عادی بتوانند به چنين مرحلهاي برسند، عجیب نیست که امامان معصوم(ع) بدانند که كی، كجا و چگونه چشم از جهان فرو خواهند بست.
امام علی بن موسی الرضا(ع) نیز كه در اوجبلندی روح بود و در حرکات و سكنات خود لحظهاي از خداوند غافل نمیشد، افزون بر الهام الهي، از رواياتي كه بواسطه پدرانش از جدش رسول خدا ـ صلی اللّه عليه وآله ـ شنيده بود زمان و مكان شهادت و نیز محل دفن خود را ميدانست و در مناسبتهايي بدان اشاره ميكرد؛ از جمله:
ـ روزي «هارون الرشید» از دري از درهاي مسجد الحرام و امام رضا ـ عليه السلام ـ از دري ديگر خارج شد و فرمود: "خانهها چه دور و ديدارها بس نزديك است. بزودی طوس من و او را يك جا جمع خواهد آورد".(1)
ـ زماني كه هارون در مسجد پيامبر ـ صلی اللّه عليه وآله ـ در مدينه خطبه ميخواند، امام رضا ـ عليهالسلام ـ حاضر بود و فرمود: "خواهيد ديد كه من و او (هارون) در يك خانه دفن خواهيم شد".(2)
ـ «ابن حجر» نوشته است: "او (امام رضا عليه السلام) خبر میداد كه پيش از «مأمون» خواهد مرد و كنار هارون به خاك سپرده خواهد شد. سرانجام چنان شد كه او میگفت".(3)
ـ زماني كه مأمون امام رضا ـ عليه السلام ـ را به خراسان خواند، وقتی كه ميخواستند او را از مدينه به سمت خراسان ببرند، خاندان خويش را جمع كرده، به آنها گفت که بر وی مويه و گريه كنند. سپس مبلغی ميان آنان تقسيم كرد و فرمود: "من ديگر نزد خانوادهام باز نخواهم گشت".(4)
نحوه شهادت
همانطور که در یکی از احادیث بالاآمد حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ خبر داده بود كه ولايت عهدي را به پايان نخواهد رساند. سرانجام همانگونه كه امام خبر داده بودبه دست مأمون مسموم شد و بدین ترتیب، ولیعهد پيش از خلیفه از دنيا رفت.
راوياني كه به علت وفات امام رضا ـ عليه السلام ـ پرداخته و در اين زمينه نقل روايت كردهاند، اختلاف دارند؛ گروه اول وفات امام ـ عليهالسلام ـ را طبيعي خوانده و برخي ديگر وفات حضرتش را به وسيله زهر ميدانند. نظريه دوم، نظر غالب راويان و مورخان است.
در اينجا به اختصار، رواياتي را نقل ميكنيم كه به شهادت امام عليهالسلام با زهر تصريح دارند:
1. «صلاح الدين صفدي» ميگويد: "فرجام كار او (امام رضا عليهالسلام) با مأمون اين بود كه مأمون با انار زهرآلوده او را مسموم كرد... تا بدين ترتيب از بني عباس دلجويي كرده باشد".(5)
2. «يعقوبي» در اين باره گفته است: "گفته ميشود: «علي بن هشام» اناري زهرآلوده به او خوراند".(6)
3. «ابن حبّان» در كتاب خود آورده است: "علي بن موسی الرضا[ع] در طوس و در اثر نوشيدنی ای كه مأمون به او خوراند در دم جان سپرد".(7)
4. «شهاب الدين نويري» پس از نقل مطالبي در اين زمينه، مينویسد: "و گفته شده است: مأمون به وسيله انگور زهرآلوده او را مسموم كرد، اما عدهاي اين را بعيد دانسته، رد كردهاند".(8)
5. از «قلقشندي» نيز در اين زمينه نقل روايت شده است. او ميگويد: "گفته ميشود او با خوردن اناري زهرآلوده، مسموم شد".(9)
6. مردم طوس، مأمون را عامل مسموم كردن و كشتن امام ـ عليه السلام ـ میدانستند و خود مأمون هم معترف بود كه مردم درباره او چنين مطلبی بيان میكنند. از همين رو پس از مسمو م شدن و پيش از شهادت امام ـ عليه السلام ـ نزد او رفت و گفت: "سرورم! نمیدانم كدام مصيبت بر من سنگينتر و ناگوارتر است؟ از دست دادن تو و تنهايي پس از تو؟ يا تهمت مردم كه مرا قاتل تو خواهند خواند؟!".(10)
