مسابقه خرداد نهاد کتابخانه های عمومی کشور

      

آدرس www.irnetbook.com

مهلت ارسال آثار مکتوب تا تاریخ 25/3/1390

 

تقدیم هفتگی( گل) برای کتابداران پر تلاش

 

قربانعلی یوسفی یانه سر سالن کشتی

خدمات پشتبانی  Apple Macs

شباهت  عکس ( اعضاء کتابخانمه عمومی شماره 2 بهشهر )

شباهت  عکس ( اعضاء کتابخانمه عمومی شماره 2 بهشهر )

شباهت  عکس ( اعضاء کتابخانمه عمومی شماره 2 بهشهر )

تقدیم به کتابداران زحمتکش ایران زمین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگینامه ها:ثقه الاسلام کلینی

نام هاي ديگر: محمد بن یعقوب کلینی،ثقة الاسلام کلینی،
موطن: کلین از توابع شهر ری
نام پدر : یعقوب
تاريخ وفات: قرن چهارم

زندگینامه ها:

منبع : سایت پایگاه حوزه

آفتاب حدیث
حسن ابراهیم زاده
مقدمه
 
فاصله((کٌلَین))تا((خمین))یازده قرن بیش نیست اماخدا می داند که در این گذرگاه تاریخ چه تازیانه ها که بر پیکر ابرار نخورد و چهسرها که ابرار بردار نرفت ؛ تا سنگ بنایی را که کلینی نهاد خمینی به پایان رساند.کلینی و خمینی هر دو سر یک رشته اند با یک خصوصیت و آن اینکه هر دو از خویش ‍ هیچچیزی نگفتند تا زبان گفت خدا گفت و تا قلم نوشت خدا نوشت.
از زندگی کلینی جز((کافی))چیزی در دست نیست.کافی شناسنامه کلینی است و کلینی را باید در آیینه کافی به تماشا نشست . کافی قلهای است که بدون فتح آن اجتهاد ممکن نیست و اقیانوسی است که بدون عبور از آن فهممعارف دین میسر نیست . ایمان ، نور و زهد و پارسایی گردآورنده مهمترین کتاب حدیثیشیعه - ثقة الاسلام کلینی - را به تماشا می نشینیم . سر بر در خانه اش می ساییم ونسل جوان ایران اسلامی و دنیای اسلام را به بهره گیری از حرارت و فروغ آفتاب حدیثفرا می خوانیم.
میلاد آفتاب
 
در زمانی که صدایی جز صدای سماسبان بنی عباس در سرزمین ایران یعنی قلب تشیع - روستای((کلین))[روستایی در 38 کیلومتریشهر ری] در خانه ای آکنده از عشق اهل بیت علیه السلام کودکی متولد شد که تاریخ حیاتاو با غیبت صغری عجین شد محمد نامی بود که یعقوب بن اسحاق برای فرزند خویش برگزید واذان و اقامه اولین کلماتی بودند که گوش او را نوازش دادند اولین کلاس درس او دامانپاک و پر مهر مادری عطوف و عفیف بود محمد مراحل ابتدایی علوم اسلامی را نزد پدر ودایی بزرگوارش علی بن محمد بن ابراهیم بن آبان که از استادان علم حدیث بود گذراندوی پس از گذراندن دوران آغازین تحصیل و آشنایی با منابع رجالی و حدیثی از کلینمهاجرت کرد و با کوله باری از معرفت و شناخت مکتب اهل بیت علیه السلام برای شکوفاییخلاقیتهای درونی و سیراب شدن از دریایی بی پایان علوم وحی و پیمودن کمالات اخلاقی وانسانی به ری وارد شد اگر چه فاصله 38 کیلومتری کلین تا ری برای او که با زادگاهخویش وداع همیشگی کرد مسافتی طولانی بود و غم غربت و دوری از خانواده آزارش می داداما برای کسی که برای خدا گام بر می دارد و برای خدا زندگی می کند این همه آسان است.
گزینش هدف
 
در هنگام ورود کلینی به((ری))بیشتر مردمان این شهر ازپیروان مذاهب حنفی و شافعی بودند اما به دلیل وجود شیعیان دلباخته ای در اطراف اینشهر، اکثرا اهل تسنن((ری))همواره تحت تاءثیر اخلاق و رفتار اسلامی آنها قرار داشتند.از این رو دیار به شهری شیعه نشین معروف بود((ری))در آن زمان شهری بزرگ بود و عقاید و مذاهب گوناگون در کنارهم و در آرامش ‍ کامل در آنجا به حیات ادامه می داد اما این آرامش گاه دستخوشحرکتهای سیاسی می شد فرقه اسماعیلیه با انگیزه تسلط بر ایران در این نقطه بیش ازدیگران سرمایه گذاری کرده بود و به ترویج و تبلیغ تفکر و آراء خود می پرداخت از اینرو((ری))به نقطه برخوردآراء و اندیشه های فرقه اسماعیلیه و مذاهب شافعی ، حنفی و شیعه تبدیل شده بود کلینیدر این زمان در کنار گذراندن تحصیلات خود نه تنها به عقاید و اندیشه های دیگر مذاهبو فرقه ها آشنا شد بلکه به ماهیت واقعی بعضی از این فرقه ها که می رفت تشیع را ازمسیر واقعیش خارج کند پی برد او درد را شناخت و درمان را تشخیص داد. درد، جداییمردم از سخنان اهل بیت علیه السلام و دارو، رساندن این سخنان به مردم بود او در اینزمان هدف خویش را بررسی می کرد و به دور از هیاهو مسیر خود را مشخص و تصمیم گرفت بهفراگیری و نوشتن آنها بپردازد از این رو در محضر استادان بزرگی چون((ابوالحسن محمد بن اسدی کوفی ساکن ری))


 

[1]به فراگیری حدیث پرداختدر نوشتن و بحث و گفتگو پیرامون احادیث از خود گذشتگی بسزایی نشان داد. او بیشترصرف زندگی خود را صرف حدیث کرد. اما با این حال از واقعیتهای اطراف خویش و ازمسائلی که شیعیان اطراف خویش و از مسائلی که شیعیان با آن دست به گریبان بودند،غافل نبود. او از کسانی نبود که عزلت گزیند و فقط به فکر نجات خویش باشد، بلکه دردورانهای پر آشوب همراه همگام و همراه با جامعه شیعی بوده . در دورانی که((قرمطیان))با عقاید التقاطیخود، که مخلوطی از عقاید زردشتی ، مانوی و اسلامی بود[2]به مبارزه با عقاید و مقدسات مسلمین پرداختند،کلینی با شجاعت شیعی خویش عقاید آنها را به نقد کشید و برای آگاه کردن شیعیان ازاین حرکت انحرافی کتاب((الرد علی القرامطه))را نوشت و در دسترس شیعیان قرار داد.
عصر کلینی را بایدعصر حدیث نامید. زیرا نهضتی که برای فراگیری و نوشتن احادیث آغاز شده بود سراسرممالک اسلامی را فرا گرفته بود و تشنگان علم حدیث از این شهر به آن شهر و از اینمحفل به آن محفل به آن محفل در جستجوی روایتگری بودند تا از او فراگیرند و براندوخته های خویش بیفزایند. تلاش اهل سنت در این عصر به قدری چشمگیر بود که می توانگفت اهل سنت هر چه دارد از این عصر دارد. در این عصر که زمانش به حدود تقریبی یکقرن می رسد کتابهای شش گانه حدیثی اهل سنت (صحاح سته ) تدوین شد.
کلینی در اینعصر مشغول و نوشتن احادیث بود در این زمان شاگردان امام هادی علیه السلام ، امامحسن عسکری علیه السلام و امام رضا علیه السلام هنوز زنده بودند. اما از آنها جزکتابها و جزوه های نیز در همین عصر از بین رفت.
خطر نابودی احادیث ، این میراثگرانقدر پیامبر علیه السلام و اهل بیت علیه السلام هر لحظه احساس می شد. زیرا باوفات این حاملان احادیث و غیبت امام زمان علیه السلام شیعیان از این سخنان گرانبهامحروم می شدند.
کلینی با شناخت عصر خود و موقعیت حساس زمانی و درک اینکه تشیعاگر از این مرحله به سلامت بگذرد برای همیشه از انحراف و التقاط رهایی یافته است ،برای تکمیل هدف و رسالت خویش به قم شهر محدثان و شاگردان اهل بیت علیه السلاممهاجرت کرد. در این زمان در قم راویان و محدثان در هر مسجد و حسینه ای به نقل حدیثمی پرداختند و بسیاری از اینان در شمار آخرین محدثانی بودند که بدون واسطه از زبانائمه علیه السلام حدیث شنیده بودند .وجود این فرزانگان موجب شد که عاشقان کلام موجبشد که عاشقان کلام اهل بیت علیه السلام به این شهر مهاجرت کنند و کلینی یکی از اینافراد بود. او با استفاده از محضر استادان بزرگی چون احمد بن محمد بن عیسی اشعری ،احمد بن جعفر بن عیسی اشعری ، احمد بن جعفر حمیری (مؤ لف کتاب قرب الاسناد) و فرزنداو محمد بن عبدالله حمیری به فراگیری حدیث پرداخت . استادان . محدثانی که کلینی درتشکل شخصیت او در نقش داشتند اما در این میان به رادمردی برمی خوریم که کلینی را بااو و او را با کلینی می شناسیم کسی که نامش در یک سوم با کافی سلسله سندهای روایاتکافی است . شخصیتی که نامش ‍ با کافی جاودانه شد. محدثی که در اسناد بیش از هفتهزار و یکصدوچهل روایت کافی (7140) چون ستاره می درخشد
[3]او علی بن ابراهیم قمی است که کتاب تفسیر او پایهتفسیرهای تشیع گردید. و شاید اگر کلینی پروانه وار به گرد شمع گردید. و شاید اگرکلینی پروانه وار به گرد شمع وجود او نمی چرخد و او را لحظه ای چه در حال بیماری وچه در حال بیماری و چه سلامت در خانه و مدرسه رها می کرد و از او غافل می ماند،روایات و احادیثی که سلسله سندش به او ختم می شود چون دیگر آثار او برای همیشه ازمیان می رفت . اما کلینیاین اقیانوس حدیث را رها نساخت . او که تشنه کلام اهل بیتعلیه السلام بود جرعه جرعه نوشید و به این نوشیدن اکتفا نکرد بلکه دریایی از اینکوثر عشق را برای شیعیان پس از خود به یادگار نهاد.
هجرتی دیگر
 
گرچه قم مرکز تشیع به شمار می رفت و هر چه جوینده کلام اهل بیت علیهالسلام را سیراب می کرد اما عطش سیری ناپذیر کلینی او را بر آن داشت تا آن دیارمقدس را به امید یافتن روایات و احادیث ناشنیده ترک کند.او روستاها و شهرهایی بودکه کلینی به آن قدم نهاد در آن زمان کوفه یکی از مراکز بزرگ به شمار می رفت و کمترمحدث و یا محققی بود که در سفرهای خود به آن شهر وارد نشده و از محضر عالمان آنجااستفاده ای نکرده باشد.
کوفه در حقیقت جای تبادل نظر و نقطه آغاز در جهان اسلامبه شمار می رفت که همه آزادانه در آن به تبلیغ مذهب خود می پرداختند.از این رو هریک از نویسندگان و محدثان مذاهب گوناگون اسلامی مجلس درس و بحثی برای خود برپاداشته بودند و به نقل احادیث خویش می پرداختند از این رو هر یک از نویسندگان ومحدثان مذاهب گوناگون اسلامی مجلس ‍ درس و بحثی برای خود برپا داشته بودند و به نقلاحادیث خویش ‍ می پرداختند.((ابن عقده))یکی از کسانی بود که در این شهر سکونت داشت . او از حافظانبزرگ حدیث به شمار می رفت و حافظه قوی او موجب شده بود که آیتی از آیات حافظه درجهان شود.[4]
بسیاری از بزرگان مذاهب از محضر او کسب علم میکردند او اگر چه نظر مذهبی((زیدی جاردی))بود اما زهد و پارسایی از او محدثی موثق ساخته بود که همهمذاهب در نقل احادیث به او اعتماد داشتند کلینی نیز از این مرد بزرگ استفاده کرده ،از او روایاتی فرا گرفت.
ثقة الاسلام
 
کلینی پس از کسب علم وحدیث از دهها استاد و محدث در شهرها و روستاهای آن زمان ، سرانجام به بغداد رسید.او در مسافرتهای خویش ‍ چنان علم و فضل خود را به نمایش گذاشته رسید او درمسافرتهای خویش ‍ چنان علم و فضل خود را به نمایش گذاشته و تصویری از شیعه واقعی رادر اذهان مردم هر دیار باقی نهاده بود که هنگام ورود به بغداد فردی گمنام نبود.شیعیان به او افتخار می کردند و اهل سنت به دیده تحسین به او افتخار می کردند و اهلسنت به دیده تحسین به او می نگریستند. تقوا، علم و فضیلت او در اندک مدتی موجب شدکه هم شیعه و هم اهل سنت در مشکلات دینی به او مراجعه کنند، به طوری که عامه خاصهدر فتاوا به او روی می کردند و به همین سبب او اولین کسی بود که به لقب ثقة الاسلامشعرت یافت. [5]
کلینی نام آورترین شخصیت عصر خود بود. عصری کهاوج تلاش محدثان و عالمان بزرگ و حتی عصر چهار نایب خاص امام زمان علیه السلام بودهاست . در این عصر به دلیل محدودیتها و ممنوعیتهای اجتماعی این بزرگان ، مسئولیتفرهنگی و علمی تشیع بر دوش کلینی بوده است.
تاءلیف کافی
 
بغداد برای کلینی سرزمین تاءلیف بود. وی در آنجا فرصت یافت تااندوخته های سالها رنج و مشقت را در مجموعه ای گرد آوری کند او که کمبودهای جامعهشیعی را به خوبی درک کرده بود و می دید که با غایب شدن امام زمان (عج ) و دسترسینداشتن همه شیعیان به نواب خاص آن حضرت ، جای کتابی که در بردارنده تعالیم اسلامی وشیعی باشد، خالی است تلاش خود را در پی تنظیم احادیث گردآوری شده ، جهت داد و برایشیعیان دستورالعمل و کتاب مفسر و مبین تعالیم و احکامی باشد که قرآن به صورت کلیبیان کرده است.
مجموعه کتاب((الکافی))که شامل اصول کافی (دو جلد)، فروع کافی (پنج جلد) و روضهکافی (یک جلد) است و در بردارنده شانزده هزار و یکصد و نود و نه (16199) حدیث ازپیامبر اسلام علیه السلام ائمه معصومین علیه السلام می باشد - کتابی است که کلینیدر طی بیست سال تلاش ‍ خستگی ناپذیر به تاءلیف این اثر جاودانه برتری و فضل علمایتاریخ اسلام به اثبات رساند. کاری که او در مدت بیست سال برای تشیع به پایان رساندکاری بود که شش تن از بزرگترین عالمان اهل سنت در مدت یک قرن برای مذهب خود انجامدادند و کتاب کافی مهمترین و نفیس ترین کتاب از مجموعه کتب چهارگانه حدیثی ( کتباربعه مذهب تشیع است.[6]
کافی در زمانی به تبیین ارزشهای اخلاقی واسلامی پرداخت که اروپاییان دوران بربریت و وحشیگری را می گذراند و قبایلشان با قتلو غارت امرار معاش می کردند. زمانی که آنها در جهل غوطه ور بودند و از علم چیزی نمیدانستند و عقل و علم را در دادگاههای نمی دانستند و عقل و علم را در دادگاههایتفتیش عقاید قرون وسطایی به محاکمه می کشیدند اولین باب از اولین کتاب تشیع باعنوان عقل و آنگاه توحید و حجت ، ارزشهای الهی و انسانی را آموزش می داد. کتاب کافیرا هر کسی از دیدگاه خود بررسی کرده است . بر کافی هم فیلسوف شرح نوشته است هم عارفو هم فقیه و این نشانه بزرگی و جامع بودن کافی است . شرحهای مهم عبارت اند از:
1 -
مرآت العقول از علامه مجلسی ، که با دیدی فقهی نگاشته شده است.
2 -
شرح صدرالمتاءلهین معروف به ملاصدرا، که نگرش او نگرشی فلسفی و عرفانی ب احادیث است.
3 -
کتاب وافی نوشته ملاحسین فیض کاشانی.
4 -
شرح ملا صالح مازندرانی.
سبک کلینی
 
روش کلینی در ترتیب احادیث هر باباین است که حدیث صحیح تر و روشن تر را در اول باب قرار داده و سپس به همین ترتیباحادیث مبهم و مجمل را ذکر کرده است.
[7]علاوه بر این ، کلینیدست به ابتکار دیگری زد که تا قبل از آن در میان عالمان و محدثان معمول نبود و آنبه کار بردن کلمه((عدة))به جای سلسله سندی است که به راوی حدیث ختم می شود .از مسائلی که موجب شد کلینی اینرویه را در نقل حدیث پیش گیرد، مشهور بودن راویان سلسله سند و نیز کم کردن حجم کتابو کمبود وقت بوده است.
((
عدة))کلینی گاهی از احمد بن محمد بن عیسی ، گاهی از سهل بن زیادو زمانی از احمد بن خالد برقی روایت می نماید و اشخاص هر یک از این سه ، غیر ازاشخاص((عدة))دیگر میباشد. مثلا مراد او از((عده))در جایی که به واسطه آن از احمد بن محمد عیسی روایت می کندعبارت از پنج نفر: محمد بن یحیی عطار،علی بن موسی کمیدانی ، داود بن کوره ، احمد بنادریس علی بن ابراهیم بن هاشم است.[8]
این روش رهگشای سایرعالمان و محدثان شد به طوری که شیخ طوسی در کتاب رجال خویش این روش را برگزیدند وبه همین شیوه روایت را نقل کردند[9]علاوه بر این گاهیاحادیثی بدون نام محدث و راوی و با عنوان((قد قالالعالم))و یا((فی حدیثآخر))از کلینی نقل شده است که جمعی از عالمان ایناحادیث را دلیلی بر وجود ارتباط بین کلینی و امام زمان (عج )دانسته و گفته اند((ممکن است که کتاب (کافی ) به نظر اصلاح آن حضرت رسیدهباشد)).[10]و از کلام بزرگان نقلشده است که امام زمان (عج ) فرموده اند:((الکافی کافلشیعتنا)):((کافی))شیعیان ما را کافی است.
کلینی در زندگی سراسر نور وپربار خود علاوه بر تدوین و تاءلیف مجموعه الکافی ، کتابهای الرد علی القرامة ،تفسیر رؤ یا ( تعبیر خواب )، مجموعه شعر (حاوی قصایدی که شعرا در مناقب و فضایل اهلبیت علیه السلام سروده اند)، کتاب رسائل ائمه علیه السلام و کتاب رجال را تاءلیفکرده است.
کلینی بر مسند تدریس
 
کلینی در مسیر تحقق ونگارش از تغذیه فکری شاگردانی که به امید کسب علم از محضرش به بغداد سفر کردند لحظهای غافل نبود. او در باور کردن اندیشه خدایی شاگردانش از جان مایه گذاشت . بسیاریاز بزرگان از او روایت نقل کرده اند که از آن میان احمد بن ابراهیم معروف به ابنابی رافع صیمری ، احمد بن احمد کاتب کوفی ، احمد بن محمد بن سعد کوفی ، ابوغالباحمد بن محمد رازی ، عبدالکریم بن عبدالله بن نصر بزار تنسی ، علی احمد بن موسیدقاق ، محمد بن مطلب شیبانی ، محمد بن علی ماجیلونه ، محمد بن عصام کلینی ، جعفر بنمحمد بن قولویة قمی مؤ لف کتاب کامل الزیارات ، هارون بن موسی تلعکبری ، محمد بناحمد صفوانی و محمد بن ابراهیم نعمانی را می توان نام برد.[11]
عروجکلینی
 
کلینی پس ازهفتاد سال زندگی که بیست سال آن تلاش و تحقیق همراه با رنجها و غربتها برای تدوینکتاب کافی بود از این جهان عروج کرد. او غروب نکرد بلکه با کتاب ارزشمند کافی همارهدر آسمان تشیع پرتو افشانی می کند. او گرچه در قفس دنیا زیست اما در فضای بهشت تنفسمی کرد چرا که همه لحظه های عمرش را با کلام اهل بیت علیه السلام سپری کرد. وسرانجام در ماه شعبان سال 329 ق . عروج کرد.
[12]و نه تنها شیعیانبلکه پیروان دیگر مذاهب اسلامی را سوگوار و بغداد را با رفتنش یکپارچه ماتم کرد.ابوقیراط محمد بن جعفر حسنی([13])یکی از بزرگان بغدادبر پیکر مطهرش نماز خواند و شیعیان با دلی پر اندوه پیکر مقدس او را در باب کوفهبغداد در بازار کوفه و در نزدیکی پل به خاک سپردند.
سلام بر کلینی روزی که تولدیافت و روزی که در آسمان دنیای درخشید و عروج کرد و روزی که در پیشگاه ذات اقدس اوبر انگیخته می شود.

 


 

 

                                        


 

[1]مفاخر اسلام ، علی داونی ، ج 3، ص 26.

[2]فرهنگ فرق اسلامی ، محمد جواد مشکور، ص 395 .

[3]معجم رجال الحدیث ، آیت الله خویی ، ج 11، ص 194.

[4]مفاخر اسلام ، ج 3، ص 55.

 

[5]ریحانة الادب ، میرزا محمد علی مدرس تبریزی ، ج 5 ص 79.

[6]سه کتاب دیگر این مجموعه عبارت اند از: من لا یحضره الفقیه تاءلیف شیخ صدوق ، تهذیب و استبصار،تاءلیف شیخ طوسی .

[7]اصول کافی (مقدمه )، کلینی ، ترجمه سید جواد مصطفوی ، ج 1، ص

[8]همان ، ص 114.

[9]همان .

[10]همان ، ج 5، ص 81.

[11]مفاخر اسلام ، ج 3، ص 27 و 90.

[12]ریحانة الادب ، ج 5، ص 80.

 

[13]همان

آثار:
  1. الکافی
  2. کتاب تفسیر الرؤی
  3. کتاب الرجال
  4. کتاب الرد علی القرامطة
  5. کتاب الرسائل (رسائل ائمه علیهم السلام)
  6. کتاب ما قیل فی الائمه من الشعر

حر عاملی ، محمد بن حسن

حر عاملی ، محمد بن حسن
نام هاي ديگر: عاملی المشغری،محمد العاملی،حر عاملی،
موطن: جبع از توابع لبنان
نام پدر : حسن
تاريخ وفات: 1104قمری

زندگینامه ها:

منبع : پایگاه حوزه

روایت آزادی
حسن ابراهیم زاده

شیخ محمد بن حسن حر عاملی در سال 1033 ق . در روستای ((مشغره )) از توابع جبع چشم به جهان گشود. صاحب اعیان الشیعه درباره این منطقه می نویسد:
((جبع یکی از مراکز مهم عامل است که شخصیتهای ارزنده ای همچون شیخ بهایی و شهید ثانی ، تحویل جامعه اسلامی داده است ))
(643)
دیاری که شیخ حر عاملی در آن چشم به جهان گشود یکی از سرزمینهای تشیع و عالم پرور است که تشیع آن ریشه در تبعید ابوذر دارد. شیخ حر عاملی در امل الامل در این باره می نویسد: ((هنگامی که در زمان عثمان ابوذر به شام تبعید شد و مدتی در آنجا ماند گروه زیادی در آن سامان شیعه شدند. سپس معاویه او را به روستاها تبعید کرد و او به جبل عامل آمد و از آن روز مردم به تشیع رو آوردند.(644)گذشته از این ، قاضی نورالله شوشتری می افزود: ((... هیچ قریه ای از آن نیست که جمعی از فقها و فضلای امامیه در آنجا نباشند.))(645)
از تبار حر 
سر سلسله خاندان شیخ حر عاملی ((حر بن یزید ریاحی )) نخستین قربانی عشق حسین علیه السلام در روز عاشوراست . شیخ حر در خانه ((آل حر)) قامت راست کرد. خانه ای که سخاوت بارزترین خصلت اهل آن به شمار می رفت و روی گشاده و اخلاق نیکوی آنان زبانزد عام و خاص بود و نسل در نسل به عنوان حاملان در گرانبهای علم و ادب و پرچم شهادت و شهامت شناخته می شدند. می نویسند: ((خاندان شیخ حر عاملی خاندانی است که از قدیم خانه علم و معرفت بوده و افراد برجسته زیادی از آن جوشیده است و تا امروز از آن می جوشد و به موجب سخاوت و اخلاق نیک ممتاز است .))(646)علامه امینی می نویسد: ((از این خاندان گوهر خیز (حر) مردانی برخاسته اند که دیر زمانی بر مسند دانش و تقوا نشسته اند و مشعل هدایت دین آموز و دنیا ساز، پیشوا و رهبر و دانشمند و پرهیزکار بودند.))(647)
گویا دست تقدیر روزگار بر آن بود که او در یکی از بهترین نقاط معنوی و از میان معنوی و از میان بهترین خاندان پا به عرصه گیتی نهد.
در محضر معرفت 
هیچ کس منکر این مساله نیست که وارثت در شکل گیری شخصیت کودک بی تاثیر نیست و خانواده اولین کلاس درس زندگی است . شیخ حر پاکی و لطافت را تنها از یک سو به ارث نبرده بود. مادرش طلایه دار زهد و تقوا به شمار می رفت بلکه در زمره ادیبان وفاضلان زمان خود و دارای مرتبه بلندی بود. آیه الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی (ره ) در سجع البلابل درباره خانواده مادر شیخ می نویسد: ((مادر بزرگوار حر عاملی دختر علامه شیخ عبدالسلام فرزند حر است که دختری فاضل و ادیب بود.))
شیخ حر درباره پدربزرگ مادری خود می نویسد: ((او دانشمندی عظیم الشان و بلند پایه و زاهدی عابد و پارسا و فقیهی حدیث دان و مورد اعتماد بود که زهد و عبادت هیچ کس به او نمی رسد. او در فقه و ادبیات عرب استادی زبر دست بود.))
(648)
گذشته از زهد و پارسایی پدر بزرگ مادری اش که همراه شیر مادر زاهدش به او ارث رسیده بود شیخ حر از پدر بزرگ پدری خود نیز شهادت را چون سر سلسله این خاندان حر بن یزید بن ریاحی به ارث برده بود. شهید شیخ علی فرزند محمد حر عاملی مشغری پدر بزرگ شیخ حر عاملی است . شیخ حر عاملی درباره پدر بزرگ ادیب و دانشمندش می نویسد: ((او عالمی فاضل و بود و عابدی ستوده کردار و عظیم الشان و شاعر کارآزموده و ادیب تحصیلاتش نزد شیخ حسن (مولف کتاب معالم ) و سید محمد (مولف مدارک ) و دیگر استادانش صورت گرفت ... نویسندگان ریاض العلماء و روضات الجنات ، نجوم السماء و دیگر فرهنگ های رجال از او تجلیل کرده و نوشته اند که بر اثر مسمومیت شهید شد.))(649)از این شهید بزرگ چهار فرزند بر جای ماند.
1- شیخ حسین که دارای فضل و دانش و شیواگویی و شاعر و فردی شایسته بود.
2- شیخ محمد که به گفته شیخ حر عاملی فاضلی دانشمند و محققی دقیق و حافظ قرآن و عابد و شاعری کارآزموده و ادیب و شخصی مورد اطمینان بود.
3- شیخ حسن (پدر بزرگوار شیخ حر عاملی ) شیخ حر درباره ویژگیهای این پدر فرزانه و عالم خود می نویسد: ((او دانشمندی فاضل و زبردست و ماهر و شایسته و ادیب و فقیه و مورد اعتماد بود. وی حافظ قرآن و آشنا به رشته های علوم عربی و فقه و ادب بود. مردم در مسائل فقهی بویژه مسائل ارث به او مراجعه می کردند.))
 (650)
تحصیلات 
حضرت آیه الله مرعشی نجفی نام علما و دانشمندانی که شیخ حر در محضر آنان را زانوی ادب زده و در دروس مختلف از آنان کسب فیض نموده با مفتخر به گرفتن اجازه نقل روایت شده است در مقدمه کتاب اثبات الهداه به رشته تحریر در آورده است ؛ که به طور فشرده به آن اشاره می شود.
1- علامه شیخ حسن حر عاملی (پدر بزرگوارش )
که در محضر او درس خوانده و از او روایت نقل کرده است .
2- علامه شیخ محمد حر (عموی او) علاوه بر درس فراگیری ، از او روایت نقل می کند.
3- علامه شیخ عبدالسلام (جد مادری )
4- علامه شیخ علی فرزند محمود مشغری عاملی
5- علامه شیخ زین الدین فرزند محمد بن حسن فرزند شهید ثانی
6- علامه شیخ حسین فرزند محمد بن حسن ظهیر الدین عاملی ظهیری
7- علامه سید حسن حسینی عاملی
8- علامه شیخ عبدالله فوشی حر
9- علامه مجلسی (ره ) که مشهورترین و بزرگترین استادان شیخ حر عاملی بوده و غواص دریاهای اخبار و احادیث شمرده می شود. شیخ حر در موارد زیادی در کتاب امل الامل تصریح کرده که از مرحوم مجلسی حدیث نقل کرده است .
10- فیض کاشانی (ره ) که زینت فقهای حدیث شناس و الگوی سالکان است . تصریح به نام وی را به خط برخی از شاگردان او دیده ام .
11- علامه مولی محمد طاهر فرزند محمد حسن شیرازی نجفی ، نویسنده کتابهای مشهور مثل ((حجه الاسلام در شرح تهذیب الاحکام )) و ((حکمه العارفین )) و ((قواعد الدینیه در حکماء صوفیه )) و غیر اینها. شیخ حر به شاگردی نزد این استاد در کتاب امل الامل تصریح کرده است .
12- علامه شیخ علی مولف ((الدرالمنثور)) از نوادگان شهید ثانی
13- علامه سید علی فرزند علی موسی عاملی
14- علامه محقق آقا حسین خوانساری ، شارح کتاب دروس
15- علامه سید هاشم بحرانی ، صاحب تفسیر البرهان
16- علامه مولا محمد کاشانی مقیم قم .
اولین اجازه و اولین کتاب 
شیخ حر در بیان طرق نقل روایاتی که به ائمه اطهار می رسد، می نویسد:
((من کتابها را از گروهی که یکی از آنان شیخ بزرگوار و مورد اطمینان و پرهیزکار ابو عبدالله الحسین فرزند حسن بن یونس ظهیر الدین عاملی است با گرفتن اجازه از او (اولین کسی که در سال 1051 به من اجازه داده ) نقل می کنم .))
 (651)
با نگاهی به تاریخ تولد شیخ واین جمله شایستگی و درایت ، تقوا و فضیلت وی را پیش از پیش در می یابیم که چگونه هنوز که هیجده بهار از عمرش ‍ نگذشته از مرد بزرگی چون یونس بن ظهیری عاملی اجازه نقل روایت دریافت می کند.
با بیان این مطلب که در اعصار پیش به دلیل در دسترس نبودن وسایل ارتباط جمعی و معرفی دانشوران علوم دینی به اقشار دیگر اجازه نقل حدیث سند تقوا، راستگویی و فضیلت آنان به شمار می رفته است و می توان سیمای فرزانه الهی شیخ حر را در این سن و به مفاد این اجازه به نظاره نشست . در این زمان شیخ حر که از ذوق ادبی و خدادادی و همچنین نثری زیبا و روان برخوردار بود قلم به دست گرفت تا اولین اثر خود را در کنار خوشه چینی از محضر علمای عصر به رشته تحریر در آورد.
تالیفات و آثار شیخ 
جواهر السنیه
در نخستین گام و در اولین تجربه نگارشی به جمع آوری احادیث قدسی که همان کلام خداوند متعال است ، می پردازد و چند سالی را در تدوین این احادیث به صورت کتابی مستقل می کوشد. او در تنظیم این اثر گرانبها نخست به قول پروردگار پیرامون انبیا - از حضرت آدم علیه السلام تا خاتم مرسلین صل الله علیه و آله - و سپس احادیث مربوط به ائمه اطهار رو می کند و در خاتمه کتاب را با احادیث اخلاقی (در تاریخ 1056)
(652)به پایان می رساند شیخ حر عاملی در قسمتی از مقدمه آن می نویسد: ((... البته اینها در میان علما، به احادیث قدسی معروف هستند هر چند من پیشتر ندیده بودم که آنها را در یک کتاب جمع و نشر کرده باشند. از همین رو علاقه مند شدم به اینکه نخستین کسی باشم که آنها را در یک کتاب جمع کرده است ...))(653)
صحیفه ثانیه
شیخ حر عاملی در مقدمه این کتاب می نویسد: ((صحیفه سجادیه کامل که قسمتی از دعاهای امام زین العابدین علیه السلام را در بردارد به مهمات دین و دنیا مربوط است . من به خاطر علاقه ای که برای جمع و ترکیب این دعاهای پراکنده و متفرق داشتم در صحیفه دوم سایر دعاهای آن حضرت را که علمای بزرگوار نقل کرده اند، گرد آوردم . پس بر شما باد که این صحیفه شریف را با اولی همراه داشته ، آنها را تلاوت کنی .))
 (654)
((محدث جزایری در اول شرح ملحقات صحیفه می نویسد باید جمع احادیث قدسی را (برادر قرآن ) و صحیفه ثانیه را (خواهر قرآن ) نام نهاد.))(655)
شیخ حر دفتر نگارش خود را با ((کلام خدا)) دعاهای ((امام سجاد علیه السلام )) آغاز کرد و از آن پی ده ها کتاب ارزشمند را به جامعه شیعی تحویل داد که حتی معرفی اختصاری هر یک در این مقال نمی گنجد. نکته ای که در بیشتر آثار شیخ حر دیده می شود تقسیم بندی فصلها و بخشهای آنهاست که به عدد معصومین یا ائمه اطهار به دوازده یا چهارده قسمت فصل بندی و تقسیم نموده است . این امر نشان از عشق و علاقه او حتی به عددی است که یادآور وجود آن بزرگواران است .
الایقاظ من الهجعه برهان علی الرجعه
شیخ آقا بزرگ درباره این کتاب می نویسد: شیخ در امل الامل می گوید:
((این کتاب حاوی بیش از ششصد حدیث و شصت و چهار آیه و ادله بسیاری از قدما و متاخرین و جواب شبهات در این موضوع است .))

