دامپروری

معاون بهبود تولیدات دامی جهادکشاورزی : استان آذربایجان شرقی ، سومین تولید کننده شیر در کشور
معاون بهبود تولیدات دامی جهادکشاورزی : استان آذربایجان شرقی ، سومین تولید کننده شیر در کشور

طی سال 87 ، مقدار 840 هزار و 363 تن شیر خام در استان آذربایجان شرقی تولید شده است و این استان در جایگاه سوم استانهای تولید کننده این محصول در کشور قرار دارد به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی استان ، سلمان نومی معاون بهبود تولیدات دامی جهاد کشاورزی با اعلام این مطلب همچنین اضافه کرد : روزانه 2 هزارتن شیرخام در گاوداری های صنعتی ، نیمه صنعتی و سنتی استان تولید می شود که از این میزان مقدار 1385 تن شیر ، در 20 کارخانه فرآورده های لبنی بصورت پاستوریزه فرآوری و به بازار مصرف عرضه می شود بنابراین گزارش ، وی همچنین میزان تولید گوشت مرغ را ، 56 هزار و 82 تن و تخم مرغ را ، 66 هزار و 122 تن ذکر کرد و یاد آور شد : این مقدار تولید ، استان آذربایجان شرقی را ، به ترتیب در جایگاه چهارم و سوم کشوری قرار می دهد مهندس نومی مقدار گوشت قرمز تولیدی این استان را ، 58 هزار و 865 تن ذکرکرده و افزود : از این لحاظ ، آذربایجان شرقی پنجمین استان تولید کننده گوشت قرمز محسوب می شود معاون بهبود تولیدات دامی هم چنین اظهار داشت : 51 درصد شیر تولیدی ، 7/25 درصد گوشت قرمز تولید شده ، 5/5 درصد گوشت مرغ و 2/53 درصد تخم مرغ تولید شده ، مازاد بر مصرف استان بوده و به سایر استانها صادر می گردد بنابراین گزارش وی گفت : استان آذربایجان شرقی با دارا بودن بالغ بر9 میلیون و 627 هزار و 990 واحد دامی و بیش از 3/2 میلیون هکتار مراتع ، یکی از مهمترین استانهای کشور در تولید محصولات لبنی محسوب می گردد

منابع : سایت سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی

دامداری

معیشت:

عمده ترين شيوه هاي معيشت در لرستان عبارت است از : كشاورزي ، دامداري ، بخشهاي صنعتي و خدماتي.

الف – كشاورزي(سنتي):

انواع كشاورزي : ديم ، آبي

نوع محصولات كشاورزي : گندم ، جو ، حبوبات ، صيفي جات ، باغداري

ابزار و وسايل كشاورزي :

كاشت : دار و برگ ( گاو آهن ) ، آلاگر ،

برداشت : داس ، ، شليت ( وسيله حمل بافه هاي گندم و جو )

برداشت : چو ( خرمنكوب سنتي ) ، گوجله ( خرمنكوبي با گاوهاي نر ( ورزا) ) ، آشير    ( شن ) ، پارو ، كيله و تره ( ظروف پيمايش ) ، بوزينه ، شواك ( وسيله حمل گندم و جو و حبوبات ) ، هور  ( وسيله حمل آرد ) ، دسر ( آسياب دستي ، سيركو ميركو ( هاون چوبي ) ، مكينه آسياب موتوري ، تاپو  ( وسيله نگهداري آرد و گندم ) ، چال گنم .

ب – دامداري:

دامداري سنتي : بيشتر توسط عشاير كوچرو و روستائيان انجام مي پذيرد .

دامداري صنعتي : امروزه توسط صنايع دامداري ، مجتمع گوشت لرستان و واحدهاي دامپروري كوچك انجام مي گيرد .

 

ج- صنعت:

صنايع دستي : آهنگري ، جاجيم بافي ، ماشته بافي ، بافته هايي كه توسط زنان عشاير انجام مي گيرد ، آژيه كني  ( گيوه بافي ) ، سراجي ، خراطي ( نجاري ) ، ورشو سازي ، نمد مالي .

صنايع جديد : پارسيلون ( ساخت نخ نايلون ) ، ماشين سازي ( تهيه قطعات فلزي ) ، صنايع نظامي دورود ( ساخت قطعات اتومبيل ، لاستيك ) ، سنگ نما ، شيشه سازي ، چيني .

قرآن

اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان  معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم مي‏شويد؟
۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مى‏گويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گويند سخنى مثل آن بياورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل  سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند  و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ :  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت‏ خودبى‏تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام  و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه  تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.

منابع : سایت پارس قرآن

کتابخانه  صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز مازندران ،

صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز مازندران ، کتابخانه
شابکا : IR-302950001
نام کامل كتابخانه و سازمان متبوع : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز مازندران ، کتابخانه
نام  سازمان به انگلیسی : Islamic Republic of Iran Broadcasting (IRIB). mazandaran branch
نام کتابخانه به انگلیسی :
نوع کتابخانه : اختصاصي:ويژه افراد يا گروههاي خاص
استان : مازندران
شهر : ساري
نشاني : مازندران، ساري، خيابان جام جم، صدا و سيماي مركز مازندران، كتابخانه
نشاني سایت وب سازمان: http://mazandaran.irib.ir   
شماره تلفن : 2272402- 0151
سال تأسیس کتابخانه : 1348
ساعات کار : 30/7-30/14
نام و ميزان تحصيلات سرپرست کتابخانه : مهدي علي نژاد، ليسانس كتابداري
تعداد کل کتابها : 13534 (جلد)
تعداد کل کتابهای چاپی فارسی و عربی  : 13534
تعداد  کتابهای چاپی لاتین : 0
تعداد کل نشریات ادواری مورد اشتراک : 17 ( عنوان)
نوع مراجعان : کارکنان سازمان ، پژوهشگران
نحوه تنظیم منابع چاپی :
فهرست نویسی توصیفی : دارد
فهرست نویسی تحلیلی : دارد
رده بندی : دهدهی دیوئی ، کتابخانه کنگره
نظام دسترسی به مجموعه : نیمه باز
تعداد كارمندان كتابخانه: 4 نفر
مساحت كل به متر مربع : 250
وضعیت کلی سالن و ساختمان کتابخانه : خوب

 

منبع : سایت اسناد و کتابخانه ملی ایران

 

فوتبال

ليگ برتر فوتبال ايران 89-90 هفته هجدهم
رديف تیم ها بازي برد مساوي باخت زده خورده +/- امتياز
1 ذوب آهن اصفهان 18 10 06 02 2513 12 36
2 استقلال تهران 18 09 07 02 28 20 08 34
3 مس کرمان 18 08 07 03 27 17 10 31
4 سپاهان 16 08 06 02 30 15 15 30
5 تراکتورسازي 18 07 07 04 21 14 07 28
6 نفت آبادان 17 09 01 07 23 19 04 28
7 پرسپوليس 18 08 03 07 23 23 00 27
8 فولاد خوزستان 18 05 08 05 29 19 10 23
9 صبای قم 17 05 07 05 20 19 01 22
10 راه آهن 18 06 04 08 20 24 04- 22
11 ملوان 18 05 07 06 16 21 05- 22
12 نفت تهران 18 03 10 05 15 20 05- 19
13 پاس همدان 18 04 07 07 16 22 06- 19
14پيکان 18 05 03 10 20 30 10- 18
15 سايپا 18 04 05 09 26 32 06- 17
16 شهرداری تبریز 18 03 08 07 25 35 10- 17
17 استيل آذين 18 04 05 09 15 30 15- 17
18 شاهين 18 03 07 08 17 21 04- 16
جدول گلزنان لیگ برتر فوتبال
14 گل
ادينهو(مس)
10 گل
رضا نوروزى (فولاد) و كريم انصارى فرد (سايپا)
8 گل
ميلاد ميداودى (استقلال)، سعيد دقيقى (شهردارى تبريز) ، سيدمحمد حسينى (ذوب آهن) و روح الله عرب (صنعت نفت آبادان)
7 گل
ابراهيم توره (سپاهان)، محسن بياتى نيا (صباى قم)، آرش افشين (فولاد) و مهرداد اولادى (ملوان)
6 گل
محمد نورى (پرسپوليس)، فرهاد مجيدى و آرش برهانى (استقلال)، محمد غلامى (استيل آذين) و عباس محمدرضايى (سايپا)

 

منبع : سایت شبکه ورزش ایران

وزنه برداری 2

رضازاده: ۵ سهميه المپيك ۲۰۱۲ لندن را هدف گذارى كرده ايم

تهران IranSport.Net - سرپرست فدراسيون وزنه بردارى هدف پيش روى اين فدراسيون را كسب حداقل ۵ سهميه المپيك ۲۰۱۲ لندن عنوان كرد. حسين رضازاده با اشاره به اينكه موفقيتهاى ۶ ماه اخير، پلى خواهد بود براى بازگشت به روزهاى طلايى وزنه بردارى، خاطرنشان كرد: خيلى خوشحالم كه در اولين سال حضورم در راس فدراسيون وزنه بردارى، شاهد درخشش وزنه برداران در همه رده هاى سنى بوديم. كسب مدال هاى طلا در المپيك نوجوانان سنگاپور، رقابت هاى قهرمانى جوانان جهان در بلغارستان، رقابت هاى قهرمانى بزرگسالان جهان در آنتاليا و نيز بازى هاى آسيايى گوانگجو گوياى اين است كه وزنه بردارى با تلاش خانواده بزرگ اين رشته، سال پربارى را پشت سرگذاشته است. اين موفقيت ها در حالى به دست آمد كه فدراسيون علاوه بر بحث قهرمانى در راستاى پاكسازى اين رشته نيز تلاش هاى مثبت و نتيجه بخشى انجام داد. رضازاده با بيان اين مطلب افزود: هنوز فراموش نكرده ام اين صحبت برخى منتقدان را كه مى گفتند اين وزنه بردارى را بايد تعطيل كرد. ما در چنين فضايى كار كرديم و بدون حتى يك نمونه مثبت، توانستيم دوباره براى وزنه بردارى ايران در دنيا اعتبار به دست آوريم.سرپرست فدراسون وزنه بردارى با بيان اينكه اين موضوع، مسئوليت ها را براى سال آينده سخت تر مى كند، ادامه داد: در سال آينده مسابقات مهمى پيش روى وزنه بردارى ايران است كه شايد با اهميت ترين آنها رقابت هاى قهرمانى بزرگسالان جهان در فرانسه باشد كه مرحله نهايى سهميه المپيك ۲۰۱۲ لندن نيز به شمار مى رود. از اين رو تمام هدفگذارى فدراسيون وزنه بردارى حضورى پرقدرت در مسابقات پاريس است. ما اگر مثل رقابت هاى آنتاليا بتوانيم در جمع ۶ تيم برتر دنيا باشيم هر۶ سهميه كامل را دريافت خواهيم كرد هرچند كسب ۵ سهميه هم براى ما ارزشمند خواهد بود.وى افزود: سال آينده مسابقات مهم ديگرى همچون رقابت هاى قهرمانى جوانان و نوجوانان در آسيا و جهان و همينطور رقابت هاى قهرمانى بزرگسالان آسيا را پيش رو داريم و به گونه اى برنامه ريزى خواهيم كرد كه در تمامى اين ميادين حضورى پررنگ و البته پاك داشته باشيم. حسين رضازاده در پايان در مورد تاريخ مجمع انتخاباتى فدراسيون وزنه بردارى نيز گفت: ما از ماه ها پيش آمادگى خود را براى برگزارى مجمع انتخاباتى فدراسيون اعلام كرده ايم، اما سازمان تربيت بدنى هنوز تاريخ برگزارى مجمع را اعلام نكرده است. البته عنوان شده تاريخ مجمع فدراسيون هاى كه از طريق سرپرست اداره مى شوند بزودى اعلام خواهد شد و ما هم منتظر روز مجمع هستيم.

تاريخ  مخابره پيام:دوشنبه 22 آذر 1389

خبرنگار: سردبير

منبع : سایت شبکه ورزش ایران

وزنه برداری

باقرى» سرمربى تيم وزنه بردارى جوانان شد

تهران IranSport.Net - «كوروش باقرى» سرمربى تيم ملى وزنه بردارى بزرگسالان با نظر حسين رضازاده به عنوان سرمربى تيم جوانان نيز معرفى شد. تيم وزنه بردارى جوانان كشورمان پيش از اين توسط«جورج زالاى» هدايت مى شد كه با تصميم سرپرست فدراسيون وزنه بردارى، اين مربى مجارستانى بايد زيرنظر«كوروش باقرى» سرمربى جديد اين تيم فعاليت كند. گويا باقرى علاوه بر جورج زالاى از چند مربى شهرستانى هم براى حضور در اردوهاى تيم وزنه بردارى جوانان استفاده خواهد كرد كه اين مربيان از ميان تيمهاى برتر ليگ و مسابقات قهرمانى جوانان كشور انتخاب مى شوند. »كوروش باقرى« در اين خصوص گفت: به آينده تيم جوانان همچون بزرگسالان خوشبين هستم و تمام تلاشم را مى كنم تا اين تيم هم حضورى پرقدرت در مسابقات قهرمانى جوان جهان داشته باشد. باقرى با اشاره به مسئوليت جديدش در تيم وزنه بردارى جوانان خاطرنشان كرد: من كارم را در تيم جوانان با برپايى يك اردوى ۳ هفته اى در كرمان آغاز مى كنم. اين اردو از ۱۰ ديماه آغاز مى شود و در انتخاب نفرات اين اردو از جورج زالاى هم كمك خواهم گرفت ضمن اينكه به احتمال فراوان از نفراتى چون بهداد سليمى، كيانوش رستمى، مرتضى رضائيان و ياسر دادوند هم براى شركت در اردوى جوانان دعوت خواهد شد. ضمنا اين احتمال وجود دارد كه تا قبل از پايان سال يك اردوى خارج از كشور هم در ازبكستان داشته باشيم. باقرى كه اعتقاد فراوانى به رعايت نظم و انضباط فردى و گروهى در اردوهاى تيم ملى دارد، در ادامه افزود: هركس لياقت پوشيدن دوبنده تيم جوانان را داشته باشد به اردو دعوت خواهد شد. براى اين منظور من به شخصه رقابتهاى ليگ وزنه بردارى جوانان و مسابقات قهرمانى كشور را به دقت زير نظر خواهم گرفت تا هيچ وزنه بردار شايسته اى براى حضور در اردو از قلم نيفتد البته وزنه برداران جوان بايد بدانند كه براى انتخاب شدن فقط توانايى هاى فنى آنها ملاك قرار نمى گيرد بلكه آنها به لحاظ اخلاقى هم بايد الگو باشند چون نظم و انظباط حاكم بر اردوى نوجوانان، به مراتب بيشتر آن چيزى خواهد بود كه در اردوهاى تيم ملى بزرگسالان شاهد بوديم. باقرى در پاسخ به اين سئوال كه آيا مسئوليت جديدش، باعث كاهش تمركز او براى آماده سازى تيم ملى بزرگسالان وزنه بردارى نخواهد شد؟ عنوان كرد: اين موضوع زمانى صدق مى كرد كه تيم ملى بزرگسالان و تيم جوانان، ۲ تيم كاملا مجزا بودند اما الان كه ۵۰ درصد از نفرات حاضر در تيم ملى بزرگسالان را همين وزنه برداران جوان تشكيل مى دهند، حضور من در راس تيم جوانان نه تنها مشكل ساز نخواهد شد كه كمك مى كند ما در رده سنى بزرگسالان هم تيمى آماده تر از قبل داشته باشيم. سرمربى تيمهاى ملى بزرگسالان و جوانان وزنه بردارى كشورمان در پايان گفت: فعلا قرار نيست نفرات جديدى به اردوى تيم ملى بزرگسالان اضافه شوند اما پس از پايان رقابتهاى ليگ و قهرمانى كشورى بزرگسالان در اواخر بهمن ماه، اردوى تيم ملى بزرگسالان نيز با دعوت از نفرات ملى پوش به شكل جدى پيگيرى خواهد شد تا اين تيم براى حضور در رقابتهاى قهرمانى بزرگسالان آسيا آماده شود.

تاريخ  مخابره پيام:چهارشنبه 17 آذر 1389

خبرنگار: سردبير

منبع : شبکه ورزش ایران

قوتبال

قطبى: خوشحالم كه به بهترين ليگ آسيا مى روم

تهران IranSport.Net - افشين قطبى گفت: از اين كه فرصت كاركردن در بهترين ليگ آسيا را پيدا كردم و مى توانم عضوى از يك باشگاه با تاريخچه اى غنى و انگيزه قهرمان شدن در آسيا باشم، خوشحالم.وى درباره تيم ملى ايران گفت: من فكر و تمركزم درحال حاضر معطوف به مبارزه پيش رو (جام ملتهاى آسيا) است. بيش از ۲۰ ماه براى ساختن يك تيم تماشاگرپسند و محبوب كار كردم، تيمى كه ايران مى تواند به آن افتخار كند. اين تيم تمام خصوصيات قهرمان شدن در آسيا را دارد و من با تعهد كامل بدنبال بوقوع پيوستن اين آرزوى ديرينه هستم. قطبى افزود: درطول يك سال اخير موقعيت هاى ديگرى هم براى من پيش آمد كه تيم ايران را ترك و موقعيت هاى ديگرى را در زمينه مربيگرى تجربه كنم اما با تمام سختى ها و چالش هايى كه بعنوان سرمربى تيم ملى ايران با آن مواجه بودم، من متعهد به پايان رساندن قراردادم بودم و اينكه به هدف خودم كه همان قهرمانى در جام ملتهاى آسيا است، برسم. هرچقدر به اين مسابقات نزديك مى شويم، انگيزه من نيز بيشتر مى شود زيرا كسب مقام قهرمانى در آسيا، نهايت پيروزى براى فوتبال ايران خواهد بود. افشين قطبى همچنين ادامه داد: از تمام ايرانيانى كه من را حمايت كردند، تشكر مى كنم. قلب من هميشه با آنها خواهد بود. از آنان مى خواهم كه همچنان به حمايت خود از تيم ملى كشورمان ادامه دهند. وى در پايان گفت: دعا، تشويق و حمايت آنها، بازيكنان تيم ملى ايران را در موقعيت برترى قرار مى دهد. اميدوارم كه عملكرد ما، باعث خوشحالى و سربلندى تمام ايرانيان سراسر جهان شود.

تاريخ  مخابره پيام:شنبه 20 آذر 1389

خبرنگار: سردبير

مبنع : شبکه ورزش ایران

فوتبال

كفاشيان: گزينه اول جانشينى قطبى يك مربى بزرگ خارجى است

على كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال گفت: به دنبال يك مربى خوب و بزرگ خارجى براى جانشينى قطبى هستيم.وى در خصوص حضور مسئولان ژاپنى در كمپ تيم هاى ملى ايران اظهار داشت: نزديك انتخابات AFC هستيم و نامزدها فرصت را مناسب مى بينند تا براى رايزنى به كشورها سفر كنند. ما نيز فرصت را غنيمت مى شماريم و در مورد مسائل مختلف

منبع سایت : شبکه ورزش ایران

خیر محترم

سرکار خانم رقیه بروجردی

سلام علیکم

   با احترام بدین وسیله عمل خیر خواهانه شما  بابت خرید یک دستگاه کامپیوتر به ارزش 5000000ریال  را مصداق کامل با قیات و صالحات دانسته (به یاد زنده یاد  خانم بلقیس شبستانی ( مادر) و  آقای اکبر بروجردی ( پدر ) )و از همراهی نیکوکارانه در امر ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی تشکر و تقدیر به عمل می آید.

 

مسئول  اداره  کتابخانه های عمومی شهرستان  بهشهر

علی ذبیح پور

 

عکس سالن کنفراس  ابن سینا صدا وسینما ایران

 پرسنل اداره کل کتابخانه های عمومی استان مازندران ومدیر کل محترم جناب آقای محسنی

سال ۱۳۸۷

عکس نمایشگاه کتاب به مناسبت هفته دفاع مقدس کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر 1389

خانواده و اسراف

 اسراف يکي از گناهان کبيره است که چون ساير گناهان براي مبارزه با آن ابتدا بايد عوامل پيدايش آن را شناخت و پس از آن با آثار و عواقب سوء آن آشنا شد .

