عکس کتاب

انواع پیاده راه ها به لحاظ محدودیت حرکت سواره
الف- پیاده راههایی که هیچ وسیله نقلیه ای اجازه تردد درآنها را ندارد.
ب- پیاده راه هایی که بعضی وسایل نقلیه بسیار کم سرعت اجازه تردد در آنها را دارد.
ج- پیاده راه هایی که در ساعات خاصی از روز ( معمولا عصرها) و یا روزهای خاصی ازهفته یا سال مانع ورود وسایل نقلیه می شوند.



تجهیزات محدوههای پیاده
1- امکاناتی برای استراحت
یکی از عناصر مهم در پهنههای پیاده از نقطه نظر طراحی، پیش بینی مکانهایی برای استراحت است. مکانهایی که شخص میتواند در آن گردش کند و زمانیکه نیاز باشد، توقف نماید. جاییکه شخص میتواند هم بصورت فعال و هم غیرفعال در آنچکه روی می دهد، شرکت کند.
نمیکت های نصب شده و فضاهای نشستن در طول مسیر باید پراکنده شوند تا امکان استفاده از آنها در طول پیاده راه باشد و نوع طراحی و مواد بکار رفته در ساخت آنها نیز مناسب باشد.


2- طراحی مناسب سطوح
کیفیت مصالح رویه دارای تاثیر قابل توجه بر واکنش پیاده ها نسبتبه مسیرهای پیاده و ایجاد حس امنیت فردی
سطح مناسب و حداقل تغییرات ارتفاع برای تردد همه عابرین پیاده اعم از افراد سالمند و معلولین با ویلچر همچنین عبور دوچرخه ها (چنانچه از مسیر بصورت مشترک استفاده می کنند) فراهم شود.


نقاشی های سه بعدی در کفسازی محدوده های پیاده


3- مبلمان
انواع مبلمان محدودههای پیاده سبب مکث و توقف انسانی در فضا و ایجاد حسمکانعلاوه بر جنبههای عملکردی و اغنای حس زیباییشناختی بصری عابران
مبلمان موجود در طول مسیر مثل نیمکت ها، دکه ها و... نباید مزاحمتی در تردد عابران پیاده ایجاد نمایند.

4- تجهیزات بازی و سرگرمی
تجهیزات بازی و سرگرمی همچون زمینهای اسکیت، فضاهای بازی بولینگ و شطرنج، میزهای تنیس، کاشیهای طرحدار و خطوطی برای بازیها سبب صرف زمان بیشتر عابران در فضاهای شهری

5- نورپردازی و روشنایی
شکلی از طراحی بوده و بوسیله نوع قرارگیری نورپردازی، نشانههای شناسایی میتوانند ایجاد شوند و محدوده های پیاده شکل گیرند.
روشنایی مناسب شامل؛ منابع روشنایی مرتفع جهت روشن کردن کلی پیاده راه و منابع روشنایی کوتاهتر برای روشن سطح پیاده رو می باشند.
در پیاده راه خرید بخشی از روشنایی از فروشگاهها و مغازه ها تامین می شود.

ایجاد فضای سبز در محدودههای پیاده عامل تلطیف و زیباسازی فضا، آرامش روانی عابران، ایجاد سایه و بوجود آوردن مقیاس انسانی از طریق حضور عناصر طبیعی به جهت تعدیل منظر شهری و کیفیتبخشی به فضاهای شهری
درختان و پوشش گیاهی باید بگونه ای انتخاب شوند که رشد و تغییرات آنها مزاحم تردد عابرین پیاده نگردیده و نیاز به نگهداری و مراقبت زیادی نیز نداشته باشند.


8- مراکز تفریحی و ارائه آثار فرهنگی- هنری
طراحی یک حوزه پیاده، فرصت خوبی برای تلفیق هنر در مکانهای عمومی شهری و شکل گیری هنر عامه پسند
ارائه آثار هنری امکان مناسبی جهت مکث و ایجاد کشش برای کسانی که به دلایل مختلف دیگری وارد پیاده راه شده اند (بویژه جهت کودکان همراه خانواده ها) می باشد.

این بود استانداردهای پیاده راه در جهان حال نگاهی به پیاده راهای ایران می اندازیم.




به گزارش پايگاه اطلاع رساني «عصر خودرو» به نقل از آريا، سرهنگ حبيب کمال وند از تلفات 52 درصدي عابرين پياده در تصادفات معابر شهري در سال گذشته خبر داد و گفت: «اين تعداد فوت شده در سالي که گذشت آمار بسيار بالايي است که همه بايد به آن توجه داشته باشند و ما نيز براي اين مسأله برنامه ريزي هاي ويژه اي داريم.»
رييس پليس راهور استان تهران با بيان مطلب فوق افزود: «ما براي رساندن اين آمار به پائين ترين سطح ممکن بررسي هاي لازم را انجام داده ايم و نتيجه اين است که براي به صفر رساندن اين آمار فوت شده بايد محل هاي تردد عابرين را ايمن سازي کرد و محل عبور عابرين بايد به گونه اي باشد که در گذرگاه ها سرعت خودرو به حداقل برسد.»
وي با اشاره به اينکه بايد ساز و کار فرهنگ سازي در زمينه عبور عابرين از معابر شهري فراهم شده و عابرين نيز بايد آموزش هاي لازم درخصوص چگونگي و نحوه عبور از معابر شهري را فراگيرند اضافه کرد: «به عنوان مثال عابر پياده بايد بداند براي تردد در معابر شهري در شب بايد با چه لباسي از منزل خارج شود و همچنين رانندگان نيز مي بايست به صورت حرفه اي مسائل مربوط به رانندگي را آموزش ببيند.»
وي در پايان گفت: «براي فراهم کردن معابر ايمن، جهت عبور عابرين از گذرگاه هاي معابر شهري اگر سازوکار فرهنگ لازم مهيا بود خوب است و در غير اين صورت تا حصول اين نتيجه با موانع فيزيکي اين کار انجام مي شود.»
منابع : عصر خودرودر هزاره سوم که بسیاری از ساده ترین و ثابت ترین قوانین هم دچار تحول و تغییر نسل میشوند، دیدن نسل جدیدی از چراغ ها و خطوط عابر پیاده جای تعجب ندارد.
"هان یانگ لی" با ارائه طرحی مفهومی گامی بلند در اجرای کم نقص قوانین عبور و مرور مخصوصا در تقاطع ها برداشته است.
تصور کنید به تقاطعی نزدیک می شوید و چراغ قرمز می شود و دیواری از پرتوهای لیزر پلاسما در مقابل شما شکل می گیرد آیا باز هم حاضرید از چراغ قرمز عبور کنید یا حتی کمی به محوطه عابرین پیاده وارد شوید؟ مطمئنا خیر، چرا که از عواقب آن بر حذر هستید.



جواد جویباری
آنهایی که مثل من قدیمی اند یادشان هست که در تلویزیون قدیم سریال ( دائی جان ناپلئون ) پخش می شد که جدای از اینکه متن و مضمون آن حتی در شرایط آن روز نیز بزعم خیلی ها خوشایند نبود اما نقشی را که مرحوم فنی زاده در قالب نوکر خان اجرا می کرد زبانزد عام و خاص بود اینکه هر سؤالی در هر زمینه ای از او می شد می گفت : آقا جان ... دروغ چرا ... فاصله از این جا تا قبر چهار کلمه است و بعد با انگشتان خود چهار بار می گفت : آه ... آه ... آه ... آه ...
***
این قصه یادم آمد تا با بازگو کردن آن به مسؤولان امور شهری یادآور شوم : که مشکل ترافیک شهر ساری آنچنان گسترده و به هم پیچیده و پیوسته و نزدیک بهم شده است که مردم ساری از لحظه ای که پا از خانه بیرون می نهند تا به خیابانهای اصلی شهر برسند ترافیک شهری همراه آنهاست و تا زمانی که مجدداً به خانه باز گردند و خدا نکند ، از اینکه تعداد جمعیت اعضای خانه هم زیاد باشند که در آنجا نیز باز هم با ترافیک دیگر مواجه اند و به قول آن هنرپیشه ، ترافیک ساری از خانه تا خیابان چهار قدم بیشتر فاصله ندارد. آنچه مسلم است اینکه در حال حاضر علاوه بر کمبودهای مسائل شهری یکی از بزرگترین و گریبانگیرترین مشکلات مردم شهر ساری به هنگام آمد و شدشان در سطح شهر خصوصاً اگر با وسیله نقلیه توأم با داستان ترافیک است و خیابانهای شهر ساری هم آنچنان قدیمی و با عرض کم اند که هرگز در اندازه های مرکز یک استان نمی گنجند و خصوصاً آندسته از خیابانهایی که مرکز ثقل شهری اند و مردم مجبورند برای انجام امور اداری و شخصی شان الزاماً در این خیابانها آمد و شد نمایند و عجیب آنکه در طی سی سال گذشته تا به امروز هرگز هیچ مسؤولی در صدد تعریض خیابانها و گسترش آن نبوده است و در زمان صدور مجوز احداث بنا و تأسیسات شهری و عمرانی پیش بینی های لازم را در آینده نگری برای شهر ساری انجام نداده است گویی که قرار است ساری مرکز استان مازندران در بُعد خیابانهایش همچنان به حالت گذشته و فعلی پا بر جا باشند حتی اگر روزانه دهها وسیله نقلیه بر این شهر افزوده شود و جالب اینکه دامنه ترافیک شهری حتی به داخل کوچه و پس کوچه های شهر ساری نیز کشیده شده است که اگر این کار ادامه یابد باید ساری را در آینده به کلان شهر ترافیکی نام گذاری نمود...! در کوی طبرستان ساری و در یک محدوده 20 متری و یا کمتر و بیشتر سه مکان آموزشی دخترانه از دبستان ، راهنمایی و دبیرستان با حجم گسترده دانش آموزان دختر بر اساس مجوز آموزش و پرورش بنا شده که بهنگام آمد و شد دانش آموزان ترافیک داخل شهر در مقایسه با این کوچه سر تعظیم فرود می آورد و خانواده های آن مسیر که تعداد شان هم کم نیست هنوز از منزل پا به داخل کوچه ننهاده اند با ترافیک سنگین مواجه اند که اگر اینان به خیابان بروند اعصابی برای انجام امور کاری برایشان نمی ماند. واقعاً چه می شود برای شهر ساری در زمینه های مختلف خصوصاً در امر ترافیک شهری کاری کرد در این زمینه با مهندس مهدی رضایی عضو شورای شهر و رئیس کمیسیون عمران و نماینده شورا در سازمان حمل و نقل شهرداری ساری این سؤال را می کنم که بالاخره چاره کار در چیست و تا به کی مردم ساری باید از این مقوله رنج برند؟ می گوید : معضل ترافیک هم اینک گریبانگیر بسیاری از شهرهای کشور و از جمله ساری مرکز استان مازندران است که در آسیب شناسی شهری منشأ خیلی از مشکلات امروز شهرنشینان از این مسئله ناشی می شود و اجرای حل آن بر عهده فرابخشی شهرداری و شهروندی است . در بحث حل ترافیک مسأله ساختاری و فرهنگی باید مد نظر قرار گیرد خصوصاً در بحث فرهنگی رفتارهای غلط رانندگی تخلف از قانون و نبود ضوابط و محدودیت های قانونی باید اعمال گردد و در بحث ساختاری نیز تهیه و تدوین طرح جامعه و حمل و نقل ترافیکی مهم ترین عواملند که می توانند به روانسازی ترافیک کمک کنند مثل تهیه و تدوین طرح جامعه اجرای پروژه های مسیر گشایی - احداث زیرگذر و رو گذر - احداث پارکینگ های طبقاتی - احداث پل عابر گذر - تعداد وسائط نقلیه سبک و سنگین مجاز برای عبور و مرور – راه اندازی خطوط اتوبوسرانی سریع و سیر محل اجرای ترمینال شهر – نصب تابلوهای نمایشگر میزان آلودگی هوا – جمع آوری خودرو های فرسوده – ایجاد باند دوچرخه سواری و احداث مرکز کنترل ترافیک که عوامل ساختاری اند و مجموعه های دیگر که باید در روان سازی ترافیک شهری به خدمت درآیند و در این رابطه تصمیماتی اتخاذ شد که امیدواریم در تسهیل آمد و شد مؤثر واقع گردد و مهندس رجبی مدیر عامل سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری ساری نیز در این زمینه می گوید که اصلی ترین مشکل شهر ساری پیش بینی و احداث و اتمام کمربندی های مناسب در قسمت شمال و جنوب شهر است که بار ترافیک عبوری را با استفاده از این کمربندی ها بدون فشار آوردن به شبکه مرکزی شهر باید حل گردد ضمن اینکه ادامه کمربندی و پروژه تکمیلی آن که از بار ترافیک شهر بکاهد هم اینک از طریق شهرداری ساری در حال اجراست اما در شرایط فعلی و راهکارهای ترافیکی برای ساری احداث پارکینگ های عمومی و طبقاتی است ارتقا و آموزش همگانی ترافیک به منظور آگاهی دادن به شهروندان و استفاده مناسبتر از وسائط نقلیه عمومی مثل تاکسی و اتوبوس – افزایش تعداد نیروی های اجرایی هم چون راهنمایی و رانندگی برای کنترل بیشتر - احداث مرکز کنترل ترافیک با نصب دوربین در نقاط مختلف شهر بویژه در نقاط حادثه ساز و ترافیک با هدف تسهیل در کنترل نا محسوس رانندگان متخلف که در این زمینه با نصب تابلوی تعیین مسیر – ایجاد دور برگردان ها - اصلاح هندسی معابر و چراغ های جدید LED – هوشمند کردن چراغ ها و مطالعات لازم در سامان دهی شهر که به زودی به مرحله اجرا در می آید که امیدواریم مؤثر واقع شود.
***
نمی دانیم با توجه به سخنان دو مسؤول دلسوز در بخش شورای شهر و ترافیکی شهر ساری با توجه به شرایطی که امروز در امر ترافیکی شهر ساری .. جاری است این معضل به راستی در زمانی که طرح ساماندهی ترافیکی اجرا خواهد شد برطرف می گردد یا خیر ؟ اما واقعیت این است که مسؤولان شهری ما در هر جایگاهی که قرار دارند باید بدانند که رهایی مردم شهر و مسافران و مراجعین به شهر ساری از بند ترافیک که بر اعصاب و روان مردم این شهر تأثیر فراوان گذاشته و می گذارد و دامنه آن تا به کوچه و پس کوچه های این شهر سرایت کرده پیش از هر کاری در ساری مقدم تر است که امیدواریم هر چه زودتر تحقق یابد .
انشاءا...
سرهنگ مهرايي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به كاهش آمار تلفات جاني در معابر شهري گفت: امسال نسبت به سال گذشته 165 نفر تلفات جاني كاهش داشته است كه بيش از 30 درصد موانع به دليل عجله شتاب و توجه نكردن راننده به جلو است.
وي ادامه داد: شدت برخورد با رانندگان بر مديريت سرعت و كاهش سرعت غير مجاز در سطح كشور امسال نسبت به هفت ماهه نخست سال گذشته 29 درصد كاهش داشته است.
مهرايي با اشاره به توجه به قانون اخذ جرائم اظهار داشت: ايمني و تسهيل در عبور و مرور از جمله قوانين مرتبط با اخذ جرائم رانندگي است.
رئيس پليس شهري ترافيك كشور به بازدارندگي قانون جديد راهنمايي و رانندگي اشاره كرد و افزود: قانون جديد راهنمايي و رانندگي عبور و مرور شهروندان را تسهيل مي كند.
مهرايي با اشاره به كاهش تخلفات خودروها و موتورسواران خاطرنشان كرد: در اين راستا با مديريتي كه در بهينه سازي تقاطع ها و به كارگيري تجهيزات الكترونيكي صورت گرفته در بخش تخلفات خودروها و موتورسواران روان سازي نسبي نسبت به قبل در امر ترافيك شهر شاهد هستيم./ص
نسخه چاپی
ارسال برای دوستان
آموزش يكي از مهمترين مسايل در رفع مشكلات ترافيك است. براي ارتقاء ايمني ترافيك بايد آموزش در تمام مقطع سني وجود داشته باشد. در بين گروه هاي مختلف آسيب پذير در محيط ترافيك ، كودكان بيشتر به جهت عدم آموزش آسيب مي بينند. براي تأثير گذاري بر كودكان از روش هاي گوناگون اعم از آموزش نظري در مدارس ، آموزش عملي تبليغات و رسانه هاي گروهي مي توان بهره گرفت . آموزش هاي مستقيم رفتار ترافيكي به كودكان در محيط واقعي توأم با خطراتي براي آنها مي باشد . لذا يكي از روش هاي آموزش عملي به آنها استفاده از پارك هاي آموزش ترافيك است كه شبيه محيط واقعي ترافيك، به طور مثال: راهها، خط آهن ، پياده رو و خيابانها ،علائم راهنمايي ، چراغ راهنماها و غيره ، ولي در مقياس كوچكتر طراحي و احداث مي گردد .
ايده پارك آموزش ترافيك با استفاده از خودروهاي كوچك نخستين بار توسط يك فرد آلماني فنلاندي الاصل به نام (جاكا ناپاري ) ارائه شد.
به همت او نخستين پارك مجهز به چراغ راهنما و تابلوهاي ترافيك و خط كشي معابر در سال 1989 ميلادي در شهر هامبورگ آلمان گشايش يافت.
در حال حاضر بيش از صدها پارك آموزش ترافيك در كشورهاي مختلف دنيا از جمله اتريش، آلمان ، سوئيس، فرانسه، بريتانيا، لهستان، روسيه، پرتغال، اسپانيا، فنلاند، هندوستان، چين، كره، ژاپن و اسكاتلند و …. مورد بهره برداري قرار گرفته است.
علاوه بر آموزشهاي لازم در پارك آموزشي محوطه هاي تفريحي جهت سرگرمي كودكان طراحي شده است.
در كنار محوطه هاي تفريحي، خودروهاي كوچك برقي ،ماشين پدالي در مسير هاي مشخصي به صورت يك يا چند دور رفت و برگشت عمل مي نمايد. اينگونه وسايل نقليه كوچك تفريحي به نام ماشين هاي گو-كارت (Go-carts ) معروف هستند. كرايه دوچرخه يكي از موارد ديگري است كه در اين پارك ها انجام شده است. دوچرخه در اندازه هاي مختلف، براي كودكان ،بزرگسالان و همچنين دوچرخه هايي براي كودكاني كه به درستي نمي توانند سوار دوچرخه شوند با چرخ هاي بقل فراهم شده است. البته روزهاي خاصي معين مي شود كه دوچرخه كرايه داده نمي شود كه افراد بتوانند با دوچرخه هاي شخصي وارد محيط آموزش ترافيك شوند. در كنار اين امكانات سرپرستي وجود دارد كه عبور و مرور كودكان را در مسير ها نظارت مي كند و به آنها در جهت آموزش ترافيك تذكرات لازم را مي دهد.
ابتكار ديگري كه در اين پاركها صورت مي گيرد محوطه كوچكي در مقياس بسيار ريزتر از پارك هاي آموزش ترافيك به صورت يك شهر مينياتوري ماكت سازي مي شود به همراه وسيله نقليه هاي اسباب بازي كه در امر آموزش ترافيك از اين مورد استفاده مي كنند.
در جايي ديگر وسايل هاي بازي ميله اي (JUNGLE GYM ) را “به جهت اينكه اينگونه پارك ها، پارك هاي ترافيكي هستند”، شبيه لوكوموتيو ، ماشين و ديگر علائم ترافيكي مي سازند كه در محوطه شني براي بازي بچه ها قرار دارد. ورود والدين به اين پارك ها آزاد مي باشد و به والدين اين امكان داده مي شود كه بتوانند از نزديك با آموزش كودكانشان آشنا شوند. كارتهايي جهت ثبت نام بچه هايشان به كلاس هاي آموزش ترافيك تشويق مي كنند.
نخستين پارك آموزش ترافيك در ايران توسط سازمان حمل و نقل و ترافيك تهران طراحي و اجرا شده و در سال 1381 مورد بهره برداري قرار گرفته است.
هندوستان – پارك ترافيك كودكان
محل : چنديگر (chandigah)
مساحت : 5 هكتار
تأسيسات : سالن نمايشگاه ، آمفي تأتر با 120 صندلي
محوطه : چمن ، باغچه ، درخت ، شبكه معابر
هدف هاي آموزشي : ادبيات ايمني ترافيك ، نمايشگاه ايمني راه ، نمايش فيلم هاي ويدئويي
ساعت كار : زمستان 8 صبح تا 6 بعد از ظهر و تابستان 8 صبح تا 7 بعدازظهر
آزمون رانندگي : سه بار در هفته روزهاي دوشنبه ، چهارشنبه و جمعه از ساعت 9 تا 10 صبح
آمار عملكرد : كودكان11842 نفر ، معلمان 401 نفر ، رانندگان ريكشاو 168 نفر ، آموزش عمومي 42586 نفر
فنلاند – پارك آموزش ترافيك كودك (torninon maki ) تورنينون ماكي
محل : مركز شهر jaakonpuisto (جاكونپويستو)
ساعت كار : سه شنبه تا جمعه 9 صبح تا 6 بعدازظهر شنبه 10 صبح تا 5 بعدازظهر
در تابستان از اول ماه مه تا 31 ماه اوت
تجهيزات : به غير از موارد معمول ، سرويس رفاهي رفت و آمد – تعداد 25 ماشين پدالي با 140 سانتي متر طول – به همراه مدرس جهت آموزش قوانين ترافيكي
چين –پارك آموزش ترافيك
محل : شين چون دونگ در سونگ پاگو (shinchun-dongsong pa-gu )
مساحت: 12755 متر مربع
تسهيلات : ترافيكي ،آموزشي ، سرگرمي ،تفريحي و ويژه
هدف : آموزش مقررات ترافيك شامل چراغهاي راهنمايي ، تابلوهاي ترافيك ،عبور از تقاطع ، عبور از پل ، زير گذر پياده ، تونل و جاده
گروه هاي استفاده كننده : كودكان پيش دبستاني (6-4 ساله )و دانش آموزان دبستان
ساعت كار: 9 صبح تا 6 بعدازظهر همه روزه بجز يكشنبه ها
كره : پارك ترافيكي ساساك (saesak)
محل : كانگسگو( kangseogu)
تجهيزات : گذرگاه ،پياده رو و عابر پياده و … شبيه خيابانهاي اصلي در شهر ساخته شده است. زمين بازي براي بچه ها و امكانات ورزشي براي بزرگسالان
هدف : آموزش ايمني براي عبور از راهها ، راه آهن ، خواندن علائم ترافيكي ، عبور كردن يا نكردن از خيابانها .