7. يك روز از شهادت امام رضا ـ عليه السلام ـ سپري شده بود كه مردم گرد آمده، ميگفتند: "اين (مأمون) او را كشته است".(11)
انگیزه مأمون در قتل امام رضا(ع)
مأمون که اهل بیت پیامبر(ص) را خطری برای حکومت بنی عباس میدانست تلاش کرد تا با سپردن منصب ولايت عهدي به امام رضا ـ عليه السلام ـ آن حضرت را در نظر مردم کم ارزش کند. وی خطاب به بزرگان بني عباس گفت: "میدانم كه نبايد در كار او [امام رضا(ع)] سستي ورزيد؛ اما ميبايست اندك اندك و بتدريج از منزلت و مقام او بكاهيم تا در نظر رعيت چنان جلوه كند كه شايستگی منصب امامت را ندارد. آن گاه است كه براي رهايي از او و از بلايي كه از سوی او متوجه ماست به چارهجويی خواهيم پرداخت".(12)
«احمد بن علي انصاري» به نقل از «ابوالصلت هروي» انگيزه مأمون از سپردن منصب ولايتعهدي به امام رضا عليهالسلام را بيان كرده، ميگويد: "منصب ولايتعهدي را به او سپرد تا مردم بپندارند كه امام شيفته دنيا و فريباييهاي آن است تا بدينترتيب قدر و منزلت او در نظر مردم كاسته شود. زماني كه مأمون از اين ترفند، طرفي نبست، بلكه روز به روز منزلت امام والاتر و محبوبيتش نزد مردم بيشتر ميشد، مأمون [نيرنگي ديگر انديشيد و] متكلماني قَدَر از ديگر شهرها فراخواند، به اين اميد كه يكي از آنها بتواند امام رضا ـ عليه السلام ـ را در مناظره و بحث مغلوب كند كه در اين صورت، جايگاه او نزد عالمان متزلزل شده، نزد عامه مردم به ناتواني معروف ميشد [و اين نهايت آرزوي مأمون بود]. حريفاني از يهود، نصاري، مجوس، صابئي (مندايي)، برهمنها، ملحدان، دهريها و نيز از ديگر فرقههاي اسلامي با امام عليهالسلام به جدل و مناظره پرداختند، اما امام رضا عليهالسلام با برهان رسا و قاطع خويش همگان را وادار به تسليم كرد. [عليرغم تمهيداتي كه مأمون براي كوچك كردن امام رضا عليهالسلام به كار بست،] مردم ميگفتند: به خدا سوگند او [امام رضا(ع)] از مأمون به خلافت سزاواتر است. سخنچينان اين گفته مردم را به مأمون میرساندند كه [بيترديد چنين واكنشي از سوي مردم] او را نسبت به امام ـ عليه السلام ـ خشمگين میكرد و بر حسادتش به او ميافزود. امام رضا ـ عليه السلام ـ در دفاع از حق با مأمون از در مسالمت وارد نشده و غالبا پاسخهايي به مأمون ميداد كه خوشايند مأمون نبود و در نتيجه آتش خشم و كينه او را نسبت به حضرت شعلهورتر ميكرد، اما مأمون كينه خود را آشكار نميكرد. چون مأمون خود را در انديشيدن چارهاي براي شكستن حرمت و شكوه امام عليهالسلام ناتوان يافت به وسيله زهر، حضرتش را به شهادت رساند».(13)
همان طور كه پيش از اين گفته شد، امام رضا عليهالسلام هماره از مأمون ميخواست تا او را از پذيرش ولايت عهدي معاف دارد، چرا كه ميدانست، عدهاي از اين اقدام مأمون خشمگين خواهند شد [و در نهايت به تدارك توطئهاي براي از ميان برداشتن حضرتش خواهند پرداخت]. «ابراهيم صولي» در اين باره ميگويد: «به خدا سوگند، همين امر (ولايت عهدي) كار [امام رضا عليهالسلام] به آن جا كشاند [كه به دست مأمون به شهادت رسيد]».(14)