 

 

کلوا و اشربوا ولاتسرفوا ان الله لا يحب المسرفين

بخوريد و بياشاميد و اسراف نکنيد همانا خدا اسرافکاران را دوست ندارد.(1)

اسراف در فرهنگ لغات به معناي افراط ، فراخ رفتاري ،تلف کردن مال و ول خرجي کردن و يا در مهر مورد زياده روي کردن را آورده اند.(2)

و اما درحرمت اسراف و مذموم بودن آن هيچ بحث و حرفي نيست ولي کلام در اينست که چگونه تشخيص دهيم زياده روي کرده و اسراف نموديم ، يا قدم به ميانه و اعتدال گذارده ايم . علي ـ عليه السلام ـ راه تشخيص و تميز آن را به ما نشان داده وبراي شخص اسرافکار سه نشانه ذکر مي فرمايند : « طعامي که در خور او نيست مي خورد ، لباسي که در خور او نيست مي پوشد و متاعي که در خور او نيست مي خرد.»(3) بنابراين مهمترين عامل شناخت مرز و حد بين اسرافکار و شخصي که مسرف نيست شأن و موقعيت اقتصادي شخص است يعني چنانچه خوراک ،پوشاک و نوسايلي که فرد استفاده مي کند فراخور حال وي باشد اسراف نبوده و در غير اين صورت اسم فاعل اسراف در مورد او تحقق مي پذيرد . ( البته اين قيد شأن و موقعيت مربوط به اصل استفاده وسايل و متاع مورد نياز است به اين معنا که شخص متمول براي استفاده از وسايل گران قيمت و خوردنيهاي رنگارنگ اسراف محسوب نمي شود تا زماني که در حد نياز و جزء وسايل زندگي او باشدو الا چنانچه همين فرد به مصرف گرايي بي رويه روي اورد مثل استفاده از چندين نوع غذا در يک نوبت و يا خريد وسايلي که هيچگاه به کار نمي آيد يقينا عمل ااو اسراف است .)

اسراف يکي از گناهان کبيره است که چون ساير گناهان براي مبارزه با آن ابتدا بايد عوامل پيدايش آن را شناخت و پس از آن با آثار و عوماقب سوء آن آشنا شد .

علل پيدايش اسراف دو عامل ذکر شده است :

1ـ عامل اخلاقي _ 2ـ عامل رواني


از جمله عوامل اخلاقي :

الف : ضعف ايمان است . مهمترين عاملي که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از افتادن در ورطه گناه باز مي دارد ايمان است و شخصي که دچار اسراف شده بي ترديد ايمان در قلب او آنگونه که بايد قوت نگرفته است .

ب: پيروي از هوي نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربي »(4)

نفس انسان هماره انسان را به بدي مي خواند مگر اينکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسي است که مغلوب نفس اماره گشته است .

ج : کوته نظري : شخص مسرف گمان مي کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسايل زندگي اش در حد عالي باشد از ارزش و مقام بهتري در اجتماع و جلوي سايرين برخوردار است.

د: ريا : شخص مسرف براي نشان داددن خود يک سري خرجهاي دهان پر کن ، بذل و بخششهاي بي مورد که نه خود و نه ديگران نيازي به آن دارند انجام مي دهد تا فقط به چشم بيايد .

و از جمله عوامل رواني :

الف : تجمل گرايي و تجمل پرستي

« حب الدنيا رأس کل خطيئه» فرد زيباييها را دوست دارد اما به حد افراط تا جايي که به مرحل پرستيدن و ستايش کردن مي رسد . دوست دارد هر چيز زيبايي را که مي بيند بخرد و آن را از آن خود مي داند .

ب : الگوهاي نادرست رفتاري و کرداري :

فرد به اسراف دچار مي شود چون عملي مرسوم در خانواده است و يا تحت تأثير اطرافيان چون دوستان و آَنايان و محيط پيرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداري کرده است .

اسراف مذموم است و در دين اسلام هم نکوهش شده امام زماني ترغيب به حذف اين خصيصه در ما ايجاد خواهد شد که ضرورت آن بر ايمان ملموس و قطعي شود و آن ميسر نخواهد بود تا زماني که ميزان قبح عمل و عواقب سوء آن برايمان روشن گردد . لذا براي ايجاد اين حساسيت به ذکر چندين مورد از آثار سوء اجتماعي و آثار اخروي اسراف مي پردازيم .


آثار سوء اجتماعي :

1ـ رفتن برکت از سفره بندگان و سلب نعمت ازايشان . پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ هر که در زندگي ميانه روي کند خداوند او را نعمت دهد و هر که زياده روي کند خدايش او را بي نصيب سازد.»(5)

 

2ـ سترش بي عدالتي و فقر : اسراف از خانواده به جامعه کشيده مي شود که نتيجه آن فقر و بي عدالتي است . بازار يک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتي اسراف پيش آمد فرهنگ مصرف گرايي بالا مي رود . در نتيجه تقاضا زياد مي شود درحال که ارز ثابت است . اينجاست که جامعه با مشکل اقتصادي روبرو خواهد شد . مسرفان يک جامعه کالا را مي خرد به هر قيمتي که باشد . فروشنده هم از اني موضوع سوء استفاده کرده جنس و کالاي خود را به بالاترين قيمت ممکن مي فروشد پس گراني و تورم پيش مي آيد در نتيجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مايحتاج زندگي خود نبوده و فقر دامنگير آنان مي گرددد . به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته ، فاصله طبقاتي و فساد اقتصادي که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگير مي شود .


آثار سوء اخروي:

1ـ محروم شدن ازحب خداوند که در ابتداي بحث به آيه مورد نظر اشاره شد .


« خداوند اسرافکاران ار دوست ندارد .»

2ـ مستجاب نشدن دعا : پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ دعاي چهار دسته از امت من مستجاب نمي شود که يکي از آنها مشخص مسرف است.(6)

 

3ـ محروم شدن از هدايت پروردگار : « پس خداوند عمل فرعون را جلوي او زيبا جلوه داد تا از هدايت خدا محروم گردد و از راه راست بازداشته است.»(7) 4ـ دور بودن از شفاعت ائمه : امام جواد ـ عليه السلام ـ به نقل از پدرانشان به نقل از امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمودند : کيفر خدا را کوچک نشماريد زيرا شفاعت ما به برخي از اسرافکاران تنها پس از سيصد هزار سال مي رسد.(8)

 

5ـ خوار شدن در قيامت : علي ـ عليه السلام ـ در نهج البلاغه مي فرمايند : « آگاه باشيد بخشيدن مال به آنها که استحقاق آن را ندارند ، زياده روي و اسراف است و ممکن است در دنيا مقام بخشند . مال را بالا ببرد اما در آخرت او را پست خواهد کرد و درميان مردم ممکن است گرامي باشد اما در پيشگاه خدا خوار و ذليل است.(9)


پي نوشتها:

1- سوره اعراف ، آيه 31 .

 

2- محمد معين ، فرهنگ فارسي ، تهران ، امير کبير ، 1375 ، ج1 ، ص 266 . 3- خصال ، ج 1 ، ص 110 .

 

4- سوره يوسف 5- حسن بن علي بن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، صادق حسن زاده ، ص 76 .

 

6- حسن بن علي بن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، صادق حسن زاده ، ص 632 . 7- سوره مومن ، آيه 41 .

 

8- محمد باقر مجلسي ، بحار الانوار 9- نهج البلاغه ، محمد دشتي ، خطبه 126 ، ص 240 .

 

منبع: avini.com

منبع سایت : مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی

داستان  اسراف

 

 

در سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف هستیم ومصداق بارز آن اسراف است . روشن است که اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى ما ممكن نخواهد بود.
مفهوم  اسراف        در معناى اسراف گفته اند: تجاوز از حد اسراف است در هر عملى اگر چه حلال باشد و انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است. از اين رو به كارگيرى هر چيز در غير مسير و حد خودش, چه از نظر كميت و چه كيفيت, ((اسراف)) ناميده مى شود.
مصادیقی از  اسراف
1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان, پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام)مى فرمايد:    انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1)  اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد, بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
تذكر اين كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.
مردى از دنيا رفت و پيامبر(صلي الله عليه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آنها گذاشته است؟
ـ يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر اين را قبلا به من گفته بوديد, بر اين آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)
يكى از ويژگى هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعيت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به اين مساله نيز منوط كرد. (3) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبيعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد.  امام على عليه السلام درباره نشانه مسرف مى فرمايد:   ((للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له)). (4)
اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خريد مى كند.
در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه ((كفايت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عين حال بايد بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.
على عليه السلام در بيان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرمايد:   ((ملبسهم الاقتصاد))   لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه روى است.
نه لباسهاى قيمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكيزه و متين دارند.
عوامل زمینه ساز  اسراف
اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:
1ـ خودنمايى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است, اين سرخوردگيهاى انباشته شده, به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد. در اين صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربيت خانوادگى
خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست, از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.
يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود, دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد. اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف, به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است, اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقى
ترك اسراف, يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد.  در بعضى مردم, زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقليد
تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند, هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد, بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود.   بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاى خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم, چنين مى كنند, غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد. لباس پوشيدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته با اسراف هستند, كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد: اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5) تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى, بر حذر مى دارم.
5 ـ الگوهاى اجتماعى
آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.
اسراف و  فقر
همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گيرد.
((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه دامنگير شخص و جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايند: ((من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))
((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقير مى گردد)))
آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نيازمنى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:     ان مع الاسراف قله البركه (6)   همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى, خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست, نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:   ((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (7) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد.  آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (ع) مى فرمايد:  ((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)
اسراف موجب عدم استجابت دعا
مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)
اسراف موجب  دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مىآيد.
در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.
اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.
اسراف در بيت المال
حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است.  از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟!  بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد:  ((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)  
شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كنید اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.
در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت. اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم.
اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد. سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.  
 در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ایم:  
ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370
برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد.
اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد.
ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و "روز زن " 25/9/1371
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد.
مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود.
نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.
خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر 4/1/1372
در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشته‏ايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زياده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد.  نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.
مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.
خطبه‏هاى نماز جمعه 14/11/1373
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ 1376/1/1
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند.
اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است.
اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) 1/1/1377
ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم!
حرف من اين است. من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏ 1379/2/23
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏ 1379/9/25
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛
خطبه‏هاى نماز عيد فطر 15/9/1381
مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند.
مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.
ديدار معلّمان و كارگران‏ 1382/2/10
توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.
ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6/6/1385
"اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش " جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست
ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان 18/8/1385
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است.
راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.
ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ 1385/11/30
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم.
بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.
خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر 21/7/1386
ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟!
ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: "لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط "؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: "و الّذين اذا انفقوا "؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، "لم يسرفوا و لم يقتروا "؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند.
اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست.
ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.
ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني 15/2/1387
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله‎ي اسراف است
ديدار رئيس‏جمهوري و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387
ساده‏زيستى - بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم.
عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.                                                                                                                                                       

                                                                                                                                         اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

                                             نمایندگی ولی فقیه مرکز قلب جماران

منابع : دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج)

 

اسراف

 

 منابو : سایت شهید آوینی

 

 

حدیث (1) امام صادق عليه‏السلام :

إِنَّ السَّرَفَ يورِثُ الفَقرَ وَإِنَّ القَصدَ يورِثُ الغِنى؛
اسراف باعث فقر و ميانه روى موجب بى نيازى مى شود.

وسائل الشيعه، ج15، ص258، ح8

حدیث (2) امام باقر عليه‏السلام :

يا بُنَىَّ عَلَيكَ بِالحَسَنَةِ بَينَ السَّيِّئَتَينِ تَمحو هُما قالَ: وَكَيفَ ذلِكَ يا أَبَةِ؟ قالَ: مِثلُ قَولِهِ، «وَالَّذينَ إِذا أَنفَقوا لَم يُسرِفوا وَلَم يَقتُروا»؛
امام باقر عليه‏السلام به فرزندش امام صادق عليه‏السلام فرمودند: تو را سفارش مى‏كنم به انجام كار خير وسط دو كار بد تا آن دو را محو كند، امام صادق عليه‏السلام سئوال كردند چگونه چنين چيزى ممكن است؟ امام فرمودند: همانطور كه قرآن مى‏گويد مؤمنين كسانى هستند كه وقتى خرج مى‏كنند اسراف و يا سختگيرى نمى‏كنند (اسراف و سختگيرى هر دو بدند و ميانه روى وسط آنها خوب است)

تفسير نورالثقلين، ج4، ص27، ح98

حدیث (3) امام صادق عليه‏السلام :

لَيسَ فيما أَصلَحَ البَدَنَ إِسرافٌ... إِنَّما السرافُ فيما أَتلَفَ المالَ وَأَضَرَّ بِالبَدَنِ؛
در آنچه بدن را سالم نگه مى‏دارد اسراف نيست بلكه اسراف در چيزهايى است كه مال را از بين ببرد و به بدن صدمه بزند.

بحارالأنوار، ج75، ص303، ح6

حدیث (4) امام صادق عليه‏السلام :

لِلمُسرِفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَشتَرى مالَيسَ لَهُ وَيَلبِسُ ما لَيسَ لَهُ وَيَكُلُ ما لَيسَ لَهُ؛
اسراف كننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نيست خريدارى مى‏كند، آنچه در شأنش نيست مى‏پوشد و آنچه در شأنش نيست مى‏خورد.

تفسير نورالثقلين، ج1، ص772، ح313

حدیث (5) امام صادق عليه‏السلام :

رُوىَ أَنَّهُ نَظَرَ الصّادِقُ إِلى فاكِهَةٍ قَد رُميَت مِن دارِهِ لَم يُستَقصَ أَكلُها فَغَضِبَ وَقالَ: ما هَذا إِن كُنتُم شَبِعتُم فَإِنَّ كَثيرا مِنَ النّاسِ لَم يَشبَعوا فَأَطعِموهُ مَن يَحتاجُ اِلَيهِ؛
نقل شده است كه امام صادق عليه‏السلام مشاهده كردند كه سيبى را نيم‏خورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: اگر شما سير هستيد، خيلى از مردم گرسنه‏اند خوب بود آن را به نيازمندش مى‏داديد.

بحارالأنوار، ج66، ص432، ح16

حدیث (6) امام على عليه‏السلام :

فَدَعِ السرافَ مُقتَصِدا وَاذكُر فِى اليَومِ غَدا وَأَمسِك مِنَ المالِ بِقَدرِ ضَرورَتِكَ وَقَدِّمِ الفَضلَ لِيَومِ حاجَتِكَ؛
اسراف را رها كن و ميانه‏روى در پيش‏گير و امروز به ياد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه‏دار و اضافى آن را براى روز نيازمنديت (قيامت) پيش فرست.

نهج البلاغه، نامه‏21

حدیث (7) امام صادق عليه‏السلام :

لَمّا سُئِلَ عَن أَدنَى السرافِ ـ : إِبذالُكَ ثَوبَ صَونِكَ وَإِهراقُكَ فَضلَ إِنائِكَ... ؛
در پاسخ به سئوال از كم‏ترين حدّ اسراف فرمودند: كم‏ترين اندازه آن اين است كه لباس بيرونت را لباس خانه دم دستى قرار دهى و ته مانده ظرفت را دور بريزى.

كافى، ج4، ص56، ح10

حدیث (8) امام على عليه السلام :

اَلسرافُ مَذمومٌ فى كُلِّ شَىْ‏ءٍ إِلاّ فى أَفعالِ البِرِّ؛
اسراف در هر چيزى ناپسند است، مگر در كارهاى خير.

غررالحكم، ج2، ص86، ح 1938

حدیث (9) ديلمى :

كانَ النَّبىُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ... يُسَلِّمُ عَلى مَنِ اسْتَقْبَلَهُ مِنْ كَبيرٍ وَ صَغيرٍ وَ غَنىٍّ وَ فَقيرٍ و لا يُحَقِّرُ ما دُعِىَ اِلَيهِ و لو اِلى خَشفِ التَّمْرِ وَ كانَ خَفيفَ المَؤونَةِ كَريمَ الطَّبيعَةِ، جَميلَ المُعاشَرَةِ، طَلِقَ الوَجهِ، بَشّاشا من غَيرِ ضِحكٍ، مَحْزونا مِن غَيرِ عَبوسٍ، مُتَواضِعا مِنْ غَيْرِ مَذَلَّةٍ، جَوادا مِن غَيْرِ سَرَفٍ، رَقيقَ القَلبِ، رَحيما بِكُلِّ مُسْلِمٍ... ؛

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به هر كس برخورد مى‏نمودند، از بزرگ و كوچك، ثروتمند و فقير، سلام مى‏كردند و اگر به جايى حتى براى خوردن خرمايى خشك دعوت مى‏شدند، آن را كوچك نمى‏شمردند. زندگيشان كم هزينه بود، بزرگ طبع، خوش معاشرت و گشاده رو بودند، بى آن‏كه بخندند، هميشه متبسم بودند، بى‏آن‏كه اخمو باشند، محزون بودند، بى‏آن‏كه از خود ذلّتى نشان دهند، متواضع بودند، مى‏بخشيدند ولى اسراف نمى‏نمودند، دل نازك و نسبت به تمام مسلمانان مهربان بودند.

ارشاد القلوب، ج 1، ص 115

اسراف از ديدگاه قرآن

 منابع روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كردستان

ازجمله مفاهيمي كه در قرآن مورد تأكيد بسيار قرار گرفته موضوع اسراف است. در نگرش قرآني، مي توان به ناهنجاري بودن آن بي هيچ ترديد و گماني حكم كرد. اما از آن جايي كه ابعاد آن چنان كه بايد و شايد روشن و تبيين نشده و همه جوانب آن با رويكرد تحليلي مورد بررسي قرار نگرفته، در اين نوشتار تلاش شده است تا به اين موضوع در ابعاد مختلف آن پرداخته شود كه البته به جهت مهم بودن مسايل اجتماعي و شناسايي اصول و موارد هنجاري از ضدهنجاري به جنبه اجتماعي آن بيشتر پرداخته شده است.

مفهوم اسراف

كاربرد عرفي اين واژه در معناي اقتصادي آن موجب شده است كه به ابعاد و جوانب ديگر مسئله اسراف كم تر پرداخته شده و يا به طوركلي ناديده گرفته شود. درحالي كه در نگاه قرآني و نيز كاربردهاي واژه نشان مي دهد كه دامنه مفهومي آن نه تنها ابعاد اقتصادي و هنجاري و اخلاقي بلكه حوزه اعتقادات را نيز شامل مي شود. بنابراين در حوزه هاي كلامي و اعتقادي و جامعه شناسي و روان شناسي و اصول اخلاقي و تربيتي و اقتصادي مي توان از اسراف سخن گفت و به بررسي موارد و نيز علل و عوامل آن پرداخت.
واژه اسراف كه بيش از 23بار در آيات متعدد قرآن در اشكال مختلف به كار گرفته، به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال و گرايش به سوي افراط و حتي تفريط است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ج6 ص 243 و نيز مجمع البيان؛ طبرسي؛ ج5 ص192 والتحقيق؛ ج5 ص110) از اين رو تنها به معناي افراط و تفريط نيست و اختصاصي به كوتاهي و يا زياده روي ندارد. هرچند بيش تر در معناي زياده روي و افراط به كار مي رود ولي اين موجب نمي شود كه از اطلاق آن دست برداريم و تنها به معني خروج از اعتدال به سمت و سوي زياده روي بگيريم درحالي كه اين واژه دربردارنده هرگونه خروجي به سوي كم يا زياده است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.

در كاربردهاي قرآن اسراف اختصاص به امري خاص مانند امور اقتصادي ندارد بلكه چنان كه گفته شد اين واژه در آيات قرآني به معناي هرگونه خروج از اعتدال و ميانه روي در مسائل بينشي، منشي و كنشي به كار رفته است.

از اين جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم معنا مي گردد و خروج و تجاوز از حد وسط و ميانه، اسراف ناميده مي شود. (فرقان آيه 67) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقيمي پيدا مي كند (شعراء آيه 151 و 152)؛ زيرا هرگونه امري كه برهم زننده تعادل در امور باشد به معناي اسراف خواهد بود و فساد نيز يكي از اين حالات خروج و برهم زننده است.

به نظر مي رسد كه در كاربردهاي قرآني واژه اسراف ارتباط تنگاتنگ با مفاهيمي چون كفر و ظلم و فسق و مانند آن دارد.

ارتباط اسراف و تبذير

چنان كه تبذير با اسراف از اين جهت نوعي ارتباط مفهومي پيدا مي كند؛ زيرا تبذير به معناي ريخت و پاش دانه و بذر در شرايط نامناسب و به روشي نادرست است كه اين خود نوعي خروج از ميانه و اعتدال و عدالت است. (التحقيق ج1ص 238)

به هرحال در كاربردهاي قرآني اسراف مفهومي فراگير است كه دربردارنده هرگونه خروج از اعتدال است. در اين راستا انحراف و خروج از حق و عدالت در امور اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي و مانند آن مي تواند به عنوان امري اسرافي مورد سرزنش قرار گيرد و از آن بازداشته شود.
به نظر مي رسد كه تفاوتي در اين معنا نيست كه تجاوز و خروج از اعتدال در كارهاي مباح باشد يا كارهاي غيرمباح؛ به اين معنا كه حتي اگر كسي در امور مباح مانند خوردن و آشاميدن از حد و اندازه بگذرد به عنوان مسرف شناخته مي شود و مي بايست از انجام آن خودداري ورزد و خود را به ميانه و اعتدال نزديك سازد.