((شیخ حر در سال 1075 نگارش این کتاب را به اتمام رساند.))
(656)
خلق الکافر
شیخ بزرگ می نویسد:
((... (مولف در این کتاب ) آنچه در زمیننه خلقت کافر به ذهنش رسیده است به رشته تحریر در آورده است ... در آن به ذکر احادیثی پرداخته است که نهی از بحث در قضا و قدر و امر به تکلم در مساله بداء شده است .))
(657)
القوائد الطوسیه
شیخ حر در مقدمه این کتاب می نویسد:
((این کتاب پاسخ برخی از احادیث مشکل و درهای تحقیق بعضی از مسائل پیچیده ای است که اهل علم و کمال در زمان اقامتم در طوس سوال نموده اند...))
(658)
بدایه الهدایه
شیخ حر عاملی پیرامون انگیزه نگارش این کتاب می نویسد:
((گروهی از برادران مومن که خواهان حق و حقیقت بودند از من در خواست کردند تا در حد توان احادیث مربوط به واجبات و محرمات را جمع آوری نمایم و در مواردی جزئی مستحبات و مکروهات و مباحثات ... برگرفته از روایات ائمه اطهار... در این زمینه به طور خلاصه آورده شود و...))
(659)
امل الامل
شیخ در جلد دوم این کتاب (ص 370) انگیزه نگارش این اثر را رویایی ذکر می کند که در سال ورود به مشهد (1073 ه‍ق ) دیده است . او به دلیل مشاغل بسیار 23 سال بعد آن را به رشته تحریر در می آورد. در این باره نوشته اند:
شروع تالیف این کتاب سال 1096 ه‍ق و پایانش اول جمادی الثانی 1097 بوده است . شرح حال علمای جبل عامل که شیخ در این کتاب نگاشته 209 نفر و از علمای غیر جبل عامل 1110 نفر است .))
(660)
اثبات الهدایه
این کتاب در اثبات نبوت و امامت و بیان معجزات پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و ائمه اطهار، از آثار شیرین و خواندنی است که در 7 جلد به چاپ رسیده و برخی از جلدها به همت حجه الاسلام نصرالهی و برخی دیگر به قلم فقیه فرزانه حضرت آیت الله جنتی ترجمه شده است . شیخ در مقدمه کتاب می نویسد:
((من به کتابی که در این باب کافی باشد و آنچه را عقلا به گرد آوردنش ‍ علاقه مندند... دست نیافتم بلکه دیدم این مطالب در وادی پراکندگی پنهان مانده و کسی که بخواهد بر آنها مطلع شود محتاج به صرف وقت زیادی است .))

هدایه الامه
شیخ حر در مقدمه این کتاب می نویسد: ((... این کتابی حاوی احکامی که برای هر فرد ضرورت دارد... این کتاب را به خاطر پاسخگویی و در خواست گروهی از برادران دینی به رشته تحریر در آورده ام ...))
(661)دیگر کتابهای شیخ حر عاملی عبارتند از:
- تعلیقه ای بر کتاب مزار تالیف علامه نسب شناس مرحوم سید شرف الدین علی حسینی مرعشی حائری (متوفای 1316 ق )
- کتاب الفصول المهمه فی اصول الائمه . در بردارنده قواعد کلی که از ائمه علیه السلام درباره اصول دین و فروع دین و طب و اصول فقه و غیره وارد شده و بیش از هزار باب است و به چاپ رسیده است .
- کتابی در رد صوفیه ، یکهزار حدیث موجود در آن به طور عام یا خاص در رد صوفیه است .
- کتاب اجازات : در بردارنده انبوه اجازه های پیشینیان است .
- کتاب کشف التعمیه فی حکم التسمیه : پیرامون نامیدن حضرت مهدی به نام اصلی اوست که همنام پیامبر اکرم صل الله علیه و آله است .
- کتابی در اثبات اینکه نماز جمعه واجب عینی است . (در رد نظر علامه محمد ابراهیم نیشابوری )
- کتاب نزهه الاسماع فی الاجماع : اقسام و احکام اجماع در آن بیان شده است .
- کتابی در احوال اصحاب شایسته و ستایش شده پیامبر و ائمه علیهم السلام .
- کتابی درباره منزه بودن امامان معصوم از فراموشی و سهو
- کتابی در رد نظرات اهل سنت
- وصیت به پسرش علامه شیخ محمد رضا (به شیوه کشف المحجه علامه سید بن طاووس )
- کتابی پیرامون زیارتگاهها و زیارتنامه ها
- کتابی در اخلاق : کتاب طهاره الاعراق ابن مسکویه را شرح داده و روایاتی که از ائمه اطهار وارد شده بر آن افزوده است .
- کتاب در ابطال مساله عمومیت داشتن ((حدیث منزلت ))

- دیوان امام زین العابدین علیه السلام که اشعار امام را گردآوری و به ترتیب حروف تنظیم کرده است . (در بمبئی چاپ شده است )
- حاشیه بر کتاب کافی مرحوم کلینی
- حاشیه بر کتاب ((من لایحضره الفقیه )) مرحوم شیخ صدوق
- حاشیه بر کتاب تهذیب شیخ طوسی (ره )
- حاشیه بر استبصار شیخ طوسی (ره )
- رساله ای در مناظره خود با بعضی از علمای اهل سنت در سفر حج
وسائل الشیعه
اما کتابی که شیخ حر را با آن و آن را با شیخ حر می شناسیم کتاب گرانسنگ ((وسائل الشیعه )) است . این اثر یکی از کتابهای مرجع در زمینه احادیث اهل بیت است که از اعتبار و اعتماد خاصی در میان کتابهای حدیثی برخوردار است . در این کتاب ، نویسنده روش خاص خود را بکار برده و احادیث فقهی که فقها در استنباط احکام شرعی بدان نیازمندند و بر آنها تکیه می زنند جمع آوری کرده است و شمار آنان به بیست هزار حدیث می رسد که شیخ حر از مصادر و کتب معتبر شیعه چون اصول کافی ، من لایحضره الفقیه ، استبصار، تهذیب و کتب دیگر که شمار آنها به هفتاد منبع و ماخذ می رسد جمع آورده است . شیخ حر کتاب را با احادیثی در مقدمه عبادات افتتاح کرده و سپس بر طبق کتب فقهی آن را از بحث طهارت تا مبحث طهارت تا مبحث بیان دیه ها تقسیم بندی نموده است .
شیخ حر 3/2 این کار بزرگ را در زادگاهش ((مشغر)) به رشته تحریر در آورد و در سال 1088 در مشهد مقدس آن را به اتمام رساند. این سال برای شیخ سال پرکار و پربرکتی محسوب می شد. چرا که در این سال ((فهرست وسائل الشیعه )) را نیز تدوین نمود. این موضوع که شیخ سه بار این کتاب را از نظر گذرانده و به نگارش در آورده است از نکته هایی است که سزاوار است هر محقق و نویسنده آن را فرا روی خویش قرار دهد. در بیان جایگاه این کتاب همین بس که از روزی که این سرچشمه به نگارش در آمده منبع و ماخذ تمام مجتهدان و کتاب مرجع عالمانی است که آخرین مرحله رسیدن به قله اجتهاد را طی می کنند. بر این کتاب از سوی بزرگان تعلیقه های بسیاری نگاشته شده که شاید شیخ حر خود نخستین کسی است که برای ابهام زدایی پیرامون برخی از مطالب آن پیشقدم شده است و ((تحریر وسائل الشیعه نهاده است .
در عظمت این کتاب تنها به یک بیت از شعر علامه امینی درباره کتاب اکتفا می کنیم .

((هذا صراط الهدی ما ضل سالکه
الی المقاصد بل تسویه الرتب ))(662)
این کتاب راه هدایت است که رهروش گمراه نمی شود
به هدف می رسد و بلکه به مقامی عالی تر دست می یابد.
شاعر اهل بیت  
شیخ حر را باید از شاعران شیعه بر خواند که قله فقاهت او لطافت باران شعرش را تحت الشعاع قرار داده است . چرا که او خود می گوید:
علمی و شعری اقتتلا اصطلاحا
فخضع الشعر لعلمی راغما
و العلم یابی ان اعد شاعرا
و الشعر یرضی ان اعد عالما
دانش و شعرم با هم به جنگ و ستیز برخواستند
شعرم به رغم دانشم در مقابل آن خضوع کرد
دانشم مانع می شد که من شاعر به حساب آیم
ولی شعرم خشنود می شد که من عالم به شمار آیم
شیخ آقا بزرگ درباره دیوان شعر او می نویسد: ((دیوان شعرش به بیست هزار بیت شعر می رسد که به ترتیب حروف الفبا منظم گشته و با این جمله زیبا شروع می شود: (الحمدلله الذی جعل نجوم المعانی مصابیح سماء الافکار) (ستایش خدا را که ستارگان معانی را چراغ آسمان اندیشه قرار داد) (663)
کلمات منظوم شیخ را به دو قسمت می توان تقسیم کرد. نخست ابیات کوتاه که می توان از سه نوع ذیل یاد کرد.
1- تاریخ چهارده معصوم
2- در باب زکات
3- در معانی و بیان
دوم : منظومه های بسیار در علوم مختلف که سید احمد حسینی در مقدمه امل الامل چنین آورده است .
1- منظومه در مسائل میراث (بسیار طولانی است )
2- در مسائل هندسه و ریاضیات
3- تاریخ تولد ائمه ، وفات و مناقب آنان
4- اخلاق و مواعظ
5- مسائل اصول الفقه
و نیز منظومه هایی در مسائل کلام ، نحو، صرف ، نجوم و... دیوان امام زین العابدین علیه السلام . (664)
محل تدریس و شاگردان شیخ  
شیخ حر تنها مرد تتبع ، تحقیق و نگارش نبود بلکه در تدریس و تربیت شاگردان از مردان موفق زمان خود به شمار می رفت . محل تدریس او در مشهد مقدس ، صحن حضرت ثامن الائمه بود. گرچه به درستی از عدد شاگردان شیخ اطلاعی در دست نیست . از مکان و گفتار هم عصران شیخ اینچنین به نظر می آید که درس شیخ یکی از با شکوه ترین کلاسهای درس در عصر وی بوده است . از شمار بسیار شاگردان و آنان که از شیخ حر روایت نقل کرده اند می توان به افراد ذیل اشاره کرد:
1- شیخ مصطفی حویزی فرزند عبدالواحد بن سیار حویزی
2- دو فرزندش شیخ محمد رضا و شیخ حسن
3- سید محمد حسینی اعرجی فرزند محمد باقر
4- سید محمد فرزند محمد بدیع رضوی
5- مولا محمد فاضل مشهدی فرزند محمد مهدی
6- سید محمد موسوی عاملی فرزند بن علی بن محیی الدین
7- مولا محمد صالح فرزند محمد باقر قزوینی مشهور به (روغنی )
8- مولا محمد تقی عبدالوهاب استر آبادی مشهدی (متوفی 1058 ه‍ق )
9- مولا محمد تقی دهخوار قانی قزوینی
10- سید محمد بن احمد حسینی گیلانی
11- مولا حسن بن محمد طاهر قزوینی طالقانی
12- سید نورالله جزایری (متوفی 1158 ه‍ق )
13- محدث مولا محمد صالح هروی
14- حاج محمود میمندی
15- شیخ محمود بن عبدالسلام المعنی (665)
16- علامه مجلسی (صاحب بحار الانوار)
17- شیخ ابوالحسن بن محمد النباطی العاملی
18- سید محمد بن زین العابدین موسوی عاملی
فرزندان شیخ حر 
در این باره می نویسند: ((فرزندان و دامادهای شیخ حر عاملی خاندان بزرگی را در مشهد تشکیل می دادند که در راس این خاندان فرزندش شیخ حسن قرار داشت . او در حدیث و علوم متداول آن روزگار سخنان تازه ای داشت و بعد از پدرش به مراجعات مردم و برطرف کردن نیازهای ایشان همت گمارد.)) (666)
فرزندان شیخ حر عبارتند از:
1- علامه شیخ حسن عاملی
2- علامه شیخ احمد عاملی
3- علامه شیخ محمدرضا که از دانشمندان و مفسران عصر خود به شمار می رفت . شیخ حر دارای فرزندان دختر و پسر دیگری بوده است که شرح حال آنان بدرستی برای ما، معلوم نیست .
هجرت  
چهل سال از عمر پربار شیخ حر عاملی می گذشت که او برای زیارت مرقد مطهر امام هشتم علیه السلام از ((مشغر)) عازم ((مشهد)) شد. اما چیزی نگذشت که با واقعیتهای جامعه آن روز تشیع در ایران روبرو گشت . شیخ حر با آنکه از واژه شاه و شاهی نفرت داشت و عزلت و ریاضت را بر حضور و ریاست ترجیح می داد. در حساس ترین برهه تاریخ تشیع به دیگر عالمان شیعه اقتدا کرد و با پذیرفتن برخی مسئولیت های اجتماعی در حساس ترین نقطه ایران (خراسان ) که در معرض تخاجم ازبکها و اخل تسنن هم مرز ایران بود دین خود را در صحنه سیاست نیز به تشیع ادا کرد. پذیرفتن مقام شیخ الاسلامی از سوی شیخ حر به ماجرای سفرش به اصفهان باز می گردد که او از طرف علامه مجلسی به دیدار کاخ شاه رفته بود.
((شیخ حر در مجلس شاه سلیمان بدون اجازه از شاه در بالای مجلس نزد شاه نشست به طوری که بین او و شاه یک متکا بیش نبود. شاه پس از نشستن رو به شیخ کرد و گفت : به من گفته اند تو از علمای جلیل و بزرگ عرب محمد بن حسن بن حر عاملی هستی حال به من بگو فاصله میان حر و خر چقدر است ؟ شیخ بی درنگ (به شوخی ) گفت : ((یک متکا))! شاه از شجاعت و حاضر جوابی شیخ یکه خورد. (667)
مولف کتاب گنجینه آثار قم می نویسد:
((بعد از گفتگو با شاه سلیمان و قضیه آنچنانی علمای اصفهان که پی به مدارج علمی او بردند، شاه سلیمان در مقام استمالت از وی برآمده ، او را برای توطن در اصفهان دعوت کرد و شیخ علاقه خود را به اقامت در جوار ثامن الائمه اعلام داشت . بنابراین شیخ را قاضی القضات خراسان گردانید و با تجلیل روانه ساخت .))(668)
کعبه در خون 
شیخ حر عاملی چه در زمان سکونت خود در جبل عامل و چه در ایران چندین مرتبه به زیارت خانه خدا و عتبات عالیات موفق گردید. در سال 1088 که شیخ در مکه مکرمه حضور داشت فاجعه ای دردناک به وقوع پیوست که این واقعه در مقدمه امل الامل چنین آمده است :
((در سال 1088 به خادمین (خائنین ) حرم کعبه خبر دادند که کسانی دیوار کعبه را مطهر را آلوده به نجاست کرده اند. خبر به سرعت در مکه پیچید و گفتگوها شروع شد. عاقبت دشمنی قدیمی اهل تسنن با شیعیان نسبت شد تا این هتگ حرمت را به شیعیان نسبت دهند. عده ای از ترکان و برخی از عربها با هم قرار گذاشتند که هر کجا شیعه ای را بیابند به قتل رسانند. چون به حرم رسیدند پنج نفر از شیعیان را که یکی از آنها میرزا سید محمد استر آبادی بود به شهادت رساندند. شیخ حر عاملی که در این ایام در مکه به سر می برد از توطئه آگاه شد و به همراهان خود دستور داد که از خانه بیرون نروند و با شنیدن خبر شهادت سید محمد مومن استر آبادی و شیعیان دیگر با همراهان خود به خانه ((سید موسی بن سلیمان )) که یکی از اشراف مکه بود، پناه برد. سید موسی به کمک یاران خود مخفیانه شیخ حر عاملی و سایر شیعیان را به سمت یمن روانه ساخت و آنان را از این مهلکه نجات داد.))(669)
غروب در قدر 
شیخ حر عاملی این فرزانه روزگار سرانجام در بیست و یکم ماه رمضان 1104 در هفتاد و یک سالگی چشم از جهان فروبست و ((در زیر گنبد حضرت (رضا)، کنار منبر، برادرش شیخ احمد صاحب الدرالمسلوک با هزاران نفر دیگر بر جسم مطهرش نماز گذارد و جسم مطهرش در ایوان حجره ای از حجره های صحن شریف امام رضا علیه السلام جنب مدرسه میرزا جعفر به خاک سپرده شد))(670)و مرقدش در کنار حرم رضای آل محمد واسطه بین مردم و پیشوای هشتم شیعیان گشت .
سلام بر او روزی که در ((مشغر))، معبر نور، چشم به جهان گشود و روزی که در ((مشهد))، قبله نور، چشم از جهان فروبست .


آثار:
  1. جواهر السنیه
  2. الایقاظ من الهجعه برهان علی الرجعه
  3. خلق الکافر
  4. بدایه الهدایه
  5. امل الامل
  6. اثبات الهدایه
  7. هدایه الامه
  8. تعلیقه ای بر کتاب مزار تالیف علامه نسب شناس مرحوم سید شرف الدین علی حسینی مرعشی حائری
  9. کتاب الفصول المهمه فی اصول الائمه
  10. کتابی در رد صوفیه
  11. کتاب اجازات
  12. کشف التعمیه فی حکم التسمیه
  13. نزهه الاسماع فی الاجماع
  14. کتابی در احوال اصحاب شایسته و ستایش شده پیامبر و ائمه علیهم السلام
  15. کتابی درباره منزه بودن امامان معصوم از فراموشی و سهو
  16. کتابی در رد نظرات اهل سنت
  17. کتابی پیرامون زیارتگاهها و زیارتنامه ها
  18. کتاب در ابطال مساله عمومیت داشتن ((حدیث منزلت ))
  19. دیوان امام زین العابدین علیه السلام که اشعار امام را گردآوری و به ترتیب حروف تنظیم کرده است
  20. حاشیه بر کتاب کافی مرحوم کلینی
  21. حاشیه بر کتاب ((من لایحضره الفقیه ))
  22. حاشیه بر کتاب تهذیب
  23. حاشیه بر استبصار
  24. رساله ای در مناظره خود با بعضی از علمای اهل سنت در سفر حج
  25. وسائل الشیعه

سالشمار زندگی امام خمینی

سالشمار زندگی امام خمینی

بخش دوم

1356/1316

آقای دکتر عباس زریاب خویی, که برهه ای در محضر امام دانش اندوخته و در محفل درسی ایشان حاضر شده, گزارشی داده است از مجلس درس و بحث امام و آشنائی ایشان با مسائل حکمی و فلسفی و عرفانی, که اکنون آن بخش از گزارش را که مربوط می شود به سال 1316هـ.ش. در این جا نقل می کنیم:

([آقای خمینی] در سال 1316 شمسی از مدرسین فاضل و بنام حوزه قم بود و با آن که جوان بود و در حدود سی وشش سال داشت, مورد تعظیم و احترام همگان بود. عصرها, حدود دو ساعت به غروب مانده به مدرسه فیضیه می آمد و در ضلع جنوبی مدرسه در جلوی یکی از حجرات می نشست و با فضلای درجه اول حوزه, مانند مرحوم سید محمد یزدی, معروف به داماد, و مرحوم شیخ حسن نویسی و مرحوم فاضل لنکرانی, به بحث و جدال در مسائل فقهی و اصولی می پرداخت و گاهی (یعنی به ندرت) تند می شد و صدای خود را بلند می کرد, چنان که فضای مدرسه از صدای او پر می شد.… این گونه موارد بسیار نادر بود و او, غالباً, درمباحثات خونسرد و تسلّط او بر نفس معروف بود و با وقار و جاذبه شخصی خود, همه را به احترام وا می داشت و همه او را به تفوّق در فضل و تقیّد به ظاهر و اصول اخلاقی می ستودند. به همین جهت, این حسن اعتقاد همگان به من نیز سرایت کرد و من آرزو می کردم که اطلاعات و تحصیلات من روزی مرا موفق به حضور در درس او بکند.)1

1357/1317

امام, پس از درگذشت آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری, در مدرسه فیضیه درس اخلاق شروع کرده و کم کم دامنه این درس گسترش یافته است.2 و افزون بر روحانیان و فضلا, بسیاری از بازاریان در آن شرکت می کرده اند.

استقبال از این درس به گونه ای بوده که در هفته ای دو روز: پنج شنبه و جمعه, جلسه درس برگذار می شده است. ایادی رژیم رضاخان, از آن جا که می دانسته اند با ادامه و اوج این گونه جلسه ها, مردم به کسب خویها و ویژگیهای فاضله, روی می آورند, به کارشکنی پرداخته و بر آن شده اند که آن را به تعطیلی بکشانند.

امام خمینی در پاسخ به فرستاده اداره پلیس که خواهان تعطیلی مجلس درس اخلاق بوده گفته است:

(من موظف هستم به هر نحوی که هست, این جلسه را بر گذار نمایم. پلیس شخصاً بیاید از انعقاد آن جلوگیری به عمل آورد.)

ایادی رژیم که با سرسختی امام روبه رو شده به کار شکنی پرداخته اند و امام ناچار شده که درس اخلاق را از مدرسه فیضیه به مدرسه حاج ملاصادق که منطقه ای دور دست بوده, انتقال دهد و پس از فرو افتادن رضاخان از کرسی اقتدار, دوباره به فیضیه برگردد.3

با توجه به این که شاگردان امام, به روشنی گفته اند: این درس پس از فوت آقای حائری بوده و سخت گیریهای رژیم رضاخانی, در سالهای 1357هـ.ق. بر حوزه کم تر شده و امام خمینی نگارش کتاب اربعین خود را که کتابی است اخلاقی, در سال 1357 هجری شروع و در روز جمعه چهارم محرم هزار و سیصد و پنجاه وهشت هجری, به انجام رسانده است; از این روی ما آغاز درس اخلاق ایشان را سال 1357هـ.ق. انگاشتیم. این درس نزدیک به هشت سال به درازا, کشیده و به گونه ژرف و همه سویه در مشتاقان و علاقه مندان اثر گذاشته است و این را می شود از تربیت شدگان این محفل بزرگ اخلاقی, به خوبی دریافت.

([امام خمینی] از زمان مرحوم حایری تا 1368 هجری, دروس کفایة و مکاسب و منظومه و اسفار را تدریس و فضلاء برجسته تربیت نموده و بخصوص در فن اخلاق و درس آن استاد منحصر به فرد حوزه قم بوده و حدود هشت سال در مدرسه فیضیه هفته ای دو روز: پنج شنبه و جمعه, صدها نفر از فضلاء حوزه و غیره را از بیانات شیوا و درس اخلاق مستفیض و با ذکر:

(الهی هب لی, کمال الانقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلی معدن العظمة وتصیر أرواحنا معلقة بعزّ قدسک) که همه روز در اختتام درسش می فرمود, قلوب اهل ذوق و تهذیب را نورانی و صفا و جلا می داد تا در چند سال اخیر که درس مذکور را برای پاره ای از موانع تعطیل و حوزه درس خارج فقه و اصول را دائر [نمود]….)4

با توجه به این که فوت آقای حائری, در ذیقعده سال 1355هـ.ق. بوده است, آغاز درس اخلاق را در سال 56 و یا 57 می توان دانست که تا سال 1364 و یا 1365هـ.ق. ادامه داشته است.

1358/ 1318

عباس زریاب خوئی, که شرح منظومه سبزواری را در سال 1318هـ.ش. نزد امام خمینی فرا گرفته است از شیوه تدریس, آگاهیها ویژگیهای ایشان چنین می نویسد:

(در آغاز سال 1318 شمسی از بعض از طلاب شنیدم که: آقای روح الله خمینی, درس شرح منظومه حاج ملاهادی را آغاز خواهد کرد. من که در انتظار چنین فرصتی بودم, با شور و شوق تمام به درس او که در مَدْرَسْ (سالن درس) مدرسه دارالشفا منعقد می شد, حاضر شدم و به انتظار, پایان دادم.

او درس را به جای آن که از آغاز کتاب شروع کند, از طبیعیات شروع کرد و استدلال او برای این کار, روش معلم اول یا ارسطو بود که الاهیات را پس از طبیعیات قرار داده بود و به همین جهت, الاهیات را ما بعدالطبیعه نامیده بود. روش تدریس او, برخلاف استادان دیگر بود; یعنی هرگز مطلب را با جملات و عبارات کتاب تطبیق نمی کرد, بلکه پس از آن که یکی دو جمله از متن کتاب می خواند, شروع می کرد به تقریر درس از خارج با بیانی که پر از شور و هیجان بود و این هیجان گاهی چنان قوّت می گرفت که صدایش را بلند می کرد و جلسه درس, به جلسه خطابه و تذکیر بدل می شد. او می خواست در ضمن تشریح مطالب فلسفی به مسائل اخلاقی و اجتماعی ـ دینی [هم] بپردازد و این دو مقصود را چنان استادانه با هم می آمیخت که انسان نمی توانست موضوع درس را از بحث دینی ـ اخلاقی او جدا بداند و این امر, تأثیر شدیدی در مغز و روح متعلّمان به جای می گذاشت و شخص هنگام خروج از جلسه درس, حالتی روحی و عرفانی و سرشار از اندیشه عمیق دینی در خود احساس می کرد که شاید تا یکی دو ساعت دوام داشت. او خود, سرشار از این کیفیت عرفانی, دینی و فلسفی بود.

او برای خود جهانی از اندیشه معنوی ـ دینی ساخته بود که عناصر تشکیل دهنده آن, مذهب شیعه اثناعشری, افکار نو افلاطونی منطوی در فلسفه اشراق, عرفان محیی الدین عربی و حکمت متعالیه ملاصدرا بود. او, این عناصر را عمیق تر و ذاتی تر از اسلاف خود, در خود پیوند داده بود و به شکل متعادل و منسجم و هم آهنگی به وجود آورده بود که می توان آن را به یک سمفونی تشبیه کرد.)5

21 ربیع الثانی 1358/ 19 خرداد 1318

در این تاریخ, امام خمینی کتاب (سرّ الصلوة معراج السالکین و صلوة العارفین) را به پایان رسانده است. این کتاب, در بردارنده نکته ها و مقوله های بلند و ژرف عرفانی است. ایشان در این اثر, به بیان نماز سالک و چگونگی حضور قلب و اسرار نماز می پردازد.

این اثر, تشکیل شده است از: مقدمه, شش فصل, دو مقاله و خاتمه. مقاله اول در مقدمه نماز و اسرار آن و دارای ده فصل و مقاله دوم در اسرار مقارنات نماز و دارای دوازده فصل است.

1319/1359

دکتر محمد باقر, از استادان برجسته زبان فارسی پاکستان, در مصاحبه ای با فصلنامه دانش در سال 1369هـ.ش. خاطره جالبی از امام نقل کرده که مربوط به سال 1319هـ.ش. است.

این که می گوییم سال 1319هـ.ق. بدین خاطر است که دکتر محمد باقر, در این مصاحبه, خاطره خود را مربوط به پنجاه سال پیش می داند و با توجه به تاریخ مصاحبه, سال 69, می توان آن را مربوط به سال 1319هـ.ش. دانست. دکتر محمد باقر, برای نخستین بار, به عنوان استاد زبان فارسی در سال 1939م/1358هـ.ق./1318هـ.ش. به ایران آمده و پس از آن 25 بار دیگر به ایران سفر کرده و با اساتید زبان فارسی دیدار و آنان را برای تدریس, به پاکستان دعوت کرده است. در این رفت وآمدها, کتابهای بسیاری از ایران خریده که اکنون کتابخانه بزرگی از این آثار تشکیل شده است.

گویا, این خاطره مربوط به نخستین سفر وی باشد که به سال 1939م. یا یک سال پس از آن انجام شده است.

او, سفری به قم داشته و در آن جا با امام خمینی آشنا می شود و امام او را به خمین می برد و… که بهتر است این خاطره زیبا را از مصاحبه وی بخوانیم:

(به جاست خاطره جالبی که از امام خمینی در ایران دارم, نقل کنم. عرض کنم که: بنده با امام خمینی پنجاه سال پیش, دو دفعه نهار خوردم. به قم رفتم و در حیاط مسجد, مردی را دیدم که قدم می زدند. من پیش رفتم, گفتم: آقا! شما که هستید؟ گفتند: که من روح الله خمینی.

و پرسیدند: شما که هستید؟

گفتم که: من استادِ زبان فارسی در دانشگاه پنجاب هستم و این جا برای گردش آمده ام.

گفتند: پیش من بیایید. پرسیدند: ماشین دارید؟

گفتم: بله.

گفتند: بسیار خوب.

داخل ماشین نشستم. مرا به خمین بردند. آن جا ما ناهار خوردیم. ناهار خیلی ساده بود. چلوکباب و آب. بعداً برگشتم. آن روزها ایشان از شاه خیلی شکایت می کردند.

من گفتم: آقا من مهمان شاه هستم و شما شکایت می کنید؟

گفتند: این طور می گویم که شما به موازین اسلام توجه کنید.

من گفتم که: من مسلمان هستم و علمای مثلِ شما را خیلی احترام می ورزم. بعد از انقلاب اسلامی ایران, شنیدم ایشان در مجلس هایی گفته بودند که من یک دوست به نام دکتر محمد باقر در پاکستان دارم. تا این که روزی سفیر کبیر شما که برادرِ کوچک نخست وزیر وقت بود, پیش من آمد و به من گفت: امام در تلاشِ شما هستند. شما را می خواهند ببینند.

من به اسلام آباد رفتم. از اسلام آباد به تهران و این دفعه آخر بود. حضرتِ امام تهران تشریف آورده بودند. آن روز من گفتم: آقا! این روزها در روزنامه های پاکستان چاپ شده که شما بر ساختمانهای سلطنتی و زر و جواهر قابض شده اید؟

ایشان به یک افسر نظامی اشاره کردند و او مرا در همه ساختمانها برد. در آن جا شش تا محل به من نشان دادند.

به من گفتند: شما ایرانی که نیستید؟

گفتم: نه ایرانی که نیستم ولی من ایران را دوست دارم.

آن جا رفتم و چیزها دیدم و حالا آن همه را موزه ساخته اند. بعداً مرا به بانک ملّی بردند و آن جا که تاج و زر و جواهر و همه چیز را همان طور که بیست سال پیش در زمان شاه دیدم, ملاحظه کردم. امام خمینی این همه امکانات را برای من درست کرده بودند. پس از بازگشت, ایشان پرسیدند که: ناهار می خورید؟

گفتم: بله.

گفتند: بیایید.

مثل اولین ملاقات, کباب و یک لیوان آب آوردند.

بعداً پرسیدم: آقا! یادتان هست که شما در خمین یک منزل داشتید و کرایه اش فقط پانزده تومان بود؟

گفتند: حالا هم هست. پرسیدند: می خواهید بروید؟

گفتم: نخیر, چون می خواهم برگردم و حالا خسته هم شده ام.

بعد گفتند: ولی کرایش اش حالا پانزده تومان نیست, 1500 تومان است.