آمريكا : شهر ايمني مينياتوري
محل : گذرگاه پياده ،ايست گيت ( eastgate mall) يك شهر مينياتوري شامل شبكه راه ، ويترين ، مغازه ها ، تابلوي ترافيك ، تقاطع خط آهن ، چراغ راهنما و اتوبوس مدرسه.
يك جلسه سخنراني كوتاه همراه با نمايش در خصوص ايمني عابر پياده ، ايمني دوچرخه ، ايمني مسافر ، ايمني اتوبوس مدرسه و ايمني كودكان بطور كلي همراه با سوال و جواب در پايان كلاس و اعطاء گواهينامه حضور
اسكاتلند : كانون ترافيكي كودكان
هدف : كم كردن آسيب هاي كودكان
تجهيزات : زمين بازي براي كودكان ، بازيها و فعاليتهاي گوناگون و همچنين در كلاسهاي آموزش راه كه دوره هاي 3 ماهه است به كودكان كتابهايي داده مي شود كه اين كتابها شامل تصاوير ، داستان ، فعاليتهاي سرگرم كننده مي باشد،صفحه هايي وجود دارد كه كودكان مي توانند با كاغذهاي خود چسب كه همگي در زمينه ترافيك مي باشد، سرگرم شوند. نمودارهاي ديواري ، تخته هاي رنگي ، ضبط صوت و بادكنك هاي رنگي كه پيامهاي ايمني روي آن قرار دارد همگي وسايل آموزشي هستند كه در اين باره به كودك در جهت يادگيري مقررات رهنمايي و رانندگي و راه كمك مي كند. دعوتنامه هايي جهت ملحق شده به اين كلاسها و حضور در پارك ترافيكي در تابلوهاي اعلاميه بهداشت نصب مي شود تا كه والدين در جهت ثبت نام كودكان خود كه حداقل 3 ساله هستند اقدام نمايند. هيئت اجرايي اسكاتلند تمام بچه هاي 3 ساله كه در اسكاتلند زندگي مي كنند را به طور رايگان عضو مي پذيرد.
پارك ترافيك
محل : تويانو (toyano) در نزديكي زمين بيس بال تويانو.
تجهيزات : زمين بازي ، ماشين هاي گو كارت (Go–cart) و يك لوكوموتيو بخاري قديمي براي نمايش
ساعت كار : همه روزه بجز دوشنبه ها از ساعت 9 صبح الي 5 بعدازظهر
هزينه استفاده : ماشين تك صندلي 100 ين به ازاي هر كارت ، ماشين دو صندلي 50 ين به ازاء هر كارت.
ژاپن : پارك ترافيكي هيگاشي آساكاو ( higashi asakawa )
محل : غرب هاچيوگي ( hachiogi )
تجهيزات : دوچرخه در اندازه هاي مختلف – امكانات بازي براي بچه ها
هدف : آموزش قوانين ترافيكي در راهها شبيه آنچه در مدارس رانندگي تعليم داده مي شود.
ساعت كار دفتر : همه روزه غير از شنبه و يكشنبه بعدازظهر تعطيل مي باشد.
منابع و مراجع:
-- مجله تازه هاي ترافيك
-- سايتهاي مربوط به children traffic park
آموزش ترافيك
http://www.shirazcity.org/d_transportation/traffic-edu/park.htm
آیا تاکنون برای کودکتان دوچرخه نو خریدهاید؟ اگر این کار را کردهاید، قاعدتا باید مراقب امنیت او بوده و از او بخواهید مراقب خودش باشد.اغلب هنگامی که کودک برای اولین بار صاحب دوچرخه میشود، به نظر نمیرسد مسئولیتی در قبال مراقبت از دوچرخهاش بر عهده گیرد. در این گونه مواقع کودک نیاز به نصیحت دارد و شما میتوانید با کمی صبر و حوصله او را در مقابل دوچرخهاش مسئول بار آورید.قبل از هر چیز، کنار کودکانتان بنشینید و فهرستی از کارهایی را که او در مورد دوچرخهاش باید انجام دهد و کارهایی را که نباید انجام دهد تهیه نمایید.
کودک ممکن است لیست را در جایی از دوچرخه، درون جیب یا حتی درون کیفش بگذارد. بنابراین به راحتی به آن مراجعه کرده و پی میبرد برای آنکه دوچرخه داشته باشد و اصول ایمنی آن را رعایت کند باید این رهنمودها را به کار برد.برای کودکانتان توضیح دهید برای اینکه شخصی با یک هواپیمای بزرگ بپرد، لازمهاش دانستن مواردی است که بدون آنها او قادر نخواهد بود از زمین بلند شود.به کودک بفهمانید در صورتی که دوچرخهاش آسیب ببیند، شما قادر نخواهید بود دوچرخه دیگری برایش بخرید، حتی او نباید دوچرخه را به عنوان هدیه از کسی قبول کند. بنابراین کودک متوجه میشود که باید مراقب دوچرخهاش باشد.شما باید در مورد اصول ایمنی دوچرخه با کودکتان صحبت کنید.
منبع : سایت مرکز اطاعات و تخصصی حمل و نقل وترافیک
| |||||
| کلیه حقوق این سایت مربوط به مرکز اطلاعات علمی و تخصصی حمل و نقل و ترافیک بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است |
" بسم الله الرحمن الرحيم"
با سلامي دوباره، هميشه و هماره بر شما پويندگان راه حقيقت و جويندگان صراط مستقيم حقانيت، خدمتگزاران ميادين قلم و معرفت، مرزبانان هميشه بيدار و هوشيار اقاليم فرهنگ تشيع، سلامي به صداقت نسيم سحري، و روشني خورشيد بامدادي و گرماي مهر و دوستي و همدلي.
سلام بر شما، خواهر و برادر فرهيخته و ارجمندم، همكار مكرمم در نهاد كتابخانه هاي عمومي، سلامي به جوامع سلام و سِلم و سلامتي.
در پائيز زيبا و دل انگيز، پائيز هزار رنگ و خيال انگير، در آستانه روز كتاب و كتابخواني اين پيك همدلي و هم آوائي آماده شد. نامه اي كه قاصد مهرباني و ياري و هماهنگي است و تذكاري براي سپاس و سلام و گفتگوئي ديگر، تا جانهاي بيدار و انديشه هاي فعال احساس يگانگي و نزديكي و قُرب و مهرباني متقابلي را دوباره احياء كنند، شايد كه سبب انگيزش همتي والاتر و فعاليّتي پوياتر و هماهنگي بيشتري براي همه ما باشد.
به گفته آن بزرگ: بُعد منزل نبود در سفر روحاني، در هر كجاي از اين خاك پاك و سرزمين حماسه و ايثار و ايمان كه باشيم، دلهايمان با هم است و احساس تنهائي نمي كنيم.
اگر بر فراز بام ايران باشيم و يا در دل كوههاي البرز و زاگرس روزگار بگذرانيم و يا در وسعت دشتهايِ گسترده وطنمان زندگي كنيم و يا در كرانه كويرهاي گرم در خدمت به ملّتمان روز را به شب برسانيم، در هر جا و همه جا همه يگانه و يكدليم، خانواده بزرگ نهاد، نسبت به يكديگر مهربان و يك دستِ واحدند.
نه گذشت روزگار از اين همدلي مي كاهد و نه گردش ليل و نهار آنرا دگرگون مي كند. بلكه هرچه جلوتر مي رويم گسترده تر مي شويم و منسجمتر عمل مي كنيم.
هرروز كه مي گذرد تجربه مان افزون و همّتمان در اشاعه فرهنگ اسلامي – ايراني مان بيشتر و نشاط و تلاشمان گسترده تر مي شود.
از فصل ها مي گذريم تابستانمان پائيز مي شود و پائيزمان بهار، در اين تحوّلِ آفرينش، كلامي گويا براي گوش هاي شنوا نهفته است. اين اوراق دفتر عمر ماست كه آرام آرام ورق مي خورد و هر روز يك گام به پروردگارمان نزديك تر مي شويم.
آمدنِ فصل ها و در غبار ايام گم شدن پائيزها و بهارها بما مي گويد كه عمر را جز به خدمت و عبادت الهي نگذرانيم تا هرگز از خاطرات گذشته مان رنج نبريم، انشاءالله
امير مؤمنان عليه السلام فرمودند: خدا رحمت كند كسي را كه بداند از كجا آمده است، چرا آمده است و به كجا مي رود.
انساني كه بايد در پيشگاه الهي حاضر شود و جوابگوي اعمال خويش باشد، چگونه مي تواند عمر گرانمايه خود را به غفلت بگذراند؟
انساني كه مي داند اگر ازلي نيست اما ابدي است و براي او پاياني نيست، چنين انساني كه اعتقاد به عقوبت و پاداش الهي دارد و مي داند كه با مرگ به پايان نمي رسد. نمي تواند غافل باشد، نمي تواند كوشا نباشد، نمي تواند مثل دنيازدگان بي فرهنگ، بي ايمان، تمام عمر بدنبال لذّت طلبي و كامجوئي سرمايه حيات ابديّتش را پايمال كند.
صاحب اين نامه خودش و شما را به تقوي الهي سفارش مي كند و به خودش توصيه مي كند كه پا از دايرة فرامين الهي بيرون نگذارد. عادل و با تقوي باشد، ايمان و اعتقادش را با لذات دنياي فاني معاوضه نكند.
و تنها به زندگاني دنيايش نينديشد. قدري هم به ابديتش فكر كند. به روزي كه رازهاي پنهان آشكار مي شود و اعضاء و جوارح انسان به آنچه كه انجام داده ايم شهادت مي دهند، به روزي كه پرده از كارهاي بد و نيك فرو مي افتد و هركس در گرو عمل خويش است و هيچ عذري پذيرفته نيست.
باري، در فصل پائيز، اين نامه با ايّام متعلّق به كتاب و كتابخواني هماهنگ شد.
روزي در سال كه ما براي آن بيشتر از ديگران احساس مسئوليت مي كنيم، در واقع روز ماست، روزكتابخانه هاي كشور ماست كه به نوعي ما شايد متولّيان آن باشيم و خدمتگزاران آن هستيم.
تمام تلاش براي اين است كه سطح فرهنگ عمومي كشور ارتقاء داده شود. در اين راستا كار ما با بهترين هديه الهي و بزرگترين سرمايه بشري گره خورده است با كتاب و كتابخواني.
كتاب ارزشمندترين عنايت الهي است كه به فرزندان آدم ارزاني داشته شده است. آفريننده عالم و انسان وجود آدمي را به قدرت انديشه و دانائي و عقل از ديگر موجودات متمايز ساخت و در نشان دادن رفعت و ارزش و اعتبار علم و دانش براي انسان در كتاب مباركش قرآن كريم به قلم و به آنچه كه مي نويسد سوگند ياد كرد. ‹‹والقلم و ما يسطرون››
اين يادآوري و سوگند الهي عظمت كتاب و نوشتن را به ما نشان مي دهد تا بشريت راه كمال و انسانيت را دريابند و به سعادت دنيا و آخرت برسد.
در مقام و منزلت كتاب همين بس كه اعجاز ماندگار رسول الله صلي اله عليه و آله ، كتاب آسماني اوست. و لذا اگر شيوة بهتري در آموختن علم و دانش و دست يابي به ميراث انساني و آشنايي با نظام عبوديّت وجود داشت حضرت رحمان كتاب را بعنوان بهترين راهنما و دليل و سند و هدايت در گستره جوامع برنمي گزيد.
خدواند بزرگ در اوّلين آيات وحي اش بر رسول گرامي اسلام، خويش را چنين معرفي فرموده است: ‹‹الذي علم بالقلم›› پروردگاري كه با قلم به انسان آموخت اين آيه مبارك اهميت نگارش و كتاب را آشكار مي سازد. حضرت رحمان تبارك و تعالي براي هدايت انسان در كنار ‹‹اهل بيت›› كتاب را قرار داد. همانطور كه پيامبر اكرم صلي اله عليه و آله فرمود: من در ميان شما دو امانت گرانبها را به يادگار مي گذارم. ‹‹كتاب الله و عترتي›› كتاب خدا و اولياء الهي را، قرآن و اهل بيت را، با اين سفارش رسول گرامي ديگر احتياجي به مستنداتِ ، ديگري نداريم. با اين همه اهميت كتاب در فرهنگ و تفكر اسلامي در لابه لاي آيات، روايات معصومين، گفتار علما و دين و فرهيختگان به قدري گسترده و فراوان وجود دارد كه هيچ ميراث فرهنگي، ديگري به بلندي و رفعت آن نمي رسد.
مسلماً اگر كتاب و كتابت نبود هيچ ميراث علمي و فرهنگي بر جاي نمي ماند. براي دريافت شيوه علم و عمل گذشتگان هيچ راهي، رساتر و هموارتر و فراگيرتر از كتاب وجود ندارد. حتي در ميان همه هنرهاي بجا مانده در ميراث بشري، هنر مكتوب، كاملترين شيوة هنري براي انتقال مفاهيم به نسل هايِ ديگر است.
هر دستاورد علمي وقتي نوشته و مكتوب مي شود مي تواند پله اي براي ترقي و تعالي بيشتر نسل بعد باشد و اگر نوشته نشود گويا كه اصلاً نبوده است و بجاماندگان بايد خود به جستجو از پله اول شروع كنند.
قومي كه كتاب بيشتري مي خوانند از ديگر اقوام با فرهنگ تر و عالم تر و متمدن ترند. كتاب خواني بايد از همان سالهاي كودكي جزو عادات فرزندانمان بشود. خواندن كتاب مثل ديگر تفريحات سالم مي تواند عادت دائمي شود. اگر ما بتوانيم خواندن كتاب را در اولويت اول ايام فراغت فرزندانمان قرار دهيم، در كارمان موفق بوده ايم.
بسياري از تفريحات سالم، صرفاً جهت پر كردن ايام فراغت و يا آمادگي هاي جسماني است و جز همان پر شدن ايام فراغت بدون انحراف و بدآموزي بار مثبت ديگري ندارد. اما كتاب خواندن هم مي تواند دلبستگي ايجاد كند و هم كوله باري از دانستني ها را در حافظة خواننده جهت ارتقاء علمي و بسط فرهنگي به وديعه بگذارد و گنجينه اي ارزشمند براي ما بوجود آورد.
دنياي كتاب و كتاب دوستان، دنياي هميشه بهار است زيرا كتاب آئينه تمام نماي تجربه ها، آموخته ها و علوم گوناگوني است كه با سعي و رنج ديگران تهيه شده و به دست ما رسيده است و ما آنهمه زحمت و مرارت و رنج را به راحتي در دست داريم، گاهي يك كتاب حاصل يك عمر زحمت و تلاش و پژوهش دانشمندي است كه بدست ما رسيده است و اين نعمت كوچكي نيست و كالاي بي ارزشي هم نيست. بايد با خواندن كتاب و اضافه كردن دانسته هايِ خويش به ميراث گذشتگان احترام گذاشت و از اين ايثار فرهنگي كمال بهره را برد.
بزرگان فرهنگ گفته اند: ما براي رشد و كمال به دو عامل مهم انرژي و انگيزه نيازمنديم كه اين هر دو در كنار هم موجب تكامل روح مي شوند. كتاب خواندن هم مي تواند غذاي روح آدمي باشد و انرژي لازم را ايجاد كند و هم توانائي برانگيختن انگيزه اي قوي را داشته باشد.
لازم به تذكّر نيست كه هر نوشته اي داراي چنين قدرتي نيست. كتاب مفيد و سازنده مي تواند چنين نقشي را ايفا كند. آناني كه فيلسوف مآبانه مي گويند: هر كتابي به يكبار خواندنش مي ارزد، سخت در اشتباهند چه بسا كه كتابي عامل سقوط و تباهي فردي و جامعه اي را فراهم مي كند. هر كتابي به يك بار خواندنش نمي ارزد و عمر آدمي چندان طولاني نيست كه بتواند وقتش را در خواندن هر كتابي صرف كند. كتاب همانگونه كه هدايتگر انسان مي تواند باشد و اين هنر مكتوب در انتقال مفاهيم بهترين نتيجه را مي گيرد. به همان اندازه هم مي تواند گمراه كننده باشد و لذا بر كتابداران شناخت كتاب و سپس توصيه آن براي مراجعه كنندگان از اهم مسائل مبتلا به مي باشد.
پس همانگونه كه براي انگيزه و قدرت يابي، كتاب ضرورتي حياتي است. سالم بودن و مفيد بودن كتاب ضرروي تر از آنست.
روز كتاب و مطالعه براي ما كه هم نشين دائم كتاب هستيم فرصت مناسبي است تا ساعتي درباره پيشرفت كارمان بينديشيم و راه هائي را كه مي توان نسل حاضر را سوي مطالعه بيشتر راهنمائي كرد دوباره مرور كنيم. براي رسيدن به اين مهم ابتدا بايد از خودمان سؤال كنيم در روز چقدر وقت براي مطالعه مي گذاريم، چگونه و با چه ملاك و ارزشي كتابي را براي خواندن برمي گزينيم و با چه روشي به مطالعه مي پردازيم، آيا بهتر نيست كه قبل از آنكه كتابي را به مراجعه كننده معرفي كنيم خودمان قبـلاً آنرا خوانده باشيم تا بهتر بتـوانيم در معرفي كتـاب به نسل جوانمان مسلّط باشيم. در اين صورت صحت و سقم كتاب ابتدا براي خودمان روشن شده و سپس براي راهنمائي مطالعه كننده استفاده خواهد شد.
هرچه خودمان بيشر اهل مطالعه باشيم بر كارمان مسلّط تريم و توانايي بهتري در معرفي كتابها داريم. به بياني ديگر اگر مطالعه كتاب ركن مهّم ارتقاء فرهنگي است ابتدا ما بايد به فرهنگ والاتري دست يابيم. آنگاه آنرا به ديگران توصيه كنيم. گاهي مراجعه كننده از كتابداري مي پرسد آيا شما اين كتاب را مطالعه كرده ايد. متأسفانه كمتر كتابداري است كه خود با تعداد زيادي از كتاب ها آشنائي كامل داشته باشد. هرچند در نظر اول ممكن است كه خواندن هر كتابي براي كتابداران لازم نباشد كه همين طور هم هست اما آشنايي با تعداد معيني كتاب در زمينه هاي مختلف و شناخت ارزش و تأثير آن لازمه كار است و هرچه كتابداران ما بيشتر بدانند موفق ترند.
انديشمندان مي دانند ميزان پيشرفت فرهنگ در هر ملت و جامعه اي به ميزان مطالعة افراد آن جامعه بستگي دارد. هرچه مطالعه افزون شود. ارتقاء فرهنگي افزون مي شود. در اين راستا نقش كليدي كتاب داران در ارائه كتابهاي مفيد بر هيچكس پوشيده نيست و لذا شناخت آنان از كتابهاي عرضه شده گامي مهم در ارتقاء فرهنگ عمومي كشور است.
لازم به ذكـر نيست كه تـوجه به كتـاب، پائين نگاهداشتن قيمت آن، افـزايش يـارانـه هاي دولتي بـه نـاشران، تشكيل نمايشگاههاي كتاب از هـر سال در هـر استان به هـر فصل، پخش قدرتمند آن در اقصي نقاط كشور، هديه دادن كتاب هاي مفيد در سطح كلان در كشور براي اقشار كم درآمد، توسعه و تغذيه كتابخانه ها، ايجاد كتابخانه هاي جديد. سهل الوصول بودن كتابها در كتابخانه ها براي مراجعين، ايجاد جاذبه در جامعه بخصوص كودكان، نوجوانان و نسل جوان، توجه به كيفيت چاپ و تصوير و صفحه آرائي و نظارت بر سلامت و عدم فساد كتابهاي ارائه شده به جامعه، همه و همه از ديگر اركان باروري و پيشرفت و ارتقاء فرهنگ يك ملّت است.
همگي مي دانيم كـه اشتغالات روزمـره زندگي گاهي چنـان ما را غافل مي سازد كه بسياري از فرصت هاي كوتاه اما گرانبها را از دست مي دهيم بدون آنكه زيان جبران ناپذير آن را دريابيم. يكي از راههاي پيشگيري از اين ضرر فاحش مي تواند مطالعه كتاب در موضوعات مختلف مورد علاقه ما باشد.
آنهائي كه با دنياي كتاب و مطالعه الفت گرفته اند به خوبي از ارزش و قدر اين فرصت هاي كوتاه ناپيدا كه در همه زندگي ها وجود دارد آگاهند. زمانهاي محدودي كه در نگاه اول به چشم نمي آيند، امـا اگـر آنها را محاسبه كنيم، جمع بزنيم، در ماه ساعتهاي فراواني را بخود اختصاص مي دهند. از اين فرصت ها بخوبي براي مطالعه كتابهاي مورد علاقه مان سود ببريم. با توجه به اين فرصت هاي روزانه هم از آنها به بهترين وجه استفاده كرده ايم و هم به دانش و بينش خويش افزوده و هم توفيق بيشتري در كارمان دست آورده ايم.
