زندگينامه آبراهام لينكلن

 

آبراهام لينکلن
پرزيدنت امريكايي (1809- 1865)
ويرايش : مريم فودازي


«آبراهام لینکلن» در 12 فوریه 1809 (همزمان با چارلز داروین) در خانواده اي فقير و در کلبه ای چوبی در مزرعه «سینکینگ اسپرینگ» به دنیا آمد. پدرش «توماس لینکلن» و مادرش «ننسی هانکز» نام داشت و هر دو بی سواد بودند. آبراهام یک خواهر بزرگتر به نام سارا لینکلن داشت که در سال 1805 به دنیا آمد. برادر کوچک وي، توماس در اوان کودکی جان سپرد.
والدین آبراهام عضو کلیسای پروتستان بودند که به دلیل رد حمایت از برده داری، از کلیسای بزرگ جدا شده بود. وي از دوران کودکی برخورد زيادي با احساسات ضد برده داری داشت. با این وجود، هرگز به کلیسای پدر و مادرش و یا کلیساهای دیگر نپیوست. در سال 1816، زمانی که لینکلن 7 ساله بود، همراه با پدر و مادرش به بخش بری هند نقل مکان کرد. در این ناحیه، در کلبه‌ای چوبی و بدون در و پنجره زندگي مي كردند كه کف آن پر از علف‌های وحشی بود. رختخواب‌هائی که تشک‌های آن را با برگ خشک پر کرده بودند، یک یا دو چهار پایه، یک میز و یک کتاب مقدس، همه اثاث و دارایی آنها را تشکیل می داد. او بعدها پی برد که این جابجایی بعضاً به دلیل برده داری و نیز به علت مشکلات اقتصادی موجود در کنتاکی صورت گرفته است. در سال 1818، مادرش در سن 34 سالگی و بر اثر عارضه ای جان باخت. اندک زمانی بعد، پدر لینکلن با سارا بوش جانستون ازدواج کرد. سارا، لینکلن را مانند بچه های خودش بزرگ کرد و در مقایسه لینکلن با پسر واقعی خودش چنین گفت : «هر دو بچه های خوبی بودند. اما اکنون که دیگر هیچکدام نیستند، باید بگویم که آبراهام بهترین پسری بود که در تمام عمرم دیدم » ( لینکلن، نوشته  دیوید هربرت دونالد، 1995).
 تحصیلات رسمی او احتمالاً فقط 18 ماه آموزش، آن هم به وسیله معلمان غیر رسمی بوده است. در واقع، او خود آموخته بود، هر کتابی كه می توانست، قرض می گرفت و می خواند. بر انجیل، آثار ویلیام شکسپیر، تاریخ انگلستان و تاریخ آمریکا کاملاً مسلط بود و خود شیوه ای بسیار ساده برای سخن گفتن برگزید که حضار را - که به سخنان پرطمطراق عادت کرده بودند - متحیر می ساخت. روزی کتابی کهنه و موش خورده از شرح زندگی واشنگتن بدست آورد، آنرا با دقت فراوان خواند و بقدری شیفته آن شد که شاید اساس فکری و شخصیت ترقی جوی آبراهام متاثر از آن باشد.
در ۱۸ سالگی، در دکانی کوچک مشغول به كار شد. در ۱۵ مایلی خانه‌اش، دادگاههائی در فصول معینی از سال تشکیل می‌گردید. لینکلن گهگاه صبح زود خود را به ‌آنجا می‌رسانید و پس از آنکه تمام روز خود را به شنیدن سخنان قاضیان و دادستان و متهمان مي گذراند، شامگاهان به خانه باز می‌گشت. او کتاب « قانون اساسی تجدید نظر شده ایالت ایندیانا» را نيز برای مطالعه به عاريه گرفت. مدتی نیز به كمك برادر ناتنی خود، کشتی بی بادبان مسطح می‌ساخت و چون با دقت فراوان این کار را به انجام رسانید، صاحب کار، تصدی یک کارخانه و همچنين دکان بزرگی در نیوسالم را به او واگذار نمود. لینکلن با مشتریان رفتار خوبی داشت. یکبار از یک مشتری اشتباهاً حدود ۶ سنت اضافه گرفته بود، شب هنگام دو سه مایل راه رفت تا مبلغ مزبور را به مشتری پس بدهد.
لينكلن كه در خانواده اي فقير پا به دنيا گذاشت، در تمام طول زندگيش با ناكامي مواجه شد. او در هشت دوره انتخابات شكست خورد و دو بار در كار تجارت ناكام ماند و به درهم ريختگي رواني دچار شد. بارها امكان داشت كه از همه چيز دست بشويد و تسليم شود، اما چنين نكرد و بزرگترين رئيس جمهور در تاريخ آمريكا شد. لينكلن قهرمان بود و هيچ گاه اسير ياس و نااميدي نشد. وي در سال 1860 و در سن 51 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد و در سال 1865، در آغاز دومین دوره ریاست جمهوری خود به قتل رسید وي در اين مورد بيان داشت:
« راهي خسته كننده و لغزنده بود، يك پايم لغزيد و به پاي ديگرم خورد تا آن را هم از راه رفتن باز دارد، ولي من به خود آمدم و گفتم اين صرفاً لغزشي است، نه از پا افتادن».
آبراهام لينكلن پسر يك كفاش بود و زماني كه رئيس جمهور آمريكا شد، طبعاً همه‎ اشراف زادگان سخت برآشفتند، و آزرده و خشمگين شدند.
در اولين روزي كه مي‎رفت تا نطق افتتاحيه‎ خود را در مجلس سناي آمريكا ارائه دهد، درست موقعي كه داشت از جا برمي‎خاست تا به طرف تريبون برود، اشراف زاده ا‎ي بلند شد و گفت : « آقاي لينكلن، هر چند شما بر حسب تصادف پست رياست جمهوري اين كشور را اشغال كرده‎ايد، اما فراموش نكنيد كه هميشه به همراه پدرتان به منزل ما مي‎آمديد تا كفش‎هاي خانواده‎ ما را تعمير كنيد و در اين جا خيلي از سناتورها كفش‎هايي به پا دارند كه پدر شما آن‎ها را ساخته است. بنابراين، هيچ گاه اصل خود را از ياد نبريد». اين مرد فكر مي‎كرد با اين كار او را تحقير مي‎كند؛ اما انسان‎هاي عاليقدر فراتر از تحقيرند. آبراهام لينكلن گفت :
« من از شما سپاسگزارم كه درست پيش از ارائه اولين خطابه‎ام به مجلس سنا، مرا به ياد پدرم انداختيد. پدرم چنان طينت زيبايي داشت، چنان هنرمند خلاقي بود كه هيچ كس قادر نبود كفش‎هايي به اين زيبايي بدوزد. من خوب مي‎دانم كه هر كاري هم انجام دهم، هرگز نمي‎توانم آن قدر كه او آفرينش‎گر بزرگي بود، رئيس جمهور بزرگي باشم. من نمي‎توانم از او پيشي بگيرم. در ضمن، مي‎خواهم به همه‎ شما اشراف زادگان خاطر نشان سازم، اگر كفش‎هاي ساخت دست پدرم پاهايتان را آزار مي‎دهد، من هم اين هنر را زير دست او آموخته‎ام. البته من كفاش قابلي نيستم، اما حداقل مي‎توانم كفش‎هايتان را تعمير كنم. كافي است به من اطلاع بدهيد تا خودم شخصاً به منزلتان بيايم ».
سكوتي سنگين بر فضاي مجلس حكمفرما شد.
لينكلن تلاش بسياري براي لغو بردگي نمود و تصميم گرفت تا برده فروشي را بطور قطع براندازد. وي در 23 سپتامبر 1862به اعضاي کابينه گفت، من با خداي خود عهد کرده‌ام که اين عمل را انجام دهم  و به دنبال آن، اعلاميه آزادي را صادر نمود که به موجب آن، چهار ميليون برده آزاد مي شدند. اين اقدام لينكلن، بزرگترين حادثه قرن نوزدهم به شمار مي‌رود.
در 14 آوريل 1865 ( ساعت 10 و چند دقيقه شب )، پنج روز پس از پايان جنگ داخلي 4 ساله آمريكا، آبراهام لينكلن رئيس جمهوري وقت اين كشور در جايگاه شماره 7 تماشاخانه فورد در مركز شهر واشنگتن هدف گلوله « جان ويلكس بوث John Wilkes Booth » يك بازيگر 26 ساله تئاتر و از هواداران كنفدراسيون آمريكا ( طرفداران كاهش قدرت دولت مركزي ــ جنوبي ها ) قرار گرفت و چند ساعت بعد ( ساعت 7 و 22 دقيقه بامداد 15 آوريل ) درگذشت. ضارب موفق شد از پنجره فرار كند و با اسبي كه از قبل زير پنجره آماده بود، از محل دور شد. وي پس از تيراندازي به لينكلن، كه در كنار همسرش نشسته بود و صحنه را تماشا مي كرد، فرياد زد : جنوب انتقام گرفت. بوث از فاصله يك متر و نيمي تنها يك گلوله به پشت جمجمه لينكلن شليك كرده بود.
 
نامه آبراهام لينكلن به آموزگار پسرش
- او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند.
- به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد، انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند.
- به او بگوييد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر باحميتي نيز وجود دارد.
 - به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هست. 
 - مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت يك دلار كسب كند، بهتر از اين است كه پنج دلار از روي زمين پيدا كند.
- به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد.
 - او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد.
- اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد.
- به او بگوييد كه تعمق كند: 
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان،
                      به گلهاي درون باغچه،
به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند، ‌دقيق شود.
- به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولي نرسد.
- به پسرم ياد دهيد كه با ملايم ها، ‌ملايم و با گردن كشان، گردن كش باشد.
- به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد، ‌حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند.
- به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد، انتخاب كند.
- ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد، اگر مي توانيد به پسرم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. 
- به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.
- به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.
- به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
- در كار تدريس به پسرم ملايمت بخرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد؛ بگذاريد كه شجاع باشد.  

منابع : سایت سخنان بزرگان

زندگينامه الكساندر گراهام بل

زندگينامه الكساندر گراهام بل

الكساندر گراهام بل
مخترع اسكاتلندي ( 1847- 1918)
ويرايش : مريم فودازي


«الكساندر گراهام بل» در ۳ مارس ۱۸۴۷ (25 آوريل سال 1847)، در شهر «ادينبورو» اسكاتلند متولد شد. وي بيش از چندسال به مدرسه نرفت، اما با همت خود و تلاش خانواده اش، هم در دوران ابتدايي و هم در دوران متوسطه، شاگرد ممتازي بود. او تحصيلات دانشگاهي نداشت و از آنجا كه پدرش «ملويل بل»، متخصص فيزيولوژي صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوايان بود، از همان دوران كودكي به شغل پدر علاقه پيدا كرد و  تصميم گرفت از اين راه امرار معاش كند.
در سال 1871 ميلادي (1250 هـ.ش)، الكساندر گراهام بل كه در آن هنگام 24 ساله بود، برادر خود را به خاطر بيماري سل از دست داد و خود از بيماري جان سالم به در برد. وي در همان سال به همراه پدر و مادرش راهي شهر «انتاريو» كانادا شد‌ و در آنجا با كمال آسايش، دوران نقاهت خود را سپري كرد.
الكساندر نامه‌اي از خانم «سارا فولر»،‌ مدير آموزشگاه ناشنوايان «بوستن»، دريافت كرد كه در آن، از او خواسته شده بود تا شغل معلمي را در آن آموزشگاه بپذيرد. از اين رو راهي ايالات متحده شد و با پذيرفتن اين پيشنهاد، هر روز به كلاس درس مي رفت و آنچه كه از پدر خود براي آموزش ناشنوايان يادگرفته بود، تدريس مي كرد. او در پايان روز، آزمايش ارتعاش را با دياپازنهاي[*] خود از سر مي گرفت. الكساندر بر اين باور بود كه مساله ارتعاش، موارد ناشناخته زيادي در خود دارد. او در اين زمينه به مطالعه يكي از كتابهاي مشهور «هلموتز»، فيزيكدان نامي آلماني،‌ با نام «تئوري وظايف اعضاء مبني بر مطالعه احساسات شنوايي» پرداخت و در همين زمان، يعني در دهه هفتاد، در كارگاه برق «چارلز ويليامز» - كه مرجع بسياري از مخترعان بود - با «تامس واتسون» آشنا شد.
بل در زمينه بهتر كار كردن دياپازنها و فرستادن چند پيام در آن واحد با يك رشته سيم با واتسون صحبت كرد و براي ساخت اين دستگاه، از او درخواست كمك كرد. از آن پس، الكساندر و واتسون آزمايشهاي مختلفي را در مورد تلگراف هارمونيك انجام دادند.
آنها در مقابل هم، هريك در سويي از اتاق ايستاده بودند و سيم درازي، دو دستگاه را بهم وصل مي كرد. الكساندر گاهي يك دياپازن را به گوشش مي چسباند، سپس آن را بر مي داشت و كمي تنظيم مي كرد و آزمايش را از سر مي گرفت. آنها به درستي نظريه خود آگاه بودند، اما روش اجراي آن را نمي دانستند. در ابتدا نت ها را به دقت هماهنگ كرده و با سيم مي فرستادند، اما آنها را به شكل درهم دريافت مي كردند. بل پس از آزمايشهاي زياد، نااميد شد و در همين زمان به فكر توليد و ساخت تلفن افتاد. وي طرح خود را براي واتسون توضيح داد و پس از مشورت با او به اين نتيجه رسيد كه ساخت تلفن به هزينه زيادي احتياج دارد و از توانايي مالي آنها به دور است. چند روز بعد، الكساندر به ديدن آقاي «هبرد» و آقاي «ساندرز» - كه هر دو آنها از سرمايه داران بوستن بودند – رفت و  از آنها خواست كه از چنين طرحي حمايت به عمل آورند. آنها استقبال چنداني از اين طرح نكردند و به او پيشنهاد دادند كه مشخصات تلگراف خود را به واشنگتن ببرد و آن را در اداره اختراعات ايالات متحده به ثبت برساند. از اين رو، بل رهسپار واشنگتن شد و اختراع خود را ثبت كرد.
از آن به بعد، الكساندر هفته‌اي يك شب با واگن اسبي به خانه «هبرد» مي رفت. «ميبل» دختر آقاي هبرد، لال بود و پدرش از الكساندر خواست تا با روش خود با او سخن بگويد و سخن گفتن را به او ياد بدهد. با گذشت چند هفته، ديگر نيازي به آموزش نبود، زيرا ميبل به خوبي سخن مي گفت. با وجود اين، الكساندر هر هفته به خانه هبرد مي رفت و به ميبل قول داد كه با او ازدواج بكند.
اين دو همكار، دياپازن را براي كار خود ناكافي دانستند. از اين رو تصميم گرفتند تا به جاي آن از ني فولادين ارگ استفاده كنند. با اين كار، آنها توانستند صوت را انتقال دهند و به اين ترتيب، امتياز ساخت اولين تلفن در 7 مارس 1876 (6 اسفند 1876 هـ.ش) به الكساندر داده شد.
در 24 ژوئن 1876 (3 تير 1876)، بل به نمايشگاه صدساله صنايع گام نهاد. در اين نمايشگاه كه در «فيد مونت پارك» فيلادلفيا برگزار شد و امپراطور برزيل هم در آن حضور داشت، الكساندر برنده جايزه ويژه شد.
بل به معرفي اختراع خود در اين زمينه پرداخت و در تالارهاي زيادي سخنراني كرد. در همين هنگام، آقاي هبرد اقدام به سرمايه‌گذاري براي ساخت تلفن كرد و  با رضايت او، الكساندر و ميبل در 11 ژوئيه 1877 (21 خرداد 1256) با يكديگر ازدواج كردند. بل به همراه ميبل روانه انگلستان شد و در خانه‌اي كه اجاره كرده بود، مشغول پذيرايي از ميهماناني شد كه هركدام جوياي آشنايي با تلفن بودند. او در انگلستان حتي در حضور ملكه هم روش كار تلفن را شرح داد.
بل و همسرش در اكتبر 1878( آبان  1257)، روانه امريكا شدند ‌و بل به محض رسيدن به آمريكا به «بوستون» رفت تا به دفاع از امتياز تلفن - كه شركت «دسترن يونيون» مدعي آن شده بود - بپردازد. او از اين دادگاه سربلند بيرون آمد و در همان سال، آقاي «هبرد» و «واتسون»، اولين آگهي را چاپ كردند كه تاثير شگفت‌انگيزي در مردم به جا گذاشت.
در سال 1915، يك خط تلفن سراسري در خاك آمريكا ايجاد شد و به دنبال آن، رئيس جمهور آمريكا از كاخ سفيد در واشنگتن با فرماندار كاليفرنيا ارتباط برقرار كرد. در همين هنگام، بل در نيويورك پشت ميزي نشسته بود و با واتسون كه در كاليفرنيا بود، درباره روزهاي اوليه اختراع صبحت مي كرد.
الكساندر گراهام بل در ۲ اوت سال ۱۹۲۲ ( 24 آوريل سال 1918 ) در نيويورك، ديده از جهان فروبست.
 
برگرفته از :
http : //www.rcirib.ir 


[*] اسباب كوچكي داراي دوشاخه معمولاً فولادي، كه اگر شاخه هايش به ارتعاش درآيند، صوت تقريباً خالصي با بسامد معين توليد مي كند و در بسياري از تجربيات مربوط به اصوات موسيقي و نيز در تنظيم نوسانهاي برقي به كار مي رود و در كوك كردن سازها بسيار مفيد است. اين اسباب به وسيله «جان شور» انگليسي و در سال 1711 م. اختراع شد.
 

منابه : سایت سخنان بزرگان
 

زندگينامه آنتوان چخوف

 

 

آنتوان چخوف
داستان نويس روسي ( 1860- 1904 )
ويرايش : مريم فودازي


 چخوف نويسنده اي بشردوست، آزديخواه و روشنفکر بود و داستانهاي وي حکايت از افکار مترقي او مي نمايد. او با فساد و دروغ، خودنمايي، سرشکستگي، منفي بافي، کوته نظري، ستمگري، آزاديخواهي دروغين و سرانجام، صفات منفي با کمال خشونت مبارزه مي کند و جامعه عقب مانده را به آينده درخشان و زندگاني سعادتمندانه اميدوار مي سازد و براي رسيدن به اصول مترقي افکار برجسته اي به خوانندگان آثار خود تلقين مي کند.
«آنتوان پاولويچ چخوف» Anton – Tchekhov درام نويس و داستانسراي معروف روسي در 17 ژانويه سال 1860 در شهر « تاگان روگ» در شمال قفقاز در آغوش يک خانواده  بي چيز و معتقد به سنن و آداب قديمي و ملي به دنيا آمد و در دوم ژوئيه سال 1904 در 44 سالگي در «بادن وايلر» محلي واقع در جنگل سياه درگذشت.
جد چخوف از سرف هايي بود که با صرفه جويي و کار زياد آزادي و حيات خود و خانواده اش را از ارباب خويش بازخريد کرده بود. پدرش با داد و ستد جزئي اي که داشت نمي توانست هزينه ي زندگي خانواده را تأمين نمايد و از اين رو «آنتون» کوچک، در آغاز زندگي با قيافه ي شوم فقر آشنا گرديد و به اثرات مخرب آن پي برد. با آنکه چخوف در سختي و فشار زندگي مي نمود لکن با عزت نفسي که داشت کوچکترين گله و شکايتي ابراز نمي کرد و با کار و کوشش فراوان، تحصيلات مقدماتي خود را در «ژبمنازيوم » مسقط الرأس خاتمه داد و براي تحصيل در دانشکده پزشکي عازم مسکو شد و در سال 1879 در نوزده سالگي وارد دانشگاه مسکو گرديد و به تحصيل طب پرداخت. وي تنها به تحصيل در دانشکده اکتفا نکرد و با وجود ذوق فطري به نوشتن داستانها و نوول ها و مقالات در مطبوعات فکاهي سرگرم شد و به اين جهت وقتي در سال 1884 درجه ي دکتراي طب را گرفت شغل طبابت را با حرفه ي نويسندگي توأم ساخت ولي بعدها تمام اوقات خود را وقف نوشتن کرد و از اين راه مقام شامخي در دنيا به دست آورد. چخوف جز در دوره ي عموميت بيماري و يا در سالهاي 1892 و 1893 به طبابت نپرداخت. نخستين داستانهاي او با نام مستعار چخوف انتشار يافت و در سال 1886 برخي از داستانهايش به صورت کتابي به نام «داستانهاي رنگارنگ» منتشر شد، اين کتاب موفقيت بسيار کسب کرد. در سال 1887 وي نخستين نمايشنامه ي خود را به نام «ايوانف» تحرير کرد.
آنتوان چخوف بر اثر فقر و استيصال دوران کودکي و زحمات شبانه روزي دوران جواني در سي سالگي مبتلا به بيماري خانمانسوز سل گرديد که تا پايان حيات کوتاهش مونس اين نويسنده ي بزرگ بود و بالاخره هم باعث مرگ وي شد. با آنکه چخوف مريض بود و با آنکه خودش هم طبيب و از مرض خود اطلاع داشت با اين وصف دمي از کار و کوشش دست بر نمي داشت و تقريباً تمام ساعات فراغت خود را سرگرم نوشتن بود و براي مطالعه ي روحيات و احوال عموم مردم و طبقات مختلف به مسافرتها و گردشهاي پر زحمتي تن مي داد، چنانکه در سال 1890 راه سخت و دور و دراز سيبري را در پيش گرفت و در آنجا وضع تبعيديها را مطالعه کرد و از اين سفر ره آوردي به نام «جزيره ي ساخالين» براي ستمديدگان رژيم تزاري به ارمغان آورد که در سال 1891 منتشر شد . اين کتاب تا حدودي رژيم پليس تزار را که محکومين را به جزيره ي ساخالين مي فرستاد تخفيف داد. چخوف در سال 1891 تا 1897 با پدر و مادرش در ملکي که که در نزديکي مسکو خريده بود زندگي کرد. در سال 1897 که در معرض تهديد مرض سل قرار گرفت ناگزير شد قسمت اعظم اوقات خود را در کريمه و خارجه بگذارند. وي در سال 1896 نمايشنامه ي خود را به نام «مرغ نوروزي» در مسکو انتشار داد، اما اين اثر در «پطرزبورگ» با عدم موفقيت روبرو شد و دو سال بعد در سال 1898در مسکو نيز از اين نمايشنامه تجليل شاياني شد.
 
آنتوان چخوف در سال 1900 بر اثر توجه نويسندگان و دانشمندان و قاطبه ي ملت به وي و در نتيجه ي نفوذ و شهرت انکار ناپذير خود به عضويت افتخاري آکادمي روسيه انتخاب شد و مورد تقدير فراوان قرار گرفت. «عمووانيا» در 1899 و «سه خواهران» در 1901 و «باغ گيلاس» در سال 1904 از جمله نمايشنامه هاي او بود که در مسکو با موفقيت روبرو شد. وي در سال 1901 با يک هنرپيشه به نام «اولگاکپنير» ازدواج کرد.
موقعي که دولت روسيه عضويت به نام «ماکسيم گورکي» نويسنده ي معروف روسيه را از آکادمي لغو کرد آنتوان چخوف نيز استعفا داد. در محيط تئاتر از نمايشنامه هاي وي با اشتياق زياد استقبال شد و اغلب از نمايش نامه هاي  وي در صحنه نمايشگاه آکادمي مسکو به معرض تماشا گذارده شد و در ساير پايتخت هاي اروپا هم مورد نمايش و تحسين تماشاگران قرار گرفت. در جهان هنر و ادب پيروزي روزافزون چخوف افتخارات زيادي براي وي فراهم آورد و آکادمي براي مجموعه ي داستانهايش جايزه ي «پوشکين» را به وي اهداء کرد.
چخوف به نويسندگي خود ادامه مي داد که بيماري وي شديدتر شد و به دستور پزشکان ناگزير به نقاط جنوبي فرانسه رفت و با آنکه کار کردن برايش زيان داشت دست از کارهاي ادبي نکشيد و پس از مدتي اقامت در آن کشور به مسافرت خود در ايتاليا و آلمان ادامه داد و بالاخره به وطن خود بازگشت و در سال 1904 با مرض سل از دنيا رفت.
چخوف نويسنده اي بشردوست، آزديخواه و روشنفکر بود و داستان هاي وي حکايت از افکار مترقي وي مي نمايد. اي با تمام قوا از آزادي دفاع کرد، براي دسترسي مردم به حقوق خود کوشش نموده و با انتقاد از اصول اجتماعي و وضع موجود مردم را به سوي ترقي فکري و اخلاقي سوق داده است. وي با فساد و دروغ، خودنمايي، سرشکستگي، منفي بافي، کوته نظري، تحمل ظلم، آزاديخواهي دروغي و بالاخره صفات منفي با کمال خشونت مبارزه مي کند و جامعه عقب مانده را به آينده ي درخشان و زندگاني سعادتمندانه اميدوار مي سازد و براي رسيدن به اصول مترقي افکار برجسته اي به خوانندگان آثار خود تلقين مي کند.
 