این خاطرات خیلی شیرین را از ایران آوردم.)6

شعبان 1360/ شهریور 1320

در این برهه, با شروع جنگ جهانی دوم فرو افتادن رضاخان در دام نازیها, متفقین برآن شدند از راه ایران, جبهه روسیه را توانا سازند; از این روی انگلیس , آمریکا و شوروی, ایران را در کف اختیار خود گرفته و نیروهای مسلح رضاخان که سالها بر توانایی آنها می نازیده, بدون هیچ گونه ایستادگی, کشور را در دست بیگانگان تجاوزگر رها کرده اند. روحانیت نیز, که همیشه در برابر هجوم استعمارگران سدّ پولادین بوده, با ویرانگریهای رضاخان و رخنه ای که او در دیواره بلند آن وارد ساخته بوده, جایگاه مناسبی برای میدان داری و بازتاب نداشته است. نخستین کار متفقین بر کنار کردن رضاخان بوده است. او نگران بوده که حکومت از خاندان وی به در رود و به دست دیگران بیفتد; زیرا به خوبی می دانست: انگلستانی که او را آورده اکنون دارد می برد و همان کشور نیز اینک تصمیم گیرنده است, هر کسی را بخواهد, روی کار می آورد. از این روی, به دیدار محمد علی فروغی شتافته و او نیز, با قرار و مدارها و پیمانهایی, قول به همکاری داده و با موافقت انگلستان, محمد رضا به جای پدر نشسته و رضاخان به جزیره موریس تبعید شده است.7

امام خمینی, بر وابستگی رضاخان و محمد رضا به انگلستان بارها اشاره کرده و بارها, خاطره ای را نقل می کند که در هنگام جنگ جهانی دوم, رادیو دهلی که زیر نظر انگلستان بود, اعلام کرد: ما رضاخان را آوردیم و حالا بر کنار کردیم:

(در رادیو دهلی که آن وقت تحت [نظر]… انگلیسیها بود, من خودم شنیدم که رضاخان را ما آوردیم در ایران, آوردیم و بعد به ما خیانت کرد, بردیم آن را. آوردن و بردن را خود آنها گفتند.)8

فردوست, در خاطرات خود, از چگونگی روی کار آمدن رضاخان, توسط انگلیسیها چنین می گوید:

(شاپور جی, روزی کتاب محرمانه ای را به من نشان داد که در یک بند آن نوشته شده بود که: نایب السلطنه هندوستان می خواست فرد مناسبی را برای اداره ایران پیدا کند و به دستور او, پدر شاپور جی این فرد را, که رضا بود, پیدا کرد و به نایب السلطنه معرفی نمود. شاپور جی منظورش این بود که سلطنت پهلوی به دست پدر او تأسیس شده است.)9

امام خمینی که از آغاز کودتای رضاخانی, کارهای وی را زیر نظر داشته و با آنها مخالف بوده در سالهای سیاه اختناق رضاخان, در رباعی می سراید:

از جور رضا شاه, کجا داد کنیم

آن دم که نفس بود, ره ناله ببست

امام می گوید: وقتی رضاخان دیکتاتور را از ایران راندند, مردم, بسیار شادمانی کردند.11

گزارش کرده اند: مردم ایران, با این که کشورشان در تصرف قوای متفقین بود, همین که خبر رفتن رضاخان از رادیو پخش شد, به تکیه ها و مسجدها روآوردند و با این که محرم نبود فریاد (یاحسین) سردادند و از سالها خفقان خود را رها دیدند.12

دوشنبه ربیع الثانی1361/ اردیبهشت 1321

امام خمینی, در این تاریخ کتاب (آداب الصلوة) خود را به پایان رسانده است. این کتاب بسان کتاب سرّ الصلوة است با افزودهایی بر آن. امام در مقدمه با اشاره به سرّ الصلوة, درباره انگیزه خود از نگارش این کتاب, می نویسد:

(ایّامی چند پیش از این, رساله ای فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلوة در آن گنجانیدم و چون آن را با حال عامّه تناسبی نیست در نظر گرفتم که شطری از آداب قلبیّه این معراج روحانی را در سلک تحریر درآورم, شاید برادران ایمانی را از آن تذکّری و قلب قاسی خود را تأثّری حاصل آید.)13

ییک شنبه 24 محرم 1362 / 11 بهمن 1321

درگذشت مرحوم آقا رضا مسجدشاهی در اصفهان,14 استاد امام خمینی. امام, از ایشان اجازه نقل حدیث نیز دارد.15

1362/1322

حاج شیخ مهدی پایین شهری قمی, از علمای قم, فرزندی داشته به نام علی اکبر حکمی زاده. حکمی زاده, از احمد کسروی کژاندیش و مخالف سرسخت دین مبین اسلام, اثر می پذیرد و به کژ راهه می افتد و این جا و آن جا, به نشر اندیشه های نادرست خود می پردازد.

او, در سال 1313 شمسی مجله (همایون) را در قم منتشر می سازد.16 کسروی, در مجله پیمان 17 در شماره شانزدهم و هفدهم خود به تبلیغ از مجله همایون پرداخته است.18

مجله همایون, با داعیه اصلاح طلبی و در واقع برای نفوذ در حوزه بنیاد گذاشته شده بود و در شماره 7 از سال اول, همگام با تلاشهای رضاخان و با تجلیل از وی, مراسم عزاداری سیدالشهداء را کاری زشت و نامشروع و خلاف عقل و حتی بدعت شمرده است!19

این مجلّه, بیش از 12 شماره نپاییده و از ساحت فرهنگ پاک شده; زیرا افزون بر مشکل مالی صاحب امتیاز, از سوی اهل مطالعه نیز, استقبال نشده است.20

اما علی اکبر حکمی زاده, که اندیشه های خود را به گمان و پندار خود, حق می دانسته, به پراکندن اندیشه های باطل و سخیف خود پرداخته و در 1322, کتاب (اسرار هزار ساله) را در 38 صفحه نوشته و نشر داده است و در آن به اسلام, تشیع و حوزه ها حمله می کند و عقائد وهابیت را مطرح می سازد.

امام خمینی یک روز در راه رفتن به مدرسه فیضیه, می بیند: شماری درباره کتاب (اسرار هزار ساله) بحث می کنند. از این روی, بر آن می شود که از میانه راه بر گردد و به نقد این اثر سخیف بپردازد. یک ماه, تا چهل روز درس را تعطیل می کند و اثر ارزشمند (کشف الاسرار) را می آفریند و در این اثر افزون بر پاسخ گویی به شبهه ها, کانون توطئه را نیز, که همانا حکومت رضاخانی باشد, نشانه می رود و در مقدمه می نویسد:

(امروز که دنیای آتش خیز, به ناچاری دست خود را طرف دین و روحانیت دراز کرده و خواهد کرد و از نیروهای معنوی استمداد می کند, بعضی از نویسندگان ما حمله بر دین و دینداری و روحانیت را بر خود لازم دانسته, بدون آن که خودشان نیز مقصودی جز فتنه انگیزی داشته باشند, با قلمهای ننگین خود اوراقی را سیاه کرده, بین توده پخش کرده اند. غافل از آن که سست کردن مردم را امروز به دین و دینداری و روحانیت, از بزرگ ترین جنایات است….)21

در مقدمه به عوام فریبی نویسنده اسرار هزار ساله اشاره می کند و این سخن بی مبنی و بی مایه وی را که دین, همان فهم عقلی ماست, مورد نقد قرار می دهد:

(یک سره می گویید: دین عبارت از راهنمایی عقل است و عقل ما, هر چه فهمید همان دین است. اگر عقل شما و ما هر چه فهمید, همان دین است, پس چرا از دین اسلام و قرآن خدا و پیغمبر اسلام اسم می برید؟ شما عوام فریبی را بی دلیل به بزرگان اسلام نسبت می دهید….)22

چاپ اول کشف الاسرار در سال 1323ش. و چاپ سوم آن در سال 1327 در 334 صفحه منتشر شده است.

11 جمادی الاولی 1363 / 15 اردیبهشت 1323

در این تاریخ, امام خمینی, از خود سندی را به جای گذاشته که از سندهای تاریخی و مهم زندگانی ایشان به شمار می رود. سید علی محمد وزیری کتابخانه ای در یزد بنیان گذاشته بود که اکنون از شعبه های کتابخانه آستان قدس رضوی در یزد به شمار است, و در آن دفتری بوده که از مردان نامی, شخصیتهای علمی و بزرگان حوزه درخواست می کرده: آنچه به نظرشان مهم و جالب می آید به یادگار بنویسند, تا به عنوان مجموعه ای از دیدگاهها, اندیشه ها و رهنمودهای نویسندگان, محققان, فیلسوفان و مردان بزرگ و نامور در دسترس همگان قرار گیرد. امام خمینی نیز نامه ای در آن یادنامه می نگارد که می شود گفت: نخستین بیانیه سیاسی آن حضرت است.

وی, با ذکر آیه (قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی وفردی) عالمان بزرگ دین را به قیام برای خدا فرا می خواند و ایرانیان را به همبستگی و روحانیان را به دوری گزیدن از دنیا و منافع شخصی, سفارش می کند. هشدار می دهد اگر قیام پا نگیرد و پیوند بین عالمان دین برقرار نشود, روزهای سیاهی در انتظار مردم خواهد بود:

(شما که به حق مشروع خود قیام نکردید, خیره سران بی دین از جای برخاستند و در هر گوشه زمزمه بی دینی را آغاز کردند و به همین زودی به شما تفرقه زده ها, چنان چیره شوند که از زمان رضاخان بی شرف روزهایتان سخت تر شود!)23

2 رمضان 1363 / 31 مرداد 1323

امام خمینی, همزمان با درس اخلاق, به نگارش کتابهای اخلاقی نیز می پرداخته و آنچه را برای سعادت فرد و جامعه به کار می آمده, از آیات و روایات معصومان و سخن بزرگان و از دریای معارف ناب اسلامی به در می آورده و به کسانی که در اندیشه اصلاح خود بوده اند, عرضه می داشته است. این حرکت بزرگ معنوی را در همه برهه های زندگی پی می گرفته, بویژه آن گاه که از قیل وقال مدرسه به دور بوده, در مثل, ماه رمضان 1363, شرح حدیث جنود عقل و جهل را در محلات نگاشته است. در کتاب شریف کافی, روایتی وجود دارد که امام صادق(ع) برتریهای اخلاقی را لشکر عقل و پستیها و فرومایگیها را لشکر جهل می نامد و امام بر این روایت بلند و سعادت آفرین شرحی نگاشته که در آن به بسیاری از نکته های ظریف و راهگشا اشاره دارد و می نمایاند که تنها هدایت گر انسان و رساننده آن به سرچشمه نور, سخن خدا و کلام معصوم است.

وی, در مقدمه با اشاره به کتاب طهارة الأعراق, نوشته ابن مسکویه, اخلاق ناصری نوشته خواجه نصیر طوسی و احیاء العلوم, نوشته غزالی می نویسد:

(این نحو تألیف علمی را در تصفیه اخلاق و تهذیب باطن تأثیری بسزا نیست. اگر نگوییم اصلاً و رأساً نیست. و یا از قبیل تاریخ الأخلاق است.)24

و درباره کتاب اخلاق اثر گذار و پالایش گر اخلاق و پیدایش باطن می نویسد:

(کتاب اخلاق آن است که به مطالعه آن, نفس قاسی نرم و غیر مهذّب مهذّب و ظلمانی نورانی شود و آن, به آن است که عالم در ضمن راهنمایی, راهبر و در ضمن ارائه علاج, معالج باشد و کتاب, خود, دوای درد باشد, نه نسخه دوا نما.)25

14 محرم 1364 / 9 دی ماه 1323

پس از رحلت آقای حائری, حوزه علمیه قم را, سه تن از آیات عظام: صدر, حجت و خوانساری, سرپرستی می کرده اند. این گونه سرپرستی نامتمرکز, با همه دلسوزیهایی که اداره کنندگان داشته اند, نابسامانیهایی را در پی داشته است; از این روی, اصلاح طلبان, دارندگان اندیشه ها و ضمیرهای روشن, از آن جمله امام خمینی, به فکر چاره می افتند.

ذهنها به سوی آقای بروجردی, از شخصیتهای برجسته و نامور حوزه نجف که در آن هنگام در زادگاه خود, بروجرد, ساکن بوده, متوجه می شود. دست به کار می شوند تا ایشان را به قم دعوت کنند, مگر به وسیله ایشان, حوزه سامان یابد.

امام خمینی, که از جایگاه علمی, هوشیاری, اندیشه باز و توان مدیریتی ایشان آگاهی داشته, بیش از دیگران به تلاش می پردازد.

احمدآقا فرزند حضرت امام از قول مادر نقل می کند:

([امام] گاهی 50 تا 60 نامه برای علمای سراسر کشور دستنویس می کردند که از آقای بروجردی بخواهند به قم تشریف بیاورند.)26

امام حتی برای همراه کردن علمای بزرگ همدان که با مرجعیت ایشان موافق نبودند, به آن جا مسافرت کرده و پس از گفت وگو موفق به همراه ساختن آنان شده است.27

باری, آقای بروجردی, دعوت دلسوزان و فاضلان و نخبگان حوزه قم را می پذیرد و در 14 محرم 1364, وارد قم می شود و در آن شهر رحل اقامت می افکند.28

امام, پس از ورود آقای بروجردی به قم, برای ترویج ایشان تلاش بسیار می کند و در همین راستا, در درس وی شرکت می جوید:

(پس از فوت مرحوم آقای حائری, با عده ای از رفقا بحث داشتیم, تا آن که مرحوم آقای بروجردی, رحمه اللّه, به قم آمدند. برای ترویج ایشان, به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی, عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود.)29

امام, به این نیز بسنده نمی کند و به تلاش بر می خیزد, تا شهریه آبرومندانه ای برای آقای بروجردی سامان دهد; از این روی, نامه ای به آقای فلسفی می نویسد و از وی می خواهد برای کمک به شهریه آقای بروجردی و حفظ آبروی ایشان, با شماری از تجار تهران, گفت وگو کند.30

امام از این هم فراتر می رود. برای تواناسازی و شکوه علمی دستگاه آقای بروجردی, به تلاش بر می خیزد. از شیخ محمد علی حائری, شاگرد آقا ضیا و استاد برجسته حوزه می خواهد که در جلسه استفتاء آقای بروجردی شرکت بجوید. وی, با این که شخصی منزوی بوده, به خاطر اصرار و پافشاری امام, می پذیرد که در جلسه استفتاء شرکت کند.31

امام بر این باور بوده که با تواناسازی پایگاه نهادِ مرجعیت, می توان جامعه را سالم ساخت, حوزه ها را از حالت رخوت, سستی, بی برنامگی, بی قانونی و بی قاعدگی به در آورد و حوزه سالم, سر زنده, شاداب پویا و حاضر در صحنه های اجتماعی داشت. سرآمدی آقای بروجردی در دانش فقه و اصول, روش جدید استنباط, گستردگی دانشهای دخیل در استنباط و… خیلی زود او را شهره آفاق می کند و فاضلان بسیاری بر گرد او حلقه می زنند.

مردم او را مقتدا و مقلَّد خویش قرار می دهند و این گرایش, با افول ستاره درخشان آسمان مرجعیت, آقا سید ابوالحسن اصفهانی, در 9 ذیحجه 1365/13 آبان 1325,32 به اوج خود می رسد. در این برهه, مراسم یادبود آقا سید ابوالحسن اصفهانی در تبریز, به درگیری مردم با توده ایها به رهبری پیشه وری می انجامد و در مهر 25/9/21 ارتش وارد تبریز می شود.33

10 شوال 1364/ 27 شهریور 1324

پس از واقعه شهریور 20 و اشغال ایران, انگلیسیها از نخست وزیر وقت خواسته بودند که آقای سید ابوالقاسم کاشانی را که از مخالفان سرسخت آنان بوده, دستگیر و تبعید کنند.

رژیم به بهانه این که کاشانی ستون پنجم آلمان است! در 27 خرداد 1323هـ.ش/ 26 رجب 1363 در گلاب دره شمیران ایشان را دستگیر کرده و به متفقین سپرده و آنان نیز وی را به زندان خود در اراک و سپس کرمانشاه, افکنده اند. آقای کاشانی, 28 ماه در این دو زندان به سر برده و در پایان جنگ جهانی دوم, در سال 1324 آزاد شده است. آقای کاشانی, پس از آزادی در 27 شهریور 1324, در میان استقبال مراجع و علما و اهالی قم, وارد این شهر شده و پس از سه روز اقامت در منزل ابوالفضل تولیت, به سوی تهران حرکت کرده است.34

پس از دو استقبال بزرگ از بزرگان دین: حضرات آیات بروجردی و کاشانی در قم, سومین استقبال را مردم قم و علما, در همین سال, از حاج آقاحسین قمی به عمل آورده اند. آقای بروجردی یک اتوبوس از فضلای قم به استقبال ایشان فرستاده و آیات دیگر نیز, وی را بسیار بزرگ و گرامی داشته اند.35

29 صفر 1367/ 11 دی ماه 1326

در 29 نوامبر 1947 / 7 آذر ماه 1326, سازمان ملل, سرزمین فلسطین را به طور رسمی بین یهود و عرب بخش کرده و بزرگ ترین خیانت را در حق مسلمانان روا داشته است. پس از چند روز, آقای کاشانی که تازه از تبعیدگاه بازگشته بوده, نخستین بیانیه سیاسی خود را خطاب به مسلمانان جهان صادر کرده و مردم مسلمان را به تظاهرات علیه سیاستهای استعماری فرا خوانده است. در روز یک شنبه, 20 دی ماه 1326, بیش از سی هزار نفر از مردم تهران به دعوت آقای کاشانی در مسجد امام خمینی (سلطانی) تهران شرکت جسته و مخالفت خود را با این حرکت ننگین و صهیونیستی اعلام داشته اند.

صهیونیستها, در دلِ سرزمینهای اسلامی, گام به گام به پیش می روند, تا این که در قلب امت اسلامی آشیانه فساد و کانون تباهی آفرین را بنیان می نهند و دولت غاصبانه اسرائیل را تشکیل می دهند. کاشانی بیدار, به بیدارگری می پردازد و مردم را از این مصیبت بزرگ می آگاهاند و مردم را به صحنه می کشد و اعتراض مردمی مسلمانان را به گوش جهانیان می رساند و علیه صهیونیست جهانی و دستان آلوده استعماری به سخنرانی می پردازد.

در خرداد ماه 1327 که اولین جنگ اسرائیل و اعراب آغاز می شد36, شمار زیادی از جوانان پرشور به رهبری فدائیان اسلام اعلام آمادگی می کنند, تا برای دفاع به فلسطین بروند. گروهی شمار داوطلبان را 5000 هزار نفر ذکر کرده اند.37 و در این اجتماع, اعلامیه آقای بروجردی علیه صهیونیست پخش شده است.38

پیش از این اجتماع و حرکت ضدصهیونیستی, در 25 خرداد 1327, منزل آقای کاشانی به دستور عبدالحسین هژیر نخست وزیر وقت, به محاصره درآمده که با قیام و حرکت مردم مسلمان رو به رو شده است.39 در روز 15 بهمن 1327, به سوی شاه تیراندازی شده و ایادی رژیم, انگیزاننده اصلی این رخداد را آقای کاشانی دانسته40 و در شب 17 بهمن 1327, وی را بازداشت و به قلعه فلک الافلاک خرم آباد زندانی و از آن جا به لبنان تبعید کرده اند.

امام خمینی خاطره ای را مربوط به زمان حضور آقای کاشانی در قلعه فلک الأفلاک, از روح الله کمالوند نقل می کند که در خور توجه است و نشان می دهد شجاعت عالم بیدار سید ابوالقاسم کاشانی و پریشان گویی ایادی رژیم و نگرانی آنان را از وارد شدن علمای دین در عرصه سیاسی:

(مرحوم آقای کاشانی, رحمه الله, را که تبعید کرده بودند به خرم آباد و محبوس کرده بودند در قلعه فلک الافلاک… مرحوم حاج آقا روح الله گفتند که: من از این رئیس ارتش که در آن جا بود خواهش کردم که: من را ببرد خدمت مرحوم آقای کاشانی. قبول کرد و ما را بردند پیش ایشان… آن شخص شروع کرد صحبت کردن و رو کرد به آقای کاشانی که آقا! شما چرا خودتان را (قریب به این معانی) به زحمت انداختید؟ آخر شما چرا در سیاست دخالت می کنید؟ سیاست شأن شما نیست, چرا شما دخالت می کنید؟ از این حرفها شروع کرد گفتن. آقای کاشانی فرمودند: (خیلی خری) شما نمی دانید که این کلمه در آن وقت, مساوی با قتل بود. ایشان گفتند: (تو خیلی خری, اگر من دخالت در سیاست نکنم کی دخالت بکند؟)41

پس از دستگیری آقای کاشانی, آژانس صهیونیسم در تهران به تکاپو می افتد و شمار بسیاری از یهودیها را به فلسطین اشغالی می کوچاند. از سال 1328 تا آن پایان چهار هزار نفر و تا نیمه خرداد 1329 شصت هزار نفر به فلسطین اشغالی برده شده اند.

دولت ایران از این مجالس پیش آمده بهره برده و در روز 14 اسفند 1368 / 15 جمادی الاولی 1369, دولت متجاوز و غیرقانونی اسرائیل را به رسمیت شناخته و در بیت المقدس سرکنسولگری دایر کرده است.42

ربیع الاول 1368/ بهمن 1327

امام خمینی به خاطر بینش بلند و جایگاه والا در حوزه و آشنایی با رمز و راز مسائل سیاسی, در نزد آقای بروجردی که عالم آگاه و بسیار روشن بوده, جایگاه بلندی می یابد و در کارهای مهم, از جمله مسائل سیاسی, با ایشان به رایزنی می پرداخته است:

(بر اثر قضایای سیاسی که در زمان آقای بروجردی اتفاق افتاده بود, از طرف مرحوم آقای بروجردی و علما, [امام] مأمور شد با شاه صحبت کند. نظر مراجع و علما این بود, نماینده ای باید برود و حرف ما را صریح و پوست کنده به شاه منتقل کند و این کار از کسی غیر از حاج آقا روح الله (حضرت امام خمینی) بر نمی آید و ایشان هم طی دو ملاقاتی که با شاه انجام دادند, حسابی بر نقطه نظرات مراجع و علما تأکید کردند و به شاه درباره عاقبت سیاستهایش هشدار دادند.)43

شاه پس از بهمن ماه 1327, که از ترور جان سالم به در می برد, بر آن می شود مجلس مؤسسان را تشکیل دهد و بر حوزه قدرت خود بیفزاید شاه که با دستگیری و تبعید آقای کاشانی و سرکوب مؤمنان و مسلمانان پرشور, به گمان خود بازدارنده ها را از سر راه خود برداشته بوده برای آگاهی از نظر آقای بروجردی, درباره تشکیل مجلس مؤسسان و…, دکتر اقبال وزیر کشور وقت را به قم فرستاده است.44

امام در جلسه ای خطاب به وزیر کشور می گوید:

(ما به شما هرگز اجازه چنین تغییر و تبدیلی در قانون اساسی را نمی دهیم, زیرا این گونه تغییر, افتتاحیه ای جهت دستبرد اساسی به قوانین موضوعه این کشور خواهد شد و به دولت فرصت خواهد داد که هر وقت هر طور که سیاست و منافع او اقتضا می کند در قانون اساسی دست ببرد و طبق اغراض و امیال خود, قانونی را ملغی و قانون دیگری را جعل نماید.)45

پس از این جلسه, دکتر اقبال به حضور آقای بروجردی رسیده و به ایشان اطمینان داده که مجلس مؤسسان, هیچ گونه دست یازی به قانونهای مربوط به دیانت اسلام نخواهد کرد و با این شرط, آقای بروجردی موافقت کرده است.

پس از پخش این خبر, امام و شماری از فضلای حوزه, در نامه ای به تاریخ 22 جمادی الاولی 1368/ 3 فروردین 1328, این موضوع را از ایشان پرسیده اند و آقای بروجردی با همان شرط, موافقت خود را با مجلس مؤسسان اعلام کرده است.46

اول جمادی الاولی 1368/ 10 اسفند 1327

در این تاریخ, نگارش رساله (لاضرر) امام خمینی به پایان رسیده است. قاعده لاضرر, با این که قاعده فقهی است, اما امام آن را در بحث اصول فقه, در بخش براءت مورد بحث قرار داده است. و امام خمینی این بحث را در دوره اول درس خارج اصول فقه خود تدریس کرده است. این رساله, در ضمن الرسائل امام و به تازگی از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام با تحقیق جدید منتشر شده است.

11 رمضان 1368 / 15 تیر ماه 1328

در این برهه, حضرت امام, کتاب انوار الهدایه را در روستای درکه شمیران به انجام رسانیده است. این کتاب, تعلیقه ای است بر مباحث عقلی کفایه که از جلد دوم آن, مباحث قطع و سپس شک و اصول عملیه آغاز می شود.

این کتاب نتیجه دوره اول خارج اصول امام خمینی است. درس خارج اصول فقه (مباحث عقلی) را امام در آغاز به درخواست آقایان: منتظری و مطهری شروع کرده47 و سپسها شماری به این جمع پیوسته اند.مباحث الفاظ توسط آقای بروجردی تدریس می شده است. و در آغاز کتاب انوار الهدایه نیز امام اشاره می کنند که آنچه در هنگام بحث به ذهنم رسیده در این جا آورده ام.48

با توجه به تاریخ نگارش انوار الهدایه, گویا شروع درس خارج اصول فقه امام در سال 1367, یا آغازین روزهای 1368 باشد و همزمان با آن, منظومه و فصل نفس اسفار را نیز امام تدریس می کرده است. گویا درس فلسفه امام , تا دو سال پس از این تاریخ هم ادامه داشته است.

آقای واعظ زاده خراسانی در این باره می گوید:

(در سال 28[13] که من به قم آمدم, مرحوم مطهری همراه حضرات آقایان: منتظری و حاج آقا رضا صدر و حاج آقا مهدی حائری یزدی, فرزند آیت الله حائری و چند تن دیگر, به طور خصوصی اسفار ملاصدرای شیرازی را نزد امام می خواندند. این درس, از چند ین سال و پیش از آن آغاز شده بود و گویا تا دو سه سال دیگر هم ادامه داشت و بعداً تعطیل گردید و دیگر امام درس فلسفه نداشتند.)49

امام خمینی نیز در شرح حال خود در این باره نوشته است:

(پس از آمدن ایشان [آقای بروجردی] به تقاضای آقایان, مثل: مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه باز ماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم که تاکنون ادامه دارد.)50

شهرت امام در فلسفه تا آن حد بود که با وجود بودن استادان برجسته ای مانند علامه طباطبائی, آقا روح الله کمالوند گفته است:

(در قم اگر کسی فلسفه بلد باشد, حاج آقا روح الله است که او هم الآن تدریس فلسفه ندارد.)51

و شاید در همین سالهای 1328 و بعد از آن بوده که شماری از متحجران برخورد ناروا با فلسفه داشته و حتی کوزه آبی را که از آن آقا مصطفی آشامیده بود, آب کشیده اند; چرا که پدرش فلسفه تدریس می کرده است.52 یا شماری از مقدسان کم مایه و کم خرد, از رفتن به جلو حجره حضرت امام خودداری می کرده اند.53

امام, به تدریس فلسفه ادامه می داده, تا این که در اسفار به قاعده (الواحد) (ان قلت, قلت)های بسیار مطرح می شود, امام به این نتیجه می رسد که بحث را تعطیل کند54, بویژه که احساس کرده بوده آقای بروجردی تدریس فلسفه را به صلاح نمی داند.

احمد آقا خمینی, از حرکتها و تلاشهای ضد فلسفی آن زمان, چنین گزارش می دهد:

(مقدس مآبهای متحجر حتی در زمینه دروس عرفان و فلسفه تحمل بینش امام را نداشتند, متحجرین شرایط را جوری مهیا ساختند که وقتی می خواستند کتاب (منظومه) را از جایی بلند کنند از انبر استفاده می کردند و لمس کردن آن را نجس می دانستند امام شکستن جوّ تحجر را در درون حوزه قدم اول مبارزه تشخیص دادند. لذا وقتی در قم (منظومه) و (اسفار) تدریس می کردند مورد تهاجم تهمت و افترای دشمنان متحجر واقع شدند, اما روحیه و توان علمی و مبارزاتی امام و یاری خداوند متعال نگذاشت در مقابل جمود فکری متحجرین شکست بخورد, به نظر من مبارزه امام با مقدس مآبها در درون حوزه از مسائل سیاسی و مبارزاتی مهمتر بود زیرا اگر سد متحجرین که به آمیختگی و امتزاج بین دین و سیاست اعتقاد نداشتند شکسته نمی شد امام هرگز نمی توانستند قدم بعدی مبارزه را که بسیار طولانی بود با قوت و استحکام بردارند.)55

البته شخصیت امام برای بسیاری درخور احترام بوده و تعبد و تهجد ایشان را می ستوده و می گفته اند:

(یک نفر مدرس فلسفه باشد و این قدر تعبد داشته باشد, در حوزه دیده نشده است.)56

به هر حال, امام در حدود سالهای 28 ـ 30 درس فلسفه را رها و به تدریس خارج فقه و اصول پرداخته است. ابتدا در مسجد کوچکی که نزدیک سه راه موزه بوده [مسجد محمدیه] تدریس می کرده و چون شاگردان زیاد شده اند به مسجد سلماسی رفته است.57

درس فقه و اصول مورد استقبال طلاب قرار گرفته و حتی فضلای حوزه, درس اصول ایشان را پر بار تر از درس اصول آقای بروجردی می دانسته اند; زیرا از جمله برجستگیهای این درس, نقدهای عالمانه, دقیق و موشکافانه امام بر میرزای نائینی بوده که شماری آن را بر نمی تابیده اند.58

پنج شنبه 13 ذی حجه 15/1368مهر1328

آقای بروجردی, حفظ کیان حوزه و سامان دهی آن را رسالت و وظیفه خود می دانسته است. از این روی برای این مهم, هیأتی را تشکیل داده و اعضای آن هیأت را که از برجستگان و نخبگان حوزه بوده اند مأمور کرده است :

دیدگاهها و طرحهای اصلاحی خود را برای اداره حوزه, پس از رایزنی, ارائه دهند و در طرحها و پیشنهادهای خود, مصالح حوزه را در نظر بگیرند.

از جمله اعضای آن, امام خمینی, شیخ مرتضی حائری, داماد, سید مرتضی مبرقعی, حاج ریحان الله گلپایگانی, آقای سلطانی, و…بوده اند.

جلسه های آنها هر شب در مدرسه حاج ملا صادق برگزار می شده و آزمونهای حوزه, رتبه بندی, هیأت ممتحنان,تعیین درسهای اصلی و جنبی در هر سطح و …جزو برنامه کاری آنان بود.59

ییکی از این جلسه ها در پنج شنبه 13 ذی حجه 1368, سال مورد گفت وگو, برگزار شده است.60این هیأت گامهای بلندی برای بِه سامانی حوزه برداشته و حتی درباره چگونگی گرفتن وجوهات, پیشنهادی داشته که با مخالفت آقای بروجردی روبه رو شده است.61

امام نقل می کند: جلسه ای برای رایزنی در یک امر سیاسی در منزل ما, با حضور آقایان: بروجردی, حجت, صدر, و خوانساری تشکیل شد و من در آن جلسه به آقایان گفتم:

(که شما قبل از هر کار, تکلیف این مقدس نماها را روشن کنید. با وجود آنها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دستهای شما را گرفته باشد.اینهایی که اسمشان (مقدسین) است, نه مقدسین واقعی, و متوجه مفاسد و مصالح نیستند, دستهای شما را بسته اند. و اگر بخواهید کاری انجام بدهید, حکومتی را بگیرید, مجلسی را قبضه کنید که نگذارید این مفاسد واقع شود, آنها شما را در جامعه ضایع می کنند. شما باید قبل از هر چیز فکری برای آنها بکنید.)62

گروهی گفته اند:این جلسه درباره مجلس مؤسسان بوده است. در این صورت, مربوط به سال 27 و 28 می شود.

در هر حال, این فراز از سخن امام در آن برهه و در جلسه بسیار مهم سیاسی که بزرگ ترین و برجسته ترین عالمان شیعی در آ ن حضور دارند, حساسیت امام را نسبت به مقدس نماها, نه مقدسان واقعی, که بازدارنده حرکتهای صحیح و تعالی بخش و حیات آفرین, بوده اند, نشان می دهد و حکایت از تیز نگری امام و توجه آن حضرت, به ژرفای قضایا دارد.

ربیع /1369زمستان 1328

در این برهه, عالمان دین و آگاهان و روشن ضمیران حوزه دین, با جبهه بهائیت وابسته به صهیونیست جهانی درافتاده بوده اند. بهائیت به خاطر وابستگی همه سویه با صهیونیست جهانی, در این مرز و بوم و در بین مسلمانان و دینداران به فتنه انگیزی می پرداخته است. تلاش این گروه, از آن جا حساسیت برانگیز بوده که همزمان بوده است با تشکیل دولت غاصب اسرائیل.