بسياري از مشكلات، كسالت هاي روحي، افسردگي ها، سردرگُمي ها، پريشاني ها، مي تواند به وسيلة مطالعة يك كتاب جذّاب و سودمند مرتفع بشود. امروزه مطالعه درماني، يكي از راههاي پيشگيري در جلوگيري از افسردگي ها و كسالت هاي رواني شمرده مي شود.
انديشمندان گفته اند كه كتاب دريائي ژرف و گسترده است. هركس به فراخور حال و هواي خويش از آن بهره مي گيرد و استفاده مي كند. آنكه نشناخته و بدون علم و دانش و نياموخته تن به امواج آن بسپارد در طوفان كتابهاي ناسالم و منحرف كننده هلاك خواهد شد و بدست خويش عامل انحراف خويش را فراهم ساخته است كه گاه دنيا و آخرت او را هم تباه كرده است و لذا آن فردي بهترين بهره را در امواج اين زلال گسترده مي برد كه با دانائي و انتخابي درست تن به اين دريا بسپارد.
امواج جذاب كتابها، خواننده را در خويش غرق مي كند و لذا بايد دانست چه بايد خواند و چه كتابي را بايد انتخاب كرد:
در جائي خواندم كه نوشته بود:
قدم زدن در بوستان كتاب آنگاه لذت بخش است كه چشم بگشائي و لا به لاي گلهاي باغ آن، زيباترين ها را ميهمان آئينه دل كني، خواندن كتاب تنها مرور حروفي در پي هم هست، كتاب خواندن آنگاه ارزشمند و مفيد است كه انديشه و تفكّر به دنبال داشته باشد. اين همان عاملي است كه به مطالعه ارزش مي بخشد و آن را مفيد مي سازد. انديشيدن محك زدن مطالب كتاب در ذهن آدمي است و ماندگار كردن مطالب آن در انديشه و ذهن و اين قطره قطره دانستني هاي ماندگار است كه جمع مي شود و از روح دريائي پرگوهر و سرشار از علم مي سازد.
همانطور كه اشاره شد تنهائي، بي حوصلگي، افسردگي و كسالت مهمان هاي ناخوانده اي هستند كه گاه گاه به خانة وجودمان سر مي زنند و درونمان را به كدورت خود مي آلايند، ‹‹ اُنسِ با كتاب و همراهي با آن نگاهباني بر خانه دروني ماست كه راه را بر اين مهمان هاي ناخوانده مي بندد. همانگونه كه مولاي پرهيزكاران، اميرالمؤمنين علي(ع) فرمود: هركه با كتاب مأنوس شد هر رنج و غمي از او دور مي شود.
متأسفانه التفاتِ جامعه به رسانه هاي تصويري و كم حوصلگي آنان در خواندن كتابهاي حجيم سبب شده است كه فرهنگ سازان بيگانه از اين غفلت امكان استفاده و بهره وري داشته باشند و لذا بايد قدر و منزلت كتاب براي نسل حاضر در سطحي وسيع و گسترده روشن شود و دل بستگي آنان به مطالعه افزون گردد. شايد آنكه گفته بود: ميان حق و باطل فاصله همان قدر است كه ميان گشودن و بستن كتاب به اين مهم اشاره داشته باشد به هر حال كتاب ارزشمندترين ميراث فرهنگي ماندگار ماست كه هميشه روشنگر زندگاني ما در پهنة زندگاني بوده است و وسيله رشد و تعالي جوامع محسوب مي شود. افتخار ما اين است كه در فرهنگ و باور ديني ما – اسلام راستين›› بهترين و محبوب ترين راه رستگاري، تعالي، دانائي، كتاب شمرده شده است. همانگونه كه قرآن آسماني ما، خود سرلوحة پهنه اين تعليم ابدي براي انسانهاست.
با نگاهي بـه پيشينة فرهنگي مان، و تعداد كتـاب و كتـابخانه ها بعد از شكوفائي تمدن اسلامي در اين سرزمين و اهتمام دانشوران مسلمان و ايراني در عرضة آثار ارزشمند جهاني و سهم كامل ما در تمدن جهاني همه و همه اهميت كتاب و نويسندگان را در فرهنگ ما اشكار مي سازد.
و لذا وظيفه همه دانشوران و فرهيختگان و همه نهادهاي فرهنگي، هنري كشور است تا در توسعه گسترش و تقويت روزافزون كتاب و كتابخواني كوشا باشند. كليد پيروزي هاي آينده درهمين مسئله است. به واقع يك بسيج همگاني لازم است تا در توسعه كتاب و كتابخواني كمر همّت ببندند تا انگيزه خواندن برانگيخته شود و براي هركس در هر جا و در هر وقت كتاب به اندازه لازم عرضه شود.
در انديشه و معرفت ديني ما، كتاب و علم آموزي در رأس امور قرار دارد. در واقع اسلام دين دانش و معرفت و كتاب و فرهنگ است. ما پيشتازان عرصه كتاب و فرهنگ بوده ايم. ما پرچم داران كتاب و كتاب خواني در جهان بوده ايم و لذا مي بايست عقب افتادگي مان را با تلاش مضاعف و همتي مضاعف جبران كنيم. ما مي دانيم كتاب و مطبوعات در كشور ما در طول سالهاي فراواني كه بر اين ملت گذشته است فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر نهاده است. در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي راه براي ورود انديشه هاي الحادي، ليبراليستي، نيهيليستي، باز بود و حتي از سوي دولت ستم شاهي هم حمايت مي شد. در حاليكه نشر آثار و مفاهيم اسلامي به شدت كنترل مي شد و هر كتابي كه سبب بيداري جامعه و ارتقاء فرهنگ اسلامي مي شد حق چاپ نداشت. با شروع حكومت اسلامي و تحقق آزادي مطبوعات راه براي عرضه كالاهاي ارزشمند فرهنگي هموار شد. همه انديشمندان و آزادانديشان اين فضاي باز فرهنگي را مبارك مي دانند اما بايد هوشيار بود تا دست هاي پيدا و ناپيداي دشمنِ انسانيت و دين، نتواند از اين فضاي باز و آماده سوءاستفاده نمايد و نسلي را به انحراف بكشد. با توجه به آنچه كه معروض شد با نگاهي به آمار و ارقام كتاب و كتابخواني در جهان و كشورمان مي توان به جايگاه فعلي اين مهم دست يافت و ارتقاء آرام آنرا در سطح جامعه مشاهده كرد.
كشورهاي در حال توسعه، نزديك به 80 درصد جمعيّت جهان را تشكيل مي دهند اما كمتر از 30 درصد كتابهاي مصرفي جهان را توليد مي كنند و كمتر از اين نسبت نيز به كتابخواني مشغولند.
كشورهاي پيشرفته و تـوسعه يافتـه 20 درصد مـردم جهان را تشكيل مي دهنـد و 70 درصد كتابهاي جهاني را توليد مي كنند.
كشورهاي اروپائي حدود 15 درصد جمعيت جهان را تشكيل مي دهند اما در سال 1990 بيشتر از نصف كتابهاي مصرفي جهان را توليد كرده اند.
اروپا در سـال 1990 به ازاء هـريك ميليون نفر 802 عنوان كتاب نشر كرده است اما قاره آسيا به ازاء هر يك ميليون نفر 70 عنوان كتاب و قاره آفريقا به ازاء هر يك ميليون نفر 20 عنوان كتاب داشته است.
در كشور ما در سال گذشته حدود شصت هزار عنوان كتاب منتشر شده كه نسبت به سالهاي اول انقلاب چندين برابر بوده است و اين سير صعودي هم چنان ادامه دارد.
بر اساس سنجش انجام شده در كشور در سال 88 سرانه مطالعه كتاب شامل قرآن و ادعيه و كتابهاي غيردرسي در فضاي مجازي 05/30 دقيقه و سرانه مطالعه روزنامه 27/39 دقيقه و سرانه مطالعه نشريات 29/6 دقيقه و در نتيجه سرانه كل مطالعه به 01/76 دقيقه رسيده است. اين رقم با سرانه مطالعه كشورهاي پيش رفته فاصله زيادي ندارد ولي با توجه به پيشينه فرهنگي ما و پشتوانه دين ما كم است و ارتقاي آن كوشش همگاني را مي طلبد.
در خاتمه سالـروز كتـاب و كتـابخواني را بـه همه همكاران عـزيـز و بـزرگـوارم تبـريك مي گويم و توفيق روزافزون همگي را در خدمت به ملت سرافراز ايران از حضرت سبحان خواستارم.
منصور واعظي
دبيركل نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور
تعداد ۲۰۰۰ دانش آموز از کتابخانه عمومی شماره ۲ بهشهر به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی ( سال ۱۳۸۹ ) بازدید نمودن.
تعداد ۴۸۵۰ نفر عضو رایگان به مناسبت هفته کتاب ( شامل کارمندان بخشهای خصوصی و دولتی و دانش آموزان وسایر .. ).![]()
![]()
| |
|
عارف وصوفی بزرگ جهان اسلام، ابن عربی عشق را اصل هستی می شمارد و بدین سان جای شگفتی نیست که نظریة عشق، در سراسر نظام اندیشة عرفانی او، به شکلهای گوناگون آشکار می شود و وظیفه ای عمده، در کل نظام جهانی و نیز هستی انسان، بر عهده می گیرد. هانری کربن، نظریة عشق را نزد ابن عربی، به درستی دیالکتیک عشق می نامد و در این باره می گوید: از میان استادان تصوف، ابن عربی یکی از کسانی است که تحلیل پدیده های عشق را به حد نهایی رسانده اند. وی در ابن باره، یک دیالکتیک بسیار شخصی را به کاربرده است.
ابن عربی در چنـدین جا و به ویـژه در باب مـقام محـبت از فتوحات به تحلیل تفصیلی پدیدة عشق می پردازد. در آنجا ، پس از اشاره به اینکه دوست داشتن (حب)، مقامی الهی است و خدا خود را ودود ( بسیار دوست دارنده و مهربان ) نامیده است و نیز در خبر، خدا محب ( دوستدار ) نامیده شده است و به این حدیث پیامبر اشاره می کند که اِنّ اللهَ جَمیلُ یُحِبُ الّجَمالَ: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و آن را یک حدیث ثابت می نامد. از دیدگاه ابن عربی محبت دارای چهار لقب است: 1) حب (مهروزی یا دوست داشتن )، یعنی خلوص آن در دل و صفای آن از تیرگیهای عوارض. دوستدار در این میان دارای هیچ غرض و اراده ای در برابر محبوب خود نیست. 2) ودّ ( مهربانی بسیار ) که نامی الهی است ( ودود ) و از نعمتهای خداست و در او ثابت است. 3) عشق که همانا افراط در دوست داشتن است. در خبر آمده که خدا خود را به شدت دوست داشتن وصف کرده است، اما نامهای عشق و عاشق دربارة خدا بکار نمی رود. در عشق ، مهرورزی چنان به دوستدار روی می کند که با همة اجزاء وی در می آمیزد و او را سخت در بر می گیرد، زیرا واژه عشق، مشتق از عشقه ( گیاه پیچک ) است. 4) هوی ( خواهش و آرزو ) که همانا اختصاص دادنِ همة ارادة خود به محبوب و تعلق به اوست، در آغاز آنچه در دل روی می دهد. این نام نیز دربارة خدا به کار نمی رود. ابن عربی، لطیف ترین گونه مهر ورزیدن و دوست داشتن را، با تجربة شخصی خود، تحلیل می کند و می گوید: انسان عشقی مفرط و آرزو و خواهشی و شوقی قلق انگیز و شیفتگی و لاغری و روی گردانی از خواب و خوراک، در خودش می یابد و نمی داند اینها همه برای کیست. معشوق او نامعین است. پس از آن چنان اتفاق می افتد که برای وی ، در کشف ، یک تجلی روی می دهد و آن عشق بدان تعلق می گیرد یا کسی را می بیند و آن وجودی که در خود می یابد ، با دیدن وی ، به او تعلق می گیرد و آنگاه پی می برد که آن کس ، محبوب او بوده و وی از آن آگاه نبوده است این امر از نهانی ترین دقایق فرانگریستن و پیش آگاهی نفوس انسانها به اشیاء ، از پشت پردة غیب است. حالتی است مجهول که انسان نمی داند به چه کسی ، در چه کسی و به چه انگیزه ای شیفته و شیدا شده است. ابن عربی مرحلة دیگر را عشق به عشق (حبّ الحبّ ) نام می نهد ه آن پرداختن به خود عشق و منصرف شدن از متعلق عشق ، یعنی معشوق است. عاشق در این حالت ، چنان سرگرم به خود عشق است که خود را از معشوق بی نیاز و روی گردان می یابد. ابن عربی می گوید: نظریات دربارة تعریف عشق ، گوناگون است. از عشق هیچ تعریف ذاتی که بدان شناخته شود ، ممکن نیست و تصور ناپذیر است ( همانجا ) ، اما با حدود رسمی و لفظی می توان آن را تعریف کرد ، همین و بس. هر کس که عشق را تعریف کند ، آن را نشناخته است و هر کس که آن را ننوشیده و نچشیده باشد ، عشق را نشناخته است. آن کس که می گوید من از عشق سیراب شدم ، آن را نشناخته است. عشق ، نوشیدن بی سیراب شدن است. بایزید بسطامی گفته است: مرد آن کسی است که دریاها را جرعه جرعه بنوشد ، رد حالی که زبانش هنوز از تشنگی از دهان بیرون و بر سینه اش افتاده باشد. ابن عربی به حالت و وضعیت ویژه ای اشراه می کند که در آن ، عشق ، عاشق را یکباره و یکارچه در بر می گیرد و او را در خود مستغرق می سازد. اما عشق تنها هنگامی همة عاشق را در خود مستغرق می کند که محبوب او خدا یا یکی از هم نوعان او باشد. از این روست که انسان بذاته ، تنها با کسی برابری می کند و او را دوست می دارد که به صورت او باشد. آنگاه هیچ جزیی در وی نیست ، مگر که همانند آن در محبوب یافت می شود... ظاهرش در ظاهر محبوب و باطنش در باطن محبوب ، شیفته می شود. از اینجاست که خدا ظاهر و باطن نامیده شده است. بدین سان ، محبت ، انسان را در خدا و هم نوعان خودش مستغرق شدن او در عشق ، هنگامی که خدا را دوست میدارد ، از این روست که انسان به صورت خدا آفریـده شده است و حضرت الهی را با همة ذات خودش ، پذیرا می گردد و از این رو همة نامهای الهی در وی آشکار می شوند و وی بد آنها متخلق می شود. از سوی دیگر، اگر عشقش به خدا تعلق گیرد و محبوبش خدا باشد، فنای او در عشقش به حق شدیدتر از فنای او در عشق به هم نوعان خویش است، زیرا هنگامی که انسان یکی از هم نوعانش را دوست میدارد، در غیاب او از ظاهر محبوب بی بهره بوده است، مانند خوراک برای تن است که بدان رشد می کند و هر چه مشاهده اش افزون شود، بر عشقش افزوده می شود و از این روست که شوق با دیدار، آرام می گیرد و اشتیاق با دیدار برانگیخته می شود. این همان احساسی است که عاشق هنگام رسیدن به معشوق، در خود می یابد و از دیدار او سیر نمی شود و ولع او کاستی نمی گیرد و هر چه به او می نگرد، بر وجد و شوقش افزوده می گردد. نکتة توجه انگیز دیگر، در نظریة عشق ابن عربی، اشارة او به ناسازگاری یا ناهمسازی میان عقل و عشق است: هر عشقی که در عاشق، عقلی یا تعلقی باقی گذارد که جز به محبوبش بیندیشد، عشق ناب نیست و حدیث نفس است که گفته اند: خیری در عشقی نیست که با عقل تدبیر کند. ابن عربی، ناسازگاری میان عشق و عقل را چنین تحلیل می کند که عشق بر نفوس چیره تر از عقل است و این از آن روست که عقل، دارندة خود را مقید می سازد، در حالی که از اوصاف عشق گمراهی و سرگشتگی ( حیرت ) است و حیرتهم با عقلها ناسازگار است، زیرا عقل موجب جمع انسان و حیرت موجب پراکندگی وی است. از گمراهیهای عاشق، یکی این است که می پندارد که محبوب او در چشم هر کسی نیکوست و در آن می بیند که عاشق در او می بیند، این حیرت است. گمراهی دیگر عاشق این است که در گزینش راههایی که او را به محبوبش می رساند متحیر است و با خود می گوید: این کنم یا آن کنم تا بدان وسیله به محبوبم برسم. وی همچنان در سرگستگی است. زیرا می پندارد که بذت حسی در کنار محبوبش بیشتر از آن لذت در خیال است و این به سبب چیرگی تیرگی درون بر چنین عاشقی است که از لذت تخیل در خواب غافل است، چه این لذت بیشتری دارد تا خیال، چون اتصال بیشتری از خیال به محبوب دارد، همان گونه که اتصال با خیال نیز شدیدتر از اتصال با بیرون، یعنی محسوس است، اما لذت عاشق به معنی اتصالی قوی تر از خیال به محبوب دارد. ابن عربی سرانجام نتیجه میگیرد که عشق با عقل در یک محل گرد نمی آید. پس ناگزیر، حکم عشق با حکم عقل در تناقض است. عقل سخن می گوید. اما جنون عشق لال است. در این میان، ابن عربی با اشاره به دوست داشتن خدا، با تأکید بر اینکه اخبار شریعت انگیزة دوست داشتن حق شده است، می گوید: اگر نبود شریعتی که اخبار الهی را بیاورد، هیچ کس خدا را نمی شناخت و اگر ما می ماندیم و ادلة عقلی که به گمان خردورزان به آگاهی به ذات حق رهنمون می شود که او چینی و چنان نیست، هیچ مخلوقی او را دوست نمی داشت. تنها هنگامی که خبر الهی به زبان شرایع به ما رسید که خدا چنین و چنان است، یعنی از اموری خبر داد که ظاهرهای آنها با دلیلهای عقلی تناقض دارد. آنگاه ما او را به سبب این صفات ثبوتی، دوست داشتیم. خدا شناخته نمی شود، مگر به آنچه خودش دربارة خودش خبر داده است که او را دوست میدارد. به ما رحمت، رأفت و شفقت دراد، برای اینکه ما او را تصور کنیم و او را در برابر دیدگانمان، در دلهایمان و در قبله مان و در خیالمان، در آوریم، چنانکه گویی او را می بینیم، نه بلکه او را شناخته باشیم. هستند کسانی که او را می بینند و به او نادانند از سوی دیگر، همان گونه که خدا به غیر خود نیازمند نیست، به همین سان، در موجودات، جز خودش را دوست نمی دارد.او در هر معشوقی بر چشم هر عاشقی، ظاهر است. هیچ موجودی نیست که عاشق و دوستدار نباشد. جهان همه عاشق و معشوق است و همه به او بازمی گردد. هیچ کس جز آفرینندة خود را دوست نمی دارد، اما خدا، در عشق معشوقان و نیز در زر و سیم و جاه و مقام، پنهان میماند. بدین سان در جهان همه چیز محبوب است. شاعران سخنانش را دربارة عشق به موجودات هدر داده اند و نمی دانند که معشوق واقعی کیست، اما عارفان شعری، غزلی و مدیحی نمی شنوند که خدا را در آن، از پس پردة صورتها، نیابند و سبب این هم رشک (غیرت ) الهی است که نمی خواهد کسی جز او دوست داشته شود، زیرا سبب عشق، زیبایی است و خدا دارای آن است. زیبایی به سبب خود دوست داشتنی است. خدا هم زیباست و زیبایی را دوست میدارد، پس خودش را دوست می دارد. از سوی دیگر، ابن عربی نظریة بسیار تیجه انگیزی را مطرح می کند که در آن خصلت دیالتیکی عشق را نشان میدهد. بنابراین نظریه، عشق تعلقی ویژهاز تعلقات ارادهاست و نیز عشق، جز به معدوم غیر موجود تعلق نمی گیرد. اما هنگامی که می گوییم عاشق وجود محبوب را می خواهد و محبوب در حقیقت معدوم است مقصود این است که محبوب برای عاشق، همانا اراده ای است که اتصال به این شخص معین را، موجب می شود. پس عشق در آن لحظه، جز به معدومی از این شخص، تعلق نمی گیرد و عاشق چنین می پندارد که عشق او متعلق به شحص است. در حالی که چنین نیست و این است آنچه وی را برای دیدار و روبه رو شدن با محبوب بر می انگیزد. اما اگر کسی بگوید که من همنشینی با همدمی یا سخن گفتن با شخصی را دوست می داشتم و همه اینها روی داد و با وجود این، عشق با وصال، از میان نرفت و بنابراین نمی توان گفت که متعلق عشق معدوم است، در پاسخ او می گوییم که تو خطا می کنی، زیرا هنگام وصال متعلق عشق تو، نه به حال حاصل است، بلکه به دوام حاصل و استمرار آن است.