انواع اسراف

چنان كه بيان شد از كاربرد واژه اسراف در آيات قرآن مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين واژه در حوزه مسايل مختلفي به كار رفته و هدف از آن در همه موارد بيان خروج ازاعتدال و حد ميانه در مسايل و امور بوده است. دراين جا به برخي از موارد اشاره شده در آيات قرآن درباره اسراف مي پردازيم.

اسراف اعتقادي

شرك به خدا و بت پرستي و يا كفر به خدا و عدم اعتقاد و باور به توحيد به عنوان مصاديقي از اسراف مورد اشاره و سرزنش قرار گرفته است. (طه آيه 124 و 127) ازنظر قرآن، اين گونه نگرش به هستي و جهان بيني، امري نادرست و به دور از اعتدال و حقانيت است. پيامد چنين نگاهي در دنيا و آخرت گرفتاري هاي متعدد و نابينايي و عدم درك درست مسايل ديگر است. كسي كه ناتوان از درك هستي و نقش خداوندگاري است، در مسايل روزانه خويش نيز نمي تواند تحليل درستي از مسايل داشته باشد و در نتيجه آن رفتار و كنش ها و واكنش هايش وي را از رسيدن به مقصد دور مي سازد و همواره با دست خويش خود را گرفتار اموري مي كند. كه جز بدبختي حاصلي نخواهد داشت. به عنوان نمونه كسي كه خدا و نقش او را در مديريت و اداره دنيا و به درستي در نيابد با پديد آمدن كوچك ترين مشكلي، به اندوه دچار مي شود و يا هرگاه مالي را از دست دهد اندوهگين مي شود. اين گونه است كه عدم درك و تحليل درست از هستي و بينش نادرست نسبت به خدا و جايگاه او موجب مي شود كه در امور دنيوي و گرفتاري هاي آن خود را ببازد و بر مشكلات خويش بيافزايد. افزون بر آن كه در آخرت نيز مي بايست پاسخگوي رفتارو اعمال و عقيده خويش باشد و به عذاب هاي دردناك گرفتار شود.

اسراف اخلاقي

اسراف اخلاقي به معناي گرايش به ماديات و قطع علاقه از خداوند است. آيات قرآن بسياري از صفات انساني را كه موجب مي شود او به گناه دست زند، به عنوان امري اسرافي مورد بررسي و تحليل قرار داده و از آن بازداشته است.

اسراف در حوزه اخلاق فردي و اجتماعي به اين معناست كه شخص صفاتي را در خود پديد آورد كه وي را از حالت اعتدال و ميانه روي بيرون برد. برخي از صفات مانند تكبر و بخل و مانند آن را مي توان از مصاديق بارز اسراف در حوزه اخلاق معرفي كرد.

در حوزه عمل اجتماعي نيز وقتي سخن از اسراف به ميان مي آيد مراد از آن رفتارهاي ناشايستي است كه ازفرد سر مي زند. به عنوان نمونه استكبارورزي كه در نابهنجاريهاي زشت اجتماعي و بازتاب صفت زشت اخلاقي تكبر است از جمله نمونه هاي خروج از اعتدال و تجاوز از حد و حدود است.
انحراف جنسي (اعراف آيه 80 و 81 و ذاريات آيه 32 و 34) و انجام اعمال زشت خودكامگي، استكبار، استثمار و خون ريزي و ستم و هرگونه فساد وتباهي اجتماعي از مصاديق بارز اسراف به شمار مي رود. (تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و مفسران؛ ج 15 ص 307)

تاكيد بر ميانه روي در همه امور

از آن جايي كه آثار اجتماعي اسراف در حوزه هنجاري بسيار زياد و تاثيرگذار است، خداوند ازمومنان مي خواهد كه همواره اعتدال و ميانه روي در امور را سرلوحه خويش قرار دهند و با اسراف خويش موجبات تباهي و فساد در جامعه و زمين را فراهم نياورند. (شعراء آيه 152)

بي گمان اسراف در همه حوزه ها آثار زيان باري به جاي خواهد گذاشت كه از جمله آنها مي توان به دوري از محبت خدا (اعراف آيه 31 و انعام آيه 141) و نيز سستي و ضعف در رسيدن به موفقيت در حوزه هاي مختلف زندگي اشاره كرد. (آل عمران آيه 147) چنان كه اسراف در حوزه اقتصادي موجب اتلاف منابع ثروت مي شود و رفاه فردي و عمومي جامعه را با خطر مواجه مي سازد.
به هر حال قرآن، اسراف را به عنوان يك رويكرد ضد هنجاري شناسايي و مورد تحليل قرار مي دهد و با اشاره به ابعاد مختلف و مصاديق و موارد گوناگون و آثار زيان بار آن در دنيا و آخرت، از مومنان مي خواهد كه خود را از آن رهايي بخشند و با دوري از شهوت پرستي (اعراف آيه 81) و پرهيز از روحيه ناسپاسي وكفران نعمت (اسراء آيه 26) تكبر و خودكامگي و استعمار و سيطره جويي (يونس آيه 31 ودخان آيه 44 و نمل آيه 34) و عجب و خودبيني (يونس آيه 12) خود را از آن برهاند.

اسراف

اسراف

«اسراف»، کلمه ای که بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از کنارش رد شده ایم.راستی شما چقدر به این موضوع فکر کرده اید ؟ آیا اگر کسی به شما عنوان «اسرافکار»را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عکس العمل نشان می‌دهید؟ با توجه به این که هر یک از ما به نحوی مرتکب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است که بپذیریم ما نیز دچار اسراف می‌شویم بدون اینکه متوجه آن باشیم.

غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات که به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونه‌های بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید.بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف کنند، جایی برای کمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با کمی دقت در این مورد،متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را که مصرف می کنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشکلی را در زندگی ایجاد نمی کند، بدون اسراف هم می‌توان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنکه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.

اسراف کردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دام‌های شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و زیاده روی موجب زیاده خواهی می‌شود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول کرده و از یاد خدا غافل می‌نماید.بنابر این برای اینکه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه که داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافکارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده،و راهی این مسیر نماید.خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافکاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیه‌های 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مکن که زیاده روی کنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش کفر ورزید». اولین نکته ای که از این آیه می‌توان برداشت نمود این است که خداوند متعال امر به انفاق کردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد که از اعمال صالحه می‌باشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینکه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین کرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نکته دوم آن که از اسراف کاران به عنوان «برادران شیطان »یاد کرده است.یعنی افرادی که زیاده روی می کنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی می‌کند) پس کسی که اسراف می‌کند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریک می شود، شاید تصور شود که این آیه اشاره به این موضوع می‌کند که وقتی برای دیگران خرج می‌کنی، اسراف نکن و انسان هر چه برای خود خرج کند، اشکالی ندارد و اسراف محسوب نمی‌شود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف می‌شود و متوجه می‌شویم که اسراف به هر شکل و در مورد هر کس انجام گیرد مذموم و ناپسند است. آنجا که خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید، زیرا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان می‌دهد که اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.

اسراف کاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلکه از این مرحله فراتر رفته و به شکل نفسانی و درونی بروز می‌کند.آنجا که انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود که به نوعی اسراف تبدیل می‌شود.فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است.او آنقدر خود را بزرگ می‌دید که تصور می‌کرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت کنند و چون چنین ادعایی نمود،عمل او عملی اسرافکارانه شد به گونه ای که خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیکه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف کاران بود».

و کلام آخر در مورد اسراف ، آن است که خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است.یعنی اسراف کار،عاقبتی جز جهنم ندارد.اول جهنمی که در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست کرده است و دیگری جهنمی که بواسطه اطاعت نکردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.تدبر در این آیه نشان می‌دهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی کوتاه می‌شود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است،مبدل می‌کند.پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف کاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بکاهیم.

1.آیا به چیزی که داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو می‌کنیم ؟

2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی کنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟

3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟

4.کدام یک از اعمال ما اسرافکارانه بوده و برای جلوگیری از تکرار آن چه کرده ایم؟

پدیدآورنده: زهرا لوکه علیخان

منابع :پا یگاه حوزه

آشنائی با بیماری دیابت

آشنائی با بیماری دیابت      

 

این مقاله چگونه می تواند به شما کمک کند؟

 اگر شما به تازگی دچار مرض قند شده اید و می خواهید اطلاعات بیشتری نسبت به این ناخوشی داشته باشید و یا اگر مدت هاست که این ناخوشی را دارید و یا با کسی زندگی می کنید که  این ناخوشی را دارد و شما خواهان کمک به او هستید، خواندن این مطلب می تواند برای شما مفید باشد.

 

این مقاله  به موارد زیر خواهد پرداخت:

آشنائی با مرض قند

علائم  مرض قند و ناراحتی هائی که با آن همراه است

عوامل مرض قند چیست و چه کسانی بیشتر در معرض آن قرار دارند

طریق معالجه مرض قند چگونه است

راه هائی که شما می توانید به خودتان کمک کنید تا سلامت و سرحال بمانید و توضیح می دهد که موسسه:

     Diabetes UK       

به عنوان یک موسسه بزرگ در انگلستان چگونه می تواند اطلاعات دست اول در اختیار شما قرار داده و در زمینه این ناخوشی و عوارض ناشی از آن به شما کمک بکند.

جنبه خوبی که در مورد مرض قند وحود دارد آن است که معالجات مربوط به آن بسیار ثمر بخش است یعنی هرچه شما بیشتر در مورد این ناخوشی بدانید همانقدر بیشتر می توانید:

  به خودتان کمک کنید تا سلامتی اتان را حفظ کنید.

  سبک زندگی دلخواه خود را به دست خود تنظیم نمائید.

  از عوارض ناشی از مرض قند که بعدها ممکن است بروز نماید، اجتناب کنید.

 

همواره با دکتر و یا پرستاری که در کار معالجه شما هستند مشورت کنید و رهنمود های این جزوه را نیز با نظر آنان به کار ببندید.

 

آشنائی با مرض قند( دیابت)

 

مرض قند، موقعی بوجود می آید که در خون، مقدار گلوکوز ( قند) زیاد می شود.  دلیل این امر آنست که بدن کسانی که مبتلا به این مرض هستند، نمی تواند این ماده( گلوکوز) را به صورت درست به مصرف برساند. گلوکوز یا قند باید در خون به انرژی تبدیل شود ولی در بدن مبتلایان به مرض قند، این عمل به خوبی صورت نمی گیرد.

 

علائم مرض قند

علائم عمده در بیماران مبتلا به مرض قند عبارتند از:

تشنگی زیاد

ادرار کردن به دفعات مکرر به مخصوص در شب ها

خستگی مفرط

وزن کم کردن

خارش دستگاه تناسلی و چرک کردن آن به طور متناوب

تارو کدر شدن دید

در دیابت نوع دوم این علائم شدید نیستند و آهسته آهسته بوجود می آیند.

در بعضی اشخاص نیز که مبتلا به نوع دوم  مرض قند هستند، چنین علائمی دیده نمی شوند و مریض بودن آن ها، تنها از طریق آزمایش خون و غیره تشخیص داده می شود.

دیابت نوع دوم خیلی سریع مثلاً در طی چند هفته خود رانشان می دهد.

در هر دو نوع، علائم بوجود آمده بعد از معالجه بهتر می شوند. هر چه معلجه سریع تر صورت بگیرد، امکان معالجه عوارض آن بیشتر خواهد بود.

- مرض قند دو نوع می باشد:

 

 در نوع اول سلول هائی که در بدن انسولین می سازند از بین رفته و در نتیجه انسولین به شدت در خون کم می باشد. این نوع از مرض قند معمولاً قبل از 40 سالگی بوجود می آید و مریض حتماً باید انسولین تزریق نماید

در نوع دوم، اگر چه بدن هنوز می تواند انسولین تولید بنماید ولی مقدار آن به حد کافی نیست و یا انسولین موجود کار خودر ا به خوبی انجام نمی دهد. این نوع از مرض قند معمولاً پس از 40 سالگی بروز می کند. نوع اول مرض قند با رژیم غذائی و مصرف قرص و یا با رژیم غذائی و تزریق انسولین ، درمان می شود.

 

- عوامل مرض قند و شرایط افراد مبتلا به آن

حدود 1.4 میلیون نفر در انگلستان به عنوان مبتلایان به مرض قند شناخته شده اند، یعنی در واقع، از هر صد نفر 3 نفر آن ها مرض قند دارند.

سه چهارم این افراد نوع دوم مرض قند را دارند.

مرض قند نوع اول موقعی بوجود می آید که سلول هائیکه در بدن انسولین تولید می کنند خراب شده و از بین رفته اند. اما، هنوز دلیل این امر بر کسی آشکار نیست. این نوع از دیابت معمولاً افراد در سنین پائین را در بر می گیرد.

 دلایل عمده  در مورد مرض قند نوع دوم  عبارت اند از عدم تولید انسولین به حد کافی در بدن و یا این که انسولین تولید شده در خود بدن کارآئی خود را از دست داده است. 

معمولاً افراد میانسال و یا پیر به این نوع از بیماری قند مبتلا می شوند. کسانی که وزنشان بالا است بیشتر در معرض ابتلا به مرض قند هستند و این مرض در میان آسيائی ها ،افریقائی ها و اهالی جزایر کاراییب معمول است.

 

. به طور کلی، کسانی که بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قند از نوع دوم می باشند، عبارتند از:

·         کسانی که در خانواده آن ها داشتن مرض قند ارثی است.

·         کسانی که بین 40 تا 75 سال دارند

·         کسانی که به طور ریشه ای به آسیائی ها، افریقائی ها و یا مردم کارابین تعلق دارند.

·         کسانی که وزنشان زیاد است.

·         زنانی که نوزادی با وزنی بیش از 4 کیلو گرم به دنیا آورده اند.

 

خوردن شیرینی جات و یا غذاهای ناجور باعث ایجاد مرض قند نمی شوند.

تشویش ونگرانی( استرس) بوجود آورنده مرض قند نیست. اما، وضع کسانی که به این  مرض دچار هستند را بدتر می کند.

این ناخوشی از کسی به انسان سرایت نمی کند.

 

معالجه مرض قند

هرچند که مرض قند را نمی توان به طور کامل معالجه نموده و از بین برد، ولی می توان به طور کاملاً موفقیت آمیزی آن را تحت کنترل گرفته و تا حدی معالجه کرد.

درک این مطلب که چرا مقدار قند در خون اشخاص مبتلا به مرض قند زیاد است و کسب دانش در زمینه مکانیسم هائی که در این زمینه در بدن صورت می گیرد، کمک می کند تا متوجه بشویم که معالجات مختلف به چه صورت مثمر ثمر واقع می شوند.

شکر و غذا های نشاسته ای ( کربوهیدرات ها) در بدن انسان به گلوکز( قند) تبدیل می شوند. گلوکوز در بدن کسانی که مرض قند دارند-  یا به دلیل کمبود انسولین در بدنشان و یا به این دلیل که انسولین موجود در بدن آن ها کارائی لازم خود را از دست داده است تبدیل به انرژی نمی شود. این امر باعث می شود که کبد به نوبه خود بیش از حد معمول قند وارد خون نماید که باز از آن جا که انسولین در بدن نیست و یا کارائی ندارد، این قند ها نیز به انرژی تبدیل نمی شوند در حالی که در آن زمان مقدار قند در خون زیاد تر شده است.

در این هنگام بدن شروع به سوزاندن چربی ها و پروتئین ها ی ذخیره خود کرده و باز گلوکوز تولید می کند. اما این بار نیز گلوکوز به انرژی تبدیل نمی شود. با توجه به انجام چنین عمل و عکس العمل هائی در بدن اشخاص مبتلا به مرض قند که هنوز به مداوای خود نپرداخته اند، علائم مرض قند بروز می کند .

به دلیل فقدان انرژی، آن ها، اغلب احساس خستگی زیاد می کنند.  گلوکوز موجود در خون که مورد استفاده قرار نگرفته ناچاراً وارد ادرار می شود . به همین دلیل ادرار اشخاص مبتلا به مرض قند که تحت درمان قرار نگرفته اند، خیلی زیاد است. و به همین دلیل است که چنین اشخاصی دچار تشنگی شدیدی می شوند؛ و با اختلالاتی که در رابطه با سوزاندن چربی ها و پروتئین ها در بدن بوجود می آید، وزن کم می کنند.

کسانی که به مرض قند نوع اول مبتلا هستند، پس از آگاهی به این امر، باید همه عمر خود را با تزریق انسولین بگذرانند. همچنین آن ها باید از یک رژیم غذائی درستی پیروی کنند. تزریق انسولین برای این بیماران حیاتی است و باید هر روز صورت بگیرد.

کسانی که مرض قند نوع دوم را دارند حتماً باید غذاهای سالم و مناسب  بخورند. اگر با رژیم غذائی نتوان مرض قند نوع دوم را معالجه نمود، دکتر به آن ها دارو  تجویز خواهد نمود. انواع قرص ها برای معالجه مرض قند نوع دوم به کار می رود. 

 تعدادی از این دارو ها عوارض جانبی دارند که عواقب ثانویه بیماری دیابت را در دراز مدت افزایش می دهند. از این رو همه بیماران مبتلا به مرض قند باید بدانند که داروها یکی از عوامل بازدارنده آنان از دستیابی به کنترل قند خونشان هستند.

 با پرسیدن از پزشک  خود اطمینان خاطر حاصل کنید و آگاهی خود را در باره داروئی که مصرف می کنید بالا ببرید.

 

عوارض دراز مدت مرض قند

 

برای همه افراد مبتلا به مرض قند لازم است که عوارض دراز مدت دیابت را بشناسند و بدانند که چه اثری روی بدن می گذارند و از هر یک از آن ها چگونه می توان جلوگیری کرد و یا آن ها را درمان نمود.

 به طور کلی تأثیرات دیابت بر روی چشم ها، قلب،کلیه ها، اعصاب، و پاها و پوست می باشد.

 

برنامه غذائی مناسب در دیابت

برای افراد ی که دیابت دارند، رژیم غذائی خاصی وجود ندارد، بلکه یک برنامه غذائی که برای همه مناسب است، اکیدا به آن ها توصیه می شود.

 آنها باید غذاهای کم چربی، کم شکر، کم نمک، میوه و سبزیجات، و به طور فراوان غذاهای نشاسته ای ( نان، سیب زمینی، برنج ،پستا و سریال های صبحانه-cereals Breakfast وغیره). استفاده کنند.

پرهیز از قندها ، یکی از چیزها ی اولیه که بسیاری از اشخاص دیابتی باید فرا گیرند، این است که از غذاهائی که قند دارند، دوری گزینند. بعنی در چای یا قهوه خود از شیرین کننده های جانشین قند استفاده کرده، از ژله و نوشیدنی های قنددار پرهیز نمایند. بیش از همه سبزی بخورید. گام دیگری که باید برای کنترل قند خون بردارید، افزودن مقدار غذاهای گیاهی در برنامه غذائی است.

تحقیقات نشان داده اند که افراد دیابتی که از بافت های گیاهی بیشتری استفاده می کنند، قند خون آن ها کمتر از دیگران است.

درباره کم کردن چربی ها اقدام کنید.

غذاهای پر چربی مساله ساز هستند. زیرا چربی زیاد، علاوه بر افزایش قند خون، افزایش خطر انسداد شریان های قلب، سرطان ، سنگ کیسه صفرا و.... را به دنبال دارند. 

مصرف نمک را کاهش دهید.

عده ای از مردم مستعد ابتلاء به فشار خون هستند وبرای هر کسی پسندیده است که مصرف غذاهای نمک دار را کاهش دهد. خوردن غذاهائی که فیبر ( Fiber) زیادی دارند بسیار لازم است.

در مورد نوشید ن مشروبات الکلی بهتر است با دکترتان مشورت کنید. اما، در هرحال افراد دیابتی می توانند تا یک مقدار مشروبات الکلی استفاده کنند. فقط هیچوقت با شکم گرسنه مشروب نخورید. و از مشروب های شیرین اجتناب کنید.

ورزش برای تندرستی

 

ورزش و کاهش وزن در دیابت نوع دوم از اهمیت زیادی بر خوردار است. ورزش باعث می شود که انرژی بیشتری را بسوزانید. اکثر دیابتی های نوع دوم که برای کنترل دیابت خود دارو می خورند، پس از پرداختن به ورزش می توانند به جائی برسند که از خوردن آن داروها دست بکشند. این امر به دان علت است که ورزش موجب افزایش اثر انسولین در بدن می شود.

 

ورزش در دیابت نوع اول، به این بیماران کمک خواهد کرد که تمامی مواد غذائی با ارزش را از خوراک خود به دست آورند. زیرا این امر درست به مانند انسولین نامرئی عمل می کند.

 

Diabetes UKکمک گرفتن از

 D.UK بزرگترین موسسه در انگلستان برای کمک به اشخاص مبتلا به دیابت و خاتواده های آنها

 می باشد.

این موسسه می تواند با گذاشتن اطلاعات مفید در مورد دیابت و با حمایت از شما، کمک کند که که شما زندگی سالمی را به پیش ببرید.