در این هنگامه, از جمله عالمان بیدار و نقش آفرین علیه بهائیت و حساس به این گروه امام خمینی است.هنگامی در روزنامه ها و نشریه ها حادثه تلخ ربوده شدن دختری مسلمان یزدی بازتاب می یابد و نوشته می شود:

بهایی رباینده دختر قصد دارد به زور در کراچی پاکستان, با او ازدواج کند. ناآرامیهایی را در کراچی و نگرانیهایی را در ایران به بار می آورد.گویا آقای بروجردی اقدام در این باره را مصلحت نمی دانسته است; از این روی امام خمینی طی تلگرافی به وزیر خارجه وقت می نویسد:

(علمای اعلام و اهالی شیعه کراچی, تلگراف کرده {که} بهاییها, دختر بچه ای را به نام فرخنده دهقان یزدی, که سید و شیعه است, ربوده و در پاکستان می خواهند به ازدواج در آورند و در اثر اعتصاب عمومی, دادگاه آن جا ازدواج را توقیف کرده {و} بهاییها به سفارت ایران تشبث کرده اند. لازم است فوراً دستور دهید سفارت از ازدواج غیر مشروع, شدیداً جلوگیری کند و دختر را از آنها بگیرد و به ایران مسترد و به اولیایش تحویل دهند. نتیجه را اطلاع دهید. روح الله الموسوی الخمینی.)63

مبارزه عالمان بیدار دین, علیه فرقه استعمار ساخته بهائیت در سال 1334به بعد, به اوج خود می رسد و امام از جمله نقش آفرینان این حرکت بزرگ است.64

8جمادی الاولی 7/1369 اسفند 1328

در این تاریخ, آقای بروجردی نامه ای به آقای فلسفی نوشته و در پایان یادآور شده است:

(فعلاً در ارتباط با موضوع پاکستان { ربوده شدن دختر ایرانی توسط شخص بهایی و نامه امام به وزیر امور خارجه ایران } صلاح حقیر نیست که به این عجله تلگرافی بفرستم.)65

هم ایشان در نامه ای دیگر به تاریخ 6 ذیحجه 1369, برابر با 8 شهریور 1328 به آقای فلسفی می نویسد:

( جوابی که داده اند, دال بر این است که ایجاد نفوذ و تقویت این فرقه از روی عمد است, نه خطا و سهو… به هر تقدیر, مذاکرات در این موضوعات را لغو و بیهوده می بینیم.)66

رخداد مهم و سرنوشت ساز و ماندگار سال 1329, به هلاکت رسیدن رزم آرا است. رزم آرا به جرم خیانتهای بی شمار, به دست فرزندان قهرمان اسلام از پای درآمد و پرونده ننگینش بسته شد.

این حادثه در روز 16 اسفند 17/1329 جمادی الاولی 1369, رخ داده است.67

از پای درآمدن رزم آرا زمینه را برای تصویب قانون ملی شدن نفت فراهم کرده است. مجلس در 24 اسفند و نمایندگان مجلس سنا در 29 اسفند همان سال, آن را به تصویب رسانده اند.68

این صفیر گلوله فرزندان قهرمان اسلام, فدائیان اسلام, و شجاعتها و گستاخیهای آنان و تلاشهای شبان و روزان آقای کاشانی بود که مصدق را به اریکه قدرت رساند که متأسفانه دیری نپایید از پشت خنجر زد.

جمعه نهم جمادی الاولی 1370/ 27 بهمن 1329

امام خمینی در این تاریخ رساله تعادل و ترجیح را در شهر قم می نویسد و پاکنویس آن را در 23 رمضان 1370 / 6 تیرماه 1330, در محلات به انجام می رساند.69

این رساله را امام در دوره اول درس خود نوشته و چنین استفاده می شود که تدریس آن هم در سال 1370 بوده است.

این روش را بسیاری از علماء داشته اند که پس از درس به نگارش گفته ها و دیدگاههای خود می پرداختند. امام بر اساس همین روش, پس از درس, گفته ها و دیدگاههای خود را یادداشت می کرده و در مجال دیگر به بازنویسی و پاکنویس آن می پرداخته است.

9 رمضان 1370 هـ.ق/ 7 تیرماه 1330

امام در این تاریخ, نگارش رساله (استصحاب) خود را در شهر محلات به پایان می رساند. این رساله, محصول دوره اول خارج اصول امام است که جلد اول (الرسائل) را از صفحه 69 تا 358, در بر می گیرد.

رساله دیگری که در سال 1370هـ.ق. امام خمینی, نگارش آن را به انجام می رساند, رساله (اجتهاد و تقلید) است. امام, در این رساله برای نخستین بار به شرح, از ولایت فقیه و حوزه اختیار آن, سخن گفته است. این رساله در جلد دوم (الرسائل) هشتاد صفحه را به خود اختصاص داده است.

پنج شنبه 25 رمضان 1371 هـ.ق./27 خرداد 1331 هـ.ش

از آن جا بحث تعادل و ترجیح, استصحاب, اجتهاد و تقلید از بحثهای پایانی کفایة الاصول است و رساله استصحاب را در رمضان 1370 امام به پایان رسانده, شاید نگارش نخستین اجتهاد و تقلید, پیش از ماه رمضان بوده است. گویا حضرت ایشان, پس از رمضان 1370, در آغازین روزهای سال 1371, دوره دوم خارج اصول خود را آغاز کرده که دستاورد این دوره به قلم خود ایشان, به بازار اندیشه عرضه شده است. همچنین این دوره را شاگردان حضرت ایشان, از جمله استاد سبحانی تقریر کرده اند. تهذیب الاصول, نگاشته آقای سبحانی,و نیز جواهر الاصول تقریر آقای لنگرودی و تنقیح الاصول تقریر شیخ حسین تقوی, که از سال 1331 تا 1340هـ.ش. تدریس شده, تقریر همین دوره اصول امام هستند.

امام همراه با تدریس خارج اصول فقه, بر مبنای کفایة الاصول آخوند خراسانی, به نگارش دیدگاههای خویش پرداخته است و در دوره دوم وقتی به بحث طلب و اراده می رسد و بحث جبر و اختیار مطرح می گردد, بر آن می شود این بحث را رها کند; زیرا امکان بیان شایسته آن در بحث اصولی نبوده است. شاگردان امام, از ایشان می خواهند بحث را به گونه همه جانبه پی گیرد امام می پذیرد70 و سپس نتیجه این بحث را, می نگارد و پاکنویس آن را در روز پنج شنبه 25 رمضان 1371, در شهر همدان به پایان می رساند و این رساله با نام: طلب و اراده, نشر می یابد.

امام, در کتاب مناهج الوصول إلی علم الاصول, دربردارنده بحث های جلد اول کفایة, تدوین شده دور دوم خارج اصول, هنگامی که به بحث جهت چهارم از بحثهای اوامر در طلب و اراده می رسد, می نویسد:

(ثم انّ مبحث (الطلب والارادة) بما هو علیه من طول الذیل لایناسب المقام ولهذا افرزتُه رسالةً مفردةً وترکته هاهنا حذراً من التطویل.)71

بحث طلب و اراده, گرچه بحثی فلسفی است, امّا امام خمینی آن را در دانش اصول بررسی کرده است.

1371/1331

در این سال امام خمینی, همراه دو تن از دوستان و همفکران خود, طرحی تهیه کرده که براساس آن, موقوفات کشور می باید زیر نظر یک تن از مراجع بزرگ تقلید اداره و در آمد آنها هزینه گردد. امام و یاران بر آن بودند این طرح به تأیید آقای بروجردی برسد و پس از آن در مجلس شورای ملی طرح شود که امید بود با پشتوانه های قوی که در مجلس داشتند, مانند آقای کاشانی و یاران وی, به تصویب برسد.

اما در دستگاه آقای بروجردی, افرادی با دسیسه چینی جلوی این حرکت را که می توانست بسیار برای حوزه مفید افتد و کارگشایی داشته باشد, گرفتند.72

گویا در همین سال, امام خمینی نامه ای به آقای کاشانی می نویسد و در آن از سیر کارها و برنامه ها و کارهای اصلاحی انتقاد می کند و از ایشان می خواهد بنیه دینی نهضت را توانا سازد و کم تر به کار سیاسی بپردازد.

امام در یکی از سخنرانیهای خود می گوید:

(در خلال نهضت کاشانی و دکتر مصدق که جنبه سیاسی نهضت قوی تر بود, در نامه ای به کاشانی نوشتم که: لازم است برای جنبه دینی نهضت اهمیت قائل شود. او, به جای این که جنبه مذهبی را تقویت کند و به جنبه سیاسی چیرگی دهد به عکس رفتار کرد; به گونه ای که رئیس مجلس شورای ملّی شد و این اشتباه بود. من از او خواستم برای دین کار کند نه این که سیاستمدار شود.)73

به این نامه در مورد دیگر نیز اشاره دارد.74 ولی خبری از این نامه نیست.

در این دوره, امام خمینی افزون بر انتقاد از کاشانی, به دکتر مصدق نیز انتقاد می کند, هم از زاویه سیاسی و هم از زاویه اعتقادی.

از زاویه سیاسی هدف وی را خدمت می داند و به عملکرد وی انتقادهایی وارد می سازد که سخنان ایشان را نقل خواهیم کرد. اما از زاویه مذهبی امام بر این باور است که وی و دار و دسته اش, هدف دینی را تعقیب نمی کردند و از آغاز بر جنبه ملی نهضت تکیه داشتند. ارزشهای دینی را به تمسخر گرفتند; از این روی خدمتهای آنان منجر به نفی مذهب و یا سست شدن آن می شد که نتیجه آن ناخشنودی روحانیت و مذهبیان گردید.

1. امام درباره عملکرد سیاسی دکتر مصدق در تاریخ 57/8/16 می گوید:

(قدرت دست دکتر مصدق آمد, لکن اشتباهات هم داشت. او, برای مملکت می خواست خدمت بکند, لکن اشتباه هم داشت. یکی از اشتباهات این بود که آن وقتی که قدرت دستش آمد این [شاه] را خفه اش نکرد که تمام کند قضیه را. این کاری برای او نداشت آن وقت, هیچ کاری برای او نداشت, بلکه ارتش دست او بود, همه قدرتها دست او بود و این هم این ارزش [را] نداشت آن وقت…. غفلت دیگر این که مجلس را ایشان منحل کرد و یکی یکی وکلا را وادار کرد که بروید استعفا بدهید. وقتی استعفا دادند, یک طریق قانونی برای شاه پیدا شد و آن که بعد از این که مجلس نیست, تعیین نخست وزیر با شاه است. شاه تعیین کرد نخست وزیر را. این اشتباهی بود که از دکتر واقع شد و دنبال او این مرد را دوباره برگرداندند به ایران. به قول بعضی که محمد رضا شاه رفت و رضاشاه آمد…)75

2. امّا از زاویه اعتقادی, امام در 25 خرداد سال 60, جبهه ملی را که علیه لایحه قصاص برخاسته بود, با اعلام حکم ارتداد گردانندگان در هم کوبید و پیشینه این گروه را به رهبری مصدق در مخالفت با دین, افشا کرد:

(و این جبهه ملی که بر ضد اسلام می خواهد راهپیمایی راه بیندازد و مسلمانها هم بنشینند تماشا کنند که به ضد اسلام مقاله بنویسند و سَبّ اسلام را بکنند و حکم ضروری اسلام را غیر انسانی بخوانند… شما می فرمایید که آن کسی که دعوت می کند به این که بیایید با این حکم غیر انسانی اسلام راهپیمایی کنید, مسلمانها بنشینند تماشا کنند سبّ به رسول الله بشود, سبّ به قرآن بشود. این سبّ به قرآن است…. یک گروهی که از اولش باطل بودند. من از آن ریشه هایش می دانم. یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند, از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتی که مرحوم آیت اللّه کاشانی دید که اینها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد. اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت اللّه گذاشته بودند. این در زمان آن بود [مصدق] که اینها فخر می کنند به وجود او. او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم… من به آن آقا عرض کردم که: این دیگر مخالفت با شخص نیست, این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود, سیلی را بر اسلام می زد. اینها تفاله های آن جم

عیت هستند که حالا قصاص را, حکم ضروری اسلام را, غیر انسانی می خوانند… جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است….)76

شهید محلاتی این خاطره امام را در بیان خاطرات خود آورده و می گوید: امام در منزل پدر خانم خود, آقای ثقفی, بوده که این حرمت شکنی و بی ادبی را نسبت به آقای کاشانی می شنود.77

7 ذی حجه 1371/7شهریور 1331

محمد تقی خوانساری از مراجع, استادان امام و مدرسان بنام حوزه علمیه قم بوده است. او, در مدرسه فیضیه اقامه نماز جماعت می کرده است و بسیاری از بزرگان, از جمله امام خمینی در نماز وی حاضر می شده اند.78 آقای خوانساری, از مخالفان پرشور دستگاه ستمشاهی بوده و از حرکت و قیام پرشور فدائیان اسلام, پشتیبانی می کرده است. فدائیان اسلام, با وی در پیوند بوده اند و گاه و در هنگامه های مهم, پس از نماز ایشان, به سخنرانی علیه رژیم می پرداخته اند. فدائیان اسلام, در پناه آقای خوانساری, در قم از پایگاه بسیار خوب و والایی برخوردار بوده اند, تا این که یک سری برخوردهایی بین آنان و پیرامونیان آقای بروجردی, رخ داده و همین سبب شده است آن گونه که باید و شاید نتوانند در قم به تلاش بپردازند ناگزیر قم را ترک کرده اند.79

آقای خوانساری با آقای کاشانی نیز, پیوند نزدیک داشته و در دوران نهضت ملی شدنِ نفت با ایشان همکاری می کرده و در عرصه های سیاسی حضور چشم گیر داشته است. در تاریخ سه شنبه 20 آذر 1330, اطلاعیه ای برای شرکت در انتخابات مجلس هفدهم صادر می کند.80

آقای کاشانی هرگاه به قم مشرف می شده, وارد بر آقای خوانساری می شده است. از این دیدارها عکسهایی نیز وجود دارد. در یکی از این عکسها حضرت امام نیز در کنار آن دو بزرگوار دیده می شود.

آقای خوانساری در هفتم ذیحجه 1371, در شهر همدان, چشم از جهان فرو بسته و جنازه وی به قم انتقال داده شده است. در هنگام ورود جنازه آقای خوانساری, امام احساس می کند آقای بروجردی گویا قصد آن ندارند که در تشیع جنازه شرکت بجویند.

امام, دست به کار می شود و زمینه را برای شرکت گروهی از سوی آقای بروجردی در استقبال تشییع جنازه آماده می کند و این زمینه سازی سبب می شود که ایشان گروهی را برای این منظور, گسیل بدارد و خود آقای بروجردی نیز بر جنازه نماز بگزارد,81 بدون این که کوچک ترین بی احترامی به ایشان بشود.

امام خمینی, با این حرکت, هم در جهت بزرگداشت آقای خوانساری کوشیده و هم از سست شدن موقعیت آقای بروجردی جلوگیری کرده است.

25 ربیع الثانی 1372/22 دی ماه 1331

در سال 1331هـ.ش. آقای سید علی اکبر برقعی, همکار حکمی زاده در مجلّه همایون, گرایای به وهابیت, به کنفرانس صلح و دین رفته بوده و در بازگشت توده ایها در قم به استقبال از وی پرداخته و شعارهایی علیه آقای بروجردی و اسلام سرداده اند. این حرکت, باعث شده که احساسات مردم برانگیخته شود و به رویارویی با توده ایهای شاه ساخته برخیزند.

برای این جمع آقایان: تربتی و شهید محلاتی جلوی صحن سخنرانی کرده اند و بین دو طرف درگیری پدید آمده و یک نفر کشته شده است*. وقتی که جمعیت پیش آقای بروجردی می روند, ایشان می گوید: بروید پیش حاج آقا روح الله خمینی. شهید محلاتی همراه با جمعیت و خبرنگار نشریه ترقی, نزد امام می روند و این نشریه با امام گفت وگویی در این باره انجام می دهد که در شماره 32 بیست و دوم دی 1331, نشر می یابد.82

این نشریه با عنوان (ملاقات با نماینده رسمی حضرت آیت اللّه العظمی حاج آقا حسین بروجردی) چنین گزارش می دهد:

(ساعت دو بعد از ظهر برای مصاحبه به اتفاق آشیخ فضل اللّه محلاتی به در منزل آیت اللّه بروجردی رفته و ایشان چون حالشان مساعد نبود, از این لحاظ, فرمودند اگر نظریه مرا می خواهید, نزد آقای سید حاج روح الله خمینی, نماینده رسمی من در این مورد بروید. لذا من به منزل آقای خمینی رفته و پس از تعارفات معمولی تقاضای خود را به ایشان عرض کردم و معظم له فرمودند: نظریه آیة اللّه العظمی این بوده که باید برقعی از قم که شهر مذهبی است خارج [شود]….)83

بعد از چند روز, علی اکبر برقعی را به یزد تبعید کردند و غائله پایان یافت. گروهی خواستند از این واقعه علیه دولت مصدق استفاده کنند, که آقای بروجردی با دوراندیشی جلوی آن را گرفت و از دولت حمایت کرد. شاید سخنان آقای بروجردی در سر درس در تجلیل از دولت مصدق در این باره باشد:

(من از رئیس دولت که دارد به مملکت خدمت می کند, هیچ شکایتی ندارم. او, با این که مشاغل فراوان دارد, با من تماس گرفت و من هر چه گفتم آن را انجام داد… طلاب مشغول کار خود باشند و غائله را دنبال نکنند.)84

این واکنش آقای بروجردی سبب می شود که مصدق قانونی را از تصویب بگذراند که هر کس به شخص اول روحانیت, که مرجع تقلید عمومی است, توهین کند, بدون شاکی خصوصی از 3 ماه تا یک سال زندان دارد. این قانون را دکتر مصدق در 18 اردیبهشت 1332 ابلاغ می کند.85

امام, در رخدادهای مهم, از سوی آقای بروجردی به بست و گشاد کارها می پرداخته است از جمله حادثه ای که در مشهد رخ داده بوده, امام از سوی آقای بروجردی, با اختیارات تام به آن جا می رود و قضیه را از نزدیک پی گیری و حل می کند و در نهاوند نیز مشکلی پیش می آید, امام از طرف ایشان برای حل مشکل می رود و یا زمانی که آقای بروجردی برای زیارت به مشهد سفر می کند, امام از سوی ایشان مراجعات و امور مالی بیت ایشان را بر عهده می گیرد.86

شعبان 1373 / فروردین 1333

امام خمینی در تاریخ شعبان 1373, نگارش رساله تقیه را, که در درس خارج از آن به شرح بحث می کند, به پایان می رساند. ایشان از نگارش این رساله به مناسبتی در کتاب طهارت یاد می کند.87

24 شوال 1373/ 5 تیر 1333

در این تاریخ, نگارش کتاب مناهج الوصول الی علم الاصول امام به پایان می رسد این اثر, گزیده ای از مباحث الفاظ خارج کفایه, در دوره دوم اصول ایشان است که پس از درگذشت ایشان چاپ و منتشر شده است. این کتاب و انوار الهدایه در مجموع, نتیجه بحث خارج اصول ایشان در دو دوره است که هر یک بخشی از مباحث را در بردارد.

10 ذی حجه 1373/ 19 مرداد 1333

در این تاریخ جلد اول طهارت امام, به پایان می رسد.

7 ربیع الثانی 1375 / 1 آذر 1334

در روز 25 آبان 1334, علا ترور شده و در پی این ترور نافرجام, مظفر ذوالقدر را دستگیر کرده اند. و در روز اول آذر, سید مجتبی نواب و دو تن از یارانش و ششم آذر, خلیل طهماسبی و هفتم آذر سید عبدالحسین واحدی در اهواز دستگیر شده اند.اینها نیروهای اصلی و نقش آفرین فدائیان اسلام بوده که یکی پس از دیگری دستگیر شده اند.88 نشانه ها و حال و روز حکایت از آن داشته که این اشخاص, به جوخه اعلام سپرده می شوند.از این روی امام خمینی دست به کار می شود تا مگر این که جلوی این حرکت شوم را بگیرد. به سه تن از رجال کشور: قائم مقام رفیع, بهبهانی و صدرالاشراف نامه هایی می نویسد. امّا به جز یکی, دیگران پاسخ نمی دهند و تلاش امام به نتیجه نمی رسد.89 و رهبران فدائیان اسلام, در 21 دی ماه, پس از یک محاکمه فرمایشی به شهادت می رسند.

7 جمادی الاولی 1375/ 30 آذر 1334

در هفتم جمادی الاولی 1375, حاشیه امام خمینی بر عروة الوثقی سید کاظم یزدی, به پایان می رسد و پس از آن, تعلیقه ای بر وسیلة النجاة سید ابوالحسن اصفهانی دارد که تاریخ دقیق آن روشن نیست. گویا همین تعلیقه زمینه ای شده که امام در بورسیای ترکیه تحریر الوسیله را بنویسد.

22 ربیع الاول 1376/5 آذر 1335

جلد دوم کتاب طهارة امام خمینی که درباره دماء ثلاثه است, در 22 ربیع الاول به پایان می رسد.

جمادی الثانی 1376/ دی ماه 1335

در کتاب: رجال قم و بحثی در تاریخ آن, نوشته سید محمد مقدس زاده, شرح حال امام خمینی و آثار ایشان آمده است.

نویسنده از امام به عنوان یکی از مدرسان برجسته حوزه علمیه قم نام می برد:

(روح الله خمینی (حاج آقا روح الله) از اساتید درجه اول امروز حوزه علمی قم [است]… امروز, هر چند به مجلس درس حضرت آیت الله بروجردی حضور می یابد, خود نیز از اساتید عالی فقه و اصول به شمار می رود. سابقاً در بعض ایام هفته, خصوصاً روزهایی که دروس معمولی تعطیل می شد, مباحث اخلاقی را در ایوان مدرسه فیضیه مطرح می فرمود و طلاب علوم دینی و دانش پژوهان از محضرشان مستفیض می شدند….)90

11 شعبان 1376/ 21 اسفند 1335

در یازده شعبان 76, جلد سوم کتاب الطهارة (درباره تیمم) امام به پایان رسیده است.

12 شعبان 1376/ 22 اسفند 1335

سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی از آغازین روزهای سال 1335 کار خود را آغاز کرده قانون آن در 10 بهمن از مجلس سنا و در 23 اسفند 1335, از تصویب مجلس شورای ملی گذشته است. در 22 اسفند 1335, توسط دایره ایلات و مذاهب, این سازمان,نخستین گزارش تحلیل از حوزه علمیه قم, تهیه می شود. در این سند, آقای بروجردی به عنوان مرجع اول شناخته شده که درسی پرجمعیت داشته که در آن هزار و سیصد طلبه شرکت می جسته اند.

از این شمار, هزار نفر, کم وبیش, شاگردان همیشگی و ثابت درس ایشان بوده اند. در همین گزارش, شهریه طلاب نیز, بازتاب یافته, کم ترین شهریه صدوبیست ریال و بیش ترین آن چهار صد و پنجاه ریال. در این گزارش, مراجع و مدرسان درجه دوم حوزه نیز نام برده شده اند و شمار شاگردان, حوزه نفوذ کلام و محل اقامه نماز جماعت آنان, روشن شده است. بر اساس این گزارش, پس از آقای بروجردی, امام خمینی بیش ترین شاگرد را داشته است, در حدود پانصد نفر:

(آقای حاج آقا روح اللّه خمینی که از لحاظ درس حایز اهمیت است, در حدود 500 نفر, منطقه نفوذ تقلید ایالات مرکزی و غرب ایران.)

امام, آقای سید محمد حسین طباطبایی و… جزو کسانی معرفی شده اند که به مسائل اجتماعی علاقه مند بوده اند. در این گزارش آمده که تمام علما و مدرسان مخالف کمونیسم هستند, ولی به دستگاه حاکمه کشور هم اعتقادی ندارند.91

این گزارش, به خوبی جایگاه علمی و سیاسی امام را در آن برهه نشان می دهد و روشن می کند که پاره ای حرکتهای رژیم و دیدارهای دست اندرکاران بلند پایه رژیم با علما و مراجع قم, براساس این گزارش بوده است و آنان از پیش نیروهای ذی نفوذ و کارا را شناسایی کرده اند.

19 ذی قعده 1379/ 26 اردیبهشت 1339

در این تاریخ, لایحه تحدید مالکیت که از آذر 1338 مطرح شده بوده و آقای بروجردی با آن مخالفت کرده, در راستای اصلاحات ارضی, با اصلاحاتی در 39/2/26 از تصویب مجلس سنا گذشته اما مسکوت مانده است.92 شاه در نامه ای به آقای بروجردی, برخلاف معمول, ایشان را (حجة الاسلام) خوانده و یادآور شده است:

(اصلاحات ارضی در دیگر ممالک اسلامی اجرا شده است و ما دستور دادیم قانون اصلاحات ارضی, مثل سایر ممالک اسلامی اجرا شود.)

آقای بروجردی, از امام و چند تن از بزرگان حوزه دعوت کرد تا در این باره رایزنی کنند. شماری جرأت اظهار نظر در جمع را نداشتند و شماری نیز ناراحت شدند. ولی امام خمینی در جمع گفته است:

(شما به شاه بنویسید: (ما دستور دادیم) بر خلاف قانون اساسی است کشور مشروطه است و مجلس دارد.)

در نتیجه آقای بروجردی در نامه ای به شاه نوشته است:

(در سایر کشورها اول جمهوری اعلام شده و بعد اصلاحات.)93

این قانون تا پس از درگذشت آقای بروجردی مسکوت ماند.

شنبه 8 جمادی الاولی 1380/ 7 آبان 1339

در این زمان نگارش کتاب مکاسب محرمه امام خمینی به پایان می رسد. ایشان, پس از تدریس مکاسب به تدریس کتاب بیع می پردازد که نگارش آن در نجف بوده است.

13 شوال 1381 / 10 فروردین 1340

در 13 شوال, آقای بروجردی, مرجع بزرگ تشیع, به رحمت ایزدی می پیوندد. به این مناسبت کسانی که در آستانه مرجعیت قرار داشته اند, به طور معمول مجلس ختم گرفته اند; امّا امام خمینی با این که زبانزد خاص و عام بود, برای پرهیز از شائبه مرجعیت, در آغاز مجلس ختمی برای ایشان نگرفته ولی به اصرار دوستان و شاگردان, در روز شهادت امام صادق(ع) مجلس ختم از سوی ایشان برگزار شده است.94

دوری گزیدن امام از نام و عنوان مرجعیت در حالی بوده که به گزارشهای گوناگون, از جمله به گزارش کیهان در 12 فروردین 1340.

درس امام پرشکوه ترین درس و با جمعیت بسیار, بیش از چهارصد نفر بوده است.95

آنچه تاکنون درباره سالشمار زندگی امام, ذکر شد, از تولد تا سال 1340هـ.ش. بود.

امّا از سال 1340, تا 1368 که به دیار باقی شتافت, بویژه رستاخیز و خیزش بزرگ سال 1342 و دوران پیش از پیروزی انقلاب نیاز به بررسی اسناد و مدارک بسیار دارد و باید در مجالی فراخ تر به آن پرداخت.


پی نوشتها:

1. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی), محمد حسن رجبی117/, مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

2. مجله (کیهان اندیشه), شماره 5/29.

3. (بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی), سید حمید روحانی, ج39/1.

4. (آثار الحجه), ج45/2.

5. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)118/, به نقل از: مجله (تحقیقات اسلامی) شماره 1 و50/2.

6. (گفت وگو با استادان فارسی), همراه مجلّه دانش, شماره 24 و 20/25 ـ 22, رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران, اسلام آباد.

7. (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی), فردوست, ج95/1, 109, مؤسسه اطلاعات.

8. (صحیفه نور), رهنمودها و سخنرانیهای امام خمینی, ج51/5, وزارت ارشاد.

9. (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی), ج82/1.

10. (نهضت روحانیون ایران), علی دوانی, ج187/2, مؤسسه خیریه امام رضا(ع).11. (صحیفه نور), ج34/3.

12. (آن چه گذشت. نقشی از نیم قرن تکاپو), دکتر عبدالهادی حائری34/, معین, تهران.

13. (آداب الصلوة), امام خمینی, به اهتمام سید احمد فهری 60/, آستان قدس رضوی.

14. (گنجینه دانشمندان), محمد شریف رازی, ج242/1.

15. (اربعین حدیث), امام خمینی, حدیث اول.

16. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 87/44.

17. (از نیما تا روزگار ما), یحیی آرین پور, ج68/3, زوار.

18. (شهید مطهری افشاگر… ) علی ابوالحسنی (منذر) 307/, انتشارات اسلامی, وابسته به جامعه مدرسین.

19. همان 306/.

20. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ87/44.

21. مجلّه (حضور), شماره 7/1, مصاحبه با احمد خمینی.

22. (کشف الاسرار), امام خمینی7/.

23. (نهضت روحانیون ایران), علی دوانی, ج187/2.

24. (شرح حدیث جنود عقل و جهل), امام خمینی12/, مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

25. همان 13/.

26. مجلّه (حضور), شماره 8/1.

27. (بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی), سید حمید روحانی, ج99/1.

28. (گنجینه دانشمندان), ج347/1.

29. مجله (حضور), شماره 5/1.

30. (خاطرات و مبارزات حجةالاسلام فلسفی)175/, سند 534, مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

31. مجلّه (حوزه), شماره 62/55, مصاحبه با آیت اللّه فاضل لنکرانی.

32. (آثار الحجة), ج131/1; (زندگی رجال و مشاهیر ایران), ج196/1.

33. (خاطرات آیت اللّه طاهری خرم آبادی), ج80/1, مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

34. فصلنامه (تاریخ و فرهنگ معاصر), شماره 6 ـ 193/7 ـ 194.

35. (گنجینه دانشمندان), ج249/1.

36. فصلنامه (تاریخ و فرهنگ معاصر), شماره 6 ـ 193/7.

37. (انقلاب اسلامی و ریشه های آن), عباسعلی عمید زنجانی429/.

38. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)236/.

39. (تاریخ و فرهنگ معاصر), شماره 6 ـ 195/7.

40. همان 68/.

41. (صحیفه نور), ج216/13.

42. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)169/.

43. فصلنامه (حضور), شماره 9/1.

44. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)230/.

45. (بررسی تحلیلی از نهضت امام خمینی),ج123/1.

46. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)231/.

47. (سیمای استاد در آئینه نگاه یاران), به اهتمام سید حمید جاوید موسوی71/, مقاله حکیم فرزانه, انتشارات صدرا.

48. (انوار الهدایه), امام خمینی, ج29/1, مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

49. (سیمای استاد در آئینه نگاه یاران)110/.

50. فصلنامه (حضور), شماره 5/1.

51. (خاطرات آیت اللّه طاهری خرم آبادی), ج91/1.

52. (صحیفه نور), ج89/21.

53. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 93/44.

54. همان, شماره 55/55.

55. فصلنامه (حضور), شماره 9/1.

56. (سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی), ج11/3, پیام آزادی.

57. مجلّه (حوزه), شماره 57/55.

58. (سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی), ج40/5.

59. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 44/44.

60. همان106/.

61. همان 44/.

62. (ولایت فقیه), امام خمینی123/, مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

63. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)233/, سند 11.

64. مجلّه (کیهان اندیشه), شماره 8/29.

65. (خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفی)487/, سند 43.

66.همان198/, 488, سند 44.

67. (آن چه گذشت…) 104/, 106. در آن زمان, به این مناسبت مجلّه توفیق این شعر را منتشر کرده است:

به علی گفت خانمش روزی

رفت و افتاد ناگهان لب حوض

68. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)153/.

69. (الرسائل), امام خمینی, ج92/2, مؤسسه اسماعیلیان.

70. رساله (طلب و اراده), امام خمینی, مقدمه.

71. (منهاج الوصول الی علم الاصول), ج242/1.

72. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)227/.

73. (در جستجوی راه از کلام امام), دفتر پنجم 23/, امیرکبیر.

74. مجلّه (تاریخ و فرهنگ معاصر), شماره 6 ـ 242/7.

75. (صحیفه نور), ج36/3.

76. همان, ج14/15, 15, 19.

77. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی)28/.

78. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 89/44.

79. (سیمای استاد در آئینه نگاه یاران)129/.

80. مجلّه (حکمت), سال اول, شماره 38/12 ویژه آیت اللّه خوانساری.

81. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 55/44.

* امام خمینی گویا در سخنرانی 59/4/29 خود به همین جریان اشاره دارد که می گوید:

(ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت, در زمان آن کسی که این همه از آن تعریف می کنند, چه سیلی به ما زد آن آدم. من نمی خواهم بگویم که طلبه ها مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان همان طور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای [مرتضی] حائری بالای سر این جوانهائی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند, رفتیم و اطباء جرأت نمی کردند بنویسند این زخمی شده است….)

82. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی)29/.

83. ماهنامه (ترقی), شماره 4/32.

84. (سیمای استاد در آئینه نگاه یاران)131/, مقاله واعظ زاده خراسانی; مجله (حوزه) شماره 43 ـ 226/44, مصاحبه آقای واعظ زاده خراسانی.

85. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی)30/.

86. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 43/44 مصاحبه با سلطانی طباطبایی.

87. (کتاب الطهاره), امام خمینی, ج59/2, اسماعیلیان.

88. (نهضت روحانیون ایران), ج209/2.

89. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی)237/.

90. (رجال قم و بحثی در تاریخ آن), سید محمد مقدس زاده 117/.

91. (مطالعات سیاسی), دفتر دوم 394/ ـ 396; (تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد), جواد منصوری,ج1, سند شماره 2/12, مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

92. (زندگی نامه سیاسی امام خمینی) 238/.

93. مجلّه (حوزه), شماره 43 ـ 110/44.

94. (خاطرات آیت اللّه طاهری خرم آبادی), ج117/1.

95. (نهضت امام خمینی), سید حمید روحانی ج759/2, سند شماره36, به نقل از کیهان شنبه 12فروردین ماه1340شماره5220.