دوام و استمرار آن است. دوام و استمرار هم، در آن هنگام معدوم است و هنوز به هستی در نیامده است و مدت آن نیز پایان ندارد. پس عشق، در حال وصال، جز به معدومی تعلق نمی گیرد که همانا دوام آن است. در قرآن آمده است که یُحبُّهمُ وَ یُحبّونَهُ: ( خدا ) ایشان را دوست می دارد و ایشان دوستش می دارند ( مایده 54 ). در اینجا ضمیر غایب و فعل مستقبل آمده و متعلق دوست داشتن به غایب و معدوم افزوده شده است. چه هر غایبی، معدوم و اضافی است. ابن عربی سپس به یکی از اوصاف ویژة عشق اشاره می کند که بار دیگر خصلت دیالتیکی آن را نشان میدهد. این ویژگی این است که عاشق در عشق خود، به سبب اختیار، دو ضد را جمع می کند تا درست آید که او به صورت خدا آفریده شده است و این فرق میان عشق طبیعی و عشق روحانی است و تنها انسان است که این دو را جمع می کند. جانوران دوست میدارند، اما دو ضد را جمع نمی کنند، بر خلاف انسان که در عشق خود دو ضد را جمع می کند، زیرا به صورت خداست و خدا خود را به دو ضد وصف کرده است و می گوید که او اول و آخر و ظاهر و باطن است اما چگونگی جمع عشق میان دو ضد این است که از صفات لازمة عشق، دوست داشتن و وصال و اتصال به محبوب است و نیز دوست داشتن آنچه محبوب دوست می دارد، اما محبوب هجران را دوست میدارد. اگر عاشق هجران را دوست میدارد. اگر عاشق هجران را دوست بدارد، کاری میکند بر خلاف اقتضای عشق، چون عشق خواهان وصال است، اما اگر وصال را دوست بدارد، باز هم کاری بر خلاف اقتضای عشق کرده است، چون معـشوق وصال را نمی خواهد. از سوی دیگر، عاشق آن را دوست می دارد که معشوق دوست می دارد که معشوق دوست می دارد، اما در اینجا این کار را نکرده است و عاشق در هر دو حال مغلوب پس غایب جمع میان آن دو این است که عاشق هم هجرانی را که محبوب آن را دوست می دارد، دوست بدارد، هم وصال را دوست بدارد. ابن عربی، در پیوند با نقش خلاق خیال در عشق، به رویاررویی مجنون و لیلی می پردازد و به این نکته اشاره می کند که در عشـق طبیـعی گاه صـورت مجنون در خیال عاشق، با صورت بیرونی او در هم می آمیزد و چون آو دو صورت در خیال عاشق سخت به هم نزدیک شوند و مانند هوا به بیننده، به خیال عاشق بچسبند، عاشق محبوب را در خیالش جست و جو می کند و او را در نمی یابد و به سبب نزدیکی زیاد، گویی نمی تواند او را تصور کند و از این رو، مانند کسی که محبوبش را از دست داده است، دچار خستگی پریشان فکری و سرگشتگی می شود. آنگاه، ابن عربی می گوید: مجنون هنگامی که در همة سخنانش فریاد می زد: لیلی لیلی، در چنین مقامی بود، گویی خیال می کرد که او را گم کرده و از دست داده است، در حالی که چنین نبود، بلکه نزدیکی صورت تخیل شده، به افراط رسیده بود، چنانکه لیلی را مشاهده نمی کرد و از این رو در جست و جوی او بود، مانند کسی که چیزی را گم کرده است. از اینجاست که هنگامی که لیلی ، نزد وی آمد و صورت ظاهر او با صورت باطنی تخیل شده ای که مجنون در خیال خود از وی داشت، مطابق نبود، چون او را دید، گویی او را مزاحم آن صورت خیالی یافت که از او داشت و ترسید که آن صورت خیالی را گم کند و از دست بدهد. از این رو رو به لیلی گفت: از من دور شو، عشق تو مرا از تو منصرف کرده است. مقصودش این بود که آن صورت خیالی، همان عین عشق است و از این رو همچنان در جست و جوی لیلی بود. ابن عربی به یک نکتة بسیار توجه انگیز دیگری در دیالتیک عشق اشاره می کند و آن اینکه نفوس انسانها، در سرشت خود، دوستدار سروری و ریاستند و عاشق، با عشق خود، بر ده و مملوک معشوق است و معـشـوق سـروری نیـست، جز به وجود این عـاشـق. معشوق به عاشقش به آن اندازه عشق می ورزد که به سروری خود عشق می ورزد و از ناشکیبایی عاشقی که در جست و جوی اوست، آرامش خاطر می یابد و در ظاهر به عاشق تکبر می فروشد، در حالی که باطناً طالب اوست و در هستی کسی را مانند او نمی بیند، زیرا عاشق، ملک اوست. در اینجا گفتنی است که ابن عربی، گفتة یکی از عارفان را دربارة مجنون می پذیرد که گفته است مجنون از عاشقان خدا بوده و لیلی را حجاب خویش نهاده بوده است... کار عاشق این است که چون معشوق در آید بیـهوش و سـراسیـمه و پریشـان شود، در حالی که مجـنون نه پریشان می شود و نه خود را می بازد، بلکه به لیلی می گوید: از من دور شو. پس بعید نیست که مجنون عاشق خدا بودده است، زیرا خدا را بندگان و دوستان ویژه ای است. ابن عربی عشق را به سه گونه تقسیم می کند: عشق طبیعی، عشق روحانی و عشق الهی، عشق طبیعی، عشق عوام و هدف آن یگانه شدن در روح حیوانی است، چنانکه روح هر یک از عاشق و معشوق، روح یار او می شود، آن از راه لذت بردن و انگیزش شهوت و سرانجام عملی آن نکاح است. عشق روحانی نفسی، هدفش همانند شدن به محبوب با قیام به حق محبوب و شناختن ارزش اوست. عشق الهی عبارت است از حب خدا و بنده و حبّ بنده به پروردگارش، چنانکه خدا می گوید: ایشان را دوست می دارد و ایشان او را دوست می دارند سرانجام آن، این است که از یک سو بنده مطهر بودن خود را برای حق مشاهده کند، در حالی که برای آن حق ظاهر، مانند روح برای جسم است که باطنش در روح نهفته است وهرگز ادراک نمی شود و جز به دوستدار آن را مشاهده نمی کند. از سوی دیگر، حق نیز مظهری برای بنده می شود و به آنچه بنده به آن متصف است - از حدود و مقادیر و اغراض متصف می گردد و بنده را مشاهده نمی کند و در آن هنگام، بنده محبوب حق می شود. انگیزة عشق الهی از نام الهی جمیل ( زیبا ) و نور است. نور خدا به سوی اعیان ممکنات پیش می رود و تاریکی نظر آنها را به خودشان و امکانشان، از آنها دور می سازد و برای آنها دیده ای پدید می آورد که همان دیدة خود اوست، زیرا جز با آن دیده، نمی بیند. آنگاه با نام جمیل بر آن عین تجلی می کند و آن عین به او عشق می ورزد و مظهری برای او می گردد و در حق پنهان و از خود فنا می شود و نمی داند که دوستدار خداست یا از خدا به خود پرداخته است. او در این حالت نمی داند که مظهر حق است و در خودش چنین می یابد که دوستدار خویش است، زیرا در سرشت هر چیزی است که خودش را دوست بدارد. هیچ ظاهری یافت نمی شود، مگر که در عین ممکنی باشد. خدا را جز خدا دوست نمی دارد و بنده متصف به دوست داشتن نیست. هر دوستداری جز خودش را دوست نمی دارد و از این روست که حق خود را دوستدار مظاهر وصف کرده است. مظاهر هم در عین خود، عدمند و محبت به آنچه ظاهر شده و خود حق ظاهر در آناست، تعلق می گیرد واین نسبت میان ظاهر و مظاهر، همان دوست داشتن است. اما چنانکه دیدیم، متعلق عشق، عدم است و در اینجا متعلق آن نسبت و پیوند، دوام است، دوام هم واقع نیست، زیرا پایان ندارد و آنچه پـایـان ندارد، متـصـف به وقـوع نمی شود. ابن عربی در اینجا به نکـتة ظریفی اشاره می کند و می نویسد: گفته می شود که ممکن نیست کسی خدا را دوست بدارد، زیرا ممکن نیست که اصلاً نسبتی میان حق با وی یا با آنچه در آن نسبتی از عدم است، موجود باشد، در حالی که می دانیم که متعلق عشق، عدم است. پس هیچ عشقی از سوی مخلوق به خدا تعلق نمی گیرد، ولی عشق خدا به مخلوق تعلق میگیرد، زیرا مخلوق، معدوم است، پس مخلوق همیشه و همواره، محبوب خداست و چون وجود مخلوق با اینکه خدا او را دوست بدارد، تصورپذیر نیست. این حقیقت به دست می آید که مخلوق مظهری برای حق باشد، نه ظاهری. ابن عربی به تحلیل تفصیلی هر یک از عشقهای سه گانه می پردازد که فشردة آن چنین است: عشق الهی آن است که خدا ما را برای ما و برای خودش، دوست دارد. نشانة حب او به گفتة اوست که: دوست داشتم که شناخته شوم و آفریدگان را آفریدم و به ایشان شناسانده شدم و ایشان مرا شناختند . بدین سان او ما را جز برای خودش و جز برای اینکه ما او را بشناسیم، نیافرید، مهر خدا به ما این است که ما را به مصالح این جهانی و آن جهانی ما آشنا کرده است و دلیلهایی برای شناخت خود بر ما آشکار کرده است تا او را بشناسیم و به نادان نمانیم، سپس به ما رزق و نعمت ارزانی داشته است. از سوی دیگر، عشق الهی این است که ما خدا را دوست بداریم، زیرا او می گوید: ایشان را دوست می دارد و ایشان هم او را دوست بدارند . مهر او به ما غیر از عشق ما به اوست. عشق ما انسانها، بر حسب حقیقت ما، بر دو گونهاست که یکی عشق روحانی و دیگری عشق طبیعی نامیده می شود، عشق ما به خدا از هر دو گونه با هم است. عشق ما به خدا را می توان چهار گونه دانست: یا ما او را برای او دوست می داریم یا برای خودمان یا برای هر دو یا برای هیچ یک از آنها. ابن عـربی می گـوید: عشق صفـتی نفـسی برای عـاشق است. اگر بگویند ما می بینیم که عشق زوال می پذیرد، می گوییم نه، زیرا زوال آن جز به زوال عاشق از هستی، محال است و چون عاشق هم از هستی زایل نمی شود، پس عشق هم زایل نمی گردد. آنچه زوال عشق پنداشته می شود، تعلق عاشق به محبوبی ویژه است که ممکن است آن را تعلق ویژه، یعنی آن علاقه به محبوب معین، زایل گردد و به محبوبی دیگر یا به محبوبهای بسیار، تعلق گیرد و پیوند میان عاشق و محبوب ویژه، گسسته شود. اما عشق، در خودش موجود است، زیرا عشق، عین عاشق است و زوال آن محال است. عشق، خود عاشق است و عین او، نه صفت معنایی در او که ممکن باشد از میان برداشته شود و حکم آن نیز در پی آن از میان برود. علاقه، نسبتی میان عاشق و معشوق نیست، اما از شأن محبوب این است که معدوم باشد و ناگزیر باید یا آن معدوم یا وقوع آن را در موجودی ایجاد کرد، زیرا محبوب، متصف به وجود نیست، بلکه متصف به وقوع است. ابن عربی هدف از عشق روحانی را اتحاد ( یگانگی ) می داند، چنانکه ذات محبوب، عین ذات محب و ذات محب، عین ذات محبوب گردد و در این حالت درست است که هر یک از آن دو بگوید که من آن کسم که دوستش دارم و آن کس که دوستش می دارم، من است ( اَنَا مَن اَهوی وَ مَن اَهوی اَنَا شعر منسوب به حلاج ). این هدف عشق روحانی در صورتهای طبیعی است. چنانکه دیدیم، ابن عربی گونة سوم عشق را عشق طبیعی می نامد. عشق طبیعی نیز، عشقی همگانی است. زیرا آنچه تا کنون دربارة عشق و موصوفان به آن گفته شد، بر این پایه است که ایشان صورتهای طبیعی را، بنابر آنچه حفایشان می دهد، پذیرا می شوند و در عشقشان متصف به اموری می شوند که صورتهای طبیعی بدآنها متصف می گردند، مانند وجد، شوق، اشتیاق، عشق به دیدار محبوب، دیدن او و پیوستن به او. اخبار صحیح بسیاری هم در این باره آمده است که باید به آنها ایمان داشت، مانند این گفتة پیامبر (ص) : مَن اَحَبَّ لِقاءَ اللهِ ، اَحَبَّ اللهُ لِقایهُ : هر که دیدار خدا را دوست بدارد. خدا دیار او را دوست می دارد. امیر عزیزالدین مقالات ارسالی به آفتاب |
منبع : سایت جوان امروز
پاسخ ابن عربی
در آثار شیخ اكبر شاید نتوان آن پرسش را به گونهای صریح با پاسخی مستقل پیدا كرد؛ اما چنانكه پیش از این ذكر شد وی در یكجا سبب عشق را، مال میداند و در جای دیگر ذیل پرسش از منشأ عشق میگوید كه عشق از تجلی خدا در اسم جمیلاش ناشی میگردد.
در نگاه بدوی به این دو مطلب، شاید چنین به نظر رسد كه ابن عربی جمال را مقدم بر عشق میداند اما وقتی وارد تفصیل بحث میشویم و به جزییات آن نظر میكنیم روشن خواهد شد كه مطلب به این سادگی نیست و بسیار پیچیده و ظریف است.
در جایی وی این پرسش را طرح میكند كه: «ما كأس الحبّ؟»(62) (جام عشق چیست؟) مراد وی از «جام عشق» ظرفی است كه محبت در آن حلول میكند و متجلی میشود. پاسخ او این است كه «جام عشق، قلب عاشق است نه عقل و حس او»(63). اكنون اگر از او بخواهیم برای او توضیح دهد كه چرا قلب، جایگاه حلول عشق است، خواهد گفت كه رفتار و كردار محبوب متنوع است و «هر لحظه به رنگی بت عیار درآید»؛ عقل و حس گرفتار قیودند و تختهبند محدودیت خویش؛ از این رو نمیتوانند ظرفی مناسب برای قبول مظروفی پركرشمه و هزار چهره باشند. (64) علاوه بر آن «عشق، احكامی فراوان، مختلف و متضاد دارد و هیچ قوهای از قوای انسان، این احكام را برنمیتابد مگر آنكه توان آن را داشته باشد كه همراه با آن احكام متضاد عشق، در انقلاب و تحول باشد و تنها قلب است كه این توان را دارد».(65)
قلب همانند ظرفی بلورین و شفاف، همواره در حال پذیرش تنوع الوان مایعاتی است كه درون آن ریخته میشود و آماده است كه به رنگ آنها درآید چرا كه رنگ عشق، رنگ معشوق است.(66)
بنابراین تقید و محدودیت عقل و حس به آنها اجازه نمیدهد كه وارد حوزه محبت و عشق شوند. اكنون اگر نتایج مباحث مربوط به عقل و قلب را- كه در بخش دوم همین رساله آمده است و مطابق آن جایگاه ادراك و معرفت از عقل سلب شده و به قلب انتقال یافته- به نتیجه بحث حاضر ضمیمه كنیم، حاصلش این خواهد بود كه عقل، نه قادر به معرفت و ادراك زیبایی است و نه توان قبول عشق را دارد. جمال و زیبایی معشوق بر قلب تجلی میكند؛ عشق پیدا میشود؛ آنك همه قوا و نیروهای انسان، معشوق و همه متعلقاتش را زیبا میبیند.
اكنون همه سخن در این است كه تجلی جمال و زیبایی بر قلب، چگونه صورت میگیرد و سازوكار آن چیست؟
چنین به نظر میرسد كه پاسخ صریح از ابن عربی در این باره وجود ندارد، اما از مجموعه مباحثی كه در باب عشق و زیبایی دارد میتوان چنین استنباط كرد كه این، عاشق نیست كه معشوق را برمیگزیند، بلكه معشوق و محبوب است كه عاشق را انتخاب میكند و جذب مینماید. در اینجا وضعیتی رازناك و اسرارآمیز وجود دارد یعنی وضعیت وجودی شیء یا شخص مورد علاقه در یك آن، با نگاه خاصی گره میخورد و صاحب نگاه را به سوی خویش جذب میكند و نطفه عشق منعقد میگردد. آنك قوة خیال دست به كار میشود و به تولید زیبایی و عشق میپردازد.
ابن عربی عشق را دارای سه مرتبه میداند: طبیعی، روحانی و الاهی(67). این سه مرتبه، بیان مراتب عشق در قوس صعود است و در طول یكدیگر قرار دارند. عشق طبیعی، عشق عوام است و غایت آن اتحاد روح حیوانی است. عشق روحانی امری درونی است و غایت آن تشبه به محبوب است همراه با ادای حق او و شناخت قدرش و عشق الاهی حبّ خداست نسبت به عبد، و حبّ عبد است نسبت به خدا چنان كه فرمود: «یحبهم و یحبونه».(68)
شیخ اكبر این سه مرتبه از عشق را به تفصیل مورد بحث قرار میدهد ولی در مسئله موردنظر، ما صرفاً رأی او را درباره عشق طبیعی كه پایینترین مراتب عشق است بررسی میكنیم. زیرا وقتی رابطه عشق و زیبایی را در این مرتبه، كه جمال معشوق، سهلتر از مراتب بالاتر قابل ادراك است، معلوم كردیم، این رابطه به طریق اولی در مراتب دیگر وجود خواهد داشت.
عشق طبیعی همان است كه بسیاری از انسانها به نحوی آن را تجربه میكنند و با آن آشنایند. ابن عربی شرط عشق طبیعی را آن میداند كه عاشق و دلداده از عالم طبیعت باشد اعم از اینكه معشوق و دلدار در عالم طبیعت باشد یا در ورای آن.(69) از نظر وی سبب و عامل عشق طبیعی یا دیدن است یا شنیدن(70). یعنی این عشق یا مولود دیدن است- آنگاه كه محبوب نیز از عالم طبیعت باشد- و یا معلول شنیدن- آنگاه كه محبوب، نامرئی و در ورای طبیعت باشد.
بدین گونه ابن عربی شروع عشق در جهان طبیعت را با دیدن و شنیدن میداند اما همه سخن در این است كه یك دیدن یا شنیدن- كه به نظر میرسد ابزار ارتباط با زیبایی و جمال است و در خرمن هستی عاشق نخستین جرقه را تولید میكند و میرود تا وجود او را شعلهور سازد- قدرت آن را ندارد كه همه زیبایی و جمال معشوق را به عاشق منتقل كند. پس چگونه است كه گاه حتی یك دیدن یا یك شنیدن، میتواند عشقی پایدار و استوار پدید آورد؟ اینجاست كه وی چگونگی پیدایی عشق را چنین تبیین میكند كه: یك نگاه یا یك سماع به تنهایی و با صرفنظر از سایر عوامل، قادر نیست عشق پدید آورد شاید بدان جهت كه مجرای نظر و سماع، تنگتر و كوچكتر از آن است كه بتواند جمال محبوب را به بیننده یا شنونده انتقال دهد. از این رو قوهای دیگر باید پادرمیانی كند و آن نظر یا سماع را یاری دهد كه شراره عشق پدید آورد و آن قوه، خیال است. آری خیال پا در میان مینهد و نگاه عاشق را یاری میكند – اگر محبوب دیدنی باشد- یا گوش او را مدد میرساند- اگر محبوب نادیدنی باشد- و چنان صورتی از او میسازد كه گاه با صورت واقعی محبوب بسیار فاصله دارد و در حقیقت، عاشق دلداده صورتی میشود كه خود در خیال خویش آفریده است و در آتش عشق آن صورت خیالی میسوزد. «همین احتراق و سوختن است كه باعث رشد و نمو صورت محبوب در خیال میشود.»(71)
همین نیروی خلاقیت خیال است كه دم به دم بر حسن وجمال معشوق میافزاید. (72) بدینگونه آن مقدار از جمال كه به نحوی اسرارآمیز و غیرقابل توصیف، از راه چشم یا گوش قابل انتقال بوده توانست جرقه عشق را بیفكند؛ اما این عشق بود كه به مدد قوه خیال كار خویش را آغاز كرد و به تولید زیبایی و پرورش آن پرداخت و بالاخره سر از آنجا درآورد كه معشوق، بتی شیرین حركات گردید كه نه تنها خودش كه همه متعلقاتش حتی خاك كوی او و دیوار كوچههایش خوب و دوستداشتنی شد.
«از كوچه محبوب گذر كردم و مستم
گو خلق بدانند كه من كوچه پرستم»
آنچه بیان شد توصیف عشق طبیعی بود. اكنون اگر فراتر از آن رویم و به قلمرو عشق روحانی والاهی گام نهیم، تقدم شكوهمند عشق بر جمال و زیبایی به وضوح عیان خواهد شد. ابنعربی، منشأ عشق را تجلی خدا در اسم جمیل میداند(73)، اما قائل است كه سبب تجلی، خود حبّ و عشق است. (74)
در همین وادی عشق است كه ابن عربی بر اهمیت و شرافت شنیدن و سماع تأكید میكند و آن را به مراتب برتر از رؤیت و دیدن میداند. ممكن است عشقهای طبیعی و مجازی مولود نظر باشد، اما عشق به خدا، بر اثر خبر و شنیدن كلام الاهی حاصل میشود.
«حبی لغیرك موقوف علی النظر
الا هواك فمبناه علی الخبر»(75)
(گرچه غیر تو را با دیدن دوست دارم اما دلدادگیام به تو مبتنی بر شنیدن است).
نیز میگوید:
گوش عاشق میشود چشم نیز. اما بسیار فرق است میان عشق چشم و عشق گوش.