 اگر عضو این موسسه بشوید، نسخه ای از مجله آن ها ، در هر دو ماه یک بار به طور مجانی به شما فرستاده خواهد شد.

یک خط تلفن برای پاسخ دادن به همه سئوالات شما در مورد دیابت وجود دارد.

 این شماره تلفن به قرار زیر است :

 02076366112

 

 همچنین برای دریافت کمک می توانید با این موسسه تماس بگیرید.

آدرس آن هاچنین است:  

 

The charity for people with diabetes

 10 Queen Anne Street, London W1M OBD

شماره تلفن : 3644 7637  020

Email: info@ diabetes.org.uk

برنامه پانزده هفته اي طناب زدن

برنامه پانزده هفته اي طناب زدن

كل زمان در روز

تكرار

استراحت

طناب زدن

هفته

 

2 دقيقه

8 بار

45 ثانيه

15 ثانيه

اول و دوم

 

3 دقيقه

12بار

15 ثانيه

15 ثانيه

سوم و چهارم

 

4 دقيقه

8بار

15ثانيه

30 ثانيه

پنجم و ششم

 

7 دقيقه

7بار

30 ثانيه

1 دقيقه

هفتم و هشتم

 

10 دقيقه

2بار

1 دقيقه

5 دقيقه

نهم و دهم

 

15 دقيقه

5بار

1 دقيقه

3 دقيقه

يازدهم و دوازده

 

18 دقيقه

 

3بار

1 دقيقه

6 دقيقه

سيزدهم و چهاردهم

 

24 دقيقه

3بار

2 دقيقه

8 دقيقه

پانزدهم

 

 

برنامه پانزده هفته اي براي طناب زدن

براي طناب زدن جاي مناسبي را انتخاب كنيد.براي جلوگيري از صدمه به قوزك و پايتان از كفش مناسب استفاده كنيدابتدا به مدت 5 دقيقه راه برويدو با نرمش هاي كششي عضلات ساق پا را گرم كنيد. براي اجراي برنامه اگر تازه كار هستيد از ابتداي جدول آغاز كنيد.در هر دقيقه 80 تا 100 طناب بزنيد. در صورتي كه بي استراحت اين كار را انجام مي دهيد بايد در مدت 10 دقيقه 500 طناب بزنيد.


نویسنده:  دكتر هومن خليقي

تغذیه دیابت

دیابت یا بیماری قند چیست؟

بیشتر غذاهایی که می خوریم ، دربدن تجزیه شده وبه گلوکز که نوعی قند است تبدیل می شود. گلوکز ازراه خون به طرف سلولها حرکت می کند.انسولین ماده ایی است که توسط بدن درلوزالمعده ساخته می شود وبه گلوکزاجازه می دهد تابه سلول واردشود.درسلول گلوکز صرف تولیدانرژی می شود که شما برای فعالیت وانجام کارهای روزانه به آن نیازدارید. اگر به بیماری دیابت یا مرض قند مبتلا هستید ٍبدنتان نمی تواند انسولین کافی بسازد ویا نمی تواند انسولین ساخته شده را خوب مصرف کند بنابراین،گلوکز درخون باقی می ماند وسلول های بدن شما انرژی مورد نیاز خودرابدست نمی آورند.

بیماری دیابت بر دونوع است : دیابت نوع اول و دیابت نوع دوم

دیابت نوع اول معمولا در سنین پایین  وبیشتردر نوجوانان دختر 12-10 سال و در پسران 14-12 سال بروزمی کند.   در این نوع دیابت ، بیمار باید هرروز انسولین تزریق کنند.

دیابت نوع دوم شایعتر است 90 تـــا 95% موارد شنــاخته شــده ديـــابت را شامل مي‌شود. عواملی مانند افزايش ســـن (سن بالاي 45 سال)، چاقي (به ويژه چاقي شكمي) و اضـــافه وزن، ســـابقه خـانوادگي، ديـــابت بارداري، فعاليت بدني كم، نژاد، سابقه تولد نوزاد بزرگتر از 5/4 کیلو گرم خطر ابتلا به دیابت را افزایش می دهد. اين فرم از ديابت ممكن است سالها ناشناخته بماند زيرا گلوكز خون بطور تدريجي بالا مي‌رود. اين بيماران 2 تا 4 برابر بيشتر از ديگران در معرض خطر بيماريهاي قلبي عروقي قرار دارند

 

 این نوع دیابت رامی توان با تغذیه مناسب وفعالیتهای بدنی روزانه کنترل کرد.

نشانه های دیابت :

پرادراری وتکرر ادرار

احساس تشنگی و زیاد نوشیدن آب

احساس ضعف وپرخوری

کاهش و زن بدون دلیل

بیماری دیابت چه عوارضی دارد؟

درصورتی که بیماری دیابت کنترل نشود، می تواند دردرازمدت منجر به بیماریهای قلبی عروقی ، اختلالات بینایی ، نارسایی وازکارافتادگی کلیه ها وبروززخمهای پوستی به حصوص درپاها وآسیبهای عصبی گردد ودرنهایت منجر به صدمات جبران ناپذیری مثل کوری، قطع پاها وسکته مغری وقلبی بشود.

اگر به بیماری دیابت مبتلا هستید باید درتغذیه خود به نکات زیر توجه کنید:

-         تعداد وعده های غذایی را بیشتر وحجم غذایی که در هر وعده می خورید را کمتر کنید.

-         بعضی از موادغذایی مثل نان بربری،نان تافتون ،نان سنگک، برنج اروگوئه ،برنج تایلندی، لپه ،عدس،لوبیا قرمز ،لوبیا چیتی،ماش کمتر قند خون را بالا می برند .از این مواد غذایی می توانید استفاده کنید.

-         بعضی از موادغذایی مثل نان لواش، برنج صدری،برنج طارم و نخودفرنگی بیشتر قند خون رابالا میبرندواز این ها باید کمتر مصرف کنید.

-         بعضی از موادغذایی مثل لواش ماشینی ،باقلا سبز بدون پوست ،هویج ،سیب زمینی  باعث بالا رفتن قند خون می شوند .از مصرف این غذاها خودداری کنید.

-          از میو های خیلی شیرین مثل انگور،خربزه ،انجیر که دارای مقدارزیادی قند هسنتد ،کمتر استفاده کنید.

-          بجای مصرف قند وشکر از خرما ،کشمش وتوت خشک به مقدار کم استفاده کنید. توجه داشته باشید که مصرف زیاد این ها هم موجب بالا رفتن قند خون می شود.

-          ازخوردن غذاهای خیلی شیرین مثل انواع شیرینی ها ، بیسکویت ، شربتها ، شکلات ها ، نوشابه های گازدار وآب میوه های صنعتی که حاوی مقدارزیادی موادقندی هستند خودداری کنید.

-          برای کنترل وزن خود وجلوگیری از اضافه وزن وچاقی ،فعالیت بدنی مناسب وکافی داشته باشید. حداقل 30دقیقه پیاده روی روزانه توصیه می شود.

-          برای اطمینان ازسلامت چشم ها وکلیه های خود بطورمرتب به پزشک مراجعه کنید.

-          قند وشکر رژیمی که همان شیرین کننده های مصنوعی هسنتد ،موجب افزایش قند خون نمی شوند واستفاده متعادل ازانها مجاز است اما مصرف بیش از حد انها به دلیل احتمال بروزناراحتی های گوارشی ،نفخ واسهال توصیه نمی شود.


نویسنده:  زهرا عبداللهی

دیابت

دیابت قندی (Diabetes Mellitus) نوعی بیماری است که در اثر افزایش غلظت گلوکز خون ایجاد می‌گردد که این افزایش گلوکز در اثر نبود انسولین در خون یا نقصان گیرنده‌های انسولین در سلولهای جذب کننده گلوکز ، بوجود می‌آید. این بیماری حالت ارثی و اکتسابی دارد.

دید کلی

این بیماری دیابت فامیلی بوده و حدود 2 درصد مردم در جهان به آن مبتلا هستند. در این بیماران افزایش گلوکز به قدری است که از آستانه کلیوی گذشته و لذا نمی‌تواند مجددا جذب گردد. بنابراین در ادرار قند (Glocosuria) مشاهده می‌گردد. افزایش فشار اسمزی در ادرار سبب افزایش دفع آب یا همان ادرار (Polyuria) شده است. در دیابت با اینکه مقدار گلوکز خون زیاد است، ولی ذخیره گلیکوژن کم شده، لیپیدها و پروتئینها می‌سوزند، لذا شخص دیابتی دائما احساس گرسنگی می‌کند و پرخور (Polyhagia) می‌باشد.


تصویر



پس شخص دیابتی دارای سه علامت پرخوری ، عطش زیاد و تکرار ادرار می‌باشد. در این حالت به علت اینکه لیپیدها در بتا _ اکسیداسیون تجزیه می‌شوند، سرانجام استیل کوآنزیم A به مقدار زیاد حاصل می‌نمایند. این ترکیب در سنتز اجسام ستونی وارد شده و اجسام ستونی در خون و ادرار دیده می‌شوند. کاتیونها همراه ترشح آنیونی اجسام ستونی ، خنثی و از محیط خارج شده و در نتیجه یک ستواسیدوز حاصل می‌شود و بیمار به حالت اغما و مرگ می‌رود. اغلب سندورمهای حاد دیابتی ، در اثر نقصان انسولین بوده که آن را دیابت وابسته به انسولین گویند و با تجویز انسولین قابل کنترل می‌باشد.

تاریخچه

صدها سال است که بیماری دیابت با دفع قند از طریق ادرار شناخته شده است. آزمایشات سالهای 1800 میلادی ، نشان داده است که در حیواناتی که لوزوالمعده‌شان ، با انجام عمل جراحی برداشته می‌شود، علائم بیماری فورا ظاهر می‌گردد. به هر حال تا سال 1921 که فردریک باتینگ و چارلز بست انسولین را از پانکراس حیوانات استخراج کردند و برای دیابت انسان مورد استفاده قرار دارند، درمان قطعی برای این بیماری وجود نداشت.


دو نوع دیابت شیرین وابسته به انسولین و غیر وابسته به انسولین شناخته شده است.

دیابت شیرین وابسته به انسولین (IDDM)

در این دیابت که به دیابت جوانی (Insulin Dependent Diabets Mellitus) یا IDDM نیز معروف است، ضایعه معمولا در سلولهای بتا جزایر لانگرهانس لوزوالمعده بوده، لذا پس از صرف غذا (حاوی مواد قندی) ، انسولین ترشح نمی‌گردد.


  • در این ضایعه ، در کبد فرایندهای گلوکونئوژنز و ستوژنز صورت گرفته و راههای گلیکولیز (تجزیه گلوکز) و لیپوژنز (تجزیه لیپیدها)، صورت نمی‌گیرد. در سلولهای دیگر بافتها ، به علت اینکه گلوکز نمی‌تواند وارد سلولها شود، لذا راه تولید قند از تجزیه پروتئینها و چربیها ، تحریک می‌شود.
  • تجزیه لیپیدها در بافت چربی ، باعث آزاد شدن اسیدهای چرب شده که به کبد انتقال یافته و در سنتز اجسام ستونی شرکت می‌کنند که این فرایند تولید ستواسیدوز کرده و در نهایت بیمار را به اغما می‌برد.

  • آنزیم لیپو پروتئین لیپاز که در حضور انسولین فعال بوده و باعث صاف کردن خون از لیپیدها می‌شد، در فقدان انسولین ، غیر فعال بوده و غلظت لیپیدها و اسیدهای چرب در خون ، افزایش می‌یابد.
  • پس در این نوع دیابت ، افزایش گلوکز خون ، می‌تواند به دو علت اصلی باشد: عدم وجود و یا نقصان انسولین که گلوگز نمی‌تواند وارد سلولهای مختلف گردد و دیگر اینکه در اثر شدت تولید قند از اسیدهای آمینه در کبد زیاد می‌شود که مقداری گلوکز به خون ریخته می‌شود و باعث افزایش غلظت گلوکز در خون می‌گردد.

فنوتیپ و سیر طبیعی IDDM

  • زودرس‌ترین نشانه اختلال ، پیدایش آنتی بادیهای خودی ضد جزیره لانگرهانس در هنگامی است که گلوکز خون ، طبیعی است.
  • متعاقب این دوره ، مرحله کاهش تحمل گلوکز ، اما طبیعی بودن گلوکز ناشتای خون است.
  • با تداوم از دست رفتن سلولهای بتا پانکراس ، نهایتا افزایش گلوکز ناشتای خون بروز می‌کند، اما هنوز انسولین به میزان کافی جهت پیشگیری از ستوز تولید می‌شود. در طی این دوره بیماران دچار دیابت شیرین غیر وابسته به انسولین می‌باشند.
  • سرانجام تولید انسولین به زیر آستانه بحرانی می‌رسد و بیمار مستعد ستواسیدوز می‌گردد. بیماران جوانتر عموما سریعتر از بیماران مسن‌تر این مراحل را سپری می‌کنند.

اداره بیمار مبتلا به IDDM

پیوند پانکراس یا سلولهای جزیره لانگرهانس در صورت نبودن عوارض سرکوب ایمنی ، می‌تواند بیماری را معالجه کند. اداره اکثر بیماران ، بر کنترل قاطع سطح قند خون از طریق تزریق انسولین خارجی ، تاکید می‌کند. تجویز انسولین یا نیکوتین آمید ، ظاهرا بروز IDDM در برخی از بیماران را به تاخیر می‌اندازد.

خطر توارث IDDM

احتمال IDDM در جمعیت عمومی ، تقریبا 1 در 300 است. در صورت ابتلای یک خواهر یا برادر ، این خطر به 1 در 14 افزایش می‌یابد. با ابتلای دومین خویشاوند این احتمال به 1 در 6 می‌رسد. فرزندان مادران مبتلا به احتمال 1 در 100 دچار IDDM می‌شوند.

دیابت شیرین غیر وابسته به انسولین (NIDDM)

برعکس دیابت جوانی ، انسولین در این بیماری که (Non Insulin Dependent Diabets Mellitus) یا NIDDM یا دیابت بالغین نیز نامیده می‌شود، وجود دارد. این دیابت در متوسط سن افراد چاق بوجود می‌آید. این دیابت در 80 تا 90 درصد دیابتی‌ها دیده شده است. علت این ضایعه ممکن است در اثر نقصان گیرنده‌های انسولین بر روی غشا سلولی سلولهای هدف ، یعنی ماهیچه ، کبد و بافت چربی باشد. این افراد با یک افزایش قند (هیپرگلیسمی) و افزایش لیپیدها (هیپرتری گلیسریدمی) دیده می‌شوند، ولی ستواسیدوز که در دیابت شیرین وابسته به انسولین وجود داشت، در این بیماران وجود ندارد. علت افزایش تری گلیسرید ، احتمالا به علت سنتز فراوان تری گلیسریدهای کبد در اثر تحریک حاصل از افزایش گلوکز و انسولین می‌باشد. چاقی قبل از اینکه ، دیابت خود را نشان دهد، وجود دارد و یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده این نوع دیابت است.



تصویر

فنوتیپ و سیر طبیعی NIDDM

NIDDM ، معمولا افراد چاق را در میانسالی را بعد از آن گرفتار می کند، هر چند با چاق شدن و بی تحرکی روز افزون کودکان و افراد جوان‌تر ، تعداد در حال افزایشی از آنها مبتلا می‌شوند. NIDDM تظاهر بی سروصدایی دارد به واسطه افزایش سطح گلوکز در بررسیهای روزمره تشخیص داده می‌شود. بطور کلی پیدایش NIDDM را به سه مرحله بالینی تقسیم می‌کنند:

  • اول ، علی‌رغم مقاومت به انسولین ، گلوکز پلاسما طبیعی باقی می‌ماند.
  • دوم، علی‌رغم افزایش غلظت انسولین ، افزایش غلظت گلوکز در خون ، پس از صرف غذا ایجاد می‌شود.
  • سوم ، کاهش ترشح انسولین باعث افزایش غلظت خون در حالت ناشتا و دیابت آشکار می‌گردد.

    علاوه بر افزایش غلظت گلوکز خون ، تنظیم نادرست متابولیزمی ناشی از اختلال عملکرد سلولهای بتا و مقاومت به انسولین سبب آترواسکلروز و بیماری کلیوی می‌شود. پیدایش این عوارض ، با زمینه ژنتیکی و میزان کنترل متابولیزمی ارتباط دارد. کنترل قاطع سطح گلوکز خون ، خطر عوارض را 35 تا 75 درصد کاهش می‌دهد.

اداره بیمار مبتلا به NIDDM

کاهش وزن ، افزایش فعالیت بدنی و تغییرات رژیم غذایی با بهتر کردن چشمگیر حساسیت و کنترل آن ، به بسیاری از مبتلایان به NIDDM کمک می‌کند. متاسفانه بسیاری از بیماران نمی‌توانند یا نمی‌خواهند نحوه زندگی خود را به حد کافی جهت انجام این کنترل ، تغییر دهند و نیاز به درمان با داروهای خوراکی پایین آورنده قند خون مانند سولفونیل دوره‌ها) و بی‌گوانیدها دارند. برای نیل به کنترل قند خون و احتمالا کاهش خطر عوارض دیابت ، بعضی از بیماران نیاز به درمان با انسولین خارجی دارند. به هر حال انسولین درمانی با افزایش مقدار انسولین و چاقی ، مقاومت به انسولین را زیاد می‌کند.



تصویر

خطر توارث NIDDM

خطر NIDDM در جمعیت عمومی ، بسیار وابسته به جمعیت تحت مطالعه است. در اکثر جمعیتها این خطر از 1 تا 5 درصد می‌باشد. هر چند در ایالات متحده ، 6 تا 7 درصد است. اگر بیمار یک خواهر یا برادر مبتلا داشته باشد، خطر به یک در 10 افزایش می‌یابد. اگر یک خواهر یا برادر و یک خویشاوند درجه اول دیگر مبتلا شوند، خطر یک در 5 است. از آنجا که برخی اشکال NIDDM ، پیش زمینه IDDM (وابسته به انسولین) هستند، فرزندان بیمارن دچار NIDDM به احتمال تجربی یک در 10 دچار IDDM می‌شوند.

منبع : سایت رشد

مرض قند

گونه‌های مرض قند
  • مرض قند نوع Ι (یا دیابت وابسته به انسولین IDDM)
  • مرض قند نوع ΙΙ (یا دیابت غیر وابسته به انسولین NIDDM)
  • دیابت بارداری

دیابت نوع یک

بدن مبتلایان به دیابت نوع یک که اغلب در سنین زیر ۳۰ سالگی نمایان می‌شود ، توانایی تولید انسولین را ندارد و این امر موجب افزایش سطح قند خون می‌گردد. این امر به دلیل از دست رفتن سلول‌های β جزایر لانگرهانس پانکراس اتفاق می‌افتد. دلیل اصلی از دست رفتن سلول‌های β، حمله سلول‌های لنفوسیت T به دلیل خودایمنی است که در بیشتر موارد بروز بیماری بدنبال ابتلا به یک بیماری ویروسی اتفاق می‌افتد. روش درمانی آن تزریق انسولین و کنترل دائمی میزان قند خون می‌باشد.انسولین هورمونی است که راه را برای ورود گلوکز به سلول‌ها باز می‌کند و در انجا این مواد را میسوزاند.حدود ۵ تا ۱۰درصد افراد دیابتی در آمریکا که دیابت انها به اثبات رسیده به این نوع دیابت مبتلا هستند.دیابت نوع یک در افراد زیر چهل سال ومعمولا در کودکان بروز می‌کند. علائم دیابت نوع اول عبارتند از تشنگی بیش ازحد, گرسنگی دایمی , تکرر ادرار (به خصوص در شب) , کاهش وزن ناگهانی , خستگی مفرط و تاری دید.

دیابت نوع دوم

در مرض قند نوع دوم بدن فرد مبتلا انسولین تولید می‌کند و حتی ممکن است غلظت انسولین در خون از مقدار معمول آن نیز بیشتر باشد اما گیرنده‌های یاخته‌ای فرد نسبت به انسولین مقاوم شده و در حقیقت نمی‌گذارند انسولین وارد سلولها شده و اعمال طبیعی خود را انجام دهد. در این حالت می‌توان با درمان رژیمی و ورزش غلظت قند خون را کاهش داد. شیوع این نوع در حال ازدیاد است. مرض قند نوع دوم در افراد چاق دیده می‌شود و درصد شیوع این بیماری در زنان بیش از مردان است. به بیان دیگر این نوع دیابت ناشی از مقاومت بدن در برابرمصرف انسولین(شرایطی که بدن از استفاده صحیح انسولین خودداری می‌کند) وهمچنین کمبود مقدار انسولین نیز وجود دارد.بسیاری از آمریکایی‌هایی که به دیابت مبتلا هستند دیابتی از این نوع دارند.