پدیدآورنده: علی اکبر ذاکری

منبع سایت :پایگاه حوزه

اندیشه امام خمینی ( ره )

 

صبر شرط رهبریست

اندیشه > اندیشه‌سیاسی  - سال ها پیش یکی از روحانیونی که دستی در انقلاب و مبارزات داشت می گفت: یک‌بار که در ایام خرداد 42 در اطراف شیراز برای تبلیغ بودم، برخی از افرادی که در آنجا بودند و پشتوانه‌های عشایری داشتند، ضمن ابراز ارادت به امام به من گفتند: به حاج آقا روح الله بگویید هر امکاناتی که بخواهد ما در اختیارش می‌گذاریم و مقصودشان تجهیز مردم برای مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی بود.

وقتی به قم آمدم، خدمت امام رسیدم و این مطلب را که خیلی محرمانه بود با ایشان در میان گذاشتم. امام فرمودند: من نیازی به این کارها ندارم و با همین قلم و اعلامیه مردم را بسیج خواهم کرد.

آنان که زندگی سیاسی امام را به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی می شناسند آگاهند که امام تا به آخر این سیاست را دنبال کرد و هیچ گاه از اصل آگاهی بخشی به مردم با قلم و بیان دست برنداشت و روش دیگری را جایگزین آن نکرد. به همین دلیل بود که امام به مبارزات مسلحانه با دیده تردید می نگریست و در برخی از موارد به این تردید هم بسنده نکرده ، روش معتقدان به آن را آشکارا ناسودمند می‌دانست و حاضر به حمایت از آنها نبود.

این روش ریشه در آموخته‌های امام (ره)  از فرهنگ سیاسی اسلام و به خصوص مذهب شیعه امامیه داشت. بخش کلی آن ناشی از حرکت پیامبر (ص) در دوران 13 ساله مکه بود که صرفا بر اساس آگاهی بخشی به توده‌ها یا به تعبیر قرآن «ناس» بود. خطاب‌های قرآنی در آن دوره آشکارا در همین جهت با تکیه بر دعوت به عقل و سنجش و خرد است.

در کنار آن، پرهیز دادن یاران از انجام هر نوع اقدام فیزیکی بر ضد دشمنان است. این وضعیت ادامه دارد تا آن که جامعه مؤمنان در مدینه تشکیل می‌شود. البته در آن شرایط استفاده از «حدید» هم در خود قرآن مطرح می شود و در سیره عملی حضرت نیز تجلی می‌یابد.

اما ریشه این روش در آموخته‌های دیگری است که امام در مکتب فقهی شیعه و رویه علمای بزرگ شیعه فرا گرفته است.

 نگاهی به زندگی امامان شیعه، نواب اربعه، و سپس مراجع درجه اول شیعه از شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی گرفته تا محقق حلی، علامه حلی و سپس دیگر علما و مراجع همه روی یک روش معقول در منش سیاسی تکیه دارد. این روش در عین حال که بر عزت و هویت شیعی تکیه دارد، خود را به صراحت با قدرت درگیر نمی کند و نه شورش را بلکه «صبر» را پیشه خود قرار می‌دهد.

نکته لطیف آن که یکی ازعلمای شیعه امامی در قرن هفتم هجری در مقابل «زیدیه» که شورش مسلحانه علیه حکومت را شرط امامت امام علوی دانسته بودند نوشته است که نه تنها جهاد مسلحانه شرط نیست بلکه «صبر» شرط امامت است. این دقیقا همان نکته ای را که در سیره امام خمینی و در رویه انقلابی ایشان شاهدیم، نشان می‌دهد.

 امام هیچ گاه از اصل صبر دوری نکرد. فکر انقلابی امام از همان سال‌های آغازین دهه 20 و از زمانی است که کشف اسرار را نوشتند. اما در تمام دوران مرجعیت آیت الله بروجردی تأمل کردند و تجربه اندوختند.

بعدها نیز که به میدان آمدند سلاحشان همان کاغذ و قلم و بیانیه بود. دشمن از این که یک اسلحه درخانه امام بیابد عاجز بود. درست همان طور که در زندگی امامان علیهم‌السلام همین نکته را داریم که بارها مأموران حکومت شبانه به خانه آن حضرات آمدند اما فقط امام و سجاده را دیدند اما هیچ نشانی از این که آنان در پی براندازی مسلحانه حکومت باشند نیافتند.

آری امام اصل را بر آگاهی بخشی توده‌ها قرار داد و شاید به همین دلیل بود که از میان همه مبارزان انقلاب روی شخصیت مطهری این چنین حساسیت داشت و ایشان را به عنوان محور مطرح می‌کرد. شاید امام برای شهادت هیچ کس به اندازه آقای مطهری و بهشتی ناراحت نشد. زیرا این دو همان کسانی بودند که با تمام وجود پایبند به روش امام بودند. به خصوص شهید مطهری که مهم‌ترین نیروی فکری – سیاسی امام رضوان الله تعالی علیه بود.

منبع سایت : روزنامه همشهری

امام خمینى از ولادت تا رحلت

 
امام خمینى از ولادت تا رحلت 
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله  سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى  یثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله  العظمى حاج شیخ عبدالكریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام  برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم  گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به  تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد  محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سركشـى مى كردیـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـورى پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .
در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یكـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـكریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـمیـنى كه با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمینـى كه با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل مى كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  مىآمد .
امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش كه تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمیـنى بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریكـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حكیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.

تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت كرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینى در نجف در شرایطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلكه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد كرده است. ولى هیچیـك از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .
امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یكى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا مى خواند .
امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .
اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنى امام خمیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریكـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند .
شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغییر داد. امام خمینى در واكنیشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد .

اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند .
او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى كرد .

هجرت امام خمینى از عراق به پاریس

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یكى از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــى تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .
امام خمیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبى پرداختند

بازگشت امام خمینى به ایران
پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .

رحلت امام خمینى
وصال یار، فراق یاران

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید.
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریكایى و غربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .
شایـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست .
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند .
اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردى كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .
پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

 

زندگى امام به روایت امام

متن زیر فرازهائى از زندگى حضرت امام خمینى - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامى ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالى

به حسب شناسنامه شماره : 2744  تولد: 1279 شمسى در خمین، اما در واقع 20 جمادى‏الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق اول مهر 1281 شمسى است. (18 جمادى‏الثانى 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگى: مصطفوى; پدر: آقا مصطفى; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمینى المسكن)

صدور در گلپایگان به وسیله صفرى‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهاى ابتدایى سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدى (دایى) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقاى نجفى خمینى منطق شروع و نزد حضرت‏عالى (×) ظاهرا (سیوطى و شرح باب حادى عشر و) منطق و مسلما در مطول مقدارى. در ادراك كه سنه 1339 قمرى براى تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد على بروجردى مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانى منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمرى بود) هجرت آیت‏الله حائرى به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانى موسوم به آقا میرزا محمد على و سطوح را نزد مرحوم آقاى حاج سید محمد تقى خوانسارى مقدارى و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید على یثربى كاشانى تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائرى (حاج شیخ عبدالكریم) مى‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینى و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا على اكبر یزدى. و عمده استفاده در علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقاى آقامیرزا محمد على شاه‏آبادى بوده است پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده ‏اى از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقاى بروجردى - رحمة‏الله - به قم آمدند براى ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقاى بروجردى عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضاى آقایان; مثل مرحوم آقاى مطهرى به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفى معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسى، صبیه حضرت آقاى  حاج میرزا محمد ثقفى طهرانى.

تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفى، متولد: 1309 شمسى; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد.

پی ‏نوشت:

× منظور آیت الله پسندیده مى‏باشند.

 

روز شمار برخی مبارزات و تبعیدهای حضرت امام خمینى (ره)

16 مهرماه سال 1341
جلسه مهم حضرت امام خمینى (ره) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ایالتى و ولایتى

11 آذر ماه سال 1341
لغو تصویبنامه ساختگى انجمنهاى ایالتى و ولایتى به دنبال مبارزات پیگیر حضرت امام خمینى (ره) و صدور پیام حضرت امام خمینى (ره) در مورد ختم این غائله

2 بهمن سال 1341
تحریم رفراندوم غیر قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمینى (ره)

2 فروردین ماه سال 1342
فاجعه خونین مدرسه فیضیه به دست عمال رژیم شاه

15 خرداد سال 1342
دستگیرى شبانه حضرت امام خمینى (ره) . قیام تاریخى ملت ایران در اعتراض به دستگیرى حضرت امام (ره)

4 تیرماه سال 1342
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد.

21 فرودین سال 1343
سخنرانى تاریخى حضرت امام خمینى (ره) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.

4 آبان 1343
سخنرانى كوبنده حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت طرح اسارتبار كاپیتولاسیون.

13 آبان 1343
بازداشت و تبعید حضرت امام خمینى (ره) به تركیه

21 آبان سال 1343
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از آنكارا به بورساى تركیه

13 مهرماه سال 1344
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از تركیه به بغداد

16 مهرماه 1344
حركت امام خمینى (ره) از سامرا به كربلا بعد از تبعید به عراق

23 مهرماه 1344
ورود و استقرار حضرت امام خمینى در نجف بعد از تبعید به عراق

23 آبان 1344
شروع درسهاى حوزه‏اى حضرت امام خمینى در نجف پس از تبعید به عراق

12 اردیبهشت 1356
پیام حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت چهلم شهداى قم

2 مهرماه 1357
محاصره منزل حضرت امام خمینى (ره) توسط نیروهاى بعثى عراق

10 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به سوى كویت

13 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به فرانسه

12 بهمن 1357
بازگشت امام خمینى (ره) به میهن اسلامى پس از 15 سال تبعید.

 منبع سایت: شهید آوینی

زندگینامه: امام خمینی (1281-1368)

زندگینامه: امام خمینی (1281-1368)

زندگینامه: امام خمینی (1281-1368)
اندیشه > دین  - محمد معینی:
روح‌الله الموسوی‌ الخمینی در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) 1321ق/ 1281ش، در خانواده‌ای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود.

و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح‌الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه‌ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه‌ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزش‌های اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.

دوره اول (از 1281- 1300ش)

دوران کودکی و نوجوانی روح‌الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد. برخی از حوادث متأثرکننده این دوران مثل بمب‌باران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (9-10 سالگی) با عنوان: غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست خطاب به ملت ایران:

هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملکت داریوش دستخوش نیکولاست

می‌توان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روح‌الله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روح‌الله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمع‌آوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می‌شود که خود شخصاً به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر می‌کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می‌بیند.

  • تحصیلات روح‌الله

روح‌الله با بهره‌وری از استعداد فوق‌العاده، رشته‌های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت 6 سال جهش فوق‌العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد.

  • اولین خطابه رسمی روح‌الله

روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام 19 سالگی در مراسم بزرگداشت رکن اعظم مشروطه مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می‌شد.

از قول روح‌الله نقل شده ... پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می‌کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول‌الله است. از خدا خواستم مدد کند که از اولین تا آخرین منبری که خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم که جمله‌ای از آن را باور نداشته باشم ... و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد ... و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی‌ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.

دوره دوم زندگی روح‌الله (از 1300ش-1320)

این دوره از زندگی روح‌الله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاست های دین‌زدایی رضاخان و تا 1320 ادامه دارد، در این دوره روح‌الله مشغول تحصیل و تدریس و تألیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی؛ هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان کمتر از تأسیس حکومت اسلامی در سال 57 نبود.

دوره سوم ( از 1320-1340)

این دوره از زندگی امام با 40 سالگی آغاز می‌شود و مصادف است با دو حادثه مهم، یعنی بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنابر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود. با همه کوشش ها و اقدامات روح‌الله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله‌باری از تجربه دوران 20 ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیه‌ای در 11 جمادی‌الثانی 1363ق/1323ش زمان مناسب قیام را یادآوری می‌کند: امروز، روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزه‌گرد و شهوتران بر شما چیره و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.

دوره چهارم زندگی امام (از 1340-1368)

این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز می‌شود یکی رحلت آیت‌الله بروجردی (10 فروردین 1340) که ضایعه‌ای برای جهان اسلام و در عین حال رفع موانع برای دشمنان ایران و اسلام بود. دیگری رحلت آیت‌الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس که روزگاری نامش لرزه بر اندام دشمنان ایران و اسلام می‌انداخت. همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم‌اندازی ظاهراً مردم فریب رخ نمود ولی در باطن از اتحاد شومی خبر می داد و تسلط آمریکا و اسرائیل و عوامل آنها را بر کلیه شئون مملکت فراهم می‌کرد.

 

در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین 1342 که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند. امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد : من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم. امام نطق تاریخی خود را در 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد. در شامگاه 14 خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. صبح 15 خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار یا مرگ یا خمینی به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند و قیام با شدت سرکوب شد و به خون نشست.

قیام (15 خرداد 42) علی‌الظاهر با تبعید رهبر انقلاب به ترکیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در 56 روح تازه ای به جنبش دمید. چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام و روحانیت در 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام 19 دی ماه 1356 را به دنبال داشت.

مراسم چهلم شهدای 19 دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به کشتار فاجعه 17 شهریور 57 منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد. مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حکم سرنوشت‌ساز ایشان را در لغو حکومت نظامی در 21 بهمن 57 با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت 24 ساعت مبارزه بی‌امان، طرحهای کودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب کردند. و بالاخره پیروزی قیام 15 خرداد در شب 22 بهمن 57 به گوش رسید.[آشنایی با دهه فجر انقلاب اسلامی]

از صبحدم 22 بهمن تا 13 خرداد 1368(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد. این حوادث آن قدر گسترده بود که در این مختصر نمی‌گنجد، فقط در یک جمله می‌توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می‌توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه‌ها را خنثی کرد به گونه‌ای که ملت ایران، در سال 1368 در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از 11 سال تحمل سختی‌ها و مشکلات وداع می‌کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود.

[متن‌ کامل وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی] [اساس اندیشه امام در گفت‌وگو با

سید صادق طباطبایی] [ابعاد عرفانی و فلسفی اندیشه امام‌خمینی] [خمینی(ره) تجسم

زیباشناختی امامت شیعی] [هجرت تاریخی] [سیاست اخلاق‌گرا] [پایان افسانه جدایی

دین و سیاست] [صبر شرط رهبریست] [تصویری ناتمام از مردی تمام] [در حدیث دیگران]

[امام(ره) در حلقه حکمت خالده]

عشق و پایداری مردم عمیق‌تر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئه‌ها و حوادث پر ثبات‌تر از هر زمان دیگر بود. روانش شاد و راهش پر رهرو باد.

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

منبع سایت : روزنامه همشهری

آشنایی با تست ورزش

آشنایی با تست ورزش

تست ورزش یکی از مهم‌ ترین روش‌ های بررسی بیماری رگ‌ های کرونری قلب است. زمانی که بیمار شروع به ورزش می ‌کند، عضلات نیاز بیشتری به خون رسانی دارند و بنابراین قلب مجبور است تندتر و قوی تر ضربان بزند.

به این ترتیب حین ورزش، خود قلب از همه اعضای بدن فعال تر بوده و نیاز به خون‌ رسانی بیشتری دارد.

در یک قلب سالم رگ‌ های کرونری می ‌توانند جوابگوی این نیاز افزایش یافته باشند، اما زمانی که رگ‌ های کرونری دچار تنگی هستند از عهده ی این کار بر نمی ‌آیند و قلب دچار کمبود خون‌ رسانی و کمبود اکسیژن شده و متعاقب آن دچار درد می‌ شود. در این شرایط تغییراتی در نوار قلبی، فشار خون و ضربان قلبی ایجاد می ‌شود که بیماری را آشکار می‌ سازد. این موضوع اساس به‌ وجود آمدن تست ورزش است.

 

از تست ورزش علاوه بر تشخیص تنگی کرونر، در بیماران تشخیص داده شده نیز برای تعیین سطح فعالیت قابل تحمل بیمار استفاده می شود و همچنین بعد از آنفارکتوس قلبی برای سنجش میزان تحمل قلب به کار می رود.

 

تست ورزش چگونه انجام می ‌شود؟

بیمار در حالی که به طور مداوم نوار قلب، فشار خون و ضربان قلبش ثبت می ‌شود روی یک دستگاه تردمیل راه می ‌رود.

به تدریج سرعت دستگاه اضافه می ‌شود، اگر بیمار بتواند تا حد نهایی ضربان مجاز قلبی خود فعالیت کرده و دچار مشکل نشود تست قطع می ‌شود و این به مفهوم منفی بودن تست و سلامت فرد است اما در صورتی که تغییراتی خاص در نوار قلب یا فشار خون در حین تست ورزش ایجاد شود تشخیص تنگی رگ‌ های کرونری داده می‌ شود.

 

حد نهایی ضربان مجاز قلب مساوی با (سن ـ 220) ضرب در 0/85به عبارتی در یک فرد 40 ساله این عدد برابر با 153 است: 153= 85/0 × (40 ـ 220) و به همین ترتیب حد نهایی ضربان مجاز قلب برای فرد 60 ساله برابر 136 خواهد شد.

از این فرمول در بررسی فشار وارد شده به قلب در حین ورزش نیز می ‌توان استفاده کرد. به عنوان مثال اگر حین کوهنوردی، ضربان قلب یک کوهنورد 40 ساله بیش از 153 بود به معنای فشار زیاد به قلب بوده و او باید حرکتش را آرام‌ تر کند.

 

در صورتی که به هر دلیل بیمار قادر به ورزش نباشد برای ایجاد فشار به قلب می‌ توان از داروها کمک گرفت.

بعد از تزریق برخی از داروها در صورتی که رگ ‌های کرونری دچار تنگی باشند، تغییراتی در قلب ایجاد می‌ شود که با استفاده از اکوکاردیوگرافی یا اسکن هسته ‌ای قابل تشخیص است.

دکتر رضا کریمی - متخصص بیماری های داخلی

آماده سازی بیمار برای تست ورزش

جهت رفاه بیشتر در حین ورزش ، بهتر است لباس و کفشی راحت پوشیده و قبل از انجام آزمایش ، فعالیت فیزیکی شدید انجام نداده باشید. همچنین لازم است از 3 ساعت قبل ناشتا بوده و سیگار نکشید. (چنانچه مبتلا به دیابت هستید 1 ساعت ناشتا بودن پس از صرف یک غذای سبک کافی است و نیازی به تغییر مقدار انسولین وجود ندارد). دیگر آنکه بعضی داروهای مداخله‌گر قلبی را که مانع از افزایش فعالیت قلب در حین ورزش می‌شوند (مانند پروپرانولول) در فاصله زمانی معین قبل از تست ورزش (تحت نظر پزشک معالج خود) قبلا باید قطع کرده باشید

روش انجام آزمایش

ابتدا بیمار توسط پزشک ، پرسشهایی در مورد سابقه بیماری قلبی بعمل آمده و مورد معاینه قلب قرار خواهد گرفت. نبض ، فشارخون و نوار قلب در آغاز و سپس در مراحل بعدی آزمون بطور مکرر اندازه‌گیری و ثبت می‌شوند. پس از معاینه قلب جهت آزمون ورزش بر روی دستگاه تردمیل قرار خواهد گرفت. این دستگاه بصورت یک صفحه لاستیکی متحرک و غلطانی است (شبیه چرخ نقاله) که بیمار بر روی آن ایستاده و جهت حفظ تعادل باید بر روی آن راه برود. هر3 دقیقه شیب نوار در حد2 درصد و سرعت حرکت آن حدود 1.2 کیلومتر در ساعت افزایش خواهد یافت. این آزمون را می‌توان با استفاده از دستگاه دوچرخه‌ای نیز انجام داد.

انجام این تست به این صورت است که به فرد الکترودهای مربوط به نوار قلبی را متصل می‌کنند و از او می‌خواهند که متناسب با سرعت تسمه نقاله یا دوچرخه مخصوص حرکت کند. ابتدا دستگاه آرام حرکت می‌کند اما بتدریج سرعت می‌گیرد و فرد برای ادامه دادن آزمایش باید روی تسمه نقاله بدود. بتدریج دستگاه شیب پیدا می‌کند و حالتی ایجاد می‌شود که فرد در حال دویدن از سربالایی پیدا می‌کند. علائم حیاتی و نوار قلب بیمار در حالتهای مختلف کنترل می‌شود تا تغییرات قطعات و امواج آن در حالت ورزش مشخص شود.

مدت زمان ورزش برای تست

بر اساس سن ، حد معینی از ورزش و حداکثر ضربان قلب که بیمار باید به آن دست یابد پیش از شروع ورزش برای وی مشخص شده و آزمایش تا آن زمان ادامه خواهد یافت. بهترین و قابل اعتمادترین نتیجه مربوط به زمانی است که به حداکثر فعالیت پیش‌بینی شده بدون بروز تغییر غیر طبیعی در وضعیت بالینی یا نوار قلب نایل شود و این ، حدودا به 12- 10 دقیقه ورزش و کمی شکیبایی نیاز دارد. در صورتی که طی آزمون ضربان قلب به حدود 85% از حداثر ضربان قلب استاندارد (که با فرمول "سن بیمار _ 220" محاسبه می‌شود.) برسد آزمون طبیعی تلقی می‌شود. معهذا در هر زمان که بیمار واقعا احساس کرد قادر به ادامه ورزش نیست یا چنانچه دچار بعضی علائم بالینی نظیر درد سینه ، تنگی نفس مفرط ، سرگیجه و سردرد شدید شود، یا تغییرات غیر عادی در نوار قلب بروز کند یا فشار خون افت کند، آزمایش قطع می‌شود. برخی افراد مسن یا کسانی که دردهای مفصلی و عضلانی دارند از انجام تست ورزشی معاف هستند و باید اسکن قلب روی آنها انجام گیرد . اسکن رادیوایزوتوپ قلب (تست تالیوم) نسبت به تست ورزش آسانتر و دقیقتر می‌باشد و برخی پزشکان تمایل بیشتری به انجام آن دارند.

کاربرد تست ورزش

در مجموع تست ورزشی آزمونی است که می‌تواند گرفتگیها و تنگی‌های عروق قلب را تا حدی نشان دهد و پزشک را در تصمیم‌گیری برای انجام دادن یا ندادن اقدامات تهاجمی‌تر (مانند آنژیوگرافی راهنمایی کند. از کاربردهای پر اهمیت دیگر این تست در مورد ارزیابی کارایی افرادی است که‌دچار سکته‌های قلبی می‌شوند و به اصطلاح تحمل فعالیتهای بدنی در آنها در طول زمان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

موارد عدم استفاده از تست ورزش

در صورتی که آزمون ورزش برای بیمار واقعا خطرناک باشد، آزمایش بصورت دیگری انجام می‌شود. بطور کلی در مواقعی که بیمار به هر دلیل قادر به ورزش نباشد یا انجام ورزش برای وی غیر ضروری یا مضر تشخیص داده شود بجای آزمون ورزش، از تزریق بعضی از داروهای خاص استفاده می‌شود. معروفترین و رایجترین این داروها، دی پیریدامول (پرزانتین) نام دارد. این دارو سرخرگهای کرونر قلب را گشاد کرده و خون رسانی به عضله قلب را چند برابر می‌کند. با تزریق این دارو مشابه اثرات فیزیولوژیک ورزش در قلب ایجاد خواهد شد بدون آنکه بیمار فعالیت جسمی قابل توجهی انجام داده باشد.

تزریق داروی رادیواکتیو

دارویی که در انتهای مرحله آزمون ورزش از طریق آنژیوکت به بیمار تزریق می شود یک ماده رادیواکتیو بی‌خطر و بدون ضرر است. این ماده معمولا تکنسیوم - 99m - میبی ( 99m Tc- MIBI )، در مواردی تالیوم (201 TI ) و گاهی بعضی داروهای دیگر نشاندار شده با تکنسیوم -m 99 می‌باشد. ترس مفرط از پرتو که در بعضی بیماران مشاهده می‌شود به هیچ وجه پایه علمی ندارد. ماده رادیو اکتیوی که در اینجا به مقدار ناچیز بکار می‌رود تنها حاوی پرتو گاما است و نقش یک ماده شبرنگ را در محیط تاریک و غیر قابل دسترس داخل بدن بازی می‌کند. به بیان دیگر ماده تزریقی از نوعی انتخاب شده که هیچگونه تابش آلفا یا بتا ندارد (چون انرژی و عوارض احتمالی یک ماده رادیواکتیو بیشتر معلول تابش ذرات آلفا و بتای آن می‌باشد). مانند یک واکسن که همه خصوصیات یک عامل بیماری‌زا را دارد به جز آنکه بسیار ضعیف شده و تنها واکنش ایمنی بدن را فعال می‌سازد.

بنابراین، پرتو دارویی که برای شما به مقدار بسیار اندک و با نیمه عمر بسیار کوتاه تجویز می‌شود فقط به عنوان یک ردیاب یا نشانه‌گر بی‌خطر به مدت چند ساعت در بدن شما باقی می‌ماند و از نظر تابش پرتو یا ترکیب شیمیایی هیچ ضرری برای شما نخواهد داشت و مطالعات گسترده و متعدد انجام شده در جهان گواه این مدعا هستند. شاید دانستن این امر برایتان جالب باشد که اساسا تابشهای رادیواکتیو بطور طبیعی نیز با مقادیر کمتر در محیط پیرامون ما وجود داشته و امروزه برای آنها اثرات مثبت و سازنده قائل هستند. لذا میزان پرتوگیری بیماران در آزمایشهای
پزشکی هسته‌ای معمولا اندک و در حد تصویر برداری رادیوگرافی یا بعضا حتی کمتر می‌باشد و دستورات حفاظتی خاصی که در زمینه پرتو به بیماران بعد از تصویربرداریهای پزشکی داده می‌شوند جنبه احتیاطی داشته و عمدتا مربوط به خانمهای باردارهستند

 

تست ورزش چیست و چگونه انجام می شود ؟

: اخبار علمی پزشکی, بهداشت عمومي

آماده سازی بیمار برای تست ورزش
جهت رفاه بیشتر در حین ورزش ، بهتر است لباس و کفشی راحت پوشیده و قبل از انجام آزمایش ، فعالیت فیزیکی شدید انجام نداده باشید.

همچنین لازم است از ۳ ساعت قبل ناشتا بوده و سیگار نکشید.

(چنانچه مبتلا به دیابت هستید ۱ ساعت ناشتا بودن پس از صرف یک غذای سبک کافی است و نیازی به تغییر مقدار انسولین وجود ندارد).

دیگر آنکه بعضی داروهای مداخله‌گر قلبی را که مانع از افزایش فعالیت قلب در حین ورزش می‌شوند (مانند پروپرانولول) در فاصله زمانی معین قبل از تست ورزش (تحت نظر پزشک معالج خود) قبلا باید قطع کرده باشید

روش انجام آزمایش
ابتدا بیمار توسط پزشک ، پرسشهایی در مورد سابقه بیماری قلبی بعمل آمده و مورد معاینه قلب قرار خواهد گرفت. نبض ، فشارخون و نوار قلب در آغاز و سپس در مراحل بعدی آزمون بطور مکرر اندازه‌گیری و ثبت می‌شوند.

پس از معاینه قلب جهت آزمون ورزش بر روی دستگاه تردمیل قرار خواهد گرفت. این دستگاه بصورت یک صفحه لاستیکی متحرک و غلطانی است (شبیه چرخ نقاله) که بیمار بر روی آن ایستاده و جهت حفظ تعادل باید بر روی آن راه برود.

هر۳ دقیقه شیب نوار در حد۲ درصد و سرعت حرکت آن حدود ۱٫۲ کیلومتر در ساعت افزایش خواهد یافت. این آزمون را می‌توان با استفاده از دستگاه دوچرخه‌ای نیز انجام داد.

انجام این تست به این صورت است که به فرد الکترودهای مربوط به نوار قلبی را متصل می‌کنند و از او می‌خواهند که متناسب با سرعت تسمه نقاله یا دوچرخه مخصوص حرکت کند.

ابتدا دستگاه آرام حرکت می‌کند اما بتدریج سرعت می‌گیرد و فرد برای ادامه دادن آزمایش باید روی تسمه نقاله بدود.

بتدریج دستگاه شیب پیدا می‌کند و حالتی ایجاد می‌شود که فرد در حال دویدن از سربالایی پیدا می‌کند. علائم حیاتی و نوار قلب بیمار در حالتهای مختلف کنترل می‌شود تا تغییرات قطعات و امواج آن در حالت ورزش مشخص شود.
مدت زمان ورزش برای تست
بر اساس سن ، حد معینی از ورزش و حداکثر ضربان قلب که بیمار باید به آن دست یابد پیش از شروع ورزش برای وی مشخص شده و آزمایش تا آن زمان ادامه خواهد یافت.

بهترین و قابل اعتمادترین نتیجه مربوط به زمانی است که به حداکثر فعالیت پیش‌بینی شده بدون بروز تغییر غیر طبیعی در وضعیت بالینی یا نوار قلب نایل شود و این ، حدودا به ۱۲- ۱۰ دقیقه ورزش و کمی شکیبایی نیاز دارد.

در صورتی که طی آزمون ضربان قلب به حدود ۸۵% از حداثر ضربان قلب استاندارد (که با فرمول “سن بیمار _ ۲۲۰″ محاسبه می‌شود.) برسد آزمون طبیعی تلقی می‌شود.

معهذا در هر زمان که بیمار واقعا احساس کرد قادر به ادامه ورزش نیست یا چنانچه دچار بعضی علائم بالینی نظیر درد سینه ، تنگی نفس مفرط ، سرگیجه و سردرد شدید شود، یا تغییرات غیر عادی در نوار قلب بروز کند یا فشار خون افت کند، آزمایش قطع می‌شود.

برخی افراد مسن یا کسانی که دردهای مفصلی و عضلانی دارند از انجام تست ورزشی معاف هستند و باید اسکن قلب روی آنها انجام گیرد . اسکن رادیوایزوتوپ قلب (تست تالیوم) نسبت به تست ورزش آسانتر و دقیقتر می‌باشد و برخی پزشکان تمایل بیشتری به انجام آن دارند.
کاربرد تست ورزش
در مجموع تست ورزشی آزمونی است که می‌تواند گرفتگیها و تنگی‌های عروق قلب را تا حدی نشان دهد و پزشک را در تصمیم‌گیری برای انجام دادن یا ندادن اقدامات تهاجمی‌تر (مانند آنژیوگرافی راهنمایی کند. از کاربردهای پر اهمیت دیگر این تست در مورد ارزیابی کارایی افرادی است که‌دچار سکته‌های قلبی می‌شوند و به اصطلاح تحمل فعالیتهای بدنی در آنها در طول زمان مورد بررسی قرار می‌گیرد.
موارد عدم استفاده از تست ورزش
در صورتی که آزمون ورزش برای بیمار واقعا خطرناک باشد، آزمایش بصورت دیگری انجام می‌شود. بطور کلی در مواقعی که بیمار به هر دلیل قادر به ورزش نباشد یا انجام ورزش برای وی غیر ضروری یا مضر تشخیص داده شود بجای آزمون ورزش، از تزریق بعضی از داروهای خاص استفاده می‌شود. معروفترین و رایجترین این داروها، دی پیریدامول (پرزانتین) نام دارد.

این دارو سرخرگهای کرونر قلب را گشاد کرده و خون رسانی به عضله قلب را چند برابر می‌کند. با تزریق این دارو مشابه اثرات فیزیولوژیک ورزش در قلب ایجاد خواهد شد بدون آنکه بیمار فعالیت جسمی قابل توجهی انجام داده باشد.
تزریق داروی رادیواکتیو
دارویی که در انتهای مرحله آزمون ورزش از طریق آنژیوکت به بیمار تزریق می شود یک ماده رادیواکتیو بی‌خطر و بدون ضرر است.

این ماده معمولا تکنسیوم – ۹۹m – میبی ( ۹۹m Tc- MIBI )، در مواردی تالیوم (۲۰۱ TI ) و گاهی بعضی داروهای دیگر نشاندار شده با تکنسیوم -m 99 می‌باشد. ترس مفرط از پرتو که در بعضی بیماران مشاهده می‌شود به هیچ وجه پایه علمی ندارد.

ماده رادیو اکتیوی که در اینجا به مقدار ناچیز بکار می‌رود تنها حاوی پرتو گاما است و نقش یک ماده شبرنگ را در محیط تاریک و غیر قابل دسترس داخل بدن بازی می‌کند.

به بیان دیگر ماده تزریقی از نوعی انتخاب شده که هیچگونه تابش آلفا یا بتا ندارد (چون انرژی و عوارض احتمالی یک ماده رادیواکتیو بیشتر معلول تابش ذرات آلفا و بتای آن می‌باشد).

مانند یک واکسن که همه خصوصیات یک عامل بیماری‌زا را دارد به جز آنکه بسیار ضعیف شده و تنها واکنش ایمنی بدن را فعال می‌سازد.

بنابراین، پرتو دارویی که برای شما به مقدار بسیار اندک و با نیمه عمر بسیار کوتاه تجویز می‌شود فقط به عنوان یک ردیاب یا نشانه‌گر بی‌خطر به مدت چند ساعت در بدن شما باقی می‌ماند و از نظر تابش پرتو یا ترکیب شیمیایی هیچ ضرری برای شما نخواهد داشت و مطالعات گسترده و متعدد انجام شده در جهان گواه این مدعا هستند.