مأمون که میخواست با سپردن منصب ولايت عهدي به امام رضا ـ عليه السلام ـ به خواستههاي خود برسد، نه تنها به اهداف خود نرسيد، بلكه با فتنه و آشوبي جديد كه عباسيان براي سرنگوني حكومت مأمون به راه انداختند، رو به رو شد.
چنان كه امام ـ عليه السلام ـ هم فرموده بود، برخي از وزيران و فرماندهان مأمون از امام ـ عليه السلام ـ كينه در دل داشتند و نسبت به او رشك ميورزيدند، اما به همين اندازه بسنده نكردند، بلكه عليه حضرتش به سعايت و سخن چيني پرداختند كه در نهايت، تلاش شوم آنان كارگر افتاد و مأمون حضرت رضا عليهالسلام را مسموم كرد».(15)
شهادت امام رضا ـ عليه السلام ـ پس از تصميم مأمون به عزيمت به بغداد و انتقال مركز خلافت به آن سامان رخ داد. اين خود بهترين گواه بر دخالت مستقيم مأمون در كشتن امام رضا عليهالسلام بود، چرا كه در صورت بودن امام رضا عليهالسلام در منصب ولايت عهدي، عباسيان همچنان در جبهه مخالفت با مأمون قرار ميگرفتند. او در نامه كه به منظور دلجويي از عباسيان بغداد، خطاب به آنان نوشت: «از آن رو بر من خشم گرفتهايد كه علی بن موسی الرضا[ع] را به ولايت عهدي خويش برگزيدم. اينك او مرده است، پس به فرمان من تن دهيد».(16)
آخرین کلام امام رضا(ع)
پس از آن كه مأمون انار و به نقلي انگور آلوده به زهر را به حضرت رضا ـ عليه السلام ـ خوراند، آثار مرگ در چهره امام پديدار شد. آورده اند که آخرين سخني كه امام ـ عليه السلام ـ قبل از شهادت بر زبان آوردند، آياتی از قرآن كريم بود كه: «قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَي مَضاجِعِهِم؛ بگو: اگر شما در خانههاي خود هم بوديد، كساني كه كشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعاً [با پای خود] به سوی قتلگاه خويش میرفتند»(17) و نيز خواندند: «وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقدُورًا ؛ و فرمان خداوند همواره روی حساب و برنامه ای دقيق است».(18)
قرائت این آیات، یادآور لحظات شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در قتلگاه کربلاست که تسلیم و راضی به سختترین بلاها به درگاه خداوند عرض کرد: "إلهي رضاً برضاك، تسليماً لأمرك، صَبراً عَلى قَضائِك، یا رَبِّ لا معبود سواك، يا غياثَ المستغيثين" یعنی: پروردگارا! من راضي به رضای تو و تسليم امر تو هستم. در مقابل قضای تو صبر خواهم نمود. اي خدايی كه جز تو معبودی نيست! اي پناه بی پناهان!...
و نیز اینکه: "صَبراً عَلى قَضائِكَ یا رَبِّ لا إِلهَ سِواكَ، یا غِیاثَ المُستَغیثینَ، مالِىَ رَبٌّ سِواكَ، وَ لا مَعبُودٌ غَیرُكَ، صَبراً عَلى حُکمِكَ یا غِیاثَ مَن لا غِیاثَ لَهُ، یا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیىَ المَوْتى، یا قائِماً عَلى کُلِّ نَفس بما کَسَبَتْ، احْکُمْ بَینی وَ بَینَهُمْ وَ أَنتَ خَیرُ الحاکِمین" یعنی: پروردگارا! بر قضا و قدرت شکیبایى مىورزم، معبودى جز تو نیست، اى فریادرس دادخواهان! پروردگارى جز تو و معبودى غیر از تو براى من نیست. بر حکم تو صبر مىکنم اى فریادرس کسى که فریاد رسى ندارد! اى همیشهاى که پایانناپذیر است! اى زنده کننده مردگان! اى برپا دارنده هر کس با آنچه که به دست آورده! میان ما و اینان داورى کن که تو بهترین داورانى.(19)
و آیا انتظاری غیر از "رضایت به رضای الهی" از رضای آل محمد(ص) می رود؟
پس از شهادت