دیابت بارداری

تجهیزات آزمایشات شخصی دیابت بارداری در آمریکا

دیابت بارداری مربوط به چند ماهه آخر دوران بارداری است و معمولاً سابقه خانوادگی در ابتلا به آن نقش دارد. کاهش مصرف کربوهیدرات‌ها و محدود کردن دریافت قندهای خالص و افزایش تعداد وعده‌های غذا و کاهش حجم وعده‌ها از جمله عوامل بهبود بخش می‌باشند. ناگفته پیداست که این نوع دیابت فقط در بانوان شیوع دارد.در واقع این دیابت مختص به دوران بارداری زنان است ولی حدود ۵ تا ۱۰٪ از این زنان فورا بعد ازاینکه بار دار شدند دیابت آنها به دیابت نوع دو تبدیل می‌شود.

دیابت اولیه یا در آستانه ابتلا به دیابت

حالتی است که در آن سطح گلوکز خون افراد بالاتر از حد نرمال بوده ولی مقدار آن به حد دیابت کامل نرسیده‌است. در آمریکا حدود ۵۷میلیون نفر علاوه بر آن ۲۳٫۶ میلیون نفری که قبلا ذکر شد به این نوع دیابت مبتلا هستند.

علائم دیابت

بیشتر انواع دیابت بدون علائم اولیه قابل تشخیص هستند و اگر هم علائمی داشته باشند٬ به دلیل اینکه این علائم بی درد هستند٬ قابل تشخیص نیست.

 ریسک ابتلا به دیابت

حدود ۲۳٫۶ میلیون نفردر آمریکا به دیابت مبتلا هستند وهنوز حدود یک چهارم این افراد از بیماری خود بی اطلاعند لذا اندازه گیری قند خون جهت غربالگری توصیه می‌شود.

 مرض قند و انسولین

بسیاری از افراد پس از آغاز درمان و استفاده از دارو حتی از قبل هم چاقتر می‌شوند و این بدان علت است که تقریباً تمام داروهایی که برای بهبود این افراد تجویز می‌شود آنها را گرسنه می‌کند و باعث می‌شود که کبد مازاد انرژی را به چربی تبدیل نماید.

لوزالمعده به منظور جلوگیری از افزایش ناگهانی قند خون پس از صرف غذا مقداری انسولین در خون وارد می‌کند و انسولین با راندن قندها به درون یاخته‌ها از وقوع این امر جلوگیری می‌کند. اما انسولین و تمام داروهایی که از آن ساخته می‌شوند باعث می‌شوند که شما همواره احساس گرسنگی کنید ، بنابراین در تجویز انسولین سعی این است که با کمترین میزان مصرف انسولین بتوانیم از بالا رفتن قند خون جلوگیری بعمل بیاوریم.

 عوارض دیابت

دیابتی‌ها در معرض آسیبهایی مانند حملات قلبی ، مشکلات کلیوی ، نابینایی ، ناشنوایی و نشانگان پاهای سوزان هستند . یکی از دلایل این امر چسبیدن قند بالای به یاخته‌ها و تبدیل آن به ماده‌ای مضر به نام سوربیتول می‌باشد. پزشکان به‌وسیله انجام آزمایشی بنام هموگلوبین A1C و اندازه گیری میزان قند چسبیده به سلولها به میزان آسیب‌های عصبی وارد شده پی می‌برند.

دیابت ممکن است منجر به اختلال در کارکرد سرخ‌نای (مری) و تنبلی معده، اختلالات کیسه صفرا، اختلالات عملکرد کبدی و اختلال در عملکرد روده بزرگ و کوچک شود که هر کدام به نوع خود باعث بروز علائم ویژه‌ای می‌شود.[۲]

 مرض قند و پرهیز غذایی

بسیاری از افرادی که بعد از سن ۴۰ سالگی دچار دیابت می‌گردند با رعایت یک رژیم غذایی مشتمل بر مصرف سبزیجات, غلات کامل, حبوبات و ماهی ومحدود کردن شدید فراورده‌های شیرینی پزی و شکر و محدود کردن دریافت کربوهیدرات می‌توانند حال خود را بهبود بخشند. بسیاری از کسانی که دچار دیابت شده‌اند انسولین مصرف می‌کنند آنها توانایی کافی برای پاسخ دادن به انسولین را ندارند و این امر به علت وزن بالا و مصرف زیاد قندهای تصفیه شده از سوی آنهاست. اولین دستور برای برطرف کردن این حالت استفاده از دانه‌های کامل به جای فرآورده‌های شیرینی و نان پزی است. این امر علاوه بر اینکه به شما احساس خوبی می‌دهد کمک خواهد کرد تا کمتر بخورید و همچنین باعث محدود کردن دریافت مهم‌ترین منبع دریافت چربی‌ها خواهد گردید.

برپایه پژوهش‌هایی که در اروپا انجام گرفته‌است نشان داده شده که دریافت مقادیر بسیار زیاد پروتئین به کلیه‌های یک فرد دیابتی آسیب وارد می‌کند بنابراین دیابتی‌ها باید از مقادیر کمتر گوشت و ماکیان و تخم مرغ استفاده نمایند. همچنین تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده میزان نیاز به انسولین را افزایش و چربی‌های غیر اشباع تک‌پیوندی و چندپیوندی موجود در سبزیجات و چربی‌های امگا-۳ موجود در روغن ماهی و همچنین استفاده از آرد کامل و دانه‌های کامل بجای آرد تصفیه شده نیاز به انسولین را کاهش می‌دهد. سطح بالای قند خون بعد از صرف غذا موجب می‌شود که قندها به یاخته‌ها چسبیده و تبدیل به ماده‌ای سمی (برای یاخته‌ها) بنام سوربیتول شوند که این ماده به اعصاب و کلیه و رگ‌ها و قلب آسیب خواهد رساند. برای اینکه از بالا رفتن زیاد سطح خون جلوگیری کنید نانها و شیرینی‌های تهیه شده از غلات کامل را بجای نان و شیرینی‌های معمولی که از آرد تصفیه شده تهیه می‌شوند، استفاده نمایید و از شکر سر سفره خودداری کنید و مصرف میوه را فراموش نکنید.


زخم‌های دیابتی

زخم‌های دیابتی، جراحت‌هایی در پوست، چشم،اعضای موکوسی و یا یک تغییر ماکروسکوپی در اپیتلیوم نرمال افراد دیابتی تیپ ۱ و ۲ می‌باشد. بیش از ۷۵ ٪ افراد دیابتی، مبتلا به زخم‌های دیابتی هستند که در آمریکا بیش از ۸۰ ٪ آن‌ها منجر به قطع عضو می‌شوند[نیازمند منبع] که در صورت مراجعه به خوبی درمان می‌شدند. اتیولوژی زخم‌های دیابتی شامل موارد بسیاری است. در یک مطالعه، ۶۳ ٪ از زخم ه‌ای دیابتی به ۳مورد نوروپاتی حس محیطی، دفرمیتی و تروما نسبت داده شده‌اند. زخم‌ها در هنگام بروز، مستعد عفونت هستند (اگرچه عفونت به ندرت در اتیولوژی زخم‌های دیابتی دخالت دارد). این جراحت‌ها معمولابه دلیل زخم‌های اولیه، التهاب، عفونت و یا شرایطدارویی ایجاد می‌شوند که سلامتی را به خطرمی‌اندازند. دیگر دلایل ایجاد این زخم‌ها شامل موارد زیر می‌باشند:

۱. عفونت ثانویه به وسیله باکتری، قارچ و یا ویروس
۲. ضعف شدید بیمار
۳. تاخیر در بهبودی
عوامل خطر:

عوامل خطر موجود در ایجاد این عارضه که جزء فاکتورهای پاتو ژن هستند شامل موارد زیر م یباشند:
جنس مذکر، فقدان حساسیت محافظتی به سبب نوروپاتی، نارسایی شریانی، تغییر شکل پا و تشکیل کالوس در نتیجه فشارهای مرکزی، نوروپاتی زخم‌های دیابتی اتونومیک که منجر به کاهش عرق و خشک شدن پوست می‌شود، محدود شدن حرکت مفاصل، چاقی، کنترل ضعیف گلوکز، پوشش نامناسب پا که منجر به ترک خوردگی پوست می‌شود، سابئابت بیش از ۱۰ سال، نوروپاتی حسی (این نوروپاتی مانع از انجام مکانیسم‌های دفاع طبیعی بدن می‌شود و بیمار را در معرض آسیب‌های عمده یا آسیب‌های کوچک و یا مکرر قرار می‌دهند در حالی که بیمار غالبا این آسیب‌ها را حس نمی‌کند)، ادم، سابقه مصرف سیگار.

 علایم

علایم شایع در عفونت‌های پا ی دیابتی شامل موارد زیر است:
- میخچه، کالوس - بونیون ۱ (برآمدگی غیر طبیعی بر روی سطح
داخلی اولین استخوان متاتارس که همراه با تشکیل بورس بوده و موجب جابجایی انگشت بزرگ پا می‌شود)، ناخن چکشی ۲، یا سایر ناهنجاری‌های استخوان پا
- تب، قرمزی، ادم یا دیگر علایم عفونت - باف تی که روی محل جدید عفونت به وجود (scar) می‌آید
- زخم‌های پا که در ا ثر آسیب عصبی یا جریان خون ضعیف به وجود می‌آیند (زخم‌ها اغلب بالا ی قوزک یا زیر شست و یا در محلی از پا که ناشی از نامناسب بودن کفش است، تشکیل می‌شود).
- تغییر شکل عضلات، پوست یا استخوان پا در اثر آسیب عصبی و گردش خون ضعیف - کند بودن مراحل بهبود زخم
۱-Bunion ۲-Mallet Finger

مراحل تغییرات پوست در اثر زخم‌های دیابتی:
مرحله ۱: پوست قرمز و بافت زیرین آن نرم می‌شود، قرمزی پوست با یک فشار کوچک ناپدید می‌گردد.
مرحله ۲: التهاب، ادم و سفتی بافت زیرین مشهود است و حالت خاصی در پوست ایجاد می‌شود.
مرحله ۳: پوست دچار نکروز شده، چربی در اطراف این منطقه ایجاد می‌شود و پوست اطراف این لایه‌ها از بین می‌رود.
مرحله ۴: چربی زیر پوستی از بین می‌رود.
مرحله ۵: بافت نکروزی در اطراف این عضلات بیشتر و پوست دچار نکروز می‌شود. مرحله ۶: کورتکس استخوان آسیب می‌بیند و سبب ایجاد استئومیلیت می‌شود.
مرحله ۷: آرتریت س پتیک، عفونت پاتولوژیک ارگان‌ها و عفونت خونی از مواردی است که در این مرحله مشاهده می‌شود. [۱]

 عوارض

در افراد مبتلا به دیابت به دلیل اختلال در اعصاب کنترل کننده عروق، پوست پا خشک و ترک خورده می‌شود و به دنبال آن کالوس‌ها تشکیل می‌گردند.تاخیر در بهبودی کالوس‌ها سبب ایجاد زخم و شکاف می‌شود، همچنین این کالوس‌ها به علت آسیب بهاعصاب پا موجب عدم احساس درد به طور منظم می‌گردند. به دلیل عفونت سریع و درمان دیر هنگاماحتمال قطع عضو یا مرگ نیز وجود دارد.
تشخیص و ارزیابی زخم‌های دیابتی:
پزشک باید علایم و سابقه پزشکی بیمار را بررسی کند، علاوه بر آن موارد تشخیصی زیر نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد:
- کشت زخم به منظور تشخیص عفونت
- رادیوگرافی برای مشخص کردن عفونت در استخوان
برای مشخص کردن MRI اسکن و CT - کیست‌های چربی
- بررسی‌های داپلر برای تعیین مناسب بودن گردش خون
HbA1c - تست گلوکز و برای (CBC) - شمارش کامل سلو ل‌های خونی WBC تشخیص عفونت، زیرا مقا دیر بالای معمولا نشان دهنده عفونت است. رادیوگرافی در اغلب بیماران با زخم‌های مزمن و عمیق باید انجام گیرد. اما حساسیت بالایی برای عفونت استخوانی حاد ندارد. دارای دقت بیشتری MRI اسکن‌های لکوسیتی و هستند. هنگامی که حدس بالینی، التهاب استخوانی را مشخص کند و رادیوگرافی منفی باشد، اسکن‌های لکوسیتی و استخوانی برای مشخص کردن درگیر بودن استخوان مفید می‌باشند. اما در بیماران نوروپاتی اسکن‌های استخوا نی اغلب به دلیل پرخونی یا آتروفی شارکوت Charcot (سندرمی است که با دیستروفی عضلات دست و پا به دلیل از بین رفتن اعصاب پری فرال، ریشه‌های عصبی و حتی طناب نخاعی ایجاد می‌شود) کاذب مثبت در می‌آیند. در نهایت بیوپسی استخوان برای تشخیص قاطع التهاب استخوانی ضروری به نظر می‌رسد. وضعیت عروقی باید همیشه مورد ارزیابی قرار گیرد. معاینه ساده با گرفتن نبض دورسالیس پدیس و پوپلیته آل، نشانه‌های خوبی برای اثبات جریان شریانی در پا می‌باشند. سونوگرافی داپلر نیز برای افزایش بررسی‌های کلینیکی باید به کار گرفته شو ند. اگرچه با این آزمایشات نارسایی حاد شریانی قابل ارزیابی نیست، مشورت جراحی عروق زمانی که گمان آشکاری مبنی بر ایسکمی وجود داشته باشد نیز ضروری است.

ارزیابی کامل زخم بسیار مهم است. این ارزیابی باید اتیولوژی زخم را مشخص نماید و بررسی کند که آسیب ایسکمیک، نوروپاتیک و یا نوروایسکمیک است. ۱۰ مونوفیلامنت نشان دهنده g است. عدم درک فشار نوروپاتی حسی پری فرال و فقدان حساسیت محافظتی است.

درمان

درمان زخم‌های دیابتی به طرق مختلف انجام می‌گیرد: کاهش فشار بر پاها با ثابت نگه داشتن Healthing آن‌ها یکی از راه‌های (Total Contact Casting) Tcc درمانی است که موجب بهبود زخم بعد از ۶ تا ۸ هفته off- در افراد دیابتی می‌شود. این روش با توجه به پا (کاهش فشار مکانیکی بر روی زخ م‌ها)، loading فشار وارده بر زخم را کم می‌کند و در عین حال راه رفتن بیمار را امکا ن پذیر می‌سازد. یک متخصص ماهر برای مطمئن شدن از اندازه مناسب نیاز به استفاده از قالب گچ دارد. این قالب‌ها معمولاً هر ۱ تا ۲ هفته تعویض می‌شوند. اما در بیماران مبتلا به ادم یا مشکلات مربوطه قالب باید به دفعات بیشتری تعویض گردد.

مراقبت پا: که شامل مرطوب نگه داشتن محیط زخم با ا نتخاب ماده مناسب، همچنین خشک نگه داشتن لبه‌های زخم.در بیماران دیابتی وابسته به انسولین که مبتلا به زخم هستند، مراقبت‌ها حدود ۳ سال ادامه می‌یابد.

آنتی بیوتیک‌ها: آنتی بیوتیک‌ها حتی زمانی که عفونت‌ها بروز نکرده‌اند تجویز می‌شوند تا از بروز عفونت جلوگیری شود.

کنترل قند خون : یکی از عوامل ایجاد زخم‌های دیابتی، بالا بودن قند خون است. بالا بودن قند خون ایمنی را کاهش می‌دهد و بهبودی زخم را به تاخیر می‌اندازد. کنترل قند خون چه به صورت تجویز دارویی و چه به صورت غذایی و همچنین تجویز انسولین به صورت کوتاه مدت زخم را بهبود می‌بخشد و قند اولیه را کنترل می‌کند.

پیوند پوست : پیوند پوست نیز می‌تواند زخم‌های دیابتی را درمان کند.

جراحی: برداشت بافت مرده اطراف محل زخم معمولاً برای تمیز کردن و بهبودی زخ م‌ها انجام می‌شود. جراحی بای پس، جریان خون را در شریان پا بهبود می‌بخشد که ممکن است در التیام زخم و جلوگیری از قطع عضو کمک کننده باشد و در پایان قطع عضو برای متوقف کردن گسترش عفونت نیاز است.

اکسیژن درمانی هایپر باریک : افزایش ۵ برابر غلظت O از ۲۰ ٪ تا ۱۰۰ ٪ و افزایش فشار آن از ۱ اتمسفر به ۲ اتمسفر در مجموع منجر به ۱۰ برابر شدن میزان اکسیژن می‌شود که یکی از اثرات آن به وجود آمدن رگ‌های خونی بیشتر در محل می‌باشد که منجر به کاهش جریان خون و مناسب تر شدن جریان به مناطقی که بلوک خونی دارند می‌گردد. به نظر می‌رسد درمان اکسیژن هایپر باریک به کاهش قطع عضو کمک می‌کند.

پیش گیری

برای پیشگیری از تشکیل زخم‌های دیابتی راه‌های مختلفی وجود دارد که عبارتند از: پرهیز از سیگار، تحت کنترل داشتن قند وفشار خون و کلسترول، ورزش برای تحریک جریان خون، تمیز نگه داشتن پاها، برسی کردن هر روز پاها به منظور بررسی خراش و ترک خوردگی پوست، خشک کردن پاها بعد از حمام.

 درمان‌های جایگزین

اسید آلفا لیپوئیک، اتیل کارنیتین، بنزومتامین، متیل کوبالامین، از موارد جایگزین برای درمان نوروپاتی محیطی می‌باشند.می‌تواند C همچنین طب سوزنی و ویتامین توانایی بدن را در مقابله با عفونت بالا ببرد. انواع دیگر ویتامین‌ها و سبزی‌ها سلامت عمومی را ممکن است بهبود بخشند. دیابت به طور بالقوه یک بیماری همراه با مرگ است و می‌تواند خطرناک باشد.

 ورزش و مرض قند

ورزش به دیابتی‌ها کمک می‌کند که از شر حمله‌های قلبی و نابینایی و آسیب‌های عصبی در امان باشند. وقتی که غذا می‌خورید سطح قند خونتان افزایش می‌یابد. هر چه بیشتر سطح خون افزایش یابد قند بیشتری به یاخته‌ها می‌چسبد. وقتی که قند به یاخته بچسبد دیگر نمی‌تواند از آن جدا شود و تبدیل به ماده‌ای زیان‌آور بنام سوربیتول می‌شود که این ماده می‌تواند باعث نابینایی و ناشنوایی و آسیب‌های مغزی و قلبی و نشانگان پاهای سوزان و... گردد.

وقتی که قند وارد بدن شما می‌شود فقط می‌تواند در یاخته‌های کبد و ماهیچه ذخیره گردد. اگر یاخته‌های کبد و ماهیچه از کربوهیدرات اشباع باشند، قندها دیگر جایی برای رفتن ندارند. اگر ذخیره یاخته‌های ماهیچه در پی ورزش کردن مصرف گردد پس از صرف غذا قندها به وسیله ماهیچه جذب می‌شوند و مقدار آنها در خون افزایش نمی‌یابد. بنابراین اگر با یک برنامه ورزشی منظم بتوانیم ذخیره قند ماهیچه‌ها را کاهش دهیم مسلماً می‌توانیم شاهد بهبود همه جانبه عوارض بیماری دیابت باشیم.

 دیابت در ایران

از هر ۲۰ ایرانی یک نفر به دیابت مبتلاست و نیمی از این تعداد نمی‌دانند که دیابت دارند. هر ۱۰ ثانیه یک نفر در جهان به دلیل عدم آگاهی از دیابت و روش کنترل آن، جان خود را از دست می‌دهد. هر ۳۰ ثانیه یک نفر در جهان به علت عدم آگاهی از دیابت و روش کنترل آن، پای خود را از دست می‌دهد.

 همه با هم برای دیابت

این برنامه توسط فدراسیون بین‌المللی دیابت هدایت می‌گردد و هدف آن این است که تا سال ۲۰۰۷، یک میلیارد نفر از خطرناک بودن دیابت آگاه شوند.