شاید دانستن این امر برایتان جالب باشد که اساسا تابشهای رادیواکتیو بطور طبیعی نیز با مقادیر کمتر در محیط پیرامون ما وجود داشته و امروزه برای آنها اثرات مثبت و سازنده قائل هستند.

لذا میزان پرتوگیری بیماران در آزمایشهای پزشکی هسته‌ای معمولا اندک و در حد تصویر برداری رادیوگرافی یا بعضا حتی کمتر می‌باشد و دستورات حفاظتی خاصی که در زمینه پرتو به بیماران بعد از تصویربرداریهای پزشکی داده می‌شوند جنبه احتیاطی داشته و عمدتا مربوط به خانمهای باردار هستند

 

 

چشمه آب

این آقا برای آب سالم به چشمه نیامده ایشان مسافت ۱۵۰ کیلو متری را هر روز رفت آمد می کند  چون محل کار ایشان در کنار چشمه فوق می باشد.

خوش به حالت  که محل کارت کنار این چشمه زیبا می باشد

تقدیم به کتابداران پر تلاش  ) عکس از علی ذبیح پور(

تلاش سيما براي گسترش طنز و كمدي

معاون سيما: نهضت بزرگ و جديدي در سيما براي طنز و كمدي طراحي مي شود
تلاش سيما براي گسترش طنز و كمدي
معاون رئيس سازمان صداوسيما در امور سيما در نشستي با برنامه‌سازان حوزه طنز تاكيد كرد: با همكاري هنرمندان طنزپرداز، نهضت بزرگ و جديدي در سيما براي طنز و كمدي طراحي مي‌شود.

به گزارش روابط عمومي سيما، علي دارابي گفت: رسانه ملي اهتمام ويژه‌اي به طنز دارد و از همه برنامه‌سازان و هنرمندان عرصه طنز و كمدي حمايت مي‌كند.

وي از تشكيل كارگروهي براي ايجاد تحول و برنامه‌ريزي هرچه بهتر در حوزه برنامه‌سازي طنز خبر داد و گفت: با تشكيل اين كارگروه و نشست‌هاي چهره به چهره، همكاري و هماهنگي بيشتر رسانه ملي و هنرمندان اين عرصه محقق مي‌شود.

دارابي، تبادل‌ نظر و ارائه ديدگاه‌هاي مختلف درخصوص تقويت حوزه طنز و كمدي در سيما، آسيب‌شناسي توليدات موجود در اين حوزه و همكاري هرچه بيشتر رسانه ملي با هنرمندان اين عرصه و آشنايي آنها با سياست‌ها، راهبردها و خط‌مشي‌هاي رسانه ملي را از جمله اهداف اين نشست عنوان كرد.

توجه به طنز در جامعه

معاون سيما، رابطه حكمراني خوب و مديريت جامعه با طنز و كمدي را مورد توجه قرار داد و گفت: توجه به طنز، نشانگر انفتاح سياسي و اجتماعي آن جامعه است و در چنين اجتماعي تحمل و مداراي سياسي بالاست.

وي افزود: در جامعه‌اي كه به طنز و شادي توجه دارد، پرسشگري مردم و پاسخگويي مسوولان متداول است و نارسايي‌ها كاهش مي‌يابد.معاون سيما در ادامه با اشاره به توليد و پخش 52 سريال در حوزه طنز در 6 سال گذشته گفت: در اين مدت، 53 درصد توليدات حوزه نمايشي در سيما به طنز و كمدي اختصاص يافته و در مجموع 1478 قسمت و 59120دقيقه مجموعه نمايشي در اين حوزه از شبكه‌هاي سيما پخش شده است و همواره اين مجموعه‌ها بيش از 50 درصد مخاطب و افزون بر 85 درصد رضايتمندي داشته است كه اين نشانگر نياز جامعه به برنامه‌هاي طنز و كمدي است.

ضرورت ساخت آثار طنز براي كودكان

دارابي افزود: در مجموعه‌هاي تلويزيوني بايد عشق به دين، ميهن، سرزمين و وفاداري به ارزش‌ها برجسته شود و الگو يا شيوه اشتباهي را در جامعه رواج ندهد.

معاون سيما بر ضرورت شادي‌آفريني و توليد بهترين و فاخرترين كارهاي كمدي و طنز براي كودكان و نوجوانان تاكيد كرد و از شبكه 2 سيما و برنامه‌سازان اين حوزه خواست به اين مهم بيش از پيش توجه كنند.

دارابي از آماده شدن نمايه‌اي از حوزه طنز خبر داد و در ادامه با تاكيد بر ضرورت مطالعه عميق و دقيق براي توليد سريال‌هاي فاخر از هنرمندان خواست، توليدات كمدي قابل ارائه در عرصه جهاني را مورد توجه قرار دهند.

وي از برنامه‌سازان اين حوزه دعوت كرد، براي توليد سريال‌فاخر كمدي با مدت زمان پخش يك‌ساله، كارهاي نمايشي 3 تا 5 دقيقه و پويانمايي برنامه‌ريزي كنند.

در اين نشست صميمانه كه در مركز همايش‌هاي بين‌المللي صداوسيما برگزار شد، برنامه‌سازان عرصه طنز و كمدي نيز ديدگاه‌هاي خود را بيان كردند.

ضرورت بازتعريف كمدي

عليرضا خمسه، بازيگر مجموعه‌هاي طنز و كمدي بر ضرورت بازتعريف كمدي در سيما تاكيد كرد و در ادامه گفت: يكي از اهداف كمدي تلويزيون، سرگرم كردن مردم است كه بايد به نحو مطلوب انجام شود.

وي فعال شدن تهيه‌كنندگان حرفه‌اي را در اين عرصه براي توليد مجموعه‌هاي بهتر ضروري دانست.

پيمان قاسم‌خاني از نويسندگان مجموعه‌هاي كمدي تلويزيوني، تربيت فيلمنامه‌نويسان متبحر را مهم توصيف كرد و بورسيه كردن فيلمنامه‌نويسان را براي فراگيري هرچه بهتر اين هنر خواستار شد.

وي با تاكيد بر اين‌كه هيچ هنرمند طنزپردازي قصد استهزاي هيچ قوم، صنف، گويش و زباني را ندارد، بالا رفتن ظرفيت پذيرش طنز در جامعه را ضروري دانست.

ايرج محمدي از تهيه‌كنندگان اين حوزه نيز گفت: توليد مجموعه‌هاي طنز براي كودكان و نوجوانان لازم است و كارهايي نظير «قصه‌هاي مجيد» بايد ساخته شود.

رعايت ادب و اخلاق

مرضيه برومند از تهيه‌كنندگان مجموعه‌هاي كمدي نيز رعايت ادب و اخلاق را دركمدي و طنز مورد توجه قرار داد و گفت: برنامه‌هاي اين حوزه بايد به گونه‌اي باشد كه بدي و ناهنجاري را به مخاطب ياد ندهد و توليدكنندگان به خود اجازه ندهند كه به هر قيمتي بيننده را پاي تلويزيون بنشانند.

وي از تلويزيون به عنوان رسانه‌اي خانوادگي ياد كرد كه همه با هم پاي آن مي‌نشينند و بايد ادب همواره مدنظر باشد.

محمد صادق آذين نيز بر ضرورت مطالعه بيشتر و نگارش بهتر براي آثار طنز و كمدي تاكيد كرد.

وي افزود: براي توليد كارهاي بهتر بايد برنامه‌ها در فرصت مناسب ساخته شود؛ چراكه توليد كار با عجله و شتاب كيفيت آن را كاهش مي‌دهد.

بيژن بيرنگ از ديگر سخنرانان اين نشست هم به اين مهم توجه كرد كه دقت كنيم چگونه مي‌شود با هم بخنديم و به هم نخنديم.وي عشق به مردم و كار هنري را همراه با مسووليت تعريف كرد و گفت: هركس عاشق كار و مردم است، مسوول رفتار و گفتار خود در مجموعه‌هاي تلويزيوني نيز است.

بيرنگ تصريح كرد: بايد براي درستي حرف و حركت تحقيق كنيم؛ چراكه ما در قبال آموزش هر سخن و هر رفتار و بويژه كودكان و نوجوانان مسووليم.

وي از صداوسيما خواست در انتخاب تهيه‌كنندگان و برنامه‌سازان عرصه طنز و كمدي، مسووليت خطير خود را بخوبي انجام دهد.

طنز بايد اميدبخش باشد

سيروس مقدم، كارگردان مجموعه‌هاي كمدي تلويزيوني نيز گفت: طنز بايد علاوه بر شادي‌آفريني، اميدبخش باشد و نگاه به آينده را تقويت كند. طرح مشكلات و تلخي‌ها اگر اميدآفرين باشد، تاثير خود را خواهد گذاشت.وي افزود: كمدي تلويزيوني بايد با قشرهاي مختلف مردم ارتباط برقرار كند و تاثيرگذار باشد.

فرهاد آئيش نيز با توجه به اين‌كه تفاوت آثار هنري در ساختار آن است، گفت: ما در عرصه طنز و كمدي به ساختارهاي جديد نيازمنديم و بايد به اين موضوع اهميت بدهيم.

رامبد جوان، بازيگر و كارگردان تلويزيوني به تفاوت سليقه‌هاي مخاطبان اشاره كرد و گفت: مجموعه‌هاي طنز و كمدي بايد به مخاطب احترام بگذارد و بيننده نبايد احساس حقارت كند.

وي افزود: همه هنرمندان مردم را دوست دارند و مي‌كوشند كه به همه ارزش‌ها احترام بگذارند.

جوان حضور همه طنزپردازان را در عرصه توليد برنامه‌هاي طنز و كمدي در سيما خواستار شد.

در اين نشست كه با حضور بيش از 150 نفر از برنامه‌سازان حوزه طنز از جمله كارگردانان، تهيه‌كنندگان، نويسندگان و بازيگران برگزار شد، مديران شبكه‌هاي سيما، مديران گروه‌هاي فيلم و سريال، كودك و نوجوان، اجتماعي و جمعي از مديران ذي‌ربط معاونت سيما هم حضور داشتند.


4 وزارتخانه ديگر نيز ادغام شدند

علاوه بر 2‌ وزارتخانه راه و مسكن، بازرگاني با صنايع، نيرو با نفت و رفاه و كار هم در هم ادغام شدند
4 وزارتخانه ديگر نيز ادغام شدند
در حالي كه سي‌ام فروردين‌ماه وزير نفت در‌حاشيه شانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي نفت، خبر ادغام وزارتخانه‌هاي نفت و نيرو را با قاطعيت تكذيب كرده بود، تنها 15 روز پس از اين اظهارات مصوبه ادغام اين دو وزارتخانه به همراه ادغام وزارتخانه‌هاي كار و رفاه از جلسه هيات‌وزيران خارج شد.

به گزارش «جام‌جم»، براساس مصوبه‌اي كه مجلس در ماده 53 قانون برنامه پنجم توسعه دارد، دولت مكلف به كاهش تعداد وزارتخانه‌ها از 21 به 17 وزارتخانه شده و از بهمن‌ سال گذشته تاكنون دولت درخصوص اجراي ماده مصمم شده است به طوري كه پس از بركناري و عدم راي مثبت به حميد بهبهاني وزير سابق راه و ترابري از سوي مجلس، رئيس‌جمهور در حكمي علاوه بر ادغام وزارتخانه‌هاي راه و مسكن، علي نيكزاد وزير مسكن را به سرپرستي وزارتخانه جديد منصوب كرد.پس از آن 2 هفته قبل مصوبه ادغام وزارتخانه‌هاي بازرگاني و صنايع از هيات‌وزيران بيرون آمد كه تاكنون در تمام اين وزارتخانه‌ها عملي نشده و در حد مصوبه مانده است.

روز گذشته نيز فروزنده، معاون رئيس‌جمهور اعلام كرد كه هيات‌وزيران با ادغام وزارتخانه‌هاي كار و رفاه با هم و نفت و نيرو با هم موافقت كرده است.گرچه موضوع ادغام وزارتخانه‌هاي مذكور از يك سال قبل مطرح بوده اما هر بار از سوي وزيران يا مسوولان ارشد اين وزارتخانه‌ها تكذيب مي‌شد به گونه‌اي كه مسعود ميركاظمي وزير نفت 30‌فروردين سال جاري در جمع خبرنگاران درخصوص ادغام اين وزارتخانه گفته بود كه تصميمي در اين زمينه گرفته نشده است.البته مي‌توان اين پاسخ وزير را پاي عدم بررسي كارشناسي موضوع ادغام در دولت گذاشت زيرا 2 نفر از معاونان وزير نفت نيز روز گذشته در گفت‌و‌گو با فارس در اين باره اظهارنظر كرده‌اند كه مشورتي در اين زمينه با وزارتخانه صورت نگرفته است.

محسن خجسته‌مهر، معاون برنامه‌ريزي وزارت نفت در همين رابطه گفت: از ما براي انجام اين ادغام نظري خواسته نشده است و اگر از سوي دولت نظر ما خواسته شود ما نظر وزارت نفت را در اين باره اعلام مي‌كنيم.

وزارت نفت براساس سابقه 100 ساله اكتشاف و توليد نفت در ايران يكي از كليدي‌ترين وزارتخانه‌هاي كشور به شمار مي‌رود كه پس از ملي شدن صنعت نفت در اسفند 1329 و تاسيس شركت ملي نفت، امور نفت در اين شركت انجام مي‌شد. پس از انقلاب با اصلاح قانون نفت، وزارت نفت شكل گرفت كه در اين مدت 7 وزير در راس اين وزارتخانه فعاليت كرده‌اند.

كارشناسان دفتر انرژي مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي در سال 87 طي يك گزارش كارشناسي درباره تشكيل وزارت انرژي، آن را اقدامي مثبت تلقي كرده بودند.

اما وزارت نيرو كه 75 سال پيش با عنوان «وزارت آب و برق» در سال 1315 شكل گرفت اينك در كنار دست وزارت نفت قرار خواهد گرفت و احتمالا با تشكيل وزارت انرژي به يكي از معاونت‌هاي وزارت جديد تبديل خواهد شد و ادامه فعاليت خواهد داد. وزارت نيرو نيز از 75 سال گذشته تاكنون فراز و نشيب‌هاي زيادي را پشت سر گذاشته است.

در سال 53 با اختيارات مربوط به امور آب، برق، ساخت نيروگاه‌ها، مطالعه و شناخت منابع آبي كشور، وزارت آب و برق به وزارت نيرو تغيير نام داد و در سال 69 پس از جنگ تحميلي شركت‌هاي آب و فاضلاب طبق قانون مصوب مجلس تاسيس و به اين وزارتخانه الحاق شدند.

براساس گزارشي كه مركز پژوهش‌هاي مجلس در سال 87 درباره تشكيل وزارت انرژي تهيه كرد 17 كشور توسعه‌يافته در دنيا داراي وزارت انرژي هستند كه در ميان وزارتخانه‌هاي اين كشورها واژه نفت ديده نمي‌شود.

19 كشور در حال توسعه مورد مطالعه در تحقيق يادشده نيز داراي وزارت معادن و انرژي و 2 كشور داراي وزارت نيرو يا انرژي هستند. در 15 كشور اسلامي مورد مطالعه، انجام وظايف مربوط به نفت و نيرو تحت عناوين متنوعي صورت گرفته است.براساس اين گزارش، اهداف نهفته در مصوبه قانون برنامه پنجم توسعه از كاهش دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها، افزايش كارايي و پاسخگويي دقيق‌تر به نيازها و كاهش هزينه‌ها بوده است اما بايد ديد آيا دولت با اين ادغام‌ها مي‌تواند اهداف كمي و كيفي قانون برنامه پنجم توسعه در خصوص كاهش تعدد وزارتخانه‌ها را تحقق بخشد؟ يا با صرف ادغام وزارتخانه‌ها مي‌توان گفت كه دولت كوچك شده است، در حالي كه سازمان‌هاي عريض و طويل ديگري نيز در نتيجه ادغام ايجاد مي‌شوند كه به بدنه دولت اضافه مي‌شوند و چه بسا نياز به نيروي انساني جديد نيز پيدا كنند.

نكته ديگر قابل توجه در اين مصوبه اين است كه آيا دولت مي‌خواهد با ادغام وزارت نفت و نيرو يكي از وزيران را به عنوان وزير اصلي انتخاب كند يا خير؟

براساس اين گزارش، طبق الگوي برخي از كشورها كه داراي وزارت انرژي اتمي نيز هستند به نظر مي‌رسد هماهنگ كردن همه امور انرژي اعم از نفت، نيرو و انرژي اتمي در يك مجموعه با عنوان وزارت انرژي موضوع قابل اعتنايي باشد زيرا در حال حاضر نيروگاه اتمي بوشهر قرار است در اختيار وزارت نيرو به عنوان بهره‌بردار اصلي قرار گيرد كه در اين صورت ادغام اين سازمان در وزارت انرژي به منظور ايجاد هماهنگي بيشتر مي‌تواند به عنوان راهبرد وزارت جديد انرژي مطرح شود.اين گزارش مي‌افزايد: در طرح جديد ادغام وزارتخانه‌هاي نفت و نيرو بايد ديد، دولت اساسنامه شركت ملي نفت را كه يكي از چالش‌هاي اساسي بين دولت‌ها و مجالس گذشته تاكنون بوده چگونه لحاظ خواهد كرد.همچنين مشخص نيست تكليف بودجه سال‌جاري با اين ادغام‌ها چه خواهد شد و حال كه بودجه در دست بررسي در مجلس است سرنوشت پيش‌روي بودجه در اين ادغام چه خواهد بود.مصوبه روز گذشته دولت با سوالات زيادي روبه‌روست كه گرچه برخي از آنها طي گذشت زمان با پاسخ روبه‌‌رو خواهد شد اما انتظار مي‌رود بلاتكليفي وزارت راه و مسكن به ساير وزارتخانه‌ها از جمله نفت و نيرو كه از نظر اقتصادي كليدي به شمار مي‌روند و در اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها به عنوان محور اصلي قرار دارند، سرايت نكند.

از برنامه سوم تا پنجم

يكي ديگر از مصوبات روز گذشته هيات وزيران، ادغام وزارتخانه‌هاي كار و امور اجتماعي و رفاه و تامين اجتماعي است.تاريخچه تاسيس وزارت كار و امور اجتماعي به 2 دوره قبل و بعد از انقلاب از 1325 تا 1357 و 1357 تا 1382 تقسيم مي‌شود.اين وزارتخانه با هدف تبيين مقررات كار و ايجاد مرجعيت بي‌طرف براي كار و كارگر و كارفرما تشكيل شد. وزارت كار پس از پيروزي انقلاب 7 وزير را در ساختمان آزادي در خود پذيرفت كه هم‌اكنون شيخ‌الاسلام وزير فعلي هفتمين آن نيز سرنوشت ماندن و رفتنش در ادغام جديد معلوم نيست.

رئيس‌جمهور روز سه‌شنبه هفته جاري در جمع كارگران گفته بود ريشه‌كن كردن بيكاري از محوري‌ترين اهداف دولت است.وزير كار و امور اجتماعي نيز از ايجاد 5‌/‌2 ميليون شغل در سال 90 خبر داده و گفته بود كه وزارت كار براي ايجاد بسترهاي لازم هدف مذكور تلاش خواهد كرد.

از سوي ديگر، وزارت رفاه و تامين اجتماعي كه محصول برنامه سوم توسعه است، در سال 83 در آخرين سال برنامه سوم 5 ساله كشور در دولت هشتم در جهت تحقق نظام جامع اجتماعي شكل گرفت؛ اما نتوانست برخلاف آنچه در اساسنامه‌اش تصريح شده، نهادهاي حمايتي و همچنين صندوق‌هاي بازنشستگي را به صورت يكجا تجميع و متمركز كند.وزارت رفاه هم‌اكنون در حالي با وزارت كار ادغام مي‌شود كه 4 وزير را در ساختمان خود ديده است.

اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها از محوري‌ترين برنامه‌هاي اين وزارتخانه در دولت دهم تعريف شد؛ اما با تشكيل كارگروه تحول اقتصادي، وزير رفاه تنها به عنوان يك عضو در اين كارگروه حضور دارد.

با توجه به نزديك بودن فعاليت‌هاي وزارت كار و رفاه و تامين اجتماعي، سوالي كه يك دهه از پاسخ دادن به‌ آن گذشته، اين است كه چرا در آن زمان در قانون برنامه سوم تشكيل اين وزارتخانه به تصويب رسيد و حال در سال اول اجراي برنامه پنجم دوره آن به پايان مي‌رسد. با اين وصف وزارت رفاه با تحميل هزينه‌هاي گزاف به كشور فقط براي برنامه چهارم با يك دوره 5 ساله تشكيل شد و مسلم است كه اهداف تبيين شده در تشكيل وزارت رفاه محقق نشده است.

اكنون با مصوباتي كه طي يك ماه اخير صورت گرفت، 4 وزارتخانه راه، صنايع، نيرو و رفاه در 4 وزارتخانه مسكن، بازرگاني، نفت و كار ادغام شده و در صورتي كه مسائل ميان دولت و مجلس در اين رابطه حل شود، تعداد وزارتخانه‌ها به 17 عدد كاهش خواهد يافت.

زيبا اسماعيلي ‌/‌ گروه اقتصاد


دشت لاله‌هاي واژگون، ميزبان مسافران نامهربان

دشت لاله‌هاي واژگون، ميزبان مسافران نامهربان
ارديبهشت،‌ماه بهشت لاله‌هاي ايراني از جمله لاله واژگون است. خاستگاه اين گياه زيبا سراسر رشته كوه زاگرس است و به صورت پراكنده در تمام زاگرس ديده مي‌شود، اما 3 دشت معروف و سرشار از اين گياه وجود دارد كه بزرگ‌ترين‌شان در كوهرنگ چهارمحال و بختياري قرار دارد.

اين گياه نخستين بار سال 1576 ميلادي به وسيله جهانگردان اروپايي از ايران به اتريش برده شد و در باغ‌هاي افراد ثروتمند پرورش يافت. پس از آن اروپاييان با اين گل زيبا آشنا شدند و از قرن 19 ميلادي كشت آن در هلند نيز رواج يافت.

اين گل زيبا از طريق پياز و كشت گلخانه‌اي تكثير مي ‌شود و هم اكنون پرورش آن در باغ‌ها و گلخانه‌ها در سطح وسيعي از اروپا رواج دارد.

رويش اين گياه به طور طبيعي در دشت‌هاي ايران از اواسط فروردين شروع شده و اواخر فروردين تا اوايل ارديبهشت ماه، مرحله گل‌دهي آن شروع مي‌شود.

اواسط تا اواخر ارديبهشت، اوج شكوفايي و گل‌دهي اين گياه و زيبايي بي‌نظير دشت كوهرنگ چهارمحال و بختياري است كه با پوششي از فرش سبز و سرخ، حيرت و تحسين را در نگاه تماشاگرانش مي‌نشاند.

پس از اين دوره كوتاه، برگ‌ها زرد و پژمرده و خشك مي‌شوند، به طوري كه در خرداد از گياه بجز چند ساقه چوبي چيز ديگري باقي نمي‌ماند.

اما ارديبهشت، ماهي است كه دشت لاله واژگون كوهرنگ، ميزبان مسافران استان چهارمحال و بختياري است كه همه ساله از اقصا نقاط ايران‌زمين براي ديدن اين گل سر به زير به اين استان سفر مي‌كنند تا شاهد يكي از زيباترين و بكرترين تجليات هستي و جاذبه‌هاي طبيعي باشند.

لاله‌هاي واژگون، شاهكاري در دل طبيعت

مدير كل روابط عمومي اداره كل منابع طبيعي و آبخيزداري استان چهارمحال و بختياري با بيان اين‌كه لاله‌هاي واژگون ازجمله گونه‌هاي گياهي بومي ايران است و در هيچ جاي دنيا به صورت طبيعي رشد و نمو نمي‌كند، به «جام‌جم» گفت: منابع طبيعي موهبتي الهي هستند كه علاوه بر زيبايي و طراوتشان، نقش اساسي و زيربنايي را در حيات اجتماعي و اقتصادي جامعه ايفا مي‌كنند و دشت زيباي لاله‌هاي واژگون در استان چهارمحال و بختياري از جمله اين مظاهر زيباي طبيعي به شمار مي‌رود.

غلامرضا بابايي با بيان اين‌كه همه ما اعم از مردم و مسوولان بايد در حفظ و نگهداري اين منطقه زيبا احساس مسووليت كنيم، افزود: در صورت مشاهده هرگونه تخلف از سوي بازديدكنندگان، اعم از قطع و كندن گل و ساقه يا برداشت پيازچه و تخريب دشت، ضابطان قضايي و ماموران يگان حفاظت و انتظامي بر حسب وظيفه با متخلفان برخورد قانوني خواهند كرد.

وي تاكيد كرد: براساس ماده 43 قانون حفاظت و بهره‌برداري از جنگل‌ها و مراتع كشور و ماده 690 قانون مجازات اسلامي و مصوبات كميته فني اداره كل منابع طبيعي و آبخيزداري استان به ازاي قطع هر ساقه گل، مبلغ 20 هزار ريال و هر پيازچه گل لاله واژگون 50 هزار ريال خسارت گرفته مي‌شود.

سرپرست معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري چهارمحال و بختياري نيز گفت: با همكاري اداره كل منابع طبيعي، 2 هكتار از مجموعه گردشگري دشت لاله به اين سازمان واگذار شد تا طرح آزمايشي تيمارزدايي در آن انجام گيرد و انجام اين طرح اثرات مثبتي در پي داشت و لاله‌هايي كه در اين طرح آزمايشي قرار داشتند، هم نسبت به بقيه لاله‌ها رشد چشمگيرتر و هم طراوت و شادابي بيشتري داشتند.

پيمان فاضلي با بيان اين‌كه يكي از دغدغه‌هاي ما حفظ و مراقبت از اين ميراث طبيعي و دشت زيباست، افزود: پس از بازديد معاونت عمراني استانداري استان همراه مسوولان سازمان ميراث فرهنگي مقرر شد، دشت لاله فازبندي شده و براي احيا و مراقبت از آن از محل اعتبارات استاني و گروه‌هاي مردم‌ نهاد اعتباري به آن اختصاص يابد و حركت چشمگيري در اين زمينه صورت گيرد. همچنين بر اساس تصميم مشترك سازمان منابع طبيعي و‌ سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مقرر شد تعدادي يگان ويژه از هر دو ارگان به صورت شبانه‌روزي در محل مستقر شده تا هم مامور حفظ و مراقبت از گل‌هاي اين دشت باشند و هم در اطلاع‌رساني، گردشگران را ياري دهند.

وي درباره تعداد بازديدكنندگان و گردشگراني كه به اين منطقه سفر مي‌كنند گفت: سال گذشته در طول دوره گل‌دهي اين گياه، بيش از 100 هزار گردشگر به اين منطقه سفر و از اين دشت زيبا بازديد كردند. امسال نيز تخمين زده مي‌شود روزانه و به طور متوسط حدود 7 تا 10 هزار نفر از اين منطقه بازديد كنند.

دشتي كه هم چشم انتظار است و هم نگران

بحث حفظ و مراقبت از دشت لاله‌هاي واژگون در حالي از سوي مسوولان مطرح مي‌شود كه براساس اطلاعات دريافتي در سال‌هاي اخير اين دشت بيش از گذشته شاهد دستان نامهرباني بوده است كه بر گلوي لاله‌هاي سربه زيرش چنگ انداخته و آنها را بيرحمانه از ريشه كنده‌‌اند. بنابر اظهارات دوستداران محيط زيست بيشتر مسافراني كه به اين منطقه سفر مي‌كنند از سر خودخواهي تنها به فكر بردن و كاشتن اين گل زيبا در محل زندگي خود هستند، لذا با بيل و بيلچه به جان پياز اين گياه افتاده و آن را از ريشه در مي‌آورند و به شهر مي‌برند تا در گلدان خانه خود بكارند غافل از اين كه جاي اين گل دشت و صحراست و جايي غير از آن دوام نمي‌آورد و خشك و پژمرده مي‌شود؛ كاري بي‌ثمر كه خطر انقراض اين گياه وحشي در موطن اصلي خود را نيز به همراه خواهد داشت.

اين منطقه اگرچه حفاظت شده است، اما به دليل وسعت زياد آن و تعداد كم ماموران و محيط‌بانان برخي مناطق از ديد ناظران منابع طبيعي پنهان مانده و همين مساله باعث سوءاستفاده برخي مسافراني مي‌شود كه ناآگاهانه تيشه به ريشه اين گياه و دشت زيباي پرورش‌دهنده آن مي‌زنند. بر اساس اين گزارش، در قسمتي از اين دشت كه از ديد ماموران مخفي است تعداد لاله‌هاي له شده و پژمرده روي زمين بيش از لاله‌هايي هستند كه با شادابي و طراوتشان خستگي را از روح و روان آدمي مي‌گيرند.

در حال حاضر چراي احشام، تخريب زيستگاه براي ايجاد اراضي كشاورزي، برداشت مستقيم اين گياه و عرضه به بازار مهم‌ترين عوامل تهديد لاله‌هاي واژگون هستند.

اين گل سازگاري زيادي با دامنه‌هاي سنگلاخي و صخره‌اي دارد و در صورت عدم تخريب به واسطه دام و انسان حتي 10000 شاخه از آن را در يك دشت مي‌توان مشاهده كرد.

رويشگاه‌هاي لاله واژگون

علاوه بر دشت كوهرنگ و كوه‌هاي صمصامي در چهارمحال و بختياري ـ كه زادگاه اصلي لاله‌هاي واژگون است ـ ديگر مناطق ايران نظير گلستان‌كوه در منطقه خوانسار استان اصفهان و دشت‌هاي ييلاقي سررود و دامنه‌هاي دنا در استان كهگيلويه و بويراحمد نيز از ديگر مناطقي هستند كه اين گياه به وفور در آنجا مي‌رويد و مي‌توان براي ديدن لاله‌هاي واژگون به آنجا سفر كرد.

نمونه‌هاي زيبايي هم از اين گل در كردستان ديده مي‌شود كه به آن شيلر مي‌گويند و كمي كوتاه‌تر از نمونه‌هاي جنوبي زاگرس است.

ارتفاعات، ديمزارهاي گندم، حاشيه جاده‌ها و دشت‌هاي وسيعي از شهرستان مانه‌ و سملقان در خراسان شمالي نيز از ديگر رويشگاه‌هاي اين گل اساطيري است. لاله‌هاي واژگون اين استان از نظر ارتفاع و رنگ با لاله‌هاي واژگون استان‌هاي چهارمحال و بختياري و بويراحمد متفاوت است.

ارتفاعات اشتران كوه لرستان و شاهو در استان كرمانشاه نيز انبوهي از اين گل‌ها را در خود جاي داده‌اند. در پاوه و اورامانات استان كرمانشاه هنوز به اين گل، اشك سياوش مي‌گويند.

دشت كوهرنگ در 12 كيلومتري چلگرد و در نزديكي روستاي بنواستكي از توابع شهرستان كوهرنگ واقع شده و وسعت زياد (3 هزار و 400 هكتار)، پوشش گياهي بسيار زيبا و ارزشمند و وجودلاله‌هاي واژگون در 2 نوع قرمز و زرد و نيز نزديكي به ديگر جاذبه‌هاي قطب سياحتي كوهرنگ، از اين منطقه تفرجگاه بسيار مناسبي ساخته است.

محسن غفاري / جام‌جم چهارمحال و بختياري


خبر سلامتي/غذاهاي مكمل بازاري نامناسب ‌براي كودكان

خبر سلامتي
غذاهاي مكمل بازاري نامناسب ‌براي كودكان
عضو كميته كشوري تغذيه با شير مادر گفت: غذاهاي مكمل موجود در بازار براي كودكان مناسب نيست و با فرهنگ غذايي جامعه ما مغايرت دارد؛ با وجود اين مسائل، والدين سعي دارند كه ذائقه كودك خود را به ذائقه غذايي كودكان ديگر كشورها عادت دهند.

احمدرضا فرسار با بيان اين‌كه درخصوص نحوه دادن غذاهاي تكميلي به كودكان سوءتعبيرهايي شده است، اظهار كرد: نخست بايد به اين نكته توجه داشت كه غذاي تكميلي براي كودك بسيار واجب و مهم است، اما بايد به‌موقع از آنها استفاده كرد.

عضو كميته كشوري تغذيه با شير مادر ادامه داد: توصيه مي‌شود مادران براي كودكان خود از غذاهاي تكميلي كه انجمن تغذيه كودكان ايران آن را تاييد كرده است، استفاده كنند چرا كه اين غذاها متناسب با فيزيولوژي بدن كودكان ما تهيه مي‌شود./ فارس

حوله حمام، محل تكثير ميكروب‌ها

يك متخصص پوست و مو گفت: زماني كه حوله با بدن تماس پيدا مي‏كند، ميكروب‏ها و قارچ‏هاي روي پوست به آن منتقل مي‌شوند و در صورتي كه حوله مرطوب بماند، ميكروب‌ها و قارچ‌ها در آن تكثير پيدا مي‌كنند.دكتر امير هوشنگ احساني اظهار كرد: براي پيشگيري از اين مشكلات و جلوگيري از رشد و تكثير ميكروب‏ها و قارچ‏ها، حوله حمام بايد به طور مرتب شسته و در محل مناسبي مقابل آفتاب خشك شود.