گوش، عاشق آن چیزی میشود كه وهم {یعنی خیال} من، آن را به تصویر میكشد و چشم، دلداده صورتهایی میشود كه محسوس است.(76)
بنابراین همه جمال و زیبایی را باید درون عشق جستجو كرد؛ زیرا عشق هم زیباست و هم زیبایی و جمال به وجود میآورد. وقتی چنین است باید معشوق معین را رها كرد و عاشق عشق شد. اكنون ابن عربی سخن از «عش العشق»(27) و «حبّ الحبّ»(28) میگوید و تصریح می كند كه «من عاشق عاشق شدنم».(79)
وی در ساحت بیان اهمیت و اولویت و تقدم عشق بر زیبایی معشوق تا بدانجا پیش میرود كه از «عشق بدون معشوق» سخن میگوید و قائل است كه لطیفترین نوع عشق آن است كه آدم درون خود احساس كند كه گرفتار «عشقی مفرط»(80) شده و دل از كف داده است و در آتش اشتیاقی كه قرار و آرام را ربوده است میسوزد و بر اثر شیدایی زرد و زار و نحیف گردیده و خواب و خوراك از او سلب شده است اما نمیداند كه دلبرش كیست و در فراق چه كسی میسوزد سپس اتفاقاً و در عالم كشف، صورتی بر او متجلی میشود یا شخصی را میبیند و به یكباره گمشدهاش را مییابد و دلبرش را پیدا میكند و میفهمد كه این همان محبوب اوست.(81) شیخ اكبر پس از توصیف این نحوه از عشق، میگوید: «این عشق، یكی از پنهانترین نكات دقیق است در باب اشراف و احاطه نفوس بر اشیا از پشت پرده غیب.»(82)
زیباشناسی یا زیبابینی
اصطلاح «زیباشناسی» یا «زیبا بینی» متضمن این معناست كه ما میتوانیم از راه دادههای حسی و داوری عقل به شناخت زیبایی برسیم و بر اساس مبانی فلسفی و عقلی زیبایی را تعریف كنیم و به كند و كاو در باب فلسفه زیبایی بپردازیم و سرانجام بگوییم كه زیبایی چیست؟ و چه چیز زیباست؟ مثلاً كسی كه منشأ زیبایی را هارمونی و هماهنگی اجزای یك چیز یا یك چهر میداند، بر این اساس میتواند چهرهها را به زیبا و زشت تقسیم كند. در این وضعیت اگر ما عشق و محبت را مولود زیبایی بدانیم، چند مسئله قابل طرح است. آیا فیلسوف زیباشناس پس از شناسایی و معین كردن اشیای زیبا، میتواند فتوای عقلی دهد كه باید دلباخته زیباییهایی شد كه او معین كرده است؟ آیا میتوان گفت كه اگر كسی عاشق و دلباخته چیزی یا كسی است، آن چیز یا آن شخص ضرورتاً مطابق با موازین زیباشناسی خاص آن فیلسوف، زیبا و جمیل به حساب میآید؟ آیا درباره كسی كه به چهرهای نازیبا- به حسب آن موازین خاص- دلباخته است، میتوان گفت كه در واقع، عشق او عشق نیست؟ و آیا…؟
به هر صورت ورود در عرصه زیباشناسی، پای تعلق محض بشری را با تمام لوازم و مقتضیاتش به میان میكشد و كار ادراك زیبایی و داوری درباره آن را به غایت دشوار میكند؛ از اینجاست كه در قلمرو زیبایی آثار هنری با مكاتب مختلف، دیدگاههای گوناگون، جنجالهای بسیار و مناقشات دور و دراز روبهروییم تا آن اندازه كه یك اثر هنری را عدهای در اوج زیبایی و برخی در غایت زشتی میدانند.
در سپهر عرفان ابن عربی «زیباشناسی» كه اقتضای داوری عقل محض بشری را دارد، مطابق با مبنای ابن عربی در معرفت، كنار زده میشود و جای خود را به «زیبابینی» میدهد و از نظر وی «زیباشناسی عقلانی» تنها در جایی قابل تحقق است كه پای اغراض و خواستههای نفسانی انسان در میان باشد. هر كس برحسب غرضی خاص چیزی را زیبا میشناسد.(83) اما اگر جمال، جمال كمال باشد، تنها از طریق ایمان به غیب و تسلیم در برابر سخن خدا و قول پیامبر خدا – صلوات الله علیه- متجلی میشود. زیرا جمال و زیبایی در اوج خود از آن خدای متعال و صفت اوست. پیامبرش ما را از این زیبایی باخبر و آگاه كرده و گفته است: «ان الله جمیل و یحب الجمال»(84) (خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد). زیبایی خدا، جمال ذاتی و حقیقی است و از راه ایمان به خدا و تصدیق قول پیامبر – صلوات الله علیه- میتوان به آن رسید نه از راه رؤیت حسی و فهم عقلی. آن جمالی كه میتوان از طریق رویت حسی به آن رسید، جمال عرضی است كه آدمی در چهره این و آن میبیند. حبّ مترتب بر جمال عرضی نیز حبی عرضی است و هرگز ماندگار نیست؛(85) زیرا این حبّ، تابع زیباشناسی خاصی است و اگر بالفرض زیباشناسی عقلانی انسان تغییر نكند، زیبایی چهره خاصی كه متعلق عشق و علاقه انسان واقع شد به مرور زمان زائل خواهد شد و به تبع آن، عشق نیز از میان خواهد رفت. بنابراین عشقی كه پس از زیبایی به وجود میآید، تابعی از متغیر جمال عرضی خواهد بود. تنها در حوزه جمال عرضی و عشق عرضی، میتوان سخن از زیباشناسی گفت. اما در قلمرو جمال ذاتی كه جمال خداست، تنها راه وصول به ژرفای این زیبایی و وصول به ساحات گوناگون آن، عشق به حق است. این عشق میتواند همانند یك كلید، درهای بسیاری از جمال و زیبایی را بگشاید.
خدا زیباست و چون عالم، بسط كمالات حق و ظهور اسماء و صفات خداست، پس عالم نیز زیباست چنانكه ابن عربی گوید: «العالم جمالالله»(86). آدم نیز مجموعه كمالات حق است و به صورت خدا آفریده شده است؛ پس آدم نیز زیباست. بدین ترتیب زیبایی و جمال ذاتی حق به سرتاپای عالم سرایت كرده است و عالم و آدم در اوج زیبایی آفریده شدهاند. این جمال و زیبایی، جمالی نیست كه بتوان با زیباشناسی عقلی خاص به آن رسید، بلكه باید با ایمان به زیبایی حقیقی خدا و عالم و آدم، دیده را چنان تربیت كرد(87) كه همه چیز این عالم را زیبا ببیند. به قول خواجه شیرازی:
«منم كه شهرة شهرم به عشق ورزیــدن
منم كه دیده نیالودهام به بد دیــــدن
وفا كنیم و ملامت كشیم و خوش باشیم
كه در طریقت ما كافری است رنجیدن»
وقتی خدا را زیبا بدانیم، عالم و آدم را هم كه مظهر كمالات و جمال حقاند نیز زیبا خواهیم دید و عاشق عالم و آدم خواهیم شد. عشق به عالم، عشق به خداست.(88) «هر كس به جهت زیبایی عالم، عاشق آن شود، عاشق خدا شده است زیرا مظهری برای زیبایی خدا جز عالم {و آدم} نیست و چون عالم، مظهر جمال حق است و {و جمال حق ذاتی است} پس جمال عالم، نیز ذاتی است».(89)
در اینجا ابن عربی با اشارتی به زیبایی هنری تصریح میكند كه «زیبایی صنعت {و اثر هنری{ را نمیتوان به خود اثر هنری نسبت داد، بلكه باید به صانع آن اثر و هنرمند منتسب كرد».(90)
این نكته دقیق نیز، مولود دیدگاه خاص ابن عربی در باب «زیبابینی» است والا اگر در چارچوب سیستمی فلسفی و با معیارهای زیباشناسی خاصی بخواهیم اثری هنری را مورد ارزیابی زیباشناسانه قرار دهیم باید بگوییم با صرفنظر از هنرمند، فلان اثر هنری آیا زیباست یا نه؟ اما در نگاه ابن عربی، زیبایی اثر هنری را باید از طرق جمال و زیبایی صنع اثر و صانع آن، مورد ارزیابی قرار داد. به نظر میرسد كه از نظر شیخ اكبر، میان هنرمند و اثر او رابطه هستی شناسانه برقرار است و زیبایی صانع به صنع و هنر او منتقل میشود از این رو اگر یك اثر هنری، زیباست این جمال و زیبایی در حقیقت از آن آفریننده اثر است.
عشق از دیدگاه شیخ کبیر ابن عربی-نصرالله حکمت
خرید و فروش شهد و عسل تهیه و توزیع عسل طبیعی و صادرات به کشور های همسایه عسل با موم(چوبی و کریستالی) - شهد - ملزومات زنبورداری - خرید و فروش زنبور عسل عسل های ارائه شده در عسل باغرو با تایید آزمایشگاه تعیین کیفی بوده و دارای خلوص بالایی می باشد. (همکاری با کارخانجات معتبر مواد غذایی) از سایت ما دیدن فرمایید www.baghro.ir www.baghro.ir همراه: 09141519559 تماس: 04516629213 فکس: 04516629214 اثرات درمانی عسل: اثرات ضد سرفه و خلط آور: اثرات ضد سرفه عسل به توانایی آن برای رقیق کردن ترشحات راه های هوایی و بهبود عملکرد سلولهای پوششی آن مربوط می شود . اثرات تغذیه ای: عسل غیرآلوده غذایی سالم ، راحت الهضم ، طبیعی و پرانرژی است . دارای کربوهیدرات پروتئین ، چربی ، آنزیم و ویتامین هاست . یک قاشق عسل دارای ۶۰ کالری انرژی و ۱۱ گرم کربوهیدارت ، ۱/. میلی گرم کلسیم ، ۲/. میلی گرم آهن ، ۱ میلی گرم ویتامین B و ۱ میلی گرم ویتامین C است . عسل در بسیاری جوامع پیدا می شود ولی فواید پزشکی آن هنوز کاملاً مشخص نشده است . نحوه عملکرد آن هنوز کاملاً مشخص نیست واثرات ترمیمی عسل در سایر موقعیت های آزمایشگاهی و بالینی نیاز به ارزیابی های بیشتر دارد . اما قرآن و سنت ۱۴ قرن پیش اثرات معجزه آسای عسل را مورد توجه قرار داده است . همان طور که قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را کربوهیدراتها تشکیل میدهند و بقیه آن عبارت است از: پروتئین، املاح معدنی، عناصر معطر، آنزیمها، ویتامینها، گرده گل و آب. هر ۱۰۰ گرم عسل ۳۳۰ کیلوکالری انرژی تولید میکند. لذا عسل، غذایی مقوی و انرژیزاست و به کمک دیاستازهایش چربیهای اطراف قلب را آب میکند. به همین دلیل مصرف آن به سالخوردگان و بیماران قلبی توصیه میشود. درمان بیماری های کلیوی با عسل: عسل به عنوان یک مدر در درمان ناراحتی های کلیوی سودمند است زنبور عسل حشره ای است که حاصل آن ،محصولات با ارزشی از قبیل عسل ، ژله رویال ، موم و زهر است معروف ترین محصول زنبور عسل ، همان عسلی است که از محصولات دیگر بیشتر به مصرف می رسد. عسل و بیماری قلبی: عسل به علت ترکیبات قندی به خصوص وجود گلوکز زیاد تاثیر بسیار مهمی روی عضلات قلبی و تحریک وتقویت آن داشته ، باعث گشاد شدن رگها ، فشار خون را تنظیم و از سکته قلبی جلوگیری میکند ؛ به واسطه وجود دیاستاز ( آنزیمها) باعث هضم چربی های اطراف قلب میشود . بنابراین توسیه میشود افراد میانسال به بالا که دچار بیماری دیابت نیستند هر روزهنگام بیدار شدن ، یک قاشق چای خوری پر،عسل را با نصف استکان آب چوشیدهء ولرم مخلوط نموده و بنوشند. افزودن عرق بادرنگبویه نیز توسیه شده است . عسل و بیماری روده: عسل به علت دارا بودن اسید فرمیک دردهای روده را به خوبی تسکین داده و همچنین به جهت وجود اسانسهای فرار ( عطرگیاهان مختلف ) نارسایی های ناگوار روده را برطرف مکند ؛ بنابراین توسیه میشود تمام افراد در هر سنی مصرف عسل به صورت شربت با افزودن مقداری عرقیات گیاهی مثل آویشن (کاکوتی ) ، شاه اسپرهم، ویا آبلیمورا در رژیم غذائی هفتگی خود داشته باشند. عسل و درمان ضعف اعصاب: مصرف روزانه عسل به طبیعی بودن خواب کمک میکند سر درد را کاهش داده و حالت ناتوانی و عصبی را در افرادی که عدم تعادل عصبی دارند، کاهش میدهد عسل و بیماران دیابتی: اکثر بیماران دیابتی این سؤال را درذهن خود دارند ، برای جواب تا این حد می توان گفت که د رمورد دیابت شیرین مصرف عسل همان قدر مضّر است که مصرف قند ضرر دارد ولی با توجه به خواص جانبی عسل و همچنین وجود فرکتوزکه جهت جذب به سلولها نیازی به انسلین ندارد ، میتوانند عسل را جایگزین مقدار قند مصرف روزانه خود قرار دهند و باید توجه داشته باشند که مصرف عسل به عنوان قند اضافی در رژیم غذایی آنها مجاز نیست چرا که عسل علاوه بر فروکتوز به همان نسبت هم گلوکز دارد. خواص ضد باکتریایی عسل : عسل حاوی مواد ضد میکروبی بوده و حتی قوی ترین میکروبها نیز در آن یارای مقاومت ندارند ؛ با یک آزمایش ساده میتوانید مقداری میکرارگانیسم ( مثلاً کپک روی مربا) را با عسل کاملاً مخلوط کنید بعد از چند روز مشاهده خواهید نمود که نه تنها در آن رشد نکرده بلکه کاملاً از بین رفته است ( توضیح در صورت رشد کپک حتماً عسل با آب یا مایع دیگری مخلوط شده و خالص نمی باشد ) عسل سر چشمه حیات: عسل روند فیزیولوژیکی پیری را کند ساخته و از ضعف زودرس اعمال حیاتی جلوگیری می کند . عسل و ترمیم زخم ( سوختگی ، التهاب ، گزیدگی ، ترک و شقاق)استفاده از عسل به عنوان مرحم در درمان سوختگی ها که حتی از دیر باز رایج بوده ودر طب سنتی نیز به آن اشاره شده است ، در ترمیم بافتی و جلوگیری ازافزایش عفونت از طریق استعمال خارجی بسیار مفید میباشد . عسل به واسطه آنزیم کاتالاز ترمیم پوست را سرعت بخشیده ، از شدت درد می کاهد و از تاول زدن جلوگیری میکند . در رابطه با التهاب ، گزیدگی ، ترک و شقاق میتوان به صورت ماساژ آرام موضع ، از عسل استفده نمود . عسل از خون ریزی زخم جلوگیری می کند و موجب انعقاد خون می شود. عسل به علت خواص جذب آنی که دارد ترشحات پوستی را جذب و به بافتهای پوششی غذا می رساند و باعث شادابی آن می گردد. عسل و دندان : عسل به واسطه داشتن مواد ضد باکتریایی در جایگزینی قند برای دندانها نتنها مضر نمی باشد بلکه باعث فعال شدن ماده فلورین چای شده که یک ماده ضد فساد دندان میباشد این در حالی است که مصرف چای با قند برای دندان بسیار مضر میباشد . ترکیب یک قاشق عسل با یک قاشق سرکه انگور خانگی برای ماساژ لثه ها جهت محکم نمودن بافت لثه بسیار مفید گزارش شده است از سایت ما دیدن فرمایید www.baghro.ir www.baghro.ir همراه: 09141519559 تماس: 04516629213 فکس: 04516629214 بهروز شده در: پنجشنبه، ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ قیمت: تماس بگیرید | ||||||||||||
مشخصات آگهی
|
شکر درجه 2 مخصوص تغذیه زنبوربسمه تعالیقابل توجه زنبورداران محترم این شرکت مقدار 60تن شکر درجه 2 جهت تغذیه زنبور با قیمت مناسب آماده عرض دارد در صورت نیاز با ما تماس حاصل فرمایید. بهروز شده در: شنبه، ۶ آذر ۱۳۸۹ قیمت: | ||||||||
مشخصات آگهی
|
منبع سایت ایستگاه
خوراک زنبور عسلکیک جایگزین گرده و کیک مکمل گرده غذایی عالی برای زنبور عسل که سبب افزایش تخم ریزی و سهولت زمستان گذرانی و افزایش طول عمر زنبور می شود کیک های پروتئینی تولیدی از مواد کاملا طبیعی و مناسب جهت زنبور تهیه و فرموله گردیده استخوراک زنبور عسل تولید شده به دو شکل پودر و کیک موجود بوده که دردو نوع جایگزین و مکمل گرده فرموله شده است تلفن تماس : 09123245231 بهروز شده در: سهشنبه، ۲۵ آبان ۱۳۸۹ قیمت: | ||||||||
مشخصات آگهی
|
| راهنماي پرورش و نگهداري زنبور عسل |
|
|
| منبع : parsbiology |
| کد : N-314 |

| تیم | بازی | برد | مساوی | باخت | گل زده | گل خورده | تفاضل | امتیاز | |
| ذوب آهن | 15 | 8 | 5 | 2 | 21 | 13 | 8 | 29 | |
| پرسپولیس | 15 | 8 | 3 | 4 | 22 | 15 | 7 | 27 | |
| استقلال تهران | 15 | 7 | 6 | 2 | 24 | 18 | 6 | 27 | |
| مس کرمان | 15 | 7 | 5 | 3 | 24 | 16 | 8 | 26 | |
| سپاهان | 13 | 6 | 5 | 2 | 20 | 11 | 9 | 23 | |
| نفت آبادان | 14 | 7 | 1 | 6 | 18 | 15 | 3 | 22 | |
| تراکتورسازی | 15 | 5 | 6 | 4 | 16 | 12 | 4 | 21 | |
| ملوان | 15 | 5 | 6 | 4 | 16 | 19 |
-3 |
21 | |
| راه آهن | 15 | 6 | 2 | 7 | 18 | 20 |
-2 |
20 | |
| فولاد | 15 | 4 | 7 | 4 | 24 | 17 | 7 | 19 | |
| صبای قم | 14 | 4 | 6 | 4 | 17 | 15 | 2 | 18 | |
| نفت تهران | 15 | 3 | 8 | 4 | 13 | 16 |
-3 |
17 | |
| پاس همدان | 15 | 4 | 5 | 6 | 14 | 19 |
-5 |
17 | |
| سایپا | 15 | 4 | 3 | 8 | 23 | 26 |
-3 |
15 | |
| شاهین بوشهر | 15 | 3 | 5 | 7 | 14 | 17 |
-3 |
14 | |
| استیل آذین | 15 | 3 | 5 | 7 | 13 | 26 |
-13 |
14 | |
| شهرداری تبریز | 15 | 2 | 7 | 6 | 22 | 31 |
-9 |
13 | |
| پیکان | 15 | 4 | 1 | 10 | 17 | 30 |
-13 |
13 |
پيامبر صلى الله عليه و آله:
إِنَّ رَجُلاً أَتى سَيِّدَنا رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّه عَلِّمنى خُلقا يَجمَعُ لى خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ فَقالَ صلى الله عليه و آله : لاتَكذِب؛
مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: به من اخلاقى بياموزيد كه خير دنيا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.
(بحارالأنوار، ج72، ص262، ح43)
امام على عليه السلام:
لَيسَ الكَذِبُ مِن خَلائِقِ الإِسلامِ؛
دروغگويى از اخلاق اسلام نيست.
(غررالحكم، ج5، ص74، ص7460)
امام على عليه السلام:
(علامة) اَلايمانُ أَن تُؤثِرَ الصِّدقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَى الكَذِبِ حَيثُ يَنفَعُكَ؛
(نشانه) ايمان، اين است كه راستگويى را هر چند به زيان تو باشد بر دروغگويى، گرچه به سود تو باشد، ترجيح دهى.
(نهج البلاغه، حكمت 458)
امام سجاد عليه السلام:
اِتَّقُوا الكَذِبَ الصَّغيرَ مِنهُ وَالكَبيرَ، فى كُلِّ جِدٍّ وَهَزلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا كَذِبَ فِى الصَّغيرِ اجتَرَأَ عَلَى الكَبيرِ؛
از دروغ كوچك و بزرگش، جدّى و شوخيش بپرهيزيد، زيرا انسان هرگاه در چيز كوچك دروغ بگويد، به گفتن دروغ بزرگ نيز جرئت پيدا مى كند.
(تحف العقول، ص 278)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
اَلكَذِبُ يَنقُصُ الرِّزقَ؛
دروغ، روزى را كم مى كند.
(الترغيب و الترهيب، ج3، ص596، ح29)
امام على عليه السلام:
يَكتَسِبُ الكاذِبُ بِكَذِبِهِ ثَلاثا: سَخَطُ اللّه عَلَيهِ وَاستِهانَةُ النّاسِ بِهِ وَمَقتُ المَلائِكَةِ لَهُ؛
دروغگو با دروغگويى خود سه چيز بدست مى آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقيرآميز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود.
(غررالحكم، ج6، ص480، ح11039)
امام صادق عليه السلام:
إِنَّ مِمّا أَعانَ اللّه (بِهِ) عَلَى الكَذّابينَ النِّسيانَ؛
از جمله كمكهاى خداوند بر ضد دروغگويان فراموشى است.