منابع : سایت سخنان بزرگان


خراسان

 

محیط طبیعی ( موقعیت و وسعت )
استان خراسان با مساحتی معادل 313.335 کیلومتر مربع ، وسیع ترین استان کشور است و حدود یک پنجم مساحت ایران را تشکیل می دهد . این استان از شمال و شمال شرقی به جمهوری ترکمنستان ، از شرق به کشور افغانستان ، از جنوب به استان سیستان و بلوچستان و از غرب و شمال غربی به استانهای یزد ، اصفهان ، سمنان و گلستان محدود می باشد .


آب و هوا :
متوسط درجه حرارت هوا در استان خراسان بین 6/13 و 17 درجه سانتی گراد است . حداقل درجه حرارت 28- درجه و حداکثر آن بر اساس گزارش ایستگاه سبزوار 5/45 درجه می باشد که 5/73 درجه اختلاف دما بین حداقل و حداکثر دمای سالانه در این استان را نشان می دهد . متوسط میزان بارندگی در سطح استان 55/218 میلی متر است . استان خراسان همواره در معرض جریانهای هوایی متغیر قرار دارد و همین شرایط سبب اختلاف شدید درجه حرارت در این استان شده است .


پیشینه تاریخی :
خراسان عرصه دایمی ظهور و سقوط و طلوع و غروب قدرتمندها و حکومتها در طول تاریخ گذشته ایران بوده و فراز و نشیبهای متعددی را از سر گذرانده . در این سرزمین پهناور ، اقوام و حکومتهای ترک و تازی و تاتار ، غز وقجر و قبچاق ، مغول و ترکمن و افغان حوادثی بیشمار آفریده اند . بادهای طبیعی ، طوفان ، سیل ، طاعون و زلزله نیز شدت حوادث آن را دامن زده است . سرزمین خراسان در زبان پهلوی ( خوراسان ) تلفظ می شود که به معنی سرزمین خورشید است . خراسان در زمان اسلام به چهار قسمت تقسیم می شود و هر قسمت آن به نام یکی از چهار شهر بزرگ : نیشابور ، مرو ، هرات و بلخ نامیده می شد .


جمعیت :
در آبان ماه 1375 جمعیت استان خراسان 6.047.661 نفر بوده است که از این تعداد 85/56 در صد در نقاط شهری و 36/43 در صد در نقاط روستایی سکونت داشته اند و بقیه غیر ساکن بوده اند . در سال مذکور 6.047.661 نفر جمعیت استان 3.032.701 نفر مرد و 3.014.960 نفر زن بوده اند که در نتیجه نسبت جنسی برابر 101 به دست می آید . به عبارت دیگر در این استان در مقابل هر 100 نفر زن 101 نفر مرد وجود داشته است .


آثار تاریخی :
مناره ها و برج ها : کبیر گلشن ، کرات علی آباد ، خسرو گرد ، فیروز آباد ، اخنجان ، رادکان
قلعه ها : حسن آباد ، قیصر ، صعولک ، طبس ، آتشگاه ، رباط شرف
مدارس قدیمی : پریزاد ، نواب ، خیرات خان ، میرزا جعفر ، دومناره گلشن ، دودر ، عباس قلی خان ، باقریه ، بهزاد ، سلیمان خان ، غیا ثیه ، شریعتمدار سبزوار
بازمانده شهرهای تاریخی و باستانی : بازمانده های شهر قدیمی توس ، بازمانده های شهر بلقیس ، زادگاه نوشیروان

 
 

اقیانوس آرام

اقیانوس آرام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
Pacific Ocean.png

اقیانوس آرام بزرگ‌ترین پهنه آبی جهان است. گستره این پهنه ۱۶۵٬۷۲۱٬۰۰۰ کیلومتر مربع است. به این اقیانوس پاسیفیک و کبیر نیز در زبان پارسی گفته‌اند.[نیازمند منبع] این ابردریا از شرق به قاره آمریکا، از جنوب به قطب جنوب، از شمال به دریای برینگ و از غرب به آسیا و اقیانوسیه کشیده می‌شود. خود این اقیانوس پهناور به دو بخش شمالی و جنوبی بخش شده‌است.

عمیق‌ترین نقطه آبی جهان گودال ماریانا با ژرفای ۱۰۹۱۱ متر در این اقیانوس قرار دارد. در اعماق این اقیانوس نوعی ماهی زندگی می‌کند که با استفاده از نقطه نورانی قسمت بالای سر قادر به دیدن محیط اطراف خود می‌باشد.[نیازمند منبع]

منافع و مضرات لواشک و آلوچه

منافع و مضرات لواشک و آلوچه
 

منافع و مضرات لواشک و آلوچه

آیا می دانید لواشک و آلوچه دارای چه فوایدی می باشند؟مفید هستند یا مضر؟
 
نظر دكتر تیرنگ نیستانی، متخصص تغذیه و رژیم درمانی و دانشیار انستیتو تحقیقات تغذیه ایران و دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی، را درباره خوراكی‌های ترش و وسوسه‌برانگیزی مثل آلوچه، لواشك و قره‌قروت پرسیده‌‌ام. حاصل، گفتگویی است که پیش‌ رو دارید. اگر شما هم جزو طرفداران این قبیل خوراكی‌ها هستید، پیشنهاد می‌کنم این گفتگو را بخوانید.

 آلوچه و لواشك جزو خوراكی‌های خوب و مفیدند یا بد و مضر؟
هیچ‌كدام! ما در دنیای تغذیه، خوب و بد مطلق نداریم. گاهی خواصی برای بدترین خوراكی‌‌ها هم كشف می‌شود و گاهی از برخی مضرات خوراكی‌های خوب، نام برده می‌شود. آلوچه و لواشك نه كاملا خوب هستند، نه مطلقا بد.
 خوبی‌ها و فواید این خوراكی‌ها چیست؟
خیلی از خواص میوه‌ها مانند فیبر و رنگدانه‌های آنتی‌اكسیدانی در لواشك میوه‌ها هم وجود دارد و تازه، املاح میوه‌ای كه به صورت لواشك یا آلوچه درمی‌آید، نه تنها كم نمی‌شود؛ بلكه با جوشاندن، تغلیظ و خشك‌كردن، افزایش هم می‌یابد. از طرف دیگر، بسیاری از كارمندان نمی‌توانند هر روز با خودشان میوه به محل كارشان ببرند اما می‌توانند كمی برگه‌های خشك آلو، هلو، زردآلو یا لواشك را داخل جیبشان بگذارند و در طول روز میل كنند.

 یعنی آلوچه و لواشك، همه مواد مغذی موجود در میوه‌ها را دارند؟
نه كاملا. بسیاری از میوه‌ها و سبزی‌ها منبع خوبی برای دریافت ویتامین‌ C هستند كه بخش زیادی از این ویتامین‌، طی فرآیند خرد و خشك‌‌كردن، تخریب می‌شود و از بین می‌رود. به‌عنوان نمونه، در هر 100 گرم سیب، 6/4 میلی‌گرم ویتامین C وجود دارد كه این میزان وقتی كه سیب خشك می‌شود یا به صورت لواشك در می‌آید، به 8/3 میلی‌گرم می‌رسد. به طور كلی، 100 گرم از میوه تازه، حاوی مقادیر بالایی از آب است كه با جوشاندن و تبدیل كردن آن به لواشك، آب‌ میوه کم می‌شود. مقدار ویتامین C لواشك میوه‌ها از خود میوه تازه كمتر است.

 مصرف مكرر این قبیل خوراكی‌ها چه مضراتی دارد؟
بزرگ‌ترین ضرر آلوچه یا میوه‌هایی كه به لواشك تبدیل می‌شوند، اسیدیته بالای آنهاست. بچه‌ها معمولا عادت دارند لواشك یا آلوچه را كنار د‌هانشان بگذارند و آنها را به آرامی بمكند و چون اسیدیته این خوراكی‌ها بالاست، این كار باعث فرسایش سطح مینای دندان‌ در درازمدت می‌شود. به همین دلیل،‌توصیه می‌شود كه بعد از خوردن این خوراكی‌ها حتما كمی آب بنوشید. به علاوه، برخی از افراد، مشكل افزایش ترشح اسید معده دارند كه با مصرف زیاد خوراكی‌های ترش، این مشكل در آنها شدت پیدا می‌كند.

 بعضی‌ها لواشك و آلوچه و قره‌قروت را برای هضم سریع‌تر غذاهای چرب و به امید لاغر شدن می‌خورند. به نظر شما این كار درست است؟
به هیچ‌وجه! لواشك و آلوچه كسی را لاغر نمی‌كنند. برعكس، با خوردن این خوراكی‌ها همان‌طور كه گفته شد، ترشح اسیدمعده بیشتر و در نتیجه غذا بهتر هضم می‌شود و هر چقدر هضم غذا بهتر باشد، جذب آن توسط بدن هم بیشتر می‌شود. به همین دلیل متخصصان تغذیه گاهی اوقات به كسانی كه اضافه وزن دارند، قرص‌هایی می‌دهند كه چربی غذا در بدن آنها جذب نشود. بنابراین برخلاف نظر عامه مردم، خوردن لواشك و این قبیل خوراكی‌ها قدرت هضم را افزایش می‌‌دهد و هضم بهتر با جذب بهتر و در نتیجه بالا رفتن وزن در افراد همراه است.
 
 این درست است كه می‌گویند خوراكی‌های ترش مانند قره‌قروت یا لواشك كالری ندارند و ما می‌توانیم بدون نگرانی از چاق شدن، آنها را بخوریم؟
نه! درست است كه میوه‌های خشك و حتی لواشك‌هایی كه به صورت بهداشتی و سالم تهیه می‌شوند، می‌توانند یك میان‌وعده خوب برای همه افراد باشند اما این خوراكی‌ها در مقایسه با میوه‌های تازه معادل خودشان، كالری بیشتری دارند و مصرف بی‌رویه‌شان می‌تواند باعث چاقی شود و این نكته باید در مورد كودكان یا كسانی كه اضافه وزن دارند، مورد توجه قرار گیرد.

 می‌گویند قره‌قروت كلسیم فراوانی دارد و مصرف به اندازه‌اش برای پیشگیری از پوكی‌استخوان مفید است. نظر شما در این باره چیست؟
این یك باور درست است كه قره‌قروت منبع خوبی برای كلسیم محسوب می‌شود اما اسیدیته این خوراكی مفید، از لواشك خیلی بیشتر است و مصرفش می‌تواند همان آثار مخرب را روی دندان‌ها بگذارد. ضمن اینكه افزودن نمك فراوان به قره‌قروت باعث بالا رفتن سدیم خون می‌شود و در نتیجه ابتلا به بیماری‌هایی مانند پرفشاری خون یا افزایش دفع كلیوی كلسیم شدت می‌یابد. به همین دلیل به همه افراد توصیه می‌شود كه اگر می‌توانند محصولات لبنی مانند ماست یا شیر را جایگزین مصرف قره‌قروت كنند و تنها گاهی اوقات از آن به عنوان چاشنی غذا یا نوعی تنقلات استفاده كنند.

اما اینكه مصرف قره‌قروت از ابتلا به پوكی‌استخوان پیشگیری می‌كند فقط در حد یك ادعاست و اثر آن در درازمدت روی پوكی‌استخوان به هیچ عنوان تحت آزمایش‌های علمی قرار نگرفته است. پس، قره‌قروت اگر بدون نمك تهیه شده باشد، می‌تواند بخشی از نیاز روزانه ما به كلسیم را تامین كند اما تاثیر چندانی در پیشگیری از پوكی استخوان ندارد و اگر فردی مشكلی نداشته باشد، بهتر است كلسیم روزانه‌اش را از طریق مصرف 2 لیوان شیر یا ماست تامین كند و با خوردن قره‌قروت شور، میزان سدیم خونش را بالا نبرد.
 
گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
منبع : salamat.ir

چند توصیه جالب برای چاق نشدن

 

چند توصیه جالب  برای چاق نشدن

شیوه زندگی انتخاب كنید كه تركیبی از عادات غذایی صحیح و فعالیت بدنی منظم داشته باشد. وزن مطلوب كلید زندگی طولانی توأم با سلامتی می باشد.


چاقی امروزه به عنوان یكی از بزرگترین معضلات سلامتی گریبانگیر تعداد زیادی از ابنای بشر گشته است.

چاقی می‌تواند زمینه ساز ابتلا به بعضی از بیماری‌ها نظیر افزایش قند، چربی‌ها، كلسترول خون و افزایش قشار خون و دردهای مفصلی شود.

روی دیگر این سكه لاغری مفرط است كه می‌تواند از عوارض سوتغذیه مزمن و یا بیماری‌های گوارشی یا اختلال در كار بعضی از غدد درون ریز و ... باشد.

به گزارش ایسنا، نیاز هر  انسان به انرژی بستگی به وزن، قد، سن، میزان فعالیت و جنسیت افراد دارد كه رعایت آن ضامن سلامتی است.

مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشكی تهران در گزارشی برای داشتن وزن مناسب نكاتی را ذكر كرده است كه عبارتند از:

-حتماً روزانه پنج وعده میوه و سبزی مصرف كنید.

-انواع مختلف میوه به صورت تازه، منجمد، خشك و كمپوت را مصرف نمایید.

-از سبزیجات برگ سبز، آب میوه و سبزی و حبوبات پخته استفاده نمایید.

غذاهای مناسب و بهداشتی انتخاب كنید

غذاهایی كه از نظر باكتری، ویروس، انگل و مواد شیمیایی مطمئن باشد برای حفظ سلامتی مفید است. در این میان كشاورز، تولیدكنندگان، فروشندگان، توزیع كنندگان و... در حفظ سلامتی غذا نقش دارند. خود ما نیز باید در نگهداری و آماده سازی غذا از نظر بهداشتی مراقب باشیم.

 وزن را در حد مطلوب كنترل نمایید
شیوه زندگی انتخاب كنید كه تركیبی از عادات غذایی صحیح و فعالیت بدنی منظم داشته باشد. وزن مطلوب كلید زندگی طولانی توأم با سلامتی می باشد.

برای بزرگسالان و كودكان روش های مختلفی برای ارزیابی وزن مناسب وجود دارد.

اگر شما نگران اضافه وزن كودك خود هستید می توانید از راهنماهای موجود و نیز خدمات كلینیك های چاقی بهره بگیرید.

 كودكان را به داشتن وزن مطلوب تشویق نمایید
كودكان نیاز به غذای كافی برای رشد دارند ولی كالری اضافی و فقدان تحرك بدنی می تواند آنها را به سوی اضافه وزن سوق دهد. در قرن اخیر افزایش كودكان چاق قابل توجه بوده است. كودكان را به استفاده از سبزیجات، میوه ها، لبنیات كم چربی، حبوبات، گوشت كم چربی، مرغ و ماهی و مغزها تشویق نمایید و خودتان نیز با مصرف این مواد الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید. بگذارید خود بچه ها تصمیم بگیرند كه چه میزان از این غذاها را مصرف نمایند. اگر فرزندتان غذایی چرب یا شیرین را می پسندد یك تكه كوچك از آن را به او بدهید.

زمان استفاده از بازی های كامپیوتری و ویدئویی و تماشای تلویزیون را محدود نمایید و كودكان را به داشتن فعالیت های فیزیكی تشویق نمایید.

به فرزندتان كمك نمایید تا عادات غذایی صحیح داشته باشد. تغییرات را به آرامی اعمال نمایید به عنوان مثال، شیر كم چربی را با شیر چرب، یك شكلات را جایگزین و دو شكلات نمایید.

از آنجا كه كودكان درحال رشد هستند كاهش وزن باید تحت نظر مراقبان بهداشتی باشد.

تماشای تلویزیون از سه طریق موجب افزایش وزن می شود.

1- جایگزین فعالیت بدنی

2- افزایش دریافت كالری از طریق مصرف تنقلات هنگام تماشای تلویزیون

3- كاهش متابولیسم پایه

 هر روز فعالیت بدنی داشته باشید

داشتن فعالیت بدنی و نگه داشتن وزن ایده آل هر دو برای حفظ سلامت لازم است. افراد می توانند سلامت خود را با ورزش ارتقاء دهند و نیز تفریحی سالم داشته باشند.

30 دقیقه فعالیت بدنی روزانه می تواند به سلامت بیشتر شما كمك كند.

اینكه چه نوع ورزشی انتخاب نمایید چندان تفاوتی ندارد، شما می توانید ورزش را یكبار در روز یا دو بار در روز با زمان كمتر انجام دهید.

فعالیت بدنی به طور منظم در برنامه خود داشته باشید

ورزش‌هایی انتخاب نمایید كه بتوان به طور منظم تكرار نمود و انجام آن لذت بخش باشد. سعی نمایید بجای آسانسور از پله ها برای بالا و پایین رفتن استفاده نمایید.
 

 

گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟
 

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟

اگر انسانها کاملاً شبیه به هم بودند، شناخت علل افسردگی و درمان آن بسیار ساده تر بود. اما .....

 
اگر انسانها کاملاً شبیه به هم بودند، شناخت علل افسردگی و درمان آن بسیار ساده تر بود. اما هر انسانی تجارب منحصر به فردی دارد. تفاوتهای فردی، ذاتی و زیست شناختی که افراد  مختلف با یکدیگر دارند درمان افسردگی را پیچیده می سازد. به همین دلیل یک نوع درمان برای همه ی افراد مناسب نیست. اما تحقیقات نشان می دهند که درمانهای ترکیبی شامل دارو و سایر روشهای درمانی برای بیشتر بیماران مفید است. در اغلب موارد درمان به سه مرحله تقسیم می شود. به خاطر داشته باشید که در این تقسیم بندی حد و مرز زمانی مشخصی بین مراحل وجود ندارد.

مراحل درمان افسردگی:
١- در مرحله حاد بیماری، هدف از درمان تسکین دادن علائم افسردگی است. این مرحله معمولاً ١٢-٦ هفته طول می کشد، اما ممکن است بسته به نوع درمان و پاسخی که به آن داده می شود بیش از این نیز به طول بیانجامد.
٢- در ادامه بیماری، درمان برای بهبودی انجام می گیرد. در این مرحله درمان متعادل می شود مثلاً میزان مصرف دارو تنظیم می شود. این مرحله ممکن است ٥-٤ ماه طول بکشد.

در مرحله آخر درمان نگهدارنده صورت می گیرد و هدف از آن جلوگیری از عود بیماری است. اگر  با وجود درمان چند دوره ، افسردگی ایجاد شده باشد یا فرد به صورت مزمن بی حوصله و افسرده باشد و یا در مواردی که عوامل مستعد کننده برای فرد وجود داشته باشد درمان مداوم مورد نیاز است چون در این افراد احتمال عود بیماری بیشتر است.

برای درمان چه نکاتی را باید در نظر داشت؟
در سیر درمانی، پزشک عمومی نقش مهمی ایفا می کند چرا که در اولین قدم علائم شما را ارزیابی می کند و ممکن است یک علت زمینه ای طبی برای افسردگی پیدا کند که با درمان آن مشکل برطرف شود. وقتی مشخص شد که مشکل اصلی افسردگی است، ممکن است برای شما داروی ضد افسردگی تجویز شود. برخی اوقات پاسخ به این درمان خوب است و به درمان بیشتری نیاز نیست. اما اگر درمان اولیه کافی نباشد پزشک ممکن است شما را به متخصص روانپزشکی ارجاع دهد. چون معمولا پزشک عمومی به جزئیات درمان مانند روان درمانی و درمانهای تخصصی نمی پردازد، برای انتخاب روانپزشک باید دقت کنید و به او اعتماد داشته باشید. ممکن است روانپزشکی که فرد دیگری آن را به شما معرفی و توصیه می کند، برای شما مناسب نباشد و با او نتوانید به راحتی ارتباط برقرار کنید.

اصول درمان افسردگی: 
* درمان افسردگی ممکن است شامل داروهای ضد افسردگی، مشاوره تخصصی، درمانهای رفتار شناختی و یا ترکیبی از اینها باشد.
* در درمان افسردگیهای خفیف تا متوسط ممکن است مشاوره ی تخصصی کافی باشد.
* اگر علائم اولیه بیماری شما شدید باشند احتمالا هم دارو و هم مشاوره ی تخصصی باید صورت گیرند.
* اگر علائم هشدار دهنده ای مانند افکار خود کشی یا خطر آسیب به خود یا دیگران یا علائم شدیدتری مانند فاصله گرفتن از جهان واقع یا جنون و یا سوء مصرف بیش از حد الکل و داروها وجود داشته باشند، احتمالا بیمار بستری می گردد.
* افسردگی معمولا به وسیله داروها مشاوره و روان درمانی ویا ترکیبی از اینها با موفقیت درمان می شود. با این حال ممکن است مدت زمانی نیاز باشد تا نوع دارو ، میزان آن و نوع روان درمانی و مشاوره مشخص شود. معمولا 12 - 4 هفته طول می کشد تا داروها تاثیر کنند. پس از آن روند درمان سریعتر می شود.
* در موارد نادری ممکن است از درمان با الکتریسیته برای افرادی که به درمانهای دیگر پاسخ نمی دهند یا علائم جنون یا رفتارهای خطرناک برای خود و دیگران دارند استفاده شود. این درمان یک تحریک الکتریکی است که باعث ایجاد یک تشنج خفیف می شود و به نظر می رسد که با اثر بر واسطه های شیمیایی مغز باعت تسکین علائم می شود. درمان مداوم:
در حدود نیمی از افراد مبتلا به افسردگی دچار عود علائم می شوند. ادامه دادن درمان برای 15 –7 ماه بعد از بهبودی، خطر بازگشت بیماری را کاهش می دهد.

 در این مدت :
* رژیم غذایی متعادلی داشته باشید.
* از مصرف الکل اجتناب کنید.
*  ورزش کنید.
* خواب مناسبی داشته باشید.
*  حمایت اعضای خانواده و دوستان کمک کننده خواهد بود.
افسردگی شدید ممکن است عامل خطری برای بیماری عروق کرونر یا حمله  قلبی محسوب شود، ولی مهمترین خطر اقدام به خودکشی است. در حدود 15درصد از بیماران  مبتلا به افسردگی از این طریق جان خود را از دست می دهند.
 
چرا باید افسردگی را درمان کرد؟
 هر کسی در هر سن، جنس، نژاد یا وضعیت اجتماعی ممکن است به افسردگی مبتلا شود. از هر 10 نفری که به پزشکان مراجعه می کنند یک نفر افسردگی دارد. در نیمی از موارد بیماری این افراد تشخیص داده نمی شود و درمان نشده باقی می ماند. اگر افسردگی درمان نشود کیفیت زندگی بسیار پائین آمده و خطر خودکشی همواره وجود دارد. ممکن است شما تشخیص ندهید که افسرده هستید و یا به دنبال درمان آن نباشید. اما هر چه زودتر به فکر علائم و به دنبال درمان باشید شانس درمان کامل، سریعتر و بیشتر است. پیشگیری از عود بیماری نیز بسیار مهم است.افسردگی در هیچ سنی طبیعی تلقی نمی شود و درمان آن اهمیت زیادی دارد. افسردگی در بچه ها معمولا به سختی تشخیص داده می شود. در نوجوانی ممکن است افسردگی به علت تغییرات هورمونی ایجاد شود. برخی اوقات والدین این بچه ها نیز افسرده هستند و باید درمان شوند. همچنین افراد مسن ممکن است تصور کنند که احساس افسردگی آنها طبیعی است. درمان در این افراد از ناتوانی زودرس آنها جلوگیری می کند و از خطر مرگ مربوط به افسردگی می کاهد. حمایت خانواده در درمان افسردگی نقش مهمی دارد. داروها را نباید خودسرانه مصرف کرد. مصرف برخی داروها باهم ممکن است کشنده باشد. ترکیبات گیاهی نیز با برخی داروها تداخل دارند و ممکن است عوارض جدی ایجاد کنند. در برخی موارد حتی بعضی از غذاها ممکن است با دارو تداخل داشته باشند. بر اساس تاریخچه  بیماری، شدت و ماهیت افسردگی نوع دارو توسط پزشک انتخاب می شود و در مورد رژیم غذایی، و تداخلات دارویی توضیحات لازم داده می شود.
 
تهیه و ترجمه:گروه سلامت سیمرغ ـ دکتر سمیرا سرخوش
اختصاصی سیمرغ    www.seemorgh.com/health

خود بیمار انگاری؟

 

خودبیمارانگاری!؟

خود‌بیمارانگاری در اصطلاح روان‌شناسی و روان‌پزشکی به شخصی اطلاق می‌شود که با وجود برخورداری از سلامت بدنی اما خود را بیمار می‌داند.