اين متخصص پوست و مو افزود: بهتر است‌ حوله در برابر جريان هوا و مقابل نور آفتاب خشك شود و رطوبت آن به طور كامل از بين برود ضمن اين‌كه حوله بايد در آب دماي بالاي 76 تا 77 درجه سانتيگراد شسته شود تا همه ميكروب‌هاي آن از بين رود./ فارس

خواب بي‌برنامه موجب اختلالات ذهني مي‌شود

كارشناسان سلامت روان هشدار دادند: افراد ميانسالي كه كمتر يا بيشتر از حد توصيه شده مي‌خوابند در معرض ابتلا به مشكلات و اختلالات ذهني قرار دارند.

بنا بر توصيه پزشكان، كمتر از 6 ساعت يا بيشتر از 8 ساعت خواب شبانه در سنين ميانسالي، غيراستاندارد و نامتعادل است.

متخصصان دانشكده پزشكي دانشگاه كالج لندن مطالعات خود را در اين زمينه طي دوره‌اي از سال 1977 تا 1999 و از سال 2003 تا 2004 ميلادي انجام دادند.

در اين مطالعات كساني كه الگوهاي خواب آنها در اين دو دوره تغيير كرده بود با افرادي كه الگوي خواب ثابتي داشتند، مورد مقايسه قرار گرفتند. سپس به هر يك از افراد يك باتري تست استاندارد حافظه، استدلال، واژه‌يابي و وضعيت درك كلي داده شد.

يافته‌ها نشان داد كساني كه هر شب 7 ساعت به طور منظم مي‌خوابند بالاترين امتياز را دراين تست‌هاي ذهني كسب مي‌كنند، اما افرادي كه كمتر از 6 ساعت يا بيشتر از 8 ساعت مي‌خوابند، پايين‌ترين امتياز را در اين تست‌ها به‌دست مي‌آورند.

از سوي ديگر پزشكان هشدار مي‌دهند كساني كه با كمبود خواب مزمن مواجه هستند در بدنشان هورمون‌ها و مواد شيميايي‌ توليد مي‌شود كه خطر ابتلا به بيماري قلبي و سكته و مشكلات ديگري مثل فشار خون بالا، كلسترول، ديابت و چاقي را افزايش مي‌دهند./ ايسنا

3 سال مرخصي بدون حقوق براي فرهنگيان متقاضي بازنشستگي

زنان فرهنگي مي‌توانند به‌جاي 24ساعت كار موظف، 12ساعت به طور نيمه‌وقت كار كنند
3 سال مرخصي بدون حقوق براي فرهنگيان متقاضي بازنشستگي
مديركل آموزش و پرورش شهر تهران گفت: فرهنگياني كه به دليل مشكلات خاص، متقاضي بازنشستگي پيش از موعد هستند، مي‌توانند به جاي اين روش حداكثر به مدت 3 سال از مرخصي بدون حقوق استفاده كنند.

سيدعلي يزديخواه در گفت‌وگو با فارس درباره درخواست‌هاي گروهي از فرهنگيان متقاضي بازنشستگي پيش از موعد به ويژه در شهر تهران اظهار كرد: موافقت با بازنشستگي پيش از موعد هر يك ‌نفر از فرهنگيان به معناي اين است كه كلاس آن معلم خالي مي‌شود؛ از سويي ما نيز به تمام همكاران فرهنگي خود در شهر تهران نياز داريم كه بر همين اساس براي تأمين نيروهاي آموزشي در كلاس‌ها، به تعدادي از نيروهاي رسمي اضافه تدريس نيز مي‌دهيم.

مديركل آموزش و پرورش شهر تهران افزود: در حال حاضر حق جايگزيني نيروهاي جديد را به جاي نيروهايي كه به صورت پيش از موعد از نظام آموزش و پرورش خارج مي‌شوند، نداريم.

وي توضيح داد: ما نيز قبول داريم كه برخي از فرهنگيان داراي مشكلات جسمي يا بيماري‌هاي صعب‌العلاج هستند يا فرزند و همسرشان بيمارند كه بر اين اساس متقاضي بازنشستگي پيش از موعد هستند، اما قانون جديد بازنشستگي پيش از موعد هنوز به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ نشده و از سويي اجراي آن نيز الزامي نيست.

شرط اجراي بازنشستگي پيش از موعد

يزديخواه اضافه كرد: براي آموزش و پرورش مقدور نيست كه با صرفه‌جويي از محل حقوق و مزاياي كاركنان يا سرانه‌هاي دانش‌آموزي، پاداش پايان خدمت بازنشستگان پيش از موعد را پرداخت كند بنابراين زماني مي‌توانيم به تقاضاهاي فرهنگيان پاسخ مثبت دهيم كه اعتبار مورد نياز براي بازنشستگي پيش از موعد تأمين شده و امكان جايگزيني نيروهاي جديد نيز به جاي افراد بازنشسته فراهم شده باشد.

وي درباره راه‌حل‌هاي مقطعي براي رفع مشكل نيروهاي متقاضي بازنشستگي پيش از موعد تصريح كرد: فرهنگياني كه به دليل مشكلات خاص، متقاضي بازنشستگي پيش از موعد هستند و امكان اين مساله وجود ندارد، مي‌توانند حداكثر تا 3 سال از مرخصي بدون حقوق استفاده كنند.

12 ساعت كار نيمه‌وقت؛ راه‌حل دوم

مديركل آموزش و پرورش شهر تهران اضافه كرد: كارمندان زن نيز مي‌توانند به جاي 24 ساعت كار موظف در هفته، 12 ساعت به طور نيمه‌وقت كار كنند؛ همچنين اين دو راه‌حل براي تمام فرهنگيان در سطح كشور قابل اجراست.

يزديخواه درباره خالي ماندن كلاس فرهنگياني كه به اين شيوه از مرخصي بدون حقوق بهره مي‌گيرند، گفت: همزمان با به مرخصي رفتن اين نيروها، ساير نيروهايي كه احيانا به مرخصي رفته‌اند باز مي‌گردند و در اين جريان نيز توازن دقيقي برقرار است.

 

 

 

مردي كه زماني چاق‌ترين بود

مردي كه زماني چاق‌ترين بود
مردي 310 كيلوگرمي كه زماني چاق‌ترين آدم دنيا به حساب مي‌آمد اين هفته براي نخستين بار در 5 ماه اخير با كمك يك جرثقيل و يك تريلي مسطح از خانه‌اش بيرون آورده شد.
مانوئل اوريبه بدون پايين آمدن از تختخواب مخصوص خود به ساحل درياچه‌اي در شمال مكزيك برده شد. يك جرثقيل، او را روي تختخوابش به تريلي منتقل كرد و تريلي او را به كنار درياچه برد.

به گزارش آسوشيتدپرس، اوريبه بيش از دو سال پيش با بيش از 500 كيلوگرم وزن، چاق‌ترين انسان دنيا بود اما با رعايت يك رژيم غذايي مداوم در اول ژوئن وزن خود را به 310 كيلوگرم رساند كه 250 كيلوگرم از ركورد 560 كيلوگرمي اوكمتر بود.

او وزن كنوني خود را نگفت اما از گرماي هوا ناراحت بود. اوريبه كه هنوز نمي‌تواند راه برود در ماه مارس نتوانسته بود طبق برنامه قبلي از خانه‌اش بيرون بيايد  آخرين بار كه با موفقيت از خانه‌اش بيرون آورده شد در مارس 2007 بود كه 6 نفر تختخواب آهني چرخدار اوريبه را در حالي كه يك گروه نوازنده مشغول نواختن موسيقي بودند و مردم براي استقبال از او اجتماع كرده بودند به بيرون كشيدند. پيش از آن وي مدت 5 سال فضاي بيرون را نديده بود.

چاق‌ترين مرد ايران خانه‌نشين شد

چاق‌ترين مرد ايران خانه‌نشين شد
جام جم آنلاين: داريوش با ايماني چاق ترين مرد ايراني از دو سال پيش به علت وزن 340 کيلوگرمي اش، کار خود را از دست داده و خانه نشين شده است .

به گزارش واحد مرکزي خبر، اين مرد 43 ساله که در اصفهان زندگي مي کند براي درمان و بازگشت به روند طبيعي زندگي ، چشم به ياري مسئولان دارد.

وي ماه پيش براي جراحي اش شامل کوچک کردن معده و کم کردن چربيهاي بدن 20 ميليون تومان هزينه کرد که مجبور شد خانه اش را بفروشد.

با ايماني براي ادامه معالجه و جراحي مجدد شامل جمع کردن پوست بدنش حدود 20 ميليون تومان ديگر نياز دارد که از مسئولان درخواست کمک کرده است.

وي که به علت پرخوري و کم تحرکي دچار اين بيماري شده است گفت: همه دغدغه من همسر و دو فرزندم هستند که زندگي آنها هم به خاطر من مشکل پيدا کرده اند.

پزشکان به چاق ترين مرد کشورمان توصيه کردند براي پيشگيري از بيماري اش بيشتر مايعات مقوي از جمله آب ميوه بنوشد.

چاق‌ترين زن ايران با 350 کيلو وزن در منزلش تحت درمان است

چاق‌ترين زن ايران
جام جم آنلاين: چاق‌ترين زن ايران با 350 کيلو وزن در منزلش تحت درمان است.

به گزارش جام جم روزنامه وطن امروز نوشت: چاق‌ترين زن ايران با 350 کيلوگرم وزن در خانه‌شان تحت درمان است و پزشکان حال عمومي وي را مساعد توصيف کرده‌اند. اين زن که از چاقي مفرط رنج مي‌برد و اين موضوع موجب بروز بيمارهاي مرتبط ديگري در وي شده است، در خانه و با برخي پزشکان متخصص به رايگان تحت درمان است و اين در حالي است که خواهر وي به همين دليل در تابستان سال پيش جان باخت.

سرپرست تيم پزشکي بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز که معالجه يکي از زنان چاق‌ ايران در اهواز را به عهده دارد پس از معاينه اين بيمار در خانه، حال وي را مساعد توصيف کرد.

دکتر عبدالله صرامي، پزشک معالج و سرپرست تيم پزشکي بهداشت و درمان اهواز حال عمومي خانم مجدم که از چاقي مفرط رنج مي‌برد را تقريبا مساعد عنوان کرد و افزود: در حال حاضر از نظر عفونت‌هاي پوستي مشکل حادي وجود ندارد و عفونت‌هاي قبلي نيز بهتر شده است.

وي ادامه داد: متاسفانه در ارتباط با دردهاي عضلاني اسکلتي که به هر دو پاي بيمار انتشار يافته، محدوديت تشخيصي داريم به خاطر آنکه وزن زياد بيمار اجازه انجام ‌MRI را نمي‌دهد و تنها کاري که ما مي‌توانيم انجام بدهيم درمان علامتي است.

وي در ادامه با بيان اينکه وزن بسيار بالاي بيمار موجب شده درمان با احتياط انجام شود، افزود: ما حتي قادر نيستيم وزن بيمار را اندازه بگيريم چراکه وي به دليل چاقي مفرط عملا بي‌حرکت است.

خانم مجدم 50 ساله نيز درباره شرايط جسماني‌اش گفت: حدود يک و نيم ماه است که از کمردرد شديد رنج مي‌برم و چون عملا هيچگونه حرکتي ندارم اين درد روزبه‌روز تشديد مي‌شود.

وي افزود: من از بدو تولد چاق بودم اما از 3 سال پيش وزنم يکباره افزايش پيدا کرد به طوري که امکان هرگونه تحرکي از من سلب شد و به کلي زمينگير شدم.

تابستان گذشته نيز خواهر 65 ساله وي بر اثر چاقي مفرط و ابتلا به ديابت با 350 کيلو وزن پس از معالجات بسيار درگذشت.

تيم پزشکي بهداشت و درمان اهواز که معالجه وي را نيز به عهده داشت پس از انجام معاينات و بررسي آزمايشات متعدد اعلام کرد راه قطعي براي درمان اين نوع چاقي وجود ندارد و هرگونه عمل جراحي به منظور کاهش وزن، ممکن است موجب مرگ شود. تيم پزشکي متشکل از پزشکان متخصص بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز از مدت‌ها پيش معالجه اين 2 خواهر را به صورت رايگان به عهده گرفته‌اند

مرگ ناپلئون در تبعيدگاه سنت هلن

مرگ ناپلئون در تبعيدگاه سنت هلن
جام جم آنلاين: 190 سال پيش در روز 5 مه سال 1821 ميلادي ناپلئون اول امپراتور فرانسه در تبعيدگاهش در جزيره سنت هلن ، يك جزيره دور افتاده در وسط اقيانوس اطلس جنوبي كه در سال 1815 ميلادي پس از شكست در جنگ واترلو و بركناري اش از تخت سلطنت فرانسه توسط دولت بريتانيا به آنجا تبعيد شده بود ، درگذشت.

ناپلئون امپراتور سابق فرانسه را تعدادي از وفادارانش در تبعيد همراهي كرده بودند ، اما اغلب آنها بي صبرانه در انتظار مرگ او بودند تا دوباره به فرانسه بازگردند.

براساس نتايج كالبد شكافي جسد ناپلئون كه توسط فرماندار بريتانيايي جزيره منتشر شد ، ناپلئون بر اثر ابتلا به بيماري سرطان معده درگذشته بود.

اما ، به گفته همراهان امپراتور تلخي تبعيد و سختگيري هاي فرماندار جزيره مرگ او را تسريع كرده بودند.سرهودسون لاو ، فرماندار سنت هلن از بيم فرار ناپلئون انواع تحقيرها و سختگيري ها را نسبت به او روا مي داشت.

اين مساله موجب شد به شايعه اي كه بريتانيايي ها موجب مرگ ناپلئون شده اند ، دامن زده شود.

ناپلئون در مدت تبعيد خاطرات و نظراتش را به كنت لاسكاز و نيز به برتران ، گورگو و مونتولون ديگر همراهانش ديكته مي كرد.كنت لاسكاز يك سال پس از درگذشت ناپلئون اين يادداشت ها را تحت عنوان «خاطرات سنت هلن» منتشر كرد.

در سال 1840 ميلادي آدولف تير نخست وزير فرانسه براي كسب اعتبار براي لويي فيليپ ، پادشاه فرانسه براي بازگرداندن خاكستر جسد ناپلئون از سنت هلن به كشورش با لندن مذاكره كرد و بريتانيا اين مساله را پذيرفت.

انتقال خاكستر جسد ناپلئون به يك مراسم عمومي باشكوه مبدل شد كه در آن يك ميليون فرانسوي شركت كرده و با هيجان فرياد «زنده باد امپراتور» را سر دادند.

پس از به قدرت رسيدن لويي ناپلئون بناپارت برادرزاده ناپلئون اول ، خاكستر جسد او در عمارت انواليد دفن شد.

به اين ترتيب ، در روز 5 مه سال 1821 ميلادي ناپلئون اول امپراتور فرانسه در جزيره سنت هلن در تبعيد درگذشت.

ناپلئون يكي از بزرگترين سرداران جنگي جهان محسوب مي شود اما سراسر دوران سلطنت وي در جنگ گذشت و سرانجام تمام سرزمين هايي كه تصرف كرده بود را از دست داد و فرانسه را به فقر و فلاكت كشاند.

با اين حال خاطره پيروزي هاي بزرگ وي در تاريخ ثبت شده و از افتخارات فرانسه محسوب مي شوند.

بهرام افتخاري

800 هكتار از جزيره آشوراده زير آب رفت

 

تلاش براي احياي كيش شمال
800 هكتار از جزيره آشوراده زير آب رفت
جام جم آنلاين: آشوراده تنها جزيره ايراني واقع در استان گلستان است كه بر اثر پيشروي آب دريا در طول ساليان گذشته،800 هكتار آن به زير آب رفته و اكنون خالي از سكنه شده است.

به گزارش مهر، وسعت اوليه جزيره آشوراده حدود 1200 هكتار بوده است و اكنون تنها 400 هكتار آن قابل استفاده و برنامه ريزي است.

آشوراده در مركز شبه جزيره ميانكاله در شهرستان بندر تركمن استان گلستان و تنها جزيرهٔ ايراني درياي خزر است كه در سده‌هاي گذشته در پي عملكرد و فعاليت گروه‌هاي انساني با حفر كانال از توده اصلي خشكي خود (شبه جزيره ميانكاله) جدا افتاده ‌است.

آشوراده در اغلب منابع تاريخي به عنوان مجمع الجزاير آشوراده كه متشكل از سه جزيره بوده ‌است، آمده كه با بالا آمدن سطح آب هر دو جزيره كوچك انتهاي آن در آب فرو رفته و در حال حاضر تنها يك جزيره باقي مانده‌است.

اين شبه جزيره در زمان صفوي به عنوان شكارگاه مورد توجه قرار گرفته و به اين سبب دژهايي در اين جزيره بنياد شد.

محدوده آشوراده در اثر بالا آمدن سطح آب درياچه خزر توسط كانال طبيعي خزيني به صورت جزيره آشوراده از شبه جزيره ميانكاله جدا شده‌است.

به اين ترتيب، جزيره آشوراده از شمال به درياچه خزر، از شرق به تنگه‌اي باريك موسوم به تنگه چپق‌اوغلي و از غرب به كانال طبيعي خزيني و ادامه شبه جزيره ميانكاله و از جنوب به خليج گرگان منتهي مي‌شود.

 ارتفاع آشوراده از سطح درياهاي آزاد برابر ۲۶ - متر است. جزيره با آب وهواي معتدل در پنج كيلومتري غرب بندر تركمن قرار دارد و تا سالهاي پيش با امكاناتي همچون پاسگاه ژاندارمري، شركت تعاوني روستايي، مدرسه راهنمايي، مغازه، مسجد و حسينيه بيش از ۱۰۰۰ نفر سكنه داشته‌ است كه به مشاغل دامداري، كارگري، پيشه ‌وري و ماهي‌گيري مشغول بوده‌اند، اما با وقوع سيل سال ۱۳۷۲ اين جزيره خالي از سكنه شد.

پوشش گياهي جزيره، بوته‌هاي تمشك، نوعي خار خودرو و درختان انار ترش است و حيواناتي همچون شغال، روباه، خرگوش، ماهي، قرقاول، كبك و پرندگان دريايي در جزيره يافت مي‌شوند.

اين جزيره ايراني واقع در استان گلستان طبق مصوبه دولت قرار است به كيش دوم ايران در شمال تبديل شود و براي اولين بار با تلاش مسوولان استان از جمله قناعت استاندار اين استان در سفر سوم دولت، كارگروهي براي توسعه آن تشكيل شد تا فرايند توسعه آن شتاب گيرد.

ايجاد حزيره توريستي در آشوراده

آشوراده بر اساس ارزيابي‌هاي صورت گرفته قابليت اجراي طرح‌هاي گردشگري و شيلاتي دارد و تاكيد مسوولان استان بر اين است تا اجراي اين طرح‌ها مطابق با ارزيابيهاي زيست محيطي صورت گيرد.

سرپرست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان گلستان گفت: جزيره آشوراده با مساحتي به وسعت هزار و 200 هكتار در تملك استان است و داراي بستري مناسب براي فعاليتهايي در زمينه شيلات است.

 قربان عباسي ادامه داد: در گذشته اين جزيره هزار و 400 نفر جمعيت داشته است كه به تدريج خالي از سكنه شده و فعاليتهاي شيلاتي در آن انجام مي‌شود.

 وي ادامه داد: در سفر اول رياست جمهور به استان و در سفر به بندر تركمن مردم خواستار ايجاد جزيره توريستي آشوراده شدند.

 عباسي گفت: در اين جزيره از حدود هزار و 200 هكتار مساحت به دليل پيشروي آب، حدود 400 تا 500 هكتار قابل استفاده است.

در فرايند توسعه جزيره آشوراده از جمله امكاناتي كه در طرح جامع براي آشوراده در نظر گرفته شده است، پارك آبي، پارك كودكان، اسخر آب سرد و گرم، پيست رالي، قايق سواري، شناورهاي بزرگ به صورت رستوران دريايي، هتلهاي 5،4،3 و 2 ستاره است.

همچنين مجموعه‌هاي ويلايي، رستورانهاي بين‌المللي و سنتي و قومي، احداث مونوريل و ريل دور جزيره، ورزشگاه، احداث ساحل ماسه اي، احداث سالنهاي كنسرت و نمايش در طرح ديده شده است.

 علاوه بر اين اين حزيره مستعد پرورش ماهيان قزل آلاست و شيلات كشور نيز در اين زمينه طرحهايي تهيه كرده است.

تهيه اين طرح‌هاي درحاليست كه به تاكيد استاندار گلستان، اجراي طرح‌هاي شيلاتي و گردشگري جزيره آشوراه بايد با مقرارت زيست محيطي صورت گيرد.

 استاندار گلستان افزود: ما بايد از پتانسيل‌ها و قابليتهاي اين منطقه با رعايت الزامات زيست محيطي استفاده كنيم.

 جواد قناعت افزود:‌ مطالعه منطقه خوب است‌ اما استان‌هاي شمالي از مطالعه خاطره خوبي ندارند زيرا هميشه باعث عقب ماندگي آنان از توسعه و رونق شده است.

 وي يادآور شد: با اين ديد مي‌خواهيم، امروز مطالعات گذشته را در اين جزيره اجرايي كنيم اما از سوي ديگر اين مطالعه بايد در ابتدا پالايش شده وبخشهاي ضعيف را كنار گذاشته و بر روي مطالغات قوي كار شود و آنها را به عرصه ظهور و اجرا بگذاريم.

 قناعت با اشاره به مصوبات اولين جلسه توسعه گردشگري و شيلاتي جزيره آشوراده گفت: تشكيل دبيرخانه كارگروه جزيره آشوراده از مهم‌ترين مصوبات اين جلسه است كه مسووليت اين دبيرخانه برعهده مديركل دفتر فني استانداري گلستان مهندس عليرضا عباس زاده است.

تهيه نقشه جامع گردشگري آشوارده

 استاندار گلستان گفت: پيگيري و ارسال نامه انتزاع جزيره آشوراده از ميانكاله به عنوان منطقه حفاظت شده از سوي شوراي عالي حفاظت محيط زيست، طرح جامع سرمايه‌گذاري جزيره كه در اين طرح جانمايي براي سرمايه‌گذاري و توسعه گردشگري لحاظ شود و ارسال نقشه جامعه سرمايه‌گذاري جزيره به كميته كارشناسي از ديگر مصوبات اين جلسه است.

قناعت ادامه داد: هر يك از اعضاي كارگروه بايد يك كارشناس و مدير كل خود را به عنوان عضو كميته كارشناسي جهت حضور در جلسات كارشناسي معرفي كنند و شيلات نيز بايد هرچه سريعتر طرح‌ها خود را در زمينه توسعه پرورش ماهيان قزل آلا و خاوياري براي دبيرخانه ارسال كند.

به گفته استاندار گلستان، با توجه به مصوبه محيط زيست، اگر استعلام طرحي از محيط زيست، بيش از يك ماه طول بكشد، آن طرح قابليت اجرايي را خواهد داشت كه اين مهم از ديگر مصوبات اين كارگروه است.

وي يادآور شد: مردم ديگر از شعار خسته شده اند و بهتر است براي آنان كه امروز بارقه‌هاي اميد در دل هايشان زنده است، كارها عملي شود و به همين منظور مصاحبه‌ها بايد از سوي رئيس كارگروه انجام شود.

وي گفت: همه مديران و اعضاي كارگروه اين جلسه بايد از سطحي نگري و بخشي نگري پرهيز كنند تا از قابليت‌ها و استعدادها و پتانسيل‌هاي اين منطقه به نحو مطلوب استفاده صورت گيرد.

جزيره آشوراده تنها جزيره مسكوني درياي خزر در ايران است كه در سه كيلومتري غرب بندر تركمن و در شبه جزيره گرگان واقع است.

تبديل اين جزيره به كيش شمال از مهترين خواسته اهالي منطقه است و تحقق اين خواسته نيازمند اجراي مصوبات كارگروه توسعه اين جزيره است.

پروژه «كيش دوم» مصوبه سفرهاي استاني است

 

بقايي:
پروژه «كيش دوم» مصوبه سفرهاي استاني است
جام جم آنلاين: معاون رئيس‌جمهور درباره پروژه جزيره«كيش دوم» تحت عنوان طرح گردشگري در پناهگاه حيات وحش ميانكاله گفت: اين موضوع در سفر استاني هيات دولت در استان گلستان به تصويب رسيده و اگر دستگاهي به آن معترض است بايد همان‌زمان در جلسه اعلام مي‌كرد.

حميد بقايي در گفت‌وگو با فارس در خصوص پروژه «كيش دوم» در جزيره آشوراده در منطقه حيات وحش ميانكاله استان گلستان اظهار كرد: چنين تصميماتي براي استان‌ها معمولاً در سفرهاي استاني هيات دولت اتخاذ مي‌شود و وزرا و مسوولان تمام دستگاه‌ها هم حضور دارند و مي‌توانند نظرات كارشناسي خود را ارائه كنند.

وي درباره اين‌كه كارشناسان محيط زيست نسبت به رعايت مسائل زيست‌محيطي در منطقه حفاظت‌شده ميانكاله معترض هستند و به اعتقاد آنها با توسعه گردشگري در آشوراده، ميانكاله نابود مي‌شود، تصريح كرد: چنين پروژه‌هايي توسط مشاور تعريف و تدوين مي‌شود كه قطعاض بر اساس رعايت ضوابط زيست‌محيطي خواهد بود.

معاون رئيس‌جمهور ادامه داد: اما اگر با اصل توسعه گردشگري در جزيره آشوراده تحت عنوان «كيش دوم» مشكل دارند اين موضوع مصوبه هيات دولت است و اگر اشكال زيست‌محيطي به آن وارد باشد رئيس سازمان محيط زيست، همان‌جا بايد اعلام مي‌كردند.

بقايي تأكيد كرد: بر خلاف نظر برخي افراد، توسعه گردشگري الزاماً تخريب محيط زيست را در پي نخواهد داشت.

رئيس‌جمهور مهرماه سال گذشته با اشاره به جاذبه‌هاي گردشگري در جزيره آشوراده به مردم استان گلستان اعلام كرد: اين جزيره بايد به كيش دوم تبديل شود و اگر اين جاذبه فعال شود، موجب ايجاد اشتغال در منطقه خواهد شد.

آشوراده در مركز شبه جزيره ميانكاله در شهرستان بندر تركمن استان گلستان و تنها جزيره‌اي ايراني درياي خزر است كه در سده‌هاي گذشته در پي عملكرد و فعاليت گروه‌هاي انساني با حفر كانال از توده اصلي خشكي خود (شبه جزيره ميانكاله) جدا افتاده ‌است و سالانه ميزبان گونه‌هاي مختلفي از پرندگان مهاجر است.

مزارع شمال گلستان جولانگاه ملخ

 

80 درصد مزارع قابل برداشت نيست
مزارع شمال گلستان جولانگاه ملخ
جام جم آنلاين: مزارع و مراتع شمال گلستان میزبان و جولانگاه مهمان ناخوانده ای به نام ملخ مراکشی است که تاکنون خسارت های زیادی به کشاورزان این مناطق وارد کرده است.

به گزارش مهر، جولان ملخ در مزارع مناطق مختلف گلستان موجب شد که براساس برآورد کارشناسان حدود 80 درصد محصولات زراعی این مناطق غیر قابل برداشت هستند.

عدم بارش باران در ماه های آخر سال گذشته و در نیمه اول فروردین ماه امسال و خشکی شدید مراتع سبب خروج پوره ملخ‌ها و دسته‌بندی آنان به حالت مهاجرت زودهنگام در مقایسه با سالهای قبل شده است.

مناطق نوارمرزی گنبدکاووس از جمله مکانهایی است که همه ساله مورد هجوم ملخ مراکشی قرار می‌گیرد و طی سالهای گذشته برای نابودی آن تلاش‌هایی صورت گرفته است.

مراتع زیستگاه اصلی ملخ‌ها هستند که به دلیل خشکسالی و تخریب مراتع یا تبدیل آن به مزارع و نبود علف برای تغذیه، ملخ‌ها باعث تخریب درختان، محصولات کشاورزی و زراعی می‌شوند.

میزان بارندگی در شمال گنبدکاووس تا ‪ ۱۳‬ فروردین سال گذشته ‪ ۶۴‬ میلیمتر بوده است این در حالی است این میزان بارش تا ‪ ۱۳‬فرورودین امسال ‪۹۸‬ درصد کاهش داشته است.

شناسایی 100 گونه ملخ در گلستان

در استان گلستان تاکنون حدود ‪ ۱۰۰‬گونه ملخ شناسایی شده است که از این تعداد بین ‪ ۴۵‬تا‪ ۵۰‬گونه از ملخ‌ها در نوار مرزی شمال گنبدکاووس زندگی می‌کنند.این درحالیست که مبازره با این مهمان ناخوانده از چندی قبل در مزارع استان صورت گرفت و مبارزه شیمیایی با ملخ ادامه دارد.

کارشناس مسئول پایگاه مبارزه با ملخ مراکشی در استان گلستان افزود: مبارزه با ملخ همه سال در استان صورت می گیرد و به تناسب هر سال، پیش بینی و کپسول یابی و تخمین جمعیت انجام می شود.
 
افشار شادی بیان کرد: سال گذشته تنها در مزارع شهرستان گنبد، مبارزه با ملخ مراکشی در سطحی حدود 15 هزار هکتار از مزارع صورت گرفت.

مبارزه شیمیایی با ملخ در 6 هزار هکتار از مزارع 

وی اظهار داشت: از فروردین ماه اکیپی در روستای کرند منطقه فعال شد و مبارزه با ملخ مراکشی در حال انجام است و تاکنون بیش از شش هزار و 358 هکتار مبارزه شیمایی صورت گرفت.
 
شادي یادآور شد: در حال حاضر چهار گروه کار مبارزه با ملخ مراکشی را در منطقه اجرا می کنند. در بهمن ماه پیش بینی لازم برای مبارزه با ملخ مراکشی در استان انجام شد و نیازمندیها به سازمان اطلاع رسانی شد و پیگیر مسئله بودیم.
 
این مسئول عنوان کرد: در فروردین ماه، اطاعیه ای از سوی فرمانداری گنبد درباره مبارزه با ملخ مراشکی صادر شد و پیگیری اجرای این طرح هستیم. امسال با خشکسالی مواجه هستیم و مراتع خشک شدند و چون غذای ملخ در مراتع کمتر یافت می شود، این حشره به سمت مزارع هجوم می آورد.

این مسئول در جهاد کشاورزی خاطرنشان کرد: 80 درصد مزارع شمال گنبد قابل برداشت نیستند و در حال حاضر دام در این مزارع در حال تعلیف است.اگر این شرایط برای سال زراعی سال بعد نیز ادامه یابد، شرایط سخت تر می شود، به همین دلیل اکیپ های ما در حال فعالیت هستند تا این آفت ریشه کن شود.
 
ملخ مراکشی نخستین بار در سال 1305در نوار مرزی استان گلستان به ویژه شمال شهرستان گنبدکاووس دیده شد که بعضی از سال‌ها به علت شرایط مناسب آب و هوایی به طور فزاینده‌ای افزایش یافت.

همه ساله در اردیبهشت ماه به دلیل آلودگی نوارمرزی شهرستان گنبدکاووس به ملخ مراکشی مبارزه با ملخ توسط کارکنان جهاد کشاورزی آغاز می‌شود که نیازمند امکانات بیشتری برای جلوگیری از هجوم ملخها به دیگر مزارع استان است.
 
بهترین روش مبارزه با ملخ به روش بیولوژیک است زیرا استفاده از سم، محیط زیست و خاک را آلوده می‌کند در این باره طرح هایی ارائه شده که اگر اجرایی شود آفت ملخ بصورت طبیعی و بدون سم مهار می‌شود.
 
شهرستان گنبدکاووس به‌عنوان دومین شهرستان بزرگ استان گلستان، 180 هزار هکتار زمین زراعی دارد که بالغ بر 22 هزار بهره‌بردار در بخش کشاورزی فعالیت دارند
 
فرماندار شهرستان گنبدکاووس گفت: مبارزه با آفت ملخ مراکشی در مزارع و مراتع شهرستان گنبدکاووس باید به صورت جدی پیگیری شود.
 
حیدرعلی احمدی بیان کرد: به علت شرایط آب و هوایی جمعیت ملخ‌های مراکشی در منطقه گنبدکاووس هر ساله رو به افزایش که باید پیشگیری جدی‌تری صورت بگیرد.
 
مدیر جهادکشاورزی شهرستان گنبدکاووس گفت: به منظور نابودی ملخ‌ها در سال های گذشته اقدام به مبارزه بیولوژیک با ملخ‌ها کرده است که به همین منظور ‪ ۱۰‬حوضچه آب برای حضور پرندگان سینه سرخ که دشمنان اصلی ملخ‌ها هستند، اقدام کرده است.
 
احمد قاضی اضافه کرد: استفاده از این حوضچه‌ها در نوار مرزی سبب شده تا مبارزه شیمیایی در سالهای گذشته از ‪ ۱۸‬هزار هکتار به سه هزار و ‪ ۵۰۰‬هکتار کاهش یابد اما امسال به دلیل فقدان آب در رودخانه اترک و کمبود منابع مالی، امکان ذخیره آب در حوضچه‌ها مذکور وجود ندارد.
 
