30 سلسله فراعنه بر مصر حكومت كردند

30 سلسله فراعنه بر مصر حكومت كردند
نگاهي كوتاه به تاريخ فراعنه مصر(2)
جام جم آنلاين: دوران سلسله هاي جديد فراعنه از 1543 قبل از ميلاد آغاز شد و در 1069 سال قبل از ميلاد پايان گرفت.سلطنت ملكه هاتشپ سوت سرآغاز سلسله هجدهم فراعنه بود.

معبد ديرالبحري در دره شاهان يادگار دوران سلطنت ملكه هاتشپ سوت است .
مصر در هنگام سلطنت برادرزاده وي توتموسيس سوم صاحب بزرگترين قلمروي خود شد.
قلمرو مصر تا پادشاهي ميتاني در حدود سوريه كنوني گسترش يافت.

سپس نوبت به سلطنت فرعون ها آمنوفيس چهارم و آخناتون در حوالي 1348 سال قبل از ميلاد مي رسد ، اخناتون به همراه همسرش نفرتي تي سلطنت مي كرد.
اخناتون و نفرتي تي به اتفاق تلاش كردند تا پرستش خداي واحد آتون را در مصر ترويج كنند اما راهبان خداي آمون حرف آخر را مي زدند.
دوران سلطنت آنها به تحريك راهبان آمون با آشوب پايان گرفت .

فرعون جديد تحت فشار راهبان آمون نام خود را از توتانخاتون به توتانخامون تغييرداد.
وي در سن 18 سالگي به طرز مشكوكي درگذشت و فرمانده ارتش مصر هورم هب به عنوان فرعون بر تخت سلطنت مصر عليا و مصر سفلي نشست.

سلسله نوزدهم فراعنه مصر توسط رامسس اول بنا نهاده شد.
پس از وي پسرش ستي اول فرعون شد اما شهرت سلسله نوزدهم فراعنه مديون رامسس دوم پسر ستي اول است كه از 1292 تا 1213 سال قبل از ميلاد فرعون مصر بود.
رامسس دوم ساختمان ها و معابد بسياري را از جمله معبد ابوسمبل كه در نزديكي سدكنوني اسوان واقع شده را ساخت اين معبد به عنوان يادگار جنگ با اقوام هيتي ساخته شد.
به عقيده برخي از مورخان حضرت موسي هم عصر رامسس دوم بوده است.

از 1069 تا 664 قبل از ميلاد سومين دوره انتقالي به وجود آمد.
اقوام ناشناسي از راه دريا به مصرحمله كردند و سلسله هاي تانيس و ساييس را در منطقه دلتاي مصر تاسيس نمودند.
سپس نوبت به اشغال مصر توسط اقوام حبشي يا كوشيت ها رسيد.

دوره آغاز زوال سلسله هاي فراعنه مصر از 664 تا 332 سال قبل از ميلاد به طول انجاميد.
آشوربني‌پال پادشاه آشوريان در 662 قبل از ميلاد مصر را اشغال كرد.

پسامتيك اول ، شاهزاده ساييس در منطقه دلتاي مصر سلسله فراعنه ساييت بيست و ششمين سلسله فراعنه مصر را تاسيس كرد وآشوريان اشغالگر را از مصر بيرون راند.

در سال 525 قبل از ميلاد كمبوجيه پادشاه هخامنشي مصر را تصرف كرد.
بار ديگر در سال 343 قبل از ميلاد مصر توسط اردشير ديگر پادشاه سلسله هخامنشيان پارس اشغال شد.

سپس نوبت به اسكندر پادشاه مقدوني رسيد كه در سال 332 قبل از ميلاد مصر را تصرف نمايد.
در پي مرگ اسكندر مقدوني امپراتوري وي به سرعت تجزيه شد.

بطلميوس يكي از سرداران وي كه حاكم مصر بود سلسله فراعنه بطالمه مصر را تاسيس كرد و شهر جديدالاحداث اسكندريه را به عنوان پايتخت تعيين كرد.
سلسله فراعنه بطالمه آخرين و سي امين سلسله فراعنه مصر است.

آخرين ملكه اين سلسله كلئوپاترا هفتم در سال 31 قبل از ميلاد با زهر مار خودكشي كرد و با مرگ وي تاريخ طولاني سلسله هاي فراعنه مصر خاتمه يافت و مصر نيز به يك ايالت رومي تبديل شد.

غرق شدن كشتي مسافربري در آب‌هاي هرمزگان

تمامي 130 مسافر نجات يافتند
 
جام جم آنلاين: امدادگران جمعيت هلال احمر استان هرمزگان 130 مسافر يك فروند تندرو مسافربري را روز سه‌شنبه در حال غرق‌شدن بود، در نزديكي اسكله شهيد حقاني نجات دادند.

علي اعلمي، مديرعامل جمعيت هلال احمر استان هرمزگان در گفت‌و گو با ايسنا، در اين باره گفت: در ساعت 9 صبح روز گذشته امدادگران جمعيت هلال احمر اين استان كه در اسكه شهيد حقاني مستقر بودند، با صحنه عجيبي روبرو شدند.

وي يادآور شد: امدادگران با مشاهده يك فروند شناور تندرو مسافربري دريافتند كه اين كشتي در حال غرق شدن است، به گونه‌اي كه تعدادي از مسافران وحشت‌زده براي نجات جانشان خود را به دريا مي‌انداخته‌اند.

مديرعامل جمعيت هلال احمر استان هرمزگان خاطر نشان كرد: تعدادي از امدادگران مستقر در اسكله با استفاده از يك دستگاه شناور نجات، خود را به كشتي رسانده و 130 مسافر اين كشتي را نجات دادند.

اعلمي گفت: اين كشتي تندرو مسافربري به نام «ياسين 110» در حال تردد از بندرعباس به قشم بوده كه در طول مسير و در نزديك اسكله شهيدحقاني پس از برخورد با جسم سخت از ناحيه عقب كشتي دچار شكستگي شده و در حال غرق‌شدن بود.

مديرعامل جمعيت هلال احمر استان هرمزگان تصريح كرد: پس از اعلام اين خبر،20 امدادگر ديگر به همراه تجهيزات امداد و نجات دريايي و غواصي به همراه دو دستگاه آمبولانس و دو دستگاه خودروي نجات به منطقه اعزام شدند.

به گفته اعلمي امدادگران هلال احمر پس از انتقال مسافران به ساحل با استفاده از يك كشتي ديگر اين شناور شكسته را به سمت اسكله هدايت كرده، اما به دليل شدت آسيب‌ديدگي اين كشتي امدادگران نتوانستند اين كشتي را از غرق‌شدن نجات دهند و اين كشتي تندرو مسافربري بطور كامل زير آب رفت.

حركت نخستين قطار زاهدان- تهران 20 اسفند

سرپرست وزارت راه:
حركت نخستين قطار زاهدان- تهران 20 اسفند
جام جم آنلاين: سرپرست وزارت راه و ترابري گفت: قطار مسافري زاهدان- كرمان- تهران با ظرفيت 300 مسافر و سرعت 120 كيلومتر بر ساعت به طور آزمايشي در 20 اسفند ماه امسال به بهره برداري مي رسد.

به گزارش ايرنا، 'علي نيكزاد' چهارشنبه شب در شوراي مشترك حمل و نقل و مسكن استان سيستان و بلوچستان افزود: زمان پيش فروش بليط هاي اين قطار بزودي از طريق اداره كل راه آهن جنوب شرق كشور اعلام مي شود.
وي بيان كرد: 15 ميليارد ريال از سوي شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل براي ساخت سكو، تامين آب، برق و تلفن راه آهن زاهدان اختصاص مي يابد.

در نشست شوراي مشترك حمل و نقل و مسكن سيستان و بلوچستان با حضور وزير مسكن و شهرسازي و سرپرست وزارت راه و ترابري همچنين چندين مصوبه براي توسعه شبكه حمل و نقل و مسكن استان تصويب شد.
سرپرست وزارت راه و ترابري گفت: براي توسعه زيرساخت هاي راههاي روستايي در حال اجراي منطقه، اعتبار لازم به منظور زيرسازي، روسازي و شيت آزمايشگاهي راههاي استاني و تامين هزينه آسفالت آنها برعهده استانداري خواهد بود.

نيكزاد بيان كرد: كسري اعتبار محور 175 كيلومتري ايرانشهر- نيكشهر از محل اعتبارات سال 1390 وزارت راه و ترابري تامين و در خرداد ماه سال آينده افتتاح مي شود.

وي اظهار داشت: اجراي پروژه 95 كيلومتري محور خاش- ايرانشهر كه عمليات اجرايي نيمي از آن به اتمام رسيده است با تمام اعتبار تخصيص يافته به اداره كل راه و ترابري سيستان و بلوچستان تفويض مي شود.

وي افزود: محور ايرانشهر- رستم آباد- بزمان آماده بهره برداري است و بايد همه كارهاي جانبي آن تا سوم خرداد ماه سال 1390 به اتمام برسد.

نيكزاد گفت: براي تسريع در ساخت پل هاي محور كنارك- جاسك، يك ميليارد ريال اعتبار از سوي وزارت راه و ترابري اختصاص مي يابد.

سرپرست وزارت راه و ترابري گفت: براي تسريع در پروژه ساخت محور 35 كيلومتري خاش- پسكوه، 50 ميليارد ريال از محل اعتبارات استاني و وزارت راه اختصاص خواهد يافت.

وي تاكيد كرد: براي تسريع در پروژه هاي ساخت و توسعه اسكله هاي بندر شهيد بهشتي و كلانتري و لايروبي 17 ميليون مترمكعب، از آنجا كه چالش هاي زيست محيطي منطقه به مدت دو سال اجراي اين پروژه را به تعويق انداخته، اداره كل حفاظت محيط زيست استان موظف است ظرف مدت 15 روز مشكل اين بخش را برطرف كند.

سرپرست وزارت راه و ترابري درباره پروژه راه آهن چابهار- زاهدان- مشهد گفت: عمليات اجرايي اين پروژه با همان اعتبار اوليه پنج هزار و 750 ميليارد ريال آغاز شده است و تلاش خواهيم كرد براي تسريع در اجراي اين پروژه از منابع بخش خصوصي كمك گرفته شود.

وي درباره طرح توسعه باند فرودگاه زاهدان گفت: عمليات ساخت برج اين فرودگاه با اعتبار اوليه 60 ميليارد ريال از ابتداي سال 1390 آغاز مي شود و همچنين نقشه توسعه اي ترمينال فرودگاه در گستره چهار هزار مترمربع تهيه و مراحل اجرايي آن نيز از سال آينده در دستور كار قرار مي گيرد.

وزير مسكن و شهرسازي همچنين براي رفع مشكل در پروژه هاي مسكن مهر در بخش هاي انبوه سازي، شهرهاي زير 25 هزار نفر جمعيت و بافت فرسوده 20 مصوبه منعقد و بر انجام آنها تا خرداد ماه سال آينده تاكيد كرد.

وزير مسكن و شهرسازي در سفر به زاهدان، از طرح ساخت راه ميرجاوه به سمت آرامستان زاهدان بازديد و آن را به طور رسمي مورد بهره برداري قرار داد و از ايستگاه مسافري راه آهن زاهدان نيز ديدن كرد.

علي نيكزاد همچنين طي مراسمي به طور همزمان 3075 واحد مسكن مهر در شهرهاي زاهدان و چابهار را به بهره برداري رساند.

دو تخلف در کنکور ارشد

سرورالدين خبر داد:
دو تخلف در کنکور ارشد
جام جم آنلاين: رئيس سازمان سنجش با اشاره به موضوعاتي که تحت عنوان تخلف در آزمون کارشناسي ارشد 90 مطرح شده است، گفت: تنها يک مورد تخلف همراه داشتن تلفن همراه در يکي از حوزه ها رخ داد که با شخص خاطي برخورد و به هيئت بدوي رسيدگي به تخلفات معرفي شد.

محمدحسين سرورالدين در گفتگو با مهر افزود: در آزمون کارشناسي ارشد سال 90 نزديک به 100 هزار نفر بيش از سال گذشته شرکت کرده بودند. در مجموع 870 هزار نفر در آزمون سال جاري شرکت کردند که بيش از 100 حوزه امتحاني و 40 شهرستان در اين آزمون دخيل بودند.

وي يادآور شد: آنچه براي ما مهم است اين است که به اصل آزمون خللي وارد نشود که در اين آزمون هم همينطور بوده است. مسائلي که درباره تخلف در آزمون در رسانه هاي مختلف مطرح شده ، درست نيست.

سرورالدين با اشاره به يکي از مشکلات آزمون ارشد در حين اجرا اظهار داشت: در يکي از حوزه هاي امتحاني به دليل ازدحام جمعيت داوطلبان ورودي به حوزه امتحاني و نزديکي به آغاز آزمون، رئيس حوزه تصميم گرفته است که فرآيند ورود را تسهيل کند تا داوطلبان بدون استرس وارد شوند و پس از اينکه در جاي خود مستقر شدند، کليه وسائل آنها را جمع آوري کردند. از نظر ما اين شيوه درستي نبوده و به مسئول حوزه تذکر داده شده است.

رئيس سازمان سنجش آموزش کشور درباره يک مورد تخلف به همراه داشتن تلفن همراه اظهار داشت: در يکي از حوزه ها يک مورد تخلف تلفن همراه بوده که عوامل اجرايي آن را ضبط کرده اند و به سازمان سنجش آموزش کشور گزارش شده است.

وي افزود: اين تخلف صورت جلسه شده و به هيئت بدوي رسيدگي به تخلفات آزمونها معرفي مي شود و در آنجا مورد رسيدگي قرار مي گيرد.

سرورالدين با اشاره به تغييراتي که در زمينه شرکت داوطلبان در اين دوره از آزمون ارشد وجود داشته است، گفت: علي رغم اينکه در آزمون سراسري 60 درصد داوطلبان را دختران و 40 درصد داوطلبان را پسران تشکيل مي دهند اما در آزمون کارشناسي ارشد 51 درصد داوطلبان را پسران و 49 درصد داوطلبان را دختران تشکيل مي دهند.

وي يادآور شد: اين موضوع نشان مي دهد که 20 درصد دختران پس از فارغ التحصيلي در کارشناسي در کارشناسي ارشد ادامه تحصيل نمي دهند.

رئيس سازمان سنجش آموزش کشور درباره زمان اعلام نتايج اوليه آزمون کارشناسي ارشد سال 90 گفت: نتايج اوليه در نيمه دوم ارديبهشت ماه اعلام مي شود و پس از انتخاب رشته، نتايج نهايي در نيمه اول شهريورماه 90 اعلام خواهد شد.

جام جهاني کشتي فرنگي

جام جهاني کشتي فرنگي
فرنگي کاران ايران فيناليست شدند
جام جم آنلاين: ملي‌پوشان کشتي فرنگي کشورمان با پيروزي مقتدرانه برابر تيم‌هاي ترکيه ، کوبا ، کره جنوبي و بلاروس به ديدار فينال جام جهاني 2011 بلاروس راه يافتند.

به گزارش مهر، تيم ملي کشتي فرنگي کشورمان پس از پيروزي مقتدرانه مقابل تيم‌هاي کره جنوبي، کوبا و ترکيه در مرحله گروهي مسابقات جام جهاني 2011 بلاروس، در چهارمين مسابقه خود شنبه شب مقابل تيم بلاروس که از امتياز ميزباني سود مي برد، صف آرايي کرد و موفق شد اين تيم را با نتيجه 6 بر يک از پيش رو بردارد.

شاگردان محمد بنا با اين پيروزي قاطع به عنوان صدرنشين گروه نخست جواز حضور در ديدار نهايي مسابقات جام جهاني کشتي فرنگي را کسب کردند. آنها امروز براي کسب عنوان قهرماني جام جهاني به مصاف تيم قدرتمند روسيه خواهند رفت.

ملي پوشان کشتي فرنگي کشورمان که در ديدار مقابل بلاروس از حمايت ايرانيان حاضر در سالن برخوردار بودند، با نمايشي زيبا و اجراي فنون مختلف حاضرين در سالن را به وجد آوردند. در اين شرايط مربيان تيم بلاروس چاره‌اي جز اعتراض به داوران نداشتند که اين کار هم نتيجه‌اي نداشت.

محسن حاجي‌پور، اميد نوروزي، سعيد عبدولي، طالب نعمت‌پور، بابک قرباني و بشير باباجان‌زاده کشتي گيران پيروز تيم ايران در ديدار با بلاروس بودند و عليزاده در وزن 74 کيلوگرم مقابل حريفش شکست خورد.

همچنين در گروه اول اين رقابت‌ها تيم روسيه با شکست تمامي حريفان خود به ديدار فينال راه يافت و يکشنبه شب مقابل تيم ايران قرار مي‌گيرد.

طبق برنامه اعلام شده از سوي فدراسيون جهاني کشتي صبح امروز يکشنبه تيم‌ها به ترتيب براي کسب مقام‌ هاي پنجم تا دهم مسابقات جام جهاني کشتي فرنگي به مصاف هم مي روند و ديدارهاي فينال و رده بندي اين رقابت‌ها نيز يکشنبه شب برگزار مي شود.

اين مسابقات با حضور 10 تيم در دو گروه پنجمي از صبح شنبه در شهر مينسک پايتخت بلاروس آغاز شده است.

ميلاد نور و رحمت مبارک

امشب نقش‌خاتميت برلوح زمين ابدي مي‌شود
ميلاد نور و رحمت مبارک
جام جم آنلاين: امشب آسمان نور باران گامهاي کودکي است که ميلادش نقش خاتميت را برلوح زمين ابدي مي‌کند.


امشب آسمان نور باران گام‌هاي کودکي است که ميلادش نقش خاتميت را برلوح زمين ابدي مي‌کند. کوير آفتاب ديده مکه بهت زده نظاره گر تاريخ تکرار نشدني خويش است و کاخ‌هاي ظلم و ستم توان ايستادگي بر ستون‌هاي ظلم خود را ندارد و آتشکده‌ها در برابر نور افشاني ستارگان آسمان در شب ميلاد خاکستر مي‌شوند.

زمين غرق جهل و گمراهي است کودکان زنده زنده در خاک سرد زمين دفن مي شوند انسانيت از جهان رخت بربسته است و  جاي خود را به حيوانيت داده است.

محمد، روحي دوباره بر کالبد مرده زمين مي دمد و جهان شيريني انسانيت را در کام تلخ خود تجربه مي کند. محمد مي آيد و دلهاي سنگ شده مردم زمين را با قلبي از جنس نور آشنا مي کند.

محمد مي‌آيد و امين آسمان و زمين و چراغ هدايت ابدي بشر مي‌شود. محمد مي‌آيد و عشق را در رگ‌هاي مرده زمين جاري مي‌کند. محمد مي‌آيد و بشريت را از دالان جهل و گمراهي به نور و روشنايي مي‌برد.

محمد مي‌آ يد و ديدگان تاريک جهان را پر از روشنايي مي‌کند و حنجره خشک زمين جاري از خاتميت مي‌شود.

محمد مي‌آيد و امين رازهاي ناگفته زمين از ظلم  و جور مي‌شود . محمد مي‌آيد و تک فصل زمستاني مردمان را با بهار ابدي پيوند مي‌دهد.

خداوند بر وي دورد مي‌فرستد و فرشتگان نيز نداي درود را با خود زمزمه مي‌کنند.

«اللهم صل علي محمد و آل محمد»

رنج‌بردن‌درسکوت‌بهترازافشاي رنج است

رنج‌بردن‌درسکوت‌بهترازافشاي رنج است
جام جم آنلاين: نتايج تحقيقات روانشناسان آمريکايي نشان مي دهد که رنج بردن در سکوت نسبت به افشاي دردهاي شخصي نتايج روحي بهتري در برخواهد داشت.باور عموم مردم دنيا اين است که صحبت کردن درباره دردهاي و رنجهاي شخصي و آسيبهاي روحي در حضور ديگران شامل افراد خانواده، دوستان و مشاوران روانشناسي مي تواند بار اين آسيبها را کاهش دهد و به فرد کمک کند که راحتتر بر شرايط روحي نامناسب خود غلبه کند.

اين درحالي است که نتايج تحقيقات تيم "مارک سيري" روانشناس دانشگاه کاليفرنيا نشان مي دهد که نگه داشتن دردها و رنجهاي روحي نتايج بهتري نسبت به افشاي آنها دارد.

براساس گزارش آسوشيتدپرس، اين محققان که نتايج يافته هاي خود را در مجله Journal of consulting and clinical psychology منتشر کرده اند با تحقيق بر روي افرادي که قرباني که يک حادثه منفي شده اند نشان دادند که هيچ چيز بدي در رنج کشيدن در سکوت وجود ندارد.

به گفته اين روانشناسان، افراد بسياري وجود دارند که آسيبهاي روحي خود را در يک بطري به صورت سربسته نگه مي دارند و از نظر روحي و جسمي سالم تر از افرادي هستند که دچار آسيب روحي مشابهي شده اند و عادت دارند که مشکلات خود را با ديگران در ميان بگذارند.

اين محققان با بررسي آمريکاييهايي که از حادثه 11 سپتامبر 2001 دچار آسيبهاي روحي شده بودند و همچنين دانشجوياني که تحت فشارهاي روحي پس از حادثه دانشگاه ويرجينيا تک قرار داشتند کشف کردند افرادي که در خصوص اين موضوعات با کسي حرف نزده اند راحتتر با اين حوادث کنار آمده اند.

ژاپنيها و انگليسيها از جمله مردمي هستند که در فرهنگشان "رنج کشيدن در سکوت" وجود دارد و پنهان کردن دردها براي آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است به طوري انگليسيها ضرب المثلي دارند که مي گويد: "هرگز اعتراض نکن و هرگز توضيح نده".

رفتار خوب مديران = سلامت کارمندان

رفتار خوب مديران = سلامت کارمندان
جام جم آنلاين: به گفته دانشمندان مديراني که دستورهاي خود را به طور دقيق و مشخص اجرا كرده و به نظر کارمندان خود توجه مي کنند علاوه بر بهبود بازده کاري تاثير مثبتي بر سلامتي آنها دارند.
محققان سوئدي مرکز بين المللي تحقيقاتي سلامتي و آينده با بررسي ميزان استفاده کارمندان از بيمه هاي درماني و گفتگو با آنها متوجه شده اند عوامل بسياري بر سلامتي کارمندان تاثير دارند که مهمترين آنها ميزان توجه مديران به آنها و مهارت آنها در انجام وظيفه مديريتي است.

به گفته محققان کارمنداني که زير نظر مديراني متبحر و دلسوز کار مي کنند که به نظرات و انتقادهاي آنها توجه دارند و از محل کار آنها بازديد و به طور مستقيم با آنها گفتگو مي کنند کمتر از سايرين به مراکز درماني مراجعه مي کنند و علاوه بر اين بازده کاري آنها نيز بيشتر است.

فرو خوردن خشم براي سلامت قلب مضر است

فرو خوردن خشم براي سلامت قلب مضر است
جام جم آنلاين: خطر بروز حمله قلبي در مرداني که خشم خود را از ناملايمتي ها و مشكلات در محل کار نشان نمي دهند، دو برابر افزايش مي يابد.