خود‌بیمارانگاری یا هیپوکند‌ریا، در اصطلاح روان‌شناسی و روان‌پزشکی به شخصی اطلاق می‌شود که باوجود برخورداری از سلامت بدنی اما خود را بیمار می‌داند و همواره از دردهای فرضی شکایت می‌کند. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حدود شش‌ماه از آغاز آن بگذرد و با‌وجود تأیید سلامت بدن توسط پزشک، شخص هم‌چنان بر بیمار بودن خود اصرار ‌‌ورزد و درنهایت، ترس از بیمار بودن، شخص را مدام به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جهت آزمایش و تجویز دارو می‌کشاند که از آن به سندرم بیمار خیالی نیز یاد می‌شود. دو علت عمده‌ی این بیماری، یکی اضطراب می‌باشد و دیگری افسردگی و درمان آن نیز از طریق مشاوره‌ی روان‌شناسی و داروهای ضداضطراب امکان‌پذیر است.

شخص خودبیمارانگار همیشه دچار یک نوع وسواس فکری و ترس از یک بیماری جدی است. افراد خودبیمارانگار، همیشه دچار این وسواس هستند که در مورد عملکرد بدن خویش، شک و تردید دارند و احساسات و عواطف ‌طبیعی مانند ‌ضربان قلب و عرق کردن و مسائل جزئی و غیرطبیعی هم‌چون آب‌ریزش بینی، یک گلودرد ساده و یا جوش‌ها و دمل‌های کوچک را نشانه‌ی شرایط بد بیماری خود می‌دانند. آنان حتی ممکن است روی یک‌سری اعمال مبهم و پیچیده تمرکز کنند. برای نمونه می‌گویند بدن‌مان خسته است یا دل‌مان درد می‌کند.

یک شکل این اختلال، این است که افراد روی یک عضو خاص مانند کلیه‌ها و یا یک بیماری مانند سرطان تمرکز دارند و نسبت به آن، وسواس به‌خرج می‌دهند. با وجود جواب منفی این‌گونه آزمایشات، فرد مبتلا به این بیماری، هیچ توجهی به کم‌کردن اضطراب خویش ندارد و هم‌چنان با مراجعه‌ی مکرر، سعی‌می‌کند سلامت خود را باز‌یابد. از آن‌جایی که این‌گونه افراد به‌جای مراجعه به روان‌شناس، به‌دنبال راه‌هایی غیرمجاز هم‌چون مصرف قرص‌‌های گوناگون برای معالجه‌ی جسم خویش هستند، بنابراین نمی‌توان آمار دقیقی از این‌گونه افراد به‌دست داد اما نسبت شیوع آن بین زن و مرد، به یک اندازه می‌باشد.‌ تشخیص بیماری هیپوکندریا، حدود شش‌ماه طول می‌کشد. افرادی که دچار این بیماری هستند، از اختلالات روانی دیگری نیز رنج می‌برند. دوسوم این افراد دارای افسردگی حاد، اختلال اضطراب، اختلال وسواس فکری- عملی و اضطراب فراگیر هستند. یک بیمار‌ ‌هیپوکندریاک‌، ممکن است برای مدتی طولانی دارای علائم ‌هیپوکندریا‌ باشد ولی بعد از آن، ممکن است برای مدتی این علائم ناپدید شوند. به‌طور تقریبی حدود یک‌سوم این افراد به‌طور فزاینده‌ای بهبود پیدا می‌کنند. افرادی که از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری برخوردارند، استرس و اضطراب‌شان‌ با روش‌های روان‌شناسی، به‌راحتی قابل درمان است و افرادی که دچار خودبیمارانگاری هستند اما از سایر اختلالات شخصیت رنج‌ نمی‌برند، ممکن است شانس بالاتری برای بهبود داشته باشند.

 

ریشه‌ی این بیماری چیست و چگونه شروع می‌شود؟

هیچ‌کس به‌طور دقیق نمی‌داند چرا «هیپوکندریا» رشد می‌کند و توسعه می‌یابد اما عوامل بیماری وجود دارند که در این‌باره ایفای نقش می‌کنند. این بیماری در اوایل بزرگ‌سالی شروع می‌شود و نشانه‌های آن ممکن است برای نمونه ‌بعد از بیماری جدی فردی که دوستش داریم و یا بعد از مرگ یک دوست صمیمی و یا اعضای خانواده رخ‌دهد. فشارهای روانی و استرس نیز ممکن است مزید بر علت باشد و یا وقتی که افراد درباره‌ی یک بیماری اطلاعات دقیق و کافی داشته باشند نیز ممکن است بر روی تفسیر آنان از علائم فیزیکی و نشانه‌های بیماری در خودشان اثر بگذارد و این در‌حالی‌ست که هریک از این موارد ممکن است جرقه‌ای برای شروع بیماری «هیپوکندریا» باشد. یک سری خلق‌و‌خوهای شخصیتی و ارثی نیز ممکن است ‌فرد را آسیب‌پذیر کند. برای نمونه افراد عصبی (‌خودمنتقد، درون‌گرا و خودشیفته) بیش‌تر مستعد خودبیمارانگاری هستند. این عقیده و باور که سالم بودن مساوی است با این‌که فرد هیچ درد و ناراحتی نداشته باشد، ممکن است فرد را به یک نتیجه‌گیری اشتباه وادار کند که عملکردهای بدن را به‌‌عنوان علائم و نشانه‌ی بیماری قلمداد کند. این‌قبیل افراد به‌طور معمول، آستانه‌ی تحمل پایین‌تری نسبت به دیگران دارند بنابراین احساسات درونی را که دیگر افراد ممکن است ‌حتی آن‌ها را احساس نکنند، به‌درستی درک و لمس می‌کنند.

 

عوامل تشدیدکننده‌ی خودبیمارانگاری

عواملی که باعث می‌شوند ‌شخص خودبیمارانگار با‌ وجود آن‌که پزشک از سلامت او اطمینان حاصل کرده، به نگرانی خویش در مورد بیماری ادامه دهد، عبارتند از: ‌

1- عوامل فیزیولوژیک: شامل احساسات فیزیکی هستند که موجب می‌شوند شخص فکر کند بیمار ‌است. نه‌تنها زمانی که پزشک می‌گوید آنان ‌بیمار نیستند، آن احساس از بین نمی‌رود، بلکه گاهی آنان بدتر نیز می‌شوند.

برای نمونه اضطراب، بسیاری از علائم فیزیکی را نشان می‌دهد که شامل افزایش ضربان قلب، تغییر در سیستم تهویه‌ی بدن، تنگی نفس، احساس خفگی، درد سینه و یا گیجی، دید تار، آشفتگی و جوش‌ها می‌باشد. از دیگر علائم می‌توان به افزایش تعرق بدن، دهان خشک و اختلال در عملکرد هضم غذا، سفت شدن ماهیچه‌ها (که ممکن است در اثر درد، لرزش و خستگی به‌وجود آید) اشاره داشت. هرقدر که بیمار نسبت به سلامت خود حساسیت نشان‌دهد، این علائم بیش‌تر بروز می‌کنند و موجب می‌شوند که بیمار نیز به عقیده‌ی خویش پای‌بندتر شود.

2- عوامل ادراکی: شامل این مسأله می‌شود که چگونه بیمار در مورد مسائل مربوط به سلامت خویش فکر می‌کند. وقتی اضطراب بیمار زیاد می‌شود، او به‌دنبال اطلاعات برای تصدیق و یا رد کردن ترس خود می‌گرد‌د و سعی‌می‌کند فکر کند بیمار می‌باشد تا این‌که سالم و این درحالی‌ست که او بیمار نیست.

3- عوامل رفتاری: افراد دچار خودبیمارانگاری، هر نوع شک و شبهه‌ای را در مورد سلامت خویش به‌عنوان ناسازگاری درنظر می‌گیرند. آنان می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که بیمار نیستند و اگر پزشک به آنان تضمین ندهد، به‌دنبال راه‌های دیگری می‌گردند و در آخر، راهی را در پیش می‌گیرند که موجب اضطراب‌شان‌ می‌شود. برای نمونه کسی که فکر می‌کند ورزش کردن موجب سرطان کلیه می‌شود، از انجام آن اجتناب می‌ورزد و هیچ‌گاه متقاعد نمی‌شود که ورزش کردن، برا‌یش سودمند است.

 

درمان خودبیمارانگاری

«هیپوکندریا» به‌طور معمول ممکن است توسط مراقبت‌های اولیه‌ی یک پزشک عمومی که از یک روان‌شناس مشورت می‌گیرد، مورد معالجه قرارگیرد. اولین قدم این است که مطمئن شوید ‌هیچ‌گونه احساس فیزیکی مانند بیماری، جراحت و... وجود ندارد. بیمار باید در مورد اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب و وسواس، با استفاده از روان‌درمانی و سپس دارودرمانی، مورد معالجه قرارگیر‌د.

 
تهیه شده توسط: مجله شادکامی و موفقیت- سعید عبدالملکی (روان‌شناس، مشاور، عضو هیأت علمی دانشگاه)

قاعده برای بهترخوابیدن

 

5 قاعده برای بهترخوابیدن

آیا اغلب بیدار هستید، به سختی به خواب می‌روید و خوابتان مختل شده است؟آیا اغلب بیدار هستید، به سختی به خواب می‌روید و خوابتان مختل شده است؟
 
1.به خوابتان احترام بگذارید:
آیا شب‌ها به سختی خوابتان می‌برد؟ شاید فقط به این دلیل که  علاقه‌مند هستید فیلم را تا آخرش ببینید، کتابی را که می‌خوانید تمام کنید و یا چون با دوستانتان هستید، از وقت خوابتان می‌گذرد.
 سیکل و یا زمان خواب رفتن حدود یک ساعت و نیم برنامه‌ریزی شده است؛ چنانچه از این «قطار» جا بمانید، باید منتظر قطار بعدی بمانید.
بنابراین احتمال می‌رود بدون آنکه بتوانید سوار واگن شوید، داخل تخت‌تان از این پهلو به آن پهلو شوید! همچنین، اگر دیر می‌خوابید، فایده‌ای ندارد که سر شب به رختخواب بروید، چون خوابتان نمی‌برد! زمانی‌که چشم‌هایتان بسوزد، خمیازه بکشید و کمی احساس لرزش کنید. وقت آن رسیده که به رختخواب بروید!  سعی کنید تا جایی‌که امکان دارد هر روز تقریبا در یک ساعت معین به رختخواب رفته و صبح‌ها در ساعت معینی از خواب بیدار شوید. چنانچه به ساعت خوابیدن توجهی نکنید(روزهای تعطیل ساعت 4 صبح به رختخواب بروید و 2 بعدازظهر از خواب بیدار شوید) خوابیدن بیش از پیش برایتان مشکل‌تر خواهد بود.

2.درجه حرارت مناسب را پیدا کنید:
آیا شب‌ها برای آرامش داشتن و برای آنکه خودتان را برای خواب آماده کنید‌، دوش آب گرم می‌گیرید؟ اشتباه می‌کنید! برعکس، بدن انسان زمانی‌که برای خواب برنامه‌ریزی می‌کند، درجه حرارت داخلی‌اش کاهش می‌یابد؛
بنابراین لازم است در این راستا پیش روید و برای تسکین یافتن، یک دوش آب ولرم (حداکثر تا 37 درجه سانتی‌گراد) بگیرید. همچنین درجه حرارت اتاقتان را تا 20 درجه سانتی‌گراد برسانید و هنگام خواب پاهایتان را گرم نگه دارید! دانشمندان اثبات کرده‌اند که گرم نگه داشتن پاها به اتساع مویرگ‌ها کمک کرده و این عمل به خواب رفتن کمک می‌کند. جوراب‌هایتان را در رختخواب بپوشید!

3.شام سبک بخورید:
غذای سنگین و هضم مشکل، خواب را بر هم می‌زند، بنابراین قبل از رفتن به رختخواب از خوردن شام سنگین خودداری کنید. خوردن گوشت قرمز، غذاهای ادویه‌دار، قهوه و چای را قدغن کنید.
میوه و سبزیجات خام، نان سفید، ماکارونی، ماهی و سبزیجات و تمام مواد لبنی که حاوی تریپتوفان- ماده‌ای که در ساخت و ساز سروتونین نقش دارد- هستند را ارجحیت دهید (سروتونین، هورمونی است که موجب آرامش و خواب رفتن می‌شود). هرچه زودتر شامتان را میل کنید؛ ترجیحا 2ساعت قبل از خواب. جوشانده گیاهانی مثل سنبل طیب، بابونه و...که ضد‌عصبانیت هستند و یا یک لیوان شیر ولرم که اثری آرامبخش دارند بنوشید.

4.اتاق خوابتان را مرتب کنید:
بد می‌خوابید؟ چنانچه تلویزیون پایین تخت‌تان قرار دارد فورا آن ‌را سر جایش بگذارید؛ این عمل یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که توسط متخصصان خواب به آن توصیه شده است. همچنین اتاق کارتان نباید اتاق خوابتان باشد و بدتر آنکه در بستر مشغول به کار باشید! اتاق خواب مکانی است برای خوابیدن نه سالنی برای فعالیت‌های مختلف! خود بستر هم بخش مهمی است. به‌سختی می‌توان شبی خوش را روی تختی گذراند که تشکش نافرم باشد  یا با کوچک‌ترین حرکت هم‌بسترتان ناگهان از خواب بپرید. تشک هر 10 سال عوض می‌شود؛ تشک شما چطور، چند سال از عمرش می‌گذرد؟ درصورتی‌که همسرتان خروپف می‌کند، به وسایلتان یک گوشی اضافه کنید.

5.ذهنتان را مشغول نکنید:
چنانچه خوابتان سبک باشد، برخی از فعالیت‌های ذهنی به‌شدت خوابتان را مختل می‌کند. از این‌رو، تلویزیون، بازی‌های ویدئویی و تمام نگرانی‌هایی مثل مالیات، حسابرسی، ورق‌هایی که باید تصحیح شوند و... را کنار بگذارید. همچنین بحث و مشاجره‌های زن و شوهری را نیز قدغن کنید! این عمل موجب عصبانیت‌تان شده سپس زمانی‌که سرتان را روی بالش می‌گذارید مدام آن ‌را تکرار کرده و خوب نمی‌خوابید!
 
گردآوری :گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
منبع :hamshahrionlin.ir
 

استرس

چگونه می‌توانیم اسـتـرس خود را كنترل كنیم؟
 

چگونه می‌توانیم اسـتـرس  خود را كنترل كنیم؟

هر فرد نیازمند است كه در مقابل تغییرات دائمی كه پیرامون خود به وقوع می‌پیوندد به تعادل برسد. در راه رسیدن به این تعادل است كه بدن استرس را كه نوعی فشار روانی‌ است تجربه می‌كند.
 
 استرس دارای اثرات جسمی و روانی است كه می‌تواند احساسات مثبت و منفی در ما پدید آورد. به عنوان یك تأثیر مثبت، استرس می‌تواند ما را وادار به فعالیت و تحرك كند؛ اما تأثیرات منفی آن ممكن است باعث احساس بی‌اعتمادی، عصبانیت، بدگمانی و افسردگی شود. افسردگی نیز به نوبه خود می‌تواند باعث بروز ناراحتی‌های جسمی مانند انواع درد، مشكلات گوارشی، ناراحتی‌های پوستی مثل جوش‌ها، بی‌خوابی، فشار خون بالا، زخم معده و ناراحتی‌های قلبی شود.
پس از هر رویداد مهم در زندگی مانند از دست دادن یك عزیز، فرزند‌دار شدن، ارتقای شغلی، شروع یك ارتباط جدید و ...، نیاز به كسب تعادل خواهیم داشت و حین رسیدن به این تعادل، استرس را تجربه می‌كنیم. متناسب با واكنش ما در دستیابی به ساختن زندگی، استرس می‌تواند باعث پیشرفت ما و یا مانع از آن شود.

چگونه می‌توانیم استرس را از زندگی خود حذف كنیم؟
همان‌طور كه می‌دانید، استرس مثبت موجب پیشرفت و تحرك بیشتر در زندگی شده و جذابیت آن را در نظر ما می‌افزاید. همه ما برای پیشرفت به مقدار خاصی از استرس نیاز داریم، با وجود مقدار خاصی استرس مثبت است كه نیاز به پیشرفت را احساس می‌كنیم.

ضرب‌العجل‌ها، رقابت‌ها، رویارویی با مشكلات و حتی نا امیدی‌ها و غم‌ها به زندگی ما عمق و انرژی بیشتری می‌دهند. هدف ما حذف استرس نیست، بلكه می‌خواهیم بیاموزیم چگونه آن را اداره نماییم و چگونه از آن استفاده نماییم تا برای ما سودمند باشند.

استرس ناكافی و یا فقدان استرس نیز مضر است و می‌تواند احساس كسلی یا افسردگی به وجود آورد. از سوی دیگر، استرس زیاد هم ممكن است باعث شود احساس كنیم مشكلات بسیاری ما را احاطه كرده‌اند.
بهترین راه حل برای رهایی از مشكلاتی كه ممكن است استرس زیاد و یا فقدان استرس برای ما به وجود آورند این است كه مطلوب‌ترین سطح استرس را بیابیم. مطلوب‌ترین سطح استرس آن است كه باعث تحریك و انگیزش ما برای پیشرفت شود اما احساس دلشوره و نگرانی را در ما ایجاد نكند.

 چگونه می‌توانیم بگوییم مطلوب‌ترین سطح استرس برای ما كدام است؟
هیچ سطح استرس واحدی برای همه افراد وجود ندارد. همه ما مخلوقاتی منحصر به فرد با نیاز‌های خاص خود می‌باشیم. بدین ترتیب، موضوعی كه باعث مضطرب شدن فردی می‌شود ممكن است در فرد دیگری حس خوشحالی و نشاط را برانگیزد. حتی اگر بپذیریم موضوع خاصی برای همه نگران كننده است، هر كدام از ما تمایل دارد كه واكنش‌های متفاوتی نسبت به آن نشان دهد.

كسی كه عاشق بحث و جدل و كارهای پرافت و خیز است و همیشه دوست دارد تغییر شغل بدهد در صورت داشتن شغلی ثابت و شرایطی پایدار و منظم دچار استرس خواهد شد و برعكس، فردی كه همیشه شرایط شغلی پایدار و منظمی داشته است در صورت رویارویی با شرایط شغلی پرافت و خیز و دارای محدودة وظایف گسترده دچار استرس خواهد شد.

مسائلی كه ما را دچار استرس می‌كنند و مقدار استرسی كه در حالت اضطراب قادر به تحمل آن هستیم با افزایش سن تغییر می‌یابد. مشخص شده است كه اغلب بیماری‌ها با استرس‌های مضمن و فرو ننشستة افراد در ارتباطند. اگر دچار علائم استرس می‌باشید از حد مطلوب استرس فراتر رفته‌اید. در این حالت باید از استرس موجود در زندگی خود بكاهید و یا توانایی خود را برای اداره نمودن آن افزایش دهید.

چگونه می‌توانیم استرس خود را بهتر اداره كنیم؟
تشخیص استرس‌های فرو ننشسته و آگاهی از تأثیرات آن‌ها بر زندگی برای كاهش اثرات مضر آن كافی نیست. از آنجا كه استرس می‌تواند ریشه‌های متعددی داشته باشد، راه‌های بسیاری نیز برای اداره نمودن آن وجود دارد. یكی از راه‌های مقابله با استرس، تغییر دادن منبع استرس و یا نحوه واكنش به آن می‌باشد.

نكات زیر می‌توانند برای كنترل بهتر استرس مفید باشند:
1- از مسائلی كه باعث به وجود آمدن استرس در شما می‌شوند و احساسات و واكنش‌هایی كه به آن‌ها نشان ‌می‌دهید كاملاً آگاه شوید.
به اضطراب خود توجه كنید و آن را نادیده نگیرید. به راحتی از كنار مشكلات خود عبور نكنید. دریابید كه كدام وقایع باعث اضطراب شما می‌شوند. دقت نمایید كه در درونتان راجع به مفهوم این وقایع چگونه می‌اندیشید. دریابید كه بدنتان چگونه به استرس پاسخ می‌دهد، آیا دچار اضطراب می‌شوید و یا با مشكلات جسمی مواجه می‌گردید؟ اگر چنین است این علائم دقیقاً كدامند؟

2- مسائلی را كه قادر به تغییر آن‌ها هستید، بشناسید.
- آیا می‌توانید مسائلی را كه باعث به وجود آمدن استرس در شما می‌شوند با حذف كامل آن‌ها و یا پرهیز از رویارویی با آن‌ها تغییر دهید؟
- آیا می‌توانید شدت آن‌ها را كاهش دهید؟ برای كنترل بهتر این مسائل به جای اداره روزانه یا هفتگی، آن‌ها را در یك بازده زمانی طولانی‌تر اداره نمایید.
- آیا می‌توانید مدت قرارگیری خود در معرض استرس را كوتاه‌تر نمایید؟ همیشه می‌توانید به خود زنگ تفریحی بدهید، فرضیه‌های فیزیكی را رها نمایید.
- آیا می‌توانید برای انجام تغییرات ضروری وقت و انرژی لازم را اختصاص دهید؟ هدف‌ سازی، تكنیك‌های مدیریت زمان، روش‌های شاد زیستن و... می‌توانند مفید باشند.

3- شدت واكنش‌های خود نسبت به استرس را كاهش دهید.
واكنش‌هایی كه به استرس نشان می‌دهیم بسته به میزان درك و آگاهی از خطری كه ممكن است ما را تهدید كند می‌تواند متفاوت باشد. این خطر ممكن است روحی یا جسمی باشد. شما چگونه‌اید؟
آیا مسائلی را كه باعث به وجود آمدن استرس می‌شوند در حالتی غیرواقعی و بزرگتر از آنچه كه هست می‌بینید و موقعیت مشكلی را كه با آن روبرو شده‌اید بی‌دلیل به یك فاجعه تبدیل می‌سازید؟
- آیا انتظار دارید همه را از خود راضی نگه دارید؟
- آیا نسبت به مسائل واكنش‌های شدید نشان داده و آن‌ها را كاملاً بحرانی و پیچیده می‌بینید؟
- آیا احساس می‌كنید همیشه باید در همة موقعیت‌ها پیروز باشید؟
اگر چنین است باید برای پذیرفتن دیدگاه‌های متعادل‌تر تلاش نمایید. سعی كنید به جای اینكه استرس را مسئله‌ای بیابید كه بر شما چیره خواهد شد، آن را موضوعی ببینید كه می‌توانید با آن مقابله كنید.
براساس گزارش دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت، متعادل نمودن احساسات بیش از اندازه‌، می‌تواند بسیار مفید واقع شود. برای جنبه‌های منفی و ”چه می‌شد اگر“ها وقت و انرژی صرف نمایید.

4- روش تعادل واكنش‌های جسمی خود نسبت به استرس را بیاموزید.
- چند نفس عمیق و آرام، ضربان قلب و سرعت تنفس شما را به حالت عادی بر می‌گرداند. تكنیك‌های تمدد اعصاب می‌تواند از فشارهای وارد بر عضلات بكاهد.
- تجوز دارو توسط پزشك نیز می‌تواند به طور كوتاه مدت در متعادل كردن واكنش‌های جسمی فرد نسبت به استرس مؤثر باشد. چون تجویز دارو به تنهایی راه حل مناسبی برای ملایم كردن این واكنش‌ها نمی‌باشد، لذا فراگیری روش‌های ارادی متعادل سازی این واكنش‌ها برای ملایم‌سازی آن‌ها به طور بلند مدت ارجع‌تر می‌باشند.

5- جسم خود را بسازید.
برای مراقبت از قلب و عروق، 3 تا 4 بار در هفته ورزش كنید، تمرینات ریتمیك طولانی ‌مدت، مانند پیاده‌روی، شنا، دوچرخه سواری و دومیدانی جزو بهترین تمرینات می‌باشند. از همه گروه‌های غذایی به صورت متوازن استفاده نمایید. خود را به وزن متعادل برسانید. از نیكوتین، كافئین بیش از اندازه و دیگر محرك‌ها پرهیز نمایید. كمی فراغت و تفریح را دركنار كار فراموش نكنید. هر وقت كه می‌توانید به خود زنگ تفریحی بدهید، حتی برای چند دقیقه از محیط كار خود خارج شده و استراحتی كنید. به اندازه كافی بخوابید و در حفظ برنامه استراحت و خواب خود تا سر حد امكان جدی و سخت‌گیر باشید.