(كافى، ج2، ص341، ح15)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
عَبدُ اللّه بنُ عامِرٍ : دَعَتنى أُمّى يَوما وَرَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله قاعِدٌ فى بَيتِنا ، فَقالَت : ها تَعالَ اُعطِكَ ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله ما أَرَدتِ أَن تُعطيهِ ؟ قالَت : أَرَدتُ أَن اُعطِيَهُ تَمرا ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله أَما إِنَّكَ لَو لَم تُعطِهِ شَيئا كُتِبَت عَلَيكَ كِذبَةٌ؛
عبداللّه بن عامر: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ما نشسته بودند. مادرم مرا صدا زد و گفت: بيا به تو (چيزى) بدهم. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمودند: مى خواهى چه به او بدهى؟ عرض كرد: مى خواهم خرمايى به او بدهم. رسول خدا صلى الله عليه و آله به مادرم فرمودند: بدان كه اگر چيزى به او ندهى، دروغ برايت نوشته مى شود.
(الترغيب والترهيب، ج3، ص597، ح32)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
إِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّ الكَذِبَ فِى الصَّلاحِ وَأبغَضَ الصِّدقَ فِى الفَسادِ؛
خداوند عزوجل، دروغى را كه باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى كه باعث فتنه شود بيزار است.
(من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 353، ح5762)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
اَلصِّدقُ طُمَنينَةٌ وَ الكَذِبُ ريبَةٌ؛
راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى [مايه] تشويش است.
(نهج الفصاحه، ح 1864)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
اِعلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَكٌ وَ الكِذبَ مَشؤومٌ؛
بدان كه راستگويى، پر بركت است و دروغگويى، شوم.
(تحف العقول، ص 14)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
اَنا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فى وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فَى اَعلَى الجَنَّةِ، لِمَن تَرَكَ المِراءَ وَ اِن كانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَكَ الكِذبَ وَ اِن كانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛
من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.
(خصال، ص 144، ح 170)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
عَلَيكُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ايّاكُم وَ الكِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِىالنّارِ ؛
شما را سفارش مى كنم به راستگويى، كه راستگويى با نيكوكارى همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگويى بپرهيزيد كه دروغگويى همراه با بدكارى است و هر دو در جهنم اند.
(نهج الفصاحه، ح 1976)
امام صادق عليه السلام:
لا يَنبَغى لِلمَرءِ المُسلِمِ أَن يُواخىَ الفاجِرَ وَلاَ الحمَقَ وَلاَ الكَذَّابَ؛
سزاوار نيست كه مسلمان با بدكار و احمق و دروغگو رفاقت كند.
(كافى، ج2، ص640، ح3)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم يَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛
هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است.
(خصال، ص 208، ح 28)
امام صادق عليه السلام:
سِتَّةٌ لاتَكونُ فِى المُؤمِنِ: اَلعُسرُ وَالنَّكَهُ وَالحَسَدُ وَاللَّجاجَةُ وَالكَذِبُ وَالبَغىُ؛
شش (صفت) در مؤمن نيست: سخت گيرى، بى خيرى، حسادت، لجاجت، دروغگويى و تجاوز.
(تحف العقول، ص377)
امام على عليه السلام:
لا تَستَشِرِ الكَذّابَ فَإِنَّهُ كَالسَّرابِ يُقَرِّبُ عَلَيكَ البَعيدَ وَيُبَعِّهُ عَلَيكَ القَريبَ؛
با دروغگو مشورت نكن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور.
(غررالحكم، ج6، ص310، ح10351)
امام على عليه السلام:
لَو تَمَيَّزَتِ الشياءُ لَكانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَ كانَ الجُبنُ مَعَ الكَذِبِ؛
اگر خصلت ها از يكديگر متمايز و جدا شوند، هر آينه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ.
(غررالحكم، ج5، ص118، ح7597)
امام صادق عليه السلام:
تَركُ الحُقوقِ مَذَلَّةٌ وَإِنَّ الرَّجُلَ يَحتاجُ إِلى أَن يَتَعَرَّضَ فيها لِلكَذِبِ؛
ندادن حقوق (ديگران) ذلّت مى آورد و انسان در اين باره مجبور به دروغ گفتن مى شود.
(تحف العقول، ص 360)
امام حسن عسکری علیه السلام:
جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ؛
تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.
(بحار الانوار، ج78، ص377)
امام على عليه السلام:
اَدَّبتُ نَفسى فَما وَجَدتُ لَها بِغَيرِ تَقوَى اللهِ مِن اَدَبِ
فى كُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَت اَفضَلَ مِن صَمتِها عَنِ الكَذِبِ
وَ غيبَةِ النّاسِ اَن غيبَتَهُم حَرَّمَها ذُوالجَلالِ فِى الكُتُبِ
اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا نَفسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛
به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى آن / ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم
و اگر از پس اين امر برنيامد / براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم
و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را / خداوند با عظمت در كتاب ها حرام كرده است
اى نفس، اگر سخن تو / نقره است، سكوت طلاست
(اعلام الدين، ص 273)
امام صادق عليه السلام:
اَلمُؤمِنُ لايُخلَقُ عَلَى الكِذبِ وَلا عَلَى الخيانَةِ وَ خِصلَتانِ لا يَجتَمِعانِ فِى المُنافِقِ، سَمتٌ حَسَنٌ وَ فِقهٌ فِى السُّنَّةِ؛
مؤمن در سرشتش دروغ و خيانت نيست و دو صفت است كه در منافق جمع نگردد: سيرت نيكو و دين شناسى.
(تحف العقول، ص367)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
يا عَلىُّ اصدِق وَ إِن ضَرَّكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَنفَعُكَ فِى الآجِلِ وَلاتَكذِب وَإِن يَنفَعكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛
اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست.
(ميراث حديث شيعه، ج 2، ص 27، ح 65)
امام على عليه السلام:
اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنجاةٍ وَ كَرامَةٍ وَ الكاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهواةٍ وَمَهانَةٍ؛
راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى.
(نهج البلاغه، خطبه 86 )
امام على عليه السلام:
يَبلُغُ الصّادِقَ بِصِدقِهِ ما يَبلُغُهُ الكاذِبَ بِاحتيالِهِ؛
راستگو، با راستگويى خود به همان مى رسد كه دروغگو با حيله گرى خود.
(غررالحكم، ج 6، ص 471، ح 11006)
امام موسى كاظم عليه السلام :
اَداءُ الاَمانَةِ وَ الصِّدقُ يَجلِبانِ الرِّزقَ، وَالخيانَةُ وَ الكَذِبُ يَجلِبانِ الفَقرَ وَ النِّفاقَ؛
اداى امانت و راستگويى روزى را زياد مى كند و خيانت و دروغگويى باعث فقر و نفاق مى شود.
(بحارالأنوار، ج 78، ص 327)
امام باقر عليه السلام:
اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لِلشَّرِّ اَقفالاً وَ جَعَلَ مَفاتيحَ تِلكَ الاَقفالِ الشَّرابَ وَالكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ؛
به راستى كه خداوند عزوجل براى شر قفل هايى گذارد و كليد آن قفل ها را شراب قرار داد و دروغ از شراب بدتر است.
(كافى، ج 2، ص 338، ح 3)
امام صادق عليه السلام:
اَلكَلامُ ثَلاثَةٌ: صِدقٌ وَكِذبٌ وَ إِصلاحٌ بَينَ النّاسِ قالَ: قيلَ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ مَا الصلاحُ بَينَ النّاسِ؟ قالَ: تَسمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كَلاما يَبلُغُهُ فَتَخبُثُ نَفسُهُ، فَتَلقاهُ فَتَقولُ: سَمِعتُ مِن فُلانٍ قالَ فيكَ مِنَ الخَيرِ كَذا وَ كَذا، خِلافَ ما سَمِعتَ مِنهُ؛
سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح ميان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح ميان مردم چيست؟ فرمودند: از كسى سخنى درباره ديگرى مى شنوى كه اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى شود. پس تو آن ديگرى را مى بينى و بر خلاف آنچه شنيده اى، به او مى گويى: از فلانى شنيدم كه در خوبى تو چنين و چنان مى گفت.
(كافى، ج2، ص 341، ح 16)
امام على عليه السلام:
لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِكُلِّ ما سَمِعتَ بِهِ، فَكَفى بِذلِكَ كَذِبا؛
هر چه را شنيدى براى مردم بازگو مكن، كه همين براى دروغگويى (تو) كافى است.
(نهج البلاغه، از نامه 69)
امام على عليه السلام:
اَمرانِ لا يَنفَكّانِ مِنَ الكَذِبِ: كَثرَةُ المَواعيدِ، وَ شِدَّةُ العتِذارِ؛
دو چيز از دروغ جدا نمى شود: بسيار وعده دادن و به شدت عذرخواهى نمودن.
(نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، ص 287، ح 282)
امام على عليه السلام:
اَلكَذِبُ فِى العاجِلَةِ عارٌ وَ فِى الآجِلَةِ عَذابُ النّارِ؛
دروغ در دنيا ننگ و عار است و در آخرت عذاب جهنم.
(غررالحكم، ج 2، ص 31، ح 1708)
امام على عليه السلام:
لَيسَ لِكَذوبٍ اَمانَةٌ، وَ لا لِفُجورٍ صيانَةٌ؛
دروغگو امانتدار نيست و بدكار، نگهدارنده اسرار.
(غررالحكم، ج 5، ص 85 ، ح 7506)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصديقا لِلنّاسِ اَصدَقُهُم حَديثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَكذيبا اَكذَبُهُم حَديثا؛
هر كس راستگوتر است سخن مردم را بيشتر باور مى كند و هر كس دروغگوتر است مردم را بيشتر دروغگو مى داند.
(نهج الفصاحه، ح 591)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَاعتَمَرَ وَقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ كَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛
سه چيز است كه در هر كس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره كند و بگويد من مسلمانم، كسى كه هنگام سخن گفتن دروغ بگويد و وقتى كه وعده دهد تخلف نمايد و چون امانت بگيرد، خيانت نمايد.
(نهج الفصاحه، ح 1280)
پيامبر صلى الله عليه و آله:
آیَةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: اِذا حَدَثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذا اؤتُمِنَ خانَ؛نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در امانت خیانت نماید .
(صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح 89)
امام على عليه السلام:
تَحَرِّى الصِّدقِ وَ تَجَنُّبُ الكَذِبِ اَجمَلُ شيمَةٍ وَ اَفضَلُ اَدَبٍ؛
راستگو بودن و پرهيز نمودن از دروغ، زيباترين اخلاق و بهترين ادب است.
(كافى، ج 8 ، ص 150، ح 132)
عايشه:
ما كانَ خُلقٌ اَبغَضَ اِلى رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله مِنَ الكَذِبِ وَ مَا اطَّـلَعَ مِنهُ عَلى شَى ءٍ عِندَ اَحَدٍ مِن اَصحابِهِ فَيَبخَلُ لَهُ مِن نَفسِهِ حَتّى يَعلَمَ اَن اَحدَثَ تَوبَةً؛
هيچ صفتى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله منفورتر از دروغ نبود و هر گاه مطلع مى شدند يكى از اصحابشان دروغى گفته است، به او بى اعتنايى مى كردند تا آن كه مى فهميدند توبه كرده است.
(الطبقات الكبرى، ج 1، ص 378)
منبع : سایت آوینی
منبع : سایت آوینی | ||||||||
|
چهارشنبه
|
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت:
"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموختهام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایهی تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگرچه با سینما آشنایی داشتهام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آن چه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همهی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوهگر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."
شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهی غائلهی گنبد (مجموعهی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهی مستند خان گزیدهها) آغاز کرد
"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم.
گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود، از حلقهی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصرهی خرمشهر برای تهیهی فیلم وارد این شهر شد:
"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانهروز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی دربارهی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."
مجموعهی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.
"یک هفتهای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعهی حقیقت این گونه آغاز شد."
کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوستهای پیدا کرد آغاز تهیهی مجموعهی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی دربارهی انگیزهی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید:
"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند وظایف و تعهدات اداری.
اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرینشان مهدی فلاحتپور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشدهایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید! زندهترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد.”
اواخر سال 1370 "موسسهی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهی دفاع مقدس بپردازد و تهیهی مجموعهی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیهی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیهی مجموعههای دیگری را دربارهی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعهی محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.
شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبههها و تهیهی فیلمهای مستند دربارهی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامهی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت او طی یک مجموعه مقاله دربارهی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشههای رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهجالبلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهمالسلم و جایگاه آن با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگهایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شدهاند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزمآوران و بسیجیان، در زمرهی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمهی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ میسپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامهی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعهی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینهی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانهی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنیهاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.
او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامهی تدریس صرفنظر کرد. مجموعهی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامهی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینهی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعهی این مقالات در کتاب "آینهی جادو" که جلد اول از مجموعهی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمعآوری و به چاپ سپرده شد.
سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینهی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامهی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.
مجموعهی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجابآور است. در حالی که سرچشمهی اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومین علیهمالسلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز میگشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست چرا که این شناخت زمینهی خروج از عالم غربی و غرب زدهی کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبهی بشریت" مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.
|
سه شنبه29 آبان 13869 ذیقعده 142820.Nov. 2007اشارهبه مجموعه اندیشه ها، ارزش ها و رفتارهای یک قوم، فرهنگ گفته می شود. در حقیقت، فرهنگ، چیزی است که به زندگی، ارزش حیاتی می بخشد. فرهنگ همچون روحی در افکار و رفتار مردم جریان دارد و اصلی ترین وسیله حفظ جامعه است؛ چرا که عناصر گوناگون اجتماع در بستر فرهنگی به هم پیوند می خورند. جامعه ای که مشکل فرهنگی داشته باشد، نظم نمی پذیرد و رفتارها در آن، قابل در آن، پیش بینی، هدایت و برنامه ریزی نخواهند بود. بسیج، بر اساس ارزش های انسانی و فرهنگ عمیق اسلامی شکل گرفته و رمز موفقیت آن، این است که از اعتقاد میلیون ها انسان برخاسته است. زمانی که افراد مسیر زندگی و هدف خود را با تفکر بسیج هماهنگ و هم سو می بینند، به بسیج گرایش می یابند. ایمان، اخلاص، ایثار و شجاعت، ویژگی های بسیجی اند که در دامن فرهنگ اصیل اسلامی رشد کرده اند. تدبیر امام، تشکیل بسیجمردم، اصلی ترین بخش جامعه اند که نقشی حیاتی در تأمین سلامت و موفقیت کشور بر عهده دارند. آنها هستند که با آگاهی و هوشمندی، جامعه را به سوی موفقیت پیش می برند یا با ناآگاهی های خویش، سرنوشت شومی را برای کشور رقم می زنند. حضرت امام خمینی رحمه الله با بینش عمیق خود، بارها بر جایگاه مهم مردم برای رساندن کشور به سعادت، تأکید ورزید. ایشان با درایت بی نظیر خود در سال های سخت دفاع، قشرهای گوناگون را به یک پارچگی و بسیج عمومی برای نجات کشور از بحران جنگ تشویق کرد. قدرت مردم در پرتو تدبیر آن پیر فرزانه و پیوند الهی آنان با یکدیگر، نه تنها کشور را از رنج های جنگ نجات داد، بلکه بعد از جنگ نیز بسیج را به عنوان یکی از بزرگ ترین و محکم ترین نهادهای کشور مطرح ساخت. بسیج؛ نهادی اجتماعیحضور پر رنگ و موفق بسیج در جنگ تحمیلی، ارزش بسیج را بیش از گذشته در برابر چشم ها قرار داد. ازاین رو، بیشتر مردم، بسیج را به عنوان نهادی نظامی می شناسند. باید توجه داشت که گرچه یکی از وظیفه های مهم بسیجیان، آمادگی نظامی برای دفاع از خطرهای نظامی است، ولی بسیج در نظر امام خمینی رحمه الله ، تکلیفی فراتر از این دارد. در اندیشه ایشان، بسیج، نهادی اجتماعی است. نهادی گسترده که پاسخ گوی بسیاری از نیازهای اساسی و حیاتی جامعه است و چنان با بخش های دیگر نظام پیوند دارد که جدایی آنها از هم در جامعه اسلامی امکان پذیر نیست. بسیج با کارکردهای گوناگون خود، یاری رسان نیازهای آموزشی، عمرانی، سیاسی، دفاعی و... است. بسیج سوادآموزی، بسیج سازندگی و بسیج محرومیت زدایی، قسمتی از برنامه های بسیج در کشور است. بسیج محرومیت زداییفقر، یکی از جدی ترین مشکلات موجود در کشورهای جهان است. هر سال تعدادی از انسان ها به دلیل سوء تغذیه و کمبود بهداشت، جانشان را از دست می دهند. مردمانی که بر اثر زراندوزی، خودکامگی و قدرت طلبی دیگران، در تنگ دستی و فلاکت به سر می برند. انقلاب اسلامی در ایران، با بیداری قشر محروم جامعه شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی رحمه الله ، محرومان را صاحبان اصلی انقلاب دانست و نظام اسلامی را حکومتی عدالت خواه معرفی کرد. یکی از برنامه های ایشان، تشکیل بسیج محرومیت زدایی بود. گرچه تعدادی از نهادهای دولتی برای ریشه کنی فقر تلاش می کردند، ولی ایشان با فراخوانی از همه مردم، درخواست کردند تا در هر محله ای، گروهی شامل مهندسان، کارشناسان شهرسازی و خانه سازی، یک روحانی و یک نماینده دولت انتخاب کنند. این عده بدون هیچ پاداش مادی، با استفاده از کمک های مردمی و انسان دوستانه توان مندان، به رسیدگی حال محرومان و مستمندان می پرداختند. بسیج سوادآموزیاسلام، فراوان به فراگیری دانش توصیه کرده است. دانش آموزی، نه تنها زندگی اجتماعی را سامان می بخشد، که یکی از بهترین راه های رسیدن به خداست. در آموزه های دینی ما، دانش اندوزی و تفکر، عبادتی است که پاداشی بیش از عبادت های دیگر دارد. آنچه در رژیم ستمشاهی بر ملت ایران سایه انداخته بود، تنها ظلم و استبداد نبود. دانش، بزرگ ترین نعمتی بود که مردم از آن محروم بودند. بیشتر مردم توان خواندن و نوشتن نداشتند و مسیر روشنی برای پیشرفت در برابر خود نمی دیدند. بسیج سوادآموزی با دستور امام خمینی رحمه الله به وجود آمد. ازاین رو، بی سواد و باسواد، دست در دست هم نهادند تا راه های موفقیت کشور را هموار سازند. بسیج سوادآموزی با هدف نجات مردم از نادانی، شروع به کارکرد و بی سوادی را تا مرز ریشه کنی پیش برد. بسیج در دفاع مقدستاریخ بشر، جنگ ها و کشمکش های فراوانی به خود دیده است. کشورگشایی ها، ثروت اندوزی ها، قدرت طلبی و شهرت طلبی ها، انسان هایی را رو در روی هم به میدان نبرد کشانده و ذهن انسان را از خاطره های غارت و خون ریزی پر کرده است. دفاع مقدس ملت ایران در طول هشت سال، ماهیتی متفاوت از جنگ های دیگر دارد. آنچه رزمندگان ایرانی را تا پای جان در میدان نگاه می داشت، ثروت و قدرت و شهرت نبود. دفاع مقدس، تصویر روشنی از تفکر بسیجی است. در این تفکر، انسان، موجودی مادی نیست که در حصار دنیا محصور باشد، بلکه موجودی الهی است که برای رسیدن به سعادت جاودانی تلاش می کند. همین تفکر است که ذهن های آگاه فراوانی را از سراسر جهان به خود معطوف داشته است. بسیج جهانیاسلام، دینی جهانی است که در مکان یا زمانی خاص محدود نمی شود. دینی که نوید آزادی، اخلاق و سعادت را برای تمامی انسان ها به ارمغان آورده است. دوراندیشی امام خمینی رحمه الله نیز برآمده از همین باورهای دینی است و فریاد رسای آزادی خواهی او همچنان در گوش تاریخ طنین انداز است. ندایی که مستضعفان عالم را به یک پارچگی فرا می خواند و بسیج را بهترین الگو برای آنان می داند. بسیج در تفکر حضرت امام رحمه الله ، بهترین محور وحدت ملت های مظلوم است. ایشان می فرماید: «هان ای ملت های جهان که مستضعفید! از جای برخیزید و حق خود را بستانید و از عربده های قدرتمندان نهراسید که خداوند با شماست و زمین، ارث شماست. وعده خداوند متعال، تخلف ناپذیر است.» «من امیدوارم که این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملت های مسلمان عالم باشد». |
تجلیل از دانش آموزان نمونه در زمینه های فرهنگی، سیاسی و هنری حضوردر مزار شهدای دانش آموز و دیدار با خانواده های معظم آنان و برپائی نمایشگاه عکس و پوستر ازحضور سیاسی جوانان در دوران انقلاب اسلامی به همراه یاد بود شهدای دانش آموز درمدارس سراسر کشور ازجمله برنامه های پیش بینی شده به مناسبت روز 13 آبان است.
سلسله نشست ها و گفتگوهای سیاسی با دانش آموزان در خصوص شیوه های رویاروئی با توطئه های فرهنگی و سیاسی آمریکا و وابستگان استکبار در یکصد و ده شهرستان دیدار اعضای کمیته ها و انجمن های اسلامی دانش آموزان بسیج دانش آموزی و امورتربیتی با مقام معظم رهبری از دیگر برنامه های کمیته مرکزی دانش آموزی مراسم سیزده آبان است.
بسیج دانش آموزی، یک نهاد آموزشی است که با برنامه های مدون و ایجاد پایگاه های علمی سعی دارد گام موثری در ارتقای توان علمی دانش آموزان داشته باشد. بسیج، عبارت است از مجموعه ای که در آن، پاکترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور، جمع شده اند. بسیج عبارت است از تشکیلاتی که در آن، افراد متفرق و تنها، به یک مجموعه عظیم و منسجم، به یک مجموعه آگاه، متعهد، بصیر و بینای به مسائل کشور و به نیاز ملت، تبدیل می شوند؛ مجموعه ای که دشمن را بیمناک، و دوستان را امیدوار و خاطر جمع می کند . معنای بسیج این است.