منبع : سایت ویکی پدیا

بیماری قند

آزمایش گلوکز در یک کلینیک در برزیل

مرض قند یا دیابت شیرین یک اختلال سوخت و سازی در بدن است. بدین صورت که سرعت و توانایی بدن در استفاده و سوخت و ساز کامل قندها کاهش می‌یابد. از اینرو قند خون افزایش می‌یابد.در واقع دیابت یک بیماری است که در آن بدن دچار کمبود انسولین است یا انسولین تولیدی را به درستی مصرف نمی‌کند.انسولین یک هورمون است که برای تبدیل شکر ونشاسته ودیگر غذاها به انرژی مورد نیاز فعالیت‌های روزانه در سلول‌های بدن ضروری ومورد نیاز است. عوامل به وجود آورنده دیابت همواره به صورت یک راز بوده وهنوز هم به طور کامل شناخته نشده‌است البته عوامل ژنتیکی و چاقی وتحرکات کم و ورزش نکردن نقش مهمی در ابتلای فرد به دیابت دارند. در حال حاضر در آمریکا حدود ۲۳٫۶ میلیون نفر به دیابت مبتلا هستند که از این میان تنها حدود ۱۷٫۹ میلیون نفر دیابت انها توسط پزشکان تشخیص داده شده وحدود ۵٫۷ ملیون نفر هنوز از بیماری خود اطلاعی ندارند. برای تشخیص اینکه آیا فرد مبتلا به دیابت است یا در استانه ابتلا به دیابت است دو نوع تست انجام می‌گیردراست. که به نام‌های فستینگ گلوکز پلاسما تست (GPF) وتست تلورنس گلوکز بزاق (TTGO) معروفند.هر دو تست می‌تواند تشخیص دهد که ایا فرد به دیابت مبتلا هست یا در استانه ابتلا به دیابت قرار دارد. مرکز دیابت آمریکا تست GPF را پیشنهاد می‌کند چراکه این تست اسان تر کم هزینه وسریع می‌باشد.با انجام این تست اگر سطح گلوکز خون افراد بین ۱۰۰ تا ۱۲۵ ld/g m باشد فرد در آستانه ابتلا به دیابت است و اگر سطح گلوکز خون ۱۲۶ وبالاتر باشد فرد مبتلا به دیابت است.ولی در تستTTGO سطح گلوکز خون فراد بعد از روزه بودن وسپس اینکه فرد بعد از ۲ ساعت یک اشامیدنی که مقدار گلوکز فراوان را دارا است می‌نوشد وبعد از ان اگر سطح گلوکز خون افراد بعد از ۲ ساعت بعد از نوشیدن نوشیدنی ۱۴۰ تا ld/ gm۱۹۹ باشد فرد در استانه ابتلا به دیابت قرار دارد واگر سطح گلوکز خون ۲۰۰ وبالاتر باشد فرد مبتلا به دیابت است.

منبع :ویکی پدیا

عکس . از علی ذبیح پور

بدون شرح

عکس : از علی بیح پور . طبیعت مازندران چاخانی بهشهر

عکس : مسئو لین ادارات کتابخانه های عمومی استان مازندران

تهران :جهت شرکت در همایش هفته کتاب ۱۳۸۸

 

عکس : کتابخوان نمونه سال 1388 کشور( در کل کتابخانه های ایران ) از کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر

مهندس  رضاجوانمرد استاد دانشگاه

محل عکس : سالن کنفرانس ابن سینا (صدا وسیمای ایران )

پيوستگان و رهاكنندگان امام حسين (ع)

محمد على چنارانى‌

پيش سخن

عاشوراى حسينى ، پيام‌ها و آموزه ‏هاى فراوانى دارد. از اين رو، در همه روزهاى سال به ويژه در ايام محرم بايد به درس آموزى از مكتب زنده و پوياى امام حسين عليه‏السلام پرداخت، زيرا اين نهضت بزرگ و سازنده از چنان ژرفايى برخوردار است كه مى‏ تواند براى تمام انسانها و در همه زمانها به عنوان الگويى ماندگار راهگشا باشد.
بدين سان، در بخش نخست اين نوشتار به معرفى اجمالى تنى چند از افرادى كه توانسته‏اند خود را در شمار انسان‌هاى جاودان و ابدى قرار دهند پرداخته‏ ايم. در بخش دوم نيز از شخصيت‌هايى ياد كرده ‏ايم كه از اين سعادت محروم مانده ‏اند.

پيوستگان

كربلا كانون تحول، دگرگونى و رسيدن به سعادت جاودان بود. حتى براى آنان كه پيشينه درخشانى نداشتند، اما با لطف پروردگار و تصميم جِدّى، فرجام نيك را از همراهى با سيدالشهداء به دست آوردند و خون خويش را با خون پاكان و اولياى الهى درهم آميختند و درخت دين را استوار ساختند، كه به گونه ‏اى خلاصه به معرفى برخى از آنان مى ‏پردازيم :

1ـ حرّبن يزيد رياحى

حُر سرآمد دگرگون‏شدگان است. گر چه وى راه را بر امام حسين عليه ‏السلام بست و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه گرديد، اما صبح عاشورا چون از تصميم عمر بن سعد در جنگ با امام حسين عليه ‏السلام اطمينان يافت به بهانه آب دادن اسب خويش، از اردوگاه كوفيان خارج شد و به امام پيوست. پس از پذيرش توبه وى از سوى آن حضرت ، به ميدان بازگشت و پس از نصيحت كردن شاميان، با آنان جنگيد تا اينكه در ركاب سرور شهيدان به فيض شهادت نايل آمد. (1)
مرحوم شهيد مطهرى درباره دليل تغيير روحيه حرّ بن يزيد مى ‏نويسد :
«گفته شده كه يك علت اينكه «حرّ» به سيدالشهدا عليه‏السلام گرويد اين است كه مدت زيادى همراه حضرت بود و از نزديك او را مى ‏شناخت.» (2)

2ـ على فرزند حرّ

او نيز با جدا شدن پدرش از سپاه كوفه ، از منافقان جدا شد، و همراه پدر به امام حسين عليه ‏السلام پيوست و چون نزديك آن حضرت رسيد ، از اسب پياده شد و زمين ادب بوسيد.
امام پرسيد : اى جوان تو كيستى ؟
گفت : من على پسر حرّ رياحى مى‏ باشم، آمده ‏ام تا جان خود را در راه شما نثار كنم !
آن حضرت براى او دعا كرد. هنگامى كه اجازه نبرد يافت ، وارد ميدان گرديد در حالى كه رجز و شعر مى ‏خواند. با همان حال جنگيد ، تا اينكه به فيض شهادت رسيد. (3)

3ـ زهير بن قين

زهير از شخصيت‌هاى برجسته كوفه بود كه روز عاشورا در ركاب امام به شهادت رسيد. وى ابتدا از هواداران عثمان بود ، اما ناچار گرديد در يكى از منزلگاه ‌ها فرود آيد. امام او را به همراهى خود فرا خواند ، ابتدا علاقه چندانى به همكارى نداشت ، اما همسرش او را تشويق كرد تا نزد پسر پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله برود. همسرش نيز همراه او آمد. سخنان امام آتشى در دل زهير برافروخت ، چنان كه از ياران فداكار آن حضرت گرديد و در كنار امام به شهادت رسيد. (4).

4ـ ابوالحتوف و سعد

اين دو شخصيت كه فرزندان حرث هستند ، از پيوستگان به امام ياد شده ‏اند و گويند : اين دو برادر هر چند كه سابقه درخشانى نداشتند و در سپاه كوفه براى جنگيدن با امام آمدند ، هنگامى كه تنهايى آن حضرت را ديدند و نداى «هل من ناصر ينصرنى» و گريه اهل بيت عليهم‏السلام را شنيدند ، دگرگون شده ، به سوى امام روى آوردند و در صحنه پيكار با كوفيان جنگيدند ، تا اينكه سرانجام به شهادت رسيدند. (5)

5ـ شبيب كلابى

وى در شمار تابعان و از ياران على عليه ‏السلام بود. او ، كه مردى دلير و رزمنده به ويژه در ميدان‌هاى جنگ صفين بود ، با مسلم بن عقيل در كوفه بيعت كرد ، اما پس از شهادت مسلم همراه سپاه كوفه به كربلا آمد و تا شب نهم محرم در اردوى كوفيان بود ، اما هنگامى كه در عصر روز نهم شمر نامه ابن زياد را به عمر سعد داد و گفت : بايد كار حسين عليه ‏السلام را يكسره كند ، شبيب دانست كه كار به كشتن امام مى‏ انجامد. از اين رو، بسيار ناراحت و افسرده خاطر شد و در تاريكى شب دهم خود را به امام رسانيد و در روز عاشورا به فيض شهادت نايل آمد.(6)

6ـ مصعب بن يزيد

برادر حر ، مصعب پس از شهادت حر و پسرش على و غلامش غرّه كه همگى در سپاه كوفه بودند ، از كوفيان جدا شدند و يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند. (7)

7ـ غرّه

او غلام حرّ بن يزيد رياحى بود. پس از شهادت اربابش عنان صبر از كف بداد و با چشمانى گريان بر كوفيان تاخت و گروهى را كشت. آن گاه نزد امام بازگشت و گفت :
اى پسر رسول خدا گستاخى كردم ، مرا معذور دار ؛ زيرا هنوز آداب و رسوم جنگيدن را خوب نمى ‏دانم. امروز مى ‏خواهم اجازه دهى كه جان خود را در قدمت نثار كنم ، تا فردا در عرصه محشر بر خواجگان افتخار نمايم.
امام نيز به وى اجازه داد. او با شور و نشاط فراوان به ميدان رفت ، تا اينكه پس از جنگيدن به شهادت رسيد. (8)

8ـ بكر تميمى

وى مردى دلير و نيرومند بود كه همراه سپاه كوفه براى جنگيدن با امام به كربلا آمد ، اما هنگامى كه از نزديك ماجرا را ديد و بررسى كرد حقيقت را دريافت. از كوفيان جدا شد و به ياران امام پيوست، تا اينكه در روز عاشورا به شهادت رسيد. (9)

9ـ جابر بن حجاج

وى غلام عامر بن نهشل تيمى و يكى از دليران عرب و رزمندگان كوفه بود. وى با مسلم بن عقيل بيعت كرد ، ولى پس از درماندگى مسلم، از ترس پنهان شد و به سختى زندگى مى ‏كرد و جرئت اظهار وجود نداشت ؛ زيرا اين افراد به محض اينكه شناخته مى ‏شدند، به جرم تشيع و همكارى با مسلم محكوم به مرگ مى ‏گرديدند.
از اين رو، هنگامى كه شنيد امام به كربلا آمده و سپاه كوفه به سوى كربلا حركت مى ‏كند ، همراه آنان به كربلا آمد و بى ‏درنگ خود را به امام رسانيد و در روز عاشورا به شهادت رسيد. (10)

10ـ جوين بن مالك تميمى

جوين در شجاعت ، زيركى و مردانگى، يگانه روزگار خود بود و از شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم‏السلام به شمار مى ‏رفت. او همراه سپاه كوفه به كربلا آمد.
هنگامى كه رفتار و برخورد پسر سعد را با امام از نزديك مشاهده كرد، دريافت كه پسر سعد شرايط امام را نمى ‏پذيرد و از رفتن آن حضرت جلوگيرى مى ‏نمايد، و با آن بزرگوار با خشونت رفتار مى ‏كند ، شبانه همراه گروهى از افراد قبيله خود به امام حسين عليه ‏السلام پيوست و آن حضرت را يارى نمود، تا اينكه در ركاب آن بزرگوار همگى به شهادت رسيدند. (11)

11ـ حارث بن امرءالقيس كندى

وى مردى بسيار توانا بود ، به گونه ‏اى كه او را از قهرمانان عرب شمرده ‏اند. حارث در تيراندازى سرآمد دوران خود به شمار مى‏ رفت ، وى نخست از سپاهيان ابن سعد بود كه در كربلا حاضر شد ، ولى آن گاه كه رفتار ستمكارانه و جنايتكارانه عبيداللّه‏ را با امام ، از جمله بستن آب بر آن حضرت و يارانش را از نزديك ديد ، همراه چهار تن از قبيله خود به ياران امام پيوست و همگى در راه حق و جاودانه ساختن اسلام محمدى به شهادت رسيدند. (12)

12ـ حلاّس بن عمرو ازدى

وى از ياران پايدار على عليه‏ السلام بود كه همراه برادرش نعمان در كربلا به كاروان امام پيوستند و در حمله نخست به شهادت رسيدند. (13)

13ـ زهير بن سلسلم بن عمرو ازدى

زهير يكى از سپاهيان كوفه بود كه در شب دهم محرم از سپاه كوفه جدا شد و به امام پيوست ؛ زيرا دريافت كه سپاهيان كوفه بر كشتن آن حضرت و يارانش مصمم هستند و هيچ اثرى از صلح و آشتى ديده نمى ‏شود ؛ از اين رو آخرت را برگزيد و با اخلاص و ايمان دليرانه در حمله نخست به شهادت رسيد. (14)

14ـ ضرغامة بن مالك تغلبى

ضرغامه يكى از هواداران على عليه ‏السلام و ساكن كوفه بود ، او با مسلم بن عقيل بيعت كرد ولى هنگامى كه مسلم دستگير گرديد ، پنهان شد تا اينكه همراه سپاه كوفه به كربلا آمد و بعد از پيوستن به سپاه امام حسين عليه‏ السلام در روز عاشورا پس از نماز ظهر به شهادت رسيد. (15)

15ـ عبدالرحمان بن مسعود تيمى

وى در مردانگى ، شجاعت و تشيع از جايگاه ويژه ‏اى برخوردار بود و بر اثر كاردانى ، شهامت و استوارى در عقيده و دوستار ولايت بودن در روز هفتم به كربلا آمد و صبح عاشورا به شهادت رسيد. (16)

16ـ عبداللّه‏ بن بشر بن ربيعه خثعمى كوفى

وى و پدرش از دلاوران معروف و از پيروان و طرفداران على عليه ‏السلام بودند. با سپاه كوفه به كربلا آمد ، آن گاه از آنها جدا شد و به امام پيوست و در نخستين حمله شهيد گرديد. (17)

17ـ عمرو بن ضبيعة بن قيس تميمى

عمرو از دلاوران كوفه به شمار مى ‏رفت كه نزد مردم از احترام خاصى برخوردار بود. وى در آداب و فنون جنگ مهارت فراوانى داشت ، چون در بسيارى از جنگ ها حاضر بود. از اين رو عمر بن سعد او را در صف نخست سپاهيان خود قرار داده به كربلا آورد. وى چند روزى در كربلا ماند ، اما همه چيز را زير نظر داشت و بررسى مى‏ كرد ، تا اينكه رفتار پسر سعد را با امام ديد ؛ از اين رو، نور ايمان در قلب او درخشيد و از خواب غفلت بيدار شد. بدين سبب از سپاه كوفه خارج شد و به امام پيوست و در راه يارى آن امام به شهادت رسيد. (18)

18ـ قاسم بن حبيب بن ابى بشر ازدى كوفى

وى مردى دلاور، پرهيزكار و ديندار بود. و شبها همواره به عبادت و شب زنده ‏دارى مى ‏پرداخت. وى به شجاعت و قهرمانى شهرت داشت و در راه ولايت و ايمان استوار بود و در تمام جنگها پيروزى را در آغوش مى ‏گرفت.
او كه در شمار شيعيان كوفه بود همراه آنان به كربلا آمد ، هنگام ورود به ياران امام پيوست و تا هنگام شهادت در كنار امام خود بود. (19)

19ـ مسعود بن حجاج تيمى كوفى

وى به تشيع و دوستى خاندان پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله شهرت داشت. او كه از دليران به شمار مى ‏رفت در بسيارى از جنگ ها حاضر بود و در روز هفتم محرم به كربلا رسيد و همراه امام بود تا اينكه به شهادت رسيد. (20)

20ـ مصعب بن يزيد بن ناجيه رياحى

وى برادر حرّ رياحى است كه پس از شهادت برادرش به سپاه امام پيوست و در دفاع از امام حسين عليه ‏السلام همراه ديگران به فيض شهادت نايل آمد. (21)

21ـ حبشة بن قيس نهمى

وى از قبيله حمدان است كه در كربلا به امام حسين عليه ‏السلام پيوست و روز عاشورا در حضور آن حضرت پس از نبردى جانانه به شهادت رسيد. (22)

22ـ نعمان بن عمرو بن ازدى

وى از ياران على عليه ‏السلام بود كه در صفين حضور داشت و همواره در دفاع از خاندان پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله تلاش مى ‏كرد ، تا اينكه در شب هشتم محرم به كربلا رسيد و به امام پيوست و در راه آن حضرت و در كنار وى همراه برادرش حلاّس به شهادت رسيد. (23)

آغاز انحراف در اسلام

خاستگاه و پيشينه انحرافات در اسلام به دوران حضور رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله باز مى ‏گردد ؛ زيرا افرادى كه از اعماق جان، اسلام واقعى را نپذيرفته بودند، در مناسبت هاى گوناگون حقيقت درونى خويش را نمودار مى ‏ساختند. در اين انحرافات انگيزه ‏ها و اهداف گوناگونى نقش داشته است كه به دو عامل مهم اشاره مى ‏شود :

1ـ دگرگونى در باورها

پروردگار سبحان در قرآن كريم به دگرگونى اعتقادى و باورهاى دينى بعضى از افراد اشاره مى ‏نمايد (24). افزون بر آيات قرآن، در تاريخ نيز موارد بى ‏شمارى به ثبت رسيده است كه برخى از آنها را ياد مى‏ كنيم :

بازگشت سيصد نفر از جنگ اُحد(25)، برخوردهاى ناشايست در صلح حديبيه (26)، و هنگام نزول آيات حجاب (27)، طرح ترور پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله هنگام بازگشت از تبوك ، از سوى هشت تن از قريش و چهار تن از مردم مدينه كه نام برخى از آنان را پس از درگذشت رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله در شمار زمامداران مسلمان مى‏ توان مشاهده كرد. (28)
در اين زمينه نمونه‏هاى فراوانى نقل شده كه براى اختصار به بيان مدارك آنها بسنده مى ‏كنيم. (29)

2ـ حبّ مال و ثروت‏ اندوزى

يكى از انحرافات بشر همواره از مال دوستى و ثروت اندوزى او سرچشمه گرفته است. اين مشكل، در زمان رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله نيز وجود داشته است كه از جمله مى ‏توان به شمارى از اصحاب پيامبر همانند عباس بن مرداس (30)، سعد بن ابى وقاص (31)، معتَّب بن قشير عمرى (32)، ذوالثديه (33) و حسان بن ثابت (34) اشاره كرد كه در هنگام تقسيم غنايم جنگ حنين به اعتراض پرداختند و اين روند هم‏چنان پس از رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله نيز به گونه ‏هاى مختلفى ادامه يافت ، تا اينكه حادثه عاشورا پيش آمد.

آغاز ترك‏ كنندگان صحنه كربلا

يكى از مطالبى كه در برخى از مدارك متأخر و كتب مقاتل نقل شده (35)، اين است كه تعدادى از ياران امام حسين عليه ‏السلام در شب عاشورا كربلا را ترك كردند. اين سخن به چند دليل پذيرفته نيست :
نخست اينكه در مدارك معتبر تاريخى چنين مطلبى نقل نشده است، بلكه تنها در مدارك متأخر كه اعتبار علمى چندانى ندارند (36) بدين مطلب اشاره شده است. ديگر اينكه تاريخ نگارانى همچون طبرى (37) و شيخ مفيد، رفتن برخى از همراهان امام را در منزل زباله ياد كرده ‏اند. (38) افزون بر اينها، اعلان وفادارى و جان‏ نثارى ياران امام عليه ‏السلام در شب عاشورا، نادرستى مطالب ياد شده را ثابت مى ‏نمايد. (39)

سرشناسان كوفه كه امام حسين عليه‏ السلام را رها كردند

آنچه ياد كرديم در مسير راه امام به كربلا روى داده است. اما در كوفه از سران و اشراف و افراد سرشناس آن شهر كسانى بودند كه امام را دعوت كردند، ولى در كربلا رها ساختند و آن بزرگوار را يارى ننمودند كه به طور اجمال به معرفى تنى چند از آنان مى ‏پردازيم :

1ـ شريح بن حارث قاضى

وى اهل يمن بود و به ديدار پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله شتافت و مسلمان گرديد و در سال 22 ق از سوى عمر به كار قضاوت گماشته شد. شريح از كسانى است كه با امام حسين عليه‏السلام مكاتبه داشت و هفتاد نفر از بزرگان كوفه در حضور وى سوگند ياد كرده بودند تا امام را يارى كنند.