6- روح خود را بسازید.
ارتباط‌ها و دوستی‌های مشترك خود را افزایش دهید. اهداف خود را دنبال كنید اهداف واقع گرایانه كه برای خود شما مهم و با معنی هستند نه اهدافی كه دیگران آن‌ها را برای شما در نظر می‌گیرند. همیشه انتظار كمی نا امیدی، شكست و ناراحتی را داشته باشید. همیشه با خود آرام و مهربان باشید. دوست خود باشید.
 
گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
منبع : isna.ir

افسردگی

افسردگی چیست؟

همه افراد بعضی مواقع احساس غم و اندوه را تجربه می کنند، اما گاهی این احساسات زندگی روزانه ما را ....
 
افسردگی چیست؟

همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند احساس داشتن غم و اندوه را خصوصاً در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان، هنگام کار و یا از دست دادن آن، تجربه کرده ایم و همه ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم. اما زمانی که این اندوه، بیش از اندازه و پایدار و عمیق باشد ممکن است منجر به بیماری افسردگی گردد.

امروزه علم شناخت فعل و انفعالات بیو شیمیایی مغز یا تغییرات شیمیایی در مسیرهای عصبی که اصطلاحاً نروترانسمیتر نامیده می‌شوند در ایجاد آثار بیماری افسردگی نشان داده است که این تغییرات شیمیایی خودرا بصورت علائمی‌همچون تغییر خلق، کاهش اشتهاء، تحریک پذیری، خستگی مفرط و بی علاقگی نمایان می‌سازد.البته دانشمندان علم ژنتیک یک ژن خاصی را مسئول این بیماری معرفی نمی‌کنند بلکه ترکیبی از ژنهای مختلف، شخص را مستعد به بیماری مذکور می‌نماید.

در واقع زمینه ژنیتیکی و همچنین مجموعه ای از رویدادهای پر از استرس و آسیب زای زندگی، همچون از دست دادن نزدیکان، همسر و یا ویژگیهای شخصیتی مانند بدبین بودن و تمایل به تنهایی می‌تواند فرد را به سمت ابتلاء به بیماری افسردگی هدایت نماید.

در هر لحظه از زمان حداقل 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های افسردگی شدید را از خود نشان بدهند و میلیونها نفر در هر لحظه در جهان تحت درمان افسردگی قرار گیرند.

خوشبختانه، امروزه به دلیل تحقیقات گسترده علمی‌و جدید درمان این بیماری بسیار راحتتر شده است .تشخیص زود هنگام افسردگی و داروهای جدیدتر، مثل داروهایی که مستقیماً تغییرات شیمیایی مغز را مورد هدف قرار می‌دهد می‌توانند عوارض و یا دوره های سخت بیماری را تحت کنترل در آورند.

درمان به موقع می‌تواند نورامید بخش زندگی را به بیمار برگرداند.

انواع افسردگی

همانند هر بیماری دیگری مثل انواع بیماریهای قلبی یا پوستی بیماری افسردگی نیز فرمهای مختلفی دارد. که با این تقسیم بندی تشخیص و درمان آن راحتتر است البته قابل ذکر است که همچنان تحقیقات علمی‌ادامه دارد و ممکن است فرمهای دیگری نیز در آینده ارائه گردد.

در حال حاضر سه دسته عمده افسردگی عبارتند از :

1.  افسردگی شدید(عمده)Major Depression      

2.  افسردگی پایدار ولی خفیفDysthmia             

3.  اختلال دو قطبی

البته بیماران ممکن است انواع متفاوت از علائم و نشانه‌ها را داشته‌باشند که با همپوشانی گروههای مختلف همراه باشد.
 
 
تهیه و ترجمه: گروه سلامت سیمرغ ـ دکتر سمیرا سرخوش
اختصاصی سیمرغ    www.seemorgh.com/health
 

استان گیلان

محیط طبیعی ( موقعیت و وسعت ) :
استان همیشه سبز گیلان از شمال به دریای مازندران ، از جنوب به رشته کوههای البرز ، از شرق به استان مازندران و از غرب و شمال غربی به استان اردبیل محدود است . گیلان در سمت جنوب با عبور از رشته کوههای البرز با استان زنجان و قزوین ارتباط دارد . این استان در 36 درجه و 36 دقیقه تا 38 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 25 دقیقه تا 50 درجه و 34 دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ قرار دارد . گیلان با مساحتی حدود 14711 کیلومتر مربع ، شمالی ترین استان کشور و مرکز آن شهرستان رشت است . این استان حدود 9/0% از مساحت کل کشور را در برگرفته و پس از کهکیلویه و بویر احمد کوچکترین استان کشور است .


آب و هوا :
از آنجا که گیلان در مجاورت دریای مازندران قرار دارد ، دارای آب و هوائی معتدل و مرطوب است ، چنان که رطوبت برخی نقاط آن گاه تا بیش از 99% می رسد . متوسط درجه حرارت سالیانه در مناطق گوناگون استان از 16 الی 20 درجه سانتیگراد متغیر است . میزان بارندگی سالانه بر اساس گزارش هواشناسی در سال 1374 در شهر رشت 1507 میلی متر ، بندر انزلی 1650 م.م ، آسترا 1210 م.م و منجیل 177 م.م بود .


پیشینه تاریخی :
قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب در یای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به ( پوزوراین شوشیناک ) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی ها ی ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند. بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . ( پلوتارک ) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گغته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است .


جمعیت :
سرشماری سال 1375 جمعیت استان گیلان را 2،241،896 نفر تعیین نموده است . این جمعیت به نسبت سال 1335 ، تقریبا دو برابر شده است . استان گیلان بعد از استان تهران پرتراکم ترین استان کشور است . پراکندگی کشور و امکان دستیابی به خدمات اولیه در گیلان ، زندگی در نقاط روستائی به ویژه در جلگه مرکزی گیلان را که در آن آبادی ها به هم نزدیکتر هستند و در ارتباط با شهرها قرار دارند ، امکان پذیر نموده است . آمارگیری سال 1365 نشان از آن دارد که در هر 5 کیلومتر مربع از مساحت استان گیلان ، یک روستا وجود دارد . مهم ترین ویژگی چگونگی پراکندگی جمعیت در گیلان ، کم جمعیت بودن نسبی شهرها و پر جمعیت بودن نسبی روستا ، در مقایسه با کل کشور است . طبق آمار گیری سال 1375 در استان گیلان ، 83/46 درصد از جمعیت استان در شهرها و 15/53 در صد از جمعیت استان در نقاط روستائی سکونت داشته اند . شهر رشت با حدود 370 هزار نفر پر جمعیت ترین و ماسوله با کمتر از هزار نفر کم جمعیت ترین شهر استان تهران بوده اند . همچنین از جمعیت 6 ساله به بالای استان 1/75 در صد باسواد و 9/24 در صد بی سواد بوده اند .


نژاد :
درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله ( هنری فیلد ) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند .


زبان :
گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد .


مذهب :
مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کمکم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند .


آثار تاریخی :
امامزاده ، زیارتگاه : بقعه آقا سید حسین و بناهای همجوار مسجد مقبره منجم باشی ، بقعه آقا سید محمد ، ابراهیم ، امامزاده هاشم ، بقعه امیر بنده ، گنبد پیر محله ، بقعه پیر قطب الدین ، بقعه چهار پادشاهان ، بقعه خواهر امام ، دانای علی ، بقعه زنجیر آستانه ، بقعه سید ابوجعفر ثایری حسنی ، بقعه سید جمال الدین اشرف ، بقعه شاه میل لرزان ،بقعه شیخ تاج الدین محمد خیوی ، بقعه شیخ زاهد گیلانی،
مساجد: اکبریه ، صفی ، گلشن، انزلی محله ، اسپی مزگت ، جورشر ،مسجد جامع لاهیجان
بناهای حکومتی : عمارت کلاه فرنگی ، بنای شهرداری انزلی ، صدری ، معتمدی ، رودخان ، لیسار ، مناره آجری گسکر ، میل امام ، جنگل هفت دغنان
تاسیسات قدیمی : حمام گلشن ، محوطه فانوس دریائی
کاروانسراها : تی تی ، کاروانسرای لات ( سراوان )
مقابر بزرگان : آرامگاه میرزا کوچک خان ، استاد محمد معین ، سر تربت امام

 

افسردگی زنان

منبع سایت : آفتاب
در تمامی جوامع دنیا، زنان بیش از مردان دچار افسردگی می شوند. این اختلاف می تواند ناشی از عوامل گوناگون زیستی، روان شناختی، محیطی، فرهنگی و یا ترکیبی از آنها باشد. به لحاظ زیستی این اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهای رژیمی، آرام بخش ها، قرص های ضد بارداری، مصرف دخانیات و الکل باشد که میزان ترشح انتقال دهنده های عصبی را مختل می کند.

در تمامی جوامع دنیا، زنان بیش از مردان دچار افسردگی می شوند. این اختلاف می تواند ناشی از عوامل گوناگون زیستی، روان شناختی، محیطی، فرهنگی و یا ترکیبی از آنها باشد. به لحاظ زیستی این اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهای رژیمی، آرام بخش ها، قرص های ضد بارداری، مصرف دخانیات و الکل باشد که میزان ترشح انتقال دهنده های عصبی را مختل می کند.

از طرف دیگر، زنان ممکن است به دلیل تداخل عمل هورمون های جنسی بدن شان مستعد ابتلا به افسردگی باشند. به لحاظ روان شناختی نیز این احتمال وجود دارد که زنان تمایل بیشتری دارند که مشکلات خود را بپذیرند و درصدد درمان آنها برآیند.

به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز زنان بیشتر از مردان می کوشند تا ارتباط خود را با دیگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگی که به استقلال و خودکفایی بها می دهد، تمایل به دلبستگی نوعی ضعف تلقی می شود و همین امر، یعنی ناهماهنگی بین رفتارهای زنان و ارزش های فرهنگی منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندی در زنان می شود. در برخی موارد نیز این طور به نظر می رسد که زنان بیش از مردان علایم و شکایات خود را از افسردگی بیان می کنند و یا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگی خود بیشتر مقاومت می کنند و راه حل های دیگری غیر از مراجعه به پزشک برای درمان خود برمی گزینند. به لحاظ محیطی نیز، زنان بیش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هایی قرار می گیرند که تاثیر خود را بر سیستم عصبی آنان و هورمون های بدن شان می گذارد. تجربه های روزمره نیز می توانند همچون شوک ها و فشارهای عصبی مولد استرس باشند و موجب ابتلای افسردگی بیشتر در زنان- نسبت به مردان- شوند.

افسردگی بر جسم و ذهن فرد تاثیر می گذارد. فرد افسرده احساس درماندگی، ناامیدی و یأس فراوان می کند. او علاقه اش را به تمامی فعالیت هایی که موجب شادمانی اش می شود به تدریج از دست می دهد؛ میل به خوردن در او کاهش می یابد، دچار بی خوابی می شود، تمرکز حواس و توجه اش را نسبت به امور عادی روزانه از دست می دهد و در بدترین حالت به مرگ و نیستی فکر می کند. افسردگی دارای طیف وسیعی از خلق پایین تا افسردگی مزمن است. افسردگی مزمن دارای علایمی از کمبود انرژی و توان جسمانی، بدبینی، حس عدم ارضا و احساس ناامیدی شدید است. فردی که از افسردگی شدید در رنج است، ممکن است در طول یک سال دو بار تجربه افسردگی کوتاه مدت داشته باشد. پژوهشگران دریافته اند، زنانی که دچار افسردگی مزمن می شوند، بیشتر در معرض خطر پوکی استخوان قرار می گیرند، زیرا مجبور به مصرف داروهایی هستند که بر بافت استخوانی آنها تاثیری منفی می گذارد. علاوه بر آن، افسردگی می تواند عاملی برای ابتلا به بیماری مزمنی مثل دیابت، ناراحتی های قلبی- عروقی و… شود.

افسردگی پس از زایمان یکی از رایج ترین احساس هایی است که اغلب زنان بعد از تولد نوزاد در خود حس می کنند. اختلالات افسردگی، نوسانات خلقی و هیجان های مکرر و استرس آور این دوران کاملاً طبیعی و عادی و البته موقت است. هر چند برای برخی از زنان علایم قدری پایدارتر، جدی تر و طولانی تر است، اما معمولاً بین ۶ - ۳ هفته بعد از زایمان به تدریج کاهش می یابد و به ندرت طولانی مدت (برای مثال یک سال) می شود. تقریباً ۱۵ درصد از زنانی که زایمان دارند، علایمی از افسردگی بعد از زایمان از خود نشان می دهند. چنانچه این اختلال در مادر ماندگار بماند، می تواند تاثیری بسیار منفی بر روابط با کودک و توانایی نگهداری از او گذارد. علایم باید هر چه زودتر برای بررسی دقیق تر با پزشک معالج، درمیان گذاشته شود.

▪ سندرم پیش از قاعدگی؛ افسردگی ناشی از پریودهای ماهیانه نیز یکی دیگر از افسردگی های رایج در بین زنان است که معمولاً در بین روزهای ۱۰- ۷ پریود به طور کوتاه مدت ظاهر می شود. علت اصلی این نوسان خلقی ترشح هورمون های زنانه است که موجب برهم خوردن تعادل خلق و خوی آنها می شود. این سندرم در ۷ - ۵ درصد زنان مشاهده می شود و دارای علایم بسیار گوناگونی است. در برخی به صورت بی حوصلگی، خلق پایین و گرفتگی و در برخی دیگر همراه با دردهای جسمانی (مثل سردردهای شدید میگرنی) گزارش می شود.

▪ افسردگی های فصلی نیز گاهی به صورت غمگینی، ناامیدی و در خود فرورفتگی گروهی از زنان را به خود مبتلا می کند. حدود ۳ - ۱ درصد از زنان در فصل زمستان دچار افسردگی های کوتاه مدت و گذرا می شوند. پژوهشگران بر این باورند که تغییرات هورمونی و بیوشیمیایی مغز در بدن برخی زنان در فصل زمستان موجب بروز اختلال افسردگی در آنان می شود که به تدریج نیز با پایان فصل زمستان و آغاز فصل بهار از بین می رود. این افراد بیش از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی بالینی هستند.

اختلال افسردگی دو قطبی نیز یکی دیگر از انواع اختلالات افسردگی است که علایمی از شیدایی - افسردگی حاد در طول دوره ای مشخص دارد. زمانی که فردی در چرخه افسردگی به سر می برد، تمامی علایم خلق پایین (مثل کمبود اشتها، بی خوابی، احساس درماندگی و عدم لذت) را دارد و زمانی که در چرخه شیدایی به سر می برد، تمامی علایم شیدایی را (مثل پرحرفی، هجوم افکار، افزایش توان جسمی، فعالیت زیاد و پرانرژی بودن) از خود نشان می دهد. زنانی که دچار اختلال دو قطبی می شوند، معمولاً چرخه افسردگی طولانی تری دارند.

▪ افسردگی های دوران یائسگی؛ در اغلب زنان، یائسگی می تواند همراه با علایمی از تغییر خلق و خو، حساسیت های بیش از حد، تزلزل روحیه و خستگی باشد. این نوع از افسردگی می تواند ناشی از تغییرات غدد داخلی در میانسالی و یا باورهای منفی و درونی شده زنان درباره عدم باروری آنان باشد. در مطالعات گوناگونی مشخص شده است که افسردگی ناشی از یائسگی در قشر تحصیلکرده زنان و آنهایی که ازدواج نکرده بودند، کمتر مشاهده می شود.

● علایم تشخیص افسردگی در زنان

تاکنون پژوهشگران نتوانسته اند علت اصلی بروز افسردگی را در افراد شناسایی کنند. نارسایی های هورمونی (عدم تعادل هورمون های مترشحه از قسمت های مختلف مغز مثل سوتونین، دوپامین، نوراپی نفرین)، عوامل ژنتیکی و سابقه خانوادگی، عوامل محیطی (زنانی که مواد مخدر مصرف می کنند، زنانی که مورد تجاوز قرار می گیرند، زنانی که همسران شان فوت می کنند و یا از همسران خود جدا می شوند) و عوامل فرهنگی گوناگونی می توانند علت افسردگی های زنانه باشند. از آن جایی که افسردگی تا حدی رایج است، هر فردی ممکن است علایم اولیه افسردگی را بشناسد و یا خود شخصاً آن را تجربه کرده باشد. متاسفانه فقط حدود ۵۰ درصد از علایم اولیه افسردگی قابل شناسایی و درمان هستند و زنان در این بین شاید نتوانند این علایم را در خود به وضوح تشخیص دهند. ▪ علایم عمده افسردگی شامل؛

ـ جنبه های عاطفی (خلق غمگین و احساس بی ارزش بودن)

ـ جنبه های شناختی (کاهش احترام به خویشتن و منفی نگری نسبت به خود و آینده خود)

ـ جنبه های انگیزشی (عدم تحرک و بی انگیزگی برای انجام دادن کارها و فعالیت های روزمره)

جنبه های رفتاری (اختلالات مربوط به خوردن مثل پرخوری، بی اشتهایی و اختلالات خواب مثل بی خوابی، خواب آلودگی عدم علاقه به روابط جنسی، احساس خستگی و عدم تمرکز) است.

زمانی که پزشک عمومی در مرحله اول نسبت به اختلال افسردگی شخصی دچار شک شود، ابتدا از او می خواهد با یک روانپزشک یا روانشناس بالینی مشاوره ای داشته باشد. از جمله پرسش های اولیه ای که ممکن است یک متخصص بهداشت روانی از بیمار بپرسد، عبارت است از؛

- آیا مدت زیادی است که احساس غم و اندوه می کنی؟

- آیا مرتب گریه می کنی؟

- آیا اخیراً تجربه های دردناک عاطفی داشته ای؟

- آیا دچار عدم تمرکز حواس شده ای؟

- آینده را چطور می بینی؟

- آیا دچار اشکال در تصمیم گیری شده ای؟

- آیا علاقه ات را به آنچه که در گذشته برایت مهم بوده است، از دست داده ای؟

- آیا دچار خستگی و بی حالی می شوی؟

- آیا احساس شکست و گناه می کنی؟

- آیا به مرگ و نیستی فکر می کنی؟

زمانی که این گونه علایم حدود شش ماه در فرد به صورت پایدار مشاهده شود، او را مستعد ابتلا به افسردگی می دانند و اگر حداقل ۵ نشانه از علایم زیر را در مدت حداقل دو هفته داشته باشد، می توان او را افسرده بالینی تشخیص داد. این علایم عبارتند از؛

۱) داشتن خلق افسرده در طول روز و یا بیشتر اوقات روز

۲) عدم توانایی از لذت بردن اوقات شادی بخش زندگی

۳) افزایش و یا کاهش قابل توجه اشتها، وزن و یا هر دو

۴) اختلال در خواب مثل بی خوابی، خواب آلودگی در طول روز و یا پرخوابی

۵) داشتن علایم جسمانی مثل سردرد، سرگیجه و دل درد که هیچ علامت بهبودی نیز در قبال خوردن داروهای مسکن نشان نمی دهد.

۶)نداشتن میل جنسی

۷) احساس بی علاقگی، بی حوصلگی و کسالت شدید

۸) فقدان انرژی (خستگی ممتد در طول روز)

۹) احساس گناه و بی ارزش بودن در تمام شرایط

۱۰) گریه کردن های طولانی مدت

۱۱) عدم توانایی در تمرکز حواس (تقریباً در تمام طول روز)

۱۲) داشتن افکار منفی درباره مرگ و نیستی

بدیهی است زمانی که فردی سوگوار است، تمامی علایم و یا بخشی از علایم بالا را داشته باشد، اما برای تشخیص افسردگی، فرد باید این علایم را ۶ - ۳ ماه به طور پیوسته و بدون کاهش و بهبودی داشته باشد. به بیانی دیگر، فرد سوگواری که این علایم را بیشتر از ۶ ماه در خود داشته باشد، باید برای درمان های لازم به پزشک و متخصص بهداشت روانی مراجعه کند.

● روش های درمان افسردگی

افسردگی مزمن می تواند بر اعمال حیاتی بدن و سیستم ایمنی آن، مثل فشارخون ، ضربان قلب، ترکیبات هورمونی بدن و… تاثیری منفی گذارد. تقریباً ۱۵ درصد از افراد مبتلا به افسردگی درصدد درمان خود بر نمی آیند. آنها بر این باورند که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند به آنها کمک کند. اغلب زنانی که مبتلا به اختلال افسردگی هستند، خودشان را افسرده و مغموم نمی دانند؛ زیرا برخی از علایم افسردگی با دیگر بیماری ها مشترک است و اغلب ناشناخته باقی می ماند. در حالی که زمانی که فرد افسرده نتواند دست از خلق افسرده خود بردارد و اجازه دهد احساس ناامیدی و غم بر زندگی روزمره اش سایه افکند، تا حدی که تمام جنبه های زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد، باید درصدد یافتن راهی برای درمان و بهبودی خود باشد.

اولین اقدامی که پزشک متخصص در این زمینه انجام می دهد، تشخیص بین افسردگی مزمن (شدید) و خلق افسرده (خفیف) است. اگر افسردگی فرد در حد پایینی باشد، احتمال دارد با تجویز داروهای ضدافسردگی، روان درمانی و مشاوره های روانشناسی افسردگی او بهبود یابد، و اگر افسردگی او شدید تشخیص داده شود، ممکن است پزشک متخصص یک دوره درمان های روانپزشکی و روانشناسی را توام با بستری شدن فرد در بیمارستان تجویز کند. پژوهش ها نشان می دهند که بیمارانی که در مراحل ابتدای ابتلا به مراکز روان درمانی مراجعه کرده اند تا ۷۰ درصد بهبودی کامل داشته اند. متاسفانه گروهی از بیماران به پزشک متخصص مراجعه نمی کنند و همین امر موجب می شود تا افسردگی آنها درست تشخیص داده نشود. علاوه بر آن، آنان داروهایی دریافت می کنند که گاه عوارض جانبی آنها موجب بروز اختلال های دیگری در بدن شان می شود. بسیار مهم است، زمانی که بیمار برای درمان مشکلش به پزشک مراجعه می کند علایم بیماری خود را درست برای او بازگو کند تا پزشک نیز بتواند تشخیصی درست بدهد.

اغلب بیمارانی که به افسردگی مزمن مبتلا هستند، به دارو درمانی و روان درمانی پاسخ مثبت می دهند و طی ۴-۳ ماه درمان تا ۸۰-۷۰ درصد بهبودی پیدا می کنند. روان درمانی به تنهایی برای افسردگی های خفیف می تواند موثر باشد. دو روش روان درمانی (درمان های شناختی - رفتاری و درمان های فردی) به همراه داروهای ضدافسردگی می توانند اثرات درمانی بالایی بر بیماران افسرده بالینی گذارند.

● پیشگیری از افسردگی

از جمله روش های موثر مقابله با بروز افسردگی و حفظ بهداشت روانی افراد، شیوه های خودیاری هستند که عبارتند از؛

۱) انجام ورزش های ایروبیک (هوازی) مثل قدم زدن، آهسته دویدن، کوهنوردی و… است که می تواند خلق و خوی فرد را تا حد چشمگیری افزایش دهد. انجام این ورزش ها به ویژه به زنانی که از افسردگی خفیف و ملایمی در رنج هستند، توصیه می شود.

ورزش های دیگری مثل برداشتن وزنه های یک کیلوگرمی موجب تنفس بهتر، افزایش اشتها، خواب، کاهش خلق گرفته و احیای احساسات و هیجانات شادی بخش در فرد می شود. لازم به توضیح است که قبل از آغاز هر گونه ورزش جدیدی بهتر است با پزشک معالج تان مشورتی انجام دهید.

۲)مشورت کردن؛ مشکلات عادی و روزمره خود را با کمک یک دوست، همسر و یا مشاور بررسی کنید. سعی کنید منابع استرس آور خود را بشناسید و درصدد رفع آنها برآیید. چنانچه احساسات و هیجان های درونی خود را مورد موشکافی قرار دادید و توانستید عامل اصلی نگرانی ها و ناراحتی های خود را شناسایی کنید، از شیوه های مختلفی که برای کاهش خلق و خوی افسرده پیشنهاد می شود، استفاده کنید.

۳) صحبت کردن با خود؛ در برخی موارد

گفت وگوهای درونی فرد با خودش می تواند به او در شناخت مشکل اصلی کمک کند (تنها باید توجه داشته باشید که لحنی انتقادآمیز، غیرواقع بینانه و منفی نسبت به خود و رفتارهایتان نداشته باشید). سعی کنید بر نقاط قوت خود، توانایی ها و اهدافی که قصد دارید به آنها برسید تمرکز داشته باشید.