بسیج در حقیقت، مظهر یک وحدت مقدس، میان افراد ملت است. همه میدانهائی که بسیج در آن حضور پیدا کرده است، میدانهائی ملی است؛ میدانهای مربوط به همه ملت است، هیج وقت کشور، از یک مجموعه عظیمی که از بهترین فرزندان کشور و با این خصوصیات تشکیل شده است، بی نیاز نیست. بسیج در واقع، مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلندکردن کشور و ملت است. امروز سازماندهی بسیج در سراسر کشور، بسیار وسیع است؛ اما این سازماندهی، یقینا از این گسترده تر خواهد شد، و با یک دید وسیع که نگاه کنیم، همه انسانهائی که این خصوصیات را دارند، در واقع جزء بسیجند. درحقیقت همه انسانهای مومن، آگاه، بصیر، عاشق، متعهد، علاقه مند و آماده به کار، در هر میدانی از میدانها هستند که برای ملت مفید است،جزو بسیجند.
لذا بسیج، یک نام مقدس است. همه آحاد ملت، بخصوص اعضای بسیج، بسیج دانش آموزی، دانشجوئی، کارگری،صنفی و عشایری، یگانهای گوناگون بسیج و کسانی که جزو سازمان بسیج نیستند و در واقع جزو بسیجند، همه و همه در پای انجام تکلیف، حاضر و آماده باشند، خودشان را برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی آماده کنند. دفاع هم همیشه، با آلات قهریه نیست، با مشت نیست، با تفنگ نیست، گاهی دفاع با فهمیدن است. گاهی دفاع از حقیقت، با حضور در جائی است. شاید یکی از بزرگترین خدماتی که انقلاب به ملت ایران کرد، این بود که ذهنها را باز کرد، ذهنها را سیاسی کرد، چشمها را باز کرد، و همه را با مسائل کشور آشنا کرد. این آشنائی، این بصیرت، باید روز به روز بیشتر و زیادتر بشود. اگر این بشود، دشمن هیچ کاری نمی تواند انجام بدهد.
مقام معظم رهبری سال گذشته طی دیداری با اعضای ستاد یادواره های شهید فهمیده، ضمن تجلیل از شهید فهمیده بعنوان یكی از اسطوره های به یاد ماندنی در تاریخ ملت ایران فرمودند:
"نوجوانی دوره ای است كه برای رقم زدن آینده هر فرد نقش حساس و تعیین كننده ای دارد و كسانی كه به این رشد معنوی، علمی و فكری و كارآیی و قوت جسمی برسند، آینده درخشانی را برای خود تضمین خواهند كرد. بنابراین پرداختن به كار تعلیم و تربیت این قشر از جامعه و بالاخص مسئله بسیج كه یك امر همه جانبه مادی و معنوی محسوب می شود حائز اهمیت بسیار است و جوانان و نوجوانان ما در لباس بسیج از ارزش ها و شخصیت و جوهره وجودی خویش مردانه دفاع می كنند ..."
گردشگری به عنوان صنعت بدون دود یکی از پایدارترین ، مطمئن ترین و سالم ترین منابع درآمدی در تجارت جهانی بوده و عنصر مهمی در بهبود و تنظیم موازنه بازرگانی و ترازهای پرداخت بسیاری از کشور گردیده و موجب توازن بازارهای جهانی شده است. این صنعت اگر چه ریشه در تاریخ ایران و جهان دارد ولی مشخصاً طی حدود پنجاه سال اخیر به عنوان یک پدیده مهم اقتصادی و اجتماعی از جایگاه خاصی برخوردار گردید. و به عنوان یک صنعت منحصر به فرد اقتصادی تلقی می گردد. و تراز پرداخت ها که شاخص معاملات بین المللی هر کشور است را متوازن می سازد. توسعه گردشگری موجب ایجاد اشتغال ، افزایش درآمد، کاهش فقر و رونق اقتصادی جامعه درنتیجه کاهش ناهنجاریهای اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه و افزایش رفاه اجتماعی می گردد. گردشگری عاملی برای تبادلات افکار، تمدن و فرهنگها گشته و روابط بین انسانها را منطقی ساخته موجب نزدیکی اقوام ، ملل و فرهنگها شده و در دورانی که بتدریج از« دهکده جهانی» خارج شده و با حجم گسترده ارتباطات به « خانواده جهانی» تبدیل می شویم مراودات اجتماعی و گردشگری از ضروریات استحکام بنای خانوادۀ بزرگ جهانی خواهد بود. از کینه ها ، کدورتها و بد اخلاقیها کاسته و بر صفا ، صمیمیت ، دوستیها و نوع دوستی بین ملل و اقوام می افزاید . ازط سوی دیگر زیر ساختهای تکنولوژی ،فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده در آغاز هزاره سوم پدیده گردشگری یک واقعیت اجتناب ناپذیر در رفتار و عمل انسانها خواهد بود و با توجه به برنامه چشم انداز 20 ساله توسعه کشور، ایران باید یک جهش مناسب در صنعت گردشگری و جذب توریسم داشته باشد. از آنجائیکه طبق مفاد چشم انداز 20 ساله در افق 2025 در ایران باید حدود 20 میلیون گردشگر جذب شود در سال 2006میلادی سهم ایران با یک میلیون و 659 هزار گردشگر ، دو هزارم درصد از گردشگری جهانرا شامل می شد . همانگونه که مشاهده می کنیم با توجه به اینکه کشور ایران از نظر مکانهای توریستی و تنوع آنها از جایگاه خوبی در جهان برخوردار است و یونسکو در سال 2000 میلادی ایران را در مقام هفتم ذخیره گاه زیست کره جهان شناسی نمود ولی سهم ایران در جذب توریست بسیار ناچیز و در حد کشورهای ضعیف می باشد که یقیناً برای دستیابی به اهداف برنامه چشم انداز 20 ساله باید تلاش مضاعف نمود.یکی از اصلی ترین راههای برون رفت کشور از نفت سالاری رشد و توسعه صنعت توریسم است.
دهها و بلکه صدها میلیون سال بطول انجامید تا سوختهای فسیلی مورد استفاده بشر امروزی نظیر نفت ، گاز و زغال سنگ تشکیل گردید و بشر توسعه یافته و متمدن و پر ادعای امروز با روند مصرفی که در پیش گرفت در مدت کمتر از پانصد سال کل این منابع انرژی را که می بایست متعلق به نسلهای بعد هم باشد را به مصر ف خواهد رساند. و حاصل مصرف آن نیز متأسفانه ایجاد انواع مختلف آلودگی آبهای سطحی و زیر زمینی ، دریاها ، خاک و هوا و همچنین تشکیل گازهای گلخانه ای و در نهایت تهدید زندگی است .
یکی از مناسب ترین و بکرترین مکانها جهت توسعه صنعت گردشگری کشور شهرستان بهشهر می باشد . در صورت مدیریت و برنامه ریزی صحیح در راستای برنامه چشم انداز شهرستان بهشهر با توجه به داشتن توانمندیهای بالقوه می تواند به یکی از مهمترین قطبهای گردشگری کشور تبدیل گردد . برای انواع مختلف گردشگری در شهرستان بهشهر میتوان برنامه ریزی نمود .
و طبعاً کار در راستای اهداف ملی چشم انداز می تواند باشد تمامی دستگاههای مرتبط در این بخش باید تلاش همه جانبۀ فرایندی و برنامه محور داشته باشند که در این راستا بعضی از دستگاهها از جمله استانداری محترم ، ادراه کل گردشگری و میراث فرهنگی استان ، اداره کل محیط زیست استان ، اداره کل منابع طبیعی ، اوقاف ، راه و ترابری ، و ....نقش ویژه و عمده ای دارند .
برخی از اهم انواع گردشگری که در شهرستان بهشهر قابلیت اجرایی دارد عبارتند از :
1- گردشگری تاریخی : در این نوع گردشگری که گردشگری میراث نیز نامیده می شود ، گردشگران به بازدید از اماکن تاریخی و باستانی می پردازند برخی از عمده ترین اماکن تاریخی شهرستان بهشهر عبارتند از :گوهر تپه ، عباس آباد بهشهر ، صفی آباد بهشهر ، چشمه عمارت ، باغ شاه ( پارک ملت ) ، باغ تپه ، میانکاله بهشهر و دختر قلعه در مسیر رود برزو ، غارهای هوتو و کمربند در شهید آباد و دهها اثر باستانی ثبت شده در این شهرستان ،که هر یک از این امکان در صورت بهساری و مرمت و ایجاد امکانات و تسهیلات مناسب ، با توجه به جاذبه وخصوصیات منحصر به فردی که دارند می توانند در جذب توریسم نقش بسزائی داشته باشد .
البته وضعیت موجود مایه تأسف است که بسیاری از این اماکن حتی برای بومیان منطقه نیز ناشناخته است ضمن اینکه برخی از اماکن ارزشمند نظیر غار هوتو و کمر بند و همچنین چشمه عمارت به مخروبه ای شباهت دارد و پیشرفتها طرحها در مناطق گوهر تپه و عباس آباد نیز بسیار به کندی و با اعتبارات ناچیز در حال انجام می باشد . که این میزان اعتبارات حتی تکافوی نگهداری وضع فعلی را نمی کند چه رسد به مرمت ، بازسازی و احیاء آنها .
2- گردشگری مذهبی : درشهرستان بهشهر اماکن مقدس مذهبی و امامزاده های متعدد وجود دارند که از جمله آنها میتوان امامزاده موسی ، امام زاده علی اصغر ، شاهزاده حسین ، بی بی زینب ، امام زاده یوسف، امام زاده محمد رستمکلا و آقا سید رضا در روستای کنت ، شیخ نور در روستای پچت ، امام زاده و قبرستان سفید چاه ، تکیه رستمکلا ، و .... را می توان نام برد که با کمی توجه از طریق دستگاههای مربوط بخصوص اداره اوقاف میتوانند نقش مؤثری در جذب مسافرین و زائرین به این منطقه داشته باشند .
لکن این اماکن نیز اولاً آنگونه که باید و شاید به شهروندان و مسافرین معرفی نگردیدند و بسیاری از این اماکن نیاز به مرمت و باز سازی و همچنین تهیه و تدارک حداقل امکانات رفاهی جهت عزیمت و اسکان زائرین دارند . متولیان احیاء این اماکن نامشخص بوده و از اداره اوقاف شهرستان و اداره کل استان نیز تاکنون شاهد حرکت مناسبی در این زمینه نبودیم .
3- گردشگری ساحلی : ساحل دریای بهشهر نیز منحصر به فرد بوده و از زیبائی خاصی برخوردار می باشد بهشهر با داشتن 70 کیلو متر ساحل دریای خزر و همچنین کیلومترها ساحل در سوی خلیج آرام ( دریای کوچک بهشهر ) به این منطقه زیبائی خاصی بخشیده است و هر مسافر تازه واردی را بهت زده و انگشت به دهان می کند و طراوت و شادابی خاصی به انسان می بخشد . این مکان زیبا که بدون هر گونه اغراق و تعصب یکی از زیباترین و دیدنی ترین مناطق ساحلی کشور می باشد .ولی به علت نداشتن جاده دسترسی مناسب وعدم برنامه ریزی بلا استفاده مانده و یا استفاده از آن بسیار ناچیز و بیشتر توسط افراد بومی است . اگر ادارات و دستگاههای مربوطه بخصوص محیط زیست ، سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ، اداره راه و دیگر مسئولین استانی و شهرستانی بصورت هماهنگ و هدف مند در صدد رفع موانع موجود بر آیند . یقیناً با رونق گردشگری این منطقه و جذب گردشگر از اقصی نقاط ایران و جهان می تواند نقش بسزائی در توسعه شرق استان مازندران داشته باشد .
4- گردشگری دریائی : در این نوع گردشگری که از دهه 1980 در حال گسترش است . کشتیهای بزرگ و کوچک پذیرای گردشگران بوده و میتوانند انواع تفریحات سالم برای آنان فراهم نمایند . این امکان نیز در سواحل بهشهر در چشم انداز توسعه می تواند گنجانده شود . ضمن اینکه امکان دیگر تفریحات دریائی نظیر قایق رانی ، پدالو سواری ، ورزشهای آبی ، غواصی ، شنا ، ماهی گیری و غیره نیز بالقوه وجود دارد . متأسفانه در این قسمت هم نه تنها هیچ برنامه ریزی تاکنون صورت نگرفت بلکه ، موانع متعدد نیز موجود می باشد که امید آن داریم نسبت به احیاء این بخش نیز تدابیری اندیشیده شود
5- گردشگری کشاورزی : شهرستان بهشهر با داشتن بیش از 70 نوع کشت در زمینه کشاورزی اعم از کشت دیم و آبی از زیبایی و تنوع خاص برخوردار می باشد - زردی گلهای زیبای کلزا در ماههای اسفند و فروردین ، شادابی گندم در ماههای اردیبهشت و خرداد ، طراوت خوشه های شالی درماههای تیر ، مرداد و شهریور ،روح نوازی گلهای آفتابگردان در تیر ، مرداد و شهریور ، سویا در ماههای تابستان ، سفیدی پنبه در فصل پائیز و داشتن انواع محصولات جالیزی به این شهرستان در تمامی فصول سال طراوت و زیبایی می بخشد و مسافرین را در مسیر تردد مدتها به خود مشغول می کند .
6- گردشگری باغات : در این نوع گردشگری گردشگران باخضور در باغها در فصول مختلف سال از زیبائیهای آن لذت می برند . در این بخش نیز بهشهر بسیار غنی می باشد . با آغاز بهار بوی بهار نارنج شهررا فرا می گیرد . انواع باغ و مرکبات در این شهرستان وجود دارد که بسیار زیبا و دیدنی می باشند .
باغهای انار این شهر نیز زبانزد خاص و عام است چرا که بیشترین انواع انار کشور در بهشهر وجود دارد و انواع محصولات باغی بهاره تابستانه ، پائیزه و زمستانه در این شهر وجود دارد . انواع میوه های گرمیسری. و سردسیری نظیر مرکبات : انار ، انجیر ، سیب ، هلو ، به ، گلابی ، آلبالو ، گیلاس ، گردو ، زیتون ، تمشک ، توت ، توت فرنگی ، کیوی ، موز ، انگور ، فندق ، زردالو ، ازگیل و. .... در بهشهر کشت می گردد .
7- گردشگری جنگل : جنگلهای بکر و زیبای بهشهر که باقیمانده جنگلهای هیرکانی از دوره سوم زمین شناسی است از جمله مناطق بسیار زیبا و دیدنی برای هر گردشگر علاقه مند به طبیعت می باشد . درختان جنگلی در این منطقه از تنوع خاصی بر خوردار می باشند . درختان صنعتی مختلف نظیر راش ، توسکا ، افرا ، نمدار، ملج، آزاد ، بلوط ، ممرز ، سپیدار ، سرخ دار ، شمشاد ، و دیگر انواع درختان ، پوشش جنگلی منطقه را تشکیل می دهند
از جمله خصوصیات زیبای جنگلهای منطقه وجود انواع درختان میوهء جنگلی نظیر : سیب ترش ،آلوچه جنگلی ، ولیک سرخ ، ولیک سیاه ، تلکا ، (گلابی جنگلی ) ، به ، ازگیل (کندس ) ، خرمالو (خرمندی ) ، انار ، تمشک و توت فرنگی و ... است که هم مورد استفاده افراد قرار می گیرد و هم اینکه بعضی از این میوه ها بخصوص سیب ترش ، ازگیل و خرمالو و تمشک و آلوچه برای بومیان و روستائیان مناطق کوهستانی ارزش اقتصادی نیز دارد . که با تهیه رب از سیب و ازگیل و آلوچه و تهیه دوشاب از خرمالو تهیه مربا از تمشک برای خود ایجاد در آمد می کنند .
بعضی از این میوه ها نظیر سرخ ولیک ارزش داروئی نیز دارند . البته در دهه های اخیر متأسفانه شاهد تخریب جنگل توسط ساکنان همجوار و همچنین بهره برداری غیر اصولی توسط دستگاههای بهره بردار دولتی و خصوصی نیز بوده ایم و در صورت ادامه این روند در آینده ای نه چندان دور یاد جنگل در تاریخ و داستانها ثبت می گردد .
8- گردشگری چشمه : مسافران و گردشگران با حضور در این مناطق و استفاده از آب گوارای چشمه لذت می برند . و بسیاری از افراد علاقه مندند به اینگونه اماکن مراجعه نموده و از مناظر زیبای آن استفاده نمایند . دهها چشمهء بزرگ و کوچک در شهرستان بهشهر وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از :
چشمه عمارت،چشمه عباس آباد و چشمه پلنگ خیل در بهشهر،آقا چشمه رستمکلا ، سرخ او خلیل شهر ، جزی روستای ولم ، اسپه او و کهو او در روستای غریب محله ، چشمه سی ام بی روستای یخکش ، باز گوم روستای پارچ ، بزلی روستای سمچول ، تاریک دره روستای پچت ، کینوا روستای پیته نو و چشمه روستای الاز و چشمه و استخر روستای کلا و دهها چشمه دیگر در مناطق مختلف شهرستان وجود دارد که از زیبایی و طراوت خاص برخوردار می باشند برای استفاده از این مناطق و جذب توریست باید در زمینه شناساندن این اماکن و همچنین ایجاد راههای مناسب دسترسی و امکانات اولیه بهداشتی و رفاهی اقدامات لازم را بعمل آوردتا هم اینگونه اماکن طبیعی حفظ گردند و دستخوش تخریب نگردند و هم به نحو مطلوب بهره برداری و استفاده گردند .
9- گردشگری روستائی : در این نوع گردشگری منابع فرهنگی ، طبیعی و تاریخی نواحی روستائی به عنوان کالای فرهنگی گردشگری قابل عرضه می باشد . فرهنگ ناب و بکر و بی آلایش روستا ، زندگی ساده و بی پیرایه روستائی ، طبیعت جذاب ، آرام و با صفای روستا ، همرنگی و همدلی روستا نشینان از جذابیت خاصی بر خوردار می باشد . آشنائی با آداب و رسوم روستائیان ، تماشای مراسم سنتی ، جشن ها و آیین ها از جمله جذابیت این نوع گردشگری می باشد .
شهرستان بهشهر دارای روستاهای بکر سنتی بخصوص در نواح کوهستانی می باشد .روستاهائی با مردمانی مؤمن ، سرزنده ، مهمانپذیر و مهمان نواز و سخت کوش و پر تلاش در منطقه که در واقع در صورت داشتن برنامه ریزی صحیح و مدیریت کار آمد با ایجاد حداقل امکانات نظیر توسعه جاده های مناسب دسترسی و تسهیلات لازم در بخش تولیدی می توانند به عنوان بنگاههای کوچک اقتصادی نقش مهمی در توسعه داشته باشند .
برنامه ریزی مناسب در جهت افزایش تولید فرآوردهای دامی ، تولید صنایع دستی که بعضی از آنها نظیر جاجیم از جایگاه مناسبی نیز بر خوردار می باشد و صنایع چوبی و غیره می توانند نقش مهمی در جذب توریست داشته باشند و حضور گردشگر در این مناطق موجب رونق اقتصادی روستاها و به طبع آن شهرستان می گردد . روستاهای منطقه بهشهر که در دو بخش کوهستانی و دشتی قرار دارند واز اقوام مختلف بومی و مهاجر از نقاط مختلف کشور تشکیل گردیده اند و هر کدام دارای آداب و رسوم خاصی می باشندکه می توانند مورد بازدید گردشگران یا مورد استفاده پژوهشگران باشد .
10- گردشگری هوائی : در این نوع گردشگری ، گردشگر با هدف پرواز در هوا به تفریح می پردزاد .
بر اساس مطالعات بعمل آمده و نظرات کارشناسان فن ، بهشهر با توجه به شرایط اقلیمی و موقعیت جغرافیائی ، شیب منطقه و جهت وزش باد به عنوان بهترین سایت پروازی کشور تشخیص داده شدکه می تواند با سرمایه گذاری در این بخش سایتهای پروازی مناسب تفریحات سالم و فرح بخش پروازی نظیر کایت گلایدر ،پاراگلاید ، هواپیماهای سبک و فوق سبک و هلی کوپتر ایجاد نمود . و از این طریق نیز گردشگران علاقمند در این زمینه را از اقصی نقاط کشور جذب این منطقه کرد .
11- گردشگری حیات وحش : شهرستان بهشهر در این بخش نیز بالقوه از غنای خاصی بر خوردار می باشد . تالاب و منطقه حفاظت شده میانکاله سالانه پذیرای د هها هزار قطعه انواع پرندگان زیبای مهاجر می باشد . قوها ، فلامینگوها ، غازهای وحشی ، اردکهای رنگارنگ و انواع و اقسام پرندگان بزرگ و کوچک که ماههای سرد سال را در این مکان می گذرانند . مکان مناسبی جهت جذب گردشگرمی باشد .
در استفاده از این بخش نیز تاکنون اقدام مؤثر از سوی دستگاههای زیربط انجام نگرفت درصورت سرمایه گذاری مناسب بخصوص ایجاد جاده دسترسی و امکانات لازم با حفظ شرایط زیست محیطی و شناساندن این منطقه جذاب و زیبا به مسافرین در جهت جذب گردشگر و توریسم به نتایج مثبتی دسترسی پیدا کرددر این منطقه با توجه به شرایط اقلیمی خاص انواع پرندگان گرمسیری ، سردسیری و پرندگانی که در مناطق معتدل زندگی می کنند وجود دارد. همچنین انواع و اقسام پستانداران نیز در مناطق جنگلی بهشهر زندگی می کنند .