محققان سوئدي پس از بررسي سلامت جسمي نزديک به 2800 کارمند مرد در شهر استکهلم متوجه رابطه ميان بروز خشم و بيماري قلبي شدند.

اين افراد که متوسط سني آنها 41 سال بود، در فاصله زماني سالهاي 1993 تا 1995 مورد آزمايش هاي پزشکي قرار گرفتند و از آن زمان تا سال 2003 تحت نظر بودند.

در اين مدت 47 نفر از افراد مورد مطالعه در اثر حمله قلبي يا اختلال هاي قلبي-عروقي درگذشتند.

محققان موسسه تحقيقات استرس در سوئد پس از بررسي مرگ اين افراد به اين نتيجه رسيدند افرادي که پس از بروز مشکل در محل کار، با فرو خوردن خشم سکوت مي کنند يا از کنار موضوع مي گذرند، احتمال ابتلاي خود به اختلال هاي قلبي را دو برابر افزايش مي دهند.

به گفته اين محققان، تنش ايجاد شده در اثر عصبانيت باعث افزايش فشار خون مي شود و اگر به نحوي اين تنش کاهش نيابد، سيستم قلبي-عروقي آسيب مي بيند.

دکتر کونستانزه لينه وبر که سرپرستي محققان را بر عهده داشت در اين باره گفت: قبلا هم در اين باره تحقيقاتي انجام شده بود ولي نکته قابل توجه ارتباط شديدي است که ميان فروخوردن خشم و بيماري قلبي وجود دارد.

به گفته او اثرات منفي اين موضوع در افراد کم تحرک و سيگاري بيشتر است.

جودي او ساليوان از مسوولان بنياد قلب بريتانيا هم در اين باره گفت: استرس به تنهايي يک عامل خطرزا براي ايجاد بيماري قلبي و عروقي نيست ... نکته مهم پيدا کردن راه هايي براي برخورد مثبت با استرس در منزل يا محل کار است.

خشم‌تان را بروز دهيد

خشم‌تان را بروز دهيد
جام جم آنلاين: خطر بروز حمله قلبي در مرداني كه خشم خود را از ناملايمات در محل كار نشان نمي‌دهند، 2 برابر افزايش مي‌يابد.

به گزارش ايسنا، محققان سوئدي پس از بررسي سلامت جسمي نزديك به 2800 كارمند مرد در شهر استكهلم، متوجه رابطه ميان بروز خشم و بيماري قلبي شدند.

اين افراد كه متوسط سني آنها 41 سال بود، در فاصله زماني سال 1993 تا 1995 مورد آزمايش‌هاي پزشكي قرار گرفتند و از آن زمان تا سال 2003 تحت نظر بودند. در اين مدت 47 تن از افراد مورد مطالعه در اثر حمله قلبي يا اختلال‌هاي قلبي ‌ عروقي درگذشتند. محققان موسسه تحقيقات استرس در سوئد پس از بررسي مرگ اين افراد به اين نتيجه رسيدند: افرادي كه پس از بروز مشكل در محل كار، سكوت مي‌كنند يا از كنار موضوع مي‌گذرند، احتمال ابتلاي خود به اختلال‌هاي قلبي را 2 برابر افزايش مي‌دهند.

به گفته اين محققان، تنش ايجاد شده در اثر عصبانيت باعث افزايش فشار خون مي‌شود و اگر به نحوي اين تنش كاهش نيابد، سيستم قلبي ‌ عروقي آسيب مي‌بيند. دكتر كونستانزه لينه وبر كه سرپرستي محققان را برعهده داشت، در اين باره گفت: قبلا هم در اين باره تحقيقاتي انجام شده بود ولي نكته قابل توجه ارتباط شديدي است كه ميان فروخوردن خشم و بيماري قلبي وجود دارد. به گفته او، اثرات منفي اين موضوع در افراد كم‌تحرك و سيگاري بيشتر است.

جودي او ساليوان از مسوولان بنياد قلب بريتانيا، هم در اين باره گفت: استرس به تنهايي يك عامل خطرزا براي ايجاد بيماري قلبي و عروقي نيست. نكته مهم پيدا كردن راه‌هايي براي برخورد مثبت با استرس در منزل يا محل كار است.

چگونه خشم خود را در محيط كار كنترل كنيم؟

چگونه خشم خود را در محيط كار كنترل كنيم؟
جام جم آنلاين: شايد وقت آن رسيده كه به اين خشم به عنوان يك عامل بازدارنده در محيط كار كه كارآيي شما را كاهش مي دهد توجه بيشتري كنيد و حداقل ريشه آن را بيابيد.

آيا هنوز از اينكه در محيط كار از تلاش هايتان قدرداني نشده است و ارتقاي رتبه نگرفته ايد عصباني هستيد؟ آيا عصبانيت شما به خاطر داشتن همكاراني است كه دائم با بدگويي ها و دخالت هاي خود دست به تخريب وجهه شما نزد كارفرمايتان مي زنند؟ شايد وقت آن رسيده كه به اين خشم به عنوان يك عامل بازدارنده در محيط كار كه كارايي شما را كاهش مي دهد توجه بيشتري كنيد و حداقل ريشه آن را بيابيد.

شواهد نشان مي دهد بسياري از ما در محيط كار نفرت و عصبانيت را در خود سركوب مي كنيم غافل از اينكه اين احساسات تأثير منفي خود را بر زندگي شخصي و حرفه اي ما مي گذارند. ريشه يابي اين احساس حداقل كاري است كه ما مي توانيم به عنوان گام اول براي رهايي از آن بر داريم .

نتايج يك تحقيق دانشگاهي نشان مي دهد از هر 4 كارمند، يك كارمند در محيط كار خود بنا بدلايل مختلف عصباني است و در بيشتر اوقات اين عصبانيت را كتمان مي كند. اين عصبانيت در آن حد نيست كه به كسي آسيب برساند اما تأثيرات منفي آن به صورت استرس ، افسردگي ، دلزدگي از كار، خستگي مفرط و حتي تحريك ديگران به خرابكاري و توطئه عليه ديگران در وجود فرد نمود مي يابد.

بنابر اين عصبانيت ناشي از كار يا محيط كار نه تنها براي سازمان ها خطر ناك است بلكه مي تواند سلامت افراد را با بيماريهايي نظير فشار خون بالا، سر درد و حتي ناراحتي هاي قلبي و عروقي به خطر اندازد. خشم يا عصبانيت را مي توان يك حس قوي نارضايتي يا تعارض تعريف كرد كه مجموعه اي از شرايط و فاكتور ها به آن دامن مي زنند.

عصبانيت به عنوان يك حس طبيعي در وجود بشر به ما هشدار مي دهد كه در روند اوضاع يا محيط پيرامونمان مشكلي وجود دارد كه نياز به رسيدگي و توجه دارد. خشم يا عصبانيت موقعي بروز مي كند كه افراد از انجام كاري كه مي خواهند منع شده يا مجبور به انجام كاري بر خلاف تمايل خود مي شوند ، برخي كارمندان ناراضي و عصباني در محيط كار ترجيح مي دهند بسوزند و بسازند تا اينكه با ابراز خشم خود وضعيت را ازآنچه هست بدتر كنند. به اعتقاد آنان از كوره در رفتن نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه مي تواند خود مشكلي را بر مشكلات بيافزايد.

به عنوان مثال، باعث از دست دادن كارشان يا به هم خوردن روابطشان با ديگران شود به گفته روانشناسان عدم مهار خشم و عصبانيت فردي در محيط كار در دراز مدت فرد را به لحاظ روحي فرسوده مي كند و از بازده و كارايي او در فعاليت هاي گروهي مي كاهد.

آنها همه را با خودشان دشمن مي كنند و با اين كار بستر مناسبي براي از دست دادن نفوذ خود در ميان ديگران وحتي ابتلاء به انواع بيماريهاي جسمي نظير فشار خون بالا،سكته و ... را فراهم مي كنند.

از سوي ديگر سركوب كردن خشم عواقب بدتري به دنبال دارد با اين كار فرد انگيزه رقابت سالم در محيط كار را از دست مي دهد و به نيرويي منفعل تبديل مي شود.

راهكارهاي زير به شما كمك خواهد كرد تا بر خشم خود مسلط شويد يا آنرا به طرز صحيحي بروز دهيد.

 واكنش خود را به بعد از رفع شدن عصبانيت موكول كنيد.

اگر عصباني هستيد با شمردن 1 تا 50 واكنش خود را در برابر شرايط موجود به پس از رفع شدن عصبانيتتان موكول كنيد. سرگرم كردن خود با افكار ديگران به شما كمك مي كند در آن لحظه برخورد مسلط شويد و با احساسات خود و نقيض خود كنار بياييد. وقتي بر خشم خود فائق آمديد به جاي سرزنش كردن خود، به خود تبريك بگوييد و با آرامش خاطر به حل مشكل بپردازيد. به خاطر داشته باشيد كه در حالت عصبانيت، مشكل بتوان طرف مقابل را متوجه درستي ديدگاه خود كرد بنا براين اثبات درستي عرف يا موضوع خود را به پس از رفع عصبانيت موكول كنيد.

نفس عميق بكشيد و از مسائل جزئي عصباني نشويد، اهميت ندهيد.

بسياري از مواقع با چشم پوشي از برخي مسائل يا رفتارها مي توان خود را از افتادن در دام عصبانيت نجات داد. به عنوان مثال اگر كسي در محيط كار با شما رفتار ناعادلانه اي داشت به جاي غصه خوردن و سركوب كردن خشمتان بسادگي از كنار آن بگذريد و به خاطر آن اعصاب خود را فرسوده نكنيد.

ديدگاههاي مختلف را مد نظر قرار دهيد.

گاهي يك مسئله يا مشكل از ابعاد مختلفي قابل بررسي است و يا ديدگاههاي مختلف مي توان به آن پرداخت در نتيجه تصميم گيري در باره درست يا غلط بودن آن كاري بيهوده است.متفاوت بودن ديدگاههاي طرف مقابل ما نبايد باعث شود فكر كنيم او اشتباه مي كند يا اينكه فقط حق با ماست.

منبع: پايگاه

کتاب درمانی چیست؟

کتاب درمانی چیست؟کتاب درمانی

کتاب درمانی یک واژه قدیمی است. مفهوم اساسی کتاب درمانی، بازپروری از راه خواندن است. فکر کتاب درمانی از آن جا بر می خیزد که انسان به تعیین هویت با دیگران از راه ادبیات و هنر علاقمند است. كتاب درمانی تعامل بین خواننده و ادبیات است. در روش درمان با كتاب، مطالب خواندنی كه در اختیار خواننده قرار می‌گیرد، تاثیر درمانی و شفابخشی دارد.
اگرچه این مفهوم طیف گسترده ای از کاربری ها را در بر می گیرد، در این بخش ما تنها به کاربری آن در گستره کودکان و نوجوانان در بحران می پردازیم: زمانی که کودکان و نوجوانان با مشکلات اجتماعی، احساسی یا شخصی رو به رو هستند و نیاز به کتاب درمانی دارند.
متخصصین رشد و پرورش كودكان، بارها، كتاب درمانی را برای مواردی كه كودكان در فشارهای روحی مانند بستری بودن در بیمارستان، از دست دادن دوست و جدایی والدین،‌ یا در شرایط جنگ و رخداد های طبیعی همچون سیل و زلزله قرار می گیرند، توصیه كرده‌اند. ادبیات می‌تواند كودكان را در درك عواطف خود، همذات‌پنداری با شخصیت‌هایی كه احساس‌های مشابه را تجربه می‌كنند و نیز كسب بینشی نوین نسبت به چگونگی برخورد دیگران با همان مشكلات، یاری رساند.كتاب می‌تواند نقشی همچون آینه را برای كودكان بازی كند؛ به این معنا كه بازتاب‌‌دهنده‌ی ویژگی‌های ظاهری، روابط، احساس‌ها، اندیشه‌های آن‌ها در پیرامونشان باشد. همچنین كتاب می‌تواند چون پنجره‌ای رو به جهان باشد كه كودكان را به نگاه فراتری از خود و پیرامون‌شان دعوت كند تا با شخصیت‌ها و شرایط پیوند برقرار نمایند.
ادبیات به چهار شیوه در رشد عاطفی كودكان سهیم می‌شود. نخست، ادبیات به كودكان ثابت می‌كند كه در بسیاری از احساس‌ها مانند دیگران هستند و این ‌كه بروز این احساس‌ها و عواطف در آن‌ها امری عادی و طبیعی است. دوم، ادبیات، هرگونه احساس را از نقطه‌نظرهای گوناگون به بررسی می‌گیرد و تصویری كامل از آن به دست می‌دهد و برپایه‌ی اصولی، آن احساس ویژه را شناسایی می‌كند. سوم، كنش‌های شخصیت‌های گوناگون نقطه‌نظرهایی را برای شیوه‌های برخورد با عواطفی ویژه ارائه می‌دهد. چهارم، ادبیات به روشنی نشان می‌دهد كه هر فرد عواطف گوناگونی را تجربه می‌كند و دیگر این ‌كه این عواطف گاهی در تضاد و كشمكش با یكدیگر قرار می‌گیرند.
کودکان هنگام کتاب درمانی سه فرایند را تجربه می کنند: فرایند همانند سازی، فرایند پالایش روانی و فرایند بینش درون.
از آن جا که کودکان و نوجوانان در بیشتر موارد خود را به جای شخصیت های کتاب یا قهرمان های  اصلی داستان می گذارند، چنانچه در پروژه های کتاب درمانی، کتاب های مناسبی گزینش شوند، همانند سازی به آن ها کمک می کند تا مشکلات خود را شناسایی کنند و هنگامی که در می یابند در رویارویی با این گونه مشکلات تنها نیستند،‌ احساس آرامش و امنیت می کنند و از تنهایی و تشویش آن ها کاسته می شود. زمانی که این همانند سازی صورت گرفت،‌ فرایند پالایش روانی نیز انجام می شود. کودک و نوجوان از جنبه احساسی در گیر داستان می شود و می تواند احساسات خود را در شرایطی امن بروز دهد. با همانند سازی و پالایش روانی، کودک و نوجوان برای تجزیه و تحلیل مشکلات خود توانمندتر می شود. این گونه تحلیل ها سبب افزایش آگاهی و در ک عمیق تر آن ها از خود و ارتباط با دیگران می شود. این خود آگاهی کودک و نوجوان را قادر
می سازد تا دریافت های خود را از رخدادها دگرگون کند و رفتارهایش را بهبود بخشد.
کتاب درمانی می تواند به شکل انفرادی و یا گروهی انجام شود. در کتاب درمانی های انفرادی، ‌کتابی برای یک فرد خاص با یک نیاز ویژه برگزیده می شود. آن کودک یا نوجوان خاص می تواند کتاب را خود بخواند یا برایش خوانده شود. فعالیت هایی که پس از خواندن کتاب طراحی شده اند به شکل انفرادی با آن کودک و یا نوجوان انجام شود. کودک و یا نوجوان درباره آن کتاب با آموزگار، کتابدار و یا هر فرد بزرگسال که با او کار می کند، می تواند گفت و گو کند،‌ گزارشی درباره داستان بنویسد و یا احساسات خود را به شکل هنر نقاشی یا هر گونه دیگر از هنر بیان کند. در این پروسه کودک و نوجوان از فشار های احساسی رها می شود و در ضمن با تحلیل ارزش های اخلاقی و برانگیخته شدن تفکر انتقادی در او، بر خود آگاهی او افزوده می شود و می تواند ارزیابی های شخصی و اجتماعی خود را بهبود بخشد. نتیجه آن خواهد شد  که او رفتارش را بهبود بخشد و بتواند موضوع های مهم زندگی را درک کند.
در کتاب درمانی های گروهی، کودکان و نوجوانان داستانی را بلند می خوانند یا برایشان کتابی خوانده می شود. گفت و گوی گروهی و فعالیت های جمعی در پی این خواندن انجام می شود. آن ها در این بحث ها در می یابند که تنها نیستند و می توانند مشکلات خود را با دیگران سهیم شوند.
اگرچه کتاب درمانی برای حل مشکلات کودکان در بحران است، اما تنها به این موارد محدود نمی شود. به طور کلی ادبیاتی که زندگی کودکان را بازتاب می دهد، می تواند کودکان را در حل مشکلات و ناشناخته های زندگی خود یاری دهد.
گام های کتاب درمانی:

  • شناسایی نیازهای کودکان و نوجوانان مورد هدف
  • گزینش مواد مناسب
  • طراحی فضا و زمان نشست ها (از پیش مخاطبان را درباره چگونگی گرداندن جلسه آگاه کنید).
  • طراحی فعالیت های پس از کتاب خوانی
  • گفت و گو درباره داستان یا کتاب
  • نوشتن درباره کتاب یا داستان،‌ نقاشی و اجرای نمایش
  • برانگیختن کودکان برای فعالیت ها بیشتر (پرسش های بیشتر درباره موضوع کتاب یا داستان).
  • اختصاص زمان استراحتی به کودکان – دادن فرصتی برای واکنش آن ها به داستان

معرفی فعالیت های بیشتر:

  • بازگویی دوباره داستان
  • گفت و گوی عمیق تر درباره داستان (برای نمونه می توان  درباره کارهای درست و غلط شخصیت های اصلی، ضعف و قوت آن ها، درباره اصول اخلاقی و قوانین  بیشتر گفت و گو کرد).
  • فعالیت های هنری (صحنه هایی از داستان را تصویرگری کنند، با استفاده از کلاژ عکس و روزنامه تصویرهایی از داستان را بازنمایی کنند).
  • نوشتن خلاق (برای نمونه داستان را به شکل دیگری بازنویسی کنند، ‌تصمیم های شخصیت های داستان را تجزیه و تحلیل کنند).
  • نمایش خلاق (نقش بازی کنند، و یا با ساختن عروسک های داستان، آن را به شکل نمایش عروسکی اجرا کنند).
برگردان: 
زهره قایینی

زندگي نامه مجاهد شهيد آيت الله سيد عبدالکريم هاشمي نژاد

زندگي نامه مجاهد شهيد آيت الله سيد عبدالکريم هاشمي نژاد


حجت الا سلام شهيد سيد عبدالکريم هاشمي نژاد فرزند سيد حسن در روز سه شنبه 5مرداد سال 1311شمسي در شهرستان بهشهر از توابع استان مازندران در خانواده اي متدين ومذهبي که از سلاله پاک ائمه اطهار (ع) بوده اند چشم به
جهان گشود. دوران رشد وبالندگي سيد عبدالکريم با اوج گيري حکومت ديکتاتوري رضا خاني همراه بود .
سيد عبدالکريم مانند بسياري از نخبگان ديگر تاريخ از دوران کودکي ، هوش و همت استثنايي داشت . او هم درس مي خواند وهم بعد از ظهر ها در مغازه به پدرش کمک مي کرد. در سن 14 سالگي به ادامه تحصيل در حوزه علميه گرايش پيدا کرد واين خواسته را با پدرش در ميان گذاشت وپس از جلب رضايت پدر ، به حوزه علميه آيت الله کوهستاني در روستاي کوهستان واقع در شش کيلومتري بهشهر رفت ودر کنار 200طلبه جوان اين حوزه به خوشه چيني از خرمن علوم
اهل البيت (ع) همت گمارد.
پس از آن با کسب اجازه از استاد به حوزه علميه قم رفت تا در زمينه فقه واصول تحصيل کند . حوزه علميه ي قم که مجمع اوتاد و اساتيد مبرز بود ، جان عرفاني او را با فريد الاسلام
شيخ علي کاشاني –پيوند زد . اواز سرچشمه زلال اين استاد يگانه پيمانه هاي معرفت و اخلاق را جرعه جرعه سر کشيد وچنان مجذوب احوال عرفاني و فضائل اخلاقي ومعنوي اش شد که لقب (يار غار شيخ علي) را يافت .
سيد از سال 1340 با برپايي جلسات تبليغي و وعظ به آگاه سازي مردم همت گماشت وپس از جريان 15 خرداد در سفر هاي
تبليغي محرم وصفر ورمضان به شهرهاي نيشابور ، شهر ري ، چالوس و... مي رفت در شهر مشهد با تاسيس " کانون فرهنگي جوانان " آنان را با مسائل ديني سياسي آشنا مي کرد ودرسال 1343 با همکاري سيد حسن ابطحي " کانون بحث وانتقاد ديني " را جهت ارشاد نسل جوان بنا نهاد که اين کانون ، تا سال 1350 به فعاليت هاي سازنده خود ادامه داد تا اين که در سال 1351 ساواک ، شرکت او در کانون و ايراد سخنراني اش را ممنوع اعلام کرد .
از ديگر موارد مبارزاتي وي ، افشاگري وانتقاد از فروش گوشت خوک در کشور اسلامي ايران ، اعتراض به هنر دروغين (وضع هنرپيشه هاي فاسد) وتجليل از هنرهاي اسلامي ، رد خرافه پرستي وتقليد ازغرب ، انتقاد از طرح آموزش جنسي در مراکز فرهنگي وآموزشي ، تحليل نظام هاي سرمايه داري وکمونيستي واعتراض به اختلافات طبقاتي بود.
وي در سال 1342 در قيام 15 خرداد شرکت کرد که منجر به دستگيري وزنداني شدن او به مدت 41 روز در تهران گرديد.
سيد عبدالکريم در بعد از ظهر 22 /7/ 1342 در مسجد فيل به ايراد سخنراني پرداخت . حدود 6هزا رنفر جمعيت براي شنيدن سخنان وي به آنجا آمده بودند. وي در اين سخنراني کشف حجاب رضا خاني را بزرگترين خيانت به دين وقانون اساسي کشور دانست وآن را جرمي بزرگ وخيانتي مسلم وفراموش نشدني خواند که عواقب تلخ 28 ساله آن از جمله افزايش قتل، شيوع فساد، رشوه خواري ، خود کشي و ... دامنگير
جامعه ايراني گرديد.
اين سخنان وي منجربه دستگيري اوتوسط ساواک شد . دادستان حکم اعدام براي او صادر کرده بود ،اما پس از 2روز دفاع و5 ساعت صحبت ، دادستان با اعلام مخالفت او تقاضاي تجديد در حکم را نمود و در نهايت دوماه زندان قابل خريد براي سيد در نظر گرفت.
شهيد هاشمي نژاد پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، به مبارزه عليه انجمن حجتيه وليبرالها پرداخت ، چرا که او معتقد بود بزرگترين انقلاب ، انقلاب فرهنگي است، يعني در هم ريختن فرهنگي که غرب بر ما تحميل نموده است .
وي، همچنين سند اصالت خشم نسبت به سوسيال امپرياليسم را
سرمايه داري بين المللي آمريکا مي دانست .شهيد هاشمي نژاد بعد ازبرکناري استاندار وقت خراسان که به منافقين وابستگي داشت ، در سنگر دبير کلي حزب جمهوري اسلامي مشهد، خدمات شايسته اي جهت ارتقاء سطح آگاهي اعضا وجوانان انجام داد .
وي در خرداد 1358 به دو کشور ليبي وسوريه ودر بهمن 1359 به کشور هاي ژاپن وبنگلادش سفرکرد تا پيام رسان انقلاب خونين ونظام مقدس جمهوري اسلامي ايران باشد . سيد در قضاياي جنگ تحميلي يکي دونوبت به مناطق جنگي رفت، يک بار ديگر هم به اهواز وسپس به دزفول رفت ودرآنجا خدمات ارزنده اي انجام داد . وهمچنين در افشاي خيانت هاي بني صدر وجبهه متحد ليبرالهاي سلطنت طلب ومنافق سهم بسزايي داشت .
نقشه ترور اين شهيد بزرگوار از درون سازمان منافقين طرح ريزي شد ودر پنجم مهر ماه سال 1360 سيد به مرگي سرخ تهديد شد .
درروز سه شنبه 7مهرماه سال 1360هجري شمسي همزمان با روز شهادت حضرت جوادالائمه (ع)، سيد عبدالکريم راس ساعت 7صبح به مکان حزب جمهوري اسلامي آمد ودر کلاس دانش پژوهان حضور يافت ، ساعت 8 صبح هنگامي که در حال خروج از کلاس بود يکي از منافقين درحالي که ضامن نارنجک را کشيده بود سيد را از پشت در بغل گرفت ونارنجک را جلوي شکم او قرار داد و او را به شدت با صورت روي زمين خوابانيد چند ثانيه بعد نارنجک منفجر گرديد وشهيد سيد عبدالکريم هاشمي نژاد با بدني پاره پاره ودستهاي قطع شده در سن 49 سالگي به آرزوي ديرينه خود يعني شهادت نائل شد وبه خيل شهداء پيوست وپيکر پاکش در(( دارالزهد)) حرم مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد. روحش شاد و با اجداد مطهرش محشور باد .
***
سرهنگ غلامرضا شريعتي فرمانده سپاه ناحيه بهشهر:
بزرگداشت ياد شهدا كمتر از مقام شهيد و شهادت نيست.
به‌منظور تجليل از ايثارگري‌هاي قشر پيشتاز روحاني در عرصه انقلاب و دفاع مقدس، يادواره 25 تن از شهداي گرانقدر روحاني در شهرستان بهشهر برگزار مي‌شود.
سرهنگ غلامرضا شريعتي فرمانده سپاه ناحيه بهشهر در جلسه برگزاري اين يادواره طي سخناني با اشاره به رهنمودهاي مقام معظم رهبري درخصوص تجليل از شهدا اظهار داشت: بزرگداشت ياد شهدا كمتر از مقام شهيد و شهادت نيست خدمت براي شهدا مقدس است خصوصا شهداي روحاني كه در طول جنگ تحميلي نقش بزرگي را در ايجاد فضاي معنوي و هدايت فكري رزمندگان اسلام ايفا نموده‌اند.
شريعتي درخصوص برپائي يادواره شهدا افزود: اين يادواره‌ها اينك در عمق جان مردم نفوذ كرده لذا مردم به‌طور خود جوش اقدام به برپائي اين مراسم و مجالس مي‌كنند.
در نتيجه كاري كه در بين مردم نهادينه شود از بين رفتني نيست فرمانده سپاه بهشهر در خاتمه اظهار داشت: 25 تن از شهداي روحاني كه ملبس به لباس روحانيت هستند افتخار شهر و منطقه ما مي‌باشند.
لذا مي‌خواهم كه اين يادواره هرچه با شكوه تربرگزار گردد. اضافه مي‌گردد كه اين يادواره در روز پنجشنبه مورخه 28/11/89 با سخنراني حجت الاسلام ذوالنور جانشين نماينده ولي فقيه در حسينيه قتلگاه بهشهر با حضور جمعي از روحانيون – خانواده‌هاي شهدا و مردم ولايت مدار بهشهر وحومه برگزار مي‌گردد.
منبع : روزنامه اطلاعات