۴ ) نوشتن و به تحریر درآوردن؛ درباره مشکلات و آنچه که موجب ناراحتی تان می شود، بنویسید. در خیلی از موارد نوشتن احساسات دردناک و آزرده کننده موجب آرامش روحی افراد می شود. برای شروع می توانید ابتدا وقایعی را که در طول روز و یا هفته شما را افسرده و غمگین می کند، بنویسید. اگر تجربه احساسی منفی و یا مثبتی داشته اید، سعی کنید جزئیات مختلف آن را و تاثیری که بر شما گذاشته است بررسی کنید و سپس با تجزیه و تحلیل نوشته های خود و مفاهیمی که به کار برده اید، علت اصلی ناراحتی و یا شادی خود را تشخیص کنید.

۵ ) خودیاری و کمک گرفتن از گروه های حمایتی؛ درباره مشکل خود با دیگر افرادی که مشابه شما هستند صحبت کنید. در این گونه گروه های حمایتی سعی می شود با صحبت کردن با افراد و بررسی دقیق مشکل شان، شرایطی را که موجب ناراحتی و افسردگی آنان می شود شناسایی و موجب کاهش تاثیرات آن بر فرد را فراهم آورد.

۶ ) مراجعه به مشاور؛ اگر فردی از بودن شرایط و موقعیت خاصی دچار علائم آشکار افسردگی می شود، می تواند قبل از آنکه اوضاع وخیم تر شود، درباره مشکلش با یک مشاور و یا روانشناس صحبت کند.

● چه کارهایی باید کرد؟

به مواردی که ممکن است ناشی از احساس غم، ناراحتی و حتی خشم باشد که بتواند موجب افسردگی در شما شود، خوب فکر کنید. برخی از این موارد عبارتند از؛ بی خوابی، بی اشتهایی، بدغذایی، استرس، غم و اندوه، سوگواری، مصرف سیگار، الکل و برخی داروها. سعی کنید تغییراتی در برنامه روزانه خود بدهید و عواملی که موجب سلامت و بهداشت روانی تان می شود (مثل تغذیه سالم، خواب کافی، ورزش و فعالیت بدنی) را جایگزین عوامل استرس آور و ملال انگیز (مثل انزواطلبی، مسئولیت پذیری بیش از اندازه و بی تحرکی) کنید. اجازه دهید اعضای خانواده و دوستان و آشنایان به شما کمک کنند.

مهران آرزومند
مقالات ارسالی به آفتاب

ایتالیا 2

Repubblica Italiana
جمهوی ایتالیا پرچم نشان ملی ایتالیا شعار ملی: موجود نیست سرود ملی: Il Canto degli Italiani پایتخت
- مختصات جغرافیایی رم
41°54′ N 12°29′ E

بزرگ‌ترین شهر رم زبان رسمی زبان ایتالیایی نوع حکومت
• رئیس جمهور

• نخست‌وزیر
جمهوری
جیورجیو ناپولیتانو
رومانو پرودی وحدت ایتالیا
۱۷ مارس ۱۸۶۱ مساحت
- کل

- آبها (%)
‪۳۰۱٬۲۳۰ km² ‫(۷۱ام)

۲٫۴ جمعیت
- براورد ۲۰۰۰
- تراکم جمعیت
‪۵۸٬۴۶۲٬۳۷۵ ‫(۲۲ام)
‪۱۹۲٫۸/km² ‫(۴۰ام)
تولید ناخالص داخلی
(برابری قدرت خرید)
- کل
- سرانه براورد ۲۰۰۵

۱٫۶۴۵ بیلیون دلار (۸ام)
۲۸٬۳۰۰ دلار (۲۰ام) شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۳) ۰٫۹۳۴ (۱۸ام) – بالا واحد پول یورو (€)۱ (‏EUR) منطقه زمانی
- در تابستان (DST) CET (UTC+1)
CEST (UTC+2)
کد بین‌المللی خودرو I
دامنه اینترنتی .it
پیش‌شماره تلفن +39
۱ تا پیش از سال ۲۰۰۲: لیر ایتالیا

ایتالیا کشوری در جنوب اروپا است. این کشور از شبه‌جزیره ایتالیا و دو جزیره سیسیل و ساردنیا در دریای مدیترانه تشکیل شده است.
فهرست مندرجات
  • ۱ تاریخ
    • ۱.۱ جنگ اول جهانی
    • ۱.۲ ایتالیا میان دو جنگ
  • ۲ جغرافیا
    • ۲.۱ استفاده از زمین
    • ۲.۲ خطرات طبیعی
    • ۲.۳ محیط زیست
  • ۳ مردم
    • ۳.۱ جمعیت
    • ۳.۲ وضعیت سنی
    • ۳.۳ متوسط سن
    • ۳.۴ نرخ رشد جمعیت
    • ۳.۵ نرخ تولد
    • ۳.۶ نرخ مرگ و مبر
    • ۳.۷ نرخ مهاجرت
    • ۳.۸ نرخ مرگ و میر کودکان (زیر ۷ سال)
    • ۳.۹ امید به زندگی
    • ۳.۱۰ نرخ فرزند برای هر زن
    • ۳.۱۱ میزان گسترش ایدز در میان بزرگسالان
    • ۳.۱۲ افراد مبتلا به ایدز
    • ۳.۱۳ مرگ بر اثر ایدز
    • ۳.۱۴ گروه‌های قومی و نژادی
    • ۳.۱۵ مذاهب
    • ۳.۱۶ زبان‌ها
    • ۳.۱۷ سواد
  • ۴ گردشگری
    • ۴.۱ قوهٔ مقننه ایتالیا
  • ۵ ارتش
  • ۶ پیوند به بیرون
    • ۶.۱ وب‌گاه‌های دولت ایتالیا
    • ۶.۲ وب‌گاه‌های گردشگری و اطلاعاتی
    • ۶.۳ وب‌گاه‌های روزنامه‌های ایتالیایی
    • ۶.۴ وب‌گاه‌های شبکه‌های تلویزیونی ایتالیا
    • ۶.۵ وبلاگهای پارسی زبان پیرامون ایتالیا و زبان ایتالیایی
  • ۷ جستارهای وابسته
  • ۸ منابع
//
تاریخ

از میان مشکلات عدیده‌ای که اتحاد ایتالیا (۱۸۷۰ ـ ۱۸۴۸) بدنبال داشت، آنچه بیش از همه اضطراری می‌‌نمود، همانا یکدست ساختن سرزمینی بود که از لحاظ سیاسی و اقتصادی بسیار متفاوت بود.
بکار گیری ساختارهای اداری دوره رژیم سلطنتی ساوويا در طول زمان باعث وخیم تر شدن اختلافات قبلی میان مناطق مختلف ایتالیا گردید و بدنیال آن موج مهاجرت طبقه روستایی به سوی آمریکای شمالی و جنوبی آغاز شد. میان سالهای پایانی قرن نوزدهم و سالهای آغازین قرن بیستم، چند میلیون ایتالیایی به خارج از کشور مهاجرت نمودند.
از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی،دوره قبل از اتحاد تا زمان آغاز جنگ اول جهانی با پدیده رشد کلی کشور همراه بود که با تکیه به موقعیت بین المللی مثبت، این امکان را یافت تا سر و سامانی به وضعیت مالی و ساختارهای دولتی داده و بخش‌های اصلی برای کمک به پیشرفت و توسعه صنعتی را گسترش دهد و در این راستا البته از کمک سخاوتمندانه سرمایه‌های خارجی نیز بهره برد.
شرایط اجتماعی کشور، که همراه با اختلافات پیش گفته میان مناطق روستایی و شهری بود ،سالهای اولیه ”صنعتی سازی کشور” و اولین قدمها بسوی یک ساختار مدرن اجتماعی را با شکل گیری احزاب سیاسی رقم زد.
ظهور این احزاب سیاسی و تنش‌های اجتماعی ناشی از آن تأثیر گسترده‌ای بر جریانهای بعدی تاريخی ایتالیا بجای گذاشت.

جنگ اول جهانی

بدنبال بر خورداری شهروندان ایتالیایی از حق رای در سال ۱۹۱۳، روند یکپارچه سازی سیاسی کشور تکمیل شد و این در حالی بود که چهره بین‌المللی ایتالیا که بدنبال اصلاحات آغاز شده از فردای روز اتحاد، هماهنگ تر و مدرنتر شده بود، وجهه بیشتری یافته و تقويت می‌‌شد.
در آستانه جنگ اول جهانی، ایتالیا چشم انداز ترسیم شده تا آن زمان را دگرگون ساخته و در کنار قدرتهای متحد، فرانسه، انگلیس و ایالات متحده وارد جنگ شد. بدنبال کنفرانس صلح ورسای در سال ۱۹۱۹ مناطق شمالی ترنتینو، التوادیجه و ونتریا جولیا را که برای کامل ساختن روند اتحاد ملی مورد نیاز بود، بدست آورد.
ایتالیا هر چند که از مبارزه پیروز خارج شده بود، اما از نقطه نظر اقتصادی زیر بار فشارهای وارده،دچار چنان آشفتگی‌هایی گردیده بود که دولتهای وقت آن زمان توان هدایت آن را بسوی دست آورده‌های مثبت نداشتند.
در این برهه برخی از تشکیلات سیاسی که بعدها بمدت دهها سال بر آینده کشور تأثیرات عمیقی گذاشت، پا به عرصه وجود ‌‌گذاردند، ‌از جمله حزب ملت (۱۹۱۹) که بعدها به حزب دموکرات مسیحی تغییر شکل داد،حزب سوسیالیست، حزب کمونیست که توسط گرامشی پایه گذاری شد (۱۹۲۱) و طبقات مبارز که توسط موسولینی شکل گرفت (۱۹۱۹) و بعدا در سال ۱۹۲۱ به حزب فاشیست ملی تغییر شکل داد و عامل به قدرت رسیدن موسولینی شد.

ایتالیا میان دو جنگ

در سال ۱۹۲۵ با ممنوع شدن فعالیت تمامی دیگر احزاب، دوره رژیم فاشیست آغاز می‌‌شود که با سیاست استبدادی و در پوشش ملی گرایی، باعث دگرگونیهای ریشه‌ای در زندگی کشور گردید و آزادی‌های سیاسی را محدود نمود. این رژیم برای ممانعت از دشمنی کلیسای کاتولیک، به توافقی با واتیکان (۱۹۲۹) دست یافت.
در آن سالها اقدامات جدی برای تقویت و توسعه فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی صورت گرفت. در زمینه سیاست خارجی، موسولینی سعی کرد با اتکا به سیاست توسعه طلبانه و قدرتهای متحد، پرستیژ خود را تثبیت نماید که نقطه اوج آن اتحاد با آلمان و ورود به جنگ دوم جهانی (۱۹۴۵ ـ ۱۹۴۰) علیه متفقین و متعاقبا سقوط رژیم فاشیست بدنبال ناکامی‌های نظامی بود.
بازسازی دموکراسی و اداره وضعیت سخت کشور بعد از پایان جنگ و سعی در از بین بردن هر آنچه از رژیم فاشیست به ارث مانده بود، باعث شد تا مجمع قانون اساسی شکل بگیرد.
در دوم ژوئیه سال ۱۹۴۶،و بدنبال انجام رفراندوم ”جمهوری ایتالیا” متولد شد و این تاریخ تبدیل به جشن ملی شد. قانون اساسی جدید از تاریخ اول ژانویه ۱۹۴۸ رسمیت یافته و به مرحله اجرا در آمد.
ایتالیا بعد از جنگ،تلاش زیادی برای نزدیکی به کشورهای غرب انجام داد و در این راستا به ”اتحاد آتلانتیک” ملحق شد که سازمانی نظامی دفاعی است که به ابتکار آمریکا شکل گرفت و اکثر کشورهای اروپایی غربی نیز به آن پیوستند.
در سطح اروپا،ایتالیا در آن دوره از جمله کشورهایی بود با حداکثر توان در راستای یکپارچگی اروپا در طی مراحل مختلف آن،چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی کوشش نمود.
از اول ژانویه ۱۹۹۹،ایتالیا از جمله ۱۱ کشوریست که واحد پولی یورو را به عنوان پول واحد بر گزید.

جغرافیا




تصویر ماهواره‌ای از ایتالیا


ایتالیا در جنوب اروپا با مختصات جغرافیایی تقریبی ۵۰ ۲۲ شمالی , ۳۰ ۱۲ شرقی قرار دارد.
مساحت کل آن ۲۳۰/۳۰۱ کیلومتر مربع (تقریباً یک پنجم ایران) است که از آن ۰۲۹/۲۹۴ کیلومتر مربع خشکی و ۲۱۰/۷ کیلومتر مربع آب است. ۷/۶۰۰ کیلومتر ساحل دارد.

جزایر ساردینیا و سیسیل در دریای مدیترانه تیز جزو ایتالیا است.
مرزهای این کشور ۲/۹۳۲/۱ کیلومتر است. با کشورهای زیر مرز مشترک دارد:
  • اتریش: ۴۳۰ کیلومتر
  • فرانسه: ۴۸۸ کیلومتر
  • واتیکان: ۳٫۲ کیلومتر (واتیکان در داخل شهر رم پایتخت ایتالیا قرار دارد)
  • سان مارینو: ۳۹ کیلومتر (کشور سان مارینو در شمال ایتالیا و در دل ایالت امیلیا رومانیا قرار دارد)
  • اسلوونی: ۲۳۲ کیلومتر
  • سوئیس: ۷۴۰ کیلومتر
آب و هوای ایتالیا مدیترانه‌ای است. در شمال به دلیل و جود رشته کوه آلپ سرد، در جنوب خشک و در کل کشوری تقریباً گرم است.
بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو با ارتفاع ۷۴۸/۴ متر از سطح دریا و کمترین ارتفاع آن دریای مدیترانه است.

استفاده از زمین

زمین مفید: ۷۹/۲۷ درصد

دست نخورده: ۵۳/۹ درصد

دیگر: ۶۸/۶۲ درصد
  • (این اطلاعات مربوط به سال ۲۰۰۱ میلادی است)
خطرات طبیعی

مناطق ساحلی همیشه در خطر هستند. بهمن،آتشفشانهای فعال، سیل، طوفان، طغیان رودخانه‌ها و رانش زمین در ونیز.

محیط زیست

هوای آلوده به دلیل فعالیت‌های صنعتی و وارد کردن دی اکسید کربن به محیط زیست.

کوههای و رودخانه‌های داخلی آلوده شده به دلیل فعالیت‌های صنعتی و استفاده از سموم کشاورزی.


بارانهای اسیدی بسیار مخرب


مردم


جمعیت

جمعیت کل: ۵۸٬۱۰۳٬۳۳۰ نفر طبق آمار انتشار یافته در ژوئیه ۲۰۰۵

وضعیت سنی

۰-۱۴ سال: ۱۳٫۹ درصد (مذکر ۹٬۱۶۶٬۲۱۳ نفر. مونث ۳٬۹۱۹٬۲۸۸ نفر)

۱۵-۶۴ سال: ۶۶٫۷ درصد (مذکر ۱۹٬۵۵۴٬۴۱۶ نفر. مونث ۱۹٬۱۷۴٬۶۲۹ نفر)

۶۵به بالا: ۱۹٫۴ درصد (مذکر ۴٬۶۹۸٬۴۴۷ نفر. مونث ۶٬۵۹۰٬۰۴۶ نفر)


متوسط سن

کل: ۴۱٫۷۷ سال
  • مردها: ۴۰٫۲۴ سال
  • زنها: ۴۳٫۳۵ سال
نرخ رشد جمعیت

۰٫۰۷ درصد

نرخ تولد

۸٫۸۹ تولد (*)

نرخ مرگ و مبر

۱۰٫۳ مرگ (*)

نرخ مهاجرت

۲٫۰۷ مهاجر (*) (رتبه چهاردهم در میزان مهاجرت در جهان)

نرخ مرگ و میر کودکان (زیر ۷ سال)

کل: ۵۹٫۴ درصد (*)
  • مذکر: ۶٫۹۴ درصد (*)
  • مونث: ۵٫۲۹ درصد (*)
(*) = (در هر ۱۰۰۰ نفر)

امید به زندگی

کل: ۷۹٫۶۸ سال
  • مردها: ۷۶٫۷۵ سال
  • زنها: ۸۱٫۸۲ سال
نرخ فرزند برای هر زن

۱٫۲۸ فرزند برای هر زن ایتالیایی

میزان گسترش ایدز در میان بزرگسالان

۰٫۵ درصد (*)

افراد مبتلا به ایدز

۱۴۰٬۰۰۰ نفر (*)
    • (*) = (طبق آمار سال ۲۰۰۱)
مرگ بر اثر ایدز

کمتر از ۱٬۰۰۰ نفر (*)
    • (طبق آمار سال ۲۰۰۳)
گروه‌های قومی و نژادی

ایتالیایی. گروه‌های نژادی آلمانی،فرانسوی و ایتالیایی اسلاوتبار در شمال و ایتالیایی آلبانیایی‌تبار و ایتالیایی یونانی‌تبار نیز در جنوب هستند.

مذاهب

حاکمیت و اکثریت با مسیحیت کاتولیک است ولی پروتستان‌ها، یهودی‌ها و مسلمانان (که اکثراً مهاجر هستند) نیز در این کشور زندگی می‌کنند.

زبان‌ها

ایتالیایی زبان رسمی این کشور است.
  • آلمانی: در بخش‌هایی از ایالت بولتزانو به دلیل هم‌مرزبودن با اتریش و آلمان مردم به این زبان آشنایی دارند.
  • فرانسوی: در شمال غربی و در شهرستان وال داگوستا به دلیل هم مرز بودن با فرانسه مردم با این زبان آشنایی دارند.
  • اسلوونیایی: در شهرهای تریست و گوریتزیا مردم به دلیل همسایگی با اسلوونی با این زبان آشنایی دارند.
    • شایان ذکر است که همین‌طور که در بعضی مناطق ایتالیا زبا‌ن‌های دیگر وجود دارند به همین شکل زبان ایتالیایی نیز در کشورهای همسایه وجود دارد. دو ایالت جنوبی سوئیس که هم مرز ایتالیا هستند زبان رسمیشان ایتالیایی است.
سواد

تعریف: افراد بالای ۱۵ سال که می‌توانند بخوانند و بنویسند.

کل: ۹۸٫۶ درصد با سواد
  • مردها: ۹۹ درصد
  • زنها: ۹۸٫۳ درصد
گردشگری

ایتالیا در مرکز دریای مدیترانه واقع شده است، ‌دریایی که تولد تمدن‌های بسیاری را بخود دیده است. ایتالیا دارای تاریخی غنی از تماس‌ها و تبادلاتی می‌‌باشد که بر مردم، اقتصاد و فرهنگش تأثیر گذاشته است.
فنیقی‌ها، ‌یونانی‌ها، ‌کارتاژها، ‌اعراب و نورمن‌ها از جمله مللی می‌‌باشند که در طول قرون با تأثیر گذاشتن بر فرهنگ محلی ایتالیا، باعث گردیده‌اند تا ایتالیا بطور فوق العاده‌ای غنی از آثار معماری و هنری می‌‌باشد.
بر اساس محاسبه‌ای که یونسکو انجام داده، بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهان در کشور ایتالیا واقع شده است، کشوری کوچک که مساحتش فقط ۲۵/۰ ٪ از کل خشکی‌های جهان است.
نشانه‌های باقیمانده از گذشته،‌آثار هنری و تنوع فوق العاده طبیعت در شبه جزیره ایتالیا از جمله عوامل جذب توریست به این کشور می‌‌باشد که امروزه یکی از توریستی‌ترین کشورهای جهان بشمار می‌آید.
رم،فلورانس،ونیز و بسیاری شهرهای دیگر،از جمله مقصدهای هنری هستند که برنامه هر بازدید کننده‌ای از شبه جزیره ایتالیا را تشکیل می‌دهند. در کنار این شهرهای بزرگ و معروف، میراثهای فرهنگی پنهانی هم در شهرهایی با تاریخ هزار ساله وجود دارند که البته در مسیر اصلی بازدیدها قرار ندارند و علیرغم اینکه کمتر شناخته شده‌اند، اما به همان اندازه شهرهای هنری ایتالیا دارای جذابیت می‌‌باشند.
شناخت ایتالیا با بازدید از شهرهای معروف و موزه‌ها و میادین آن کافی نیست، بلکه برای نیل به این مهم،باید دنیای رنگارنگ به اصطلاح ایتالیای کوچک را که غنی از زیبایی‌های طبیعی و هنری بی حساب و صدها مرکز شهری کوچک و متوسط که برخی از آنها پایتخت‌های باستانی با آثاری اصیل و بی نظیر می‌‌باشند، نیز در نوردید.
برای تکمیل این شناخت البته باید شراب‌ها و غذاهای ایتالیا را هم تجربه کرد. غنا و تنوع رسوم و لهجه‌ها در هر گوشه از کشور به آسانی قابل تشخیص می‌‌باشد. غذاهای ایتالیایی آینده این تنوع است. بخاطر همین تنوع منطقه‌ای می‌‌باشد که ایتالیا تبدیل به یکی از اصلی‌ترین قطبهای توریسم بین المللی شده است. از جمله دیگر عواملی که در پیشرفت صنعت توریسم در این کشور زیبا نقش داشته‌اند ‌می‌توان به نزدیکی ایتالیا به کشورهای صنعتی مرکز و شمال غرب اروپا، وجود وسایل ارتباطی سریع و اقتصادی با دیگر قاره‌ها و سطح عالی امکانات پذیرش توریست که کمتر کشوری از آن برخوردار می‌‌باشد،‌ اشاره نمود.
هر ساله بطور میانگین حدود بیست میلیون گردشگر خارجی از ایتالیا بازدید می‌‌کنند و این رقم طبیعتا علاوه بر میلیونها ایتالیایی می‌‌باشد که کشورشان را برای گذراندن تعطیلاتشان انتخاب می‌کنند و البته در این انتخاب، تکیه بر سی و پنج هزار واحد اقامتی موجود در کشور که دارای تقریباً دو میلیون تخت می‌‌باشند، دارند.
توریسم در عمل یکی از مهم‌ترین منابع اقتصادی ایتالیا به شمار می‌رود که حدود ۵/۵٪ از تولید داخلی کشور را به خود اختصاص داده است و این به معنای آنست که از نظر ارزش بالاتر از کل تولید بخش کشاورزی قرار دارد.
قوهٔ مقننه ایتالیا

مجلس نمایندگان ایتالیا: ۶۳۰ نفر
مجلس سنا ایتالیا: ۳۱۵ نفر



ارتش
  • نیروی زمینی: ۲۳۰٬۰۰۰ نفر
۱۲۲۰ دستگاه تانک
  • نیروی هوایی: ۷۶٬۰۰۰ نفر
۴۴۹ فروند هواپیمای جنگی
  • نیروی دریایی: ۴۸٬۰۰۰ نفر

۱ فروند ناو هواپیمابر، ۸ فروند زیردریایی، ۱ فروند ناو موشک انداز، ۳ فروند رزمناو، ۲۴ فروند ناوشکن

ایتالیا

منبع : سایت شرکت پرین

ايتاليا در مركز درياي مديترانه واقع شده است،‌دريايي كه تولد تمدنهاي بسياري را بخود ديده است. ايتاليا داراي تاريخي غني از تماسها و تبادلاتي می‌‌باشد كه بر مردم، اقتصاد و فرهنگش تاثير گذاشته است.

فنيقي ها ،‌يوناني ها ،‌كارتاژها ،‌اعراب و نورمن ها از جمله مللي می‌‌باشند كه در طول قرون با تاثير گذاشتن بر فرهنگ محلي ايتاليا، باعث گرديده‌اند تا ايتاليا بطور فوق العاده اي غني از آثار معماري و هنري می‌‌باشد.

بر اساس محاسبه اي كه يونسكو انجام داده، بيش از نيمي از ميراث فرهنگي جهان در كشور ايتاليا واقع شده است، كشوري كوچك كه مساحتش فقط 25/0 % از كل خشكي هاي جهان می‌باشد.

نشانه هاي باقيمانده از گذشته ،‌آثار هنري و تنوع فوق العاده طبيعت در شبه جزيره ايتاليا از جمله عوامل جذب توريست به كشورما می‌‌باشد كه امروزه يكي از توريستي ترين كشورهاي جهان محسوب می‌شود.

غناي ميراث هنري ايتاليا در هر حالتي غير قابل محاسبه می‌‌باشد. درخشش هنر با آثار غير قابل شمارش آن، شاهكارهاي استادان بزرگ، نسلهاست كه گردشگران خارجي را به سوي خود می‌‌خواند.

رم، فلورانس، ونيز و بسياري شهرهاي ديگر، از جمله مقصدهاي هنري هستند كه برنامه هر بازديد كننده اي از شبه جزيره ايتاليا را تشكيل می‌دهند. اما فراموش نكنيم كه در كنار اين شهرهاي بزرگ و معروف، ميراثهاي فرهنگي پنهاني هم در شهرهايي با تاريخ هزار ساله وجود دارند كه البته در مسير اصلي بازديدها قرار ندارندو عليرغم اينكه كمتر شناخته شده اند، اما به همان اندازه شهرهاي هنري ايتاليا داراي جذابيت می‌‌باشند.اما غناي هنري پراكنده در هر منطقه نبايد باعث شود كه هنرهاي مردمي موجود را بيانگر تنوع ايتاليا و سنن منطقه اي آن می‌‌باشد، در درجه دوم اهميت قرار دهيم.