12- گردشگری تجاری : در این بخش نیز اگر مدیریت گردد شهرستان بهشهرمی تواند از مناطق موفق و ویژه کشور محسوب گردد . زیر این شهر از خطوط ریلی ، جاده ای و دریائی بر خوردار می باشد . در مسیر کریدور شمال شرق به شمال غرب قرار دراد . استانهای غربی و تهران از طریق جاده کناره از بهشهر به استانهای شرقی و خراسان متصل می گردند . ریل راه آهن تهران شمال از بهشهر می گذرد و در صورت ادامه آن از استان گلستان به خراسان از این طریق به تمامی نقاط کشور ، بنادر جنوبی و آسیای میانه متصل می گردد .
از طریق بندر نیز با کشورهای حاشیه خزر ارتباط دارد . و در ترانزیت کالا نقش بسیار مؤثر دارد ضمن آنکه در صورت تحقق کریدور شمال جنوب ، شهرستان بهشهر نقطهء آغاز این کریدور در شمال خواهد بود . همچنین در صورت برنامه ریزی و پیگری لازم دستگاههای اجرائی مرتبط ، منطقهء اقتصادی بندر شهید هاشمی نژادمی تواند به منطقهء آزاد تجاری در منطقه شمال کشور تبدیل گردد . که این اتفاق در صورت تحقق می تواند منطقه را احیا نماید و تجار و بازرگان مختلف را به این منطقه جذب نماید .
13- انواع دیگر گردشگری نظیر گردشگری رودخانه ، گردشگری ورزشی ، گردشگری بهداشتی درمانی ، گردشگری علمی و... در بهشهر قابلیت اجرائی دارد. در نهایت انتظار آن است که شهرستان بهشهر با توجه به امکانات و شرایط بالقوه ، موقعیت منحصر به فرد جغرافیائی ، بر خور داری از طبیعت بکر و زیبا کوهستانی ، جلگه ای ، دشت و دریا ، قرار گرفتن در مسیر ارتباطی مناسب ، داشتن مردم شریف و متعهد ، داشتن غنای فرهنگی و علمی ، داشتن تمدن بیش از ده هزار ساله ، وجود آثار باستانی ودهها فاکتور مناسب این شهرستان بتواند از چالش موجود که همانا فقر ، پائین بودن ضریب اشتغال و توسعه نایافتگی خارج گشته .
تا در ارسال نوآوری و شکوفائی شاهد شکوفائی این شهرستان در زمینه های مختلف باشیم . و با اقدامات علمی کارشناسانه توسط دستگاههای مربوطه و ایجاد برخی امکانات رفاهی ضروری بخصوص هتل ایجاد پارکهای تفریحی ، احداث تله کابین در منطقه در جهت جذب گردشگر برنامه ریز ی گردد .طبعاً در این مسیر جایگاه سرمایه گذاری بخش خصوصی در این شهرستان خالی می باشد . هدایت و حمایت سرمایه گذاران به این منطقه ، همکاری دستگاههای ملی ، استانی وشهرستانی می طلبد .
که در صورت تحقق این امر :
1- شاهد رشد و شکوفائی منطقه از نظر اقتصادی خواهیم بود .
2- با ایجاد اشتغال در منطقه شاخص بیکاری کاهش خواهد یافت .
3- صنعت سبز و بدون دود جایگزین دیگر صنایع که عموماً آلوده کنندۀ ، دریا ، زمین و هوا هستند خواهد شد
4- از مهاجرت روستائیان به شهرها جلوگیری گشته و حتی مهاجرت معکوس اتفاق خواهد بود .
5- اماکن مختلف تاریخی و باستانی که میراث گرانبهائی هستند ، بهسازی گشته و از تخریب آنها جلو گیری خواهد شد .
6- اماکن مذهبی شهر احیاء خواهند شد .
7- در راستای اهداف برنامه چشم انداز ، شهرستان می تواند بیش از سهم خود در جهت جذب توریسم داخلی و خارجی بر خوردار باشد .
8- توسعه اقتصادی آن در رشد و توسعه شرق استان مازندران تأثیر خواهد گذاشت .
9- اوقات فراغت جوانان و گروهای سنی مختلف را پر کرده و موجب ایجاد نشاط و سلامت جسمی و روحی ، بروز خلاقیتها وشکوفائی استعدادها و تجدیدی قوای فکری افراد می گردد .
10- موجب توسعه و اعتلاء فرهنگ اصیل منطقه و شناساندن آن به دیگران و همچنین تبادل فرهنگی و علمی گردد .
11- موجب توازن و توزیع مناسب سرمایه گذاری بخش گردشگری در استان مازندران می گردد .
کما اینکه فعلاً حتی یک هتل مناسب جهت اقامت مسافرین و گردشگران در شرق استان وجود ندارد .
|
|
دکتر اسلام بابانژاد
رئیس شورای اسلامی شهرستان بهشهر
منبع : سایت بهشهری دات کام
|
منبع : سایت روزنامه ابتکار |
o کانیهای موجود در معادن سطحی که در اثر تغییر و تبدیل به عامل آلوده کننده مبدل میشود. مثلا آب جاری سطحی ( حاصل از باران و …) هنگام عبور از معادن زغال سنگ ، دیسولفید آهن « II» ( پیریت ) همراه با زغال سنگ را در خود حل کرده و سپس در اثر واکنش ، هوا آنرا به اسید سولفوریک تبدیل میکند. اسید حاصل ضمن عبور از لایههای مختلف مخازن زیرزمینی ، موجب آلوده شده آن میشود.
o جمع شدن فاضلابهای شهری بویژه اگر در یک حوزه آهکی و یا شنی وارد شوند از آن که در معرض باکتریها قرار گیرند و تجزیه شوند، مستقیما و براحتی به مخازن زیرزمینی نفوذ پیدا کرده و موجب آلوده شدن آنها میشود.
o ضایعات رادیواکتیوی : یکی از عوامل آلوده کننده مهم منابع آبی زیرزمینی است که امروزه یکی از راههای رفع آنها که در حقیقت مشکل بزرگی برای صاحبان تکنولوژی هستهای نیز به شمار میرود دفن آنها در زیر زمین است علاوه بر دفن ضایعات رادیواکتیو در زیر زمین ، همه انفجار های هستهای زیر زمینی نیز موجب آلوده شدن آبهای زیر زمینی میشود.
آلودگی ناشی از باران های اسیدی
یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی میباشد. باران اسیدی به پدیدههایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق میشود. باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دیاکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بیکربنات (HCO2) در آب خالص است. باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی میباشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی میگذارد.
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران میشوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ میدهد؟
معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دیاکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 میباشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظهای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی میشوند.
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت میباشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.
موتا و میلو در سال 1987 عنوان داشتند که دیاکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در میآیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی میبخشند.
در جایی دور ، بالای سر ما ، لایه نامرئی و ظریفی از اوزون وجود دارد که ما را از تشعشعات خطرناک ماورای بنفش خورشیدی محافظت میکنند. لایه ازن قرنهاست که آنجا بوده است.
ولی اکنون انسان این سپر محافظ را از بین میبرد. کلرو فلوئورو کربنها (CFCS) ، هالونها (halons) ) و سایر مواد شیمیایی مصنوعی ، در 10 تا 50 کیلومتری بالای سر ما شناورند. آنها تجزیه شده ، مولکولهایی آزاد میکنند که اوزون را از بین میبرد.
خبرگزاري فارس: مديركل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان سمنان حمايت از آموزش صنايع دستي در روستاها را خواستار شد و گفت: يكي از بهترين راهها براي اشتغالزايي در روستاها، آموزش صنايع دستي است.

به گزارش خبرگزاري فارس از گرمسار، حميد يزداني عصر امروز در ديدار با فرماندار گرمسار اظهار داشت: فرمانداريها ميتوانند با پرداخت تسهيلات از طريق صندوق مهر امام رضا (ع)، بنگاههاي زودبازده و ... از ايجاد اشتغال به وسيله آموزش صنايع دستي حمايت كنند.
وي با بيان اينكه ايجاد اشتغال براي صنايع دستي با خريد يك دار قالي، چند دستگاه سفالسازي و ... نياز به اعتبار زيادي ندارد، گفت: ايجاد يك كارگاه كوچك صنايع دستي روستايي ميتواند زمينه اشتغال حداقل 10 نفر را فراهم كند.
وي افزود: اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان سمنان براي حمايت از هنرمندان صنايع دستي، زيرپوشش بيمه قرار دادن اين افراد را در دستور كار قرار داده و در اين زمينه با اداره كل تأمين اجتماعي استان توافق شده است.
يزداني شناسايي صنايع دستي ويژه هر شهرستان و هنرهاي صنايع دستي رو به انقراض را خواستار شد و گفت: شناسايي يكهزار و 500 هنرمند شاخص استان كه توليدات نفيس هنري دارند، آغاز شده و در قالب صندوق مهر امام رضا (ع) به اين افراد تسهيلات داده ميشود.
وي با اشاره به قابليتهاي گردشگري شهرستان گرمسار، يكي از مهمترين جاذبههاي گردشگري اين شهرستان را مجموعه تاريخي "قصر بهرام " دانست و افزود: اين اداره كل علاوه بر اينكه مرمت اين مجموعه را در دست اقدام دارد، ايجاد و بهسازي راه دسترسي به قصر بهرام را در قالب پيشنهادات دور سوم سفر هيئت دولت به استان سمنان ارائه ميكند.
فرماندار گرمسار نيز در اين ديدار، براي حمايت از مجموعه ميراث فرهنگي در اين شهرستان و تجهيز مجموعه قصر بهرام قول مساعد داد.
سيدمحمد ميربزرگي ابراز اميدواري كرد؛ در هفته گردشگري نيز واحد اداري به اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گرمسار اختصاص يابد.
وي با اشاره به وجود كارخانه تاريخي "پنبه پاككني " در اين شهرستان اظهار داشت: در حال حاضر اين كارخانه در مالكيت جهاد كشاورزي است، اما به دليل دارا بودن معماري سنتي و وسعت، پيشنهاد ميشود ميراث فرهنگي اين مجموعه را براي برگزاري نمايشگاه دائمي صنايع دستي در اختيار گيرد.
فرماندار گرمسار از اعلام آمادگي شهرداري اين شهرستان براي فراهم كردن زمينه بازديد گردشگران از كارخانه تاريخي پنبه پاككني گرمسار خبر داد.
مديركل ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري استان سمنان در پايان اين جلسه از كارخانه تاريخي پنبه پاككني گرمسار بازديد كرد.
مجموعه كارخانه پنبه پاككني و انبار پنبه به شماره 5641 در تاريخ 25 اسفند ماه سال 1380 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
قدمت اين مجموعه به اوايل دوره پهلوي برميگردد.
منبع : خبرگزاری فارس
... "تراب محمدی" روزشنبه در گفت وگویی با خبرنگار ایرنا اضافه کرد: باتوجه به جایگاه رفیع هنرهای دستی در تاریخ و فرهنگ مردم آذربایجان ، نبود این آثار در موزه های استان پذیرفتنی نبود ... وی تاکید کرد: موزه های استان در همین ارتباط تمهیداتی به عمل آورده اند تا صنایع دستی فاخر و تاریخی مردم را به نام اهداکننده در ویترین اختصاصی به نمایش درآید ... این اقدام به منظور ترویج صنایع دستی و گسترش فضاهای فرهنگی در موزه ها باهمکاری استانداری، شهرداری و چند نهاد مرتبط با این امور انجام می گیرد ... محمدی از این اقدام فرصتی برای جلوگیری از امحای آثار ارزشمند میراثی صنایع دستی یاد کرد و یادآور شد که در صورت نمایش آثار مردمی در موزه ها این آثار مورد مرمت کارشناسان زبده میراث فرهنگی قرار خواهند گرفت ... وی ازدارندگان این آثار خواست تا بامراجعه به موزه ها و یا سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری از نحوه اقدام در این رابطه اطلاع یابند ... در استان آذربایجان شرقی 10 باب موزه در موضوعات متنوع دایر است و عرضه آثار تاریخی و ارزشمند صنایع دستی در آن ها می تواند موجب رونق رشته های مختلف این صنعت در سطح جامعه شود ... علاوه براین این اقدام موجب ترویج ارزش های هنری و ترویج جنبه های فرهنگی و مردم شناسی در بین مردم خواهد شد ...
... شمالی از گشایش موزه مجازی صنایع دستی در این استان خبر داد ... علی عابدی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی اظهار داشت: این موزه در راستای اجرای برنامه های معاونت هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور و توسعه و ترویج صنایع دستی این استان راه اندازی شده است ... وی افزود: موزه مجازی صنایع دستی خراسان شمالی در فضای سه بعدی و به صورت دو زبانه طراحی شده و در مجموع 22 غرفه آن بیش از 20 رشته از صنایع دستی استان به نمایش درآمده و معرفی شده است ... وی هدف از راه اندازی موزه مجازی صنایع دستی را معرفی، ترویج و آموزش صنایع دستی استان ذکر کرد و اظهار داشت: این موزه به دو زبان فارسی و انگلیسی طراحی شده است ... او ابراز امیدواری کرد با فعالیت این مرکز مجازی اهدافی چون آشنایی با صنایع دستی استان در سطوح مختلف کشوری و بین المللی و ایجاد زمینه های لازم برای بازاریابی صنایع دستی استان و توسعه تجارت آن در بخش های داخلی و خارجی تامین شود ... www از تصاویر و اطلاعات درج شده در آن بهره مند شده و نظر و پیشنهادهای خود را به معاونت صنایع دستی خراسان شمالی منتقل کنند ... وی افزود: اکنون سی دی موزه مجازی صنایع دستی خراسان شمالی نیز در دست تهیه است که پس از کثیر در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت ... "گنجینه فرهنگها" لقب گرفته و صنعتگران آن در زمینه تولید 25 گونه صنایع دستی فعالیت دارند ...
... تمبر 3 محصول صنایع دستی استان اردبیل چاپ شد ... جلیل جباری، معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل گفت: این تمبرها مربوط به محصولات دستی گلیم و مسند شهرستان نمین، ورنی مغان و سفال اردبیل است ... وی افزود: این طرح در راستای توسعه و ترویج صنایع دستی استان با همکاری اداره کل پست استان اجرا شد ...
... مدیرکل دفتر توسعه و ترویج صنایع دستی در پاسخ به این سوال که ارایه اطلاعات موزه ها و تصاویر اشیاء تاریخی، از نظر امنیتی مشکل ساز نخواهد بود، گفت: در کشور ما موزه مجازی یک اقدام تازه است درحالی که در سایر کشورها از سالها پیش این موضوع اجرایی شده است ...
... در حال حاضر100 رشته صنایع دستی از رشته های مصوب ، در 32 آموزشگاه فعال در سطح استان قم آموزش داده می شود ... به نقل از روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی استان قم ،مهدی متقیان رئیس این سازمان گفت: تا کنون 140 مجوز فعالیت رشته های صنایع دستی برای مناطق روستایی استان صادر شده است ... متقیان گفت: با همت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان قم در تابستان امسال 445 هنرجو در 35 دوره آموزشی 75 ساعته در سطوح مقدماتی و پیشرفته در رشته هایی از جمله معرق چوب ، سفالگری ، سرمه دوزی ، نقاشی روی پارچه ، سوخت روی چوب ، نوار دوزی ، پیکر تراشی ، معرق ساقه گندم ، نگارگری ، طراحی سنتی و گلیم بافی آموزش دیده اند ... رئیس سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان قم برگزاری دوره های آموزشی پیشرفته ، بیمه هنرمندان ، افزایش مراکز آموزشی ، احیاء رشته های منسوخ شده ، افزایش فروشگاه های صنایع دستی از طریق تعاونی های هنرمندان ، راهنمایی و مشاوره صادر کنندگان ، را از جمله اقدامات سازمان در زمینه توسعه و ترویج صنایع دستی در سطح استان دانست ... وی همچنین افزود : در سفر دوم ریاست محترم FL_276855_LF به استان قم ایجاد شهرک صنایع دستی و بازارچه فروش به تصویب هیئت دولت رسید و زیرساخت های ایجاد شهرک صنایع دستی پس از انجام مطالعه ایجاد می شود ...
... صنایع دستی در 5 روستای هدف گردشگری استان چهار محال و بختیاری توسط بخش خصوصی و با همکاری معاونت صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان آموزش داده می شود ... معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان چهار محال و بختیاری گفت: در 5 روستای هدف گردشگری استان چهار محال و بختیاری پایگاه آموش صنایع دستی راه اندازی شده است ... وی تصریح کرد : در این 5 روستا از این هفته آموزش و ترویج صنایع دستی آغاز می شود و هنرجویان روستایی می توانند در مراکز آموزشی هنر مورد علاقه خود را آموزش ببینند ...
... وی گفت: آموزش های دولتی صنایع دستی دیگر اجرا نمی شود و هر استان بنا به ضرورت خود آن را به آموزشگاه های صنایع دستی، تعاونی های صنایع دستی و ngo ها واگذار کرده است ... اسکندری، به آموزش های علمی و کاربردی صنایع دستی اشاره کرد و افزود: هم اکنون در 9 استان کشور در دانشگاه های علمی- کاربردی این آموزش ها انجام می شود ... مدیرکل دفتر توسعه و ترویج صنایع دستی گفت: براساس ماده 14 قانون تاسیس سازمان صنایع دستی در سال 1383، سازمان میراث فرهنگی هر استان "صدور مجوز آموزشگاه های غیردولتی صنایع دستی" را برعهده دارد ... اسکندری، با بیان این که دستورالعمل نحوه واگذاری مجوز به آموزشگاه های غیردولتی صنایع دستی از سوی سازمان میراث فرهنگی تهیه و به همه استان ها بخشنامه شده است، گفت: درزمان حاضر بخش خصوصی برای راه اندازی مرکز آموزشی از این سازمان مجوز می گیرد ... به گفته اسکندری، پیش بینی می شود تا پایان سال جاری، یکصد مجوز آموزش صنایع دستی در سراسر کشور صادر شود ... مدیرکل دفتر توسعه و ترویج صنایع دستی ،همچنین به آموزش های مجازی صنایع دستی اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از برنامه های این اداره کل برای توسعه رشته های صنایع دستی، راه اندازی آموزش های مجازی و اینترنتی است ... اسکندری ،افزود: در ابتدای سال تصمیم گرفته شد که در هر استان آموزش مجازی 2 رشته بومی صنایع دستی، راه اندازی شود که دستورالعمل اجرایی آن به استان ها ارسال شده است ...
... کارگاه آموزشی داوری های مهر اصالت در اتاق بازرگانی صنایع و معادن اصفهان تشکیل شد ... دبیر اجرایی برنامه داوری مهر اصالت یونسکو در سال جاری با بیان این مطلب گفت:تمامی کارشناسان استادان، دانشجویان و علاقمندان به مباحث فنی صنایع دستی در این گردهمایی شرکت دارند ... وی با اشاره به اینکه آشنایی با مباحث کلی داوری های مهر اصالت توسط دو داور برجسته این دوره از جمله برنامه های مهر اصالت ها به شمار می آید، اظهار داشت: رئیس سازمات بازرگانی ترویج صنایع دستی تایلند و مدیر اجرایی شرکت eon مالزی در زمره مدرسین این کارگاه آموزشی قرار دارند ... مشاور معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی خاطرنشان کرد: همچنین بررسی مزایای دریافت مهر اصالت، تاریخچه، تسهیلات سازمان یونسکو به دریافت کنندگان این مهر و بیان مراحل اجرایی داوری های امسال از دیگر برنامه های در نظر گرفته شده در این نشست اعلام شده اند ...
... صنایع دستی ... معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی گلستان گفت: آموزش و ترویج صنایع دستی و هنرهای سنتی در آموزشگاههای دوره متوسطه استان اجرا می شود ... "انوشیروان گرایلی" روز یکشنبه درگفت وگو با ایرنا افزود: ترویج، آموزش و توسعه صنایع دستی در آموزشگاههای استان بمنظور انتخاب شغل و آشنایی بیشتر دانش آموزان با رشته های صنایع دستی اجرا می گردد ... وی اضافه کرد: با هماهنگی صورت گرفته با سازمان آموزش و پرورش استان و در جهت اجرایی نمودن طرح های مورد نظر معاونت صنایع دستی در آموزشگاههای دوره متوسطه استان در قالب کارگروه، مقرر شده که برای عملیاتی نمودن طرح های صنایع دستی اقدام شود ... معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان همچنین گفت: طرحهای تیپ بنگاههای زودبازده صنایع دستی برای معرفی در همایش سرمایه گذاری که بیستم ماه جاری در تبریز برگزار می شود، مشخص شده است ...
... خانه ترویج صنایع دستی روستایی در بخش آرادان گرمسار ایجاد و روز دوشنبه راه اندازی شد ... معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان سمنان به خبرنگار ایرنا گفت: این خانه با هدف ایجاد انگیزه و اشتغال در روستاها ایجاد شده است ... "سیدکمال موسوی" گفت: در خانه ترویج صنایع دستی روستایی آرادان 32 نفر هنرجو در رشته های گلیم، معرق و سفالگری جذب شده اند ... وی ایجاد خانه ترویج صنایع دستی روستایی در فولادمحله سمنان را از برنامه های این سازمان خواند و گفت: تاکنون برای آموزش 15 نفر در رشته معرق در این خانه ثبت نام شده است ... معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان سمنان گفت: با تمام دهیاری های روستاهای هدف گردشگری در این استان مکاتبه شده است تا نسبت به ایجاد فضای مناسب برای راه اندازی خانه ترویج صنایع روستایی اقدام کنند ...