شهداي بهشهر

شهداي بهشهر


1-شهيدمحمدابراهيم رضايي
طلبه شهيد محمد ابراهيم رضايي،فرزند سعد‌الله در تاريخ چهارم اسفند 1345درروستاي كياسرسفيد چاه، در يك خانواده‌ي مذهبي متولد شد.
اين شهيد تحصيلات مقطع ابتدايي را در روستاي زادگاهش به پايان رساند، وي پس از پايان مقطع ابتدايي براي فراگيري علوم ديني وارد حوزه علميه نوكنده شد و سه سال نزد آيت‌الله نصيري به فراگيري اين علوم پرداخت ويك سال هم در نكا درس طلبگي را فراگرفت.
شهيد محمد ابراهيم رضايي در اخلاق و رفتار زبانزد و اهل قرآن،دعا و مطالعه بود. اين طلبه شهيد در تاريخ 10/7/1361 درشانزده سالگي در عمليات پدافندي منطقه سومار بر اثر اصابت تركش به درجه‌ي رفيع شهادت نائل شد.

2-طلبه شهيد محمدحسن قندي كوهستاني‌
طلبه شهيد محمد حسن قندي كوهستاني فرزند محمد تقي در تاريخ 1/4/1349 هجري شمسي در روستاي كوهستان از توابع شهرستان بهشهر در خانواده‌اي مومن و متدين و فرهنگي چشم به جهان گشود.‌وي تحصيلات ابتدايي را در دبستان روستاي خود گذراند و وارد مقطع راهنمايي شد،ولي فقط يك‌سال تحصيل كرد .شهيد محمدحسن قندي‌به خاطر علاقه وافربه علوم ديني و معارف الهي تصميم گرفت به دروس حوزوي بپردازد.با مشورت خانواده در حوزه كوهستان ثبت نام كرد و از محضر حجت‌الاسلام حاج آقا اسماعيل كوهستاني به كسب علوم ديني و معارف اسلامي پرداخت.
شهيد قندي،پس از مدتي كه از تحصيلش در حوزه مي‌گذشت تصميم گرفت به جبهه برود،ولي به دليل سن كم موفق نمي‌شد.
تا اين اينكه ازطريق هلال احمر موفق شد به منطقه غرب كشور(كردستان) اعزام شود و نزديك به چهار ماه در آنجا خدمت كرد،
پس از بازگشت از جبهه به تحصيلش در حوزه علميه كوهستان ادامه داد؛ اما دل و روحش در جبهه‌ها به سر مي‌برد.وي اين بار به جبهه جنوب اعزام شد و در آنجا آموزش غواصي ديد تا در عمليات بتواند ازآن استفاده كند.
سرانجام اين طلبه شهيد در شانزده سالگي ، در تاريخ 6/10/1365 در عمليات كربلاي چهار و در منطقه ام‌الرصاص شربت شهادت را نوشيد.

3-طلبه شهيد نبي الله شيرآقايي
طلبه شهيد نبي‌الله شيرآقايي فرزند محمد علي در تاريخ 30/5/1344 هجري شمسي در روستاي كوهستان شهرستان بهشهر در خانواده مذهبي متولدشد.وي سال سوم راهنمايي را درمدرسه بهشهر مي‌گذراند كه به دليل علاقه به كسب معارف ديني و الهي تصميم گرفت به حوزه علميه برود،از اين رو رهسپار حوزه علميه كوهستان بهشهر شد و از محضر حجت‌الااسلام اسماعيل كوهستاني و ديگر اساتيد آن حوزه كسب فيض كرد.‌
طلبه شهيد نبي‌الله شيرآقايي زماني كه احساس كرد دين و كشور به خطر افتاده است درنگ نكرد و عازم جبهه شد.
از اين رو در تاريخ 26/04/1361 براي اولين بار در جهاد في‌سبيل‌الله رزمندگان شريك و سهيم شد.وي 5 بار در جبهه‌هاي جنوب كشور حضوريافت و از خود رشادت‌هاي زيادي نشان داد.
سرانجام اين طلبه رزمنده در بيست سالگي در تاريخ 12/12/1364 هجري شمسي در عمليات پيروز‌مندانه والفجر8(فتح‌فاو)بر اثر تركش به آرزوي ديرينه‌اش كه همانا شهادت بود نايل آمد.

4-روحاني شهيد سيد يحيي ساداتي
شهيد سيد يحيي ساداتي فرزند سيد محمد در 1347 هجري شمسي در شهرستان بهشهردر بين خانواده‌اي مومن و متدين كه از سيادت بهره‌مي‌بردند به دنيا آمد. تولد وي مصادف با 19 ماه رمضان(شب‌قدر و ضربت خوردن اميرالمومنين(ع) )بود و خانواده‌اش بايد قاعدتاً براي او نام(علي) مي‌گرفتند، اما به سبب اين‌كه نام برادرش سيد علي بود خانواده‌اش نام سيديحيي را براي او انتخاب كرده‌اند
گويا به آنها الهام شده بود كه مانند حضرت يحيي پيغمبر توسط دشمنان دين به شهادت خواهد رسيد.
روحاني شهيد سيديحيي ساداتي در تاريخ 21/11/1365 درهيجد سالگي همراه كاروان سپاهيان
حضرت‌مهدي (عج) عازم جبهه شد و اين آخرين بار حضور در جبهه و نبرد با دشمن بود و سرانجام پس از چندين بار حضور در ميادين مختلف رزم و جبهه در تاريخ 13/12/1365 (پس از 22 روز اعزام به جبهه) در منطقه شلمچه
همچون پروانه‌ عاشقانه به سوي شمع كشيده مي‌شودو به سوي معشوقش جذب شده و با شهادت به لقاي
الهي نائل آمد.

5-روحاني شهيد سيد موسي حسيني
روحاني شهيد سيد موسي حسيني فرزند سيدعباس،در تاريخ 1/6/1349 هجري شمسي در روستاي ولمازو ازتوابع شهرستان بهشهر و درخانواده‌اي كه مومن و متدين و از محبان و عاشقان ائمه اطهار عليهم‌السلام و نيز از سادات حسيني بودند،چشم به دنيا گشود.
وي براي اولين بار در تابستان سال 1365 در شانزده سالگي به جبهه رفت و بعد از سه‌ماه به ديار خودبرگشت وبه تحصيل در حوزه پرداخت ،اما در دلش هواي جبهه بود بنابراين بعداز مدتها انتظاردر غالب سپاه حضرت مهدي در تاريخ 22 بهمن همان سال براي بار دوم به جبهه اعزام شد اما هنگامي كه ً عمليات كربلاي 5 ً شروع شد در آن شركت كرد و سرانجام اين سيد بزرگوار پس از چند روز نبرد بر اثرتركش خمپاره سرش از تن جدا شد و روح بلند و ملكوتي‌اش از سكوي شلمچه به سوي عرش به پرواز درآمد و به فيض شهادت رسيد.

6-شهيد سيد باقر حسيني
طلبه شهيد سيد باقر حسيني فرزند سيد بزرگ در تاريخ 28/10/1346 در يكي از روستاهاي منطقه هزارجريب بهشهر به نام گرنام در خانواده مذهبي چشم به جهان گشود.
وي درپنج سالگي از نعمت پدر محروم شد و مادرش سرپرستي او را به عهده داشت.
وي به دليل علاقه‌اي كه به تحصيلات علوم‌ديني داشت در حوزه علميه ملاصفرعلي مشغول تحصيل شدو پس از چند ماه به حوزه علميه رستمكلا رفت تا از محضر آيت ا… ايازي به كسب علوم ديني و معارف اسلامي بپردازد.مدت سه سال در آنجا مقدمات علوم را فراگرفت و سپس به مشهد مقدس رفت و در مدرسه جعفريه مشغول تحصيل شد.
جنگ تحميلي، اين جوان پرشور و مذهبي را تحت‌تاثير قرارداد و او در بسيج ثبت نام كرد و بعد از فراگيري فنون نظامي در يكي از گردانها همراه با ديگردلاور مردان قبيله مقاومت و اصحاب ايثار راهي جبهه‌هاي نور عليه ظلمت شد.وي در عمليات موفقيت آميزكربلاي پنج بر اثر تركش خمپاره 60 مجروح شد و مدتي در بيمارستان تهران بستري شد.بعد از بهبود دوباره به كسب علوم ومعرفت پرداخت .
بعداز چند سال عشق به دفاع از اسلام و انقلاب او را واداشت كه براي چندمين بار عازم جبهه شود.وي تقريبا 21 سال داشت كه در تاريخ 4/4/1367 در محل جزيره مجنون در يك‌گشت شبانه‌شناسايي و همراه چند تن از هم‌رزمانش مفقودالاثر شد.

7-طلبه شهيد شعبانعلي قلي‌پور
طلبه شعيدشعبان علي قلي‌پور كوهستاني فرزند شيخ عباس علي در روز بيست وهفتم شهريور 1345 هجري شمسي در يك خانواده روحاني و مذهبي در شهرستان مشهد چشم به جهان گشود.
او در شش‌سالگي دوران تحصيل ابتدايي را در مدرسه مرحوم آيت ا… كوهستاني آغاز و با كسب نمرات‌عالي اين مرحله را طي كرد و وارد مقطع راهنمايي شد و اين مرحله از تحصيل را با موفقيت پشت سرگذاشت و وارد دبيرستان شد و در مدرسه شهيد دكتر علي شريعتي در رشته فرهنگ و ادب ادامه تحصيل داد. در دوران تحصيلي راهنمايي كه بسيج در مدارس شكل گرفت او اولين دانش‌آموز مدرسه خود بود كه عضو اين نهاد مردمي شد.طلبه شهيد شعبانعلي قلي‌پور علاقه زيادي به علم و معارف الهي داشت از اين رو صبح‌ها دروس كلاسيك و متداول را فراگرفت و بعدازظهرها تا پاسي از شب در حوزه علميه كوهستان بهشهر دروس مقدماتي حوزه را آموخت .
او سه بار در جبهه حق عليه باطل حضور يافته وشجاعانه جنگيد. اين طلبه شهيد در بيست و سه سالگي در تاريخ 5/12/1362 در ادامه عمليات والفجر 6 در محور چيلات –دهلران از ناحيه شكم مورد اصابت تركش
واقع شد و روح بلندش به حضرت حق پيوست.

8- شهيد عليرضا محمدي
طلبه شهيد عليرضا محمدي،فرزند علي در تاريخ 1/10/1346 در روستاي پارچ از توابع شهرستان بهشهر در خانواده مذهبي ديده به جهان گشود . از هفت سالگي در روستاي زادگاهش روانه مدرسه شد تا چهارم ابتدايي رابا تلاش و پشتكاري كه داشت به خوبي گذراند و در سال 1361 تحصيلات مقطع ابتدايي را به پايان رساند.
شور و شوقي كه براي فراگيري علوم ديني و معارف اسلامي داشت،سبب شد او در سال 1358 روانه حوزه علميه ملاصفر علي بهشهر شود و يكسال در اين حوزه دروس طلبگي را آموخت و سپس به حوزه علميه رستمكلا رفت تا از محضر آيت‌الله ايازي هم فيض ببرد.بعد از دو سال تحصيل در حوزه رستمكلا ، وارد حوزه علميه مشهد شد. وي موفق شد در اين حوزه به مدت يك‌سال به تحصيل بپردازد.
نماز و روزه اين شهيد طلبه هيچگاه ترك نمي‌شد تا آنجا كه دوستان اورا آيت‌الله صدا مي‌زدند .بعداز چندماه كه درمدرسه امام محمدباقر مشغول تحصيل بود،تصميم گرفت به جبهه جنگ بيشتر كمك كندو براي فراگيري آموزش نظامي به يكي از پايگاه‌هاي مشهد مقدس رفت.
در روز 25/11/1365 همراه كاروان نوروزي روانه جبهه شد و در تيپ 21 امام رضا(ع) به عنوان روحاني كاروان در خرمشهر مشغول نبرد حق عليه باطل بود،تا اينكه در نوزده سالگي و در تاريخ 18/1/1366 به عنوان غواص در عمليات كربلاي 8 در منطقه عملياتي شلمچه مفقود شد و پيكر پاك و مطهر اين شهيد بزرگوار 9 سال بعد از شهادت در بهشت فاطمه بهشهر در كنار ديگر همرزمانش به خاك سپرده شد.

9- شهيد محمدحسين فلاحي
طلبه شهيد محمد حسين فلاحي، فرزند حجت‌الاسلام محمد حسن فلاحي متولد 1348 در بهشهر در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود.وي تحصيلات مقطع ابتدايي را در مدرسه فارابي و راهنمايي را در مدرسه
سلمان فارسي بهشهر گذراند و به دليل علاقه و افري كه به فراگيري علوم ديني و معارف اسلامي از خود نشان مي‌داد، وارد حوزه علميه امام جعفر صادق(ع) ملاصفر علي بهشهر شد و پس از طي چهار سال سطح مقدماتي را آموخت. وي همان گونه كه در فضائل و مكارم اخلاقي اسوه و نمونه بود در نگاهداري و حفاظت و حراست از دستاوردهاي انقلاب خون بار اسلامي تلاش و كوشش كرد، لذا از بدو تشكيل پايگاه مقاومت شهيد مظلوم بهشتي به عضويت بسيج درآمد و به‌عنوان يكي از نيروهاي فعال در بسيج حضور داشت.شهيد فلاحي هفت ماه و 4 روز در جبهه حق عليه باطل جنگيد. وي 10 روز و 6 ماه در منطقه مريوان بود و 24 روز هم در منطقه هورالعظيم عاشقانه مبارزه كرد.طلبه شهيد محمد حسين فلاحي، در هجده سالگي در تاريخ 13/4/64 در منطقه هورالعظيم عمليات قدس به علت اصابت تير به ناحيه سرش به آرزوي ديرينه‌اش كه همانا شهادت بود رسيد و پيكر پاك و مطهر اين شهيد روحاني در تاريخ 15/4/64 در بهشت فاطمه بهشهر در كنار ديگر همرزمانش به خاك سپرده شد.

10 – شهيد ابوالحسن جعفري
طلبه شهيد ابوالحسن جعفري فرزند رمضان در تاريخ 15/5/1351 در روستاي تيرتاش از توابع بهشهر در خانواده‌ي مذهبي متولد شد.
وي پس از گذراندن تحصيلات سوم راهنمايي در سال 1364 وارد حوزه علميه شهر رستمكلا شد و از محضر آيت الله ايازي براي كسب علوم ديني و معارف اسلامي فيض برد، همچنين از اساتيد حوزه علميه كوهستان و حوزه علميه امام جعفر صادق بهشهر نيز بهره‌ها برد.
وي در سن 16 سالگي در تاريخ 31/4/1367 در علميات مرصاد با رشادتهايي كه از خود نشان داد، در محل شلمچه از ناحيه سر، دست و پا مورد اصابت تركش قرار گرفت، آرزويي كه در سينه مي‌پروراند برايش محقق شد كه همانا شهادت بود.
پيكر مطهر اين شهيد بزرگوار در تاريخ 1368 در زادگاهش تيرتاش به خاك سپرده شد.

11- روحاني شهيد سيد حسن فتاحي
روحاني شهيد سيد حسن فتاحي در سال 1343 هجري شمسي در منطقه دو آب سواد كوه در خانواده متدين بهشهري ديده به جهان گشود.وي دوران ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را با موفقيت سپري نمود و پس از اتمام تحصيل دروس كلاسيك را براي خود كافي ندانست و با شور وشوق وصف ناپذيري كه براي كسب معارف ديني و حوزوي داشت، تصميم گرفت به حوزه علميه قم برود.وي در دوران تحصيل حوزوي بود كه احساس كرد جبهه و رزمندگان به او و امثالش نياز دارد و بايد به كمك آنان بشتابد از اين رو درس حوزوي را رها كرد و با شتاب به‌سوي جبهه رفت.شهيد سيد حسن فتاحي شش بار در جبهه‌هاي حق عليه باطل از غرب تا جنوب كشور حضور يافت و به ياري رزمندگان شتافت و آخرين باري كه به جبهه رفت زماني بود كه متوجه شد به‌زودي عملياتي رخ خواهد داد، از اين رو بار سفر به‌سوي جبهه بست و در عمليات بزرگ والفجر 8 كه به فتح فاو معروف شد، حضوريافت. سرانجام اين سيد بزرگوار كه شوق پرواز داشت در تاريخ 24/11/1364 شمسي در منطقه جنگي فاو و در عمليات والفجر 8 درحالي كه بي‌سيم چي توپ بود شهد شيرين شهادت را نوشيد.

12- روحاني شهيد سيد صادق موسوي پور
روحاني شهيد سيد صادق موسوي پور فرزند حجت الاسلام سيد حبيب الله در سال 1342 در شهرستان بهشهر ديده به دنيا گشود. پدرش روحاني وارسته و متقي و از سادات بني فاطمه بود.
اين شهيد بزرگوار تحصيلات خود را در زمينه دروس حوزوي در مشهد ادامه داد و در كنار آن به تزكيه نفس و تعالي روح خود پرداخت و براي خود محاسبه و مراقبه ويژه‌اي داشت.
وي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر تحصيل در حوزه با چند نفر از دوستان خود در يك گروه رزمي شركت كرد و حدود چهارماه تاكتيك‌ها و تكنيك هاي رزمي و آموزشهاي سخت چريكي را فرا گرفت و سرانجام اين طلبه عاشق ولايت براي سومين و آخرين بار كه به جبهه رفت در حالي كه رشادتها و شجاعتها از خود نشان داده بود، در محور تنگه چزا به به همراه يك برادر ارتشي به وسيله گلوله خمپاره درتاريخ 20/10/1360 در هجده سالگي به درجه شهادت رسيد.

13- روحاني شهيد حجت الاسلام والمسلمين حبيب الله شريعتي فرد
اين شهيد در سال 1310 در منطقه هزار جريب روستاي اندراد از توابع شهرستان بهشهر ديده به جهان گشود.
تحصيلات حوزوي را تا سطح خارج، از محضر حضرت امام در نجف اشرف استفاده كرد و تحت تعليمات
علماي بزرگ نجف اشرف به تحصيل علوم حوزوي پرداخت با شكل گيري انقلاب اسلامي به كشور بازگشت و به تبليغ معارف ناب اسلام و انقلاب اسلامي پرداخت. ايشان در مسئوليت‌هاي عقيدتي سياسي مشغول به فعاليت و انجام وظيفه در نيروهاي مسلح شد.
وي در تاريخ 25/8/1360 در بازگشت از تهران درحوالي جنگل آمل به كمين منافقين برخورد و با مظلوميت به فيض شهادت نائل

 

 منبع سایت : روزنامه اطلاعات

   ( احادیث ) در موردتهمت

 

 

حدیث (1) امام صادق عليه‏السلام :

اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الايمانُ مِن قَلبِهِ كَما يَنماثُ المِلحُ فِى الماءِ ؛

هرگاه مؤمن به برادر [دينى] خود تهمت بزند، ايمان در قلب او از ميان مى‏رود، همچنان كه نمك در آب، ذوب مى‏شود.

كافى، ج 2، ص 361، ح 1

حدیث (2) رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

أَتَدرونَ مَا الغيبَةُ؟ قالوا: اَللّه‏ُ وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ قيلَ: أَرَأَيتَ إِن كانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن كانَ فيهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم يَكُن فيهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛
آيا مى‏دانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مى‏دانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى‏گويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى‏گويى در او باشد، غيبتش كرده اى و اگر آنچه مى‏گويى در او نباشد، به او تهمت زده‏اى.