مرحوم شيخ عبدالنبى عراقى مى‏ گويد : شريح با وعده صد هزار دينار زير بار نرفت تا فتواى حلال بودن خون امام حسين عليه ‏السلام را صادر نمايد، اما ابن زياد با ترفند شوم خود او را فريفت ؛ چرا كه دستور داد پنجاه هزار دينار به منزل شريح ببرند. سپس خود نيز به منزل وى رفت و پول ها را در برابر چشمان شريح به نمايش درآورد و از اين راه دل شريح را به دست آورد. هنگامى كه شريح آن پول ها را ديد تسليم شد و فتواى قتل امام حسين عليه‏ السلام را صادر كرد. شريح حدود شصت سال قضاوت كرد و سرانجام در زمان حجاج كناره گرفت و در سال 87 ق در 120 سالگى از دنيا رفت. (40)

2ـ عمر بن سعد بن ابى وقاص

وى از جمله افرادى است كه امام حسين عليه ‏السلام را به كوفه دعوت كرد ، ولى روز سوم محرم الحرام سال 60 ق همراه چهار هزار نفر وارد كربلا شد و نخستين كسى بود كه به سوى خيمه ‏هاى امام تيراندازى كرد ، امام حسين عليه‏ السلام را به شهادت رسانيد و اهل بيت آن حضرت را اسير كرد و به كوفه آورد. هنگامى كه عمر بن سعد به كوفه آمد ، مردم از او كناره ‏گيرى مى‏ كردند و اين ذلت و خوارى را تا سال 65 ق تحمل كرد تا اينكه به دست مختار به مجازات رسيد. (41)

3ـ ساربان

وى نيز يكى از افرادى است كه در كربلا از امام حسين عليه ‏السلام فاصله گرفت. نام او را بجدل بن سليم و برخى بريدة بن وائل نوشته ‏اند. وى با اينكه از امام عليه‏ السلام جدا شده بود ، شب يازدهم محرم به قتلگاه باز گشت و به منظور به دست آوردن انگشتر ، انگشت امام را جدا كرد؛ اما بر اثر همين جنايت دستانش خشك و صورتش سياه و سبب عبرت همگان گرديد. (42)

4ـ عمرو بن حجاج

وى كسى است كه در نامه ‏اش به امام نوشت، درختان سبز شده، ميوه ‏ها رسيده، ما منتظر آمدن شما هستيم، اما با پيروزى عبيداللّه‏ بن زياد در كوفه، در شمار افرادى قرار گرفت كه مردد بودند، ولى سرانجام در كنار عمر بن سعد حاضر شد و فرماندهى چهار هزار نفر از سپاهيان كوفه را برعهده گرفت كه از فرات محافظت مى ‏كردند، تا آب به دست امام و يارانش نرسد.
وى در سخنانش خطاب به سپاهيان كوفه مى ‏گفت : در جواز قتل حسين ترديدى به خود راه ندهيد ؛ زيرا او با يزيد مخالف است و از دين بيرون رفته است !
هنگامى كه پيكر خونين امام بر زمين افتاد، عمرو بن حجاج پاى در ميدان نهاد تا امام را به شهادت رسانَد؛ اما هنگامى كه چشم امام به او افتاد ، بازگشت. شمر از او پرسيد : چرا باز گشتى ؟ پاسخ داد : وقتى بر حسين عليه ‏السلام نگريستم ، چشمان او همانند ديدگان رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله بود. (43)

5ـ شبث بن ربعى

وى نيز از كسانى بود كه امام حسين عليه ‏السلام را به كوفه دعوت كرد ، اما هنگامى كه پسر زياد بر كوفه مسلط گرديد، شبث به او پيوست و در شمار فرماندهان وى به كربلا آمد. شبث در صفين همراه على عليه‏السلام و از افراد مذاكره ‏كننده با معاويه بود و با معاويه به مجادله پرداخت و در جنگ نهروان نيز از فرماندهان سمت چپ سپاه على عليه‏ السلام بود و حضورى فعال داشت، اما هنگامى كه امام حسين عليه‏السلام به شهادت رسيد، به شكرانه شهادت امام مسجدى ساخت كه به نام وى نيز شهرت داشت. (44)

6ـ شمر بن ذى الجوشن

شمر يكى از همراهان على عليه ‏السلام در جنگ صفين بود، اما پس از مدتى اندك دچار انحراف و سقوط فكرى و عقيدتى گرديد، به گونه ‏اى كه يكى از فرماندهان سمت راست سپاه كوفه شد و چنان سرسپرده پسر زياد گشت كه حاضر بود در اين راه هر جنايتى را انجام دهد!
بدين سان با نيروهاى تحت فرمان خود به خيمه امام نزديك شد، و بر آن بود تا خيمه‏ ها را با ساكنانش به آتش بكشد، اما به دليل دفاع دليرانه از سوى ياران امام به ويژه زهير بن قين و يارانش، شمر و سپاهيانش مجبور به عقب‏ نشينى گرديدند.
در صبح عاشورا نيز هنگامى كه شعله‏ هاى آتش از ميان خندق حفر شده پيرامون امام عليه ‏السلام زبانه كشيد ، شمر بانگ برآورد : اى حسين ، آتش دنيا به تو روى آورد، تو شتاب كردى، چون آتش دوزخ در انتظار تو مى ‏باشد !
امام فرمود : گويا شمر است ؟
گفتند : آرى
حضرت فرمود : اى فرزند بزچران، تو به آتش دوزخ سزاوارترى.
پس از حادثه كربلا ، شمر گرفتار دست انتقام الهى شد ، سپاهيان مختار او را گرفته ، نزد مختار آوردند و به دستور وى به سزاى اعمال پليدش رسيد. (45)

7ـ هرثمة بن سليم

وى از ياران على عليه‏السلام در صفين بود، اما روز عاشورا در كنار پسر سعد قرار گرفت. هرثمه در آن روز با ديدن درختى، به ياد خاطره ‏اى افتاد و اين يادآورى سبب دگرگونى درونى وى گرديد. و با جدا شدن از سپاه كوفه، روز عاشورا سوار بر اسب خود به ديدار امام آمد و خاطره خود را بازگو كرد و گفت :
هنگامى كه همراه على عليه‏السلام از صفين بر مى ‏گشتم، ايشان در همين مكان، پس از نماز صبح مشتى خاك برگرفت و با صداى بلند فرمود : «خوشا به حال تو اى خاك! گروهى از تو برانگيخته مى ‏شوند كه بدون حساب وارد بهشت مى ‏گردند.
آن گاه امام حسين عليه‏ السلام پرسيد : اكنون از حاميان پسر سعد هستى يا از ياران ما ؟
هرثمه گفت : از هيچيك ! اكنون در انديشه اهل و عيال خود هستم!
امام فرمود : پس با سرعت از اين سرزمين بيرون برو ؛ زيرا كسى كه در اينجا باشد و صداى ما را بشنود و ما را يارى نكند، در دوزخ جاى خواهد داشت.
هرثمه نگونبخت و بى‏ سعادت ، در اين نقطه حساس، راه بى ‏تفاوتى را پيش گرفت و از آن سرزمين با سرعت گريخت تا جان خود را حفظ نمايد !» (46)

8ـ عبيداللّه‏ بن حر جعفى

وى از هواداران عثمان و در صفين در كنار معاويه حاضر بود. هنگامى كه امام حسين عليه‏السلام در راه خيمه او را ديد، حجاج بن مسروق جعفى را نزد وى فرستاد، عبيداللّه‏ گفت : من از كوفه بيرون آمدم؛ زيرا نمى ‏خواستم وقتى امام وارد آنجا مى ‏شود من در شهر باشم. به خدا سوگند، دوست ندارم او مرا ديدار كند، يا من او را ببينم.
حجاج باز گشت و پيام او را به امام رسانيد. امام نزد وى رفت ، ولى عبيداللّه‏ عذر آورد و همراهى امام را نپذيرفت !
آن حضرت فرمود : پس از اين سرزمين فاصله بگير، تا بانگ مرا نشنوى و گر نه كيفر خواهى ديد.
از اين رو، از امام جدا شد، گر چه بعدها پشيمان گشت و به كربلا آمد و در آنجا گريست، اما هنگامى كه مختار قيام كرد با وى همراه شد ؛ هر چند تا پايان كار با وى نيز همراهى ننمود، تا اينكه در زمان مصعب بن زبير پس از غارت هاى فراوانى كه انجام داد، در سال 68 ق خود را در فرات افكند و به زندگى خود پايان داد. (47)

الإمام الحسين عليه‏السلام :
لَيسَ الموتُ فى سبيلِ العِزِّ الاّ حَياةً خالِدَةً، و لَيسَتِ الحياةُ مَع الذُّلِّ اِلاَّ الموتُ الَّذى لا حَياةَ معَه. (الادبُ الحسين، 159)
مرگ با عزت جز زندگى جاويدان نيست و زندگى ذلّت‏ بار جز مرگى بدون (آثار) حيات نيست.

منابع ‌:

1- سماوى، محمد، ابصار العين فى انصار الحسين، قم، بصيرتى، بى‏تا، ص 203؛ شوشترى، محمد تقى، قاموس الرجال، قم، موسة النشر الاسلامى، 1401 ق، ج 3، ص 103
2- مطهرى، مرتضى، حماسه حسينى، تهران، صدرا، 1370 ش، ج 3، ص 74
3- خواند مير، غياث الدين، حبيب السير فى اخبار افراد البشر، با مقدمه همايى، خيام، 1362 ش، ج 2، ص 52
4- ابصار العين، ص 95؛ ما مقانى، عبداللّه‏، تنقيح المقال فى علم الرجال، نجف، مرتضويه، 1352 ق، ج 1، ص 452؛ ابن شهر آشوب، محمد بن على، مناقب آل ابى طالب، بيروت، دارالاضواء، 1412 ق، ج 4، ص 105
5- ابصار العين، ص 159؛ امين، محسن، اعيان الشيعه، تحقيق حسن امين، بيروت، دارالتعارف، 1403 ق، ج 2، ص 319
6- تنقيح المقال، ج 2، ص 80
7- حبيب السير، ج 2، ص 52
8- همان؛ اردبيلى، محمد بن على، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، بيروت، دارالاضواء، 1403 ق، ج 2، ص 282
9- ابصار العين، ص 113؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 177
10- ابصار العين، ص 113؛ تنقيح المقال، ج1، ص 189
11- ابصار العين، ص 113؛ جامع الرواة، ج 1، ص 170؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 240
12- ابصار العين، ص 103؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 243
13- ابصار العين، ص 115؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 260؛ طبرسى، فضل بن حسن، اِعلام الورى بأعلام الهدى، تصحيح على اكبر غفارى، تهران، اسلاميه، 1338 ق، ص 242
14- مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 113؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 452
15- ابصار العين، ص 114؛ تنقيح المقال، ج 2، ص 106؛ مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 113
16- ابصار العين، ص 112؛ تنقيح المقال، ج 2، ص 148
17- ابصار العين، ص 101؛ تنقيح المقال، ج 2، ص 170
18- مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 113؛ ابصار العين، ص 113؛ تنقيح المقال، ج 2، ص 332
19- ابصار العين، ص 109؛ تنقيح المقال، ج 2، ص 18
20- مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 113؛ ابصار العين، ص 112؛ تنقيح المقال، ج 3، ص 213
21- حبيب السير، ج 2، ص 52
22- ابصار العين، ص 79؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 250
23- مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 113؛ ابصار العين، ص 109؛ تنقيح المقال، ج 3، ص 273
24- توبه / 101 و 73
25- عاملى، محسن، اجتهاد در مقابل نص، ترجمه على دوانى، تهران، غدير، 1351 ش، ص 494؛ آيتى، محمد ابراهيم، تاريخ پيامبر اسلام، تهران، دانشگاه، 1362 ش، ص 311
26- ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبويه، بيروت، دار احياء التراث العربى، ج 2، ص 320؛ حلبى، على، السيرة الحلبيه، بيروت، دار احياء التراث العربى، بى‏تا، ج 3، ص 23
27- طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان، قم، مكتبة المرعشى، 1403 ق، ج 8، ص 366 و 368؛ امينى، عبدالحسين، الغدير، بيروت، دارالكتب العربى، 1387 ق، ج 10، ص 127
28- السيرة الحلبيه، ج 2، ص 337؛ اعلام الورى ، ص 75 ؛ مجلسى ، محمد باقر، بحارالانوار ، بيروت ، داراحياء التراث العربى ، 1403 ق ، ج 21، ص 193
29- السيرة النبويه، ج 2، ص 513؛ تاريخ پيامبر اسلام، ص 633؛ الغدير، ج 8، ص 244؛ نمرى، عبدالبر، الاستيعاب، مصر، مكتبة المثنى، 1328 ق، ج 1، ص 251؛ بلاذرى، احمد، انساب الاشراف،بيروت، دارالفكر، 1417 ق، ج 5، ص 27
30- ابن ابى الحديد، ابو حامد، شرح نهج البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، مصر، دار احياء الكتب العربيه، 1378 ق، ج 2، ص 20
31- السيرة النبويه، ج 4، ص 494
32- تاريخ پيامبر اسلام، ص 607
33- السيرة النبويه، ج 4، 139
34- همان، ج 4، ص 141
35- ملبوبى، باقر، الوقايع و الحوادث، دارالعلم، 1341 ش، ج 2، ص 183-181؛ حائرى، محمد مهدى، معالى السبطين، قم، رضى، 1363 ش، ج 2، ص 62؛ جعفريان، رسول، تاريخ سياسى اسلام، تهران، ارشاد، 1374 ش، ج 2، ص 481
36- تهرانى، محمد محسن، الذريعة الى تصانيف الشيعه، نجف، مطبعة الغرى، 1357 ق، ج 24، ص 372
37- طبرى، محمد بن جرير، تاريخ الامم و الملوك، مصر، قاهره، 1358 ق، ج 4، ص 300
38- الارشاد، ص 213؛ بحارالانوار، ج 45، ص 393
39- ابن قولويه، جعفر، كامل الزيارات، تصحيح امينى، نجف، مرتضويه، 1356 ق؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 317
40- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 14، ص 28؛ ابن اثير، على، اسد الغابة فى معرفة الصحابه، بيروت، 1390 ق، ج 2، ص 517
41- بحارالانوار، ج 45، ص 378؛ تاريخ طبرى، ج 4، ص 309
42- بحارالانوار، ج 45، ص 311؛ معالى السبطين، ج 2، ص 61
43- ابن اثير ، على، الكامل فى التاريخ ، بيروت، دار الصادر ، 1385 ق، ج 4، ص 21، 27 و 236؛ اردكانى ، ابوفاضل ، ماهيت قيام مختار، قم ، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، ص 484
44- الكامل فى التاريخ، ج 4، ص 286-245؛ ملبوبى، الوقايع و الحوادث، ج 2، ص 263
45- الكامل فى التاريخ، ج 4، ص 54؛ بحارالانوار، ج 45، ص 4؛ قمى عباس، سفينة البحار و مدينة‏الحكم و الآثار، سنايى، بى‏تا، ماده شمر
46- بحار الانوار، ج 45، ص 255 و ج 32، ص 33 و 419؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 3، ص 169؛ سفينة البحار، ماده هرثم
47- تاريخ طبرى، ج 4، ص 307؛ زركلى، خيرالدين، الاعلام، بيروت، دارالملايين، 1389 ق، ج 4، ص 192

منبع : فصلنامه مشكوة ، شماره 77 و 76

نهضت کربلا و نقش امام حسین علیه السلام در احیای اسلام

 

این کتاب را حتما مطالعه کنید ... (نویسنده کتاب : علامه مرتضی عسکری)
از سلسله مباحث : «نقش ائمه در احیای دین»، این جزء را ویژه بررسی « نهضت کربلا و نقش امام حسین علیه السلام در احیای اسلام » قرار دادیم تا با نگرشی فشرده ولی همه جانبه به شرایط زمان و مکان و ارکان اجتماعی پیش از آن، ابعاد نهضت و انگیزه های قیام آن حضرت را بحث و بررسی نماییم .از آنجا که زمینه های قیام سید الشهداء علیه السلام به تدریج فراهم شده و ریشه خلافکاری ها و انحرافات به سالهای پیش از آن باز می گردد، در بررسی این قیام نیز، بناچار باید به موجبات و زمینه های قبلی آن توجه کرده و اسباب انحراف و روی گردانی ابنای امت از اسلام ناب محمدی را، در گذشته دورتر جستجو کنیم؛ گذشتهای با تعصب شدید قبیله گی در عمق جان صحابه مشهور و بلند آواز، تعصبی که همیشه و در همه جا خود را نشان داد و در رویدادهای مهم، نتیجه را در چرخه امیال خود گردانید . بدین خاطر، برای درک بهتر ریشه ها و عوامل پدید آورنده ی این نهضت بزرگ ابتدا اوضاع اجتماعی عرب بیش از اسلام، و سپس حالات مسلمانان پیش از قیام را فشرده بیان می داریم. < ادامه >

یاران امام حسین (ع)

على بن الحسین ع مى ‏گوید : پدرم این شعر را دو ســـه بـار خواند تا فهمیدم و مقصود او را بدانستم و اشک چشمانم را گرفت. اما اشـــکم را نگـــه‏ داشــتـم و خاموش ماندم و بدانستم که بلا نازل شده است.
عمه ‏ام نیز اشعار برادر را شنید ، او زن بود و زنان رقت دارند و استعداد زارى. نتوانست آرام بگیرد. برخــاسته و جامه خود را مى ‏کشید ، نزد وى رفت و گفت :
اى واى از داغ عزیز. اى بـــاقى مـــانده ســـلف و پناهگاه خلف. کاش آن روز کـه فاطمه مادرم یا على پدرم یا حسن برادرم ، از دنیا برفتند، زندگیم به سر رسیده بود.
امام (ع) نگاهى به او کرده گفت : خواهرم، شیطان بردبارى تو را نبرد.
زینب گفت : پدر و مادرم فدایت ؛ غم و اندوه را از من ربودى و آرامش بخشیدى.
امـام در حالى که اشـــک از دیدگـــانش سرازیر شده بود گفت : چنانچه مرغ قطا (1) ، را در آشیانه ‏اش به حال خود مى ‏گذارند آرام مى‏ خوابید.
زینب گفت : واى بر مـن ، تـو را از من خواهند گرفت ! این قلب مرا بیشتر داغدار مى ‏کند و بر جانم سخت‏تر است.
آنگاه به چهره خـــویش زد و گــریبان خـــویش را گرفت و آن را بدرید و بیهوش به زمین افتاد.
حسین (ع) از جـاى برخاست و بدو پرداخت و آب به چهره ‏اش ریخت و او را به هوش آورد و به وى گفت : اى خــواهر از خدا بترس و از خدا تسلى خواه و بدان که زمینیان مى ‏میـرند و از اهـــل آســـمانها نیز کسى باقى نمى‏ ماند.سرانجام همه چیزها نابود شدنى است به جز ذات خــدایى که همه آفریدگان را به قدرت خویش آفریده و خلق را برمى ‏انگیزد که باز مى ‏آیند و او خود یگانه است. جدم ، پدرم ، مــادرم و بــرادرم همــگى از مـن بــهتر بودند. پیشوا و مقتداى من و همه مسلمانان پیمبر خداست.
حسین ع با این سخنان و امثال آن وى را دلدارى داد و گفت : خواهرم! من تو را سوگند مى ‏دهم، و سوگند مرا رعایت کن و چون من کشته شدم بر من گریبان ندرى و چهره نخراشى و واى نگویى و فغان برنیاورى. < ادامه >

پرتوى از سيره و سخنان امام حسین (ع)

1ـ «من از روى خود خـواهى و خــوشـگذرانى و يــا براى فـساد و ستمگرى قيام نكردم ، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم. مى خواهم امر به مـعروف و نهى از منــكر كنــم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابي طالب عمل كنم.»

2ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است :
«بار خدايا ! تو مى دانى كــه آنــچه از مـــا اظــهار شــده بـراى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جــاى خــود بــرگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّت ها و دستورهاى دينت عمل شود.»

3ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود :
«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد ، اين كار بـهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود. و مــا اهــل بيت پيامبر (ص) ، بــه ولـايــت و رهبرى ، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز ، شايسته تريم»

4ـ و نيز در مقام ديگر فرمود :
«ما اهــل بيت بــه حـــكومـــت و زمـــامـدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»
از اين دو بخش از سخن امام (ع) نيز به وضوح استفاده مى شود كـه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مى داند ، نه يزيد فــاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(ع) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.

5- امام حسين (ع) در هنگام سفر به كربلا فرمود :
راستى ايـن دنـيا ديگرگونه و ناشناس شــده و مـعروفش پشت كـرده و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زنــدگى اى پست ، همچون چراگاه تباه ، چيزى باقى نمانده است.
آيــا نمى بينيد كــه به حقّ عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد ؟ در چنين وضعى مؤمــــن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت و زندگى با ظالمان را جـــز هلاكت نمى بينم. به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنــهاسـت و مـادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آن اند ، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندكاند.
< ادامه >

زندگی امام حسین (ع) :

- امام حسين (ع) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد و در تمام مدتى كــه در مكه اقامت گزيد و در طول راه مكه به كربلا , تـا هنـــگام شـــهادت , گـــاهى به اشاره , گـاهى به صراحت , اعلان مي داشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حـــكومت ضد اسلامى يزيد و برپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در بــرابر ظــلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم.

- هر چند عزادارى و گريه بر مصايب حسين بن على (ع) و مشرف شدن به زيارت قبرش و باز نماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معيارى والا دارد , لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارت ها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد بلكه همه اين تظاهرات , فلسفه ديندارى , فداكارى و حمايت از قوانين آسمانى را به ما گوشزد مي نمايد و هدف هم جز اين نيست و نياز بزرگ ما از درگاه حسينى آموختن انسانيت و خالى بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم , هدف مقدس حسينى به فراموشى ميگرايد.

- روزى از محلى عبور مي فرمود , عده اى از فقرا بر عباهاى پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاى خشكى مي خوردند , امام حسين (ع) مي گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت , نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : ان الله لا يحب المتكبرين , خداوند متكبران را دوست نمي دارد.