مأمون كه در اجرای نيت شوم خود موفق شده بود گريه كنان به بالین حضرت رضا ـ عليه السلام ـ رفت و سپس سر و پا برهنه در تشييع پيكر پاك او شركت كرده، میگفت: «ای برادر! به يقين با مرگ تو خسارتی جبرانناپذير بر اسلام وارد شد و تقدير خداوندی بر آنچه من براي تو تدارك ديده بودم (مقام ولايت عهدی) پيشی گرفت. آن گاه قبر پدرش هارون را شكافت و پيكر امام رضا عليه السلام را در آن جا به خاك سپرد».(20)
«دعبل بن علي خزاعي» شاعر شیعه در رثاي امام رضا ـ عليه السلام ـ سوگنامهايسرود كه از آن جمله است:
أری أمية معذورون أن قتلوا / و لا أری لبني العباس من عذر
أولاد حرب و مروان و أسرتهم / بنو معيط ولاة الحقد و الوغر
قوم قتلتم علی الإسلام أو لهم / حتی اذا استمكنوا جازوا علي الكفر
یعنی: بنی اميه را [كه خاندان رسالت را] كشتند معذور ميدانم [، چرا كه ميان ايشان و خاندان رسالت، كينهاي برآمده از خونهاي ريخته شده حاكم بود]؛ اما برای [جنايت] بني عباس توجيه و بهانهاي از آنان پذيرفته نيست.
اربع بطوس علی قبر الزكي به / ان كنت تربع من دير علی وطر
قبران في طوس خير الأرض كلهم / و قبر شرهم هذا من العبر
یعنی: اگر براي برآمدن نيازي بخواهي در جايي بنشيني؛ [و طلب نياز كني به جاست كه] در طوس و بر قبر آن پاكيزه درنگ كني. دو قبر در طوس قرار دارد كه يكي آرامگاه بهترين خلق خداست و ديگري قبر بدترين آفريدگان؛ و اين از عبرتهاي روزگار است.
ما ينفع الرجس من قرب الزكي و ما / علی الزكي بقرب الرجس من ضرر
یعنی: [هرچند پاكيزه انساني در كنار موجودي ناپاک و پليد به خاك سپرده شده است، اما] آن ناپاک از نزديک بودنش به آن پاكيزه سودی نمیبرد؛ و آن پاكيزه پاکسرشت، از نزديكي با ناپاک زيانی نمیبيند».(21)
بنا به نقل غالب راويان و تاريخ نگاران، حضرت علي بن موسی الرضا ـ عليهما السلام ـ در روز آخر ماه صفر سال 203 هجری قمری به شهادت رسيد.
فسلام علیه یوم ولد ویوم استشهد ویوم یبعث حیاً.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
1. عيون أخبار الرضا 2/ 216؛ كشف الغمة 3/ 105 به نقل از: أعلام الوری 2/ 59 و الإتحاف بحب الاشراف/ 158.
2. عيون أخبار الرضا 2/ 216؛ كشف الغمة 3/ 93؛ أعلام الوری 2/ 59 و الاتحاف بحب الاشراف/ 158.
3. الصواعق المحرقة/ 309.
4. عيون أخبار الرضا 2/ 218 و أعلام الوری 2/ 59 ـ 60.
5. الوافي بالوفيات 22/ 251.
6. تاريخ طبري 5/ 148، رويدادهاي سال 203.
7. الثقات 8/ 457.
8. نهاية الإرب 22/ 210.
9. مآثر الإنافة في معالم الخلافة 1/ 211.
10. عيون أخبار الرضا 2/ 241.
11. همان.
12. فرائد السمطين 2/ 214 ـ 215.
13. عيون اخبار الرضا 2/ 239 ـ 240.
14. نثر الدر 1/ 363.
15. تفصيل چگونگی شهادت امام رضا عليه السلام را نك: العوالم/ 488 ـ 498.
16. البداية و النهاية 10/ 272.
17. سوره مبارکه آل عمران ـ آیه 154.
18. سوره مبارکه احزاب ـ آیه 38.
19. مقتل الحسین(ع) مقرم/ 282.
20. عيون أخبار الرضا 2/ 241.
21. همان/ 251.
.....................
پایان پیام/
منبع: ابنا
در حاشیه اجلاسیه 10 هزار و 400 شهید مازندران از تمبر یادبود 10 هزار و 400 شهید مازندران و نیز سامانه جامع شهدای مازندران رونمایی شد.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، صبح امروز در حاشیه اجلاسیه 10 هزار و 400 شهید استان مازندران از تمبر یادبود 10 هزار و 400 شهید استان مازندران رونمایی شد.