الترغيب والترهيب، ج3، ص515، ح31

فهرست مواد ممنوعه 2011 منتشر شد

 
چهارشنبه 22 دي 1389 - ساعت 13:19
آژانس بين‎المللي مبارزه با دوپينگ:
فهرست مواد ممنوعه 2011 منتشر شد
جام جم آنلاين: آژانس بين‎المللي مبارزه با دوپينگ (وادا) همزمان با آغاز سال جديد ميلادي با اعمال تغييرات لازم و محسوس ، فهرست داروهاي ممنوعه را براي اطلاع ورزشکاران و مربيان و تبعيت از آن در سال 2011 منتشر کرد.

به گزارش مهر، اعمال تغييرات مورد نياز در فهرست داروهاي غيرمجاز کاري است که در روزهاي پاياني هر سال ميلادي توسط وادا انجام شده و به طور رسمي منتشر مي‎شود، چرا که رعايت آن در سال جديد ميلادي توسط تمام ورزشکاران، مربيان و مسئولان تيم‎هاي ورزشي سراسر دنيا در رشته‎هاي مختلف لازم و ضروري است.

در همين راستا و پيش از آغاز سال 2011 تغييرات ديگري در فهرست داروهاي ممنوعه اعمال شده که البته اين تغيرات بدون اضافه شدن داروي جديدي همراه بوده است. هرچند که استفاده از برخي داروها در قالب «مواد فاقد تاييديه» ممنوع اعلام شده است. ضمن اينکه در فهرست جديد داروهاي ممنوعه استفاده از برخي داروها در شرايطي خاص بلامانع اعلام شده است.

«مواد فاقد تاييديه» بخش جديدي است که در فهرست داروهاي غيرمجاز وادا براي سال 2011 لحاظ شده است. اين بخش به مواد «فارماکولوژيک» و داراي خواص دارويي اشاره مي‌کند که مصرف آنها در جهت افزايش کارايي ورزش است اما توسط هيچ يک از مقامات بهداشتي دولتي براي مصارف درماني تاييد نشده و در ساير بخش‎هاي فهرست وادا هم نامي از آنها نيست. مصرف اين مواد در فهرست مواد ممنوعه سال 2011 - در حين مسابقه يا خارج از آن - ممنوع اعلام شده است.

يکي ديگر از تغييرات ايجاد شده در فهرست جديد داروهاي غيرمجاز مربوط به حذف کردن «التزام» براي ورزشکاران در زمينه «اعلام مصرف» موادي است که ممنوع هم نيستند! پيش از اين لازم بود ورزشکاران در صورت استفاده از موادي که در فهرست مواد ممنوعه قرار ندارند موضوع را به افسران کنترل دوپينگ گزارش دهند اما اين «التزام» براي سال 2011 از فهرست مواد ممنوعه کنار گذاشته شد.

«سالبوتامول» يکي از داروهايي است که تا پيش از سال 2010 مصرف آن در صورت داشتن فرم معافيت مصرف درماني (TUE) مجاز بود. در فهرست سال گذشته وادا اين دارو در صورت اعلام شفاهي هم قابل مصرف بود. در فهرست جديد داروهاي ممنوعه نيز استفاده از «اسپري» سالبوتامول مجاز اعلام شده البته در صورتيکه ميزان مصرف آن از 1600 ميکروگرم در 24 ساعت تجاوز نکند.

همچنين فرآورده‌هاي مشتق شده از پلاکت که در سال 2010 در صورت مصرف از طريق تزريق عضلاني ممنوع اعلام شده بودند به دليل فقدان شواهد و دلايل اثبات کننده جديد در زمينه مصرف اين روش‎ها با هدف افزايش کارايي ورزشي از فهرست ممنوعه 2011 حذف شده است.

ACTOVEGIN که «اولترافيلتره» سرم گوساله و فاقد سلول‎هاي خوني بوده و پتانسيل افزايش انتقال اکسيژن را هم دارد براساس فهرست جديد مواد ممنوعه ممنوع نيست، مگر اينکه با «آنفوزيون» وريدي تزريق شود. چراکه تزريق وريدي با سرنگ ساده در صورتي مجاز است که ماده تزريق شده ممنوع نباشد و حجم تزريق هم بيشتراز 50 ميلي ليتر نباشد.

دکتر لطفعلي پورکاظمي ، دبير کل ستاد ملي مبارزه با دوپينگ (نادو) ضمن تاييد اين مطالب گفت: البته فهرست جديد داروهاي غيرمجاز آژانس جهاني مبارزه با دوپينگ تغييرات ديگري هم داشته است اما در کل داروي جديدي به عنوان داروي ممنوعه به اين فهرست اضافه نشده است.

وي همچنين هوشيار بودن ورزشکاران به هنگام استفاده از انواع داروها را به آنها توصيه کرد و اظهارداشت: در مجموع ورزشکاران بايد در استفاده از مواد مختلف آگاهانه عمل کنند حتي اگر داروي مورد مصرف آنها در فهرست مواد ممنوعه نباشد.

دبيرکل نادو در اين زمينه توضيح داد و يادآور شد: برخي مواد هستند که جزو داروي ممنوعه نيستند و ورزشکاران هم خيلي راحت از آنها استفاده مي‎کنند. اما اگر بعدها ثابت شود آن داروي خاصيت افزايش نيرو داشته و بايد در دسته مواد ممنوعه قرار بگيرند، با مصرف کنندگان گذشته آن هم برخورد شده و حتي در صورت مدال‌آوري، مدال آنها پس گرفته مي‎شود.

از شما دعوت می شود در اولین فرصت به کتابخانه سر بزنید!

از شما دعوت می شود در اولین فرصت به کتابخانه سر بزنید!
کودک خواندن کتابخانه سال اول دبستان آلمان کتابفروشی
کشور: 
آلمان

در روز ثبت نام نوآموزان پایه نخست دبستان، هر کودک هدیه‌ای به شکل یک قیف کاغذی از طرف کتابخانه عمومی شهر اوزنابروک "Osnabrück" در آلمان دریافت می‌کند، که در آن کارت دعوتی برای بازدید از کتابخانه قرار دارد.

در این کارت از هر کودک دعوت می شود که در یک فرصت مناسب همراه با همکلاسی‌هایش از کتابخانه عمومی شهر و یا یکی از شعبه‌های آن دیدن کند.
هنگام بازدید از کتابخانه، هرکودک کارت عضویت کتابخانه را به رایگان دریافت می‌کند. کتابخانه عمومی شهرهمچنین یک ساک پارچه‌ای که دربردارنده یک کتاب و اطلاعات لازم برای استفاده از کتابخانه است، در اختیار کودکان می‌گذارد.
کتابخانه عمومی شهر اوزنابروک "Osnabrück" با اجرای این طرح می‌خواهد که کودکان خیلی زود با کتابخانه و کتابخوانی آشنا شوند.
این کتابخانه عمومی از سال ۲۰۰۵ این طرح را با همکاری مراکز آموزشی و کتاب فروشان این شهر به اجرا می‌گذارد.

 

برگردان: 
ترانه وکیلی

دعوت به خواندن در کتابخانه عمومی شهر!

 

کتابخانه عمومی شهر اولم (Ulm) آلمان، ۱۰۸۵ بسته کوچک و سرخ رنگ را برای همه شاگردان کلاس اول  دبستان های شهر اولم می فرستد. هر یک از این بسته ها یک کارت عضویت کتابخانه و یک کتاب را در بردارند.

کتابخانه عمومی اولم  با فرستادن غیر منتظره این بسته ها می خواهد کودکان  لاس اول دبستان  این شهر را شوق آورد و آن ها را با لذت خواندن آشنا کند.
با اجرای این طرح، همه  دانش آموزان ۳۷ کلاس اول دوره دبستان شهر اولم ، کارت عضویت این کتابخانه عمومی را به رایگان دریافت می کنند. کتاب هدیه ای هم که در این بسته قرار دارد، کودکان را تشویق می کند تا بلافاصله کتاب را باز و لذت خواندن را کشف کنند. 
کتابخانه عمومی اولم (Ulm) این طرح را هر سال در نیمه دوم سال تحصیلی به اجرا می گذارد، زیرا مجریان این طرح بر این باور اند که آغاز سال تحصیلی زمان مناسبی برای اجرای آن نیست. بهترین زمان برای اجرای این پروژه نیمه دوم سال تحصیلی است، چون کودکان الفبا را آموخته اند و می توانند واژه ها را بخوانند و دریافت این بسته می تواند باعث تشویق آن ها به کتابخوانی شود.
از آن جا که کتابخانه به تنهایی قادر به اجرای این طرح نیست، کتاب فروشی های اولم به یاری آن شتافته و کتاب های مورد نیاز را در اختیار کتابخانه قرار می دهند.
در این بسته قرمز، دفترچه کوچکی نیز قرار داده می شود که برای کودک توضیح می دهد کتابخانه چیست و چگونه می توان از استفاده کرد و هم چنین اطلاعاتی برای پدر و مادرها در آن موجود است. این دفترچه راهنما به زبان ترکی نیز ترجمه شده و در اختیار خانواده های مهاجر ترک قرار می گیرد.
مسولان کتابخانه عمومی اولم  با اجرای طرح امیدوارند کودکان به سر زدن به کتابخانه و استفاده از آن تشویق شوند.
امسال کتابخانه عمومی اولم برای سومین بار این طرح را اجرا می کند.
 

برگردان: 
ترانه وکیلی

عسل طبيعي را چطور بشناسيم؟ منبه سایت :پرتال عسل ایران

 
 
عسل طبيعي را چطور بشناسيم؟

 Imageعسل‌هاي تقلبي
با اين همه عسل طرفداران زيادي دارد. شايد کمتر کسي را بتوان پيدا کرد که از خوردن عسل ابا کند. محبوب بودن عسل متاسفانه بعضي از آدم‌هاي سودجو را به فکر توليد عسل تقلبي انداخته است.
اين افراد گاهي از سيب‌زميني، شيره قند و يا شيره ذرت و... عسل تقلبي درست مي‌کنند البته گاهي اوقات نيز اين شيره‌ها را به زنبور مي‌خورانند و آن گاه عسل غيرطبيعي به دست مي‌آورند که در هر صورت چه عسل تقلبي و چه عسل غيرطبيعي با خصوصيات و خواص عسل خالص و طبيعي به شدت متفاوت است و مصرف آنها به هيچ‌وجه توصيه نمي‌شود.

 عسل طبيعي را چطور بشناسيم؟
برخي افراد از روي ميزان رطوبت عسل به وسيله برگرداندن شيشه عسل و سرعت بالا و پايين رفتن حباب‌هاي داخل شيشه يا به وسيله ميزان کش آمدن عسل، نحوه پخش شدن قطره عسل روي کاغذ کاهي، نحوه سوختن عسل روي شعله و ... در مورد طبيعي بودن يا نبودن عسل قضاوت مي‌کنند که هيچ‌کدام از اين روش‌ها دقيق و مطمئن نيست.

برخي از افراد خبره و باتجربه، عسل طبيعي را از نوع خاص شيريني و طعم ويژه‌اش مي‌شناسند و حتي نوع عسل را از نظر گياه مورد مصرف زنبور تعيين مي‌کنند زيرا هر گياه مزه خاصي به عسل مي‌دهد. بايد توجه داشت که عسل مصنوعي بيشتر مزه شيريني شکر مي‌دهد تا مزه خالص عسل. در هر صورت ما هيچ يک از اين راه‌ها را براي شناخت عسل طبيعي توصيه نمي‌کنيم. با توجه به مواد بسيار زياد تشکيل‌دهنده عسل، تشخيص خلوص آن به آساني ممکن نيست و حتما بايد از آزمايشگاه‌هاي معتبر کمک گرفت.

 توصيه به مصرف‌کنندگان عسل Image
• قيمت محسوس‌ترين چيزي است که مردم در خريد کالاي مورد نياز خود به آن توجه مي‌کنند اما بايد بدانيم که قيمت بالا و پايين نشانه خوبي يا بدي کالا نيست. متاسفانه افراد سودجو عسل‌هاي غيرطبيعي و تقلبي خود را با قيمت بسيار گزاف عرضه مي‌کنند تا ادعاي کيفيت مطلوب آن را به اثبات برسانند.

• چنانچه اشاره شد تشخيص خلوص عسل فقط توسط آزمايشگاه‌هاي معتبر امکان‌پذير است لذا به مصرف‌کنندگان عزيز توصيه مي‌شود که هنگام خريد عسل به پروانه‌هاي بهداشتي صادره از سازمان دامپزشکي کشور، پروانه بسته‌بندي از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و يا پروانه استاندارد توجه کنند. در صورت تاييد مراجع ذي‌صلاح فوق، اطمينان از انجام آزمايشات و صدور نتايج قابل قبول از معتبرترين آزمايشگاه‌هاي کشور حاصل مي‌شود.

 

 

 

 

حضور سرکار خانم تفضلی  ( کتابدار کتابخانه عمومی شماره 2 بهشهر)مورخ 23/11/1389 در مدرسه سپیده انقلاب

                                                                  

                                                              

جهت ترویج فرهنگ کتابخوانی و کتابخانه

فعالیت کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر به مناسبت سی ودومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایرا

آسیای صغیر در دوران عثمانی

آسیای صغیر در دوران عثمانی
مسجد سلیمانیه در استانبول٬ بین ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۰ م یکی از مشهورترین نمونه‌ای معماری مساجد جامع در دوره عثمانی

امپراتوری عثمانی از سال ۱۲۸۱ تا ۱۹۲۳ میلادی بزرگترین امپراتوری بود که بر کناره‌های دریای مدیترانه، آناتولی، بخش عمده‌ای از خاورمیانه، قسمتهایی از شمال آفریقا و جنوب شرقی اروپا حکم می‌راند. حکمرانان عثمانی از بزرگترین پشتیبانان هنر و هنرمندان بودند و نیز به علت کشورگشایی‌های متعددی که انجام می‌دادند، هنر این دوران از فرهنگ و هنر کشورهایی که تحت سلطه آنان قرار می‌گرفتند بسیار تأثیر پذیرفته بود.

هنر معماری عثمانی در ابتدا رنگ و بوی معماری سلجوقی را داشت که خود ریشه در معماری ایغورهای ترک آسیای میانه دارد. هنر عثمانیان در قرن نهم هجری نقطهٔ اوجی برای هنر اسلامی به ویژه در معماری به‌شمار می‌رود و می‌توان عنوان کرد که مساجد این دوره در ردیف زیباترین مساجد جهان قرار دارند. معماران عثمانی به ویژه در طراحی مساجد جامع در استانبول٬ پایتخت مرکزی دولت عثمانی، پایه کار خود را بر موازین معماری بیزانس منطبق ساختند. مکتب معماری عثمانی به مانند مکتب اسپانیا از تفکر اولیه اسلام پیروی ننمود. در این شیوه شاهد توجه بیش از حد معمار به نمای بیرونی بنا هستیم. استفاده از نمای بیرونی پر ابهت و با شکوه، تعدد گنبدهای فرعی، گنبد خانهٔ مرکزی وسیع و فراخ، شبستان‌ها در طرفین گنبدخانه، استفاده از مناره‌ها در چهار سوی بنا به شیوه‌ای بیزانسی، قوس‌هاو طاق‌های پلکانی و استفاده از سنگ به‌عنوان مصالح اولیه از ویژگی‌های معماری عثمانی به شمار می‌روند.[۳۸]

علاقه حکمرانان عثمانی به نقاشی باعث شد که آنان علاوه بر تشویق هنرمندان محلی، هنرمندان اروپایی را نیز به ترکیه دعوت کنند. توجه نقاشی عثمانی به جنبه‌های داستانی و تاریخی، آثار آنان را از نقاشی ایرانی متمایز می‌کند.[۳۹] در دوران عثمانی کارهای بسیار ظریف مینیاتور به چشم می‌خورد. در دوران فاتح سلطان محمد نقاشی‌هایی از غرب به عثمانی آورده شده و چند نقاش نیز به ایتالیا اعزام شدند.[۴۰] در عثمانی، هنرمندان تذهیب‌کار جلوه زیادی نکردند و اگر این هنر رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانی بود که با مهاجرت به عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند.[۴۱]

نمونه‌ای از خط دیوانی که توسط کاتبان عثمانی برای رقابت با خط ایرانی تعلیق و نگارش امور اداری و دیوانی به‌وجود آمد. "يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ"

خوشنویسی در دوران عثمانی بسیار مورد توجه بود و کاتبان عثمانی افزون بر رشد خط ثلث، خط دیوانی را پدید آورده و به اوج رساندند. خوشنویسی در دوره امپراتوری عثمانی دوره طلایی خود را گذراند.[۴۲] در این دوران با خط ثلث آثار فاخری در زمینه مذهبی بوجود آمد.[۴۳] حتی خط نستعلیق که خاص ایرانیان است در آن سرزمین رواج و محبوبیت نسبی یافت.

در دوره عثمانی انواع هنرهای صناعی و صنایع دستی رونق داشت مانند ساخت جواهرآلات و اثرهای هنری که بوسیله سنگهای قیمتی و یا فلز و سنگ تولید می‌شود؛ کار بر روی چوب که با روش‌هایی چون رنگ‌آمیزی، کنده‌کاری، برجسته‌کاری، تراشیدن، روکش و پختن چوب همراع بود؛ فلزکاری بر روی برنز و پس از آن مس، طلا و نقره که با روش کوبیدن و ریخته‌گری انجام می‌شد؛ ساختن آلات موسیقی با استفاده از انواع چوب و سیم و پوست حیوانات؛ انواع چینیهای مختلف، هنر شیشه به اشکال گوناگون مانند تزیینات پنجره‌های شفاف و یا به عنوان منجوق چشم خوردن؛ سنگ‌کاری که غیر از معماری در سنگهای قبور دیده می‌شود و با روش‌های منبت کاری، حک و کنده‌کاری و برجسته‌کاری به انجام می‌رسید؛ سبدبافی؛ نمدمالی و دهها هنر صناعی دیگر که توسط هنرمندان و صنعتکاران انجام می‌شد.[۴۴]


[ویرایش] ایران در دوران صفوی

نگارگری دورهٔ صفوی، تصویر رقص زنان با لباس‌های شفاف روی دیواری از کاخ چهلستون، اصفهان
نوشتار اصلی: هنر دوره صفوی

هنر دورهٔ صفوی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ ه‍.ق/ ۱۷۲۲-۱۵۰۱ م)از درخشان‌ترین دوران‌های هنر ایران است. هنر این دوره در بسیاری از زمینه‌ها، ادامهٔ دوران طلایی هنر دربار تیموریان به‌شمار می‌رود.[۴۵] معماری صفوی و یا نقاشی و خوشنویسی این دوره، کاملا ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند. به‌ویژه که حاکمان صفوی با حمایت گسترده خویش، این میراث را درخشان تر نموده، باعث رشد و گسترش آن شدند.[۳۷] در طی دوره صفویان آثار هنری بسیاری در ایران ساخته شد. حکمرانان صفوی اهمیت زیادی به فرهنگ و هنر و تمدن اسلامی می‌دادند.

معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالی‌بافی، فلزکاری، سفالگری، پارچه‌آرایی و بسیاری از هنرهای صناعی در دوره صفوی رشد چشمگیر داشتند و در این دوره در همهٔ این رشته‌های هنری، آثار ارزشمندی پدید آمد که جدا از نگارگری‌ها و خوشنویسی‌های زیبای بسیار، بناهای معماری مهمی مانند مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند. قالی اردبیل هم که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود یکی از آثار درخشان این دوره است. شهرهای مهم هنرپرور در عصر صفویان، اصفهان، تبریز، هرات و قزوین بوده‌اند.

از هنرمندان دوره صفوی، کمال‌الدین بهزاد، رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، آقامیرک و حسین بنا اصفهانی شناخته شده‌تر هستند.


[ویرایش] هند در دوران گورکانیان

خوشنویس و نقاش. بخشی از یک مینیاتور به شیوه مغول یا گورکانی مربوط به خمسه نظامی که برای اکبرشاه در ۱۵۹۵ م ساخته شده است و خوش‌نویس صاحب‌نام عبدالرحیم عنبرین‌قلم و دولت نقاش را در کارگاه شاهی نشان می‌دهد.

دوره گورکانیان هند ( ۱۵۲۶ ـ ۱۸۵۷ م) را آخرین عصر طلایی امپراتوری‌های اسلامی می‌نامند. مقارن زمان برخاستن صفویه یکی از نوادگان تیمور به‌نام بابُر که در منطقه فرارود حکومت می‌کرد به هند حمله و آنجا را فتح کرد و بر خلاف جدش تیمور یا سلطان محمود غزنوی، در همانجا ساکن شد و سلسله درخشان گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند را بنیان نهاد. سلسله‌ای که برخی از شکوهمندترین آثار هنری و معماری نظیر بنای تاج محل در دوره ایشان بنا شده‌است. [۳۷]

دیوان عام از قصر اکبرشاه در دوره گورکانیان هند در فاتح‌پورسیکری

پادشاهان گورکانی هند به هنر عشق می‌ورزیدند و دربار آنان مجمع هنرمندان مختلفی از سراسر دنیا به‌ویژه از ایران و تاحدی عثمانی بود. بسیاری از هنرمندان ایرانی در پی زوال و فروپاشی سلسله صفوی به دعوت امپراتوران یا حاکمان محلی هند به‌آن دیار مهاجرت کردند و گروهی نیز به دنبل یافتن بختی جدید، خود اقدام به جلای وطن کردند. از این رو ادامه سنت هنر تیموری و هنر درخشان صفوی به خوبی در دوره گورکانیان هند قابل مشاهده است. نقاشی، خوشنویسی و معماری و حتی شعر پارسی به بهترین نحو مورد پذیرش و حمایت امپراتوران گورکانی هند قرار گرفت. هنرمندان مختلف با حمایت و سرمایه امپراتوران گورکانی و درآمیختن هنر خود با برخی از عناصر هندی، ترکی و بومی آثار فاخری خلق کردند.

افزون بر امپراتوران گورکانی سایر حکام محلی هند نیز مانند حکمرانان سلسله‌های مختلف سلطنت دهلی در شمال شبه قاره هند و بهمنی‌ها٬ عادل‌شاهیان٬ نظام‌شاهیان احمدنگر و نظام حیدرآباد در دکن نیز حامیان گشاده‌دستی برای هنر به‌ویژه هنرهای ایرانی بودند.

[ویرایش] ایران در دوران زند و قاجار

فتحعلی‌شاه قاجار اثر میرزا بابا. آمیختگی سنت نقاشی ایرانی و نقاشی اروپایی در این اثر مشهود است.
بنای شمس‌العماره از درون محوطه کاخ گلستان نمونه‌ای از معماری تلفیقی دوره قاجار
خودنگاره. اثر کمال‌الملک هنرمندی که بیش از همه سنت‌ دیرینه نقاشی ایرانی را با پایه‌ریزی سنتی جدید دگرگون کرد.
نوشتار مرتبط: مکتب نقاشی قاجار

هنر دوره قاجار را می‌توان آخرین بازمانده از دوران طلایی هنرهای اسلامی بر شمرد و از این رو بسیار درخور توجه‌است. هنر این دوره به دلیل نزدیکی به دوره معاصر نیز دارای اهمیت است و بسیاری از کارهای هنری‌ که هم‌اکنون صورت می‌گیرد دارای ریشه‌هایی در هنر دوره قاجار است. تاثیر شدید هنرهای غربی که آشکارا در هنرهای اسلامی معاصر دیده می‌شود از این دوران رخ نمود.

