آسیای صغیر در دوران عثمانی
امپراتوری عثمانی از سال ۱۲۸۱ تا ۱۹۲۳ میلادی بزرگترین امپراتوری بود که بر کنارههای دریای مدیترانه، آناتولی، بخش عمدهای از خاورمیانه، قسمتهایی از شمال آفریقا و جنوب شرقی اروپا حکم میراند. حکمرانان عثمانی از بزرگترین پشتیبانان هنر و هنرمندان بودند و نیز به علت کشورگشاییهای متعددی که انجام میدادند، هنر این دوران از فرهنگ و هنر کشورهایی که تحت سلطه آنان قرار میگرفتند بسیار تأثیر پذیرفته بود.
هنر معماری عثمانی در ابتدا رنگ و بوی معماری سلجوقی را داشت که خود ریشه در معماری ایغورهای ترک آسیای میانه دارد. هنر عثمانیان در قرن نهم هجری نقطهٔ اوجی برای هنر اسلامی به ویژه در معماری بهشمار میرود و میتوان عنوان کرد که مساجد این دوره در ردیف زیباترین مساجد جهان قرار دارند. معماران عثمانی به ویژه در طراحی مساجد جامع در استانبول٬ پایتخت مرکزی دولت عثمانی، پایه کار خود را بر موازین معماری بیزانس منطبق ساختند. مکتب معماری عثمانی به مانند مکتب اسپانیا از تفکر اولیه اسلام پیروی ننمود. در این شیوه شاهد توجه بیش از حد معمار به نمای بیرونی بنا هستیم. استفاده از نمای بیرونی پر ابهت و با شکوه، تعدد گنبدهای فرعی، گنبد خانهٔ مرکزی وسیع و فراخ، شبستانها در طرفین گنبدخانه، استفاده از منارهها در چهار سوی بنا به شیوهای بیزانسی، قوسهاو طاقهای پلکانی و استفاده از سنگ بهعنوان مصالح اولیه از ویژگیهای معماری عثمانی به شمار میروند.[۳۸]
علاقه حکمرانان عثمانی به نقاشی باعث شد که آنان علاوه بر تشویق هنرمندان محلی، هنرمندان اروپایی را نیز به ترکیه دعوت کنند. توجه نقاشی عثمانی به جنبههای داستانی و تاریخی، آثار آنان را از نقاشی ایرانی متمایز میکند.[۳۹] در دوران عثمانی کارهای بسیار ظریف مینیاتور به چشم میخورد. در دوران فاتح سلطان محمد نقاشیهایی از غرب به عثمانی آورده شده و چند نقاش نیز به ایتالیا اعزام شدند.[۴۰] در عثمانی، هنرمندان تذهیبکار جلوه زیادی نکردند و اگر این هنر رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانی بود که با مهاجرت به عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند.[۴۱]
خوشنویسی در دوران عثمانی بسیار مورد توجه بود و کاتبان عثمانی افزون بر رشد خط ثلث، خط دیوانی را پدید آورده و به اوج رساندند. خوشنویسی در دوره امپراتوری عثمانی دوره طلایی خود را گذراند.[۴۲] در این دوران با خط ثلث آثار فاخری در زمینه مذهبی بوجود آمد.[۴۳] حتی خط نستعلیق که خاص ایرانیان است در آن سرزمین رواج و محبوبیت نسبی یافت.
در دوره عثمانی انواع هنرهای صناعی و صنایع دستی رونق داشت مانند ساخت جواهرآلات و اثرهای هنری که بوسیله سنگهای قیمتی و یا فلز و سنگ تولید میشود؛ کار بر روی چوب که با روشهایی چون رنگآمیزی، کندهکاری، برجستهکاری، تراشیدن، روکش و پختن چوب همراع بود؛ فلزکاری بر روی برنز و پس از آن مس، طلا و نقره که با روش کوبیدن و ریختهگری انجام میشد؛ ساختن آلات موسیقی با استفاده از انواع چوب و سیم و پوست حیوانات؛ انواع چینیهای مختلف، هنر شیشه به اشکال گوناگون مانند تزیینات پنجرههای شفاف و یا به عنوان منجوق چشم خوردن؛ سنگکاری که غیر از معماری در سنگهای قبور دیده میشود و با روشهای منبت کاری، حک و کندهکاری و برجستهکاری به انجام میرسید؛ سبدبافی؛ نمدمالی و دهها هنر صناعی دیگر که توسط هنرمندان و صنعتکاران انجام میشد.[۴۴]
[ویرایش] ایران در دوران صفوی
هنر دورهٔ صفوی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ ه.ق/ ۱۷۲۲-۱۵۰۱ م)از درخشانترین دورانهای هنر ایران است. هنر این دوره در بسیاری از زمینهها، ادامهٔ دوران طلایی هنر دربار تیموریان بهشمار میرود.[۴۵] معماری صفوی و یا نقاشی و خوشنویسی این دوره، کاملا ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند. بهویژه که حاکمان صفوی با حمایت گسترده خویش، این میراث را درخشان تر نموده، باعث رشد و گسترش آن شدند.[۳۷] در طی دوره صفویان آثار هنری بسیاری در ایران ساخته شد. حکمرانان صفوی اهمیت زیادی به فرهنگ و هنر و تمدن اسلامی میدادند.
معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالیبافی، فلزکاری، سفالگری، پارچهآرایی و بسیاری از هنرهای صناعی در دوره صفوی رشد چشمگیر داشتند و در این دوره در همهٔ این رشتههای هنری، آثار ارزشمندی پدید آمد که جدا از نگارگریها و خوشنویسیهای زیبای بسیار، بناهای معماری مهمی مانند مسجد شیخ لطفالله، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند. قالی اردبیل هم که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری میشود یکی از آثار درخشان این دوره است. شهرهای مهم هنرپرور در عصر صفویان، اصفهان، تبریز، هرات و قزوین بودهاند.
از هنرمندان دوره صفوی، کمالالدین بهزاد، رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، آقامیرک و حسین بنا اصفهانی شناخته شدهتر هستند.
[ویرایش] هند در دوران گورکانیان
دوره گورکانیان هند ( ۱۵۲۶ ـ ۱۸۵۷ م) را آخرین عصر طلایی امپراتوریهای اسلامی مینامند. مقارن زمان برخاستن صفویه یکی از نوادگان تیمور بهنام بابُر که در منطقه فرارود حکومت میکرد به هند حمله و آنجا را فتح کرد و بر خلاف جدش تیمور یا سلطان محمود غزنوی، در همانجا ساکن شد و سلسله درخشان گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند را بنیان نهاد. سلسلهای که برخی از شکوهمندترین آثار هنری و معماری نظیر بنای تاج محل در دوره ایشان بنا شدهاست. [۳۷]
پادشاهان گورکانی هند به هنر عشق میورزیدند و دربار آنان مجمع هنرمندان مختلفی از سراسر دنیا بهویژه از ایران و تاحدی عثمانی بود. بسیاری از هنرمندان ایرانی در پی زوال و فروپاشی سلسله صفوی به دعوت امپراتوران یا حاکمان محلی هند بهآن دیار مهاجرت کردند و گروهی نیز به دنبل یافتن بختی جدید، خود اقدام به جلای وطن کردند. از این رو ادامه سنت هنر تیموری و هنر درخشان صفوی به خوبی در دوره گورکانیان هند قابل مشاهده است. نقاشی، خوشنویسی و معماری و حتی شعر پارسی به بهترین نحو مورد پذیرش و حمایت امپراتوران گورکانی هند قرار گرفت. هنرمندان مختلف با حمایت و سرمایه امپراتوران گورکانی و درآمیختن هنر خود با برخی از عناصر هندی، ترکی و بومی آثار فاخری خلق کردند.
افزون بر امپراتوران گورکانی سایر حکام محلی هند نیز مانند حکمرانان سلسلههای مختلف سلطنت دهلی در شمال شبه قاره هند و بهمنیها٬ عادلشاهیان٬ نظامشاهیان احمدنگر و نظام حیدرآباد در دکن نیز حامیان گشادهدستی برای هنر بهویژه هنرهای ایرانی بودند.
[ویرایش] ایران در دوران زند و قاجار
- نوشتار مرتبط: مکتب نقاشی قاجار
هنر دوره قاجار را میتوان آخرین بازمانده از دوران طلایی هنرهای اسلامی بر شمرد و از این رو بسیار درخور توجهاست. هنر این دوره به دلیل نزدیکی به دوره معاصر نیز دارای اهمیت است و بسیاری از کارهای هنری که هماکنون صورت میگیرد دارای ریشههایی در هنر دوره قاجار است. تاثیر شدید هنرهای غربی که آشکارا در هنرهای اسلامی معاصر دیده میشود از این دوران رخ نمود.
در دورانهای افشار، زند و قاجار نابسامانیهای اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پس از فروپاشی امپراتوری صفوی، تضعیف پشتوانه فرهنگی و نبود حامیان گشادهدست برای هنرمندان، فقدان جهتگیری و مدیریت مشخص در عرصه فرهنگی و هنری و دلایل دیگری از این دست راه تقلید آگاهانه و یا ناآگاهانه از هنر اروپایی را گشود.
به طور کلی هنرها در زمان قاجار تلفیقی است از ادامهٔ هنرهای دورههای قبل از خود و هنرهای وارداتی اروپایی آنهم در سطحی نازل. هرچه به اواخر این دوران نزدیکتر میشویم غلظت تاثیرپذیری از غرب بر هنرهای سنتی ایران میچربد.