براي شناخت ايتاليا با بازديد از شهرهاي معروف به همراه موزه ها و ميادين آن كافي نيست، بلكه براي نيل به اين مهم، بايد دنياي رنگارنگ به اصطلاح ايتالياي كوچك را كه غني از زيباييهاي طبيعي و هنري بي حساب و صدها مركز شهري كوچك و متوسط كه برخي از آنها پايتخت هاي باستاني با آثاري اصيل و بي نظير می‌‌باشند، نيز در نورديد.

و به علاوه براي تكميل اين شناخت البته بايد شرابها و غذاهاي ايتاليا را هم تجربه كرد. غنا و تنوع رسوم و لهجه ها در هر گوشه از كشور به آساني قابل تشخيص می‌‌باشد. و غذاهاي ايتاليايي آينده اين تنوع است. و بخاطر همين تنوع منطقه اي می‌‌باشدكه ايتاليا تبديل به يكي از اصلي ترين قطبهاي توريسم بين المللي شده است. از جمله ديگر عواملي كه در پيشرفت صنعت توريسم در اين كشور زيبا نقش داشته‌اند ،‌ميتوان به نزديكي ايتاليا به كشورهاي صنعتي مركز و شمال غرب اروپا، وجود وسايل ارتباطي سريع و اقتصادي با ديگر قاره ها و سطح عالي امكانات پذيرش توريست كه كمتر كشوري از آن برخوردار می‌‌باشد،‌اشاره نمود.

هر ساله بطور ميانگين حدود بيست ميليون گردشگر خارجي از ا يتاليا بازديد می‌‌كنند و اين رقم طبيعتا علاوه بر ميليونها ايتاليايي می‌‌باشد كه كشورشان را براي گذراندن تعطيلاتشان انتخاب ميكنندو البته در اين انتخاب، تكيه بر سي و پنج هزار واحد اقامتي موجود در كشور كه داراي تقريبا دو ميليون تخت می‌‌باشند، دارند.

توريسم در عمل يكي از مهمترين منابع اقتصادي ايتاليا به شمار ميرود كه حدود 5/5% از توليد داخلي كشور را به خود اختصاص داده است و اين به معناي آنست كه از نظر ارزش بالاتر از كل توليد بخش كشاورزي قرار دارد.

سخنان بزرگان

امام علي

سخنان امام علي 

زمان جستجو: 0.015 ثانيه

نمايش 1 - 20 گفتار از 754 گفتار يافت شده

آن كس كه در برابر حق عرض اندام نمايد، آينده‌اي جز نابودي ندارد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


انساني كه به شناخت خويشتن نايل نشده، در پست‌ترين تاريكي ناداني غوطه‌ور است.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


اصل ريشه‌اي كه بر تقوا روييده، هلاك نمي‌شود و زراعت قومي كه در زمين تقوا كاشته شده باشد، از تشنگي نخواهد خشكيد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


ظاهر قرآن زيبا و شگفت‌انگيز است و باطن آن عميق. شگفتي‌هاي قرآن فناناپذير است و معاني بي‌نظيرش را پاياني نيست و تاريكي‌ها بدون استمداد از آن مرتفع نخواهد شد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


آغاز و اساس دين، معرفت خداست و كمالِ معرفتِ او تصديقش، و غايت تصديق او توحيدش، و حدّ اعلاي توحيد او اخلاص به مقام كبريايي‌اش و نهايت اخلاص به او، نفي صفات از ذات اقدسش.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


آن كس كه خداوند سبحان را توصيف كند، همسان براي ذات بي‌همتايش سازد، و دويي در يگانگي‌اش درآورد و مقام والاي احديّت را تجزيه نمايد. پندار تجزيه در وحدتِ ذاتش نشان ناداني است كه خدا را قابل اشاره انگارد و با آن اشاره محدودش سازد و چون معدودها، به شمارشش درآورد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


سوگند به خدا! هيچ قومي در خانه‌ي خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر اين‌كه ذليل شد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


كسي كه اطاعت نمي‌شود، رأيي ندارد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


از زنان پليد بترسيد و از خوبان آنان برحذر باشيد. در كارهاي نيكو از زنان اطاعت مكنيد، تا در كارهاي زشت طمعي نورزند.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


زهد، كوتاه كردن آرزوست، و شكر هنگام برخورداري از نعمت‌ها، و پرهيزكاريِ شديد در زمان رويارويي با محرّمات.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


تحصيل علم و يقين به برخي از مطالب قرآني، مطابق پيماني كه از بندگان گرفته شده، لازم است و در برخي ديگر كه اسرار و رموز قرآني محسوب مي‌شوند، مردم را به تنگناي لزوم معرفتِ آن‌ها مجبور ننموده است.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


سيلِ انبوهِ فضيلت‌هاي انساني- الهي، از قلّه‌هاي روح من به سوي انسان‌ها سرازير مي‌شود.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


ارتفاعاتِ سر به ملكوت كشيده‌ي امتيازاتِ من، بلندتر از آن است كه پرندگان دورپرواز بتوانند هواي پريدن روي آن ارتفاعات را در سر بپرورانند.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


دمساز طبع درشت‌خو، چونان سوار بر شتر چموش است كه اگر افسارش را بكشد، بيني‌اش بريده شود و اگر رهايش كند، از اختيارش به‌در مي‌رود.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


دنياي شما نزد من، از اخلاط دماغ يك بُز ناچيزتر است!((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


شما اي مردم! به وسيله‌ي ما دودمان محمد (ص) از تاريكي‌هاي جهل و فساد رها شده، راه هدايت را در پيش گرفتيد و گام بر فراز اعتلا نهاديد. شب‌هاي تيره و تار جاهليّت را به وسيله‌ي تكاپوها و ارشادهاي ما پشت سر گذاشتيد، تا فروغ بامدادِ اسلام، بر عقول و دل‌هاي شما درخشيدن گرفت.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


ناشنوا باد، گوشي كه نصايح رسا و سازنده را درنيابد! كسي كه فرياد بلند، گوشش را كوبيده و كَر ساخته، چگونه از صداي ضعيف تأثر خواهد پذيرفت؟((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


من نگهبانيِ شما را در راه‌هاي حق كه در ميان جاده‌هاي ضلالت كشيده شده، به عهده گرفته‌ام.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


انديشه‌ي كسي كه از من تخلّف كند، از دريافت حق و حقيقت به دور افتاد.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


ما امروز راه حق و باطل را تفكيك نموديم و هر كسي راه خود را پي گرفت. كسي كه اطمينان به آب دارد، سوز عطش طاقت از دستش برنخواهد گرفت.((امام علي (ع))) خطاي اين گفته را گزارش دهيد




منبع : سایت مرجع سخنان بزرگان

آدرس

کتابخانه عمومی شماره ۲ بهشهر

 تلفن تماس :۰۱۵۲۵۲۷۱۳۱۳

فاکس : ۰۱۵۲۵۲۷۲۶۲۶

آدرس : بهشهر بلوار شهید هاشمی نژاد خیابان پیشوا

کدپستی : ۹۶۵۹۴-۴۸۵۱۶

گزارش هفته کتاب شهرستان بهشهرسال 1389

 

v    بازدید تعداد 5000 نفر داشن آموز از کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر.

 

v    عضویت 9000   نفر رایگان در کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر.

 

v    آذین بندی کلیه کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهرو داخل شهرو مکانهای مهم.

 

v    تقدیر و قدردانی از خیرین شهرستان بهشهر.

 

v    تشکیل ستاد هفته کتاب با همکاری اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان بهشهر.

 

v    بر پایی نمایشگاه کتاب در مصلحی نماز جمعه شهرستان بهشهر به مدت یک هفته.

 

v    نقد بررسی کتاب در محل نمایشگاه کتاب .

 

v    سوال و پرسش مذهبی در محل نمایشگاه.

 

v    ایستگاه نقاشی در محل نمایشگاه کتاب.

 

v    قصه خوانی در محل نمایشگاه کتاب.

 

v    مسابقات فرهنگی و هنر ی در نمایشگاه کتاب.

 

v    برپایی کارگاه آموزش کتابخانه دیجیتالی در محل کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر.

 

v    اهدای 200 نسخه کتاب از سوی مراجعین بابت هفته کتاب به کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر..

 

v    عضویت تعداد زیادی از کارکنان بخشهای دولتی و خصوصی شهرستان بهشهر.

 

v    پذیرایی از مراجعین محترم به کتابخانه عمومی و نمایشگاه کتاب..

 

v    تشکیل غرفه جداگانه در محل نمایشگاه به نام امور کتابخانه ها.

 

v    معرفی کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر و عملکرد کتابخانه های مذکور.

 

v    به مناسبت هفته کتاب مراحل اجرا تشکیل سومین کتابخانه مشارکتی شهرستان بهشهر .

 

v    تجلیل از کتابداران برترشهرستان بهشهر

 

v    تجلیل از کتابخوانان برتر شهرستان بهشهر.

 

v    سخنرانی جناب آقای مهندس واثقی مشاور مدیرکل محترم کتابخانه های عمومی استان مازندران.

 

v    بازدید مشاور محترم مدیرکل از ابتکار قهوه خانه سنتی در محل توریستی عباس آباد بهشهر بابت ایجاد کتابخانه .

 

عمومی در محل که برای اولین بار در ایران اجرا می گردد.

 

v    ایجاد وبلاگ کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر جهت رفاء مراجعین محترم.

 

v    برپای مسابقه همت مضاعف در کلیه کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر.

 

v    حضور کتابدار محترم سرکار خانم ام البنین تفضلی  بابت اهمیت کتاب و تشویق دانش آموزان به مطالعه و کتابخوانی در مدارس  شهرستان بهشهر.

 

v    بخشودگی مراجعین بابت دیر کرد کتاب

 

v    بازدید اعضاء کتابخانه های  عمومی شهرستان بهشهر از نمایشگاه کتاب .

 

v    میانگین بازدید در نمایشگاه  کتاب 14000 هزار نفر .

 

 

 پایان

 

 

عسل اکسیر و معجزه جوانی

عسل اکسیر و معجزه جوانی

Image
عسل یک محصول غذایی مفید و یک اکسیر پر ارزش است که از قرنها پیش به عنوان عالیترین و مقوی ترین غذاها شناخته شده و همچنین به واسطه ویژگی های شفابخش خود به عنوان دارو در دمان اکثر بیماریها در بین تمام ملل کاربرد داشته است .

ماده اصلی آن شهد گلها و گیاهان مطر و شفابخش است که توسط زنبور داران عسل پس از مکیدن ، تغلیظ و تغییر شکل دادن ساخته شده و به عنوان یک غذای خوشمزه و کامل در دسترس انسان قرار می گیرد .

عسل یکی از هدیه های ارزنده و پرارزش طبیعت می باشد که در قرآن کریم از آن به عنوان فیه شفا للناس ( شفای مردم در آن است ) یاد می کند و پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ائمه معصومین علیه‌السلام نیز در زمان حیات خویش بنا به روایات و احادیث متعدد ازآن استفاده می نمودند و خواص شفا بخش آن را در درمان انواع بیماریها یاد آور شده اند . اگر چه در زمان آنها علمی به نام تغذیه وجود نداشته ولی با بینایی کامل خواص غذاها و داروها از جمله عسل را بیان نموده و مردم را ذر این زمینه آگاه کرده اند .

 سخنان آنها در رابطه با تحقیقات امروزی نشان می دهد که تطابق کامل بین آنها موجود بوده و تضادی بین آنها نیست . روی همین اصل است که عقیده داریم پیشوایان مذهبی ما عالم به همه علوم وآگاه از تمام فنون و رموز بوده اند . آنچه که مسلم است اهمیت عسل در طب قدیم به مراتب بیشتر از حال حاضر بوده است .

ابوعلی سینا فیلسوف و بزرگترین شخصیت پزشکی ایرانی ، یکهزار سال پیش در کتاب قانون پزشکی خود نسخه های زیادی بر پایه عسل و موم تجویز می کرده و هم چنین بقراط حکیم پدر پزشکی و بنیانگذار طب یونانی حدود 2500 سال پیش در مورد اهمیت عسل چنین فرموده است : هر داروئی نیز از مواد غذایی درست می شود ، و متقابلا هر غذایی نیز جانشین دارو می گردد . عسل به این هر دو شرط جوابگوست . او به مقدار زیادی از عسل استفاده می کرده و در درمان اکثر بیماری ها از جمله زخم ها عسل تجویز می نموده است .


در اکثر کشورهای جهان از جمله شوروی سابق که بزرگترین کشور تولید کننده عسل در دنیاست ، تاکنون تحقیقات زیادی روی فرآورده های زنبور عسل از جمله عسل ژله رویال ، گرده ، موم ، بره موم و زهر زنبور عسل صورت گرفته و خواص پزشکی آنان بوسیله پژوهشهای علمی و نتایج بالینی مورد تایید بسیاری از محققین و پژوهشگران قرار گرفته است .
ولی متاسفانه در کشور ما که عسل تولیدی آن منحصر به فرد و در نوع خود بی نظیر است نه تنها به جنبه دارویی آن توجه نشده است بلکه از نظر مصرف غذایی هم مورد کم لطفی قرار گرفته است و این نعمت خدادادی و هدیه آسمانی که به راحتی می توان آن را تولید و در اختیار همگان قرار داد هنوز ارزش واقعی خود را بین سایر مواد غذایی بدست نیاورده و موجب عدم توجه بیشتر مردم به آن گردیده است.


به طوریکه هنوز هم مربا ها و قندهای مصنوعی را به این غذای بهشتی و اکسیر حیات که از هر نظر برتری ممتاز و چشمگیری نسبت به همه مواد غذایی و خوراکی داشته و دارد رجحان می دهد که علل اصلی آن عدم شناخت از مزایا و ارزش های واقعی عسل می باشد .
اگر ما به عنوان یک درس علمی و طبی به شناخت انواع عسل و میزان قابلیت ها و مواد موجود در آن بپردازیم ، تولید عسل را در سطح کشور پرورش دهیم ، با عسل تقلبی مبارزه کنیم و موارد منع مصرف آن را پیدا نماییم ، آیا به طب ساده ، به اقتصاد کشور و به تعمیق تعالیم اسلامی کمک نکرده ایم ؟


خوشبختانه تحقیق در این مورد هم جالب و هم کم هزینه است . نیازی هم به کمک های خارجی نداشته و یا کمتر دارد . امید است متخصصین امور پزشکی ، داروسازان و محققین کشورمان هم در کنار کاوشها و تحقیقات خود خواص طبی عسل را مد نظر قرار داده تا عسل بتواند جایگاه واقعی خود را در بین سایر محصولات غذایی پیدا کند . 

 

منبع :پرتال عسل ایران

 

نیش زنبور عسل

نیش زنبور عسل قدرت درمان فراوان دارد

یونانیان در قدیم از عسل و موم برای تهیه انواع غذاها استفاده می کردند. بعدها، نیش زنبور برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شد. بقراط و کنفوسیوس (فیلسوف چینی) از این روش برای درمان بیماران استفاده می کردند. Image
به خاطر آگاه شدن مردم از اثرات بد داروها، مردم رو به درمان های طبیعی آوردند.
مطب های زیادی برای درمان با نیش زنبور در چین گشایش یافت و به سرعت این روش درمانی دراروپا و آمریکای شمالی رایج شد.
زنبور درمانی یکی از انواع آپی تراپی می باشد که در این نوع، تولیدات زنبور برای درمان به کار می رود. در این نوع درمان از گرده افشانی توسط زنبور، موم، عسل خالص و غذای مورد مصرف توسط نوزادهای زنبورها استفاده می شود.

به طور خلاصه، زنبوردرمانی به عنوان جاشینی برای مداوای بیماران به کار می رود و بیمارانی که با داروهای شیمیایی درمان نمی شوند، رو به زنبور درمانی می آورند.

درمان بیماری ها با نیش زنبور

نیش زنبور به بهبود و درمان این مشکلات و بیماری ها کمک می کند:

1- بیماری های خود ایمنی 2- بیماری های عصبی  3- ام اس (MS)  

4- پینه و سختی پوست  5- آماس و ورم پستان  6- گرفتگی عضلات
Image

7- زونا  8- نقرس  9- آسیب به آرنج  10- آسیب به زردپی

11- کمردرد  12- دردهای مزمن  13- اختلال اعصاب

14- کاهش کلسترول خون  15- روماتیسم و درد مفاصل

16- آرتریت یا ورم و التهاب مفاصل  17- افسردگی

18- بیماری های پوستی  19- دردهای قاعدگی

20- واریس یا بزرگ شدن رگ در پاها

21- سندرم خستگی مزمن

22- ناتوانی های جنسی



خصوصیات نیش زنبور

نیش زنبور دارای ترکیبات مختلفی از قبیل: آنزیم ها، پروتئین ها و اسیدهای آمینه می باشد.Image
این ماده بدون رنگ و دارای مزه شیرین و کمی تلخ می باشد. قابل حل در آب می باشد. اگر با هوا برخورد کند، تبدیل به کریستال سفید متمایل به خاکستری می شود.نیش زنبور دارای موادی می باشد که به سیستم اعصاب، قلب و غده فوق کلیه کمک می کند.


چگونگی روش زنبور درمانی

ابتدا قبل از شروع درمان ، باید میزان حساسیت بیمار را نسبت به نیش زنبور مورد بررسی قرار داد. این کار با استفاده از تزریق مقدار کمی نیش زنبور و توسط 1 تا 2 عدد زنبور انجام می شود.
زنبور درمانی به این صورت است که زنبور را با استفاده از موچین یا انبرک در سطح مورد نظر از بدن قرار می دهند تا آنجا را نیش بزند. برخی افراد به جای استفاده از خود زنبور زنده، تزریق نیش زنبور را در زیر پوست ترجیح می دهند.
نیش زنبور بعد از 15 دقیقه رها می شود و بعد آن را با استفاده از موچین برمی دارند. بین 20 تا 40 نیش باید در هر جلسه زده شود و بیمار باید 3 بار در هفته به مرکز زنبور درمانی مراجعه کند.
درمان با نیش زنبور برای بیماران MS اثرات فوق العاده ای داشته است، از آن جمله افزایش استقامت، کاهش خستگی و همینطور کاهش تشنج و انقباض عضلات.

احتیاط کنید:

اگر شما دیابت، سیفلیس، سل یا آلرژی شدید دارید، از این نوع درمان استفاده نکنید.

بیماران بعد از زنبور درمانی چه احساسی دارند؟

آستانه ی تحمل درد ناشی از نیش زنبور در افراد مختلف، متفاوت است. معمولا بعد از چند ساعت، درد فروکش می کند. اما در برخی افراد نیز ممکن است یک هفته طول بکشد تا درد متوقف شود.

برخی اوقات گذاشتن یخ روی محل نیش زنبور موجب آرام شدن درد ناشی از آن می شود.

چگونه می توان فهمید که شخصی نسبت به نیش زنبور آلرژی دارد یا نه؟

در افراد دارای آلرژی به نیش زنبور، علائم زیر دیده می شود:

درد، حالت تهوع و استفراغ، اسهال و سرگیجه، سخت نفس کشیدن و صدای خرخر، کاهش ناگهانی فشار خون و شوک.

آیا احتمال خطر در این درمان وجود دارد؟

بیشتر مردم بعد از نیش زدن زنبور، درد و قرمزی محل نیش را تجربه می کنند. دیده شده است که حدود 20 درصد از افراد بعد از درمان دچار خارش، کهیر، خستگی و عصبانیت می شوند.

در اینجا توجه شما را به برخی از علائم و نشانه های بعد از درمان جلب می کنم. لازم به ذکر است که این علائم بسیار نادر و در حدود 8/0 درصد می باشند.

1- مرگ

تعداد کمی از افراد به علت نیش زدن زنبور می میرند. تحقیقات نشان داده است که این تعداد به کمتر از 100 نفر در سال می رسد. مرگ به سبب وجود آلرژی شدید و یا شوک قلبی رخ می دهد.

2- آسیب به اعصاب بینایی

این علامت در افرادی بروز می کند که نیش زنبور در اطراف چشم و ابروی آنها وارد شده باشد.

3- آنسفالومیلیت یا التهاب مغز و نخاع

اگر نیش زنبور وارد سیستم عصبی شود، این عارضه به وجود می آید.

اگر به طور ناگهانی زنبور شما را نیش زد ، چه باید کنید؟

- هر چه زودتر به اورژانس بروید.

- با دقت نیش زنبور را در بیاورید. حدود 2 تا 3 دقیقه طول می کشد تا تمام نیش وارد بدن شود، لذا بیرون آوردن نیش بسیار مهم است.

- برای کاهش تورم در محل نیش، یخ بگذارید.

- محل نیش را با آب تمیز و صابون بشویید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع :پرتال عسل

عسل

خواص دارویی عسل


از گذشته تا کنون از عسل  در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شده است. مهمترین خاصیت عسل ، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد ، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود. زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است . در گذشته از این خاصیت عسل  برای از بین بردن پینه های دست و پا سود می جستند.

عسل حاوی آنتی اکسیدان است، از این رو مصرف آن برای سلامت قلب و عروق مفید است. عسل به سلامت پوست کمک می کند و ضد پیری است.

در قدیم هر دارویی را با عسل  مخلوط می کردند، زیرا خاصیت بهبود بخشی داروها را چند برابر می کرده و امروزه هم از عسل در بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند.

• از عسل در فرآورده های ضد سرفه  بطور مستقیم و غیرمستقیم استفاده می شود . مزه مزه و غرغره شربت عسل برای برطرف کردن زخم های دهان و ورم گلو  بسیار سودمند است. عسل ضد آسم است.

• عسل با اینکه بسیار شیرین است، برای دندان ها  و لثه مضر نیست، بلکه لثه ها را سالم می سازد و دندان ها را سفید می کند.

• دستگاه گوارش را پاک می سازد و ضد اسهال است. در تحقیقات ثابت شده اثر بسیار مفیدی برعفونت های معده با هلیکو باکتر پیلوری دارد. از این رو ضد زخم معده  و دستگاه گوارش است.

• عسل در درمان آب مروارید ( کاتاراکت ) مفید است.

• عسل بادشکن است و برای معالجه قولنج روده تجویز می شود و در مسمومیت های غذایی، دستگاه گوارش را پاک می سازد.

• دوست کبد و پادزهر است، پس در بیماری های کبدی مصرف آن مفید است .سکنجبینی که با عسل تهیه می شود، صفرابری اعلاست.

• سنگ های کلیه  و مثانه را از بین می برد. برای این منظور عسل را با کندر باید مصرف کرد.

• عسل خواب آور است و به مبتلایان به بیماری کم خوابی  توصیه می شود که قبل از خواب چند قاشق مرباخوری عسل میل کنند.

• برای رفع کم اشتهایی  مفید است و کلاً جریان خون را در بدن بهبود می بخشد. از این رو به رشد عضلات کمک می کند، پس برای بچه های کم اشتها  و افراد ورزشکار  بسیار مفید است.

• عسل گرفتگی مویرگ ها را باز می کند و برای عروق بسیار مفید است. پس سالمندان  اگر هر روز شربت عسل و لیموی  تازه بنوشند، عمر طولانی تری خواهند داشت.

• حتی موم عسل نیز خواص زیادی دارد و ماسک آن برای صورت، چین و چروک و فرورفتگی های پوست را می پوشاند و پوست را لطیف می کند.

بررسی مقالات سال های 1984 تا 2001 نشان می دهد حداقل 25 تحقیق راجع به اثرات ضد زخم عسل انجام شده که نتایج آنها مثبت بوده است. عسل به عنوان التیام دهنده زخم و نگهدارنده پوست مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین 40 مورد دیگر نشان داده ، عسل دارای اثرات ضد خونریزی با موفقیت 88 درصد بوده که این عمل به همراه اثرات ضد میکروب نیز بوده است.

خاصیت ضد میکروبی در عسل با PH حدود 2/3 تا 5 به هیدروژن پراکسید(H2O2) مرتبط بوده که از تغییرات آنزیمی گلوکز به گلوکونیک اسید حاصل می شود. به هرحال اثرضد میکروبی عسل پس از گرم شدن یا در معرض آفتاب قرار گرفتن کاهش می یابد.