در دوران‌های افشار، زند و قاجار نابسامانی‌های اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پس از فروپاشی امپراتوری صفوی، تضعیف پشتوانه فرهنگی و نبود حامیان گشاده‌دست برای هنرمندان، فقدان جهت‌گیری و مدیریت مشخص در عرصه فرهنگی و هنری و دلایل دیگری از این دست راه تقلید آگاهانه و یا ناآگاهانه از هنر اروپایی را گشود.

به طور کلی هنرها در زمان قاجار تلفیقی است از ادامهٔ هنرهای دوره‌های قبل از خود و هنرهای وارداتی اروپایی آن‌هم در سطحی نازل. هرچه به اواخر این دوران نزدیکتر می‌شویم غلظت تاثیرپذیری از غرب بر هنرهای سنتی ایران می‌چربد.

هرچند جامعهٔ قاجاری، جامعه‌ای سنتی بود اما نوعی گرایش و نگاه مثبت به هنر غرب پدید آمد و به تدریج فراگیر شد. در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگ‌های ایران و روس و شکست‌های پیاپی ایران و سپس تلاش‌های قائم مقام فراهانی و امیرکبیر٬ تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون، ورود صنعت چاپ و رواج مطبوعات، ورود برخی کارخانجات، تأسیس مدارس به سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بود.

در زمان فتحعلی‌شاه دومین شاه قاجار، هرچند هنر تا حدی تحت تأثیر هنر غرب قرار داشت اما به شدت متأثر از هنر دورهٔ صفوی بود و نوعی علاقه به بازگشت به سنت وجود داشت. در معماری علاوه بر بناهای کم اهمیت، ساخت بناهای عام‌المنفعه مثل ساختن پل و قنات و مرمت آرامگاه‌های ملی نیز به‌انجام رسید.[۴۶] خوشنویسی پس از یک دوره فطرت که با فروپاشی صفوی و مهاجرت خوشنویسان به هند و عثمانی شکل گرفته ود دوباره رجعتی نو یافت. از دوره فتحعلی‌شاه که شیفته ایران‌باستان بود چند نقش برجسته به‌سبک ساسانی به یادگار مانده‌است. دورهٔ سلطنت محمدشاه از نظر هنری دورهٔ تحکیم به‌شمار می‌رفت و نه تکامل.[۴۶]

دوره‌ طولانی و با ثبات سلطنت ناصرالدین‌شاه فصل نوینی در هنرهای قاجاری گشود. در این دوره امکان پرداختن به امور هنری و تجمل‌گرایی برای درباریان، شاهزادگان و اشراف و ثروتمندان تاحدی به وجود آمد؛ خود شاه هم از ذوق بی‌بهره نبود. از این رو و با حمایت آنان هنر و صنایع ظریف رونق پیدا کرد و جانی تازه یافت. دراین زمان صنعت چاپ که پیشتر وارد ایران شده بود، رواج یافت. درباریان و اعیان و اشراف ایران به پیروی از سرمشق‌های اروپائی خود و از روی خودنمائی و چشم و هم چشمی به نقاشی علاقه نشان می‌دادند. ایشان به نوعی تجمل هنری احتیاج پیدا کرده بودند که نتیجه عملی آن رونق کار تصویرگران و معماران بود. در چنین محیط فرهنگی و اجتماعی و با رقابت شاهزادگان و طبقات ممتاز شهرهائی چون تهران، اصفهان، تبریز یا شیراز در جلب هنرمندان مختلف رونقی بیش از گذشته گرفت.[۴۷] در زمینه معماری اگر چه در این دوران هنوز در گوشه و کنار کشور نشانه‌هایی از ادامهٔ شیوهٔ پیشین معماری موسوم به شیوهٔ اصفهانی به‌چشم می‌خورد و بناهای درخشانی ساخته می‌شد اما شروع انحطاط شیوهٔ اصفهانی در معماری از دوران محمد شاه قاجار رقم خورد هرچند این سستی و افول، پیش‌تر در دورهٔ افشار و زند آغاز شده بود در این مرحله کیفیت رنگ‌ها و غنا و شفافیت کاشی‌ها رنگ باخت و مصالح به کار رفته در بنا و شیوهٔ ساخت و ارئه تزیینات افت چشم‌گیری کرد. با این وجود در این دوره به تزیینات توجه فراوانی شد که آن را در کاخها و منازل مسکونی مهم این دوره می‌توان مشاهده کرد. آیینه‌کاری و گچ‌کاری به سرعت رایج شد و سقف‌های چوبی خانه‌ها نقاشی شدند.[۴۸] در این دوره نوآوری‌های اساسی در معماری مذهبی و سنتی بازارها، حمام‌ها و کاروانسراها صورت گرفت.[۴۶]

در این دوره خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و نسخ و ثلث نهادند و در توسعه آن کوشیدند. با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله اساتید قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیق‌نویسی تغییراتی حاصل شد.[۴۹]

در زمینه هنر نمایش رواج رونق تکیه به این عهد باز می‌گردد. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه بین دویست تا سیصد محل جداگانه برای برگزاری تعذیه اعم از تکیه و حسینیه و میدان وجود داشت.[۴۸] هنر عکاسی در این زمان وارد ایران شد و ناصرالدین شاه شخصاً در این هنر دست داشت.[۴۸] پیدایش مطبوعات و چاپ راه را برای ظهور هنر مدرن گرافیک گشود.

به‌طور کلی هنر قاجاری در سطح نازل‌تری نسبت به هنر دوره‌های قبلی ارزیابی می‌شود و اغلب آثار پدید آمده در این دوران دارای شکوه و عظمت پیشین نبودند.[۴۶]


[ویرایش] دوران معاصر

مسجد شاه فیصل در اسلام‌آباد پاکستان ساخت ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۳

عراق، ایران و مصر در دوره عباسیان

[ویرایش] عراق، ایران و مصر در دوره عباسیان

قصرالخلیفه یا کاخ عباسیان در سامرا٬ عراق٬ ۲۲۱ ه.ق/۸۳۶ م یکی از مشهورترین قصرهای اسلامی و نمونه‌ای معماری دوره خلفای عباسی

در زمان خلفای عباسی (۱۲۵۸ - ۷۵۰ م) کانون مرکزی دنیای فرهنگی و سیاسی اسلام به سوی شرق یعنی از سوریه به عراق منتقل شد. پایتخت آنان بغداد و برای مدت کوتاهی سامرا در شمال آن شهر بود. سیصد سال اول حکومت عباسیان، دورانی طلایی محسوب می‌شود و شهرهای بغداد و سامرا به عنوان مراکز فرهنگی و تجاری دنیای اسلام بود.[۲۳] مشخصات هنر عباسیان در ایران و مصر تحت حکومت خلفای عباسی نیز قابل بازشناسی است.

در این دوران سبکی جدید و مجزا و تکنیک‌هایی مدرن در تمام قلمرو مسلمانان گسترش یافت و تاثیر شگرفی بر هنر و معماری اسلامی گذاشت و بغداد و سامرا با سبکهای هنری و معماری تازه مرتبط شدند. امروزه هیچکدام از آثار معماری و هنری از زمان عباسیان در بغداد باقی نمانده اما سامرا همچنان مکانی ویژه برای فهم هنر و معماری دوران عباسی به شمار می‌رود.[۲۳]

در تاریخ هنر اسلامی، دوره عباسی به لحاظ شکل‌گیری و تکوین تزئینات وابسته به معماری و توجه به وجوهات زیباشناسانه آن اهمیت بسیار دارد.[۲۴] در سامرا شیوه جدیدی از کنده‌کاری به نام سبک اوریب که در آن اشکال هندسی و شبه گیاهی تکرار می‌شد، به طور گسترده‌ای برای تزئینات مورد استفاده قرار گرفت. این سبک در غرب با نام کاشیکاری اسلامی معروف است. بعدها این هنر مورد توجه بسیاری قرار گرفت و روی چوب، فلز و سفال نیز انجام می‌گرفت.[۲۳]

نمونه‌ای از نقاشی دوره عباسیان. فرشته‌ای در بوق می دمد. (احتمالا اسرافیل که در صور می‌دمد و خبر از برپایی قیامت می‌دهد.

در زمینه نقاشی مکتب بغداد یا عباسی با تصویر سازی کتب ترجمه شده از پهلوی، یونانی سانسکریت به عربی رایج شد. چهره‌ها در نگاره‌های این مکتب به نژاد سامی (عربی) شبیه‌است. تاثیر آثار نقاشان بیزانسی و مسیحیت را می‌توان باز شناخت. در این آثار رنگ زمینه نامحسوس یا اصلاً وجود ندارد. و نگاره‌ها از متن جدا نیستند و بخشی از متن به شمار می‌روند.[۲۵]

در زمینه سفالگری، سامرا همچنین شاهد استفاده وسیعی از رنگ در تزئینات و احتمالا معرفی تکنیک‌های نقاشی درخشان روی لعاب سفید بود. مهمترین دستاورد تکنیکی در آن زمان، یعنی اثرات روح بخش نقاشی درخشان روی فلزهای قیمتی، در قرون بعدی نیز از عراق به مصر، سوریه، ایران و اسپانیا گسترش یافت و در نهایت منجر به رشد و توسعه صنعت تزئینی سرامیک در دنیای غرب شد.[۲۳]

قالیبافی در دوره خلفای عباسی که به تجملات علاقه داشتند جانی دوباره‌ای یافت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمده‌است. «المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبه‌های پارسی داشته‌است و در کتاب حدود العالم از بافته‌های سیستان و بخارا و قالیچه‌های فارسی یاد شده‌ است.»[۲۶]

[ویرایش] تونس و مصر در دوران اغلبیان و فاطمیان

داخل مسجد جامع الازهر در مصر نمونه‌ای از معماری دوره فاطمیان ۹۷۲ م

زمانی که مسلمانان شمال افریقا را فتح کردند سبک خاصی در معماری نداشتند. ایشان با استفاده از سنتهای محلی و اقتباس از سبکهای هنری ایران و سوریه دست به ایجاد بناهای تازه زدند. افزون بر این از معماران و هنرمندان محلی و خارجی - اعم از قبطی، یونانی، سریانی و ایرانی - استفاده کردند و از طرحهای بناهای کهن بیزانسی و رومی نیز بهره جستند. به این ترتیب یک فرهنگ هنری ناهمگن‌ِ «عرب - بربر» به وجود آمد. در ابتدا مسلمانان فقط به منظور مقابله با حملات دشمن قلعه و رباط می‌ساختند، اما پس از مدتی به ساخت بناهای مذهبی هم پرداختند و سرانجام قصرهای باشکوهی نیز احداث کردند که آنچه اکنون برجای مانده، بیشتر همان ساختمانهای مذهبی است.[۲۷]

عربی کردن فرهنگ مردم مصر چندان زمانی نبرد، اما این در مغرب سالها به درازا کشید. مصر پس از پذیرش اسلام، نقش فعالانه‌ای در پدیدآمدن فرهنگ اسلامی - عربی داشت. نخستین شهرهای عربی در مصر مانند فسطاط دارای ویژگی‌هایی شبیه به اردوگاه‌های نظامی بود. عناصر اصلی شهرها را مسجد، قصر، حمامهای عمومی و پادگان و حصارهای عظیم و مستحکم تشکیل می‌داد. ویژگیهای معماری مذهبی در قرنهای ۱-۳ق‌/ ۷-۹م در آنجا، بنای مسجدهای بزرگی چون مسجد عمرو بن عاص قابل مشاهده‌است.[۲۷]

ازجمله بناهای غیرمذهبی در این دوران «مقیاس النیل» واقع در جزیره روضه در نزدیکی قاهره قابل ذکر است که برای اندازه‌گیری میزان بالا و پایین آمدن سطح آب نیل ساخته شد. از ویژگی‌های معماری اواخر سده ۳ق‌/۹م (دوره طولونیان) و سده‌های ۴-۶ق‌/۱۰-۱۲م (دوره فاطمیان) برپایی بناهای عظیم، طرح‌ریزی شفاف حجم‌ها و تزیینات به صورت گچ‌بری و حجاری است. مسجد ابن طولون که صورت اولیه خود را تا امروز حفظ کرده‌است و مسجد جامع الازهر و مسجد الحاکم در قاهره در شمار بناهای این دو دوره‌اند.[۲۷]

نخستین آرامگاه‌های فاطمیان دارای نقشه مربع، طاقی در وسط هر نما و گنبدی بر پایه‌ای هشت ضلعی بودند. برای تزیین مقبره‌ها مقرنس نیز به کار برده می‌شد. مناره‌های دوره فاطمیان دارای پایه مربع و بدنه استوانه‌ای بود که بالای آن طاقک هشت ضلعی قرار داده می‌شد. از آثار معماری شهری باقی مانده در قاهره سه دروازه به نام‌های «باب‌الفتوح»، «باب الزویله» و «باب النصر» قابل ذکر است.[۲۷]

اغلبیان به آبادانی و ساختن بناها اشتیاق داشتند. زیادةالله اول مسجد برزگ قیروان را ساخت و احمد فرمانروای اغلبی نیز مسجد بزرگ تونس را تجدید بنا کرد. افزون بر این آثار بسیار برای آبیاری و کشاورزی در مناطق جنوب افریقا که چندان حاصل‌خیز نبود، ساخته شد. از بناهای معروف دوره اغلبیان افزون بر دو مسجد نام‌برده مسجد جامع سوسه را نیز می‌توان نام برد.

قیروان پایتخت اغلبیان نخستین شهر اسلامی بود که از گسترش اردوگاه نظامی عربی در سده ۱ق‌/۷م به وجود آمد. سنت بناهای مذهبی شرق با سنتهای محلی مغرب آمیخته شد وویژگی‌های مساجد قرون وسطایی مغرب و اندلس را پدید آورد. بنای این مساجد شامل شبستان ستوندار و راهروهای متعدد عمود بر دیوار محراب که به صحن وسیع سنگفرش شده باز می‌شدند، و نیز گنبدها و سقفهای مسطح بر روی ناو محوری و ناو محراب و مناره‌هایی بر پایه‌های مربع شکل در سه طبقه بود.[۲۷]

تحت تاثیر شورش‌های بربرها و سیاست استیلاگرانه اغلبیان معماری مذهبی و غیر مذهبی این دوره ویژگی دفاعی دارد. این روحیه خشن مربوط به دوره برقراری نخستین حکومتهای اسلامی در افریقای شمالی به صورت بسیار بارزی در بناهای شهر سوس دیده می‌شود. در معماری دفاعی، به ویژه در ساختن رباط استفاده از سنتهای محلی رومی و بیزانسی و نیز به کارگیری سبک قصرهای عربی خاور نزدیک مشاهده می‌گردد.[۲۷]

[ویرایش] سوریه، فلسطین و مصر در دوره ایوبیان، ممالیک و جنگ‌های صلیبی


[ویرایش] مغرب و اسپانیای اسلامی

منظر حیاط شیران از داخل اطاقی در کاخ الحمرا.
جزئیاتی از تزئینات کاخ الحمرا

نوعی از هنر که در دوران تسلط مسلمانان در اسپانیا شکل گرفت و توسعه پیدا کرد تأثیر شگرفی در معرفی هنر اسلامی به اروپاییان و نفوذ آن در هنرهای مدرن سده‌های بعدی داشت. اندلس یا همان اسپانیای امروزی، حلقه میانی فرهنگ و هنر اسلام و غرب است. طی حضور هشتصد ساله مسلمانان و تسلط حکومت خاندان‌های مختلف اسلامی مستقر در اسپانیا گروهی از مسیحیان نوعی سبک هنری متداول شد که از سده هشتم تا یازدهم میلادی (دوم تا پنجم ه‍. ق)در کنار معماری و هنر اسلامی تحول یافت. این شیوه در سده یازدهم میلادی با نفوذ و رواج هنر رومی‌وار متروک ماند و از میان رفت.[۲۸]

در معماری، اولین نمونه حضور مسلمانان در این بخش از دنیا مسجد جامع قرطبه است. حاکمان مسلمان برای ساخت شهری تحت عنوان «الزهرا» با فراخواندن معماران، هنرمندان، معبدسازان، خطاطان و نقاشان از سراسر اندلس، بغداد، مصر و حتی قسطنطنیه، شهری بسیار زیبا با بناهایی باشکوه بنا کردند. یکی از شکوه‌مندترین این بناها قصر الزهرا و به ویژه تالار پذیرایی آن بود. باغ‌ها و پارک‌هایی که در الزهرا ساخته شد این شهر را به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل نمود. تزیین هنری این قصر با نقش و نگار آیات قرآنی و گچ‌بری‌ها و نقاشیهای هنرمندانه‌ای همراه بود. در کنار قصر مسجد عظیمی نیز ساخته شد که یکی از بی‌نظیزترین معماری‌های اندلسی بود.[۲۹]

در میان بسیاری کاخ‌ها برجامانده از معماری دوران اسلامی اسپانیا مشهورتر از همه کاخ مستحکم الحمرا یا مقّر دژمانند و شکوهمند امیران مراکش گرانادا یا غرناطه معروف به سلسله بونصریان است.

همچنین٬ در کنار معماری، بدون تردید هنرهای دیگر اسلامی نیز در این سرزمین مؤثر افتادند. این تاثیر در رشته‌های مختلف هنری چون شهرسازی، معماری مساجد، کاخ‌ها، پارک‌ها و پل‌ها، ضرب سکه، خوشنویسی، زردوزی بر روی پارچه، نساجی و کاغذسازی، چشمگیر بود و در بطن خود دارای چنان روح زیباشناسانه و قدرتمندی بود که به همان صورت مورد تقلید اروپاییان قرار می‌گرفت. همچنین هنرهای تزیینی اسلامی چون: بافندگی، کنده‌کاری روی فلّز و عاج، سیم و زرکوبی روی مفرغ و فولاد با اسلوب معروف به «دمشقی» مانند ساختن، کلاه خودها و شمشیرهای گرانبها و به‌ویژه انواع کاشی‌سازی و سفال‌گری با رنگ‌های درخشان درهم بافته نیز شکوفان و مکتب‌ساز شد.


[ویرایش] ایران و آسیای مرکزی در دوران غزنویان و غوریان


[ویرایش] آسیای مرکزی و آسیای صغیر در دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان

نوشتار اصلی: هنر دوره سلجوقی
برج خرقان ساخته شده در ۱۵۰۳ م.
ابریق، هنر فلزکاری دوره سلجوقی، ایران ۱۱۸۰ - ۱۲۱۰ م. ساخته شده از برنج با حکاکی برجسته و منبت کاری شده با نقره. محل نگهداری موزه متروپولیتن نیویورک.

نوآوری‌های هنرمندان و معماران ایرانی در دورانسلجوقی و خوارزمشاهیان از هند تا آسیای صغیر نتایج و پی‌آمدهای وسیعی در بر داشت؛ و هنرمندان در گسترهٔ وسیعی از هنرها، شامل نساجی و سفالگری، عاجکاری، فلزکاری با ویژگی‌های منطقه‌ای آثار ماندگاری را خلق کردند.

در عصر سلجوقیان هنر معماری به شکوفایی و کمال نسبی رسید و هنرمندان و معماران آثار فراوانی بوجود آوردند. در اواخر عهد سلجوقی ترئینات گچبری و رنگ اهمیت زیادی یافت. کاشی لعابدار فیروزه‌ای در تزئین معماری بکار گرفته شد. سلجوقیان در بکارگیری گنبد دوپوسته سعی زیادی داشتند. نمونهٔ چشمگیر در این مورد گنبد مسجد جامع اصفهان است. بنای مدرسه از جمله بناهای مذهبی این دوران بود. معماری غیرمذهبی نیز همدوش معماری مذهبی بکار می‌رفت.

انواع متنوعی از سفالینه‌ها کمی پس از روی کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. همچنین در این دوره هنر و فن فلزکاری نیز به شکوفایی و توسعه ویژه‌ای دست یافت. در خوشنویسی خطی که قرآن به آن نوشته می‌شد هنوز خط کوفی بود اما رشد خط کوفی ایرانی در عهد سلجوقی به شیوایی خاصی رسید و شیوه ایرانی خط کوفی را پدید آورد. در همین عصر هم شاهد تذهیب در لابه لای حروف خطوط و سطرها نیز هستیم. شکل‌هایی که در تذهیب استفاده می‌شود بیشتر شامل نقش‌های گیاهی و بخصوص نقوش معروف به اسلیمی است.[۳۰]


[ویرایش] ایران و آسیای مرکزی در دوران ایلخانیان

نوشتار اصلی: هنر دوره ایلخانی
اسکندر در حال صحبت کردن با درخت نسخه‌ای از شاهنامه دوره ایلخانی حدود ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ میلادی.

هنر دوران ایلخانیان از دوران‌های شاخص هنر اسلامی به‌شمار می‌رود. مغولها در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری بخش وسیعی از دنیای متمدن آن زمان را تصرف کردند.[۳۱] در پی این حمله با از بین رفتن تسلط خلیفه بغداد بر سرزمین‌هایی مانند ایران پس از یک دوره رکود٬ شکوفایی مجدد هنرها و علوم آغاز شد.[۳۲]

بزودی با تثبیت حکومت ایلخانیان٬ فاتحان مغول هنرمندان را که جذب دربار عباسیان شده بودند، به خدمت خود گرفتند. وارثان چنگیزخان مغول با قبول دین اسلام دست به تأسیس دولت‌هایی در ایران زدند و هنرمندان را به پایتخت‌های خود در تبریز و مراغه کشاندند، از طرفی هم به علت مصالحه‌ای که بین حاکمان محلی شیراز صورت گرفت، شیراز از گزند و یورش مغولها در امان ماند و بر این منوال گروهی از هنرمندان نیز جذب شیراز شدند.[۳۲]

معماری و هنرهای وابسته نظیر کاشیکاری و گچبری در این دوره رشد قابل توجهی داشت.

در این دوره به سبب ارزشی که برای حفظ و احیاء آثار علمی و ادبی گذشته قائل می‌شدند، نهضت کتاب‌آرایی آغاز شد. پیش از آن عمده تولیدات هنری و کتاب‌سازی نفیس در انحصار تولید و رونویسی قرآن بود. همین آثار باعث ایجاد شیوه نقاشی این دوره‌ شد. شیوه‌ای که از نظر فنی به مراتب قویتر از نقاشیهای عهد سلجوقی است. تاثیر آشکار نقاشی چینی و وارد شدن عناصر تصویری چینی در آثار هنری ایران از نکات مهم در این عهد بود.[۳۲] آثار نگارگری این دوره را از آنجا که در تبریز پدید آمدند، به نام مکتب تبریز می‌خوانند.