رونمایی از سامانه جامع 10 هزار و 400 شهید مازندران و نیز رونمایی از 100 عنوان کتاب با موضوع دفاع مقدس نیز از دیگر برنامههای کنگره 10 هزار و 400 شهید مازندران بود.
ارائه گزارش توسط سردار سید محمدتقی شاهچراغی فرمانده سپاه کربلای مازندران، سخنرانی عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، رونمایی از تمبر و کتب چاپ شده انتشارات کنگره شهدای مازندران و سامانه جامع شهدای مازندران با عنوان پورتال شهدا از مهمترین برنامههای این اجلاسیه بود.
مهمانان ویژه این اجلاسیه سه شهید گمنام 17، 18 و 25 ساله بودند که پیکر آنها توسط مردم قدرشناس مازندران گلباران شد.
برترین مشاغل سال 2014 میلادی
مشاغلی که در ادامه این مطلب برایتان معرفی کرده ایم، شغل هایی هستند که در بازه حدود سه سال (بین سال های 2010 تا 2013 میلادی) رشد 7 تا 21 درصدی داشته اند. از این رو، پیش بینی می شود در سال 2014 میلادی، گرایش به این مشاغل افزایش بیابد و به برترین شغل های سال آینده تبدیل شوند.
1. برنامهنویس نرمافزار (اپلیکیشن و نرمافزارهای کامپیوتری)
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 104348 شغل بوده است. یعنی حدود 11 درصد رشد داشته است.
2. محقق و تحلیلگر بازار و متخصص بازاریابی
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 54979 شغل بوده است. یعنی حدود 14 درصد رشد داشته است.
3. متخصص آموزش و پرورش
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 18042 شغل بوده است. یعنی حدود 8 درصد رشد داشته است.
4. تحلیلگر مسایل اقتصادی
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 17060 شغل بوده است. یعنی حدود 7 درصد رشد داشته است.
5. فیزیوتراپیست
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 14011 شغل بوده است. یعنی حدود 7 درصد رشد داشته است.
6. برنامهنویس و توسعهدهنده وب
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 13364 شغل بوده است. یعنی حدود 11 درصد رشد داشته است.
7. حسابرس
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 11897 شغل بوده است. یعنی حدود 10 درصد رشد داشته است.
8. مدیر و سرپرست پایگاه داده (دیتابیس)
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 11241 شغل بوده است. یعنی حدود 10 درصد رشد داشته است.
9. مجری برنامهریز و برگزارکننده اجلاس و همایش ها
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 10867 شغل بوده است. یعنی حدود 14 درصد رشد داشته است.
10. مترجم و مفسر (مترجم شفاهی)
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 8377 شغل بوده است. یعنی حدود 14 درصد رشد داشته است.
11. مهندس صنایع نفتی
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 7158 شغل بوده است. یعنی حدود 21 درصد رشد داشته است.
12. تحلیلگر امنیت اطلاعات
در خلال سال های 2010 و 2013 تعداد مشاغل اضافه شده به این حوزه 5671 شغل بوده است. یعنی حدود 8 درصد رشد داشته است.
رحلت پيامبر اكرم(ص)
نویسنده : طلعت ده پهلواني
كلمات كليدي : تاريخ، رحلت پيامبر(ص)، ماه صفر ، ابوبكر، عايشه
پیامک های تسلیت رحلت "پیامبر اکرم (ص)" و شهادت "امام حسن مجتبی(ع)"