هرچند جامعهٔ قاجاری، جامعهای سنتی بود اما نوعی گرایش و نگاه مثبت به هنر غرب پدید آمد و به تدریج فراگیر شد. در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگهای ایران و روس و شکستهای پیاپی ایران و سپس تلاشهای قائم مقام فراهانی و امیرکبیر٬ تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون، ورود صنعت چاپ و رواج مطبوعات، ورود برخی کارخانجات، تأسیس مدارس به سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بود.
در زمان فتحعلیشاه دومین شاه قاجار، هرچند هنر تا حدی تحت تأثیر هنر غرب قرار داشت اما به شدت متأثر از هنر دورهٔ صفوی بود و نوعی علاقه به بازگشت به سنت وجود داشت. در معماری علاوه بر بناهای کم اهمیت، ساخت بناهای عامالمنفعه مثل ساختن پل و قنات و مرمت آرامگاههای ملی نیز بهانجام رسید.[۴۶] خوشنویسی پس از یک دوره فطرت که با فروپاشی صفوی و مهاجرت خوشنویسان به هند و عثمانی شکل گرفته ود دوباره رجعتی نو یافت. از دوره فتحعلیشاه که شیفته ایرانباستان بود چند نقش برجسته بهسبک ساسانی به یادگار ماندهاست. دورهٔ سلطنت محمدشاه از نظر هنری دورهٔ تحکیم بهشمار میرفت و نه تکامل.[۴۶]
دوره طولانی و با ثبات سلطنت ناصرالدینشاه فصل نوینی در هنرهای قاجاری گشود. در این دوره امکان پرداختن به امور هنری و تجملگرایی برای درباریان، شاهزادگان و اشراف و ثروتمندان تاحدی به وجود آمد؛ خود شاه هم از ذوق بیبهره نبود. از این رو و با حمایت آنان هنر و صنایع ظریف رونق پیدا کرد و جانی تازه یافت. دراین زمان صنعت چاپ که پیشتر وارد ایران شده بود، رواج یافت. درباریان و اعیان و اشراف ایران به پیروی از سرمشقهای اروپائی خود و از روی خودنمائی و چشم و هم چشمی به نقاشی علاقه نشان میدادند. ایشان به نوعی تجمل هنری احتیاج پیدا کرده بودند که نتیجه عملی آن رونق کار تصویرگران و معماران بود. در چنین محیط فرهنگی و اجتماعی و با رقابت شاهزادگان و طبقات ممتاز شهرهائی چون تهران، اصفهان، تبریز یا شیراز در جلب هنرمندان مختلف رونقی بیش از گذشته گرفت.[۴۷] در زمینه معماری اگر چه در این دوران هنوز در گوشه و کنار کشور نشانههایی از ادامهٔ شیوهٔ پیشین معماری موسوم به شیوهٔ اصفهانی بهچشم میخورد و بناهای درخشانی ساخته میشد اما شروع انحطاط شیوهٔ اصفهانی در معماری از دوران محمد شاه قاجار رقم خورد هرچند این سستی و افول، پیشتر در دورهٔ افشار و زند آغاز شده بود در این مرحله کیفیت رنگها و غنا و شفافیت کاشیها رنگ باخت و مصالح به کار رفته در بنا و شیوهٔ ساخت و ارئه تزیینات افت چشمگیری کرد. با این وجود در این دوره به تزیینات توجه فراوانی شد که آن را در کاخها و منازل مسکونی مهم این دوره میتوان مشاهده کرد. آیینهکاری و گچکاری به سرعت رایج شد و سقفهای چوبی خانهها نقاشی شدند.[۴۸] در این دوره نوآوریهای اساسی در معماری مذهبی و سنتی بازارها، حمامها و کاروانسراها صورت گرفت.[۴۶]
در این دوره خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و نسخ و ثلث نهادند و در توسعه آن کوشیدند. با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله اساتید قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیقنویسی تغییراتی حاصل شد.[۴۹]
در زمینه هنر نمایش رواج رونق تکیه به این عهد باز میگردد. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه بین دویست تا سیصد محل جداگانه برای برگزاری تعذیه اعم از تکیه و حسینیه و میدان وجود داشت.[۴۸] هنر عکاسی در این زمان وارد ایران شد و ناصرالدین شاه شخصاً در این هنر دست داشت.[۴۸] پیدایش مطبوعات و چاپ راه را برای ظهور هنر مدرن گرافیک گشود.
بهطور کلی هنر قاجاری در سطح نازلتری نسبت به هنر دورههای قبلی ارزیابی میشود و اغلب آثار پدید آمده در این دوران دارای شکوه و عظمت پیشین نبودند.[۴۶]