از آنجا که در شیراز امنیتی نسبی بوجود آمد، هنرمندانی در آنجا دست به ایجاد آثاری متفاوت با مکتب تبریز زدند که تفاوت عمده آنها در تأثیرپذیری کمتر از شیوه‌های چینی است.[۳۲]

در خوشنویسی نیز پس از وقفه‌ای در روند رشد آن‌، با رونق کتابسازی خوشنویسی هم جان تازه‌ای گرفت. در این دوره در عرصه خوشنویسی اسلامی٬ خط تعلیق نخستین خط کاملا ایرانی رایج شد.[۳۲] هنر تذهیب نیز مورد توجه قرار گرفت.[۳۲]


[ویرایش] ایران و آسیای مرکزی در دوران تیموریان

نوشتار اصلی: هنر دوره تیموری
برگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان

دورهٔ تیموریان ۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍.ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و خارجی، دوره رونق فرهنگ، هنر، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود. دربارهای هرات، سمرقند، شیراز، تبریز و اصفهان به‌سبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود[۳۳][۳۴].

تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر علاقه نشان می‌داد. از این‌رو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان بودند. فرزند او شاهرخ و نوه‌هایش الغ‌بیگ، بایسنقر میرزا و ابراهیم میرزا نیز این سیاست را پی‌گرفتند. هنر نقاشی و خوشنویسی در دوره تیموری به شکوفایی قابل توجهی دست یافت.

فرمانروایی شاهرخ را سرآغاز یک عصر جدید و تجدید حیات در بعضی از انواع هنر معرفی کرده‌اند.[۳۵] در کتاب‌های پدیدآمده در این دوره شامل نفیس‌ترین مینیاتورها و استادانه‌ترین خوشنویسی‌ها هستند که به زیبایی تمام صحافی و جلدآرایی گشته‌اند.

پاره‌ای از زیباترین نقاشی‌ها، ریشه در مکتب هرات دارند که بطور کامل با حمایت شاهزاده‌های تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است. خطوط زیبای فارسی نظیر خط نستعلیق در دوره جانشینان تیمور شکل گرفت و آخرین مراحل تکاملی اش را در این دوره طی نمود. همچنین پاره‌ای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله می‌توان به مسجد گوهرشاد در مشهد و مسجد جامع گوهرشاد در هرات اشاره کرد.[۳۶] [۳۷]

سلطان حسین بایقرا از فرمانروایان متاخر تیموری نیز حامی هنرها، علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنردوست این خاندان نیز خود هنرمندی قابل بود. میراث فرهنگی و هنری تیموریان در دوران صفوی در ایران و گورکانیان در هند پی گرفته شد.

منبع : سایت ویکی پدیا

معماری اسلامی

معماری
مسجد سلطان احمد در استانبول
نوشتار اصلی: معماری اسلامی

شاید یکی از مهم‌ترین نمودهای هنر اسلامی معماری باشد. به‌ویژه مساجد چهار ایوانه و ستون‌دار که معرف هنر معماری اسلامی است.[۱۸] این عمارت‌های باشکوه، می‌تواند نأثیر فرهنگ‌های متفاوت در درون تمدن اسلامی را نشان دهد. به عنوان مثال عناصر رومی ـ بیزانسی، در معماری شمال آفریقا و اسپانیای اسلامی، در کاخ الحمراء در گرانادا، یا در مسجد جامع قرطبه به خوبی قابل مشاهده است.

نقش گنبد در معماری اسلامی بسیار قابل توجه بوده و طی قرن‌ها گنبد در معماری اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. قدیمی‌ترین گنبد باقی مانده در تاریخ اسلام، بخشی از بنای تاریخی قبةالصخره متعلق به‌سال ۶۹۱ میلادی است. یکی دیگر از گنبدهای شاخص متعلق به بنای زیبای تاج محل متعلق به معماری هندی ـ ایرانی از سده ۱۷ میلادی است. در اواخر سده نوزدهم میلادی گنبدهای اسلامی با معماری غربی ادغام شد.[۱۹][۲۰]


[ویرایش] خوشنویسی

فرمانی از فتحعلی‌شاه قاجار به خط شکسته نستعلیق ۱۲۴۶ ه‍.ق
نوشتار اصلی: خوشنویسی اسلامی

خوشنویسی بارزترین هنر اسلامی است[۲۱] خوشنویسی را می‌توان شاخص‌ترین هنر در پهنهٔ سرزمین‌های اسلامی دانست، و آن‌را به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان تلقی کرد. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است، زیرا در اصل، آن‌را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند. در سرزمین‌های اسلامی خط زیبا را نه فقط در نگارش قرآن، بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند.[۲۲]

در هنر اسلامی تزئینات خطی و خوشنویسی در همه جا به‌چشم می‌خورد در کتیبه‌های دیوارها و گنبدهای بناهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، منبرها، سکه‌ها، سفالینه‌ها، ظروف فلزی، سلاح‌ها، لباس‌ها و منسوجات، نسخه‌های خطی اسناد و کتاب‌ها و قطعات هنری تذهیب شده و درهمه جا از خط به عنوان عاملی تزئینی بهره گرفته‌اند.


[ویرایش] نقاشی

ساختن کاخ خورنق، کمال الدین بهزاد از مکتب هرات
دو عاشق نگارگری دوران صفوی، رضا عباسی، ایران ۱۶۳۰م
نوشتار اصلی: نگارگری ایرانی

هنر نگارگری یا نقاشی هرگز آنگونه که در هنر مسیحیان یا بودائیان مورد احترام بوده در سرزمین‌های اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است. به‌نظر می‌رسد که اسلام در دوران‌های اولیهٔ تاریخ خود، هنر نقاشی را به دیدهٔ خصومت می‌نگریسته است‌. چرا که در آن زمان هنرهای زیبا با اعتقادات و مراسم مذهبی مشرکین آمیختگی داشت‌. نقّاشی و مجسمه‌سازی مظهری از شرک بود که اسلام مأموریت دفع و انهدام آن را داشت‌.

با ظهوراسلام و طی حکومت امویان و عباسیان نمونه‌های نادری از نقاشی مشاهده می‌شود حتی در دوران سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه نیز عمدهٔ آثار به دست‌آمده شامل مصورسازی کتاب‌ها می‌باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخ‌هاست.

نقاشی اسلامی، به‌ویژه در سده‌های اولیه، وسیله‌ای بیان مستقلی نبود بلکه به‌نوعی مکمل ادبیات به‌حساب می‌آمد. اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است‌. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب می‌گرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه می‌کردند. به‌طور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتاب‌های معتبر ادبی و مذهبی‌. همچنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کرده‌اند.

اما به‌تدریج نقاشی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت یافت. با سقوط خلافت عباسی طی دوره ایلخانی هنرهای کتاب‌سازی و نقاشی رشد شگرفی کرد. تاثیر هنر چینی و نقاشی‌های آسیای شرقی و مرکزی در این دوران مشهود است. سنت نقاشی ایلخانی در دوره‌های خلافت فاطمی در مصر و تیموریان در ایران، عثمانی‌ها در ترکیه و گورکانیان در هند پی گرفته شد. هنر نقاشی اسلامی در دوره صفوی به اوج رسید و در دوران زند و قاجار رنگ و بویی تازه یافت.


[ویرایش] شعر اسلامی

نوشتار اصلی: شعر اسلامی

شعر اسلامی از وجوه برجسته هنری در فرهنگ اسلامی به‌شمار می‌آید که در سه زبان عربی، فارسی و ترکی به اوج رونق خود رسیده است. دو زبان مهم دیگر در شعر اسلامی، زبان اردو و بنگالی هستند.


[ویرایش] موسیقی

نوشتار اصلی: موسیقی اسلامی

موسیقی اسلامی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلمان‌نشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا می‌شود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبک‌های موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفته است. برخی از نظریه‌پردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمرده‌اند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی می‌دانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام می‌دانند. در مورد رقص به‌ویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارش‌هایی از رقص و آواز بانوان از سده‌های اولیه اسلامی تا کنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.


[ویرایش] قالی‌بافی و منسوجات

قالی ایرانی نمونه‌ای از هنر زیبا و باشکوه اسلامی.
نوشتار اصلی: قالی ایرانی

قالی‌بافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی مهم در کشورهای اسلامی به ویژه در ایران و آسیای مرکزی است که شهرتی جهانی دارد.


[ویرایش] سفالگری و کاشی‌کاری

ظرف سفالی لعاب‌دار، اسپانیا، حدود ۱۴۷۵ م
کاشی‌کاری دوره صفوی، داخل مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان
نوشتار اصلی: سفالگری

وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلمان‌نشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرح‌های تزئینی همواره تولید می‌شده است؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآورده‌های سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینه‌ها از آثار برجسته هنری به‌شمار می‌آیند. همچنین کاشی‌کاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمان‌ها به‌ویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کرده است و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب می‌شوند.


[ویرایش] هنرهای نمایشی

نوشتار اصلی: تعزیه

علاوه بر انواع هنرهای مختلف نمایشی مانند نمایش‌های خیمه‌شب بازی یا سایه عروسک‌ها و مانند آن‌ها تعزیه در ایران که نوعی نمایش سنتی در سوک مصائب حسین بن علی است یکی از نمونه‌های بارز هنرهای نمایشی سنتی در جهان اسلام می‌باشد.


جعبه‌ای از عاج برای نگهداری قطب‌نما٬گورکانیان هند، موزه لوور

[ویرایش] مجسمه‌سازی

مجسمه‌سازی در هنراسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بوده؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمین‌ها و دوران‌های اسلامی به نمونه‌هایی از آن برمی‌خوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبه‌های آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی و یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شده است.


[ویرایش] هنرهای صناعی

نوشتار اصلی: صنایع دستی

در سرزمین‌های اسلامی انواع مختلفی از صنایع دستی دستاوردهای فنی توسعه یافته‌ای به‌دست آورده‌اند و تنوعی بی‌نظیر دارند که یکی از نمودهای هنرهای اسلامی نزد سایر ملل به شمار می‌آیند.


معماری اسلامی

معماری
مسجد سلطان احمد در استانبول
نوشتار اصلی: معماری اسلامی

شاید یکی از مهم‌ترین نمودهای هنر اسلامی معماری باشد. به‌ویژه مساجد چهار ایوانه و ستون‌دار که معرف هنر معماری اسلامی است.[۱۸] این عمارت‌های باشکوه، می‌تواند نأثیر فرهنگ‌های متفاوت در درون تمدن اسلامی را نشان دهد. به عنوان مثال عناصر رومی ـ بیزانسی، در معماری شمال آفریقا و اسپانیای اسلامی، در کاخ الحمراء در گرانادا، یا در مسجد جامع قرطبه به خوبی قابل مشاهده است.

نقش گنبد در معماری اسلامی بسیار قابل توجه بوده و طی قرن‌ها گنبد در معماری اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. قدیمی‌ترین گنبد باقی مانده در تاریخ اسلام، بخشی از بنای تاریخی قبةالصخره متعلق به‌سال ۶۹۱ میلادی است. یکی دیگر از گنبدهای شاخص متعلق به بنای زیبای تاج محل متعلق به معماری هندی ـ ایرانی از سده ۱۷ میلادی است. در اواخر سده نوزدهم میلادی گنبدهای اسلامی با معماری غربی ادغام شد.[۱۹][۲۰]


[ویرایش] خوشنویسی

فرمانی از فتحعلی‌شاه قاجار به خط شکسته نستعلیق ۱۲۴۶ ه‍.ق
نوشتار اصلی: خوشنویسی اسلامی

خوشنویسی بارزترین هنر اسلامی است[۲۱] خوشنویسی را می‌توان شاخص‌ترین هنر در پهنهٔ سرزمین‌های اسلامی دانست، و آن‌را به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان تلقی کرد. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است، زیرا در اصل، آن‌را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند. در سرزمین‌های اسلامی خط زیبا را نه فقط در نگارش قرآن، بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند.[۲۲]

در هنر اسلامی تزئینات خطی و خوشنویسی در همه جا به‌چشم می‌خورد در کتیبه‌های دیوارها و گنبدهای بناهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، منبرها، سکه‌ها، سفالینه‌ها، ظروف فلزی، سلاح‌ها، لباس‌ها و منسوجات، نسخه‌های خطی اسناد و کتاب‌ها و قطعات هنری تذهیب شده و درهمه جا از خط به عنوان عاملی تزئینی بهره گرفته‌اند.


[ویرایش] نقاشی

ساختن کاخ خورنق، کمال الدین بهزاد از مکتب هرات
دو عاشق نگارگری دوران صفوی، رضا عباسی، ایران ۱۶۳۰م
نوشتار اصلی: نگارگری ایرانی

هنر نگارگری یا نقاشی هرگز آنگونه که در هنر مسیحیان یا بودائیان مورد احترام بوده در سرزمین‌های اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است. به‌نظر می‌رسد که اسلام در دوران‌های اولیهٔ تاریخ خود، هنر نقاشی را به دیدهٔ خصومت می‌نگریسته است‌. چرا که در آن زمان هنرهای زیبا با اعتقادات و مراسم مذهبی مشرکین آمیختگی داشت‌. نقّاشی و مجسمه‌سازی مظهری از شرک بود که اسلام مأموریت دفع و انهدام آن را داشت‌.

با ظهوراسلام و طی حکومت امویان و عباسیان نمونه‌های نادری از نقاشی مشاهده می‌شود حتی در دوران سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه نیز عمدهٔ آثار به دست‌آمده شامل مصورسازی کتاب‌ها می‌باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخ‌هاست.

نقاشی اسلامی، به‌ویژه در سده‌های اولیه، وسیله‌ای بیان مستقلی نبود بلکه به‌نوعی مکمل ادبیات به‌حساب می‌آمد. اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است‌. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب می‌گرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه می‌کردند. به‌طور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتاب‌های معتبر ادبی و مذهبی‌. همچنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کرده‌اند.

اما به‌تدریج نقاشی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت یافت. با سقوط خلافت عباسی طی دوره ایلخانی هنرهای کتاب‌سازی و نقاشی رشد شگرفی کرد. تاثیر هنر چینی و نقاشی‌های آسیای شرقی و مرکزی در این دوران مشهود است. سنت نقاشی ایلخانی در دوره‌های خلافت فاطمی در مصر و تیموریان در ایران، عثمانی‌ها در ترکیه و گورکانیان در هند پی گرفته شد. هنر نقاشی اسلامی در دوره صفوی به اوج رسید و در دوران زند و قاجار رنگ و بویی تازه یافت.


[ویرایش] شعر اسلامی

نوشتار اصلی: شعر اسلامی

شعر اسلامی از وجوه برجسته هنری در فرهنگ اسلامی به‌شمار می‌آید که در سه زبان عربی، فارسی و ترکی به اوج رونق خود رسیده است. دو زبان مهم دیگر در شعر اسلامی، زبان اردو و بنگالی هستند.


[ویرایش] موسیقی

نوشتار اصلی: موسیقی اسلامی

موسیقی اسلامی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلمان‌نشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا می‌شود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبک‌های موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفته است. برخی از نظریه‌پردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمرده‌اند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی می‌دانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام می‌دانند. در مورد رقص به‌ویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارش‌هایی از رقص و آواز بانوان از سده‌های اولیه اسلامی تا کنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.


[ویرایش] قالی‌بافی و منسوجات

قالی ایرانی نمونه‌ای از هنر زیبا و باشکوه اسلامی.
نوشتار اصلی: قالی ایرانی

قالی‌بافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی مهم در کشورهای اسلامی به ویژه در ایران و آسیای مرکزی است که شهرتی جهانی دارد.


[ویرایش] سفالگری و کاشی‌کاری

ظرف سفالی لعاب‌دار، اسپانیا، حدود ۱۴۷۵ م
کاشی‌کاری دوره صفوی، داخل مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان
نوشتار اصلی: سفالگری

وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلمان‌نشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرح‌های تزئینی همواره تولید می‌شده است؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآورده‌های سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینه‌ها از آثار برجسته هنری به‌شمار می‌آیند. همچنین کاشی‌کاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمان‌ها به‌ویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کرده است و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب می‌شوند.


[ویرایش] هنرهای نمایشی

نوشتار اصلی: تعزیه

علاوه بر انواع هنرهای مختلف نمایشی مانند نمایش‌های خیمه‌شب بازی یا سایه عروسک‌ها و مانند آن‌ها تعزیه در ایران که نوعی نمایش سنتی در سوک مصائب حسین بن علی است یکی از نمونه‌های بارز هنرهای نمایشی سنتی در جهان اسلام می‌باشد.


جعبه‌ای از عاج برای نگهداری قطب‌نما٬گورکانیان هند، موزه لوور

[ویرایش] مجسمه‌سازی

مجسمه‌سازی در هنراسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بوده؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمین‌ها و دوران‌های اسلامی به نمونه‌هایی از آن برمی‌خوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبه‌های آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی و یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شده است.


[ویرایش] هنرهای صناعی

نوشتار اصلی: صنایع دستی

در سرزمین‌های اسلامی انواع مختلفی از صنایع دستی دستاوردهای فنی توسعه یافته‌ای به‌دست آورده‌اند و تنوعی بی‌نظیر دارند که یکی از نمودهای هنرهای اسلامی نزد سایر ملل به شمار می‌آیند.


انتصاب رئيس و اعضاي هيئت مديره مركز خدمات حوزه هاي علميه و رئيس و اعضاي هيئت امناء دفتر تبليغات اسلا

طي احکامي از سوي مقام معظم رهبري صورت گرفت:
انتصاب رئيس و اعضاي هيئت مديره مركز خدمات حوزه هاي علميه و رئيس و اعضاي هيئت امناء دفتر تبليغات اسلامي
جام جم آنلاين: حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در احكامي جداگانه رئيس جديد و اعضاي هيئت مديره مركز خدمات حوزه هاي علميه و رئيس و اعضاي هيئت امناء دفتر تبليغات اسلامي را به مدت پنج سال منصوب فرمودند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در حكمي رئيس جديد و اعضاي هيئت مديره مركز خدمات حوزه هاي علميه را به مدت پنج سال منصوب فرمودند.

متن حكم به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

با توجه به اتمام دوره‌ي مسئوليت هيأت مديره‌ي محترم مركز خدمات حوزه‌هاي علميه، اكنون حضرات حجج‌اسلام جناب آقاي محمّدجعفري‌گيلاني، جناب آقاي سيّدحسن رباني، جناب آقاي سيّدابوالحسن نواب، جناب آقاي علي محمّدي‌خراساني، جناب آقاي حسين رحيميان، نماينده مديريت حوزه علميه قم، رئيس جامعه‌المصطفي‌العالميه را به عضويت هيأت مديره، و با اطلاع از رأي و نظر آقايان محترم هيأت مديره، جناب حجه‌الاسلام آقاي سيّدحسن رباني را به رياست آن مركز به مدت پنج سال منصوب مي نمايم.

اميدوارم به فضل خداوند رياست جديد مركز خدمات حوزه‌هاي علميه كه از تجربه‌ي طولاني مديريت و خدمت در عرصه‌هاي مهمّ فرهنگي حوزه‌اي برخوردار مي باشد، با بهره‌گيري از نظرات صائب آقايان هيأت مديره و همكاري مديران متعهد و نيروهاي كاردان در آن مجموعه، منشاء خدمات شايسته و مؤثر به حوزه هاي علميه باشند و بر غناي آن مركز بيفزايد.

وظيفه خود مي‌دانم از جناب حجه‌الاسلام آقاي سيّدابوالحسن نواب كه با سختكوشي و مديريت خود توانسته است از ابتداي تأسيس مركز تاكنون ضمن ايجاد زير ساخت‌ها و اقدامات مبنائي و اساسي در عرصه‌هاي متنوع خدمت‌رساني به روحانيون عزيز تلاشهاي فراواني مبذول دارد، صميمانه تشكر و قدرداني نمايم.

سيّدعلي خامنه اي
23/بهمن ماه/89
 
همچنين حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در حكم جداگانه اي رئيس جديد و اعضاي هيئت امناء دفتر تبليغات اسلامي را به مدت پنج سال منصوب كردند.

متن حكم به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

در آستانه پايان يافتن دوره‌ي مسئوليت هيئت اُمناء محترم دفتر تبليغات اسلامي، اكنون حضرات حجج اسلام جناب آقاي محمّدجعفري‌گيلاني، جناب آقاي محمّدي‌عراقي، جناب آقاي احمد واعظي، جناب آقاي سيّدعباس صالحي، جناب‌آقاي عبدالرضا ايزدپناه، جناب آقاي حميد پارسانيا، جناب آقاي احمد عابدي، جناب آقاي عليرضا اميني و جناب آقاي عبدالحسين خسروپناه و معاونت تبليغ مديريت حوزه‌ي علميه قم را به عضويت هيئت اُمناء و نيز با اطلاع از رأي و نظر آقايان محترم، جناب حجت‌الاسلام آقاي احمد واعظي را به مدت پنج‌سال به رياست آن دفتر منصوب مي نمايم.

اميدوارم رياست جديد آن دفتر كه خود از چهره‌هاي برجسته و فاضل حوزه مي‌باشد، با بهره‌مندي از توان ارزشمند و بالاي فكري و نظري آقايان هيئت اُمناء و به بركت وجود نيروهاي كارآمد و متعهد در درون مجموعه دفتر تبليغات و نيز با جلب هر چه بيشتر همكاري فضلاي متعهد و روشن‌بين و انقلابي حوزه‌ي علميه، بتواند آن دفتر را بيشتر از گذشته در توليد فكر و انديشه‌ي مبتني بر معارف اسلام ناب(قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام) و اقدامات نرم‌افزاري فاخر موفق و روزآمد نمايد.

وظيفه دارم از زحمات و تلاشهاي برجسته‌ وخدمات ماندگار جناب حجت‌الاسلام آقاي سيّدحسن رباني در طول مديريت موفق خود، صميمانه قدرداني و تشكر نمايم.

سيّدعلي خامنه اي
23/بهمن

واحد شمارش

 

اصله: برای درخت،چوب والوار

باب: برای دكان ، خانه

بار: برای كالا هایی كه به مقیاس معیّنی بسته بندی می شوند

برگ: برای كاغذ های جلد نشده

بند: برای یك د سته كاغذ و مقوا به مقدار معیّن

تخته: برای قالی، پتو و فرش

توپ: برای پارچه های ندوخته

تیر: برای فشنگ

ثوب: برای لباس دوخته

جام: برای شیشۀ پنجره، آئینه

جفت:برای كفش،جوراب، دستكش

جلد: برای كتاب

جین: برای قرقره، دكمه، مداد

حب: برای قند، آب نبات، قرص

حلقه: برای اشیاء گرد ،چاه

دانه: برای گردو، مداد و دیگر اشیاء قابل شمارش

دستگاه: برای ماشین آلات، راد یو،تلویزیون و ...