عسل های تولیدشده از جنگل و کوه های اروپایی مرکزی بیشتر از درختان کاج(PINUSSPP) و عسل های حاصل از MANUKA در نیوزلند از گیاه LEPTESPERMUM SCOPARIUM دارای خاصیت بسیار قوی ضد میکروبی است و بروی برخی میکروب ها از جمله استافیوکوک اورئوس و اپیدرمیس و استرپتوکوکوس پیوژنز و آنتروباکتریاسه اثرات خوبی دارد. عسلی که در نیوزیلند و استرالیا از گیاه مذکور حاصل می شود در جهان منحصر به فرد بوده و به آن عسل UNIQUE MANUKA FACTOR)) می گویند.

سم شناسی : عسل ماده ای کاملاً خوراکی است ، ولی در موارد استثنایی ممکن است به اسپورعامل بوتولیسم آلوده باشد که ایجاد سم کرده و مسمومیت زاست ، به همین دلیل مصرف آن برای کودکان زیر یک سال ممنوع است. همچنین بعضی افرد ممکن است نسبت به دانه های گرده موجود درعسل حساسیت داشته باشند.

ممکن است بعضی از زنبورها به گل خرزهره و چند گل سمی دیگر عادت کنند و محصول سمی تهیه نمایند که البته این کار به ندرت اتفاق می افتد.

به هر حال از مصرف این ماده بسیار مفید غافل نشوید و از فواید زیاد آن سود بجویید.

منابع :

- زبان خوراکی ها

- ماهنامه دنیای تغذیه

- ماهنامه سلامتی و تغذیه

موسوی – کارشناس تغذیه تبیان

ورزشی

بهداد سليمي طلاي بازيهاي آسيايي 2010 گوانگجو را كسب كرد

تهران IranSport.Net - قويترين مرد جهان موفق شد در پايان رقابتهاي دسته فوق سنگين وزنه برداري بازيهاي آسيايي 2010 گوانگجو، هشتمين طلاي كاروان ورزشي ايران را كسب كند. بهداد سليمي در حركت يكضرب رقابتهاي دسته فوق سنگين وزنه برداري بازيهاي آسيايي موفق به مهار وزنه 205 كيلوگرم شد و در حركت دوضرب نيز وزنه 235 كيلوگرم را بالاي سر برد تا با مجموع 440 كيلوگرم به عنوان قهرمان بازيهاي آسيايي معرفي شود. بدين ترتيب هشتمين طلاي كاروان ورزشي ايران نيز توسط بهداد سليمي در دسته 105+ كيلوگرم بدست آمد.
سجاد انوشيرواني ديگر ملي پوش دسته فوق سنگين وزنه برداري كشورمان نيز در حركت يكضرب موفق به ثبت ركورد 195 كيلوگرم شد و در حركت دو ضرب هم وزنه 232 كيلوگرم را بالاي سر برد تا با مجموع 427 كيلوگرم صاحب مدال برنز بازيهاي آسيايي 2010 گوانگجو شود.

منبع : سایت شبکه ورزشی

ورزشی

ادامه مطبوعات...

جدول
ليگ برتر فوتبال ايران 89-90 هفته شانزدهم
رديف تیم ها بازي برد مساوي باخت زده خورده +/- امتياز
1 ذوب آهن اصفهان 16 09 05 02 2313 10 32
2 استقلال تهران 16 08 06 02 25 18 07 30
3 مس کرمان 16 07 06 03 25 17 08 27
4 پرسپوليس 16 08 03 05 23 19 04 27
5 سپاهان 14 07 05 02 24 12 12 26
6 نفت آبادان 15 08 01 06 21 16 05 25
7 تراکتورسازي 16 05 07 04 17 13 04 22
8 راه آهن 16 06 03 07 18 20 02- 21
9 ملوان 16 05 06 05 16 20 04- 21
10 فولاد خوزستان 16 04 08 04 24 17 07 20
11 صبای قم 15 04 06 05 18 18 00 18
12 پاس همدان 16 04 06 06 14 19 05- 18
13 نفت تهران 16 03 08 05 13 18 05- 17
14 سايپا 16 04 04 08 24 27 03- 16
15 شهرداری تبریز 16 03 07 06 25 31 06- 16
16 شاهين 16 03 06 07 15 18 03- 15
17پيکان 16 04 02 10 17 30 13- 14
18 استيل آذين 16 03 05 08 13 29 16- 14
جدول گلزنان لیگ برتر فوتبال
11 گل
ادينهو(مس)
10 گل
رضا نوروزى (فولاد)
9 گل
كريم انصارى فرد(سايپا)
8 گل
ميلاد ميداودى(استقلال)، سعيد دقيقى (شهردارى تبريز)
7 گل
مهرداد اولادى(ملوان)، محسن بياتى نيا (صباى قم)
6 گل
محمد نورى(پرسپوليس)، عباس محمدرضايى(سايپا)، فرهاد مجيدى(استقلال)، سيدمحمد حسينى( ذوب آهن)، محمد غلامى(استيل آذين)، روح الله عرب(صنعت نفت)
5 گل
غلامرضا رضايى(پرسپوليس)، فرهاد خيرخواه(پاس)، آرش افشين(فولاد)، احمد حسن زاده(مس)
منبع : شبکه ورزشی

کاهش جرم

راهکارهای کاهش جرم در جامعه

راهکارهای کاهش جرم در جامعه
اجتماع > آسیب‌ها  - محبوبه ذالیانی:
وقتی صحبت از وقوع جرم به میان می‌آید بلافاصله دستگیری افراد و مجازات آنان، آن هم از نوع تشدید شده، در اذهان عموم شکل می‌گیرد.

این در حالی است که جامعه‌شناسان معتقدند مجازات مجرم مسئله‌ای است که باید در آخرین مرحله به آن پرداخته شود و باید قبل از آن با نگاهی دوراندیشانه به شرایط جامعه، اقداماتی انجام داد که مانع از ارتکاب جرم شود. پذیرش اصل برتری پیشگیری بر درمان، نه‌تنها در مورد مباحث پزشکی که در زندگی اجتماعی ما نیز کاربرد بسیار دارد. بر پایه این اصل و با گزینش شیوه‌های کارآمد و همچنین با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از عناصر محیطی، اجتماعی و فنی می‌توان انگیزه افراد برای ارتکاب بزه و به‌دنبال آن میزان جرم در میان آنان را کاهش داد. پیشگیری اجتماعی از جمله مهم‌ترین مباحث اجتماعی است که در جامعه ما کمتر به آن پرداخته شده است.

هدف پیشگیری اجتماعی از بین بردن آن دسته از عوامل خطر جرم است که افراد را مستعد بزهکاری یا بزه‌دیدگی می‌کند اما در عمل هیچ‌گاه نمی‌توان به حالتی رسید که تمام اقدامات پیشگیری اجتماعی به نتیجه برسد تا دیگر هیچ بزهکار یا بزه‌دیده جدیدی به سطح جامعه اضافه نشود.

این در حالی است که روی همه بزهکاران موجود هم نمی‌توان 100 درصد اقدامات اصلاحی انجام داد؛ بنابراین از نظر منطقی چاره‌ای نداریم جز اینکه بپذیریم که پیشگیری اجتماعی به صرف استفاده از روش‌های روانشناسی به تنهایی ناقص است و باید دولت‌ها نیز در این امر دخالت کنند. یکی از اصول کلیدی پیشگیری از جرم، استفاده از راهبردهایی است که بر مبنای ایجاد همکاری و مشارکت بین مؤسسات دولتی و وزارتخانه‌ها، سازمان‌های عمومی و غیردولتی، بخش بازرگانی و جامعه مدنی صورت می‌گیرد.

اصغر مهاجری، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس در این رابطه می‌گوید: «در ادبیات جامعه‌شناسی پرداختن به مسائل اجتماعی و پرداختن به حوزه انحرافات اجتماعی و به‌دنبال آن پیشگیری اجتماعی، نیازمند یک نگاه جامع است و اگر از یک بعد به آنها پرداخته شود، احتمالا تحلیل نادرستی به دست می‌آید و برنامه‌ریزی در این خصوص ناموفق خواهد شد.

در جامعه ما متأسفانه پدیده‌های اجتماعی یک بعدی هستند؛ به این معنی که هر کسی از پنجره خود به این ماجرا نگاه می‌کند و آن را به شکل جزیره‌های جدا از هم یا به‌اصطلاح جزیره به جزیره می‌بیند.»

مهاجری ادامه داد: «نوع نگاهی که به پیشگیری اجتماعی وجود دارد روانشناختی یا معلول این موضوع است و تنها سازمان‌های مسئول نیز نیروی انتظامی و بهزیستی هستند. درصورتی که پیشگیری دارای زمینه‌ها، بسترها و زیرساخت‌هایی است که مسئولیت آن به‌عهده همه ما به‌خصوص دولت است. اگر دولت نسبت به سازمان‌های خودش متعهد نباشد چنین ناهنجاری‌هایی ایجاد می‌شود. وقتی عرضه و تقاضای کار به هم می‌خورد، ورودی دانشگاه و به‌دنبال آن میزان افراد تحصیل‌کرده بدون هیچ تناسبی افزایش می‌یابد، وقتی والدین به‌عنوان آموزش‌دهندگان، آموزش ندیده و نمی‌توانند آموزش بدهند و عوامل بیشمار دیگری از این دست باعث می‌شود با چنین ناهنجاری‌هایی روبه‌رو شویم. در این میان یکی از مهم‌ترین راهکارها این است که بی‌اعتمادی بین سازمان‌ها از میان برداشته شود.»

مهاجری در ادامه توضیح می‌دهد: «گاهی پروژه‌های مختلفی که در دست گرفته می‌شود از آموزشی گرفته تا عمرانی، ناخواسته ناهنجاری‌هایی را در پی دارد درصورتی که اگر پیوست اجتماعی داشته باشد کارشناسان می‌توانند مجموع نتایج آشکار و پنهان آن پروژه‌ها یا مجموعه بزهکاری‌ها و ناهنجاری‌هایی را که ممکن است به‌دنبال داشته باشد، پیش‌بینی کنند.»
مهاجری در پایان می‌گوید: «متأسفانه در کشور ما پیوست اجتماعی پروژه‌ها صفر است. البته مدتی است که شهرداری تهران چنین کارهایی را شروع کرده که امیدواریم ابتر نماند.»

راه و چاه پیشگیری

از آنجا که برای وقوع جرم شرایط متعددی نیاز است، شیوه‌های پیشگیری نیز متناسب با آن عوامل خواهد بود. تا زمانی که فردی مستعد ارتکاب جرم نباشد و همچنین شرایط و اوضاع و احوال محیطی برای جرم فراهم نباشد، جرم رخ نمی‌دهد.
دکتر سامرند سلیمی، روانپزشک و خانواده درمانگر، درباره نحوه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: «مهم‌ترین ابزار کنترل اجتماعی، خانواده است. خانواده به‌عنوان نخستین جامعه‌ای که شخصیت فرد در آن شکل می‌گیرد تأثیر بسزایی برای گرایش یا عدم‌آن به سمت ناهنجاری‌ها و ارتکاب جرم دارد.

پیشگیری از اوان کودکی یا پیشگیری رشدمدار، پیشگیری از طریق رویکرد توسعه اجتماعی، پیشگیری از طریق تمرکز بر نهادهایی مانند مدرسه یا مشاغل به جای تمرکز بر افراد و پیشگیری از طریق انحراف مسیر بزهکاری گروه‌های در معرض خطر، راه‌هایی هستند که در تحقق این هدف مؤثر خواهند بود.»

سلیمی درباره روش‌های دیگر پیشگیری ادامه می‌دهد: «حمایت از بزه‌دیدگان و ارائه خدمات به مجرمان پس از اینکه مجرم محکومیت خود را گذراند، مهم‌ترین اصلی است که طی مسیر پیشگیری باید به آن توجه شود. تحقیقات نشان داده کسانی که یک‌بار در معرض بزه‌دیدگی قرار می‌گیرند درصورتی که به دادخواهی آنها رسیدگی نشود، درصدد انتقام‌جویی برآمده و رفتارهای بزهکارانه‌ای بروز می‌دهند. بنابراین نیاز این افراد به توجه و پشتیبانی بیش از سایر اقشار است، چرا که صدمات ناشی از جرم باعث خواهد شد تا بزه‌دیدگان امروز به بزهکاران فردا بدل شوند. در این میان پرکردن خلأهای فردی و اصلاح نارسایی‌هایی که در افراد وجود دارد و آنها را مستعد بزهکار یا بزه‌دیده‌شدن می‌کند، در حوزه پیشگیری‌های فردمدار قرار می‌گیرند.»

دکتر سلیمی اضافه می‌کند: «تمامی برنامه‌های پیشگیری تنها در شرایطی قابل اجراست که متناسب با شرایط منطقه‌ای برنامه‌ریزی شود، چرا که علل جرم در هر منطقه متفاوت است. از همین رو باید با در نظر گرفتن شرایط هر منطقه و جرائم ارتکابی در آن ناحیه، به برنامه‌ریزی متناسب با شرایط آن منطقه دست زد.»

کسب‌وکار شیطان در ذهن بیکار

استفاده از سیستم عدالت کیفری و ارگانی مثل نیروی انتظامی و به‌دنبال آن دادگاه، زندان و... برای بازداشتن مردم از ارتکاب جرم یا خارج ساختن آنان از چرخه جرم به‌نحوی که جرائم بعدی را مرتکب نشوند، یکی از راهکارهایی است که در مکانیسم پیشگیری اجتماعی قرار می‌گیرد.

دکتر صالح نیکبخت، حقوق‌دان درباره سازمان‌های مجری پیشگیری اجتماعی می‌گوید: «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 156 یکی از وظایف ذاتی قوه قضاییه را پیشگیری از وقوع جرائم معرفی کرده است. اگر چه قوه قضاییه به تنهایی نمی‌تواند از عهده این مهم برآید ولی باید همه اقدامات برای جلوگیری از وقوع جرم و آن قسمت از ناهنجاری‌های اجتماعی که بزهکاری نامیده می‌شود به رهبری این قوه صورت گیرد. متأسفانه در طول 30 سال گذشته قوه قضائیه به این وظیفه ذاتی خود کمتر توجه کرده و بیشتر بر موضوع دیگری که جنبه ثانوی دارد یعنی مجازات مجرم تکیه کرده است، در حالی‌که اگر به مبارزه با بزهکاری و پیشگیری از وقوع جرم پرداخته شود عملا میزان جرم و جنایت در جامعه کاهش یافته و امنیت اجتماعی شهروندان تأمین خواهد شد.»

نیکبخت درباره ارتباط بیکاری و بزهکاری می‌گوید: «مبارزه با وقوع جرم تنها با دستور و تهدید یا تشدید مجازات بزهکاران صورت نخواهد گرفت بلکه مبارزه با وقوع ناهنجاری‌هایی که جرم است، نیازمند یک برنامه‌ریزی کامل به‌ویژه در بستر اقتصادی است زیرا بستر اقتصادی وقوع جرم مسئله مهمی است که کمتر به آن توجه شده در حالی‌که به بیشترین توجه نیاز دارد. به‌عنوان مثال، در میان مردم و بلکه در فرهنگ دینی ما گفته می‌شود ذهن آدم بیکار دکان شیطان است. بنابراین آدم بیکار هم به جهت مشکلاتی که بیکاری برای فرد فراهم می‌آورد و او را وادار به اقداماتی مجرمانه می‌کند و هم به‌علت وسوسه‌هایی که افراد همدرد (بیکار) برای او ایجاد می‌کنند، زمینه‌های ارتکاب بزه را در جامعه فراهم می‌آورد و این ریشه اکثر جرائم ارتکابی در جامعه است.
واضح است که رفع مشکل بیکاری و مبارزه با وقوع جرم توسط قوه قضاییه انجام نمی‌شود و این کاری است که وظیفه ذاتی دولت‌ها و به معنای خاص آن قوه مجریه است.»

نیکبخت درباره دیگر نهادهای مبارزه با وقوع جرم اضافه می‌کند: «از دیگر موارد مبارزه با وقوع جرم، شناسایی و مطالعه روی مراکز وقوع بزه است که شناسایی اینگونه مراکز و نظارت دائمی و کنترل آن از وظایف قوه قضاییه به‌طور مستقیم نیست بلکه این کار باید توسط نهادهای انتظامی مانند پلیس و... صورت گیرد که بدیهی است منحصر به دستگیری این افراد و پراکنده کردن آنان نیست بلکه باید با رهبری قوه قضاییه و شناسایی راهکارهای لازم به نظارت و کنترل اینگونه بسترها توجه شود.»

نیکبخت درباره تأثیر پیشگیری خاطر نشان می‌کند: «در قوانین ایران پیشگیری بر مجازات مقدم دانسته شده است بنابراین اگر ما به وظایف تأمینی و تربیتی پیش‌بینی شده در قوانین ایران توجه کنیم هم تعداد پرونده‌های کیفری در محاکم و دادسراها کاهش می‌یابد و هم جمعیت کیفری زندان‌های کشور در این حد که الان وجود دارد، نخواهد بود. این در حالی است که بی‌توجهی به اقدامات تأمینی، تربیتی، دستگیری و مجازات افراد باعث می‌شود هدف تعیین شده که تنبیه شدن مجرم و دور شدن او از بزه است به‌دلیل جمعیت فراوان زندان‌ها محقق نشود. جمعیت زندان‌های کشور آن قدر زیاد است که نه خدمات زندان متناسب با این جمعیت است و نه درون زندان به مدرسه‌ای برای اصلاح و تربیت تبدیل می‌شود بلکه همان‌طور که در صفحه حوادث روزنامه‌ها می‌خوانیم، بسیاری از مجرمان و باندهای سازمان‌یافته در محیط زندان تشکیل می‌شود و بزهکاران ساده و منفرد دیروز بعد از رفتن به زندان و آزادی، به گروه بزهکاران پیچیده و سازمان یافته تبدیل می‌شوند.»

منابع : همهشری

اعتیاد

مفاهیم: اعتیاد چیست؟

اجتماع > آسیب‌ها  - همشهری آنلاین - علی کدخدازاده:
از اعتیاد به عنوان یکی از بزرگترین معضلات دنیای معاصر نام می‌برند

اعتیاد به مواد مخدر از چنان ابعاد وسیع آسیبی برخوردار است که بی اغراق می‌توان از آن به عنوان هیولای بزرگ زندگی بشری نام برد.

متلاشی شدن شخصیت فردی، نابودی نهاد خانواده، افزایش انواع دیگر آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، کاهش بازدهی کاری و شغلی، افزودن بر افراد بی‌کار و سربار جامعه، اشغال تخت‌های بیمارستانی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و دهها عارضه دیگر همگی وابستگی تام به میزان معتادان یک جامعه دارد.

در تعریف اعتیاد می‌توان گفت: تمایل شدید جسمانی و روانی فرد به ادامه مصرف یک ماده که باعث تغییر در شرایط عادی وضعیت جسمانی، روانی و اجتماعی او می‌شود، اعتیاد نام دارد.

با این تعریف، به  کسی که  وابستگی جسمی و روانی  به مواد مخدر دارد و ناگزیر است مصرف مشخصی از آن را به طور مستمر ادامه دهد، معتاد گویند.

پدیده اعتیاد به مواد مخدر و توجه به آن به عنوان یک معضل اجتماعی تقریباً پدیده نوظهوری است که از عمر آن شاید بیش از صد و پنجاه سال نمی گذرد. البته مصرف مواد مخدر و حتی عادت و نیز استعمال تفننی بدان، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبه های متفاوت زندگی اجتماعی انسان‌ها، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

یک فرد سالم برای اینکه به یک معتاد تبدیل شود باید فرایندی سه مرحله‌ای را بگذراند.

مرحله اول - آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا می‌شود.

 مرحله دوم - میل به مواد: در این مرحله، بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می‌کند و بعد از مدت‌ها استفاده نامرتب از موادمخدر، شخص دچار شک و تردید شده، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می‌زند.

مرحله سوم - اعتیاد: در این مرحله فرد دیگر نمی‌تواند دوری از مواد مخدر را تحمل کند. در این مرحله عدم دسترسی به مواد مخدر منجر به اختلالات شدید فیزیکی و روانی در فرد می‌شود و او به وابستگی تام دچار می‌شود.

 نشانه‌های اعتیاد:

فرد معتاد شاید در وحله اول نپذیرد که معتاد شده اما وابستگی اجتناب ناپذیر وی به مواد مخدر سرانجام واقعیت را بر او آشکار خواهد کرد.
از سوی دیگر علاوه بر وابستگی ناگزیر به مواد مخدر چنین فردی دارای ویژگی‌های دیگری نیز هست. چند ویژگی متداول معتادان عبارت است از: یبوست، کاهش فشار خون، کوچک شدن مردمک‌های چشم، تهوع، نامفهوم شدن تکلم و ادای کلمات، عکس‌العمل‌های کند، خارش پوست، احساس تنگی نفس و کند شدن تنفس، کاهش حافظه، زرد شدن رنگ پوست، گودی زیر چشم. در عین حال سوختگی روی لباس، عدم تحمل برای استقرار در یک جمع و مکان به مدت طولانی از جمله نشانه‌هایی است که اگر فردی واجد آن بود باید احتمال آلودگی وی به مواد مخدر را داد.

منابع ک روزنامه همشهری

عکس برج میلاد

عکس برج میلاد

تهران

عکس ( تهران )

کتابخانه ایتالیا

كتابخانه هاي معروف ايتاليا عبارتند از : كتابخانه « آمبروز يانو» در ميلان ( تاسيس 1906 ) كه از نظر قدمت دومين كتابخانه عمومي در دنيا است . اين كتابخانه داراي 24 سالن ، 1200 تابلوي نقاشي با ارزش قديمي ، 400000 جلد كتاب ، 1000 سند قديمي ، 2100 جلد كتاب از اولين كتابهاي چاپي قرن 14 ، 10000 جلد كتاب متعلق به قرن 15 و 15000 جلد كتاب خطي ، 6000 فقره نامه و مدرك قديمي

-     كتابخانه ملي « مارچانا » در ونيز ، تاسيس سال 1468 ميلادي كه از لحاظ قدمت ، وسعت وتعداد كتاب ، دارابودن نسخ خطي وبناي كتابخانه از مهمترين ومعتبرترين كتابخانه اي ايتاليا است . بالغ بر 750 هزار جلد كتاب ، بيش از ده ها هزار جلد نسخه خطي اكثراً به زبانهاي لاتين ، يوناني و ونيزي قديمي ، تعداد زيادي كتاب خطي به زبانهاي عربي ، تركي و حدود 50 كتاب خطي به زبان فارسي .

-      كتابخانه ملي مركزي رم كه در سال 1876 تاسيس گرديد كه پس از طي مراحلي در سال 2001 ، پروژه عظيم بازسازي معماري ارزشمند آن شروع شد . اين كتابخانه از لحاظ منابع ، بسيار وسيع وغني و داراي قابليت بالايي از لحاظ ابزار كاتالوگي و طراحي است . براساس قانون مطبوعات ، تمامي آثار منتشر شده در ايتاليا بايد توسط اين كتابخانه جمع آوري و نگهداري شود. اين كتابخانه داراي اسناد فراواني در باره فرهنگ هاي خارجي است و توجه ويژه اي به گسترش فرهنگ ايتاليا درخارج از اين كشور دارد. اين كتابخانه در حال حاضر داراي شش ميليون جلد كتاب و بيش از 20000 اطلس جغرافيايي و 10000 دوره مطبوعات و افزون بر 44000 عنوان مجله و روزنامه هاي دوره اي و بيش از 84000 نسخه خطي و حدود 2000 جلد كتاب قديمي و ارزشمند 26000 عنوان انتشارات مربوط به قرن شانزدهم ، 28000 پايان نامه دكترا ، 177000 ميكرونيم و بيش از 7500 سند و مدرك تصويري است . ديگر كتابخانه هاي معروف و مهم ايتاليا شامل كتابخانه سلطنتي تورينو ، كتابخانه واتيكان ، كتابخانه جنوا هستند.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 13:21  توسط  محمد جعفری ملک  |

حفظ و نهگداری مواد کتابخانه

حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه. واژه‌هاي حفاظت[1]  و نگهداري[2]  اغلب به‌جاي يكديگر به‌كار مي‌روند، و به‌نظر مي‌رسد وجه تمايز روشني ميان اين دو واژه وجود ندارد. واژه نگهداري، واژه‌اي اخص و عينيت‌مدار است، و حال آنكه واژه حفاظت، مفهوم وسيع‌تري دارد كه واژه‌هاي محافظت[3] ، نگهداري[4] ، و مرمت[5]  را نيز دربر مي‌گيرد. حفاظت از مواد كتابخانه بخشي از مسئله گسترده‌تري است كه گاه با عنوان حفاظت از اموال فرهنگي يا حفاظت از ميراث فرهنگي به آن اشاره مي‌شود. برخي صاحب‌نظران گذشته حفاظت را در عصر رنسانس و كشف ويرانه‌هاي پمپئي و هركولانوم جست‌وجو مي‌كنند. برخي ديگر مدعي هستند كه پيشينه حفاظت و نگهداري به‌قدمت تمدن بشري است، و ريشه در تفكري دارد كه انسان از گذشته مي‌آموزد، و اينكه آثار پيشينيان داراي اهميت و ارزش حفاظت و نگهداري هستند. كتابخانه‌ها و ديگر سازمان‌هايي كه مجموعه آنها خدمات آرشيوي ارائه مي‌كنند، نقش اصلي را در گردآوري و حفظ اسناد بشري برعهده دارند. البته، اين بدان معنا نيست كه هر آنچه ارزش حفظ و نگهداري دارد توسط كتابخانه‌ها گرد مي‌آيد، يا هر آنچه كتابخانه‌ها گردآوري مي‌كنند لزوماً ارزش حفظ و نگهداري دارد.

