داستان هایی از زندگی
زندگی بزرگان همیشه مایه سرمشق و سرلوحه افراد باید باشد، در اینجا به نمونه هایی از عمل آن علامه بزرگ در زندگی خود، اشاره خواهیم داشت.
ارادت به اهل بیت
حضرت علامه به حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و ائمه علاقه بسیاری داشت و با کمال ادب و احترام از آنها نام می برد، در مجالس روضه خوانی شرکت می کرد و برای مصایب اهل بیت شدیدا اشک می ریخت. در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه افطار می کرد. ابتدا پیاده به حرم مطهر مشرف می شد، ضریح مقدس را می بوسید سپس به خانه می رفت.
فعالیت های شبانه روزی علمی، او را از توسل در عرض ادب به پیشگاه مقام رسالت و ولایت باز نمی داشت .ایشان موفقیت خویش را مرهون همین توسلات می دانست و آنچنان به سخنان معصومین احترام می گذاشت که حتی در برابر روایات مرسل و ضعیف السند هم به احتمال این که از بیت عصمت صادر شده است رفتار احتیاط آمیزی داشت.
حضرت علامه درباره امام رضا(ع) می فرمودند: "همه امامان لطف دارند، اما لطف حضرت رضا محسوس است." و در نقلی دیگر، بیان می کردند: "همه امامان معصوم رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا ظاهر است." ایشان درباره زیارت ضریح حضرت رضا(ع) فرموده است: "اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را میبوسیدم."
شرح صدر علامه
یکی از شاگردان ایشان که مدت سی سال با استاد مانوس بوده ، پیرامون خصوصیات اخلاقی آن عالم فرزانه چنین نوشته است :"علامه انسانی وارسته ، مهذب ، خوش اخلاق ، مهربان ، عفیف ، متواضع ، مخلص ، بی هوا و هوس ، صبور، بردبار، شیرین و خوش مجلس بود. من در حدود سی سال با استاد حشر و نشر داشتم ... به یاد ندارم که در طول این مدت حتی یک بار عصبانی شده باشد و بر سر شاگردان داد بزند یا کوچکترین سخن تندی یا توهین آمیزی را بر زبان جاری سازد. خیلی آرام و متین درس میگفت و هیچ گاه داد و فریاد نمیکرد، خیلی زود با افراد انس میگرفت و صمیمی می شد. با هر کس حتی کوچکترین فرد طلاب چنان انس می گرفت که گویا از دوستان صمیمی اوست ... از مباحثات جدلی گریزان بود ولی به سؤ الها، بدون خودنمایی پاسخ می داد".
یکی از شخصیتهای مارکسیست با علامه به بحث و گفتگو نشسته بود و سرانجام موحد و مسلمان گردید هنگامی که یکی از دوستان او پیرامون مناظره و گفتگوی دوست خود با علامه پرسش کرد، وی شخصیت علامه را اینگونه بازگو میکند: "آقای طباطبایی مرا موحد کرد. هشت ساعت ما با هم بحث کردیم . یک کمونیست را الهی و یک مارکسیست را موحد کرد او حرف توهین آمیز هر کافری را می شنید و نمی رنجید و پرخاش نمی کرد."
تعبد و بندگی
استاد فرزانه ، مرحوم علامه از مرز مراعات واجبات و مستحبات پا فراتر گذارده و خود را مقید به ترک اولی کرده بود و همیشه ذکر الهی بر لب داشت و هیچگاه از توجه به پروردگار غافل نمی شد. اخلاق ایشان اخلاقی قرآنی بود، هر آیه ای که خداوند در قرآن نصب العین انسان کامل می داند ما در حد انسانی که بتواند مبین و مفسر قرآن باشد در این مرد بزرگ می یافتیم . مجلس ایشان ، مجلس ادب اسلام و خلق الهی بود و ترک اولی در ایشان کمتر اتفاق می افتاد. نام کسی را به بدی نمی برد. بد کسی را نمیخواست وسعی می کرد خیر و سعادت همگان را مسئلت کند. طهارت باطن استاد زبانزد خاص و عام بود. بسیاری از شب ها را تا صبح به عبادت و بیتوته می پرداخت. در ماه مبارک رمضان فاصله بین غروب آفتاب تا سحر را به تهجد ذکر مشغول بود.
|