دسته: برای گل و گیاه

دوجین: برای بسته های دوازده تا یی

دهنه:  برای دكان و مغازه

دوجین: برای بسته های دوازده تایی(كمربند، گرد نبند)، قنات

سر: برای گاو، گوسفند، گلّه ، افراد خانواده

سكّه: برای انواع پول فلزی

شعله: برای لامپ و شمع و نظایر آنها

شیشه: برای ظروف مایعات.

طاقه: برای پارچه، شال، شال گردن

طغرا: برای نامه، پاكت و سند های دیگر

عدد: برای پرندگان

عدل: برای دسته های بزرگ و سنگین كالا،پنبه، پارچه و كاغذ

عراده: برای توپ و تانك و اسلحه سنگین چرخ دار

فال:  برای گردو

فروند: برای وسایل نقلیه هوایی و دریایی

فقره: برای اسناد پرداختی (چك و سفته)

قبضه: برای از چاقو تا مسلسل

قراسه: برای بند كفش، مداد، لوازم التحریر

قطره: برای اشك،خون، جوهر و بعضی مایعات

قطعه: برای عكس،شعر،زمین،فرش

قلاده: برای جا نوران وحشی

 

واحد های شمارش

 

باب واحد شمارش خانه و مغازه
بار واحد شمارش کالای بسته بندی شده
برگ واحد شمارش کاغذ بدون جلد
بند واحد شمارش دسته‌ی کاغذ
تخته واحد شمارش قالی – پتو – فرش
واحد شمارش پارچه توپ
تیر واحد شمارش فشنگ
ثوب واحد شمارش لباس دوخته
جام واحد شمارش شیشه و آینه
کفش جوراب ، دستکش جفت واحد شمارش
جلد واحد شمارش کتاب
مداد قرقره ، دکمه و جین واحد شمارش
حب واحد شمارش قرص ، قند ، آب نبات
حلقه واحد شمارش فیلم ، لاستیک ، چاه
مداد گردو و دانه واحد شمارش
دست واحد شمارش مبل ، ظروف
شمارش رادیو ، تلویزیون ، دوربین دستگاه واحد
دسته واحد شمارش گل و گیاه
دوجین واحد شمارش بسته های ۱۲ تایی
دهنه واحد شمارش مغازه
رأس واحد شمارش حیوانات اهلی
رشته واحد شمارش قنات ، گردن بند
سر واحد شمارش گاو ، گوسفند ، گله
سکه واحد شمارش انواع پول فلزی
شعله واحد شمارش لامپ ، شمع
شیشه واحد شمارش ظروف مایعات
طاقه واحد شمارش پارچه
طغری واحد شمارش نامه ، پاکت
عراده واحد شمارش توپ ، تانک
فال واحد شمارش چند عدد گردو
واحد شمارش وسیله‌ی نقلیه‌ی هوایی ، دریایی فروند
فقره واحد شمارش چک ، سفته ، اسناد
قبضه واحد شمارش چاقو ، تفنگ ، مسلسل
قراسه واحد شمارش لوازم التحریر ، بند کفش

 

 

واحد شمارش ( جدیری )

یک نفر آدم

یک نفر شتر

یک نفر نخل

یک قلاده شیر

یک قلاده سگ

یک راس گوسفند

یک برگ کاغذ

یک جلد کتاب

یک یک گله گوسفند

یک خیل اسب

یک سلسله فیل

یک قبضه شمشیر

یک قبضه تفنگ

یک اراده توپ

یک تخته قالی

یک تخته پتو

یک دست لباس

یک دست استکان

یک قلمه درخت

یک نخ سیگار

یک قوطی سیگار

یک بوکس سیگار

یک کارتن سیگار

یک قوطی کبریت

یک قواره پارچه

یک توپ پارچه

یک قطعه زمین

یک قطعه عکس

یک بسته سبزی

یک دسته گل

یک حلقه انگشتر

یک حلقه فیلم

یک حلقه چاه

یک دهنه چاه

یک فقره پرونده

یک عدد صندلی

یک جفت کفش

یک دستگاه آپارتمان

یک دستگاه اتومبیل

یک قواره کت و شلواری

یک لوله تریاک

یک سینه راز

یک ذره خاک

یک مشت خاک

یک دهن آواز

یک کیسه سکه

یک کیسه سیمان

یک دانه انگور

یک حبه انگور

یک خوشه انگور

یک خوشه خرما

یک حبه قند

یک کله قند

یک لقمه نان

یک جرعه آب

یک فروند طیاره

یک کهکشان ستاره

یک تارمو

یک بیت شعر

یک سطر نوشته

یک پاراگراف مطلب

یک جمله سخن

یک قطره آب

یک قبس آتش

یک جعبه عتیقه

یک صندوق اشیا ء قدیمی

یک گروهان سرباز

 

تبصره:

کلمه های « عدد»، « قلم» ،« تا » و «فقره» واحدهای عمومی هستند که می توانند برای شمارش هر چیزی که واحد آن را نمی دانیم به کار ببریم .

 هم چنین « جفت » را برای هر چیزی که دوتا دوتا هستند مثل چشم ، گوش ، کفش ، جوراب و ... به کار می بریم .

عبارت« یک عالمه » برای کثرت به کار می رود . 

هم چنین از واحد های شمارش می توان « وجب » ، « ارش » ، « مشت » و  « گام » را نام برد .

 

 برای نشان دادن « مقدار » می توان از کلمات زیر استفاده کرد :

گرم ، کیلو ، مثقال، من ، تن ، خروار ، متر ، کیلو متر  و از این قبیل .







تصویر بدخش خاوری

   بدخش خاوری

بدخش خاوری قهرمان کشور و چندین دوره تورنمنت بین المللی مسئول فعلی هیات ووشو بهشهر.

خیر محترم کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر جناب آقای علی ملاءزاده

تصاویر دیدارباآيت‌الله «سیدصابر جباری» امام جمعه محترم و نماينده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری

     

دیدار دوستانه اداره فرهنگ وارشاد اسلامی و اداره کتابخانه های عمومی و جمعی از هنرمندان شهرستان بهشهر باآيت‌الله «سیدصابر جباری» امام جمعه محترم و نماينده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری

تصویر پارکت ملت شهرستان بهشهر سال 1340

تیم  فوتبال گرجی محله بهشهر سال ۱۳۴۷

تیم تیم  فوتبال گرجی محله بهشهر سال ۱۳۴۷

اسامی : از راست :گلپور  سرپرست / درویشی / قربانی/ صالحی / خادمی / عسگری / اسلامی / مقدم /  مرحوم خادمی مربی

نشسته از راست : سابقی / مرحوم ذبیح پور/ هاتفی / وحید پور/ احمدی / عابد

دیدار فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با فرمانده معظم کل قوا


در دیدار فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با رهبر فرزانه انقلاب که در سالروز بیعت تاریخی جمعی از افسران و کارکنان نیروی هوایی با امام خمینی (ره) در 19 بهمن سال 57 انجام شد، فرمانده کل قوا راز استحکام، ماندگاری و اثربخشی انقلاب اسلامی را، وجود انگیزه الهی، اخلاص و ایمان در بنای آن دانستند و به ضرورت حفظ وحدت آحاد مردم، تأکید کردند.

دیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتش


دیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتشدیدار جمع زیادی از فرماندهان، افسران، خلبانان و کارکنان نیروی هوایی ارتش

منبع سایت : شهید آوینی

تصاویر منتشر نشده از آخرین ژست های یک دیکتاتور


تصاویر منتشر نشده از آخرین ژست های یک دیکتاتور


تصویر بزرگ
عکس های زیر را باید آخرین ژست های محمدرضا شاه پهلوی در برابر دوربین های تلویزیونی در کاخ رویایی نیاوران تلقی کرد. پس از این تصاویر ، شاه دیگر فرصت قیافه گرفتن جلوی چشم های شیشه ای را پیدا نکرد.



به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از مشرق ، محمد رضا پهلوی ، در دی ماه سال 1357 ، سیاه ترین روزهای خود را در ایران می گذراند. موج تظاهرات مردمی و سقوط پی در پی دولت هایی که هر کدام با مشتی شعار و کورسوی امیدی می آمدند و پس از چند روز ساقط می شدند ، آخرین شاه ایران را در شرایط تحقیر کننده ای قرار داده بود. شاهی که تا چند ماه پیش ادعای تامین امنیت خاورمیانه را داشت، امروز توان ایجاد ثبات و برقراری حاکمیت خود بر کشور را نداشت.آخرین امید پهلوی ، شاپور بختیار بود که در روز 16 دی ماه ، کابینه خود را به شاه معرفی نمود، روز 26 دی ماه از مجلس و سنا رای اعتماد گرفت و روز 22 بهمن ماه سقوط کرد و تیر خلاص را بر جمجمه سلطنت در ایران شلیک نمود.

عکس های زیر را باید آخرین ژست های محمدرضا شاه پهلوی در برابر دوربین های تلویزیونی در کاخ رویایی نیاوران تلقی کرد. پس از این تصاویر ، شاه دیگر فرصت قیافه گرفتن جلوی چشم های شیشه ای را پیدا نکرد.عکس های بعدی او  در روز فرارش از فرودگاه مهرآباد گرفته شد که دیکتاتور آریامهری را در حال اشک ریختن نشان می داد. این تصاویر ، آخرین توان طاغوت پهلوی برای زنده نشان دادن خود است:

 

 تهران،11 دی ماه 1357-آخرین حضور شاه و  فرح دیبا در برابر گروه کوچکی از خبرنگاران خارجی در کاخ نیاوران. شاه گفت که به تعطیلات کوچکی فکر می کرد و به طور موقت کشور را ترک خواهد کرد.

  تهران،11 دی ماه 1357-آخرین حضور شاه در برابر گروه کوچکی از خبرنگاران خارجی در کاخ نیاوران. این عکس آخرین ژست شاه در کاخ نیاوران است. این ژست در حالی گرفته می شد که همه روزه میلیون ها نفر در سراسر ایران فریاد می زدند:« کاخ نیاوران را به خاک و خون می کشیم/ قسم به خون شهدا ، شاه تو را  می کشیم»

تهران،11 دی ماه 1357-آخرین عکسی که یک خبرنگار خارجی در ایران از شاه و همسرش گرفت. بعید نیست که در آن لحظه زیر لب زمزمه کرده باشد:« بای بای دیکتاتور»

 تهران،16 دی ماه 1357: شاه ایران برای آخرین بار در طول سه دهه حکومت خود نخست وزیر جدید، شاپوربختیار و کابینه اش را به به اصطلاح شرف یاب می کند.

تهران،16 دی ماه 1357: پایان آخرین شرف یابی آخرین دولت رژیم پهلوی.


منبع سایت : شهید آوینی

سیدجمال الدین بزرگ و انقلاب مصر


سیدجمال الدین بزرگ و انقلاب مصر
سید جمال الدین بزرگ آن مرد اسلام خواه، شجاع، مبارز و شاگردانش، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کنند، مصر بود. بنابراین، حرکات اسلام خواهی در مصر چنین سابقه ای دارد و شخصیت های بزرگ سیاسی و فرهنگی این کشور، همگی آزادیخواه بودند(بخشی از بیانات رهبر انقلاب در نمازجمعه تهران)

http://www.irdc.ir/storage/images/20110206154613t200-11.jpg

«مصر کشور بسیار مهمی است، مصر اولین کشور اسلامی است که با فرهنگ غربی آشنا شد، اواخر قرن ۱۸ شروع آشنایی مصر با فرهنگ غربی بود و اولین کشور اسلامی بود که در مقابل آن فرهنگ اروپایی و غربی ایستاد و عیوب آن را فهمید و در مقابل آن مقاومت کرد. سید جمال الدین بزرگ[1]  آن مرد اسلام خواه، شجاع و مبارز و شاگردانش، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کنند، مصر بود. بنابراین، حرکات اسلام خواهی در مصر چنین سابقه ای دارد و شخصیت های بزرگ سیاسی و فرهنگی این کشور، همگی آزادیخواه بودند»[2]
بی تردید سرآغاز تمام جنبشهای اسلامی در دوران معاصر که از حدود اواسط قرن سیزدهم خورشیدی شکل گرفته اند(چه در قالب مذهب شیعی و چه در قالب مذهب تسنن) را باید در  اقدامات و اندیشه های بزرگ مصلح شرق[3] و فردی که به تعبیر علامه شهید مرتضی مطهری 2قرن زودتر از روزگارش پا به عرصه وجود گذارده بود[4]  واکاوی نماییم. این جنبشها در واکنش به ضعف و انحطاط داخلی جوامع اسلامی و  سلطه  و استثمار استعمارگران غربی در کشورهای مختلف جهان اسلام نظیر ایران، مصر، هند، اندونزی، سودان، تونس، لیبی و . . . شکل گرفته اند.[5] در این مقاله ضمن اشاره به شخصیت و اندیشه های سید جمال الدین اسدابادی به ثمرات اقدامات ایشان که بیش از هرچیز دیگر در تربیت شاگردان برجسته ای  نظیر شیخ محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی ، حسن البناء  و . . .[6] متجلی گشته است خواهیم پرداخت.
سید جمال‌الدّین اسدآبادی (۱۲۱۷خورشیدی‌اسدآباد-۱۲۷۵خورشیدی‌استامبول) که از او با نام‌های جمال‌الدین الافغانی و سید محمد بن صفدر الحسین نیز نام برده می‌شود اندیشمند سیاسی و مبلغ اندیشه اتحاد اسلام بود. از سیدجمال با عنوان آغازگر نهضت بیداری اسلامی در سده‌های اخیر نام می برند. او از پنج سالگی به فراگیری دانش نزد پدر خود پرداخت. او برای ادامهٔ تحصیل به قزوین و سپس تهران مهاجرت کرد. وی در همین زمان و در حالی که بیش از شانزده سال نداشت، پس از چند دیدار با آیت‌الله طباطبائی مرجع بزرگ وقت درجه اجتهاد را دریافت کرد. مدت زمانی بعد عازم نجف شد تا از درس کسانی چون شیخ مرتضی انصاری بهره جوید. سید جمال الدین در سن ۱۸ سالگی در اکثر علوم رایج در آن زمان به مقام عالی رسید. سید به هندوستان، حجاز و مکه سفرهایی کرد و سرانجام به افغانستان مراجعت نمود. ودر آنجا شریک اسرار دوست محمد خان امیر افغانستان شد. در جنگ هرات نیز همراه او بود. سید جمال در ۱۲۵۴ هجری قمری، بنا به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و ضمن آشنایی با علوم جدید، سعی کرد تا مردم و خصوصا مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج کند. سیدجمال در هندوستان بنیانگذار بسیاری از حرکتهای اصلاحی اسلامی و حتی غیر اسلامی و ملی شد که در واکنش به استعمار بریتانیا پی ریزی شدند. سپس به مصر رفت و با دانشمندان آنجا همنشین شد. شیخ محمد عبده و گروهی از فضلای مصر در کلاس او حضور داشتند. در مصر با استقبال برخی مقامات دولتی روبرو شد و شروع به تدریس و تبلیغ کرد. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مصر از او بهره بردند و شیخ محمد عبده مفتی بزرگ مصر او  را  استاد خود می‌دانست. در تحولات سیاسی مصر نقش موثر داشت و به همین دلیل پس از مدتی به کوشش نمایندگان خارجی که منافع خود در مصر را در خطر می‌دیدند او را از مصر بیرون کردند.
سید جمال‌الدین، پس از کسب آموزه‌های لازم در زمینه‌های علوم اسلامی، در حوزه‌های دینی ایران و عراق، و کسب معرفت علمی و معنوی و آگاهیهای مورد نیاز یک مصلح اجتماعی و یک فعال سیاسی، به تحقیق و بررسی پرداخت و برای پیشبرد اهداف خود، به کشورهای مختلف شرق و غرب سفر کرد و به تماس و دیدار و مکاتبه با بسیاری از شخصیت‌های علمی و سیاسی برجسته و تاثیرگذار در عصر خود، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، پرداخت و در این راستا، توانست از علل و عوامل اصلی پیشرفت و ترقی جوامع غربی و در مقابل، انحطاط و عقب‌ماندگی ملل مشرق زمین و مسلمان شناخت عینی و واقعی به دست آورد و آنگاه، در مراحل زمانی و مکانی مختلف، به ارزیابی و جمع‌بندی تجربه‌ها و آگاهیهای به دست آمده، بپردازد و به همین دلیل، علل و عوامل عقب‌ماندگی مسلمانان و شکست مشرقیان در برابر هجمه استعمارگران را به مثابه یک بیماری فراگیر و مهلک، مورد توجه قرار داد و پس از آن، به بررسی راه‌های درمان و اصلاح پرداخت.
سیدجمال برای موفقیت در پیشبرد اهداف و نشر اندیشه‌های خود از هر وسیله مشروع و منطقی موجود استفاده نمود: بیان و قلم، خطابه و کتاب، تاسیس نهادهای مردمی، بنیادهای نیکوکاری، نشر مجله و روزنامه، نوشتن مقالات علمی و سیاسی و نامه‌های سرگشاده و بیانیه‌ها و افشاگریهای سیاسی با امضاهای متعدد:< السید، الحسینی، الافغانی، الاستامبولی، الرومی، السعدآبادی، الطوسی> و گاهی با رمز و استعاره مانند: <کهف> و <قسط> که با محاسبه حروف ابجدی همان نام سید است و همچنین انجام مصاحبه‌های گوناگون با جراید و مطبوعات بلاد اسلامی و کشورهای غربی، و مکاتبه یا ملاقات و گفتگو با رجال سیاسی و شخصیت‌ها و مراجع مذهبی، و حتی تاسیس سازمانهای سیاسی مانند: حزب الوطنی در مصر و جمعیت العروه‌الوثقی در فرانسه - که نشریه <العروه‌الوثقی> ارگان آن بود - از جمله اقدامات تاثیرگذار و آگاهی بخش و بیدار‌کننده سید، در زمان اقامت در هر کشوری بود. سید در مصر، <حزب الوطنی> را تاسیس می‌کند و اقدامات بشردوستانه بسیاری را با همکاری اعضای مصری حزب، در جهت خدمت به مردم محروم مصر انجام می‌دهد و در همان زمان به ملاقات با رجال و شخصیت‌های اجتماعی - سیاسی مصر می‌رود و البته این اقدامات باعث نمی‌شود که علمای الازهر را فراموش کند. و به همین دلیل سید با روشن‌اندیشان الازهر به بحث و گفتگو می‌پردازد، به طلاب الازهر درس فلسفه و کلام و هیئت و... می‌دهد و شاگردانی چون شیخ محمد عبده را - که بعدها مفتی دیار مصر گردید - تربیت می‌کند؛ ولی متاسفانه به همین علت هم با صلاحدید و توصیه سفارت انگلیس، سید به عنوان <یک عنصر نامطلوب و ماجراجویی آشوب طلب که عده‌ای از اوباش را دور خود جمع کرده بود>(!)، توسط خدیوی مصر، از مصر اخراج می‌گردد.
سید وقتی به هند می‌رسد، با پدیده نشر اندیشه‌های سکولاریستی، با حمایت و پشتیبانی همه جانبه استعمارگران انگلیسی روبرو می‌شود. در اینجاست که او به مثابه فرهنگبانی بیدار و هوشیار همزمان با فعالیت سیاسی، به پاسداری از اندیشه‌های اصیل و راستین اسلامی می‌پردازد و در همین رابطه رساله معروف <نیچریه یا ناتورالیسم> را تالیف و منتشر می‌سازد که در تمام نقاط شبه‌قاره هند، با استقبال عموم روبرو می‌گردد. همزمان، سید به نوشتن و نشر مقالاتی به زبان فارسی، در جراید فارسی‌زبان هند، اقدام می‌کند؛ اما از هند نیز به دستور استعمارگران انگلیسی حاکم، اخراج و رانده می‌شود که اسناد وزارت خارجه انگلیس چگونگی این امر را به خوبی نشان می‌دهد.
سید به ایران که می‌رسد، نخست به سراغ ناصرالدین شاه می‌رود و از او <دو گوش شنوا> برای شنیدن حرف حق می‌طلبد! و سپس مساله <قانون‌گرایی> و اجرای قانون را به جای خود کامگی مطرح می‌سازد که شاه را، طبق معمول، خوش نمی‌آید! و سید باز با تبعید و اخراج محترمانه از موطن خود روبرو می‌گردد؛ اما مبارزه ادامه می‌یابد و پس از سفر مجدد به ایران، چون از اصلاح ناصرالدین شاه ناامید می‌گردد، از حکومت ضد مردمی او به شدت انتقاد می‌کند که این بار در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) دستگیر و با وضع بسیار شدید و سختی از ایران اخراج می‌شود، و سید در عراق - که به آنجا تبعید شده بود - از میرزای شیرازی خواستار مبارزه منفی در برابر سیاستهای انگلیس می‌گردد و از او می‌خواهد که با <تحریم تنباکو> توان اقتصادی انگلیس را در ایران تضعیف کند و سپس خواستار خلع ناصرالدین شاه از سلطنت می‌گردد. سید در افشای توطئه استعمار انگلیس و ایادی داخلی آن در ایران، نقش اساسی داشت و همین افشاگریها و نامه‌های سرگشاده بود که سرانجام به صدور فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو و الغای قرارداد استعماری رژی، منجر می‌گردد. نامه‌ها و اسناد به جای مانده از آن دوران، به خوبی نقش پایه‌ای سید را در این مبارزه و پیروزی آن نشان می‌دهد.
سید در افغانستان به دیدار امیران حاکم می‌رود و برای مبارزه و طرد استعمار انگلیس از آن دیار، به حاکمان و امیران افغان مشورت می‌دهد و حتی به نوشته بعضی‌ها، در این مرحله و برای تحقق هدف، خود در عملیات مسلحانه علیه نیروهای اشغالگر شرکت‌ می‌کند؛ اما این بار نیز با انزوا و به گوشه‌ رانده شدن و سپس طرد از افغانستان مواجه می‌شود؛ ولی باز به مبارزه ادامه می‌دهد و در دربار خلافت عثمانی نفوذ می‌کند و طرح خاص خود را برای نجات ملل مسلمان و پیشرفت و ترقی آنان، از طریق برنامه وحدت مسلمانان و تقریب بین مذاهب اسلامی، با سلطان عبدالحمید در میان می‌گذارد و پس از موافقت وی، دهها نامه به علمای بزرگ شیعه و سنی، در ایران و عراق و مصر و افغان و هند و... می‌فرستد و آنها را به وحدت دعوت می‌کند. اما ارتجاع جیره‌خوار که در کنار خلیفه عثمانی بود، از برچیده شدن دکان عوام‌فریبی و از بین رفتن منافع شخصی خود، که از ایجاد اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی به دست می‌آمد، نگران می‌شود؛ بنابراین با نیرنگ و دسیسه، سلطان را به ضد او تحریک می‌کند و سلطان وظیفه استعمار انگلیس را به عهده می‌گیرد و سید از استامبول نیز اخراج و تبعید می‌گردد.
سید این بار با استفاده از فضای سیاسی فرانسه، به نشر مجله <العروه`‌الوثقی> با همکاری شاگردش، شیخ محمد عبده، می‌پردازد که این مجله، بخشی از فعالیتها و اقدامات سید در فرانسه را نشان می‌دهد؛ و متاسفانه به علت مکتوم ماندن اسناد آن دوران در آرشیو دولت فرانسه، حقایق بسیاری همچنان ناگفته مانده است!
سید
پس از تبعید به لندن، مبارزه را از آنجا علیه ناصرالدین شاه و دولتهای وابسته آغاز می‌کند و مجله <ضیاءالخافقین> را منتشر می‌سازد که به علت واکنش مقامات انگلیس، مجله تعطیل و سید طبق دعوت و درخواست مقامات عثمانی، برای ادامه گفتگو با سلطان عبدالحمید در احیای اندیشه وحدت طلبانه به استانبول باز می‌گردد. همزمانی پذیرش این دعوت با ترور ناصرالدین شاه در تهران - به دست یکی از مریدان سید میرزاآقاخان کرمانی- سلطان عبدالحمید و دیگر درباریان عثمانی را نگران می‌کند و از طرفی هم دولت ایران، به عنوان اینکه سید یک تبعه ایرانی است و قاتل شاه را تحریک نموده است، خواستار دستگیری و تحویل او به ایران می‌گردد؛ ولی سلطان عبدالحمید ترجیح می‌دهد سید را در <یلدیز سرایی> - یکی از خانه‌های خلیفه - زیرنظر قرار ‌دهد. بدین ترتیب سید نخست محصور و سپس ممنوع‌الملاقات می‌گردد و سرانجام هم پس از بیماری دندان یا مسمومیت ناشی از تزریق طبیب ویژه شاه عثمانی، به شهادت می‌رسد و در <شیخ لرمزارلقی> استانبول، به خاک سپرده می‌شود.