سلام بر خاتم مهربانى و عشق! سلام براو که گام هاى مهتابى اش شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
رحلت جانکاه پیامبر مهربانی و رحمت تسلیت باد
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد
رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد
مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب
فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب
هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر»
در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب
شده دریاى دیده در عزایش موج زن امشب
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این
یا آنکه زنو ماه محرّم شده امشب
هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
آهنگ سرشکم، که رسد بر لب مژگان
با این دل سودا زده همدم شده امشب
رحلت پیامبر اکرم(ص) تسلیت باد
پیغمبر اکرم ز عالم دیده بسته
على خورد خون جگر زهرا کند پدر پدر
روز عزاى رحمه للعالمین است
آغاز غربت امیرالمومنین است
در مرگ پیغمبر بودن خون قلب الش
بانگ اذان دیگر نیاید از بلاش
روح هستی در میان بستر است
لحظه های اخر پیغمبر است
۲۸ صفر رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله بر مسلمانان جهان تسلیت باد.
….::::: سالروز رحلت پیامبر مهربانی و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) تسلیت باد :::::….
سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گریم.
فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند
رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد!
به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.
رحلت پیامبر اکرم تسلیت باد
خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست
بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست
در آسمان دلبری و آستان عشق
نور جمال دلبر ما را مثال نیست
فلک را رکن ارامش شکسته
زمین از اشک غم ، در گل نشسته
ملائک جمله در جوش و خروشند
خلایق جمله از ماتم خموشند
در شب رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی (ص) فرشتگان عرش می گریند.
عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند. ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم
رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست. رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم.
در شب رحلت پیامبر اعظم (ص)، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.
غمی در سینه ام می جوشه امشب
چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرهنِ مشکیشو، زهرا (علیهاالسلام)
به جای مادرش، می پوشه امشب!
بر زانوی علی سرخود بنهاد آنکس که برگزیده پرستار است
زان پایگاه پر زد وبا لا رفت در قرب او که موعد دیدار است
ای همگنان نسلی خاطر باد هرچند این مصیبت دشوار است
ناظم !به دل بنا ل و به پایان بر این شعر را که نوحه غمبار است !
یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم.
یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.
یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.
گریه کن ای دیده روزمـاتم اسـت آخـــر عـمر رسول(ص) خاتم است
نــاله خــیزد از دل ارض و ســما دل غـــمین گـشته تـمام مـا سوا
از مدینه مــی رســـد آه و فـغان صـــاحب قرآن رود از این جــهان
خاتم پـیغمبران(ص)دربستراست بهراوخونین دوچشم حیدر(ع) است
رحلت ناجی انسان ز جهالت باشد
مصطفی احمد ما کان کرامت باشد
به شرافت نبود در دو جهان همتایش
به سر و سینه بزن هر چه توانت باشد
در تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
یا رب به اهل بیت ندانم چسان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت
رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی تسلیت باد
سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
اى دل خون شده! ایّام عزاى حسن ست
کز ثَرى تا به ثریّا همه بیت الحزن ست
پیرهن چاک زنم در غم آن گوهر پاک
گز غمش چاک ملک را به فلک پیرهن ست
هر که بشنیده صداى مجتبى
تا ابد شد مبتلاى مجتبى
سالها بهر حسین باید گریست
تا کنى درک عزاى مجتبى
شهادت امام حسن مجتبی تسلیت باد
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، را تسلیت مى گوییم.
اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزاىت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم.
غم ِ غم می خورم و غم شده مهماندارم
غیر غم کس نبود تا که شود غمخوارم
پاره پاره جگر از میخ در و مسمارم
تیر باران شده از کینه تن و تابوتم
شهادت کریم اهل بیت تسلیت باد
بی بهره از فروغ ولایت تو یا حسن
مشمول این حدیث پیمبر نمی شود
فرمود دیدهای که کند گریه بر حسن
آن دیده کور وارد محشر نمی شود
هر مرد راست محرم دل همسرش، ولى
غربت ببین که همسر او گشته قاتلش
از زهر، پاره پاره و از صبر، ریزریز
قرآن برگ شهادت بود دلش
مهرت به کائنات برابر نمی شود
داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود
از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود
سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود
ظلمی که بر تو رفت ز بیداد اهل ظلم
بر صفحه خیال مصور نمی شود
تنها جنازه تو شد آماج تیر کین
یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود
من امام مجتبى ریحانه پیغمبرم
از چراغ انجمن در انجمن تنها ترم
من غریب خانه ام در وطن بی گانه ام
از غم بی یاریم خون بر دل یاران شده
جسم از گل بهترم باتیری گلباران شده
تا قیامت صبر من شد عیان ازقبر من
آرزوی زینبه با هزار غم و محن
که تو روز تشییع بشه بدن امام حسن
ای خدا تو مدینه غصه بی اندازه شد
بین اشک و آه بدن تشییع جنازه شد
دیدنی های امروز