مدیر جهادکشاورزی شهرستان گنبدکاووس از همه مردم منطقه بویژه مسوولان شهرستان و استان برای مبارزه با این ملخ‌ها خواستار همکاری شد.
 
بر اساس نظر کارشناسان واحد حفظ نباتات این نهاد پیش بینی می‌شود هم اکنون بین ‪ ۱۲‬تا ‪ ۱۳‬هزار هکتار از اراضی شمال شهرستان گنبدکاووس آلوده باشند.

ملخ مراکشی یکی از مهمترین گونه ملخ‌های زیان‌آور در ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان است و همه ساله مراتع، غلات و صیفی‌جات کشور مورد حمله این نوع ملخ ها قرار می‌گیرد.

جزئيات کنکور ارشد دانشگاه آزاد

جزئيات کنکور ارشد دانشگاه آزاد
جام جم آنلاين: معاون اجرایی مرکز آزمون دانشگاه آزاد در ارتباط با زمان توزیع کارت ورود به جلسه آزمون کارشناسی ارشد این دانشگاه گفت: توزیع کارت این آزمون به صورت اینترنتی از ساعت 11 صبح دوشنبه 19 اردیبهشت آغاز می شود و تا یک ساعت قبل از شروع آزمون ادامه خواهد داشت.

محمدرضا مهرادفر در گفت و گو با مهر اضافه کرد: داوطلبان شرکت در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی می توانند از ساعت 11 صبح روز دوشنبه 19 اردیبهشت ماه جاری تا یک ساعت پیش از برگزاری آزمون با وارد کردن شماره پرونده و کد رهگیری که در هنگام ثبت نام دریافت کرده اند نسبت به مشاهده و تهیه پرینت کارت ورود به جلسه خود اقدام کنند.

وی در ارتباط با تعداد شرکت کنندگان دراین آزمون گفت: 500 هزار داوطلب در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی شرکت کرده اند که از این تعداد 43 درصد زن و 57 درصد مرد هستند.

معاون اجرایی مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی درارتباط با نحوه رسیدگی به مشکلات احتمالی به وجود آمده در مشخصات کارت ورود به جلسه داوطلبان تاکید کرد: اطلاعات فردی و آزمون شخص داوطلب به همراه عکس وی در کارت ورود به جلسه درج شده است و داطلبان در صورت وجود هر مشکلی در اطلاعات مندرج در کارت لازم است در خلال روزهای دوشنبه تا چهارشنبه 19 تا 21 اردیبهشت ماه جاری صبح ها از ساعت 9 تا 13 و بعد ازظهرها از ساعت 14 تا 18 با مراجعه به باجه رفع نقص پیش بینی شده نسبت به اصلاح موارد مغایرت اقدام کنند.

مهرادفر افزود: داوطلبان لازم است به اطلاعیه ای که روز یکشنبه 18 اردیبهشت ماه از طریق روزنامه آفرینش منتشر و به طور همزمان در پایگاه روابط عمومی مرکز آزمون به آدرس pubr.azmoon.net قابل مشاهده است، مراجعه کنند.

آزمون کارشناسی ارشد سال 90 دانشگاه آزاد اسلامی در روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه 22، 23 و 24 اردیبهشت ماه جاری در دو نوبت صبح و عصر برگزار می شود.

خوش اخلاق‌ها گيلاس مي‌خورند

خوش اخلاق‌ها گيلاس مي‌خورند
جام جم آنلاين: يك متخصص تغذيه گفت: گيلاس اشتها‌آور، آرام‌بخش و تسكين‌دهنده اعصاب است، قواي فكري را تقويت مي‌كند و باعث خوش‌خلقي مي‌شود.

مرتضي صفوي در گفت‌و‌گو با فارس اظهار كرد: گيلاس يكي از ميوه‌هاي لطيف و سرشار از املاح معدني مانند كلسيم، فسفر، پتاسيم، منيزيم،‌ گوگرد، آهن، كبالت، مس، منگنز و روي است.

وي گفت: گيلاس داراي چربي كم و فيبر زياد است و براي تصفيه خون در سيستم گوارشي بسيار مفيد است، سموم بدن را دفع مي‌كند و براي كاركرد منظم قلب، روده و معده نيز بسيار مفيد است.

صفوي گفت: كساني كه رماتيسم و درد ورم مفاصل دارند مي‌توانند گيلاس مصرف كنند. ضمن اين‌كه گيلاس براي افراد مبتلا به سنگ كليه و سنگ صفرا بسيار مفيد است.

وي ادامه داد: افرادي كه زياد گوشت استفاده مي‌كنند و خون آنها اسيدي است مي‌توانند از گيلاس استفاده كنند به‌اين دليل‌كه خون را قليايي مي‌كند.

اين متخصص تغذيه اظهار كرد: گيلاس ملين است، خون را پاك و معده را نيز تميز مي‌كند، لاغر‌كننده است و افراد مي‌توانند روزانه 250 تا 350 گرم از آن را در

بازنشستگي با10سال پرداخت ‌بيمه

مجلس تصويب كرد:
بازنشستگي با10سال پرداخت ‌بيمه
جام جم آنلاين: نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بند الحاقي 79 را اصلاح كردند كه بر اساس آن سازمان تامين اجتماعي موظف شد به افرادي كه حداقل ده سال بيمه پرداخت نموده اند، حق بيمه پرداخت كند.

به گزارش ايرنا، نمايندگان در جلسه علني امروز (پنج شنبه ) به بررسي بندهاي ارجاعي از جلسه علني و تغييرات در رديف ها و جداول پرداختند و بند الحاقي 79 را اصلاح و بند الحاقي 77 را حذف كردند.

نمايدگان بند الحاقي 79 را اصلاح كردند كه بر اساس آن سازمان تامين اجتماعي موظف است به افرادي كه حداقل ده سال حق بيمه پرداخت نموده اند و به سن 60 سال براي مردان و 55 سال براي زنان رسيده اند يا به هر دليلي به تشخيص كميسيون هاي موضوع ماده (91) قانون تامين اجتماعي مصوب 3/4/1354 و اصلاحات بعدي آن در سنين كمتر از موارد فوق از كار افتاده شده اند ولي از حق مستمري برخوردار نمي شوند متناسب با سنوات پرداخت حق بيمه حقوق بازنشستگي آنان را پرداخت نمايد.

افرادي كه كمتر از ده سال حق بيمه پرداخت كرده اند مي توانند با پرداخت مابه التفاوت حق بيمه اعم از حق كارگر و كارفرما تا ده سال به نرخ سال جاري از امتياز بازنشستگي اين بند برخوردار شوند.

آيين نامه اجرايي اين بند به پيشنهاد مشترك وزارت رفاه و تامين اجتماعي و معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهور حداكثر ظرف سه ماه به تصويب هيات وزيران مي رسد.

همچنين نمايندگان بند الحاقي 77 را حذف كردند كه در اين بند آمده بود: به منظور اجراي بند (ز) ماده (112) قانون برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه و جهت زدودن فقر از چهره مناطق آزاد تجاري، سازمان‌هاي مناطق آزاد موظفند حداقل يك درصدد از محل وصول عوارض ورود و صدور كالاها و خدمات اين مناطق را از طريق نهادهاي حمايتي به محرومين و نيازمندان بومي اين مناطق اختصاص دهند.

 

 

عدم آشنايي با اصول حمل صحيح كيف

عدم آشنايي با اصول حمل صحيح كيف
يك درصد دانش آموزان انحرافات ستون فقرات دارند
جام جم آنلاين: رييس اداره سلامت مدارس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي گفت: يك درصد دانش آموزان به دليل كم تحركي ، بد نشستن و عدم آشنايي با اصول حمل صحيح كيف، دچار انحرافات ستون فقرات و افتادگي شانه هستند.

«گلايل اردلان» روز شنبه در گفتگو با ايرنا افزود: ميزان احتلالات كف پا ، ستون فقرات و مهره ها و نيز افتادگي شانه هاي دانش آموزان مقاطع ابتدايي، راهنمايي و اول دبيرستان هر سال توسط وزارتخانه هاي بهداشت و آموزش و پرورش مورد سنجش قرار مي گيرد.

وي اظهار داشت : نتايج اين تحقيقات نشان داده است، معمولاً يك درصد از دانش آموزان اين مقاطع با انحراف ستون فقرات و افتادگي شانه مواجه هستند كه براي درمان به متخصصاني نظير ارتوپد يا فيزيوتراپ ارجاع داده مي شوند.

اردلان تصريح كرد بسياري از ناهنجاري هاي قامتي دانش آموزان اكتسابي است و بر اثر بد نشستن، كم تحركي و عدم آشنايي با اصول حمل صحيح بار به وجود مي آيد و با تغيير بسياري از اعمال حركتي از سوي متخصصان ارتوپدي و فيزيوتراپي تصحيح مي شود.

اين مقام مسوول در وزارت بهداشت توصيه كرد: والدين از قرار دادن كتاب و دفتر زياد در كيف دانش آموزان بويژه دانش آموزان ابتدايي خودداري كنند.

چه‌ها چطور كج و كوله مي‌شوند؟

بچه‌ها چطور كج و كوله مي‌شوند؟
جام جم آنلاين: كارشناسان معتقدند هر دانش‌آموز ايراني به طور متوسط با يك يا 2 معضل مربوط به سيستم اسكلتي ـ عضلاني مواجه است؛ اختلالاتي همچون گودي كمر، پاهاي پرانتزي و انحناي غيرطبيعي ستون فقرات. به همين دليل بايد به اين اختلالات بيشتر توجه داشت و تا حد امكان از بروز آنها پيشگيري كرد.

دكتر سيدمنصور رايگاني، استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و متخصص طب فيزيكي و توانبخشي در گفت‌وگو با جام‌جم با اشاره به 2 نوع اختلال اسكلتي ـ عضلاني ميان كودكان و نوجوانان مي‌گويد: «يك نوع اختلالات ساختاري است كه مشكل به صورت ماهيتي در ساختار استخوان، عضله ‌ يا تاندون وجود دارد و تغيير آن نيازمند مداخلات جدي پزشكي يا جراحي است. نوع ديگر اختلالات معمولا به دليل وضعيت‌هاي نامناسب ايجاد مي‌شود ‌وكودكان و نوجوانان در طول زمان و در مراحل مختلف رشد به آن دچار مي شوند. اين گروه از اختلالات با تغييرات وضعيتي خاص، تمرين‌هاي مناسب ورزشي يا تجويز وسايل طبي برطرف خواهد شد.»

به گفته وي اختلالات وضعيتي، شايع‌ترين مشكلات سيستم اسكلتي ـ عضلاني كودكان و نوجوانان است، البته اين اختلالات قابل درمان بوده و حتي مي‌توان از بروز آنها پيشگيري كرد.

صافي كف پا

يكي از دغدغه‌هاي والدين ، صافي كف پاي كودك است. دكتر رايگاني در اين‌باره توضيح مي‌دهد: «صافي كف پا تا حدود 3 تا 5 سالگي مشخص نمي‌شود. اما پس از اين سن كه پا ساختار طبيعي خود را پيدا مي‌كند، اگر مشخص شود كه قوس طبيعي كف پا شكل نگرفته است، مي‌توان آن را اختلال صافي كف پا ناميد.»

وي با اشاره به علل بروز اين اختلال مي‌گويد: «گاهي علل استخواني مي‌تواند سبب بروز چنين اختلالي شود. اما در اغلب موارد وضعيت نامناسب، شل بودن و عدم استحكام ليگامان‌ها يا عضلات داخلي كف پا علت بروز اين اختلال است.»

اين استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي يادآور مي‌شود: «گاهي صافي كف پا به علت مشكلات اسكلتي ـ عضلاني و عصبي است كه به صورت يك مجموعه نمايان مي‌شود. بنابراين بايد توجه داشت كه صافي كف پا همراه با علائم ديگري نباشد.

اما اگر صافي كف پا به تنهايي وجود دارد و مشكل خاصي ايجاد نكرده است، اصلاح كفش و استفاده از كفي‌هاي خاص و همچنين ورزش‌هايي كه پزشك توصيه مي‌كند وضعيت را بهبود مي‌بخشد. ولي اگر درد ساق پا و كمر درد نيز همراه با صافي كف پا وجود دارد، بايد اقدامات جدي‌تري انجام شود.»

اختلالات زانو

دكتر رايگاني با اشاره به زانوهاي پرانتزي ،خاطرنشان مي‌كند: «يكي از شايع‌ترين اختلالاتي كه در سنين بعد از تولد تا حدود 3 سالگي موجب نگراني والدين مي‌شود، بحث زانوهاي پرانتزي يا ژنوواروم است. البته معمولا وجود زانوي پرانتزي تا حدود 2 تا 3 سالگي طبيعي است. اما اگر پس از 3 سالگي باز هم مشكل ادامه داشت، بايد حتما به پزشك مراجعه شود.»

به گفته او اختلالات ساختاري و كمبود ويتامين D يا كلسيم مي‌تواند علت بروز اين اختلال باشد و به همين دليل بايد بررسي‌هاي لازم توسط پزشك صورت گيرد. اين استاد دانشگاه توضيح مي‌دهد: «در سنين بالاتر و پس از 4 سالگي، معمولا زانو به طرف داخل متمايل مي‌شود. اين حالت ساختاري كه معمولا تا بزرگسالي ادامه پيدا مي‌كند، حالت طبيعي بدن است. ولي همين حالت هم اگر بيش از حد باشد، نياز به بررسي خواهد داشت.»

گودي بيش از اندازه كمر

گودي كمر يكي از شايع‌ترين اختلالات انحناي ستون فقرات است. البته اغلب بزرگسالان با اين مشكل روبه‌رو بوده و كودكان و نوجوانان چندان درگير آن نمي‌شوند. دكتر رايگاني در اين‌باره توضيح مي‌دهد: «بسياري از مواقع كودكان و نوجواناني كه دچار چاقي بيش از حد و چاقي شكمي هستند، به دليل ضعف عضلات شكم دچار اين مشكل مي‌شوند.»

به گفته وي در مواردي كه اين اختلال با كيفوز يا قوز پشت كمر و نواحي فوقاني ستون فقرات نيز همراه است بايد بررسي‌هاي جدي‌تري انجام شود. وي خاطرنشان مي‌كند: «در بيشتر مواقع افزايش بيش از حد قوس كمر به دليل اختلالات وضعيتي است كه در چاقي‌هاي شكمي ايجاد مي‌شود. البته بايد براي بررسي‌ اختلالات لگن و ضايعات مادرزادي ستون فقرات معاينات لازم صورت گيرد.»

دكتر رايگاني با اشاره به يكي از شايع‌ترين مشكلاتي كه مورد توجه والدين قرار مي‌گيرد، مي‌گويد: «قوز بودن پشت يا كيفوز وضعيتي كه با گردي شانه‌ و افتادگي كتف و شانه‌ها همراه است، مشكلي شايع ميان نوجوان و بخصوص دختران به شمار مي‌رود. شايع‌ترين نوع اين اختلال كه حالت وضعيتي قوز بودن پشت است معمولا در سنين بلوغ و البته بيشتر ميان دختران مشاهده مي‌شود.»

اين پزشك متخصص درباره علل ايجاد اين حالت توضيح مي‌دهد: «وضعيت نامناسب نشستن و انجام فعاليت‌هاي دستي يا وضعيت نامناسبي كه نوجوانان در زمان بلوغ مي‌گيرند، منجر به ايجاد اين حالت مي‌شود.»

وي تاكيد مي‌كند: «اگر حالت قوز بيش از حد معمول و همراه با درد و اختلالات عصبي باشد، به آن بيماري «شورمن» مي‌گويند كه نوع ساختاري اين اختلال است. اين بيماري به درمان‌هاي جدي و حتي در موارد نادري جراحي نياز پيدا مي‌كند. ولي در اكثر مواقع اختلال با اصلاح وضعيت، توجه به وضعيت بدن هنگام كار كردن و انجام ورزش‌هاي كششي شانه، كتف و نواحي فوقاني ستون فقرات برطرف مي‌شود.»

دكتر رايگاني يادآور مي‌شود: «در شرايطي كه قوزپشت علل وضعيتي دارد استفاده از وسائل طبي تحت عنوان قوزبندها چندان توصيه نمي‌شود. استفاده از اين لوازم باعث مي‌شود فرد نتواند ساختار طبيعي بدن را حفظ كند و عضلات در وضعيتي نامناسب قرار مي‌گيرد. به همين دليل توصيه مي‌شود تنها با انجام ورزش‌هاي مناسب و تقويت عضلات اين حالت را برطرف كنيم.»

وي مي‌افزايد: «اسكوليوز يا انحناي ستون فقرات به طرفين نيز مشكلي است كه ميان خانم‌ها بيشتر مشاهده مي‌شود. در اين شرايط ستون فقرات به يك طرف منحرف شده و باعث ايجاد برآمدگي از پشت در يك طرف دنده‌ها مي‌شود. اين اختلال بايد در مراحل اوليه تشخيص داده شود و درمان‌هاي لازم صورت گيرد.»

دكتر رايگاني به اهميت تغذيه، ورزش و وضعيت‌هاي مناسب اشاره كرده و تاكيد مي‌كند در صورت رعايت اين موارد اختلالات وضعيتي كمتر بروز مي‌كند.

نيلوفر اسعدي بيگي
‌ گروه سلامت


تقدیم به معلمین  محترم . روز معلم مبارک

             

 

 

 

 

مراحل ساخت کتابخانه عمومی خلیل شهر از نیمه دوم 1378 ( عکس از علی ذبیح پور )

 

کشف قديمي‌ترين بقاياي اسب خزر

کشف قديمي‌ترين بقاياي اسب خزر
جام جم آنلاين: کانون پژوهشهای ایران باستان در دانشگاه لندن اعلام کرد بقایای قدیمی‌ترین اسب خزری که به دلیل شهرت در میان خاندانهای سلطنتی به "اسب پادشاه" نیز شهرت دارد در شمال ایران کشف شده است.

به گزارش مهر، این بقایا که بیش از سه هزار سال قدمت دارند در منطقه ای از شمال ایران به نام "گوهر تپه" یافته شده اند. در زمانهای قدیم، مقامات سلطنتی معمولا این گونه اسبها را برای راندن در میان میدانهای مبارزه و یا راندن ارابه ها به کار می گرفتند، این گونه از اسبها قدیمی ترین گونه شناخته شده از اسبها به شمار می روند که هنوز در جهان در حال پرسه زدن هستند.

با بالاتر رفتن سن گوهر تپه تاریخچه مصور این اسبهای زیبا به بیش از سه هزار سال پیش باز می گردد. برخی از کشفیات این منطقه سنی بیش از 12 هزار سال دارند اما باستان شناسان باور دارند بقایای جدید نشان می دهند این اسب در اواخر عصر برنز زندگی می کرده است.

"علی مهفروزی" رئیس تیم باستان شناسی در گوهر تپه می گوید با توجه به شکل، حالت و ابعاد بقایای کشف شده از اسب، اکنون می دانیم که قدیمی ترین نژاد از اسبهای خزر را در اختیار داریم. باید به تحقیقات خود ادامه دهیم تا به خاک دست نخورده ای که با قدیمی ترین زمانی که انسانها این منطقه را تصرف کرده اند، در ارتباط است دست بیابیم.

دفن کردن اسبها در کنار انسانها در این منطقه یکی از نکات جالب توجه است که در عین حال در دوران باستان امری رایج به شمار می رفته و نشان می دهد اسبها در آن زمان تا چه اندازه ارزشمند بوده اند.

بر اساس گزارش دیسکاوری، اسبهای خزر از اسبهای مدرن کوچکتر بوده و ابعاد بدن آنها 3/2 ابعاد بدن اسبهای امروزی است اما به گفته "لوئیس فیروز" فردی که احیای گونه خزر را به وی نسبت می دهند، اسبهای خزر جاندارانی مهربان، باهوش و همراه هستند. این اسبها استخوانهای باریکی داشته، قد کوتاهند و از چشمهای بزرگ، گوشهای کوتاه و پوزه کوچک برخوردارند. این اسبها بسیار سریع بوده و به شکل شگفت انگیزی قدرتمندند.

زنان مراقب گودي كمر ناشي از كم‌تحركي باشند

زنان مراقب گودي كمر ناشي از كم‌تحركي باشند
جام جم آنلاين: به گفته يك فوق تخصص ارتوپدي، گودي كمر به علت كم تحركي و ورزش نكردن، ضعف عضلات كمر، حاملگي و كاهش قدرت عضلات شكم از بيماري‌هاي شايع زنان پس از بارداري است.

دكتر محمدرضا گيتي در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين‌كه همه افراد به صورت طبيعي داراي يك انحناي مقعر به سمت عقب در ناحيه پايين كمر هستند، گفت: آنچه كه موجب مي‌شود انحناي موجود در پايين كمر غيرعادي و به صورت يك بيماري شناخته شود، افزايش بيش از اندازه اين تقعر است.

وي تصريح كرد: در نظر گرفتن زاويه و درجه مشخصي براي بيان غيرعادي بودن گودي كمر ممكن نيست و مساله تنها با معاينه و عكسبرداري قابل تشخيص است.

دكتر گيتي با بيان اين‌كه گودي كمر به علل ارثي و اكتسابي بروز مي‌كند عمده‌ترين دليل گودي بيش از اندازه كمر را ژنتيكي دانست و تصريح كرد: برخي از افراد به صورت مادرزادي دچار شلي بيش از حد بافت‌هاي نگهدارنده مفاصل كه به اصطلاح رباط‌هاي مفصلي گفته مي‌شوند هستند كه يكي از نمودهاي اين بيماري افزايش گودي كمر است.

وي با اشاره به موارد ديگر شلي بيش از حد مفاصل شامل صافي كف پا، خم شدن بيش از حد زانوها به سمت عقب، برجستگي شكم و سروصداي بيش از حد مفاصل افزود: معمولا والدين در سنين 7 تا 8 سالگي متوجه وجود اين بيماري در فرزندان خود مي‌شوند.

اين فوق تخصص ارتوپدي تصريح كرد: گودي كمر با عامل ژنتيكي در كودكي و حتي در نوجواني درد و ناراحتي را براي افراد مبتلا در پي ندارد اما با افزايش سن اين حالت با درد همراه مي‌شود.

دكتر گيتي از موارد اكتسابي بروز گودي كمر به پوشيدن كفش‌هاي پاشنه بلند، افزايش چربي و برجستگي شكم، بد نشستن و دراز كشيدن اشاره كرد و گفت: در زمان بارداري نيز به دليل بزرگ شدن شكم بروز گودي كمر دردناك در خانم‌ها مشاهده مي‌شود.

اين فوق تخصص ارتوپدي نحوه صحيح نشستن و دراز كشيدن، انجام تمرينات ورزشي مرتب براي تقويت عضلات كمر، جلوگيري از چاقي بيش از حد شكم و عدم استفاده از كفش‌هاي پاشنه بلند را به عنوان روش‌هاي پيشگيري از ايجاد گودي بيش از حد كمر نام برد و به نوجوانان و افرادي كه به صورت ارثي دچار شلي مفاصل هستند توصيه كرد از انجام ورزش‌هايي مانند ژيمناستيك و يوگا كه حركات كششي شديد به سمت عقب دارند پرهيز شود.

دكتر گيتي تصريح كرد: در موارد بروز اكتسابي گودي بيش از حد كمر مانند چاقي شكم و نشستن ناصحيح و علل ديگر در صورتي كه علت اوليه مشخص شود مي‌توان با اصلاح وضعيت و انجام تمرينات ورزشي اين بيماري را درمان كرد اما در موارد گودي كمر مادرزادي درمان بسيار سخت است و تنها مي‌توان از پيشروي اين بيماري با فيزيوتراپي و انجام تمرينات ورزشي جلوگيري كرد.

اسامه بن لادن از شهرت تا مرگ

 

اسامه بن لادن از شهرت تا مرگ
جام جم آنلاين: سرانجام پس از سال ها هياهو و تعقيب و گريز براي يافتن اسامه بن لادن، رهبر شبكه تروريستي القاعده، اين نماد تروريسم بين المللي درعملياتي در مخفيگاهش در پاكستان كشته شد. در اين گزارش تصويري نگاهي كوتاه داريم به اسامه بن لادن از زمان به شهرت رسيدن تا زمان مرگ. 12 ارديبهشت 90 . منبع: بي بي سي. گزارش: بهرام افتخاري.
اسامه بن لادن پسر يك ميلياردر سعودي يمني تبار در سال 1979 و پس از اشغال افغانستان توسط ارتش شوروي براي نخستين بار سلاح بدست گرفت.
اسامه بن لادن تا لحظه آخر پيروزي گروه هاي مختلف مجاهدين افغان بر نيروهاي شوروي در افغانستان و براي حدود يك دهه سكونت داشت.
در سال 1991 پس از حمله عراق به كويت و آغاز نخستين جنگ خليج فارس، اسامه بن لادن رو به افراط گرايي نهاد و عليه اين جنگ موضع گرفت و از طرف مقامات سعودي كه تا آن زمان از او حمايت مي كردند مرتد اعلام شد.
از آن پس بن لادن در كشورهاي مختلفي اقامت گزيد و نخستين بار در سال 1993 در عمليات بمبگذاري در مركز تجارت جهاني در نيويورك دخالت كرد. سپس در سال 1995 يك عمليات بمبگذاري در رياض را انجام داد.در سال 1996 با يك كاميون بمبگذاري شده در عربستان سعودي 19 سرباز آمريكايي را كشت و سپس در سال 1998 دو حمله انتحاري عليه سفارتخانه هاي آمريكا در كنيا و تانزانيا را رهبري كرد.
اما عليرغم اينكه اسامه بن لادن تحت تعقيب مقامات بسياري از كشورها قرار داشت در روز يازدهم سپتامبر 2001 با حملات تروريستي در شهر نيويورك و نيز مقر پنتاگون كه منجر به مرگ بيش از 3هزار نفر شد توجه تمام جهان را به خود جلب كرد.
در سال 2001 اسامه بن لادن جزو ليست ده نفري كه بيش از همه تحت تعقيب اف بي آي و ساير آژانس هاي فدرال قرار داشتند مشاهده مي شود. او در آن زمان در افغانستان و در نزديكي مرز پاكستان بود و همين امر موجب شد تا اواخر اين سال نيروهاي آمريكايي در يك ائتلاف بين المللي به افغانستان حمله كرده و رژيم طالبان كه حامي اسامه بود را ساقط كنند.
اسامه بن لادن در ميان افراطگرايان پاكستاني طرفداران زيادي يافت و عليرغم اينكه دستش به خون هزاران نفر آلوده بود افراطگرايان پاكستاني از او طرفداري مي كردند در عين حال بارها و بارها دولت هاي مختلف پاكستان حضور وي را در خاك خود تكذيب كرده و مي گفتند بن لادن هنوز در افغانستان بسر مي برد. بارها منابع مختلفي از حمايت پنهاني سازمان اطلاعات پاكستان از بن لادن خبر دادند.
بن لادن تحت تعقيب هر از چندي با انتشار پيام هاي ويدئويي و نوارهاي صوتي با طرفداران خود ارتباط برقرار كرده يا دولت هاي جهان به ويژه دولت هاي غربي را تهديد مي كرد.
روز دوشنبه دوم مه پس از اينكه در شب قبل از آن به وقت آمريكا باراك اوباما مرگ اسامه بن لادن را اعلام كرد كليه روزنامه هاي جهان تيتر يك خود را به اين مسئله اختصاص دادند.حتي روزنامه ساموآآبزرور كه در جزاير ساموآ در اقيانوس آرام منتشر مي شود.
و سرانجام تصويري بسيار گويا از پايان كار اسامه بن لادن كه سودارشان پاتنايك هنرمند هندي كه در ساخت مجسمه هاي شني تخصص دارد در ساحل پوري در ايالت اوريسا در هند آن را بخوبي مجسم كرد.

نگاهي كوتاه به زندگي بن لادن

نگاهي كوتاه به زندگي بن لادن
جام جم آنلاين: اسامه بن محمد بن عوض بن لادن، رهبر تشكيلات القاعده، در سال 1957 در رياض عربستان از يك پدر سعودي يمني تبار و مادر سوري متولد شد.خانواده وي رابطه‌اي قوي با خاندان آل سعود در عربستان داشت.اسامه هفدهمين فرزند از مجموع 52 فرزند پدرش بود كه از دانشگاه ملك عبدالعزيز در جده فارغ التحصيل شد.

به گزارش ايسنا، اسامه بن لادن از ثروت و روابطش، در حمايت از مجاهدان افغان در جنگ شوروي سابق عليه افغانستان در سال 1979 استفاده نموده و در سال 1984 يك سازمان موسوم به مركز خدمات و يك پايگاه آموزش فنون جنگي و عمليات مسلحانه به نام پادگان فاروق براي حمايت از مجاهدان افغان تاسيس كرد كه اين سازمان و پادگان در جريان جنگ شوروي سابق مورد حمايت آمريكا‌، پاكستان‌، عربستان،‌ مصر و برخي ديگر از كشورها بود.

در سال 1988 بن‌لادن فعاليتش در افغانستان را با ايجاد پرونده‌هايي براي تشكيلات القاعده جهت ثبت مشخصات شبه نظاميان آغاز كرد و پس از آن به نمادي براي اين تشكيلات تبديل شد.

پس از عقب نشيني نيروهاي شوروي سابق از افغانستان، بن لادن از سوي عربستان يك قهرمان نام گرفت، اما پس از انتقادهاي شديد بن لادن از حضور نيروهاي آمريكايي در عربستان در جريان حمله عراق به كويت در سال 1990 و نخستين جنگ خليج فارس در سال 1991 حمايت سعودي‌ها از وي جهتي مخالف يافت و عربستان پس از اين موضع گيري بن لادن، وي را فردي مرتد و فاسد خواند.

عدم حمايت عربستان نهايتا منجر به خروج بن لادن و رفتن وي به سودان و تاسيس مركز عمليات جديد تروريستي در اين كشور شد.

وي توانست در انتشار ايدئولو‌ژي‌ها و تفكراتش در جنوب شرق آسيا‌، آمريكا‌، آفريقا و اروپا به موفقيت‌هايي دست يابد.

رهبر تشكيلات القاعده در سال 1996 سودان را به مقصد افغانستان ترك كرد و دليل اين امر روابط قدرتمندي بود كه با گروه طالبان در اين كشور برقرار كرده بود.

در همان جا وي جنگ عليه آمريكا را اعلام كرد كه با استقبال ايمن الظواهري، دبيركل گروه جهاد اسلامي مصر، همراه شد.

پس از حملات 11 سپتامبر، آمريكا انگشت اتهام خود را مستقيما به سوي بن لادن و القاعده نشانه گرفت و در دسامبر 2001 نيروهاي آمريكايي توانستند نواري ويدئويي از بن لادن و طرفدارانش را پيدا كنند كه در آن از جزئيات حملات 11 سپتامبر خبر مي‌داد.

اين نوار ويدئويي يك مدرك علني براي آمريكايي‌ها شد مبني بر اينكه بن لادن پيش از حملات 11 سپتامبر از جزئيات آن مطلع بوده است.

آمريكا بن‌لادن را عامل انفجارهاي نايروبي‌، دارالسلام و حوادث 11 سپتامبر مي‌داند و وي را در فهرست مظنونان تروريستي خود قرار داده است.

در حالي كه گفته مي‌شد بن لادن در سال 2001 در شهر قندهار افغانستان بوده، آمريكا در آن زمان از طالبان خواست كه وي را تسليم كند اما گروه طالبان از آمريكا خواسته بود تا مداركي مستند ارائه كند كه نشان دهد بن لادن در حملات 11 سپتامبر دست داشته است. پس از آنكه آمريكا جنگ عليه افغانستان را آغاز كرد و دولت طالبان را سرنگون كرد، نتوانست بن لادن را در افغانستان دستگير كند.

در همان زمان خبرهايي مبني بر اينكه بن لادن به دليل نارسايي كليوي مرده است، منتشر شد اما نوارهاي ويدئويي و صوتي مكرري كه از وي پخش شد اين ادعا را تكذيب كرد.

بن لادن طي اين مدت نوارهاي ويدئويي و صوتي زيادي را منتشر كرد كه در آن به شدت از حضور نيروهاي خارجي در عراق و افغانستان انتقاد كرده و آمريكا و نيروهاي ائتلاف را به شكستي سهمگين در افغانستان و عراق تهديد كرد.

آخرين نوار بن لادن در 24 ژانويه 2010 منتشر شد كه طي آن رهبر تشكيلات القاعده متعهد به ادامه حملات عليه آمريكا تا زماني شد كه اين كشور به حمايت خود از اشغالگران صهيونيست ادامه دهد.

سرانجام رهبر افسانه‌اي تشكيلات القاعده در اول ماه مه در جريان يك عمليات اطلاعاتي كه با مشاركت 25 تن از نيروهاي ويژه آمريكا و برخي از نيروهاي سازمان اطلاعات پاكستان در شهر ابوت آباد پاكستان انجام شد، به همراه يكي از پسرهايش و تعدادي از عناصر تشكيلات القاعده كشته شد.