تشخیص بیماریهای اجتماعی و عقب‌ماندگی مسلمانان و گرفتاری و فقر و محرومیت ملل مشرق‌زمین، مرحله نخستین و مقدماتی و در عین حال اصلی طرح اصلاحی سید بود. سید مشکلات عمده و اساسی را در بلاد شرق - اعم از اسلامی و غیراسلامی - در امور زیر می‌دانست:
1- استبداد حکام.
2- جهالت و بی خبری توده ی مسلمانان و عقب ماندن از کاروان علم و تمدن .
3- نفوذ عقاید خرافی در اندیشه ی مسلمانان و دور افتادن آنها از اسلام نخستین.
4- جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیر مذهبی.
5- نفوذ استعمار غربی.
او  تنها به ذکر مشکلات بسنده نکرد و با ذکر دوای رفع  این دردها راه های درمان این مصایب و مشکلات را  اینگونه برشمرد:
1- مبارزه با خودکامگی مستبدان.
2- مجهز شدن به علوم و فنون جدید.
3- بازگشت به اسلام نخستین و دور ریختن خرافه ها و پیرایه هایی که به اسلام بسته شده است.
4- ایمان و اعتماد به مکتب.
5- مبارزه با استعمار خارجی.
6- اتحاد اسلام.
7- دمیدن روح پرخاشگری و مبارزه و جهاد به کالبد نیمه جان جامعه ی اسلامی.
8- مبارزه با خود باختگی در برابر غرب.

البته استعمار و ایادی رسمی و وابستگان غیررسمی آن با تبلیغ اندیشه‌های سکولاریستی، ناسیونالیستی و ضرورت جدایی دین و سیاست - مانند آنچه در غرب مسیحی رخ داده است - به مبارزه علیه اندیشه سید پرداختند. اما سید بر این باور بود که در برابر این توطئه شیطانی و غیراخلاقی دشمن، با احیای روح پرخاشگری و زنده نمودن انگیزه جهاد و شهادت در توده مردم، مبارزه همه جانبه با ظلم و سلطه <عملیاتی> می‌شود و در نهایت نقشه امپریالیسم خنثی و منتفی می‌گردد.
 
درباره بیماری عقب‌ماندگی مسلمانان، سید جمال‌الدین عامل اصلی آن را در دوری آنان از آموزه‌های قرآنی می‌دانست و به همین دلیل در مقاله <چرا اسلام ضعیف شد؟> به طور روشن و صریح می‌گوید که ما تا تعلیمات اسلامی و اصول قرآنی را در جامعه اجرا نکنیم و مسلمانان در این راستا به آموختن علم و دانش جدید نپردازند، سهمی در پیشرفتهای جدید و علوم و تمدن معاصر نخواهیم داشت. البته او رفع این مشکل و درمان این بیماری را وظیفه علما می‌داند و به‌طور شفاف از آنها می‌خواهد برای روشن کردن اذهان عمومی و دور ساختن مردم از خرافات و تشویق آنان به آموزش علوم جدید، به مثابه یک تکلیف یا عبادت معنوی، قیام کنند و در پایان مقاله خود می‌نویسد: <عالمی که در این راه قیام کند، نام او جاودانه خواهد ماند.>
درباره رفع اختلافات مذهبی و تنشهای فرقه‌ای و ایجاد وحدت اسلامی، سید در همه‌جا، به‌ویژه در مصر و ترکیه، با تمام قوا می‌کوشید و علاوه بر دهها ملاقات و گفتگو با بزرگان مذاهب اسلامی، دهها مقاله و نامه نوشت و آموزه‌های وحدت‌طلبانه یا تقریبی خود را گوشزد و ابلاغ نمود و در پیگیری همین هدف بود که به دار‌الخلافه عثمانی روی آورد و سلطان عبدالحمید را، که بر بسیاری از بلاد عربی سلطه داشت و حکومت می‌راند،‌ برای تحقق این هدف تشویق نمود و به رغم تجربه تلخ قبلی و تبعید محترمانه‌اش از استانبول، و علم و آگاهی بر بی‌کفایتی دستگاه دربار عثمانی، سعی نمود که سلطان را به پذیرش این طرح وادار نماید؛ چون در آن دوران، بسیج توده‌های مردم در غیر ایران و عراق و مناطق شیعه‌نشین، جز از طریق خلیفه سلطان عبدالحمید، امکان‌پذیر نبود، چون علمای اهل سنت او را <ولی امر مسلمین> می‌دانستند و در واقع دربست در اختیار مقام خلافت بودند.

سید درباره فریفتگی به غرب و آلوده شدن به بیماری مصرف‌گرایی و زندگی اشرافی، همانند سرمایه‌داران غربی، به مسئله بازیابی هویت اسلامی مسلمانان اولویت بخشید و برای تحقق این آرمان از هیچ کوششی فروگذار نکرد و شبانه‌روز تلاش نمود تا مسلمانان به طور دقیق به حقایق معارف متعالی اسلامی، اصول اخلاق برجسته انسانی و به هویت تاریخی - تمدنی خود پی ببرند و در پناه آن، اصالت خود را بازیابند؛ چرا که به حق باور داشت تنها در این صورت است که آنها قادر خواهند بود از گرداب و حضیض سقوط و انحطاط به اوج عظمت و تمدن شکوفای پیشین خود برسند و با نفی و طرد اندیشه‌های ضعیف‌پرور و تسلیم‌پذیر، در برابر ظلم و ستم یا فریفتگی در مقابل تمدن مادی غرب، به خویشتن خویش بازگردند.
در واقع اصولی‌ترین روش سید در این محور حساس و حیاتی، نگاه به درون خودآگاه و بازگشت به اسلام راستین، به دور از هرگونه خرافه‌گرایی و بدعت‌گزینی بود تا بتواند با احیای سنتهای صحیح سلف صالح، همگام با تقویت و نشر اصول اخلاقی و انسانی، به تشکیل یک جامعه مسلمان، به مفهوم واقعی کلمه، اقدام کند.به همین دلیل، سید جمال‌الدین در اکثر آثار خود، خواستار <بیداری عقول و نفوس> مسلمانان، یا <خودباوری> در برابر هر نوع <غرب‌زدگی> و <اروپاشیفتگی> بود و با همین دیدگاه، در نوشته‌ها و مقالات <الفضائل و الرذائل> در <العروه` الوثقی> راه نجات را نشان می‌داد.

از جمله ثمرات و محصولات جمال الدین اسدآبادی شیخ محمد عبده بود که آغازگر حرکتی جدید و ترویج تفکری جدید در باب اندیشه سیاسی اسلام شد. مرحوم شیخ محمد عبده مفتی اسبق مصر تحت تاثیر سیدجمال با نهج البلاغه آشنا می شود و شیفته‌ی آن می‌شود و به شرح این صحیفه‌ی مقدس و تبلیغ آن در میان جوانان مصری می‌پردازد. وی در مقدمه شرح خود می گوید:
«در همه‌ی مردم عرب زبان یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی علیه‌السلام بعد از قرآن و کلام نبوی شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و پر معنی‌ترین و جامع‌ترین سخنان است.»

 درواقع پس از سید جمال، دومین شخصیتی که نامش به عنوان مصلح در جهان اسلام، بالخصوص در جامعه عرب، برده می شود شیخ محمد عبده شاگرد و مرید سید جمال الدین اسد آبادی است. عبده روح خود و زندگی معنوی خود را مدیون سیدجمال می دانست. عبده همان دردهایی که سیدجمال تشخیص داده بود، احساس می کرد. محصولات فکری سید در آغاز حرکت اصلاحی در بسیاری از ملتهای مسلمان تاثیرات شگرف داشتند اما  سخنی به اغراق نیست اگر بگوییم بیشترین محصولات فکری سید جمال را در سرزمین فرعونها باید جست. علاوه بر محمد عبده اندیشمندان برجسته دیگری نظیر حسن البنا بنیانگذار جنبش اسلامی اخوان المسلمین، سیدقطب، سعدزغلول، احمدشوقی و . . . نیز در مصر و تحت تاثیر اندیشه های سید جمال تربیت شدند.

سیدجمال در واپسین روزهای عمر با برکتش به خوبی متوجه شد که اقدام از طریق دولتمردان فاسدی نظیر شاهان قاجار و دیگر حکام مستبد ممالک اسلامی راه به جایی نخواهد برد.[7] او به این نتیجه رسید که تنها  توده های ملل مسلمان می توانند وضعیت اسف بار فعلی خود را دگرگون نمایند و  به عقیده او این دگرگونی میسر نخواهد شد مگر ملتهای اسلامی  قبل از هر اقدام دیگری ریشه استبداد داخلی را از جای برکنند. سید جمال که در باب عالی در آنکارا زندانی بود، آخرین نامه خود را در سه شنبه 5 شوال 1314/9 مارس 1897، به یکی از دوستان ایرانی خود می نویسد و ناامید از نجات و حیات، کشته شدن خویش را انتظار می کشد. واپسین کلام سید آنچنان نغز و صریح است که نیاز به تحلیل ندارد. او در بندهایی از این نامه با عنوان "نامه ای به هم مسلکهای ایرانی" این موضوع را به شیوایی بیان می دارد:
« افسوس می خورم از این که کِشته های خود را ندرویدم. به آرزویی که داشتم کاملاً نایل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم. دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم امم مشرق بشنوم. ای کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعه ی مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود تخم های بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت فاسد نمی نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم، به نمو رسید. هر چه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه ی من، به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت.»[8]
 

[1] - تعبیر مقام معظم رهبری از سیدجمال الدین اسدآبادی.
[2] - بخشی از بیانات مهم رهبر انقلاب در جمع نمازگزاران تهران در دانشگاه تهران، جمعه 15 بهمن 1389.
[3] - تعبیری که در وصف سیدجمال الدین اسدابادی بسیار به کار برده می شود.
[4] - علامه شهید مطهری در کتاب "جنبشهای اسلامی معاصر در یکصدسال اخیر" با اشاره به این موضوع همچنین از ایشان به عنوان اولین احیاگر و نواندیش دینی در جهان اسلام نام برده اند. ایشان در وصف سید جمال می فرمایند:« «بدون تردید سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله ی اخیر، سید جمال الدین اسد آبادی معروف به افغانی است. او بود که بیدار سازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع بینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره جویی را نشان داد... نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی. او می خواست رستاخیزی هم در اندیشه ی مسلمانان به وجود آورد و هم در نظامات زندگی آنها... سید جمال در نتیجه ی تحرک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی – که داعیه ی علاج آنها را داشت دقیقاً آشنا شد.
سید جمال مهمترین و مزمن ترین درد جامعه ی اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد. او برای مبارزه با این دو عامل فلج کننده، آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه ی مسلمانان را در سیاست واجب و لازم شمرد و برای تحصیل مجدد عظمت از دست رفته ی مسلمانان و به دست آوردن مقامی در جهان که شایسته ی آن هستند، بازگشت به اسلام نخستین و در حقیقت حلول مجدد روح اسلام واقعی را در کالبد نیمه مرده ی مسلمانان، فوری و حیاتی می دانست. بدعت زدایی و خرافه شویی را شرط آن بازگشت می شمرد، اتحاد اسلام را تبلیغ می کرد و دست های مرئی و نامرئی استعمارگران را در نفاق افکنی های مذهبی و غیر مذهبی می دید و رو می کرد.»
[5] - اندیشه ها و اقدامات سید در قیام مهدی متمهدی در سودان، عرابی پاشا در مصر، امیر عبدالقادر در الجزایر، نهضت <پان اسلامیسم> علمای شبه‌قاره هند، پیدایش حرکت قانون‌خواهی در ایران، پیگیری وحدت اسلامی در عثمانی و ... نقشی ویژه‌ داشته است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه و آشنایی کامل با این جنبش ها رجوع کنید به : احمد موثقی گیلانی، جنبشهای اسلامی معاصر، تهران: سمت، 1374.
[6] - شیخ محمد عبده به شکل مستقیم در پای درس سیدجمال حضور داشته است ولی عبدالرحمن کواکبی و حسن البناء همانگونه که خود بارها اشاره داشته اند با واسطه شاگرد ایشان بوده  و  به ویژه حسن البناء از اندیشه های ایشان در شکل دهی جنبش اخوان المسلمین مصر بهره های  فراوان برد و اساسا شاکله تئوریک این جنبش که امروز در مصر رقیب اصلی حکومت مستبد مبارک محسوب می گردد بر اساس اندیشه های سیدجمال الدین پی ریزی گردیده است.
[7] - گذر زمان و وقوع انقلاب عظیم اسلامی در ایران و تحرکات صورت گرفته در دیگر ممالک اسلامی نظیر مصر، تونس و . . که با آغاز سال 2011 میلادی شدت گسترده ای یافته است بر درستی فهم جمال الدین اسدآبادی گواهی می دهند.
[8] - متن کامل نامه:
«دوست عزیز! من در موقعی این نامه را به دوست عزیز خود می نویسم که در محبس محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم. نه انتظار نجات دارم و نه امید حیات، نه از گرفتاری متألم و نه از کشته شدن متوحش. خوشم بر این حبس و خوشم بر این کشته شدن.
 
حَبسم برای ازادی نوع، کشته می شوم برای زندگی قوم. ولی افسوس می خورم از این که کِشته های خود را ندرویدم. به آرزویی که داشتم کاملاً نایل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم. دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم امم مشرق بشنوم. ای کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعه ی مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود تخم های بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت فاسد نمی نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم، به نمو رسید. هر چه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه ی من، به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت
.
 
امیدواری ها به ایرانم بود. اجر زحماتم را به فراش غضب حواله کردند. با هزاران وعده و وعید به ترکیه احضارم کردند. این نوع مغلول و مقهورم نمودند. غافل از این که انعدام صاحب نیّت، اسباب انعدام نیّت نمی شود. صفحه ی روزگار، حرف حق را ضبط می کند.
 
باری، من از دوست گرامی خود، خواهشمندم این آخرین نامه را به نظر دوستان عزیز و هم مسلکهای ایرانی من برسانید و زبانی به آن ها بگویید: شما که میوه ی رسیده ی ایران هستید و برای بیداری ایرانی دامن همت به کمر زده اید، از حبس و قتال نترسید، از جهالت ایرانی خسته نشوید، از حرکات مذبوحانه ی سلاطین متوحش نگردید، با نهایت سرعت بکوشید با کمال چالاکی کوشش کنید، طبیعت با شما یار است و خالق طبیعت، مددکار.
 
سیل تجدد، به سرعت به طرف مشرق جاری است. بنیاد حکومت مطلقه متعدم شدنی است. شماها تا می توانید در خرابی اساس حکومت مطلقه بکوشید، نه به قلع و قمع اشخاص. شما تا قوه دارید در نسخ عاداتی که میانه ی سعادت و ایرانی سد سدید گردیده، کوشش نمایید، نه از نیستی صاحبان عادات. هر گاه بخواهید اشخاص را مانع شوید، وقت شما تلف می گردد. اگر بخواهید به صاحب عادت سعی کنید، باز آن عادت، دیگران را بر خود جلب می کند. سعی کنید موانعی را که میانه ی الفت شما و سایر ملل واقع شده رفع نمایید. گول عوام فریبان را نخورید.»
منبع : سایت شهید آوینی

تصاویری از  زیبا کتابخانه

 

آب وهوا از سال 1358 لغایت1388 ) در خصوص روز پیروزی انقلاب اسلامی 22 بهمن

روزنامه جام جم 18/11/1389

روزنامه جام جم 18/11/1389

 
جهت بازي با تيم ملي فوتبال روسيه
تيم ملي فوتبال فردا در ابوظبي تمرين مي‌كند
جام جم آنلاين: تيم ملي فوتبال ايران براي رويارويي با تيم ملي فوتبال روسيه سه شنبه شب در ورزشگاه شيخ بن زايد ابوظبي تمرين خواهد كرد.

به گزارش ايرنا، تيم هاي ملي فوتبال ايران و روسيه ساعت 19:30 چهارشنبه در يك ديدار دوستانه به مصاف هم خواهند رفت.

در اين راستا ملي پوشان كشورمان ساعت 21 امشب از طريق فرودگاه امام خميني (ره) تهران را به مقصد دوحه ترك خواهند كرد و از آنجا راهي امارات و ابوظبي مي‌شوند.همچنين ملي پوشان كشورمان ساعت 15 عصر امروز اولين و تنها جلسه تمرين خود را در زمين اصلي كمپ تيم‌هاي ملي برگزار مي كنند.

طبق برنامه هماهنگ شده تيم ملي فوتبال ايران فردا - سه شنبه - قبل از تيم ملي روسيه در زمين ورزشگاه شيخ زايد ابوظبي تمرين مي‌كند.

ديدار با روسيه اولين ميدان تيم ملي ايران پس از شكست در جام ملت هاي آسيا محسوب مي شود.

قرار است عليرضا منصوريان و كريم باقري در اين ديدار هدايت تيم ملي ايران را برعهده داشته باشند.

روزنامه جام جم 18/11/1389

 
 
موج اعتراض به عربستان سعودي رسيد
جام جم آنلاين: ناآرامي‌هاي تونس و مصر و ديگر کشورهاي عربي بر عربستان سعودي نيز رسيده است. بهاي اجناس بالا رفته، مفتي اعظم کشور به حرکت‌هاي اعتراضي کشورهاي عرب انتقاد کرده و زنان سعودي و کمپيني اينترنتي پيشروي حرکت اعتراضي در عربستان سعودي شده‌اند.

ادامه جنبش‌اعتراضي در مصر در دومين هفته خود موجب بالا رفتن بهاي ميوه و سبزيجات در بازارهاي عربستان سعودي شده است، چون اين محصولات به طور معمول از مصر وارد اين کشور مي‌شوند. هم اکنون بهاي اين کالاها تقريبا دو برابر شده است. به گزارش "عرب نيوز"، برخي از بازاريان خواستار نظارت دولت بر بازار شده‌اند تا از بالا رفتن بي‌رويه قيمت‌ها جلوگيري شود.

انتقاد مفتي اعظم از قيام هاي مردمي

گذشته از تاثير ناآرامي‌هاي مصر بر بهاي برخي اجناس در عربستان سعودي، فضاي اجتماعي و سياسي اين کشور نيز در هفته‌هاي اخير متاثر از جنبش ديگر کشورهاي عربي بوده است. به گزارش "النهار آن‌لاين" شماره روز شنبه 5 فوريه مفتي اعظم عربستان سعودي، شيخ عبدالعزيز الشيخ ناآرامي‌هاي کشورهاي عربي را محکوم کرده و آن را "عملياتي پرهرج و مرج" خوانده که توسط "دشمنان اسلام" هدايت مي‌شود تا جهان اسلام را "شقه" کند.

روزنامه "الشرق‌الاوسط" قول مفتي اعظم عربستان سعودي را که معروف به نزديکي به خاندان سلطنتي اين کشور است، بدين صورت نقل کرده است: «اين عمليات پر هرج و مرج از سوي دشمنان اسلام است و آناني که به ايشان خدمت مي‌کنند.»

شيخ عبدالعزيز الشيخ گفته است: «تشويق مردم به شورش، به معناي ضربه به قلب ملت و درهم شکستن آن است.» وي ناآرامي‌هاي مصر و تونس را باعث صدمه ديدن اقتصاد "ملل مسلمان" و به قصد تبديل آنها به "کشورهاي عقب‌مانده" دانسته است.

اعتراض زنان به حبس بدون محاکمه زندانيان

در عربستان سعودي هم نارضايتي از حکومت خود را به شکل حرکت اعتراضي نشان مي دهد. به گزارش خبرگزاري رويترز، روز شنبه حدود 40 زن در برابر وزارت کشور در رياض خواستار آزادي زندانيان شدند. در عربستان سعودي تظاهرات معترضانه ممنوع است.

در اين کشور به ندرت صدايي اعتراضي عليه حکومت آن به گوش مي‌رسد. زناني که در روز شنبه دست به تظاهرات زدند، به حبس زندانيان بدون تشکيل دادگاه و بررسي پرونده آنها اعتراض داشتند. اين فعالان زن در برابر وزارت کشور با نيروهاي پليس مواجه شدند، اما پليس اجازه داد تا آنها تظاهرات خود را برگزار کنند.

سازما‌ن‌هاي حقوق بشري، چون عفو بين‌الملل، مدت‌هاست به عربستان سعودي انتقاد مي‌کنند که هزاران نفر از فعالان سياسي اصلاح‌طلب را به بهانه مبارزه عليه افراط‌گرايان سازمان القاعده زنداني کرده است. حکومت عربستان سعودي اين موضوع را انکار مي‌کند.

 کمپين اينترنتي

نشانه ديگري که دال بر بروز نارضايتي عمومي نسبت به مناسبات موجود در عربستان سعودي است، کمپيني است که توسط گروهي از فعالان سياسي اين کشور در اينترنت به راه افتاده است. اين گروه خواستار انجام اصلاحات سياسي در کشور است.

اين کمپين از روز 29 ژانويه در اينترنت شکل گرفته است. تا صبح يکشنبه 6 فوريه، 264 نفر عضو آن شده اند. درخواست‌هاي اين کمپين عبارت‌اند از مشروطه شدن سلطنت، مبارزه با فساد، برقراري رفاه عمومي و مقابله اساسي با بيکاري.

يکي از اعضاي اين کمپين در اينترنت نوشته است: «از دولت و پادشاه مي‌خواهم، اگر مي‌خواهند هنوز بر اين کشور حکومت کنند و پيش از آن که دير شود، دست به اصلاحات بزنند و به خواست‌هاي ما توجه کنند.»