بن بست!
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13:13 توسط مدیریت كتابخانه شماره 2
|