پرچمی با عکس مارادونا در یکی از مسابقات فوتبال ناپولی و اینترمیلان

ارتفاع 300 متری در کوه های آلپ در فرانسه

سواحل پرتقال

باغ وحشی در کلمبیا

وزیر ارتباطات لبنان در کنار یکی از کمدین ها سوار بر اتوبوس در حال توزیع هدایای کریسمس

تزئینات شهر زحله لبنان به مناسبت سال نو میلادی

شادی معترضین پس از برچیدن موانع در نزدیکی دفتر نخست وزیری در بانکوک پایتخت تایلند

سواحل ناتال برزیل

جستجو در میان زباله ها - پاکستان

یک کاهن بودایی در مقابل معبد - بانکوک تایلند

ساختن آدم برفی توسط پناهندگان سوریه در لبنان

پخت 72 تن آش نذری در شیراز (عکس)
کتاب خوب بخوانید تا مغزتان بهتر کار کند
عصرایران
به گزارش ایرنا، دانشمندان می گویند: پس از خواندن یک کتاب، عملکرد مغز به مدت حداقل 5 روز افزایش می یابد.
این تحقیق جدید که توسط محققان دانشگاه ایموری آمریکا انجام شده است، نشان می دهد که خواندن یک کتاب خوب می تواند اتصالات موجود در مغز و تغییرات عصبی را افزایش دهد.
به گفته دانشمندان این تغییرات در قشر سمت چپ مغز، یعنی منطقه ای که با گیرنده های زبان در ارتباط بوده و منطقه اصلی احساس در مغز است، ثبت می شوند.
پروفسور گئورگی برنز عصب شناس و سرپرست این گروه تحقیقاتی در این باره گفت: ما تغییرات عصبی را که با سیستم احساس های فیزیکی و سیستم حرکتی همراه است، در مغز پیدا کردیم. این تغییرات نشان می دهد که خواندن یک کتاب می تواند سبب همزاد پنداری انسان با شخصیت اصلی داستان شود.
پیش از این تحقیقات دانشمندان نشان داده بود که داستان های خوب می تواند انسان را به صورت مجازی در شخصیت قهرمان داستان فرو ببرد.
اما تحقیقات اخیر نشان می دهد که این اتفاق دلیل علمی داشته و تغییرات بیولوژیکی در مغز انسان دلیل آن است.
در این پژوهش از 21 دانش آموز خواسته شد همگی کتاب ˈ شهر پمپیˈ را بخوانند. این کتاب یک روایت خطی دارد و از این نظر مورد توجه دانشمندان بود.
در مدت 19 روز، دانش آموزان هر بعداز ظهر بخشی از این کتاب را می خوانند و صبح روز بعد فعالیت مغزی آنها با استفاده از اسکن fMRI مورد بررسی قرار می گرفت.
همچنین پس از اتمام کتاب نیز فعالیت مغزی آنها به مدت پنج روز تجزیه و تحلیل شد.
نتایج بررسی ها نشان داد تغییرات عصبی به وجود آمده در مغز تا پنج روز پس از اتمام کتاب ادامه دارد.
همچنین مشخص شد کتاب تاثیر فوری بر مغز ندارد، بلکه تاثیر آن در دراز مدت و به صورت پایدار است.
1392/10/9 دوشنبه كارشناس فرهنگي اداره كل كتابخانه هاي عمومي مازندران خبر داد؛
|
|
برگزاري دو مسابقه كتابخواني ويژه اعضاي مازندران در شبكه كتابخوانان حرفه اي كارشناس فرهنگي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان مازندران از برگزاري دو مسابقه كتابخواني ويژه اعضاي استان مازندران در شبكه كتابخوانان حرفه اي خبر داد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان مازندران، عليرضا اميرسليماني با بيان اينكه شبكه كتابخوانان حرفه اي به آدرس booki.ir فضاي مناسبي را براي پاتوق دوستداران كتاب در فضاي مجازي فراهم كرده است، اظهار داشت: مازندران با بيش از 26 هزار عضو در اين شبكه رتبه نخست كشور را داراست. وي افزود: امكان معرفي و دانلود كتاب و شركت در مسابقات كتابخواني تا به حال بصورت كشوري بوده كه با رويكرد جديد، مسابقات استاني نيز براي اعضاي اين شبكه در حال اجرا مي باشد. اميرسليماني افزود: هم اكنون كتاب 4 گفتار از انتشارات انقلاب اسلامي كه بيانات مقام معظم رهبري پيرامون عاشورا مي باشد و كتاب مهارت هاي زندگي در سيره رضوي از انتشارات آستان قدس در قالب فايل pdf براي اعضاي مازندراني شبكه كتابخوانان حرفه اي در دسترس است و آن ها مي توانند با مطالعه اين كتاب ها تا تاريخ 25 دي ماه در اين مسابقات شركت نمايند. |
دیدنی های امروز
عصر ایران