تاريخچه. در دهه 1980 با حمايت چند سازمان حرفه‌اي، موسسه دولتي، و بنياد خصوصي، برنامه‌هاي حفاظت و نگهداري در ايالات متحده و ديگر كشورها گسترش يافت. نقش اصلي را، در اين كار، جامعه آرشيويست‌هاي امريكا[6] ، انجمن كتابداران امريكا، انجمن كتابخانه‌هاي تحقيقاتي[7] ، شوراي منابع كتابخانه[8] ، و دفتر برنامه ملي حفاظت و نگهداري كتابخانه كنگره برعهده داشتند. انگيزه و حركت بعدي بر اثر اعطاي كمك‌هاي مستقيم به كتابخانه‌هاي خاص، براي حمايت از طرح‌هاي ويژه، توسط مؤسساتي چون موقوفات ملي براي علوم انساني، كميسيون ملي انتشارات و اسناد تاريخي[9] ، و وزارت آموزش و پرورش (تحت عنوان  فصل دوم از قانون آموزش عالي)، پديد آمد. بنياد اندرو ملون[10]  با دست‌ودلبازي در زمينه‌هايي چون برگزاري دوره‌هايي براي متخصصان برنامه‌هاي حفاظت و نگهداري و مجريان يا مديران اين برنامه‌ها، ايجاد تجهيزات مرمت، و كمك به برنامه‌هاي تعاوني ذخيره اطلاعات به روش ريزنگار فعاليت داشت.

در 1984، فقط تعدادي از كتابخانه‌هاي بزرگ و كنسرسيوم‌هاي كتابخانه‌اي پست‌هاي اداري براي هدايت برنامه‌هاي سازماني ايجاد كردند كه از جمله مي‌توان به دانشگاه نورث وسترن، دانشگاه شيكاگو، دانشگاه كورنل، دانشگاه ايالتي اُهايو، دانشگاه ايالتي نيويورك[11] ، و شبكه كتابخانه‌هاي جنوب شرق[12]  اشاره كرد. در 1983 كتابخانه بريتانيا فعاليت‌هاي خود را در زمينه حفاظت و نگهداري تحت نظر مسئولي اداري قرارداد و در سال 1984 دفتر ملي حفاظت و نگهداري را براي كمك به حفظ و نگهداريِ بهتر مجموعه‌هاي كتابخانه در سراسر بريتانيا تأسيس كرد. در 1984، در ايالت نيويورك طبق قانوني كه نقطه عطفي به‌حساب مي‌آمد، كمك‌هاي بلاعوض سالانه‌اي به ميزان 90000 دلار براي پنج سال متوالي به يازده كتابخانه تحقيقاتي جامع در آن ايالت اختصاص يافت.

تا دهه 1960، حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه‌اي و آرشيوي، به نظر اغلب كتابخانه‌هاي تحقيقاتي ضرورتي عمده محسوب نمي‌شد. بزرگ‌ترين تأثير بر گسترش آتي اين حوزه در ايالات متحده، ناشي از اظهارات هشداردهنده ويليام جي. بارو[13]  بر اساس تحقيقاتش در اين زمينه بود كه تحت عنوان >نابودي مخازن كتاب: علل و راه‌هاي درمان: دو مطالعه درباره دوام كاغذ كتاب<[14]  در 1959 انتشار يافت. وي اظهار  داشت كه اغلب كتاب‌هايي كه در نيمه اول قرن بيستم چاپ شده در قرن آينده بلااستفاده خواهند ماند. انگيزه عمده، به‌دنبال بروز دو سانحه در 1966، به‌وجود آمد. نخستين حادثه، آتش‌سوزي در حوزه علميه يهود در شهر نيويورك بود كه به‌سبب آن 70000 جلد كتاب سوخت و نابود شد و به 150000 جلد ديگر خسارت آمد آورد؛ و ديگري سيل ناشي از طغيان رودخانه آرنو در فلورانس ايتاليا بود كه 1000000جلد كتاب را، كه در زيرزمين و طبقه همكف كتابخانه ملي مركزي فلورانس ذخيره شده بود، زير آب برد. كتاب‌هاي صدمه‌ديده شامل 150000 جلد از مجموعه ماگليابكيانا[15] بوده كه طي قرن 17 توسط انسان‌مداران فلورانسي براي تأسيس نخستين كتابخانه عمومي ايتاليا گردآوري شده بود. اين وقايع يادآور آسيب‌پذيري كتاب‌ها، به‌ويژه آنهايي است كه اموال فرهنگي نيز محسوب مي‌شوند. اين حوادث در پيدايش شيوه‌هاي نجات اضطراري براي مواد صدمه‌ديده از آب مؤثر بود و باعث تكاپوي كتابخانه براي انجام فعاليت‌هايي در اين زمينه‌ها نظير برنامه‌ريزي براي آمادگي در برابر سوانح، و به نظم درآوردن دستورالعمل‌هاي بازيافت مواد صدمه‌ديده بر اثر رطوبت شد.

مشخصه‌هاي اين حوزه. حفاظت و نگهداري كتابخانه را مي‌توان چنين تبيين كرد: 1) حفاظت و نگهداري مسئله‌اي كاملاً فني است و با موضوع‌هاي پيچيده‌اي چون شيمي مواد، هدايت نظام‌هاي كنترل محيط، و طراحي ساختارهاي كتاب پيوند دارد؛ 2) چارچوب اخلاقي و فلسفي كه تصميم‌هاي مربوط به حفاظت و نگهداري بر اساس آن بايد اتخاذ شود، به‌خوبي گسترش نيافته است؛ 3) مسائل حفاظت و نگهداري كتابخانه بسيار متنوع است كه از گستردگي قالب‌هاي فيزيكي در مجموعه كتابخانه‌ها و مشكل تفكيك مواد موزه‌اي، از موادي كه فقط به‌سبب محتواي انديشمندانه ارزشمندند، ناشي مي‌شود؛ 4) نياز به حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه، حياتي و فوري است؛ 5) حفاظت و نگهداري با توجه به كمّيت موادي كه در حال نابودي است بسيار گران بوده و تهيه ميكروفيلم؛ مرمت؛ و نيز ظهور، آزمايش، و به‌كارگيري فن‌آوري‌هاي جايگزين، نظير اسيدزدايي در سطح انبوه، و ذخيره بر روي صفحه‌هاي نوري بسيار هزينه‌بر است؛ 6) حفاظت مواد كتابخانه‌اي موضوعي در حال گسترش است و در حال حاضر تعداد معدودي دوره آموزشي جامع در اين زمينه وجود دارد؛ آثار مكتوب در اين حوزه به‌سرعت در حال رشد است كه بعضي از آنها بي‌ثمرند يا از كيفيت‌هاي متفاوتي برخوردارند؛ استانداردهاي معدودي براي اين كار وجود دارد؛ و پرسش‌هاي فني بسياري باقي است كه هنوز هم نيازمند راه‌حل است؛ و 7) حفاظت و نگهداري فعاليتي ميان‌رشته‌اي است و نيازمند همكاري نزديك حرفه كتابداري، حرفه حفاظت و نگهداري، فراهم‌آورندگان مواد و خدمات، و جامعه علمي شامل متخصصان شيمي و رايانه است.

طبيعت و گستره فرسودگي. مجموعه‌هاي امروزي عمدتاً شامل كتاب‌هاي چاپي است كه بر روي كاغذهاي بي‌دوام چاپ شده است و كتابخانه‌ها به فراهم آوردن آثار چاپي مهم بر روي اين‌گونه كاغذها ادامه مي‌دهند.

دانشمندان پوسيدگي را فرايند انتقال از سطحي بالاتر به سطحي پايين‌تر از انرژي تعريف كرده‌اند. سلولز، عنصر اصلي تشكيل‌دهنده اغلب مواد كتابخانه‌اي، در شكل خالص خود به نحو بارزي پايدار است، ولي در شرايط خاصي تمايل به شكستن و تبديل شدن به ملكول‌هاي ساده‌تر دارد، كه بر اثر آن در نهايت به دي‌اكسيد كربن بدل مي‌گردد. اكسيداسيون طبيعي بر اثر دو واكنش شيميايي تسريع مي‌شود: حمله تجزيه‌اي آب به الياف سلولزي اسيد موجود در خود كاغذ و تجزيه فتوشيميايي ناشي از تابش نور و ديگر انواع انرژي تابشي. عوامل زيست‌محيطي (نظير هواي آلوده موجود در اغلب مراكز شهري، بي‌ثباتي گسترده سطوح دما، و رطوبت نسبي) و عوامل زيست‌شناختي (مانند كپك، حشرات، و حتي نوع بشر) نيز در فرايند پوسيدگي و فساد شركت دارند.

براي كمّي كردن وسعت پوسيدگي در مجموعه، بهبود منابع، و طرح راهبردهايي براي اين مسئله چند كتابخانه تحقيقاتي در ايالات متحده، در اوايل دهه 1980 بررسي‌هايي را به انجام رسانده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به كتابخانه‌هاي دانشگاه ييل[16] ، كتابخانه كنگره، و كتابخانه عمومي نيويورك[17] اشاره كرد. نتايج اين بررسي‌ها مؤيد پيش‌بيني‌هاي بارو بود. به‌طور مثال، دانشگاه ييل اعلام كرد كه 3/44  درصد از كتاب‌هاي انتخاب‌شده به‌عنوان نمونه، كاغذي شكننده دارند كه پس از سه چهار بار تاشدن مي‌شكنند، و 7/82 درصد از نمونه‌ها، كاغذي با اسيديته بالا دارند كه در نهايت، نيازمند نوعي مرمت خواهند بود. بررسي‌هاي كتابخانه كنگره و كتابخانه عمومي نيويورك نيز يافته‌هاي مشابهي داشتند.

پيشگيري. حفاظت و نگهداري پيشگيرانه عبارت است از اقداماتي كه پيش از بروز خسارت انجام مي‌گيرد و پوسيدگي بيشتر را به تعويق مي‌اندازد. اين اصطلاح يكي از مفاهيم پايه در اين رشته محسوب مي‌شود. يكي از مؤثرترين گام‌هاي كتابخانه‌ها براي كند كردن فرايند پوسيدن كاغذ، كاهش دماي هوا در مخازن كتاب است. هرچه درجه حرارت بالاتر باشد، سرعت واكنش‌هاي شيميايي، افزايش بيشتري مي‌يابد و برعكس. متخصصان كاغذ عموماً معتقدند هر ده درجه سانتي‌گراد كاهش دما عمر كاغذ را تقريباً دو برابر مي‌كند.

كتابخانه‌ها مي‌توانند برخي گام‌هاي فوري براي افزايش عمر مفيد مجموعه خود بردارند. كتابخانه‌هاي كوچك‌تر، با بودجه محدود و كاركنان اندك، مي‌توانند كتاب‌هايي را كه كاغذشان شكننده شده و در چنان شرايط بدي هستند كه تجديد صحافي آنها مقدور نيست شناسايي كنند و، تا زمان مرمت يا جايگزيني، در پوششي از كاغذ بدون اسيد بپيچند. مواد كاغذي صاف مثل نسخه‌هاي خطي و نقاشي‌ها را مي‌توان با قراردادن صفحات نازك كاغذ قليايي بين اوراق مورد نظر، در پوشه‌ها يا جعبه‌هاي داراي ويژگي‌هاي آرشيوي، نگهداري كرد. مواد كاغذي فوق‌العاده شكننده را كه به‌صورت اوراق مجزا هستند، مي‌توان در پاكت‌هايي از ورقه نازك پلي‌استر، كه با نام‌هاي مايلار[18] ، اسكاچ‌پَر[19] ، و ملينكس[20]  در دسترس است، قرار داد.

بحث و گفت‌وگوي آغازشده در اواسط دهه 1970 ميان كتابداران مسئول حفاظت و نگهداري، نمايندگان كارگاه‌هاي صحافي كتابخانه‌اي، و اعضاي مؤسسه صحافي كتابخانه‌اي[21] موجب گرديد كه شمار روزافزوني از كارگاه‌هاي صحافي انواع گسترده‌اي از شيوه‌هاي صحافي و ديگر امكانات حفاظتي را ارائه كنند. به‌طور مثال، در حال حاضر برخي كارگاه‌ها جلدهاي سفارشي آماده درست مي‌كنند كه مي‌تواند جانشيني براي تجديد صحافي مجلدات شكننده باشد.

در كتابخانه‌هاي بزرگي كه با مشكلات پوسيدگي در حجم انبوه مواجه هستند، برنامه‌اي ويژه حفاظت و نگهداري، با رهيافتي مرحله‌بندي‌شده مي‌تواند طراحي شود؛ به اين شكل كه ابتدا كارهاي ساده‌تر و كم‌هزينه‌تر را انجام دهند و كارهاي پرهزينه‌تر و پيچيده‌تر را به بعد موكول كنند. عنصر كليدي در اينجا اقدام به برنامه‌ريزي اجرايي است. نخستين گام‌ها بايد مشتمل بر موارد زير باشد: بازرسي تسهيلات فيزيكي ذخيره، بررسي مجموعه براي تعيين گستردگي پوسيدگي بين مواد موجود در مجموعه (در قالب‌هاي مختلف)، ترسيم چارچوب برنامه‌اي واقع‌بينانه از اقداماتي كه با بودجه و واقعيت‌هاي مربوط به كاركنان كتابخانه‌اي خاص تناسب داشته باشد، طراحي برنامه آمادگي در برابر سوانح، و بازيافت مواد.

در اوايل سال 1980، انجمن كتابخانه‌هاي تحقيقاتي انجام طرح بلندپروازانه‌اي در زمينه حفاظت و نگهداري را در برنامه كار خود قرار داد كه براي ترغيب يكايك كتابخانه‌ها جهت گسترش و بهبود تلاش‌ها در زمينه حفاظت و نگهداري طراحي شده بود. شماري ابزار برنامه‌ريزي و راهنماي كاربردي توليد گرديد و نظامنامه‌اي نيز براي برنامه‌ريزي فراهم آمد كه رهيافتي نظام‌مند جهت تصميمات متعدد اداري و سازماني بود كه بايد هماهنگ و متناسب با اهداف خدماتي كتابخانه‌ها و منابع موجود و بالقوه آنها اتخاذ شود.

آموزش. در زمينه حفاظت و نگهداري كتابخانه، ايجاد و گسترش برنامه‌هاي آموزشي براي چهار گروه ضرورت دارد: كتابداران و آرشيويست‌ها و مرمت‌كاران تازه‌كار و تجربي، متخصصان حفاظت، مجريان برنامه‌هاي حفاظت و نگهداري، و تكنسين‌هاي حفاظت و نگهداري كه زير نظر متخصص مرمت كار مي‌كنند.

تعداد روزافزوني از مدارس كتابداري در امريكاي شمالي و اروپا دروسي را در زمينه حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه ارائه مي‌كنند. در امريكاي شمالي >راهنماي آموزش حفاظت و نگهداري<[22]  كه توسط انجمن كتابداران امريكا منتشر شده است، منبع اطلاعاتي مهمي به‌شمار مي‌رود. تا 1981 هيچ دوره كارشناسي ارشدي براي آموزش مرمت‌كاران كتاب و مسئولان حفاظت و نگهداري وجود نداشت. در آن سال، مدرسه خدمات كتابداري دانشگاه كلمبيا[23]  هر دو برنامه را آغاز كرد كه به مدرك كارشناسي ارشد و تحصيلات تكميلي تخصصي منتهي مي‌شد. تا 1992 كه اين مدرسه تعطيل شد، قريب يكصد فارغ‌التحصيل، اين برنامه‌ها را گذرانده بودند و فعالانه در اين زمينه كار مي‌كردند. پل ان. بنكز مؤسس و مدير اين برنامه‌ها در كتاب >تاريخچه و سمت‌وسوي آينده آموزش حفاظت و نگهداري در امريكاي شمالي<[24]  (1984) مفصلاً در اين باره مطالبي نوشته است. اين دوره‌ها در سال 1992 به دانشگاه تگزاس در آوستين منتقل شد. ثمره برنامه‌هاي دانشگاه كلمبيا افزايش قابل توجه تعداد دوره‌هاي كارآموزي در زمينه تجهيزات كتابخانه و آرشيو در ايالات متحده و مكان‌هاي ديگر بود. بعضي از آنها نظير "مركز هنرهاي كتاب‌آرايي"[25]  در شهر نيويورك و "مدرسه صحافي و مرمت كپرنيك"[26]  در بركلي كاليفرنيا، دوره‌هاي كوتاه‌مدتي در زمينه شيوه‌هاي اسيدزدايي كاغذ، تميز كردن و مرمت كاغذ، صحافي، و ساختن جعبه ارائه مي‌كنند. كتابخانه ملي آلمان در لايپزيك به‌عنوان بخشي از كتابخانه ملي جديد آلمان در اوايل دهه 1990 به اين برنامه‌ها افزود.

پژوهش. علي‌رغم آگاهي در حال افزايش نسبت به اهميت مسئله حفاظت و نگهداري، بودجه پژوهش‌هاي بنياني و كاربردي به‌شكل نگران‌كننده‌اي اندك است. هزينه بالاي نيروي انساني و تجهيزات پژوهش اغلب كتابخانه‌ها را ملزم مي‌سازد كه بر برنامه‌هاي تهيه انواع ريزنگارها و درمان‌هاي فيزيكي تأكيد ورزند تا بر تحليل و پژوهش. آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي، كه امروزه وجود دارند، معمولاً در موزه‌ها يا مؤسساتي واقع شده‌اند كه از انواع گسترده‌اي از اموال فرهنگي مراقبت مي‌كنند.

علي‌رغم آگاهي از وجود چنين امكاناتي در برخي كشورها، در سال 1990 هيچ راهنماي بين‌المللي از مراكز تحقيقاتي حفاظت و نگهداري وجود نداشت. شناسايي اين‌گونه امكانات و افرادي كه به تحقيق در اين حوزه اشتغال دارند و نيز حوزه تحقيقاتي آنها، به‌طور غيرمستقيم و از طريق مجلات اين حوزه امكان‌پذير است. از ميان اين مجلات مي‌توان به اسامي زير اشاره كرد:> اخبار اداره حفاظت<[27] >چكيده فني هنر و باستان‌شناسي<[28] ، >مطالعات حفاظت<[29] ، و >مجله مؤسسه امريكايي حفاظت<[30] .

فن‌آوري‌ها و روندهاي آينده. گام‌هاي بلند مهمي در ايجاد فن‌آوري‌هاي جديد و تطبيق دادن فن‌آوري‌هاي موجود، براي كاهش مسائل و مشكلات حفاظتي كتابخانه‌ها و آرشيوها برداشته شده است. نمونه پيشرفت‌هاي اخير عبارتند از: كار تودور استامبولوو[31]  و ديگران در آزمايشگاه تحقيقات مركزي بر روي اشياي هنري و علمي در آمستردام هلند، در زمينه حفاظت و نگهداري چرم؛ تحقيقات بروسي جي. هامفري از شركت نوواتران، در كليرليك ويسكانسين[32]  در مورد كاربرد فن‌آوري پوشش يكدست پاري‌لن[33]  به‌عنوان وسيله‌اي براي استحكام بخشيدن به كاغذ؛ و موفقيت ريچارد اسميت در به‌وجود آوردن نظام اسيدزدايي كتاب به روش غيرمحلول به
نام وي‌تو[34]  كه در آرشيوهاي عمومي كانادا مورد استفاده قرار گرفته است. از شيكاگو نيز ويليام مينتر مرمت‌كار كتاب با همكاري پيتر مالوش، نخستين دستگاه جوشكاري پلي‌استر را براي قرار دادن اسناد شكننده بين دو لايه پلي‌استر به‌منظور حفاظت آنها، كه مؤثرتر از روش‌هاي سنتي است، ساختند.

چند شركت بازرگاني، كه وجود بازار بالقوه‌اي را در روش‌هاي حفاظت و نگهداري حس كردند، برنامه‌هايي را براي ارائه خدمات اسيدزدايي بر اساس فن‌آوري‌هايي نظير استفاده از بخار دي‌اتيل روي اعلام داشتند. به هر حال، تا اوايل دهه 1990 فقط شركت شيميايي آكزو باقي ماند. اين شركت با كتابخانه كنگره كار مي‌كرد و خدمات خود را بر اساس استفاده از فرايند بخار دي‌اتيل روي متمركز كرده بود.

كتابخانه ملي بريتانيا، با همكاري گروه اوپترونيكز[35]  در كمبريج انگلستان، اسكنر و رقمي‌ساز مخصوص كتاب درست كرده‌اند كه اجازه مي‌دهد محتواي كتاب‌ها و ديگر مواد كتابخانه‌اي براي ذخيره در رايانه و انتقال به مقصدهاي دور، به‌شكل رقمي الكترونيكي درآيند. اين تبديل به‌سرعت، و بدون وارد آمدن خسارت به اصل مواد، انجام مي‌گيرد.

كتابخانه كنگره، از طريق برنامه آزمايشي ديسك نوري كه در 1982 آغاز گرديد، كاربرد فن‌آوري ديسك نوري را براي حفاظت و مديريت مجموعه‌اش مورد ارزيابي قرار داد و هزينه و مزاياي چنين فن‌آوري را به هنگام استفاده در محيط كار تعيين كرد. اولين دستگاه از شش دستگاه ويدئو ديسك قياسي، همراه با گرداننده و صفحه نمايش آن، در حال حاضر در قرائت‌خانه مواد چاپي و عكس نصب شده است. به‌كمك اين وسيله، هر مراجعه‌كننده به كتابخانه مي‌تواند به‌سرعت، 40000 عكس، پوستر، و ديگر اقلام تصويري پراستفاده را دسته‌بندي كرده يا مورد مطالعه قرار دهد.

در مرحله ديگر اين برنامه، در حال حاضر نظامي آزمايشي در دست اجراست كه از صفحه‌هاي فشرده رقمي براي ذخيره رايانه‌اي اطلاعات در حجم انبوه، حفاظت، و بازيابي مواد چاپي شامل متن و تصاوير نيمسايه استفاده مي‌كند.نقطه عطف مهم در پيدايش استانداردها با انتشار استاندارد ملي امريكا تحت عنوان >دوام كاغذ براي مواد چاپي كتابخانه‌اي<[36]  (استاندارد ملي امريكا 1984-48/39Z) شكل گرفت. اين استاندارد حاصل كار "كميته رهنمودهاي توليد كتاب‌هاي داراي عمر طولاني" بود كه توسط شوراي منابع كتابخانه‌اي در فاصله سال‌هاي 1979-1982 سازماندهي شده و بودجه آن توسط بنياد ملون تأمين مي‌گرديد. كار بر روي دومين استاندارد يعني "استاندارد روش ذخيره اسناد كاغذي كتابخانه و آرشيو"[37]  در حال پيشرفت  است. اين كار توسط مؤسسه ملي حفاظت و نگهداري[38] ، و با حمايت مالي كميسيون ملي انتشارات و اسناد تاريخي، سازماندهي شده است.

به دنبال گزارش نهايي انجمن دانشگاه‌هاي امريكا و شوراي منابع كتابخانه‌اي در زمينه حفاظت و نگهداري، كميسيون جديدي در زمينه دستيابي به حفاظت تأسيس گرديد تا نوعي راهبرد جهاني براي فعاليت‌هاي حفاظتي سازماندهي و هماهنگ كند. پاتريشيا باتين به‌عنوان نخستين رئيس اين كميسيون منصوب گرديد. اين كميسيون تاكنون مطالعاتي را سازماندهي كرده، ميزبان چندين همايش بوده، و هزينه اجراي طرح‌هاي بسياري را در زمينه حفاظت و نگهداري تأمين كرده است.

            جان پي بيكر[39]  (WELIS)

                ترجمه مهرداد نيكنام

منبع : سایت اسناد ملی کتابخانه های عموی جمهوری اسلامی ایران

 

عکس

کتابخانه عمومی خلیل شهر

عکس

محل ساخت کتابخانه عمومی خلیل شهر  شهرستان بهشهر

عکس کتاب

عکس کتاب

عکس کتاب