- شعيب بن عبدالرحمن خزاعى ميگويد : چون حسين بن على (ع) به شهادت رسيد , بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند , علتش را از امام سجاد (ع) پرسيدند , فرمود :
اين پينه ها اثر كيسه هاى غذايى است كه پدرم شبها به دوش مي كشيد و به خانه زنهاى شوهرمرده و كودكان يتيم و فقرا ميرسانيد. < ادامه >



زندگينامه امام حسين (ع)

 
 

دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي  موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي .
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.
 

حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علي (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواري  و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوي  خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد.
انس بن مالک روايت مي کند: وقتي از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:
بارها رسول گرامي حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (9) حسن و حسين را، (10) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه هاي  خويش نشانده بود و به سوي ما مي آمد، وقتي به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است .
عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملکوتي بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامي  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و من از (12) حسينم

حسين (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپري شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقاي پروردگار شتافت ، مدت سي سال با پدر زيست . پدري که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگي  نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدري که در زمان حکومتش لحظه اي او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي کرد، و در چند سالي که حضرت علي (ع ) متصدي خلافت ظاهري شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مي کوشيد، و در جنگهاي  "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت کرد و (13) داشت . حتي گاهي در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن مي گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر (14) پدرم فرود آي ....


امام حسين (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علي (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبري شيعيان به حسن بن علي (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحي محمدي و ولايت علوي بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتي بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهاي برادر بود و چون مي دانست که اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويي  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوي  معاويه بشکند و سزاي ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولي امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشي فراخواند، امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه (15) برآمد، و با بياني رسا و کوبنده خاموشش ساخت .


امام حسين (ع ) در زمان معاويه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علي (ع ) امامت و رهبري شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبري جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامي  و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالي مخرب به سختي رنج مي برد، ولي نمي توانست دستي فراز آورد و قدرتي فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامي پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعي مشابه او داشت .
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگي قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدي به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت که اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مي شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه اي گرفته نمي شد.
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهاي بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهي محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را به آينده نزديک اميدوار مي ساخت که اقدام مؤثري خواهد نمود. و در تمام طول مدتي  که معاويه از مردم براي ولايت عهدي يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدي او را نپذيرفت و حتي گاهي  (16) سخناني  تند به معاويه گفت و يا نامه اي کوبنده براي او نوشت .
معاويه هم در بيعت گرفتن براي يزيد، به او اصراري نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...


قيام حسيني
يزيد پس از معاويه بر تخت حکومت اسلامي تکيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و براي اين که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت کند، مصمم شد براي نامداران و شخصيتهاي اسلامي پيامي بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه اي به حاکم مدينه نوشت و در آن يادآور شد که براي من از حسين (ع ) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود:
"انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل (17) يزيد آن گاه که افرادي چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاک که حتي  ظاهر اسلام را هم مراعات نمي کند) بر مسند حکومت اسلامي بنشيند، بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروي اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مي برند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينک که حکومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفي از مدينه به سوي مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مکه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به کوفه هم رسيد. کوفيان از امام حسين (ع ) که در مکه بسر مي برد دعوت کردند تا به سوي آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموي خويش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفي را از نزديک ببيند و برايش بنويسد. مسلم به کوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اي روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت کردند، و مسلم هم نامه اي  به امام حسين (ع ) نگاشت و حرکت فوري امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) کوفيان را به خوبي مي شناخت ، و بي وفايي  و بي ديني شان را در زمان حکومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد کرد، و ليکن براي اتمام حجت و اجراي اوامر پروردگار تصميم گرفت که به سوي کوفه حرکت کند.
با اين حال تا هشتم ذي حجه ، يعني روزي  که همه مردم مکه عازم رفتن به "مني " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنين روزي با اهل بيت و ياران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده ، بلکه عليه او قيام کرده است .
يزيد که حرکت مسلم را به سوي کوفه دريافته و از بيعت کوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (که از پليدترين ياران يزيد و از کثيفترين طرفداران حکومت بني اميه بود) به کوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويي و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهديد ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهايي با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگي دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتکار و بي ايمان کوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و کار به جايي رسيد که عده اي از همان کساني که براي امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبي که از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتي که در مکه اقامت گزيد، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهي به اشاره ، گاهي به اعلان مي داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامي يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهي از منکر و ايستادگي در برابر ظلم و ستمگري است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدي هدفي ندارم .
و اين مأموريتي بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتي اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيري خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامي (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علي (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتي در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به (19) رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت مي دانست که آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد، ولي او کسي نبود که در برابر دستور آسماني  و فرمان خدا براي جان خود ارزشي قائل باشد، يا از اسارت خانواده اش واهمه اي  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدي خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسين (ع ) در کربلا" به قدري در اجتماع اسلامي مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علي (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حرکت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشديد کرد. بويژه که خود در طول راه مي فرمود: "من کان باذلا فينا مهجته (20) و موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد. و لذا در بعضي از دوستان اين توهم پيش آمد که حضرتش را از اين سفر منصرف سازند.
غافل از اين که فرزند علي  بن ابي طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشيد.
باري امام حسين (ع ) با همه اين افکار و نظريه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و کوچکترين خللي در تصميمش راه نيافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر يک ستاره اي درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهايشان شنهاي گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقي مانده بسترهاي  گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بني اميه و بني اميه از اسلام جداست .
راستي هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهاي او و عمالش را مي شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مي شدند، زيرا اسلامي که خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستي نيز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نکبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و فرياد زدند، و پرده زيباي  فريب را از چهره زشت و جنايتکار جيره خواران بني اميه برداشتند و ثابت کردند که يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريکه اي که او بر آن تکيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسيني را تکميل کرد، طوفاني  در جانها برانگيختند، چنان که نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستي و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهاي طلايي و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشي  ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و شهادتش را با سياه پوشي  و عزاداري محترم مي شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مي دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنايتي خاص داشتند.
غير از اين که خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند، در فضيلت عزاداري و محزون بودن براي آن بزرگوار، گفتارهاي متعددي ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزي به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاري در سوگواري حسين براي ما بخوان . وقتي شروع به خواندن نمودم صداي گريه حضرت برخاست ، من مي خواندم و آن عزيز مي گريست ، چندان که صداي گريه از خانه برخاست .
بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام (21) حسين (ع ) مطالبي بيان فرمود و نيز از آن جناب است که فرمود: "گريستن و بي تابي کردن در هيچ مصيبتي شايسته (22) نيست مگر در مصيبت حسين بن علي ، که ثواب و جزايي گرانمايه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که يکي از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد که به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايماني که (23) به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يکون من الاعمال . (24) همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است .
زيرا که اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است که به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويي  روح را به سوي ملکوت خوبيها و پاکدامنيها و فداکاريها پرواز مي دهد. هر چند عزاداري و گريه بر مصايب حسين بن علي (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشکوه و حماسه ساز کربلايش ارزش و معياري والا دارد، لکن بايد دانست که نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اکتفا کرد، بلکه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين داري ، فداکاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسيني به فراموشي مي گرايد.


اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهي  اجمالي به 56سال زندگي سراسر خداخواهي و خداجويي  حسين (ع )، درمي يابيم که هماره وقت او به پاکدامني  و بندگي و نشر رسالت احمدي و مفاهيم عميقي والاتر از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروري  کوتاه به زواياي زندگاني آن عزيز، که پيش روي ما است :
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياري  و حتي در آخرين شب (25) داشت . گاهي در شبانه روز صدها رکعت نماز مي گزاشت .
زندگي دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداي خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعاي زياد و استغفار را دوست دارم  (27) حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثير در کتاب "اسد الغابة " مي نويسد: "کان الحسين رضي الله عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال (28) الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه کارهاي پسنديده را انجام مي داد.
شخصيت حسين بن علي  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتي با برادرش امام مجتبي (ع ) پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به (29) احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامي که جامعه براي  حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگي  مي کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهاي مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص ) را براي او خلوت نمي کردند... اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعي اوست ، بخوانيم :
روزي از محلي عبور مي فرمود، عده اي از فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشکي  مي خوردند، امام حسين (ع ) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "، خداوند متکبران را دوست نمي دارد. (30)
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد.
آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايي گرمي  (31) هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت .
شعيب بن عبدالرحمن خزاعي  مي گويد: "چون حسين بن علي (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند، فرمود اين پينه ها اثر کيسه هاي  غذايي است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه (32) زنهاي  شوهرمرده و کودکان يتيم و فقرا مي رسانيد.
شدت علاقه امام حسين (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مي توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اين جا متذکر مي شويم : يزيد به زمان ولايت عهدي ، با اين که همه نوع وسايل شهوتراني و کام جويي و کامروايي از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوي شوهردار عفيفي دوخته بود.
پدرش معاويه به جاي اين که در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده اي  نشان دهد، با حيله گري  و دروغ پردازي و فريبکاري ، مقدماتي فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند. حسين بن علي (ع ) از قضيه باخبر شد، در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکي از قوانين اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدي و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه اي قطع نمود و با اين کار همت و غيرت الهي اش را نمايان و علاقه مندي خود را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و اين رفتار داستاني شد که در مفاخر آل علي (ع ) و دناءت و ستمگري بني اميه ، براي هميشه در تاريخ به يادگار (33) ماند.
علائلي در کتاب "سمو المعني " مي نويسد:
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگي برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتي  عظمت و بزرگي خويش را جهان گير ساخته اند، يکي در شجاعت ، ديگري در زهد، آن ديگري در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگي امام حسين (ع ) حجم عظيمي است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه (34) والاييها و فرازمنديها است .
 آري ، مردي که وارث بي کرانگي  نبوت محمدي است ، مردي که وارث عظمت عدل و مروت پدري چون حضرت علي  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگي فضيلت مادري چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والاي عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهاي خدايي نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهيم .
امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را براي ما مجسم مي سازد، بلکه او با همه خويشتن ، آيينه تمام نماي فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايي  مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهاي انسان را ارجمند نمود.

پي نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگري هم گفته شده است ، ولي  (1)
ما قول مشهور بين شيعه را نقل کرديم . ر. به . ک . اعلام الوري طبرسي ، ص .213
احتمال دارد منظور از اسما، دختر يزيد بن سکن انصاري باشد. ر. به . ک . اعيان (2)
الشيعه ، جزء ,11 ص .167
امالي شيخ طوسي ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبير بر وزن حسين ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام
ناميده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 اين سه کلمه در زبان عبري همان معني را
دارد که حسن و حسين و محسن در زبان عربي دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معاني الاخبار، ص .57 (5)
در منابع اسلامي درباره عقيقه سفارش فراوان شده و براي سلامتي فرزند بسيار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشيعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافي ، ج 6، ص .33 (7)
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 146- کمال الدين صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذي ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبي ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذي ، ج 5، ص 324- در اين قسمت رواياتي که در کتابهاي اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد تا براي آنها هم سنديت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)
تذکرة الخواص ابن جوزي ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضي از (14)
مورخين گفته اند اين موضوع تقريبا در سن ده سالگي امام حسين (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفيد، ص .173 (15)
رجال کشي ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذيحجه مستحب است که حاجيها به "مني " بروند، و در آن زمان به (18)
اين حکم استحبابي عمل مي کردند، ولي در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم
يکسره به عرفات مي روند.
کامل الزيارات ، ص 68به بعد - مشير الاحزان ، ص 9. (19)
لهوف ، ص .53 (20)
کامل الزيارات ، ص .105 (21)
کامل الزيارات ، ص .101 (22)
کامل الزيارات ، ص .121 (23)
کامل الزيارات ، ص .147 (24)
عقد الفريد، ج 3، ص .143 (25)
ارشاد مفيد، ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (27)
اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (28)
ذکري  الحسين ، ج 1، ص ,152 به نقل از رياض الجنان ، چاپ بمبک ي ، ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ، آيه .22 (30)
تفسير عياشي ، ج 2، ص .257 (31)
مناقب ، ج 2، ص .222 (32)
الامامة والسياسة ، ج 1، ص 253به بعد. (33)
از کتاب سمو المعني ، ص 104به بعد، نقل به معني شده است . (34)

منبع : موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر ( ع (

عکس : به یاد گذشتگان : صلوات

عکس از کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر نمایشگاه نرم افزار

عکس از رستوران شوکا بهشهر

غذای جسم و روح

عکس : علی ذبیح پور

عکس کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر

 

هفته کتاب  سال ۱۳۸۹

کتابخانه عمومی شماره ۲ بهشهر

عکس کتابخانه عمومی یانه سر

زمستان کتابخانه عمومی یانه سر

عکس : علی ذبیح پور

تابستان کتابخانه عمومی یانه سر

استان همدان

محیط طبیعی ( موقعیت و وسعت ) :
استان همدان در گستره ای به مساحت 19493 کیلومتر مربع ، در غرب ایران بین 33 درجه و 59 دقیقه تا 35 درجه و 48 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 34 دقیقه تا 49 درجه و 36 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است . این استان از شمال به استانهای زنجان و قزوین ، از جنوب به استان لرستان ، از شرق به استان مرکزی و از غرب به استان کرمانشاه و قسمتی از استان کردستان محدود است .


آب و هوا :
توده های شمالی : این توده هوا در ماههای سرد از عرضهای شمالی کشور حرکت می کند و هوای استان را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب کاهش دما و بارندگی – بیشتر به صورت برف – می شود .
توده های جنوبی : این توده هوا در ماههای گرم سال از عرض های جنوبی کشور و منطقه حرکت می کند و موجب افزایش دما و کاهش یا قطع بارندگی می شود .
توده های غربی : این توده ها در ماههای مرطوب سال از غرب ، جنوب غرب و شمال غرب وارد کشور شده و موجب افزایش نسبی دما و بارندگی در سطح استان می شود .
به طور کلی هوای استان متغیر است ، بدین ترتیب که هوای دره های شمالی کوه الوند سرد و هوای دره های بخش مرکزی ملایم می شود . زمستانهای این استان سرد و پر برف و باران و تابستانهای آن معتدل است .


پیشینه تاریخی :
استان همدان از دورترین زمان محل استقرار و نشو و نمای تمدن های باستانی بوده است . کاوش های ( تپه گیان ) نهاوند نشان می دهد که مردمان ساکن استان در شش هزار سال پیش از تمدن بسیار پیشرفته ای برخوردار بودند . در قدیمی ترین سنگ نوشته آشوری ، از همدان به عنوان آکسایا به مهنی شهر کاسیان نام برده شده است و این امر نشان می دهد که پیشینه مدنیت شهر همدان حداقل به هزاره سوم قبل از میلاد باز می گردد .
شهر همدان طی 150 سال حکومت مادها از نعمت و آبادانی فراوان برخوردار و بعد از انقراض آنها هر چند مرکزیت نخستین را از دست داد ولی به عنوان یکی از سه پایتخت هخامنش مورد توجه خاص بود . وجود کتیبه های گنج نامه ،بقایای ستونهای سنگی ، جام ها و الواح زرین و سیمین به دست آمده از همدان حاکی از اهمیت این منطقه در دوره هخامنشی است .


جمعیت همدان :
بر اساس نتایج سر شماری عمومی نفوس و مسکن ابان ماه سال 1375 کل جمعیت استان 1.677.957 نفر است . از این عده 849.223 نفر مرد و 828.734 نفر زن بوده اند . از کل جمعیت استان 810.640 نفر در مناطق شهری و 867.115 نفر در مناطق روستایی سکونت داشته و 202 نفر غیر ساکن بوده اند .


نژاد :
در استان همران اقوام مختلفی با آداب و سنن ویژه سکونت دارند که عبارتند از :
ترک ها : در شمال و غرب استان ، به ویژه در شمال و غرب شهرستان همدان ساکن هستند و در 562 روستای استان سکونت دارند .
لر ولک : این اقوام در شهرستانهای ملایر ، نهاوند و بخش سامن در 255 روستا ساکن هستند .
کردها : این قوم در 159 روستا در غرب و شمال غربی و در مجاورت استانهای کردستان و کرمانشاه سکونت دارند .
فارسها : بیشتر ساکنان مرکز استان را تشکیل می دهند .


زبان :
زبان فارسی : اغلب ساکنان مرکز استان به زبان فارسی تکلم می کنند .
زبان آذری : اغلب ساکنان شمال غرب استان ، به ویژه در شمال و غرب به زبان ترکی سخن می گویند .
گویش لری و لک : ساکنان ملایر ، نهاوند و سامن به این گویشها تکلم می کنند .
گویش کردی : اغلب ساکنان شمال غرب و غرب استان که در مجاورت استانهای کرمانشاه و کردستان قرار دارند به زبان کردی صحبت می کنند .


مذهب :
بیشتر ساکنان استان همدان مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری اثنی عشری هستند . در بین عشایر استان مذهب سنی و فرقه اهل حق نیز وجود دارند . در سرشماری مهر ماه 1365 ش این استان دارای 1058 نفر زرتشتی ، 108 کلیمی و 222 نفر مسیحی بوده است . امروزه تعداد اقلیت ها در همدان بسیار کاهش یافته و حدود 25 خانوار یهودی و 22 خانوار ارمنی در همدان ساکن هستند . در بخشهایی از استان همدان گروههایی از دراویش مسالک اهل حق و مسلک علی الهی ساکنند به ویژه در شهرستان اسد آباد و تعدادی از روستاهای جنوب غربی آن مسلک اهل حق پیروان بیشتری دارند .


آثار تاریخی :
مسجدها : جامع تویسرکان ، نهاوند ، جامع همدان ، حضرت علی ، شورین ، علویان
امام زاده ها : اظهر بن علی ، اهل ابن علی ، اسماعیل ، محسن ، عبدالله ، حسین ، خضر ، یحیی، ناصر ، هود
پل ها: آبشینه ، آرومند ، آق کرپی ، زرامین ، کوریجان ، خسرو آباد ، مرویل ، مهاجران ، جهان آباد
خانه های قدیمی : شهید آیت الله مدنی ، امیر تومان ، قدوسی ، شهبازی
محوطه های باستان شناختی : تپه گیان نهاوند ، گورستان پارتی ، ارگ نوشیجان ، تپه گوراب

 منبع : شرکت هوایی و جهانگردی پرین

جزیره کیش

 

كيش پل ارتباطي كشورهاي حاشيه خليج فارس با كشورهاي جديد آسياي مركزي و در واقع پل استراتژيك بين اروپا وآسياست. تعلق جزيره كيش به سرزمين اصلي ايران با جمعيت 60ميليون نفركه خوداز بزرگترين بازارهاي منطقه مي باشد ، وضعيت جزيره رابعنوان يك مقصد مهم گردشگري تاحد زيادي ارتقا بخشيده وسالانه بيش از يك ميليون گردشگر جذب مي كند.

جزيره كيش باطبيعت زيبا وسواحل نقره فام، سايقه اي طولاني درصنعت گردشگري وتجارت بين الملل داردوتقريبا درهفت ماه ازسال از آب و هواي بسيارعالي برخوردار مي باشد. آب و هواي كيش بين جزاير خليج فارس به خوبي معروف است. بهترين مرواريدها در اطراف اين جزيره صيد مي شود.اين جزيره بعد از قشم از مهمترين جزاير ايران ميباشد. بين جزاير خليج فارس آب و هواي كيش بي نظير است. قسمت اعظم آن مسطح و مستعد كشاورزي است. اين جزيره داراي لنگرگاهي مناسب و چاههاي آب شيرين است.

درختان آن عبارتند از : نخل اكناركهور و قرت مي باشد.در نزديكي ساحل محلي را براي صيد مرواريد اختصاص داده بودند . اين جزيره لنگرگاه كشتي هاي هندي و عربي بود٠وجود نخلستان هاي متعدد و فضاي سبز بسيار زيبا و سواحل قابل شنا در فصول مختلف سال بويژه در سالهاي اخير مورد توجه بيشتر جهانگردان قرار گرفته است.

 اجراي برنامه هاي عمراني از طرف دولت جهت گسترش خدمات توريستي احداث بناهاي زيباي تجاري مطرح شدن اين جزيره بعنوان منطقه آزاد تجاري و وضع قوانين جديد براي احداث مناطق عمراني و جذب سرمايه هاي خصوصي داخلي و خارجي موجب شده است كه روزانه بر تعداد توريست ها و مشتاقان بازديد از اين جزيره زيبا افزوده گردد.

 

 منبع : شرکت خدمات هوایی و جهانگردی پرین
 

عکس  : نمونه دیگر از روش مطالعه در کتابخانه

تیم فوتسال اداره کل کتابخانه های عمومی استان مازندران

تیم فوتسال اداره کل کتابخانه های عمومی استان مازندران

از راست ایستاده  صداقتی پور - محمدی- رضایی - ذبیح پور - نوری - کامل -

نشسته از راست موسوی -کیانمهر - رضایی

عکس خیر محترم  حبیب الله محمدیان

خیر محترم آقای حبیب الله محمدیان

اهداء کننده زمین کتابخانه عمومی خلیل شهر ۶۰۰متر