بازدید بابانوئل ها از یک بیمارستان کودکان در فلسطین

آتش گرفتن یک قطار در هند

توزیع کمک های ارسالی آلمان بین شهروندان کابل

قطع خطوط برق در اثر برف و توفان در آمریکا


ازدحام خرید آخر سال در فروشگاهی در لندن

مه بر روی پل شهر لیسبون پرتغال

فستیوال زمستانی نمایش های خیابانی در اسلوونی

مجموعه ای از بهترین عکس های سال 2013 به انتخاب رویترز



بدون شرح!


طراحی لباس مخصوص برای زنان محجبه در پلیس کانادا (+عکس)
به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری آناتولی ترکیه کمیسر " درک مک دونالد" یکی از مسئولان ارشد روابط عمومی پلیس اسب سوار سلطنتی کانادا، ضمن اعلام این موضوع گفت که پلیس کانادا به استخدام زنان و مردان مسلمان در کادر خود نیاز دارد.
وی درباره لباس ویژه زنان مسلمان پلیس نیز اعلام کرد که مطالعات و طراحی هایی در این زمینه شده است تا زنان مسلمان بتوانند با حفظ حجاب اسلامی در خدمت پلیس اسب سوار کانادا باشند.
این مقام پلیس کانادا با اشاره به آزادی ادیان در کانادا افزود که عبادات روزانه کادر مسلمان پلیس اسب سوار کانادا به هیچ وجه مانعی در راه انجام وظیفه آنها نخواهد شد و کادر مسلمان می توانند فرایض دینی خود را آزادانه در محیط کاری به جا آورند.
وی افزود تنها در شرایط اضطراری ممکن است عبادات نیروهای مسلمان پلیس کانادا به منظور ضرورت انجام وظیفه متوقف شود و این مساله به جز شرایط اضطراری ماموریت های کاری ، خللی در عبادات انها ایجاد نخواهد کرد.
همچنین ناتاشا گودار، مدیر عدالت تنوعات و حقوق بشر پلیس ادمونتون کانادا در این باره اعلام کرد: برای جذب نیرو از بین بانوان مسلمان، در حال طراحی یک الگوی حجاب برای افسران پلیس زن هستیم.
گودار گفت: اگرچه استفاده از حجاب با یونیفرم پلیس هنوز به تأیید نرسیده اما کار طراحی دو الگوی حجاب برای افسران زن مسلمان در کانادا در حال انجام است و در طراحی این الگوها، سهولت استفاده، معیار اصلی بوده است.
پلیس کانادا امیدوار است با طراحی لباس مخصوص انگیزه زنان مسلمان کانادا برای جذب در نیروی پلیس افزایش یابد.
گفتنی است بیش از یک میلیون مسلمان در کانادا زندگی می کنند که از ملیت های مختلف هستند.


















.jpg)





























